"Writing is like prostitution. First you do it for love, and then for a few close friends, and then for money." ― Moliere
«نوشتن مانند تنفروشی است. اول بهخاطر عشق انجامش میدهی، سپس برای شماری از دوستان نزدیکت، و سرانجام برای پول.» (مولیر، نمایشنامهنویس نامآشنای فرانسوی)
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«نوشتن مانند تنفروشی است. اول بهخاطر عشق انجامش میدهی، سپس برای شماری از دوستان نزدیکت، و سرانجام برای پول.» (مولیر، نمایشنامهنویس نامآشنای فرانسوی)
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از دورۀ جامع ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
۲ نکته دربارۀ «کسرۀ خفیف» که شاید ندانید!
واژههای کسرهخفیفدار چه ویژگیهایی دارند و چگونه فاصلهگذاری میشوند؟
#دستورزبان #فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
مدرس: سید محمد بصام
۲ نکته دربارۀ «کسرۀ خفیف» که شاید ندانید!
واژههای کسرهخفیفدار چه ویژگیهایی دارند و چگونه فاصلهگذاری میشوند؟
#دستورزبان #فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌7👍2
"If you do not write for publication, there is little point in writing at all." ― George Bernard Shaw
«اگر برای انتشار نمینویسی، دیگر نوشتن معنای خاصی ندارد.» (جورج برنارد شا)
اگرم مینویسی که چاپ و دیده بشه، باید ویرایش یاد بگیری! 😁
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«اگر برای انتشار نمینویسی، دیگر نوشتن معنای خاصی ندارد.» (جورج برنارد شا)
اگرم مینویسی که چاپ و دیده بشه، باید ویرایش یاد بگیری! 😁
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤩1
یک نکتهات بگویم!
ما سرم و واکسن و آمپول را «میزنیم»، «دریافت نمیکنیم». «واکسن دریافت کردن» ترجمهٔ لفظبهلفظِ to receive a vaccine است. این تعبیر البته در فارسی و از دیدگاه دانش زبانشناسی نادرست نیست، ولی طبیعی هم نیست. پس بهجای اینکه بگوییم «دو دوز واکسن دریافت کرد»، طبیعیتر و فارسیتر است که بگوییم «دو نوبت واکسن زد».
#گردهبرداری
۱۴۰۰/۱۱/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ما سرم و واکسن و آمپول را «میزنیم»، «دریافت نمیکنیم». «واکسن دریافت کردن» ترجمهٔ لفظبهلفظِ to receive a vaccine است. این تعبیر البته در فارسی و از دیدگاه دانش زبانشناسی نادرست نیست، ولی طبیعی هم نیست. پس بهجای اینکه بگوییم «دو دوز واکسن دریافت کرد»، طبیعیتر و فارسیتر است که بگوییم «دو نوبت واکسن زد».
#گردهبرداری
۱۴۰۰/۱۱/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
یک بار برای همیشه:
سومشخصِ مفردِ ماضیِ نقلی همیشه نیمفاصله نوشته میشود، چنانکه دیگر صیغههای این فعل نیز نیمفاصله نوشته میشوند. پس:
- آمدهام، آمدهای، آمدهاست، آمدهایم، آمدهاید، آمدهاند؛
- شدهام، شدهای، شدهاست، شدهایم، شدهاید، شدهاند.
۱۴۰۰/۱۱/۱۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
سومشخصِ مفردِ ماضیِ نقلی همیشه نیمفاصله نوشته میشود، چنانکه دیگر صیغههای این فعل نیز نیمفاصله نوشته میشوند. پس:
- آمدهام، آمدهای، آمدهاست، آمدهایم، آمدهاید، آمدهاند؛
- شدهام، شدهای، شدهاست، شدهایم، شدهاید، شدهاند.
۱۴۰۰/۱۱/۱۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3❤1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Photo
کدام درست است؟
Anonymous Poll
13%
جد و آباد.
55%
جد و آبا(ء).
19%
هردو.
12%
نمیدانم و میخواهم یاد بگیرم.
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
کدام درست است؟
«جدوآباد» یا «جدوآباء»؟
۱) «جدوآباد» در اصل «جدوآباء» بوده و چون همزۀ «آباء» در فارسی تلفظ نمیشود، حذف شدهاست (مانند همزۀ «املاء»، «اعضاء»، و جز اینها). سپس برای اینکه آسان تلفظ شود، یک «د» به آن افزوده شدهاست (به قیاس «د» در «جد»). شاهدهای مشابه را اینجا ببینید.
۲) واژۀ عربی «آباء» جمع «اَب» و به معنای «پدران و اجداد» است و در تعبیر «آبا(ء) و اجداد» نیز به همین معنی بهکار میرود. اما در فارسی «جدوآباد» به معنای «تمام نسلهای قبلی شخص (اعم از زن و مرد)» است و بنابراین، در مقام اصطلاح، به معنای «پدران و نیاکان» نیست:
- «داری منو مسخره میکنی؟ خودتو مسخره کن، جدوآبادتو مسخره کن، اون تولههای بیشعورتو مسخره کن.» (غلامحسین ساعدی، شبنشینی باشکوه، ص ۶۶)
۳) «جدوآباد» دستکم دویست سال است که در فارسی رواج دارد:
- «هرگاه جدوآباد تو از خاندان سلطنتِ ظاهری بهره نداشتند [...] باید که به دستور آباء و اجداد [...] مشغول کار مستمرۀ خویش باشی.» (محمدشفیع طهرانی، مرآت واردات (قرن ۱۲)، به کوشش منصور صفتگل، میراث مکتوب، ۱۳۸۳، ص ۸۱)
- «مهاجران آمریکایی هزار جور جدوآباد دارند و به آنها مینازند.» (مسعود جعفری، نامههای سیمین دانشور و جلال آلاحمد، ص ۱۰۸)
- «ای به گور ننۀ جدوآباد هرچی گربهس!» (احمد محمود، مدار صفر درجه، ج ۳، ص ۱۵۶۹)
- «پدربزرگ [...] گفت: گه خوردند با جدوآبادشان!» (رضا براهنی، رازهای سرزمین من، ج ۱، ص ۳۳۹)
- «تا به جدوآباد محسن نرسد ول نمیکند که.» (فریبا وفی، رازی در کوچهها، ص ۳۷)
۴) «جدوآباد» در فرهنگ فارسی عامیانه (ابوالحسن نجفی) با دو شاهد و در فرهنگ فارسی گفتاری (بهروز صفرزاده) با دو مثال آمدهاست. در فرهنگ بزرگ سخن نیز هر دو صورتِ «جدوآباد» و «جدوآبا» آمده و برای هریک شاهدهایی نقل شدهاست.
۵) در نتیجه، «جدوآباد» کاملاً درست است و کاربرد آن در متنهای غیررسمی، مانند داستان، اشکالی ندارد. این اصطلاح بهندرت در نوشتارهای رسمی بهکار میرود و گاهی بهجای آن «آبا و اجداد» مینویسند. بهتر است در فارسی معیار بنویسیم «پیشینیان»، «نیاکان»، «پدران و مادران»، یا واژههایی از این دست.
#واژهشناسی
۱۴۰۰/۱۱/۱۸
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@Matnook_com @azvirayesh
instagram.com/matnook_com
۱) «جدوآباد» در اصل «جدوآباء» بوده و چون همزۀ «آباء» در فارسی تلفظ نمیشود، حذف شدهاست (مانند همزۀ «املاء»، «اعضاء»، و جز اینها). سپس برای اینکه آسان تلفظ شود، یک «د» به آن افزوده شدهاست (به قیاس «د» در «جد»). شاهدهای مشابه را اینجا ببینید.
۲) واژۀ عربی «آباء» جمع «اَب» و به معنای «پدران و اجداد» است و در تعبیر «آبا(ء) و اجداد» نیز به همین معنی بهکار میرود. اما در فارسی «جدوآباد» به معنای «تمام نسلهای قبلی شخص (اعم از زن و مرد)» است و بنابراین، در مقام اصطلاح، به معنای «پدران و نیاکان» نیست:
- «داری منو مسخره میکنی؟ خودتو مسخره کن، جدوآبادتو مسخره کن، اون تولههای بیشعورتو مسخره کن.» (غلامحسین ساعدی، شبنشینی باشکوه، ص ۶۶)
۳) «جدوآباد» دستکم دویست سال است که در فارسی رواج دارد:
- «هرگاه جدوآباد تو از خاندان سلطنتِ ظاهری بهره نداشتند [...] باید که به دستور آباء و اجداد [...] مشغول کار مستمرۀ خویش باشی.» (محمدشفیع طهرانی، مرآت واردات (قرن ۱۲)، به کوشش منصور صفتگل، میراث مکتوب، ۱۳۸۳، ص ۸۱)
- «مهاجران آمریکایی هزار جور جدوآباد دارند و به آنها مینازند.» (مسعود جعفری، نامههای سیمین دانشور و جلال آلاحمد، ص ۱۰۸)
- «ای به گور ننۀ جدوآباد هرچی گربهس!» (احمد محمود، مدار صفر درجه، ج ۳، ص ۱۵۶۹)
- «پدربزرگ [...] گفت: گه خوردند با جدوآبادشان!» (رضا براهنی، رازهای سرزمین من، ج ۱، ص ۳۳۹)
- «تا به جدوآباد محسن نرسد ول نمیکند که.» (فریبا وفی، رازی در کوچهها، ص ۳۷)
۴) «جدوآباد» در فرهنگ فارسی عامیانه (ابوالحسن نجفی) با دو شاهد و در فرهنگ فارسی گفتاری (بهروز صفرزاده) با دو مثال آمدهاست. در فرهنگ بزرگ سخن نیز هر دو صورتِ «جدوآباد» و «جدوآبا» آمده و برای هریک شاهدهایی نقل شدهاست.
۵) در نتیجه، «جدوآباد» کاملاً درست است و کاربرد آن در متنهای غیررسمی، مانند داستان، اشکالی ندارد. این اصطلاح بهندرت در نوشتارهای رسمی بهکار میرود و گاهی بهجای آن «آبا و اجداد» مینویسند. بهتر است در فارسی معیار بنویسیم «پیشینیان»، «نیاکان»، «پدران و مادران»، یا واژههایی از این دست.
#واژهشناسی
۱۴۰۰/۱۱/۱۸
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@Matnook_com @azvirayesh
instagram.com/matnook_com
👍1
«پُرتره» (portrait) واژهای فرانسوی و به معنای «بازنمایی چهره یا نیمتنه یا شکل کامل یک فرد بهتنهایی» است. برابر فارسی آن، به تصویب فرهنگستان، «تکچهره» است. برای مثال، این پرترهٔ/ تکچهرهٔ توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور آمریکا و پایهگذار دانشگاه ویرجینیا است.
از سخنان نغز اوست:
"When the people fear the government, there’s tyranny. When the government fears the people, there’s liberty."
«هنگامی که مردم از دولت بترسند، استبداد حاکم است. هنگامی که دولت از مردم بترسد، آزادی حاکم است.»
"When injustice becomes law, resistance becomes a duty."
«زمانی که بیعدالتی قانون میشود، مقاومت هم وظیفه میشود.»
"The man who reads nothing at all is better educated than the man who reads nothing but newspapers."
«کسی که هرگز مطالعه نمیکند از کسی که چیزی جز روزنامه نمیخواند بافرهنگتر است.»
"The most valuable of all talents is that of never using two words when one will do."
«باارزشترین استعداد این است که دو واژه بهکار نبریم وقتی که تنها یک واژه کافی است.»
۱۴۰۰/۱۱/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
از سخنان نغز اوست:
"When the people fear the government, there’s tyranny. When the government fears the people, there’s liberty."
«هنگامی که مردم از دولت بترسند، استبداد حاکم است. هنگامی که دولت از مردم بترسد، آزادی حاکم است.»
"When injustice becomes law, resistance becomes a duty."
«زمانی که بیعدالتی قانون میشود، مقاومت هم وظیفه میشود.»
"The man who reads nothing at all is better educated than the man who reads nothing but newspapers."
«کسی که هرگز مطالعه نمیکند از کسی که چیزی جز روزنامه نمیخواند بافرهنگتر است.»
"The most valuable of all talents is that of never using two words when one will do."
«باارزشترین استعداد این است که دو واژه بهکار نبریم وقتی که تنها یک واژه کافی است.»
۱۴۰۰/۱۱/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنگاه خورشید سرد شد و برکت از زمینها رفت...
بهمناسبت ۲۴ بهمن، سالروز درگذشت فروغ فرخزاد
فیلمی از مراسم خاکسپاری فروغ فرخزاد
با حضور احمد شاملو و دیگر اهالی فرهنگ و ادب
و دکلمۀ شعری زیبا و دلنشین از فروغ
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۲۴ بهمن، سالروز درگذشت فروغ فرخزاد
فیلمی از مراسم خاکسپاری فروغ فرخزاد
با حضور احمد شاملو و دیگر اهالی فرهنگ و ادب
و دکلمۀ شعری زیبا و دلنشین از فروغ
#منهای_ویرایش
۱۴۰۰/۱۱/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«موسا» بنویسیم یا «موسی»؟
«عیسای مریم» بنویسیم یا «عیسی مریم»؟
«کبرا» عربی است یا فرانسوی؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
«عیسای مریم» بنویسیم یا «عیسی مریم»؟
«کبرا» عربی است یا فرانسوی؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
۱) «ضربالاجل» مرکب است از «ضرب» + «ال» + «اجل».
۲) «ضرب» در عربی به معنای «تعیین کردن و قرار دادن» نیز بهکار میرود، چنانکه «ضَرَبَ لَهُ أَجَلاً» یعنی «برای او مهلتی تعیین کرد».
۳) «اجل»، علاوهبر «پایان زمان زندگی و مرگ»، به معنای «مهلت و مدت هر چیز» نیز هست.
۴) درنتیجه، املای «ضربالاجل»، به معنای «مهلت و پایان مهلت و مدت معیّن»، به همین صورت با «ا» درست است، نه با «ع».
اکنون چند واژۀ «ضرب»دار که نیمفاصله یا پیوسته (سرهم) نوشته میشوند:
- پسضرب
- پیشضرب
- تکضرب
- جدولضرب
- چهارضرب
- حاصلضرب
- دوضرب
- سرضرب
- ششضرب
- ضرباًزورا (= «بهزور»)
- ضربالمثل
- ضرباهنگ/ ضربآهنگ
- ضربخور/ ضربخور
- ضربخورده
- ضربدار/ ضربدار
- ضربدر
- ضربِدست
- ضربدیده
- ضربِشست
- ضربگیر/ ضربگیر
- ضربوجرح
- ضربوزور
- ضربوشتم
- طاقضربی
- نیمضربی (نوعی جلد)
- یکضرب
سید محمد بصام
@Matnook_com
۲) «ضرب» در عربی به معنای «تعیین کردن و قرار دادن» نیز بهکار میرود، چنانکه «ضَرَبَ لَهُ أَجَلاً» یعنی «برای او مهلتی تعیین کرد».
۳) «اجل»، علاوهبر «پایان زمان زندگی و مرگ»، به معنای «مهلت و مدت هر چیز» نیز هست.
۴) درنتیجه، املای «ضربالاجل»، به معنای «مهلت و پایان مهلت و مدت معیّن»، به همین صورت با «ا» درست است، نه با «ع».
اکنون چند واژۀ «ضرب»دار که نیمفاصله یا پیوسته (سرهم) نوشته میشوند:
- پسضرب
- پیشضرب
- تکضرب
- جدولضرب
- چهارضرب
- حاصلضرب
- دوضرب
- سرضرب
- ششضرب
- ضرباًزورا (= «بهزور»)
- ضربالمثل
- ضرباهنگ/ ضربآهنگ
- ضربخور/ ضربخور
- ضربخورده
- ضربدار/ ضربدار
- ضربدر
- ضربِدست
- ضربدیده
- ضربِشست
- ضربگیر/ ضربگیر
- ضربوجرح
- ضربوزور
- ضربوشتم
- طاقضربی
- نیمضربی (نوعی جلد)
- یکضرب
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«جدوآباد» یا «جدوآباء»؟ ۱) «جدوآباد» در اصل «جدوآباء» بوده و چون همزۀ «آباء» در فارسی تلفظ نمیشود، حذف شدهاست (مانند همزۀ «املاء»، «اعضاء»، و جز اینها). سپس برای اینکه آسان تلفظ شود، یک «د» به آن افزوده شدهاست (به قیاس «د» در «جد»). شاهدهای مشابه را…
گاهی در کنار هم قرار گرفتن واژهها موجب میشود، برخلاف قاعدههای آوایی، در تلفظ آنها تغییراتی ایجاد شود. در اینجا گفتیم که به قیاس «جد»، که دارای واج «د» است، یک «د» نیز به پایان «آبا» افزوده شده و ترکیب «جدوآبا» به «جدوآباد» تبدیل شدهاست. اینک چند نمونۀ دیگر (منبع: احمدرضا قائممقامی، «ریشهشناسی و زبان فارسی (مقدمات)»، مجلۀ فرهنگنویسی، شمارۀ ۹، ص ۵۳):
۱) تنگنا:
«تنگا» به قیاس «پهنا» تبدیل به «تنگنا» شدهاست؛
۲) جنبل:
«تُنبل»، که گویا «تَنبل» هم تلفظ میشده، بهسبب همراهی با «جادو» تبدیل به «جنبل» شدهاست («جادوجنبل»)؛
۳) خلأ:
«خلاء» به قیاس «ملأ» تبدیل به «خلأ» شدهاست؛
۴) درازنا:
«درازا» به قیاس «پهنا» تبدیل به «درازنا» شدهاست؛
۵) سگزی:
«سگزی» احتمالاً به قیاس «رازی» «ز» گرفتهاست؛
۶) سلندر:
«قلندر» بهسبب همراهی با «سرگردان» تبدیل به «سلندر» شدهاست («سلندر و سرگردان»)؛
۷) شنفتن:
«شنودن» به قیاس «گفتن» تبدیل به «شنفتن» شدهاست («گفتن و شنفتن»)؛
۸) شنیدن:
«شنودن» به قیاس «دیدن» تبدیل به «شنیدن» شدهاست («دیدن و شنیدن»)؛
۹) عبیر:
«عبید» بهسبب همراهی با «اسیر» تبدیل به «عبیر» شدهاست («اسیر و عبیر»)؛
۱۰) فسنجان:
«فسوجن» به قیاس «بادنجان» تبدیل به «فسنجان» شدهاست؛
۱۱) مروزی:
«مروزی» احتمالاً به قیاس «رازی» «ز» گرفتهاست؛
۱۲) یسیر:
«اسیر»، بهسبب همراهی با «یتیم» در یک آیۀ مشهور قرآن (۸:۷۶)، در زبان تبدیل به «یسیر» شدهاست؛
۱۳) «صور» و «صیدا» و «جابلقا» و «جابلسا» و چند شاهد دیگر نیز از این شمارند.
۱۴۰۰/۱۱/۲۷
فرهاد قربانزاده
سید محمد بصام
@Matnook_com @azvirayesh
instagram.com/matnook_com
۱) تنگنا:
«تنگا» به قیاس «پهنا» تبدیل به «تنگنا» شدهاست؛
۲) جنبل:
«تُنبل»، که گویا «تَنبل» هم تلفظ میشده، بهسبب همراهی با «جادو» تبدیل به «جنبل» شدهاست («جادوجنبل»)؛
۳) خلأ:
«خلاء» به قیاس «ملأ» تبدیل به «خلأ» شدهاست؛
۴) درازنا:
«درازا» به قیاس «پهنا» تبدیل به «درازنا» شدهاست؛
۵) سگزی:
«سگزی» احتمالاً به قیاس «رازی» «ز» گرفتهاست؛
۶) سلندر:
«قلندر» بهسبب همراهی با «سرگردان» تبدیل به «سلندر» شدهاست («سلندر و سرگردان»)؛
۷) شنفتن:
«شنودن» به قیاس «گفتن» تبدیل به «شنفتن» شدهاست («گفتن و شنفتن»)؛
۸) شنیدن:
«شنودن» به قیاس «دیدن» تبدیل به «شنیدن» شدهاست («دیدن و شنیدن»)؛
۹) عبیر:
«عبید» بهسبب همراهی با «اسیر» تبدیل به «عبیر» شدهاست («اسیر و عبیر»)؛
۱۰) فسنجان:
«فسوجن» به قیاس «بادنجان» تبدیل به «فسنجان» شدهاست؛
۱۱) مروزی:
«مروزی» احتمالاً به قیاس «رازی» «ز» گرفتهاست؛
۱۲) یسیر:
«اسیر»، بهسبب همراهی با «یتیم» در یک آیۀ مشهور قرآن (۸:۷۶)، در زبان تبدیل به «یسیر» شدهاست؛
۱۳) «صور» و «صیدا» و «جابلقا» و «جابلسا» و چند شاهد دیگر نیز از این شمارند.
۱۴۰۰/۱۱/۲۷
فرهاد قربانزاده
سید محمد بصام
@Matnook_com @azvirayesh
instagram.com/matnook_com
👍3
حتماً شما هم وقتی اولین جملهٔ عکسنوشته را خواندید، دوباره برگشتید و آن را با آهنگ جملهٔ شرطی خواندید. چرا؟
در گفتار، با تغییر تکیه و آهنگ کلام و بدون آوردن «اگر»، میتوان اولین جملهٔ عکسنوشته را بهصورت شرطی ادا کرد. ولی هنگامی که آن را به همان صورت و بدون «اگر» مینویسیم، خواننده، در خوانش اول، نمیداند که جملۀ ما شرطی است یا غیرشرطی. پس باید بهگونهای بنویسیم که جمله فقط یک بار و درست خوانده شود: اگر منصفانه به فایل صوتی سپاه گوش دهیم، ... . آوردن یک «اگر»، در آغاز آن جمله، کمک میکند که خواننده برنگردد و دوباره نخواند. بنابراین اگر جملهای دو بار یا بیشتر خوانده شد، ایراد دارد و این ضعف از نویسنده یا ویراستار است. جملهای ساده و درست و خوشخوان است که فقط یک بار خوانده شود و با یک بار خوانده شدن هم فهمیده شود. هدف از ویرایش نیز همین است و بس.
۱۴۰۰/۱۱/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در گفتار، با تغییر تکیه و آهنگ کلام و بدون آوردن «اگر»، میتوان اولین جملهٔ عکسنوشته را بهصورت شرطی ادا کرد. ولی هنگامی که آن را به همان صورت و بدون «اگر» مینویسیم، خواننده، در خوانش اول، نمیداند که جملۀ ما شرطی است یا غیرشرطی. پس باید بهگونهای بنویسیم که جمله فقط یک بار و درست خوانده شود: اگر منصفانه به فایل صوتی سپاه گوش دهیم، ... . آوردن یک «اگر»، در آغاز آن جمله، کمک میکند که خواننده برنگردد و دوباره نخواند. بنابراین اگر جملهای دو بار یا بیشتر خوانده شد، ایراد دارد و این ضعف از نویسنده یا ویراستار است. جملهای ساده و درست و خوشخوان است که فقط یک بار خوانده شود و با یک بار خوانده شدن هم فهمیده شود. هدف از ویرایش نیز همین است و بس.
۱۴۰۰/۱۱/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3
دو نکته در عنوان نامه
۱) در عنوان نامه، برای گیرندگان حقوقی، ابتدا نام آنان در یک سطر و سپس عنوان حقوقیشان در سطر دیگری (یا هردو در یک سطر) نوشته میشود (اگر نام آنان را نمیدانیم یا نمیخواهیم بنویسیم، تنها به عنوانشان بسنده میکنیم). مثال:
در یک سطر:
جناب آقای ...، ریاست محترم سازمانِ ...
در دو سطر:
سرکار خانم ...
مدیرکل محترم ادارۀ ...
یادآوری:
آوردن عناوین و القابی مانند «آیتالله»، «استاد»، «حجتالاسلام»، «دکتر»، و جز اینها در کنار نام افراد ضرورتی ندارد و پیشنهاد نمیشود.
۲) در عنوان نامه، مثلاً بهجای «رئیس»، «مدیر» و «معاون»، بهمنظور رسمیت بیشتر و برای رعایت احترام، از «ریاست»، «مدیریت» و «معاونت» استفاده میکنیم. این کاربردها صرفاً مَجازی است و البته درست است، مانند «حضرت» که در اصلِ عربی به معنای «حضور» است، ولی در فارسی به معنای «صاحب حضور» بهکار میرود (حضرت استاد، حضرت امام، و ...) و نیز مانند «جناب» که در اصلِ عربی به معنای «آستان و پیشگاه» است، ولی در فارسی بهعنوان لقب محترمانهای برای خطاب کردن آقایان بهکار میرود (جناب استاد، جناب قاضی، و ...).
۱۴۰۰/۱۱/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) در عنوان نامه، برای گیرندگان حقوقی، ابتدا نام آنان در یک سطر و سپس عنوان حقوقیشان در سطر دیگری (یا هردو در یک سطر) نوشته میشود (اگر نام آنان را نمیدانیم یا نمیخواهیم بنویسیم، تنها به عنوانشان بسنده میکنیم). مثال:
در یک سطر:
جناب آقای ...، ریاست محترم سازمانِ ...
در دو سطر:
سرکار خانم ...
مدیرکل محترم ادارۀ ...
یادآوری:
آوردن عناوین و القابی مانند «آیتالله»، «استاد»، «حجتالاسلام»، «دکتر»، و جز اینها در کنار نام افراد ضرورتی ندارد و پیشنهاد نمیشود.
۲) در عنوان نامه، مثلاً بهجای «رئیس»، «مدیر» و «معاون»، بهمنظور رسمیت بیشتر و برای رعایت احترام، از «ریاست»، «مدیریت» و «معاونت» استفاده میکنیم. این کاربردها صرفاً مَجازی است و البته درست است، مانند «حضرت» که در اصلِ عربی به معنای «حضور» است، ولی در فارسی به معنای «صاحب حضور» بهکار میرود (حضرت استاد، حضرت امام، و ...) و نیز مانند «جناب» که در اصلِ عربی به معنای «آستان و پیشگاه» است، ولی در فارسی بهعنوان لقب محترمانهای برای خطاب کردن آقایان بهکار میرود (جناب استاد، جناب قاضی، و ...).
۱۴۰۰/۱۱/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«آیا چگونه؟!»
در این پویانمایی گفته میشود که «آیا چگونه» نادرست است و تنها یکی از این پرسشواژهها کافی است؛ یا «آیا» یا «چگونه»، نه هردو با هم.
پاسخی کوتاه و گذرا:
چو بشنوی سخن اهل دل [بخوانید «اهل زبان»] مگو که خطاست/ سخنشناس نِهای جان من خطا اینجاست (حافظ)
۱) «آیا» و «چگونه» پرسشواژهاند.
۲) «آیا» را میتوان حذف کرد، بیآنکه معنای جمله تغییر کند:
- آیا فارسی بلدی؟
- فارسی بلدی؟
۳) ولی دیگر پرسشواژهها را نمیتوان حذف کرد، چون معنای جمله تغییر میکند:
- چگونه انسانها خیانت میکنند؟
- انسانها خیانت میکنند؟
پس «آیا» و «چگونه» را نمیتوان بهجای هم بهکار برد.
۴) «آیا» با سایر پرسشواژهها نیز میآید تا تأکید بر پرسش و تعجب پرسشگر و دور از انتظار بودنِ مسئلۀ موردپرسش را نشان دهد:
- آیا چگونه انسانها خیانت میکنند؟!
۵) «آیا چگونه» از قدیم تا امروز در فارسی بهکار میرود:
آیا چگونه میگذرد تلخی قفس/ بر طوطیان که بر شکرستان پریدهاند (وحشی بافقی، قرن ۱۰)
۶) بنابراین «آیا چگونه»، با توجه به کاربرد و معنایی که دارد، درست است.
چند نکته و چند شاهد را هم در این باره ببینید.
سید محمد بصام
@Matnook_com
در این پویانمایی گفته میشود که «آیا چگونه» نادرست است و تنها یکی از این پرسشواژهها کافی است؛ یا «آیا» یا «چگونه»، نه هردو با هم.
پاسخی کوتاه و گذرا:
چو بشنوی سخن اهل دل [بخوانید «اهل زبان»] مگو که خطاست/ سخنشناس نِهای جان من خطا اینجاست (حافظ)
۱) «آیا» و «چگونه» پرسشواژهاند.
۲) «آیا» را میتوان حذف کرد، بیآنکه معنای جمله تغییر کند:
- آیا فارسی بلدی؟
- فارسی بلدی؟
۳) ولی دیگر پرسشواژهها را نمیتوان حذف کرد، چون معنای جمله تغییر میکند:
- چگونه انسانها خیانت میکنند؟
- انسانها خیانت میکنند؟
پس «آیا» و «چگونه» را نمیتوان بهجای هم بهکار برد.
۴) «آیا» با سایر پرسشواژهها نیز میآید تا تأکید بر پرسش و تعجب پرسشگر و دور از انتظار بودنِ مسئلۀ موردپرسش را نشان دهد:
- آیا چگونه انسانها خیانت میکنند؟!
۵) «آیا چگونه» از قدیم تا امروز در فارسی بهکار میرود:
آیا چگونه میگذرد تلخی قفس/ بر طوطیان که بر شکرستان پریدهاند (وحشی بافقی، قرن ۱۰)
۶) بنابراین «آیا چگونه»، با توجه به کاربرد و معنایی که دارد، درست است.
چند نکته و چند شاهد را هم در این باره ببینید.
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهمناسبتِ ۲۱ فوریه (۲ اسفند)
روز جهانی زبان مادری
«برای حفظ زبانها و گویشهای محلی آسانترین و کمهزینهترین راه آن است که خانوادهها آن را به فرزندان خود منتقل کنند و تصور نکنند که کودک ممکن است لهجه پیدا کند، زیرا افرادی که به دو یا چند زبان صحبت میکنند، به لحاظ رشد شناختی، بهتر هستند و در زندگی نیز قدرت تحلیل مسائل در آنها بهتر است.» (محمد دبیرمقدم، زبانشناس)
"When a person has an accent, it means he can speak one more language than you." — Fernando Lamas
«وقتی کسی لهجه دارد، یعنی میتواند به یک زبان بیش از تو حرف بزند.» (فرناندو لاماس، فیلمنامهنویس آرژانتینی)
۱۴۰۰/۱۲/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
روز جهانی زبان مادری
«برای حفظ زبانها و گویشهای محلی آسانترین و کمهزینهترین راه آن است که خانوادهها آن را به فرزندان خود منتقل کنند و تصور نکنند که کودک ممکن است لهجه پیدا کند، زیرا افرادی که به دو یا چند زبان صحبت میکنند، به لحاظ رشد شناختی، بهتر هستند و در زندگی نیز قدرت تحلیل مسائل در آنها بهتر است.» (محمد دبیرمقدم، زبانشناس)
"When a person has an accent, it means he can speak one more language than you." — Fernando Lamas
«وقتی کسی لهجه دارد، یعنی میتواند به یک زبان بیش از تو حرف بزند.» (فرناندو لاماس، فیلمنامهنویس آرژانتینی)
۱۴۰۰/۱۲/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
یک نکتهات بگویم!
جملۀ معترضه اگر نیازمند برجستهسازی و تأکید باشد، میان دو ویرگول میآید. مثال:
«خبر این جریان، که پیامبر یاران و پناهگاه یافتهاست، مخفی نماند و به مردم قریش رسید.» (در غیر این صورت، فقط پس از آن ویرگول میآید.)
ولی اگر در میان جملۀ اصلی نیاید و به پایان آن منتقل شود، فقط پیش از آن ویرگول میآید:
«خبر این جریان مخفی نماند و به مردم قریش رسید، که پیامبر یاران و پناهگاه یافتهاست.»
۱۴۰۰/۱۲/۰۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
جملۀ معترضه اگر نیازمند برجستهسازی و تأکید باشد، میان دو ویرگول میآید. مثال:
«خبر این جریان، که پیامبر یاران و پناهگاه یافتهاست، مخفی نماند و به مردم قریش رسید.» (در غیر این صورت، فقط پس از آن ویرگول میآید.)
ولی اگر در میان جملۀ اصلی نیاید و به پایان آن منتقل شود، فقط پیش از آن ویرگول میآید:
«خبر این جریان مخفی نماند و به مردم قریش رسید، که پیامبر یاران و پناهگاه یافتهاست.»
۱۴۰۰/۱۲/۰۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤4