Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
رسمالخط واژههای پایانیافته به «ی» + ضمیرهای «-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان» در نوشتار معیار و رسمی ۱) واژههای پایانیافته به «ی» (i): ۱-۱) صندلی: صندلیام، صندلیات، صندلیاش، صندلیمان، صندلیتان، صندلیشان ۱-۲) سرمهای: (شال) سرمهایام، سرمهایات،…
شیوۀ نگارش واژههای پایانیافته به «ی» + ضمیرهای «-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان» در گفتارینویسی
۱) واژههای پایانیافته به «ی» (i):
۱-۱) صندلی:
صندلیم، صندلیت، صندلیش، صندلیمون، صندلیتون، صندلیشون
۱-۲) سرمهای:
(شال) سرمهایم، سرمهایت، سرمهایش، سرمهایمون، سرمهایتون، سرمهایشون
۱-۳) توانایی، مانتویی، دانشجویی:
تواناییم، تواناییت، تواناییش، تواناییمون، تواناییتون، تواناییشون
(همکار) مانتوییم، مانتوییت، مانتوییش، مانتوییمون، مانتوییتون، مانتوییشون
(کارت) دانشجوییم، دانشجوییت، دانشجوییش، دانشجوییمون، دانشجوییتون، دانشجوییشون
یادآوری:
رسمالخط *صندلیم، *سرمهایت، *تواناییش، و مانند اینها نادرست است.
۲) واژۀ پایانیافته به «اِی» (ey):
نِی:
نیم، نیت، نیش، نیمون، نیتون، نیشون
اسپری:
اسپریم، اسپریت، اسپریش، اسپریمون، اسپریتون، اسپریشون
۳) واژۀ پایانیافته به «یْ» (y):
رأی:
رأیم، رأیت، رأیش، رأیمون، رأیتون، رأیشون
۴) حرف اضافهٔ «برای»:
برام، برات، براش، برامون، براتون، براشون
این فرسته را هم ببینید:
رسمالخط ضمیرهای شخصی پیوسته (۲)
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۰۳/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) واژههای پایانیافته به «ی» (i):
۱-۱) صندلی:
صندلیم، صندلیت، صندلیش، صندلیمون، صندلیتون، صندلیشون
۱-۲) سرمهای:
(شال) سرمهایم، سرمهایت، سرمهایش، سرمهایمون، سرمهایتون، سرمهایشون
۱-۳) توانایی، مانتویی، دانشجویی:
تواناییم، تواناییت، تواناییش، تواناییمون، تواناییتون، تواناییشون
(همکار) مانتوییم، مانتوییت، مانتوییش، مانتوییمون، مانتوییتون، مانتوییشون
(کارت) دانشجوییم، دانشجوییت، دانشجوییش، دانشجوییمون، دانشجوییتون، دانشجوییشون
یادآوری:
رسمالخط *صندلیم، *سرمهایت، *تواناییش، و مانند اینها نادرست است.
۲) واژۀ پایانیافته به «اِی» (ey):
نِی:
نیم، نیت، نیش، نیمون، نیتون، نیشون
اسپری:
اسپریم، اسپریت، اسپریش، اسپریمون، اسپریتون، اسپریشون
۳) واژۀ پایانیافته به «یْ» (y):
رأی:
رأیم، رأیت، رأیش، رأیمون، رأیتون، رأیشون
۴) حرف اضافهٔ «برای»:
برام، برات، براش، برامون، براتون، براشون
این فرسته را هم ببینید:
رسمالخط ضمیرهای شخصی پیوسته (۲)
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۰۳/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍16👎6❤5🤩5
Audio
Ketabgard
برنامۀ کتابگرد
پادکست شمارۀ ۴۲
موضوع گفتوگو:
دربارۀ زبانشناسی، معرفی چند کتاب، ریشه و پیشینۀ چند واژه، وامگیری افراطی در فارسی
کارشناس: فرهاد قربانزاده
مجری: محسن پوررمضانی
۱۴۰۱/۰۳/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
پادکست شمارۀ ۴۲
موضوع گفتوگو:
دربارۀ زبانشناسی، معرفی چند کتاب، ریشه و پیشینۀ چند واژه، وامگیری افراطی در فارسی
کارشناس: فرهاد قربانزاده
مجری: محسن پوررمضانی
۱۴۰۱/۰۳/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍7
یک تمرین و سه نکته!
ناویراسته:
هرروز هفت هشت بار از آنجا میگذشتیم. آن هم نه یکی یا دو تا که ده، پانزده تا بچه. بعضی وقتها میدیدیم که خاله رقیه به سرش حنا میگذارد یا پشم میریسد. (از یک داستان)
ویراسته:
هر روز هفت هشت بار از آنجا میگذشتیم، آنهم نه یکی دو تا بچه که ده پانزده تا. بعضی وقتها میدیدیم خالهرقیه به سرش حنا میگذارد یا پشم میریسد.
نکتهها:
۱) «هرروز» بافاصله نوشته میشود، چون واژۀ مرکب نیست (گروه اسمی است)، بلکه فقط صفت (= «هر») + موصوف (= «روز») است، مانند صدها ترکیب دیگر و اینچنینی که بافاصله نوشته میشوند: هر سال، هر ماه، هر هفته، هر روز، هر شب، هر ساعت، هر دقیقه، هر ثانیه، هر لحظه، و ... .
۲) «آنهم» نوعی قید گفتاری است و نیمفاصله نوشته میشود؛ قبل از آن نیز ویرگول میگذاریم، نه نقطهویرگول. در گفتارینویسی هم بهصورت «اونم» نوشته میشود: «مگه حقوق متوسط یه آدم کتابخون چقده که بتونه کتاب بخره، اونم تیراژ دو یا سه هزار تا.» (مسعود کیمیایی، جسدهای شیشهای، ص ۱۵۷)
یادآوری:
اگر «آن هم» به معنای «آن نیز» باشد، یعنی بتوان «نیز» را بهجای «هم» گذاشت، آنگاه بافاصله نوشته میشود. در این متن نمیتوان نوشت «آن نیز». پس «آنهمِ» آن از نوع قیدی است و نیمفاصله نوشته میشود.
۳) «خاله» شاخص است. شاخصها عناوین یا القابیاند که معمولاً قبل از اسم میآیند. ولی چون ممکن است «خاله» بهصورت اضافه (= «خالۀ») خوانده شود، بهتر است با اسم بعدش نیمفاصله نوشته شود: خالهرقیه. ترکیباتی از این دست نیز همچنین: عمهزهرا، داییحسین، و ... .
هشتگ #تمرین_ویرایش را در این کانال جستوجو کنید و نکتههای بیشتری بیاموزید.
۱۴۰۱/۰۳/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ناویراسته:
هرروز هفت هشت بار از آنجا میگذشتیم. آن هم نه یکی یا دو تا که ده، پانزده تا بچه. بعضی وقتها میدیدیم که خاله رقیه به سرش حنا میگذارد یا پشم میریسد. (از یک داستان)
ویراسته:
هر روز هفت هشت بار از آنجا میگذشتیم، آنهم نه یکی دو تا بچه که ده پانزده تا. بعضی وقتها میدیدیم خالهرقیه به سرش حنا میگذارد یا پشم میریسد.
نکتهها:
۱) «هرروز» بافاصله نوشته میشود، چون واژۀ مرکب نیست (گروه اسمی است)، بلکه فقط صفت (= «هر») + موصوف (= «روز») است، مانند صدها ترکیب دیگر و اینچنینی که بافاصله نوشته میشوند: هر سال، هر ماه، هر هفته، هر روز، هر شب، هر ساعت، هر دقیقه، هر ثانیه، هر لحظه، و ... .
۲) «آنهم» نوعی قید گفتاری است و نیمفاصله نوشته میشود؛ قبل از آن نیز ویرگول میگذاریم، نه نقطهویرگول. در گفتارینویسی هم بهصورت «اونم» نوشته میشود: «مگه حقوق متوسط یه آدم کتابخون چقده که بتونه کتاب بخره، اونم تیراژ دو یا سه هزار تا.» (مسعود کیمیایی، جسدهای شیشهای، ص ۱۵۷)
یادآوری:
اگر «آن هم» به معنای «آن نیز» باشد، یعنی بتوان «نیز» را بهجای «هم» گذاشت، آنگاه بافاصله نوشته میشود. در این متن نمیتوان نوشت «آن نیز». پس «آنهمِ» آن از نوع قیدی است و نیمفاصله نوشته میشود.
۳) «خاله» شاخص است. شاخصها عناوین یا القابیاند که معمولاً قبل از اسم میآیند. ولی چون ممکن است «خاله» بهصورت اضافه (= «خالۀ») خوانده شود، بهتر است با اسم بعدش نیمفاصله نوشته شود: خالهرقیه. ترکیباتی از این دست نیز همچنین: عمهزهرا، داییحسین، و ... .
هشتگ #تمرین_ویرایش را در این کانال جستوجو کنید و نکتههای بیشتری بیاموزید.
۱۴۰۱/۰۳/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍40
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهمیت زبان گفتار در پژوهشهای زبانی
و خاطرهای از ابوالحسن نجفی
از زبان دکتر علیاشرف صادقی
کانال «مقالات دکتر علیاشرف صادقی»:
@aliashrafsadeqi
۱۴۰۱/۰۳/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
و خاطرهای از ابوالحسن نجفی
از زبان دکتر علیاشرف صادقی
کانال «مقالات دکتر علیاشرف صادقی»:
@aliashrafsadeqi
۱۴۰۱/۰۳/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👍2
Audio
۵ دقیقه با دکتر علیاشرف صادقی (زبانشناس، استاد بازنشستهٔ دانشگاه تهران، و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، بهمناسبت زادروز ایشان، ۲۷ خردادماه ۱۳۲۰
منبع: چراغداران
۱۴۰۱/۰۳/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
منبع: چراغداران
۱۴۰۱/۰۳/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤5👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصلهگذاری
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
👍4❤1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
کدبانوی خانه
در فرهنگ درستنویسی سخن میخوانیم:
«کد» به معنی «خانه، منزل» است و «کدبانو» به معنی «خانم خانه» است. بنابراین با ذکر «کدبانو» نیازی به آوردن «خانه» نیست. (مدخل «کدبانوی خانه»)
و در پاسخ میگوییم:
۱) واژۀ «کد» در «کدبانو» تیره است و در فارسیِ امروز به معنای «خانه» نیست. «کدبانو» نیز بهتنهایی در معنای «بانوی خانه» بهکار نمیرود. بنابراین طبیعی است که «خانه»، بهمنظور شفافیتِ معنا و تصریح به مقصود، در پی آن بیاید.
۲) امروزه «کدبانو» معمولاً به بانویی گفته میشود که در خانهداری و ادارۀ خانه و اهلش، کاردان و باسلیقه باشد و به قول معروف، از هر انگشتش یک هنر بریزد. پس هر بانویی لزوماً کدبانو نیست.
۳) «کدبانوی خانه»، به معنای «بانوی خانه»، دستکم از قرن پنجم در فارسی شاهد دارد:
- قرن ۵: کلیدش به کدبانوی خانه داد/ تنش را بدان خام بیگانه داد (فردوسی، تصحیح خالقی مطلق)
- قرن ۶: «دیدنِ دیگدان به خواب بر دو وجه بُوَد: یکی کدخدای خانه و دوم کدبانوی. [...] اگر این خواب مَرد بیند، دلیل کند که کدبانوی خانه بمیرد.» (حُبَیش تفلیسی، کاملالتعبیر، ج ۱، ص ۴۸۲)
- معاصر: «موش و نازخاتون شروع کردن به زندگی کردن و نازخاتون شد کدبانوی خانه.» (علیاشرف درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج ۱۵، ص ۱۰۱)
۴) درنتیجه «کدبانوی خانه»، چنانکه برخی پنداشتهاند، نه حشو است و نه نادرست است و نه کاربردش اشکالی دارد.
سید محمد بصام
@Matnook_com
در فرهنگ درستنویسی سخن میخوانیم:
«کد» به معنی «خانه، منزل» است و «کدبانو» به معنی «خانم خانه» است. بنابراین با ذکر «کدبانو» نیازی به آوردن «خانه» نیست. (مدخل «کدبانوی خانه»)
و در پاسخ میگوییم:
۱) واژۀ «کد» در «کدبانو» تیره است و در فارسیِ امروز به معنای «خانه» نیست. «کدبانو» نیز بهتنهایی در معنای «بانوی خانه» بهکار نمیرود. بنابراین طبیعی است که «خانه»، بهمنظور شفافیتِ معنا و تصریح به مقصود، در پی آن بیاید.
۲) امروزه «کدبانو» معمولاً به بانویی گفته میشود که در خانهداری و ادارۀ خانه و اهلش، کاردان و باسلیقه باشد و به قول معروف، از هر انگشتش یک هنر بریزد. پس هر بانویی لزوماً کدبانو نیست.
۳) «کدبانوی خانه»، به معنای «بانوی خانه»، دستکم از قرن پنجم در فارسی شاهد دارد:
- قرن ۵: کلیدش به کدبانوی خانه داد/ تنش را بدان خام بیگانه داد (فردوسی، تصحیح خالقی مطلق)
- قرن ۶: «دیدنِ دیگدان به خواب بر دو وجه بُوَد: یکی کدخدای خانه و دوم کدبانوی. [...] اگر این خواب مَرد بیند، دلیل کند که کدبانوی خانه بمیرد.» (حُبَیش تفلیسی، کاملالتعبیر، ج ۱، ص ۴۸۲)
- معاصر: «موش و نازخاتون شروع کردن به زندگی کردن و نازخاتون شد کدبانوی خانه.» (علیاشرف درویشیان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، ج ۱۵، ص ۱۰۱)
۴) درنتیجه «کدبانوی خانه»، چنانکه برخی پنداشتهاند، نه حشو است و نه نادرست است و نه کاربردش اشکالی دارد.
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤10👍7
دستورزبان و فاصلهگذاری!
فاصلهگذاریِ درست مستلزم درک دقیقی از دستورزبان و شناخت اجزای جمله و نقش آنهاست. برای مثال، «بیشازحد» کاملاً نیمفاصله، و «کمتر از حد» کاملاً بافاصله نوشته میشود، زیرا دستور زبانشناختی و قواعد ساختواژه به ما میگوید که «بیشازحد» به مقولهٔ قید و صفت تعلق دارد و بهلحاظ آوایی نیز یک تکیۀ اصلی دارد. بنابراین نیمفاصله نوشته میشود و در فرهنگهای لغت نیز بهعنوان یک واحد واژگانی میآید. مثال:
قید: پدرم بیشازحد کار میکند.
صفت: ستایشِ بیشازحد چاپلوسی است. (نهجالبلاغه)
اکنون به این جمله دقت کنید:
کارگاه آنلاین ویرایش متنوک بیشاز حدِ انتظارم بود!
اینجا هم دستور زبانشناختی به ما میگوید که «بیشاز حدِ انتظارم» یک گروه حرفاضافهای در نقش مُسند است و حرف اضافۀ «بیشاز» نیز هستۀ این گروه است و مابعدش وابستهٔ آن. بنابراین، از آنجا که اجزای گروههای نحوی بافاصله نوشته میشوند، گروه «بیشاز حدِ ...» نیز بافاصله نوشته میشود. ضمن اینکه بهجای «حد انتظارم» میتوان نوشت «... حد لازم»، «... اندازۀ معمول»، و مانند اینها.
عبارت «کمتر از حدِ ...» نیز یک گروه نحوی غیرواژگانی است. توضیح آنکه «کمتر» گروه صفتی است و «از حد» نیز متمم آن است. به بیان دیگر، «کمتر» میتواند با هر متممی بهکار رود: کمتر از حد/ توان/ من/ نصف/ ... . بنابراین کاملاً بافاصله نوشته میشود.
یادآوری:
«بیش» و «کمتر» هردو صفتاند، ولی «بیشاز» حرف اضافهٔ مرکب شدهاست و نیمفاصله نوشته میشود، اما «کمتر از ...» صرفاً یک گروه صفتی است که با «از» متمم میگیرد و بافاصله نوشته میشود. بسنجید با «بیشتر از ...» که همیشه بافاصله نوشته میشود.
پس گاهی با آموختن چند قاعدۀ سادۀ دستوری میتوانیم عبارتها و واژههای بسیاری را درست فاصلهگذاری کنیم و از اختلافنظرهایی که سردرگممان میکنند رهایی یابیم.
۱۴۰۱/۰۳/۳۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
فاصلهگذاریِ درست مستلزم درک دقیقی از دستورزبان و شناخت اجزای جمله و نقش آنهاست. برای مثال، «بیشازحد» کاملاً نیمفاصله، و «کمتر از حد» کاملاً بافاصله نوشته میشود، زیرا دستور زبانشناختی و قواعد ساختواژه به ما میگوید که «بیشازحد» به مقولهٔ قید و صفت تعلق دارد و بهلحاظ آوایی نیز یک تکیۀ اصلی دارد. بنابراین نیمفاصله نوشته میشود و در فرهنگهای لغت نیز بهعنوان یک واحد واژگانی میآید. مثال:
قید: پدرم بیشازحد کار میکند.
صفت: ستایشِ بیشازحد چاپلوسی است. (نهجالبلاغه)
اکنون به این جمله دقت کنید:
کارگاه آنلاین ویرایش متنوک بیشاز حدِ انتظارم بود!
اینجا هم دستور زبانشناختی به ما میگوید که «بیشاز حدِ انتظارم» یک گروه حرفاضافهای در نقش مُسند است و حرف اضافۀ «بیشاز» نیز هستۀ این گروه است و مابعدش وابستهٔ آن. بنابراین، از آنجا که اجزای گروههای نحوی بافاصله نوشته میشوند، گروه «بیشاز حدِ ...» نیز بافاصله نوشته میشود. ضمن اینکه بهجای «حد انتظارم» میتوان نوشت «... حد لازم»، «... اندازۀ معمول»، و مانند اینها.
عبارت «کمتر از حدِ ...» نیز یک گروه نحوی غیرواژگانی است. توضیح آنکه «کمتر» گروه صفتی است و «از حد» نیز متمم آن است. به بیان دیگر، «کمتر» میتواند با هر متممی بهکار رود: کمتر از حد/ توان/ من/ نصف/ ... . بنابراین کاملاً بافاصله نوشته میشود.
یادآوری:
«بیش» و «کمتر» هردو صفتاند، ولی «بیشاز» حرف اضافهٔ مرکب شدهاست و نیمفاصله نوشته میشود، اما «کمتر از ...» صرفاً یک گروه صفتی است که با «از» متمم میگیرد و بافاصله نوشته میشود. بسنجید با «بیشتر از ...» که همیشه بافاصله نوشته میشود.
پس گاهی با آموختن چند قاعدۀ سادۀ دستوری میتوانیم عبارتها و واژههای بسیاری را درست فاصلهگذاری کنیم و از اختلافنظرهایی که سردرگممان میکنند رهایی یابیم.
۱۴۰۱/۰۳/۳۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤4👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیئت» یا «هیأت»؟
سه نکتهٔ املایی و فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۷/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
سه نکتهٔ املایی و فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۷/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5❤2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
۳ نکتۀ ویرایش از متنوک
در خبرنامۀ فرهنگستان
(گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، خبرنامه، شمارهٔ ۶۸، ص ۲۱)
@Matnook_com
در خبرنامۀ فرهنگستان
(گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، خبرنامه، شمارهٔ ۶۸، ص ۲۱)
@Matnook_com
❤5👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واکاوی نقش زبان فارسی
در ساخت و شکلگیری هویت ایرانی (۱)
گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی
منبع: انجمن علمی ـ دانشجویی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (مؤسسهٔ آتوسا)
۱۴۰۱/۰۴/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در ساخت و شکلگیری هویت ایرانی (۱)
گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی
منبع: انجمن علمی ـ دانشجویی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (مؤسسهٔ آتوسا)
۱۴۰۱/۰۴/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واکاوی نقش زبان فارسی
در ساخت و شکلگیری هویت ایرانی (۲)
گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی
منبع: انجمن علمی ـ دانشجویی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (مؤسسهٔ آتوسا)
۱۴۰۱/۰۴/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در ساخت و شکلگیری هویت ایرانی (۲)
گفتوگو با دکتر علیاشرف صادقی
منبع: انجمن علمی ـ دانشجویی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی (مؤسسهٔ آتوسا)
۱۴۰۱/۰۴/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤1👍1
«موسیقایی» یا «موسیقیایی»؟
۱) واژۀ «موسیقی» از ریشهای یونانی و برگرفته از Μούσα (نام الاهگان الهامبخش هنر و شاعری در یونان باستان) است که به عربی رفته و سپس به فارسی رسیدهاست (در انگلیسی نیز Muse الاههٔ شعر و موسیقی و از ریشۀ یونانی است).
۲) «موسیقی»، در اصلِ عربی، «مُوسِیقَیٰ» /mūsīqā/ است (مختوم به /ā/) و در فارسی، با افزودن «-ی»، صفت «موسیقایی» را از آن ساختهاند (بسنجید با شوریٰ/ شورا > شورایی؛ محتویٰ/ محتوا > محتوایی) (در عربی، صفت آن «مُوسِیقِيّ» است). همچنین، از آنجا که در فارسی این واژه را مختوم به /i/ میخوانند و مینویسند، صفت آن را بهصورت «موسیقیایی» نیز بهکار میبرند (بسنجید با شیلی > شیلیایی؛ شیمی > شیمیایی). پس «موسیقایی» و «موسیقیایی» هردو بهعنوان صفت «موسیقی» درستاند.
۳) با استناد به «پیکرۀ فارسی امروز» (به کوشش و سرپرستی حمید حسنی)، کاربرد «موسیقایی» بیش از سیبرابر «موسیقیایی» است. بنابراین املا و تلفظ «موسیقایی» بر «موسیقیایی» ترجیح دارد (بهلحاظ آوایی هم کوتاهتر است). در فرهنگهای معتبر نیز (مانند فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوری و فرهنگ فارسی، غلامحسین صدری افشار) تنها «موسیقایی» آمدهاست.
۱۴۰۱/۰۴/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) واژۀ «موسیقی» از ریشهای یونانی و برگرفته از Μούσα (نام الاهگان الهامبخش هنر و شاعری در یونان باستان) است که به عربی رفته و سپس به فارسی رسیدهاست (در انگلیسی نیز Muse الاههٔ شعر و موسیقی و از ریشۀ یونانی است).
۲) «موسیقی»، در اصلِ عربی، «مُوسِیقَیٰ» /mūsīqā/ است (مختوم به /ā/) و در فارسی، با افزودن «-ی»، صفت «موسیقایی» را از آن ساختهاند (بسنجید با شوریٰ/ شورا > شورایی؛ محتویٰ/ محتوا > محتوایی) (در عربی، صفت آن «مُوسِیقِيّ» است). همچنین، از آنجا که در فارسی این واژه را مختوم به /i/ میخوانند و مینویسند، صفت آن را بهصورت «موسیقیایی» نیز بهکار میبرند (بسنجید با شیلی > شیلیایی؛ شیمی > شیمیایی). پس «موسیقایی» و «موسیقیایی» هردو بهعنوان صفت «موسیقی» درستاند.
۳) با استناد به «پیکرۀ فارسی امروز» (به کوشش و سرپرستی حمید حسنی)، کاربرد «موسیقایی» بیش از سیبرابر «موسیقیایی» است. بنابراین املا و تلفظ «موسیقایی» بر «موسیقیایی» ترجیح دارد (بهلحاظ آوایی هم کوتاهتر است). در فرهنگهای معتبر نیز (مانند فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوری و فرهنگ فارسی، غلامحسین صدری افشار) تنها «موسیقایی» آمدهاست.
۱۴۰۱/۰۴/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤7👍7
✅دورۀ جامع ویرایش متنوک یک دورۀ تخصصی با موضوع ویرایش و درستنویسی است که آن را بر پایۀ دستورزبان زبانشناختی آموزش میدهیم.
✅در این دوره، که با روش جدید ما (دستورمحور) ارائه میشود، هر کسی با هر شرایطی میتواند ویرایش و درستنویسی را در ۳۰ ساعت بیاموزد.
✅بیش از ۶۰ درصد از منابع و مطالب این دوره جدید است و در هیچ کارگاهی در ایران تدریس نمیشود. همچنین براساس تحقیقات ۱۵سالۀ ما و تجربیاتمان در آموزش به بیش از ۵۰۰۰ دانشجوست که بهصورت کاربردی، فشرده، و پیشرفته در اختیار ویرایشآموزان قرار میگیرد.
💎سرفصلهای دورۀ جامع ویرایش (۱۴ عنوان، ۱۴۴ زیرعنوان)
👩🏻💻اطلاعات بیشتر و ثبتنام آسان:👇
@MatnookAdmin3
🎞 ویدیو شرکتکنندگان قبلی:👇
@Matnook_01
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
✅در این دوره، که با روش جدید ما (دستورمحور) ارائه میشود، هر کسی با هر شرایطی میتواند ویرایش و درستنویسی را در ۳۰ ساعت بیاموزد.
✅بیش از ۶۰ درصد از منابع و مطالب این دوره جدید است و در هیچ کارگاهی در ایران تدریس نمیشود. همچنین براساس تحقیقات ۱۵سالۀ ما و تجربیاتمان در آموزش به بیش از ۵۰۰۰ دانشجوست که بهصورت کاربردی، فشرده، و پیشرفته در اختیار ویرایشآموزان قرار میگیرد.
💎سرفصلهای دورۀ جامع ویرایش (۱۴ عنوان، ۱۴۴ زیرعنوان)
👩🏻💻اطلاعات بیشتر و ثبتنام آسان:👇
@MatnookAdmin3
🎞 ویدیو شرکتکنندگان قبلی:👇
@Matnook_01
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍4❤1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
بهمناسبتِ ۹ تیر (۳۰ ژوئن)
روز شبکههای اجتماعی
در عربی، واژۀ «شبکَة» به معنای «تور» و «دام» است و در فارسیِ قدیم نیز به همین معانی بهکار میرفته (← فرهنگ بزرگ سخن، سرواژۀ «شبکه»، معنای پنجم). پس از گسترش فناوری و بهوجود آمدنِ شبکههای رایانهای، واژۀ «شبکه» در عربی بهجای واژۀ انگلیسیِ network بهکار رفت و سپس با همین معنا و کاربرد در فارسی نیز پذیرفته شد و رواج یافت. امروزه فرهنگستان، در حوزههای گوناگون، چندین واژه را با استفاده از «شبکه» ساخته و تصویب کردهاست.
اینک ۱۲ واژۀ «شبکه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
درونشبکهای، شبکهبندی، شبکهدار، شبکهساز، شبکهسازی، شبکهشبکه، شبکهکاری، شبکهکاو، شبکهگذاری، شبکهمدار، شبکهمند، شبکهوار.
۱۴۰۰/۰۴/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
روز شبکههای اجتماعی
در عربی، واژۀ «شبکَة» به معنای «تور» و «دام» است و در فارسیِ قدیم نیز به همین معانی بهکار میرفته (← فرهنگ بزرگ سخن، سرواژۀ «شبکه»، معنای پنجم). پس از گسترش فناوری و بهوجود آمدنِ شبکههای رایانهای، واژۀ «شبکه» در عربی بهجای واژۀ انگلیسیِ network بهکار رفت و سپس با همین معنا و کاربرد در فارسی نیز پذیرفته شد و رواج یافت. امروزه فرهنگستان، در حوزههای گوناگون، چندین واژه را با استفاده از «شبکه» ساخته و تصویب کردهاست.
اینک ۱۲ واژۀ «شبکه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
درونشبکهای، شبکهبندی، شبکهدار، شبکهساز، شبکهسازی، شبکهشبکه، شبکهکاری، شبکهکاو، شبکهگذاری، شبکهمدار، شبکهمند، شبکهوار.
۱۴۰۰/۰۴/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍6❤3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
تفاوت املا با رسمالخط چیست؟
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
تفاوت املا با رسمالخط چیست؟
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
قواعد نگارش همزه (۱)
قواعد نگارش همزه (۲)
قواعد نگارش همزه (۳)
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۰۴/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
قواعد نگارش همزه (۲)
قواعد نگارش همزه (۳)
#املا_رسمالخط
۱۴۰۱/۰۴/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5❤4
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شکستهنویسی فعلهای فارسی (۱)
آمدن/ اومدن
- اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن.
- نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن.
- اومدهم، اومدی، اومده، اومدیم، اومدین، اومدهن.
- میآم، میآی، میآد، میآیْم، میآیْن، میآن.
- میاومدم، میاومدی، میاومد، میاومدیم، میاومدین، میاومدن.
- بیام، بیای، بیاد، بیایْم، بیایْن، بیان.
آوردن/ اُوُردن
- اُوُردم، اُوُردی، اُوُرد، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُردن.
- نَیوردم، نَیوردی، نَیورد، نَیوردیم، نَیوردین، نَیوردن.
- اُوُردهم، اُوُردی، اُوُرده، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُردهن.
- میآرم، میآری، میآره، میآریم، میآرین، میآرن.
- میاُوُردم، میاُوُردی، میاُوُرد، میاُوُردیم، میاُوُردین، میاُوُردن.
- بیارم، بیاری، بیاره، بیاریم، بیارین، بیارن.
سید محمد بصام
@Matnook_com
آمدن/ اومدن
- اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن.
- نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن.
- اومدهم، اومدی، اومده، اومدیم، اومدین، اومدهن.
- میآم، میآی، میآد، میآیْم، میآیْن، میآن.
- میاومدم، میاومدی، میاومد، میاومدیم، میاومدین، میاومدن.
- بیام، بیای، بیاد، بیایْم، بیایْن، بیان.
آوردن/ اُوُردن
- اُوُردم، اُوُردی، اُوُرد، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُردن.
- نَیوردم، نَیوردی، نَیورد، نَیوردیم، نَیوردین، نَیوردن.
- اُوُردهم، اُوُردی، اُوُرده، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُردهن.
- میآرم، میآری، میآره، میآریم، میآرین، میآرن.
- میاُوُردم، میاُوُردی، میاُوُرد، میاُوُردیم، میاُوُردین، میاُوُردن.
- بیارم، بیاری، بیاره، بیاریم، بیارین، بیارن.
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍13
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شکستهنویسی فعلهای فارسی (۲)
افتادن
- بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن.
- نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن.
- میافتم، میافتی، میافته، میافتیم، میافتین، میافتن.
انداختن
- ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین، ننداختن.
- بندازم، بندازی، بندازه، بندازیم، بندازین، بندازن.
- میندازم، میندازی، میندازه، میندازیم، میندازین، میندازن.
- مینداختم، مینداختی، مینداخت، مینداختیم، مینداختین، مینداختن.
سید محمد بصام
@Matnook_com
افتادن
- بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن.
- نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن.
- میافتم، میافتی، میافته، میافتیم، میافتین، میافتن.
انداختن
- ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین، ننداختن.
- بندازم، بندازی، بندازه، بندازیم، بندازین، بندازن.
- میندازم، میندازی، میندازه، میندازیم، میندازین، میندازن.
- مینداختم، مینداختی، مینداخت، مینداختیم، مینداختین، مینداختن.
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍13
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شکستهنویسی فعلهای فارسی (۳)
۱) واایستادن > وایسـ(تـ)ادن
vâ'istâdan > vâys(t)âdan
در فرایند بالا، y صورت تغییریافتۀ i در istâdan است و باید به «س» بچسبد. بنابراین:
- وایسادم، وایسادی، وایساد، وایسادیم، وایسادین، وایسادن.
- وایسم، وایسی، وایسه، وایسیم، وایسین، وایسن.
- وایسا، وایسین.
۲) وانایستادن > وانَیسـ(تـ)ادن > واینَسـ(تـ)ادن
vâna'istâdan > vânays(t)âdan > vâynas(t)âdan
در نتیجۀ فرایند بالا:
یا: - واینَسادم، واینَسادی، واینَساد، واینَسادیم، واینَسادین، واینَسادن.
یا: - وانَیسادم، وانَیسادی، وانَیساد، وانَیسادیم، وانَیسادین، وانَیسادن.
و
یا: - واینَسَم، واینَسی، واینَسه، واینَسیم، واینَسین، واینَسَن.
یا: - وانَیسَم، وانَیسی، وانَیسه، وانَیسیم، وانَیسین، وانَیسَن.
۳) در صیغههایی که «می»، بهعنوان پیشوندی مستقل، در وسط فعل میآید، منطقیتر است که از دو طرف نیمفاصله شود. مضافاً اینکه خوشخوانتر هم میشود. بنابراین:
- وایمیسم، وایمیسی، وایمیسه، وایمیسیم، وایمیسین، وایمیسن.
- وایمیسادم، وایمیسادی، وایمیساد، وایمیسادیم، وایمیسادین، وایمیسادن.
یادآوری (۱): در گفتارِ مؤکد و کمتر شکسته، در بعضی از صیغههای این فعل، گاهی واج /ت/ نیز تلفظ میشود، مانند /وایمیستم/. اما /ت/ در حالت شکستهتر تلفظ نمیشود: /وایمیسم/.
یادآوری (۲): گاهی نیز واج /ت/ حذف و واج /س/ مشدد میشود، مانند /وایمیسته/ > /وایمیسّه/. بنابراین، در حالت غیرتأکیدی، برخی از صیغههای این فعل بدون /ت/ و بدون مشدد شدنِ /س/ تلفظ میشود: /وایمیسه/ (/vâymise/).
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@Matnook_com
۱) واایستادن > وایسـ(تـ)ادن
vâ'istâdan > vâys(t)âdan
در فرایند بالا، y صورت تغییریافتۀ i در istâdan است و باید به «س» بچسبد. بنابراین:
- وایسادم، وایسادی، وایساد، وایسادیم، وایسادین، وایسادن.
- وایسم، وایسی، وایسه، وایسیم، وایسین، وایسن.
- وایسا، وایسین.
۲) وانایستادن > وانَیسـ(تـ)ادن > واینَسـ(تـ)ادن
vâna'istâdan > vânays(t)âdan > vâynas(t)âdan
در نتیجۀ فرایند بالا:
یا: - واینَسادم، واینَسادی، واینَساد، واینَسادیم، واینَسادین، واینَسادن.
یا: - وانَیسادم، وانَیسادی، وانَیساد، وانَیسادیم، وانَیسادین، وانَیسادن.
و
یا: - واینَسَم، واینَسی، واینَسه، واینَسیم، واینَسین، واینَسَن.
یا: - وانَیسَم، وانَیسی، وانَیسه، وانَیسیم، وانَیسین، وانَیسَن.
۳) در صیغههایی که «می»، بهعنوان پیشوندی مستقل، در وسط فعل میآید، منطقیتر است که از دو طرف نیمفاصله شود. مضافاً اینکه خوشخوانتر هم میشود. بنابراین:
- وایمیسم، وایمیسی، وایمیسه، وایمیسیم، وایمیسین، وایمیسن.
- وایمیسادم، وایمیسادی، وایمیساد، وایمیسادیم، وایمیسادین، وایمیسادن.
یادآوری (۱): در گفتارِ مؤکد و کمتر شکسته، در بعضی از صیغههای این فعل، گاهی واج /ت/ نیز تلفظ میشود، مانند /وایمیستم/. اما /ت/ در حالت شکستهتر تلفظ نمیشود: /وایمیسم/.
یادآوری (۲): گاهی نیز واج /ت/ حذف و واج /س/ مشدد میشود، مانند /وایمیسته/ > /وایمیسّه/. بنابراین، در حالت غیرتأکیدی، برخی از صیغههای این فعل بدون /ت/ و بدون مشدد شدنِ /س/ تلفظ میشود: /وایمیسه/ (/vâymise/).
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@Matnook_com
👍16❤1👌1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
یک نکتهات بگویم!
«را»، در گفتارینویسی، پس از واژههای پایانیافته به «ی» (/i/)، به دو صورت نوشته میشود، زیرا هم بهصورت /o/ تلفظ میشود و هم /ro/:
۱) ...ـیو/ ...یو: صندلیو ببر؛ کتریو بذار رو گاز.
۲) ...ـی رو/ ...ی رو: بستنی رو بریز تو کاسه؛ کیوی رو بده من.
یادآوری:
در این مورد میتوان «رو» را نیمفاصله هم نوشت، گرچه مرسوم نیست: بستنیرو، کیویرو.
۱۴۰۰/۱۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«را»، در گفتارینویسی، پس از واژههای پایانیافته به «ی» (/i/)، به دو صورت نوشته میشود، زیرا هم بهصورت /o/ تلفظ میشود و هم /ro/:
۱) ...ـیو/ ...یو: صندلیو ببر؛ کتریو بذار رو گاز.
۲) ...ـی رو/ ...ی رو: بستنی رو بریز تو کاسه؛ کیوی رو بده من.
یادآوری:
در این مورد میتوان «رو» را نیمفاصله هم نوشت، گرچه مرسوم نیست: بستنیرو، کیویرو.
۱۴۰۰/۱۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍22❤4