Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.93K subscribers
342 photos
212 videos
51 files
794 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
دو روش فعال‌سازی نیم‌فاصلۀ استاندارد در وُرد

روش اول:
در هر وُردی، این مراحل را برای فعال کردن نیم‌فاصله طی کنید:
INSERT (منو) → Symbol → More Symbols... → Special Characters → No-Width Optional Break → Shortcut Key... → Press new shortcut key → Assign.

روش دوم:
گرفتن هم‌زمان کلیدهای Ctrl + Shift + 2. با این روش می‌توانید در همۀ برنامه‌های ویندوز نیز (مانند تلگرام دسکتاپ و ...) نیم‌فاصلۀ استاندارد بزنید.

یادآوری:
۱) هرگز برای درج نیم‌فاصله از - + Ctrl و دیگر کلیدها استفاده نکنید.
۲) در صفحه‌کلید فارسی استاندارد (FAS: Persian (Standard) Keyboard)، که در ویندوزهای هشت به بالا هست و فقط باید به‌عنوان صفحه‌کلید پیش‌فرض انتخاب شود، Shift + Space نیم‌فاصلۀ استاندارد می‌زند.
#ورد
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۲‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍243
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

درِ آفاق گشاده‌ست، ولیکن بسته‌ست
از سر زلف تو در پای دلِ ما، زنجیر

من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر
از من ای خسرو خوبان، تو نظر بازمگیر

گرچه در خیل تو بسیار به از ما باشد
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی
باز در خاطرم آمد که متاعی‌ست حقیر

این حدیث از سر دردی‌ست که من می‌گویم
تا بر آتش ننهی، بوی نیاید ز عبیر

گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست
رنگ رخسار خبر می‌دهد از سِرِّ ضمیر

عشقِ پیرانه‌سر از من عجبت می‌آید؟
چه جوانی تو، که از دست ببردی دلِ پیر!

من از این هر دو کمان‌خانۀ ابرویِ تو چشم
برنگیرم، وگرم چشم بدوزند به تیر

عجب از عقلِ کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه، که عاشق نبوَد پندپذیر

سعدیا! پیکر مطبوع برای نظر است
گر نبینی، چه بوَد فایِدِۀ چشمِ بصیر
#منهای_ویرایش
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۲‌۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
16👍4
Audio
غزل ۳۰۹ از کلیات سعدی
خوانش: سعیده تهرانی‌نسب
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۲‌۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
خموده

«خموده» در فارسی به معنای «پژمرده و افسرده و کسل و سست» به‌کار می‌رود. این واژه از «خمود» (واژه‌ای عربی) + «-ه» (پسوندی فارسی) ساخته‌ شده‌است، دقیقاً مانند «ساقه»، «جداره»، «جزوه»، «اصله»، و مانند این‌ها که همگی از واژه‌ای عربی و پسوندی فارسی ساخته شد‌ه‌اند. پس ساختِ صرفی‌شان یکی است و از آنجا که هر واژه‌ای می‌تواند به هر وندی بپیوندد و یک واژۀ مشتق بسازد (مشروط بر این‌که عمومِ اهل زبان آن را به‌کار ببرند و معنای مشخصی از آن اراده کنند)، پس اگر «خموده» نادرست باشد، باید ساخت‌های مشابهش نیز نادرست‌ باشند و اگر آن‌ها درست‌ باشند، «خموده» نیز درست است. گویا واژۀ «خَم» و «خمیده» نیز در تلفظِ «خموده» و معنایی که از آن اراده می‌شود بی‌تأثیر نبوده‌اند. درهرحال «خموده» تقریباً یک قرن است که در فارسی به‌کار می‌رود:

- «به‌محض آن‌که در مدرسه‌ای داخل می‌شدم [...] قوای خموده‌ام برانگیخته می‌شد.» (محمد حجازی، زیبا، ص ۲۲)
- «ای حس فره! فسرده شو در پی/ وی عقل قوی! خموده شو در سر» (ملک‌الشعرا بهار، دیوان اشعار، ج ۱، ص ۳۴۸)
- «چهره‌اش خموده و آرام به‌نظر می‌رسید.» (محمود دولت‌آبادی، از خم چمبر، ص ۳۱)
- «مادر گفت: [...] اورهان [...] از تو شاداب‌تر و خندان‌تر است. تو خموده شده‌ای.» (عباس معروفی، سمفونی مردگان، ص ۱۲۴)

بنابراین، برخلاف آنچه در کتاب غلط ننویسیم آمده و این واژه را نادرست شمرده، «خموده» درست‌ است و همیشه نیز نمی‌توان (و نباید) آن را با «افسرده» یا «سست» (به تجویز او) جایگزین کرد،‌ زیرا این واژه در پیِ برآوردنِ نیازی ساخته شده و رواج یافته‌است.

یادآوری:
اسمِ «خمودگی» نیز، به‌قاعده و به‌درستی، از «خموده» ساخته شده‌است و کاربردش بی‌اشکال است:
- «مردم را اندک‌اندک از خمودگیِ دیرین بیرون می‌آورد.» (محمدعلی اسلامی نُدوشن، روزها، ج ۲، ص ۱۲۹)
- «می‌کوشند [...] او را [...] از خمودگیِ فصل سرما بیرون آرند.» (عبدالحسین زرین‌کوب، نقش بر آب، ص ۴۴۱)

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍20
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک قاعدۀ فاصله‌گذاری

اگر الگوی «اسم + حرف اضافه + اسم» واژۀ مرکب (صفت، قید، یا اسم) بسازد، نیم‌فاصله یا بی‌فاصله نوشته می‌شود. چند مثال:
پابرجا، پادرهوا، تابه‌تا، تودرتو، جددرجد، حق‌به‌جانب، حلقه‌به‌گوش، خرتوخر، دست‌اندرکار، دست‌به‌دست، دست‌به‌سر، دست‌به‌سینه، دست‌به‌عصا، دم‌به‌دم، راه‌به‌راه، سربه‌راه، سربه‌زیر، سربه‌هوا، سردرگم، شانه‌به‌سر، شیرتوشیر، گوش‌به‌زنگ، لابه‌لا، لحظه‌به‌لحظه، لنگه‌به‌لنگه، مادربه‌خطا، نسل‌درنسل، و ... .
۱۴‌۰۰‌/‌۰‌۲‌/‌۳‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍19👏2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

الگوی «واژه + بُن مضارع + -‌ی» اسم می‌سازد و همیشه نیم‌فاصله یا بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: درست‌نویسی: درست (واژه) + نویس (بن مضارع «نوشتن») + «-ی».

۴۰ مثال دیگر:
آب‌رسانی، آدم‌فروشی، اتوشویی، اندازه‌گیری، ایمن‌سازی، بسته‌بندی، پاک‌سازی، پندپذیری، تندرَوی، جمهوری‌خواهی، خانه‌داری، خودزنی، خودکشی، خوش‌نویسی، خون‌ریزی، دروغ‌گویی، دوست‌یابی، رُک‌گویی، روشن‌بینی، زبان‌شناسی، سُس‌خوری، سهل‌گیری، شکسته‌نویسی، عقب‌نشینی، علم‌آموزی، عوام‌فریبی، فرصت‌طلبی، قالی‌شویی، کارتن‌سازی، کتاب‌خوانی، کم‌دانی، کناره‌جویی، گاه‌شماری، مردم‌گریزی، مشکل‌گشایی، ملی‌گرایی، نامه‌رسانی، واژه‌پژوهی، هستی‌بخشی، همه‌پرسی، و ... .

یادآوری:
بن مضارع = فعلِ امر منهای «بـ». مثال: برو ← رو.
‌۱‌‌۴‌‌۰‌‌۰‌‌‌/‌‌۰‌‌‌۲‌‌/۲‌‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍116👏1
جراید: زبان‌شناسان به‌تازگی در یکی از دورافتاده‌ترین روستاهای خراسان تنها جملهٔ باقی‌مانده از زبان میخی را ضبط و آوانویسی کرده‌اند:
mixey bexe nemixey naxe!
ترجمه: می‌خِی بِخه، نمی‌خِی نَخه!
معنی: اصلاً به من چه. گور بابات! 😅
#منهای_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
😁24👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک

تفاوت املا با رسم‌الخط چیست؟

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
7👍2
یک نکته‌ات بگویم!

«چه ... (و) چه ...» نوعی پیوند است که برای هم‌پایه کردنِ دو یا چند گروه یا جمله‌ به‌کار می‌رود: هر کتابی، چه ترجمه باشد و چه تألیف، نیازمند ویرایش است. ولی «چه ... (و) *یا ...»، که معمولاً در ترجمه‌ها دیده می‌شود، غیرمعیار و نادرست است.

نمونۀ غیرمعیار:
مشروعیت می‌تواند از طریق تعهدات ایدئولوژیک به‌خوبی تأمین شود، چه دینی باشد و یا ناسیونالیسم سکولار. (از یک کتاب ترجمه‌ای)

نمونۀ معیار:
مشروعیت می‌تواند از طریق تعهدات ایدئولوژیک به‌خوبی تأمین شود، چه دینی باشد و چه ناسیونالیسم سکولار.

این را هم ببینید: سه نکته دربارۀ «چه ... چه ...».
#دستورزبان #ویرایش_زبانی
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۳‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍12
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

«قابل-» به‌اصطلاح پیشوندواره است (پیشوندواره تکواژی است که هم در ساختِ واژه‌های مشتق به‌کار می‌رود و هم به‌عنوان واژه‌ای مستقل کاربرد دارد). پیشوندوارهٔ «قابل-»، همراه با یک کسره، به واژهٔ پس از خود (= واژهٔ پایه) می‌پیوندد و یک واژهٔ مشتق از نوع صفت می‌سازد، مانند «قابلِ‌قبول». کسره‌ای که پس از این پیشوندواره می‌آید به‌اصطلاح خفیف است و بنابراین تکیهٔ اصلیِ واژه‌های «قابل»دار برروی هجای آخرِ آن‌هاست. درنتیجه، اگر تکواژی نیز به آن‌ها افزوده شود، در پایانِ آن‌ها می‌آید. برای مثال، اگر به «قابل‌قبول» تکواژ نکره‌سازِ «-ی» بیفزاییم، می‌شود «قابل‌قبولی». بنابراین این واژه‌ها و واژه‌هایی که کسرهٔ خفیف دارند همواره نیم‌فاصله نوشته می‌شوند.

یادآوری:
اگر پس از این پیشوندواره دو واژهٔ متعلق به آن بیاید، کاملاً بافاصله نوشته می‌شوند. مثال: سخن او «قابل توجه و تأمل» است.
۱‌۴۰‌۰‌/۰‌۳/۱‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ دستوری و نشانه‌گذاری

بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام

ویدئو شرکت‌کنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
صفت مفعولی

تعریف
:‌ واژه‌ای که دلالت کند بر کسی یا چیزی که فعلی بر آن واقع شده‌است.

ساخت رایج: بن ماضی + «-ه»: (زیتون) پرورده، (لباس) چروکیده، (نان) سوخته، (خودرو) فرسوده، (متن) ویراسته، ... .

دو نکتۀ فاصله‌گذاری:
۱)‌ برخی واژه‌ها + صفت‌ مفعولی یک صفت مرکب می‌سازند و نیم‌فاصله می‌شوند:
آموزش‌دیده، تثبیت‌شده، جان‌باخته، دل‌‌سوخته، زبان‌بسته، قوام‌یافته، منتشرشده، ... .

۲) برخی از صفت‌های مفعولی نیز با «شده» می‌آیند و نیم‌فاصله می‌شوند:
دیده‌شده، ربوده‌شده، شسته‌شده، شنیده‌شده، گفته‌شده، نوشته‌شده، ... .

یک نکتۀ زبانی:
گاهی تحت تأثیر عربی برای برخی از واژه‌های فارسی نیز صفت‌های به‌ظاهر مؤنث به‌کار می‌برند که معنای مفعولی دارند:
درآمد حاصله (= «به‌دست‌آمده»)، کاغذ باطله (= «باطل‌شده»)، نامۀ وارده (= «واردشده»)، ... .
این صفت‌ها درست‌اند و ممکن است به‌مناسبت در متن‌های گوناگون به‌کار روند. برخی مانند «کاغذ باطله» همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند و برخی نیز مانند «درآمد حاصله» و «نامۀ وارده» درحال فراموشی‌اند. بی‌شک بهتر است که مثلاً به‌جای «نامۀ وارده» بنویسیم «نامۀ دریافتی یا رسیده».

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍132
معرفی ۲۰ کتاب جدید و مفید در زمینۀ نگارش و ویرایش:👇
https://www.instagram.com/tv/Ch2iAgbpPpn/?utm_source=ig_web_copy_link
۱۴‌۰۱/۰‌۶/۰‌۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
4👍2🙏2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
تمرین ویرایش
ابتدا متن ناویراسته را ویرایش کنید یا اشکالات آن را به‌خاطر بسپارید،‌ سپس پاسخ را ببینید و با ویرایش خود بسنجید.

ناویراسته:
- آندرانیک آساطوریان ویولون‌ زن امریکایی‌ تبار در ۷۳ سالگی در لوس‌ آنجلس درگذشت.
- قدیس فرانسوا دو سال اسقف ژنف بود و با کاپوجین‌ها برای نشر مذهب پروتستان در اسقف نشین خود رابطه تنگاتنگی داشت.

ویراسته:
- آندرانیک آساطوریان، آهنگساز و پیانیست ارمنی‌تبار، در ۷۳سالگی در لس‌آنجلس درگذشت.
- قدیس فرانسوا دو-سال اسقفِ ژنو بود و در اسقف‌نشینِ خود رابطۀ تنگاتنگی با کاپوچین‌ها برای نشر مذهب کاتولیک داشت.

نکات تمرین:
۱) آساطوریان پیانیست و ارمنی‌تبار بود، نه ویولن‌زن و آمریکایی‌تبار. (اشکال محتوایی)
۲) «ویولن» می‌نویسیم، نه «ویولون».
۳) الگوی «عدد + واژه + -ی» همیشه نیم‌فاصله نوشته می‌شود. پس «۷۳سالگی» بی‌فاصله است.
۴) «لس‌آنجلس» می‌نویسیم، نه «لوس‌آنجلس».

۵) «دوسال» ادامۀ نام «فرانسوا» است و «دو» + «سال» (عدد + معدود) نیست. در این مورد می‌توانیم یک تیرۀ نشکن (Nonbreaking Hyphen) میان دو واژه بگذاریم (دو-سال) یا اجزای جمله را جابه‌جا کنیم (اسقفِ ژنو قدیس فرانسوا دو سال بود). یک نمونۀ دیگر برای تیرۀ نشکن: آنتوان دو سَنت-اگزوپری.
۶) «ژنو» می‌نویسیم، نه «ژنف».
۷) «کاپوچین» با «چ» است، نه «ج».
۸) «مذهب کاتولیک» درست است، نه «پروتستان». (اشکالی محتوایی)
۹) در این ویرایش، برای رفع کژتابیِ احتمالی و نیز روان‌تر شدنِ جمله، «رابطۀ تنگاتنگی» از «داشت» فاصله گرفته و آرایش واژه‌ها نیز کمی تغییر کرده‌است.

یادآوری:
در ویرایش، هم به درستیِ محتوا باید توجه کرد و هم به زبان متن و هم به صورت آن.

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍20👏85
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به زندگی من خوش آمدید!

به‌مناسبت درگذشت عباس معروفی
نویسندۀ رمان پرآوازۀ سمفونی مردگان
abbasmaroufi.de/abbas-maroufi
و خاطره‌ای کوتاه و شنیدنی از گابریل گارسیا مارکِز (نویسندۀ نام‌آشنای کلمبیایی) از زبان عباس معروفی دربارۀ چیستی داستان
۱۴‌۰۱/۰‌۶/۱‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
11👍2
دربارۀ «اصطبل»

واژۀ عربی «اصطبل» برگرفته از واژۀ لاتینی stabulum (به معنای «توقفگاه، محوطه، طویله») است. واژه‌های انگلیسیِ stall و stable و آلمانیِ Stall و Stelle نیز برگرفته از همین واژۀ لاتینی‌اند. در فرهنگ‌های عربی، به عربی نبودن این واژه اشاره کرده‌اند (← الصحاح جوهری).
«اصطبل» سپس از عربی به فارسی راه یافته‌ و با املای «اسطبل» نیز نوشته شده‌است. با استناد به پیکره‌های زبانی فارسی، بسامد «اصطبل» بیشتر است. در فرهنگ روز سخن نیز «اصطبل» مدخل اصلی است و «اسطبل» به آن ارجاع داده شده‌است. بنابراین هر دو املا درست است، ولی «اصطبل» بر «اسطبل» ترجیح دارد.
از دیگر نام‌های اصطبل در فارسی: «آخور»، «باره‌بند» («باره» (در فارسی میانه، bārak) به معنای «اسب» بوده‌است)، «ستورخانه»، و «ستورگاه».
#واژه‌شناسی
۱‌‌۴‌‌۰۱‌/‌۰‌۶/‌‌۱‌‌‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍203
فاصله‌گذاری در خطّ فارسی.pdf
162.3 KB
احمد صفّار مقدّم، «فاصله‌‌گذاری در خطّ فارسی»، نامۀ فرهنگستان ۴/۹، ص ۱۲۳-۱۳۷
#فاصله‌گذاری
۱‌‌۴‌‌۰۱‌/‌۰‌۶/‌‌۱‌‌‌‌۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
🙏9👍52
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (معصومه رمضانی)
به‌مناسبتِ ۱۹ شهریور
سالروز درگذشت حسن عمید (زادهٔ ۱۲۸‌۹ در مشهد – درگذشتهٔ ۱۹ شهریور ۱۳۵‌۸) فرهنگ‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی‌ و نویسندهٔ فرهنگ پرآوازهٔ عمید

حسن عمید، در جوانی و در خراسان، عضو انجمن ادبی شد و کار روزنامه‌نگاری، نویسندگی و فرهنگ‌نویسی را از همان دوران آغاز کرد. وی چندین دهه از عمرش را صرف پژوهش دربارهٔ فرهنگ واژگان و فرهنگ‌نویسی کرد.
مهم‌ترین آثار او در زمینهٔ فرهنگ‌نویسی:
- غلط‌های فاحش فرهنگ‌های فارسی؛
- فرهنگ برگزیدهٔ عمید؛
- فرهنگ تاریخ و جغرافیای عمید؛
- فرهنگ دبیرستانی عمید؛
- فرهنگ فارسی عمید؛
- فرهنگ کوچک عمید؛
- فرهنگ مفصل عمید؛
- فرهنگ نو.
۱‌۴‌‌‌۰۰‌‌/‌۰‌‌‌۶‌/۱‌۹‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍6👏1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (معصومه رمضانی)
فرهنگ فارسی عمید
با بیش از ۴۳٫۰۰۰ واژه (مدخل)
نویسنده: حسن عمید
سرپرست تألیف و ویرایش: فرهاد قربان‌زاده
ناشر: اشجع

بهترین چاپ فرهنگ فارسی عمید همین ویراست است. پس از فرهنگ روز سخن، این چاپِ فرهنگ عمید را به اهل قلم پیشنهاد می‌کنم. نسخهٔ الکترونیکی آن نیز در وبگاه واژه‌یاب در دسترس است.
۱‌۴‌‌‌۰۰‌‌/‌۰‌‌‌۶‌/۱‌۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🙏9👍1
VajehdanSetup-5.4.0-x64.exe
77 MB
واژه‌دان
دستیار واژه‌گزینی فارسی
(برای ویندوز ۷ و بالاتر)
با واژه‌دان، دایرۀ واژگانی خود را افزایش دهید!
#واژه‌شناسی
۱‌‌۴‌‌۰۱‌/‌۰‌۶/‌‌۲‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
11👍1
«یکدستی اصطلاحات» در ترجمه

یکی از نکته‌های مهم، که مترجم باید به آن توجه داشته باشد، نقش متفاوت واژه و اصطلاح در متن است. متن‌های عالمانه ـ اعم از علمی، ادبی، فلسفی، و سایر رشته‌ها ـ تشکیل شده‌اند از تعداد محدودی اصطلاح* (term) که در میان تعداد زیادی واژه (word) پراکنده شده‌اند. واژه و اصطلاح هردو از مصالح سازندۀ متن‌اند، با این تفاوت که دست نویسنده در به‌کار بردن اصطلاح در مقایسه با واژه بسته‌تر است. مثلاً اصطلاح census (سرشماری) را در جامعه‌شناسی در نظر بگیرید. در بحث علمی، هیچ کلمۀ دیگری به‌جای آن نمی‌توان به‌کار برد. اما جملۀ «دولت وظیفه دارد هر سال سرشماری کند» را می‌شود به‌صورت «دولت باید سالانه سرشماری کند» نوشت. مشاهده می‌کنید که «وظیفه دارد» و «هر سال» را می‌توان به‌صورت «باید» و «سالانه» نوشت، اما به‌جای «سرشماری» هیچ کلمۀ دیگری نمی‌توان گذاشت. این محدودیت فقط برای نویسنده نیست و در ترجمه عیناً از نویسنده به مترجم منتقل می‌شود. همان‌طور که نویسنده در سراسر کتابش، هرجا لازم باشد، census را به‌کار می‌برد، مترجم کتاب او نیز موظف است همه‌جا آن را به «سرشماری» ترجمه کند، در حالی که در کاربرد واژه‌ها چنین محدودیتی ندارد.
یکی از شرایط ترجمۀ خوب رعایت «یکدستی اصطلاحات» است. از آنجا که مترجمانْ نخستین کسانی بوده‌اند که با اصطلاحات در زبان خارجی مواجه شده‌اند و چون در برگرداندن اصطلاحات به فارسی سلیقه‌های گوناگون داشته‌اند، اصطلاحات به‌ صورت‌های گوناگون وارد زبان فارسی شده‌است. مثلاً مترجمان ما در برابر اصطلاح انگلیسی process معادل‌های «فراشد»، «فراگشت»، «جریان»، «فرایند»، «روند»، «پروسه»، و احتمالاً اصطلاحات دیگری به‌کار برده‌اند. چنین است معادل‌های «بسامد»، «تواتر»، و «فراوانی» در برابر frequency، «رایانه» و «کامپیوتر» برابر computer، «حمل‌ونقل» و «ترابری» در برابر transportation، و «سلول» و «یاخته» مقابل کلمۀ انگلیسی cell. مترجمی که می‌خواهد کتابی دانشگاهی ترجمه کند، پیش از هر چیز، باید به‌اصطلاح تکلیفش را با اصطلاحات چندگانه روشن کند. مترجمی که در صفحه‌ای از کتابش «سلول» و چند صفحه بعد «یاخته» به‌کار ببرد اصل یکدستی اصطلاحات را رعایت نکرده‌است، اصلی که استادانِ ترجمه آن را رکن مهم ترجمه می‌دانند. از همین جاست که برای اشاره به مرتبۀ بالای فضل در کسی می‌گویند فلانی «اهل اصطلاح» است. (علی صلح‌جو، بیایید ترجمه کنیم (چاپ اول: تهران، مرکز، ۱۳۹۹)، ص ۱۳۲ و ۱۳۳)
* در نهادهای واژه‌گزینی، مانند فرهنگستان‌، «اصطلاح» به لفظی گفته می‌شود که در یکی از رشته‌های علمی، فنی، هنری، یا در حرفه‌ای بر یک مفهوم مشخص دلالت کند، مانند «بکرزایی» (در کشاورزی) و «نسبت کانونی» (در نجوم).
۱‌‌۴‌‌۰۱‌/‌۰‌‌۷‌/‌۱‌۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍10👏9