Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.98K subscribers
342 photos
210 videos
49 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
بی‌نظیرترین!

«بی‌نظیر» یعنی «آنچه نظیر ندارد و یگانه است». بنابراین مِثل و مانندی ندارد که بتوان آن را با چیزی سنجید و گفت این از آن‌یکی برتر است یا برترینِ آن‌هاست. درنتیجه منطقی نیست که بگوییم «بی‌نظیرتر» یا «بی‌نظیرترین». ولی می‌بینیم که اهل زبان می‌گویند «بی‌نظیرترین» و مثلاً فروغ فرخزاد می‌گوید: «ای یار، ای یگانه‌ترین یار، چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند.» چرا؟

زیرا لسان بشر طابِق‌ُالنَّعل‌ِبالنَّعل منطبق بر منطق نمی‌باشد و هنگامی که می‌خواهیم بر ویژگی کسی یا صفت چیزی تأکید کنیم، صرفاً برای مبالغۀ بیشتر، می‌گوییم «بی‌نظیرترین»، «یگانه‌ترین»، و ... . همین. پس، از این لحاظ، درست و منطقی است.

اکنون به این جمله، که متداول، خوش‌خوان، روان، و زودیاب است،‌ بنگرید:
- به بی‌نظیرترین بنای تاریخی جهان خوش آمدید! (سردر مسجد جامع یزد)

و سپس به این دو جمله، که پیشنهاد یک ویراستار است:
- به بنای بی‌نظیر تاریخی جهان خوش آمدید!
- به بنای تاریخی بی‌نظیر جهان خوش آمدید!

چرا جمله‌های پیشنهادیِ او بدخوان، پیچیده، و دیریاب است؟ زیرا دو جملۀ ویراسته اولاً تتابع اضافات دارند (چهار واژه به هم اضافه شده‌اند) و ثانیاً الگوی «اسم + صفت + صفت + اسم»، در هر دو جمله، از الگوهای دیریاب و گاه کژتاب‌ است.
با زبان، مکانیکی رفتار نکنیم. 😊
۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
شاهدخت والاتبار، شهربانو.pdf
397.4 KB
به‌مناسبت ۵ شعبان/ ۱۷ اسفند
زادروز امام سجاد (علیه‌السلام)

«شاهدخت والاتبار، شهربانو!»
مقاله‌ای در اثبات شاهزادگی مادر گرامی امام سجاد (شهربانو، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی)، به قلم دکتر احمد مهدوی دامغانی (دوفصلنامۀ آینۀ میراث، ضمیمۀ شمارۀ ۱۶، سال هفتم (۱۳۸۸)، ص ۱-۸۴)
#منهای_ویرایش #ادبیات
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارگاه‌های آنلاین ویرایش مؤسسۀ متنوک

چگونه نقل‌قول مستقیم را به غیرمستقیم تبدیل کنیم؟
کدام نقل‌قول‌ در گیومه می‌آید و کدام نه؟
۱‌۴۰‌۰‌/‌‌۱‌‌۱‌/‌‌۰‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

«نجاتِ آخرت بر دو شرط بسته‌اند، طلبِ عُلُو ناکردن و از فساد دور بودن. هرکه در طلبِ ولایت و فرمان دادن است طلبِ علوِّ وی معلوم است و هرکه به لهو و نشاطِ جوانان و بی‌خردان مشغول است به فساد موسوم است. و بی شرطِ نجات، امیدِ نجات داشتن عینِ غرور* است.» (مکاتیب فارسی غزّالی، تصحیح عباس اقبال، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲، ص ۵۳)

«بی-» (در «بی‌خردان») پیشوندِ اشتقاقیِ صفت‌ساز است و بنابراین نیم‌فاصله می‌شود و «بی» (در «بی شرطِ ...») حرف اضافه است و بنابراین بافاصله نوشته می‌شود.

دو مثال دیگر:
۱) بی‌کس‌وکار، بی‌بروبرگرد، بی‌شیله‌پیله، بی‌همه‌کس، بی‌عرضگی، بی‌کلاس، ... .
۲) بی همگان به‌سر شود بی‌ تو به‌سر نمی‌شود/ ... (مولوی)

* «غرور» در اینجا و در اصل به‌ معنای «فریفتن» و «فریب‌ خوردن» است،‌ نه «تکبر» و «خودبینی».

سید محمد بصام
@Matnook_com
3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

ساختِ «واژه + نشانۀ اضافه + همان واژه + ضمیر (واژه‌بست) -ِش» کاملاً بافاصله نوشته‌ می‌شود و به‌عنوان قید به‌کار می‌رود: تهِ تهش، فوقِ فوقش، کمِ کمش.

سید محمد بصام
@Matnook_com
یک نکته‌ات بگویم!

«را»، در گفتاری‌نویسی، پس از واژ‌ه‌های پایان‌یافته به i، به دو صورت نوشته می‌شود، چون هم به‌صورت ‌o تلفظ می‌شود و هم r‌‌o‌:

۱) ...ـی‌و/ ...ی‌و:
صندلی‌و ببر؛ کتری‌و بذار رو گاز.

۲) ...ـی رو/ ...ی رو:
بستنی رو بریز تو کاسه؛ کیوی رو بده من.

یادآوری:
«رو» را با نیم‌فاصله هم می‌توان نوشت، گرچه مرسوم نیست: بستنی‌رو، کیوی‌رو.
#گفتاری‌نویسی
۱‌۴۰‌۰‌/‌‌۱‌‌‌۲‌/‌‌‌۲‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صد سال به این سال‌ها!
به کدوم سال‌ها؟! 🤔

این را هم ببینید:👇
t.me/Matnook_com/1885
۱‌۴۰‌‌۱‌/۰۱‌/‌۰۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1👏1
«نگه/ نگاه داشتن» فعل مرکب است و، در کاربرد فعلی‌اش، بافاصله نوشته می‌شود: اندازه «نگه دار» که اندازه نکوست. بنابراین توصیه به نیم‌فاصله کردن یا نوشتن آن نادرست است.
شعر ناگفتن بِهْ از شعری که گویی نادرست/ ... (منوچهری دامغانی)
۱‌۴۰‌‌۱‌/۰۱‌/‌۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
«باتون» یا «باتوم»؟

«باتون» (bâton) واژه‌ای فرانسوی است که در فارسی و به‌طور طبیعی (با تبدیل واج n به m) /باتوم/ تلفظ می‌شود و با هر دو املا نیز به‌کار می‌رود. در فرهنگ‌ها معمولاً «باتون» آمده یا ترجیح داده شده‌است، ولی فرهنگستان «باتوم» را برگزیده‌ و ترکیب‌هایی چون «باتوم برقی، باتوم جمع‌شو، باتوم چراغ‌دار، و باتوم ضدشورش» را با آن تصویب کرده‌است. بنابراین هر دو املا درست است. اگر بخواهیم به تلفظ اصلی آن پای‌بند باشیم، می‌توانیم همه‌جا «باتون» بنویسیم.

یادآوری:
۱) قدیم‌تر، یعنی تا چند دهۀ پیش، «باتون/ باتوم» را به‌صورت «باطون/ باطوم» می‌نوشتند تا نشان دهند واژه‌ای غیرفارسی است، ولی امروز دیگر با «ط» رایج و پسندیده نیست.
۲) از آنجا که وام‌واژه‌های فرنگی اصالت املایی ندارند، بهتر است آن‌ها را با «ت» بنویسیم، نه با «ط» (مانند «باتری»). و البته روشن است که همیشه نمی‌توان چنین کرد و هر واژه‌ یا وام‌واژه‌ای را نباید با «ت» نوشت (مانند «بطری»). املای درست‌ِ واژه‌ها یا رسم‌الخط‌ مرجّحِ آن‌ها را تنها باید از فرهنگ‌های معتبر لغت، مانند فرهنگ روز سخن، گرفت.
۱‌۴۰‌‌‌۱‌‌/‌۰‌۱‌‌/‌۱‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏3
«قیلَ لأعرابیٍّ: کَیفَ تَرَی الدّنیا؟ فقال: قَحبَةً یوماً لعطّارٍ و یوماً لبیطار.» (ابن‌الخطیب اَماسی، روض الأخیار المنتخب من ربیع الأبرار، چاپ اول: حلب، دارالقلم، ۱۴‌۲۳، ص ۱۴۴)

عربی بادیه‌نشین را گفتند: دنیا در چشم تو چون است؟ گفت: به زنی روسپی می‌ماند، که روزی ازآنِ بوی‌فروش است و دیگر روز ازآنِ پزشک ستور.

دل در این پیرزنِ عشوه‌گرِ دهر مبند
کاین عروسی‌ست که در عقد بسی داماد است (خواجوی کرمانی)
#پرسه_در_متون
۱‌۴۰‌‌‌۱‌‌/‌۰‌۱‌‌/‌۱‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصله‌گذاری

ترکیب‌های عطفی، بافاصله یا نیم‌فاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟

بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام

ویدئو شرکت‌کنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
1👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا
۷۰ واژهٔ «از»دار که بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
ازآنِ (= «مالِ»)
ازاندازه‌گذشته
ازآن‌رو
ازاین‌رو
ازبَرخوانی
ازبَرکردنی
ازبین‌رفته
ازپاافتاده
ازپادرآمده
ازپیش‌انگاری
ازپیش‌تعیین‌شده
از‌جان‌گذشتگی
ازجان‌گذشته
ازجمله (قید)
ازجنگ‌برگشته
ازجوش‌افتاده
ازجون‌گذشتگی
ازجون‌گذشته
ازحال‌رفته
ازحدگذشته
ازخدا‎‌بی‎خبر
ازخداخواسته
ازخود‌بی‌خود
ازخودبیگانگی
ازخودبیگانه
ازخودراضی
ازخودگذشتگی
ازخودگذشته
ازخودمتشکر
ازدست‌دادنی
ازدست‌داده
ازدست‌رفتنی
ازدست‌رفته
ازدل‌برآمده
ازدم‌قسط
ازدنیابی‌خبر
ازدنیاگذشته
ازدین‌برگشتگی
ازدین‌برگشته
ازراه‌به‌دررفته
ازرده‌خارج
ازرویِ
ازریخت‌افتاده
اززیرِکاردررو
ازسرگیری
ازسویِ
ازطرفِ
ازقلم‌افتادگی
ازقلم‌افتاده
ازکارافتادگی
ازکارافتاده
ازکاردرآمده
ازکارشده
ازمابرتران
ازمابهتران
ازمابهترون
ازمردم‌گریز
ازمیان‌رفته
ازنفَس‌افتاده
ازهم‌پاشی
ازهم‌پاشیدگی
ازهم‌پاشیده
ازهم‌دررفته
ازهم‌دریده
از‌هم‌گسسته
ازهم‌گسیختگی
ازهم‌گسیخته
ازهمه‌جابی‌خبر
ازیادرفتنی
ازیادرفته
‌۱‌۴‌۰‌‌۰‌‌/۰‌‌۱‌/‌۰۵‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍51
به‌مناسبت ۱۶ آوریل
روز جهانی نقطه‌ویرگول!
👇
t.me/Matnook_com/2183
۱‌۴۰‌‌‌۱‌‌/‌‌۰‌‌۱/‌۲۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
متنی از کتاب فارسی ابتدایی
حدود ۹۰ سال پیش!


داود ده‌ساله بود. چون خواهرانش روزه می‌گرفتند، او هم هوس کرد روزه بگیرد. همهٔ اهل خانه سحر برمی‌خاستند. سماور را آتش می‌کردند می‌گذاردند گوشهٔ اتاق غل‌غل می‌جوشید. هوا هم قدری سرد بود. انسان از آتش سماور و بخار آن بدش نمی‌آمد [نمی‌آید]. بچه‌ها دور سماور جمع می‌شدند. مادرشان پای سماور می‌نشست. به هر کدام یک فنجان چای می‌داد که خواب از سرشان برود. بعد سحری می‌خوردند و مشغول دعای سحر می‌شدند. اینجا میدان میدان داود بود که دعای سحر را ازبر داشت. داود دعا را بلندبلند می‌خواند. دیگران با او هم‌آواز می‌شدند. نزدیک اذان صبح، همه یک بار دیگر آب می‌خوردند و نیت می‌کردند. بعد از اذان نماز می‌خواندند. بزرگ‌تران مشغول خواندن قرآن و دعا می‌شدند و بچه‌ها می‌خوابیدند.
#پرسه_در_متون
۱‌۴۰۱‌‌/‌‌۰‌‌۱/‌‌۲‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Photo
نظرسنجی: با خط چهارم و پنجم این نوشته موافقید؟
Anonymous Poll
45%
آره، نوعی گرده‌برداریه.
55%
نه. بعید می‌دونم.
به‌مناسبتِ ۱ اردیبهشت
سالروز درگذشت محمدتقی بهار
ملقب به «ملک‌الشعرا» و متخلص به «بهار»
آخرین ادیب بزرگ ایران!

«هیچ حرفی یا ابزاری در زبان نیست که محض زینت یا به‌‌زیادتی استعمال شود، چه بشر در هر چیز صرفه‌جوی است؛ خاصه در زبان و تکلم سعی دارد همواره زواید حرفی را دور بریزید و کلمات را حکاکی کرده و تراش بدهد. در این صورت، معنی ندارد که حرفی را برای زینت یا به‌‌زیادتی و بدون فایده بر لغتی بیفزاید و در حقیقت تا حرفی یا کلمه‌ای ضرورت معنوی نداشته باشد، بر زبان نگذرد و در نزد فصحا مقبول نیفتد.» (محمدتقی بهار، سبک‌شناسی، چاپ دهم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۹، ج ۱، ص ۳۳۳)

بنابراین ترکیب‌هایی مانند «آب آشامیدنی، اتوبوس مسافربری، پای پیاده، رطب تازه، شهرک کوچک، عسل شیرین، نخل خرما» و بسیاری دیگر، چنان‌که برخی گمان کرده‌اند، «حشو» نیستند. برای نمونه، این دو فرسته را بخوانید: کدبانوی خانه، مردمک چشم.
۱‌۴۰۱‌‌/‌‌۰‌‌‌۲‌/‌‌‌۰‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍21
خاطرات_ادبی_خانلری_دربارۀ_محمدتقی_بهار.pdf
377.2 KB
به‌مناسبتِ ۱ اردیبهشت
سالروز درگذشت محمدتقی بهار

صدرالدین الهی، «از خاطرات ادبی دکتر پرویز ناتل خانلری دربارۀ ملک‌الشعراء بهار»، مجلۀ ایران‌شناسی، س ۳، ص ۳۹۴‌-‌۴۱۵
#منهای_ویرایش
سید محمد بصام
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
دو وبگاه برای تلفظ واژه‌های خارجی

تلفظ اصلی نام کسان و جای‌ها و اسامی خاص خارجی را می‌توانید به زبان‌های گوناگون در این دو وبگاه‌ بشنوید.

1) forvo.com
2) howtopronounce.com

یادآوری: وبگاه دوم با فیلترشکن باز می‌شود.

@Matnook_com
2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
برگی از تاریخ
متنی فارسی از قرن ششم


«سال چهل، به اول سال، از جملۀ خوارج سه کس بودند؛ یکی عبدالرحمن‌بن ملجم و دیگر مبارک‌بن عبدالله و سه‌دیگر عمروبن بکر، و همواره بر علی و معاویه و عمروبن العاص لعنت کردندی. پس گفتند ما خود را به خدای بخشیم و این سه کس را بکشیم که همه فتنه از ایشان است و بر این بایستادند و شمشیرها را زهرآب دادند و میعاد کردند که به رمضان [...] هرکسی یکی را بکشد.

[...] عبدالرحمن دو مرد دیگر را با خود یار گردانید، یکی را نام وردان بود و دیگری را شبیب، و زنی را دوست داشته بود و نام او قطام بود و خارجیه بود و برادرش به حرب نهروان کشته شده بود و عبدالرحمن او را گفت: به زن من باش.
قطام گفتا: تو کابین من نداری.
عبدالرحمن گفتا: کابین تو چیست؟
قطام گفتا: سه هزار درم سیم و غلامی و کنیزکی و خون علی‌بن ابی‌طالب!
عبدالرحمن گفت: این‌همه بدهم و علی را بکشم، و عظیم تیز بگشت بر آن کار.

و روز آدینه، هفدهم ماه رمضان، سحرگاهی هر سه تن سوی مسجد آمدند و چون امیرالمؤمنین علی اندرآمد، هرسه تیغ بزدند و عبدالرحمن شمشیر بر سرش زد و تا نزدیک مغزش برسید. شبیب و وردان هردو بجَستند و عبدالرحمن گرفتار آمد و مردی از پس برفت و وردان را بکشت. پس امیرالمؤمنین علی جعدة‌بن هبیره را فرمود که مردم را نماز کند و حسن را خود وصی کرده بود. پس هم او را فرمود که عبدالرحمن را نگاه دار و اگر من بمیرم، او را قصاص کن و اگر نه، آنچه باید خود کنم. پس عبدالرحمن را گفت: چرا چنین کردی؟
گفت: زیراکه خون تو حلال است، با چندین خون‌ها که تو ریخته‌ای.

بعد از آن، علی روز سوم از جهان بیرون رفت، رضوان‌الله‌علیه، و حسن بر وی نماز کرد و عمرش شصت‌و‌سه سال بود.»

منبع:
مجمل التواریخ و القصص، تصحیح اکبر نحوی (چاپ اول: تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹)، ص ۴۴۳
#پرسه_در_متون
۱‌‌۴‌‌۰‌‌۰‌‌‌/‌‌۰‌‌‌۲‌‌/۱‌‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
1