سه نکته دربارۀ «چه ... چه ...»
واژههایی که برای همپایه کردنِ دو یا چند گروه یا جمله بهکار میروند «پیوند همپایگی» نام دارند. ساختِ «چه ... (و) چه ...» نیز یکی از پیوندهای همپایهساز است که برابریِ دو یا چند مقولۀ متفاوت را نشان میدهد:
۱) چه بیای چه نیای، ما امروز میریم سینما.
۲) آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب. (ضربالمثل)
۳) همهکس، چه مؤمن و چه کافر، مشمول رحمت پروردگارند. (از یک مقاله)
۴) «دست لشکریان از رعایا، چه در ولایت خود و چه در ولایت بیگانه و دشمن، کوتاه دارید تا بر کسی ستم نکنند.» (تاریخ بیهقی)
۵) هرگونه رابطۀ عاطفیِ مرد با زنی جز همسرش خیانت بهشمار میآید، چه بهصورت حضوری باشد، چه تلفنی، و چه حتی در فضای مجازی.
نکتۀ اول:
«چه ... چه ...» در متنهای گفتاری معمولاً بدون «و» بهکار میرود (مانند مثال اول و دوم) و در متنهای رسمی بیشتر با «و» (مانند مثال سوم و چهارم).
نکتۀ دوم:
«چه» بیش از دو بار هم بهکار میرود (مانند مثال پنجم). در این حالت میتوان همه را با «و» عطف کرد یا با ویرگول.
نکتۀ سوم:
«چه ... یا ...» درست نیست و باید بهصورت «چه ... چه ...» بهکار رود:
معیار: هر کتابی، چه ترجمه باشد و چه تألیف، نیازمند ویرایش است.
غیرمعیار: هر کتابی، چه ترجمه باشد و *یا تألیف، نیازمند ویرایش است.
#دستورزبان #ویرایش_زبانی
۱۴۰۰/۰۴/۱۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واژههایی که برای همپایه کردنِ دو یا چند گروه یا جمله بهکار میروند «پیوند همپایگی» نام دارند. ساختِ «چه ... (و) چه ...» نیز یکی از پیوندهای همپایهساز است که برابریِ دو یا چند مقولۀ متفاوت را نشان میدهد:
۱) چه بیای چه نیای، ما امروز میریم سینما.
۲) آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب. (ضربالمثل)
۳) همهکس، چه مؤمن و چه کافر، مشمول رحمت پروردگارند. (از یک مقاله)
۴) «دست لشکریان از رعایا، چه در ولایت خود و چه در ولایت بیگانه و دشمن، کوتاه دارید تا بر کسی ستم نکنند.» (تاریخ بیهقی)
۵) هرگونه رابطۀ عاطفیِ مرد با زنی جز همسرش خیانت بهشمار میآید، چه بهصورت حضوری باشد، چه تلفنی، و چه حتی در فضای مجازی.
نکتۀ اول:
«چه ... چه ...» در متنهای گفتاری معمولاً بدون «و» بهکار میرود (مانند مثال اول و دوم) و در متنهای رسمی بیشتر با «و» (مانند مثال سوم و چهارم).
نکتۀ دوم:
«چه» بیش از دو بار هم بهکار میرود (مانند مثال پنجم). در این حالت میتوان همه را با «و» عطف کرد یا با ویرگول.
نکتۀ سوم:
«چه ... یا ...» درست نیست و باید بهصورت «چه ... چه ...» بهکار رود:
معیار: هر کتابی، چه ترجمه باشد و چه تألیف، نیازمند ویرایش است.
غیرمعیار: هر کتابی، چه ترجمه باشد و *یا تألیف، نیازمند ویرایش است.
#دستورزبان #ویرایش_زبانی
۱۴۰۰/۰۴/۱۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤1👍1
📣لطفاً در نظرسنجی شرکت بفرمایید: پیش از «چنانکه»، چه نشانهای گذاشته میشود؟: این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است چنانکه در جدول میبینید.
Anonymous Quiz
45%
نقطهویرگول.
29%
ویرگول.
3%
نقطه.
24%
هیچ.
👏8
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
📣لطفاً در نظرسنجی شرکت بفرمایید: پیش از «چنانکه»، چه نشانهای گذاشته میشود؟: این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است چنانکه در جدول میبینید.
ویرگول لغزنده!
جملههایی که معمولاً با حرف ربط آغاز میشوند جملههای پیرو و نامستقلیاند که اگر در ابتدای جمله بیایند، پس از آنها ویرگول گذاشته میشود و اگر در میانۀ جمله بیایند، قبل و بعد از آنها ویرگول گذاشته میشود و اگر در پایانِ جمله بیایند، پیش از آنها ویرگول گذاشته میشود. این جملههای پیرو معمولاً برای جملۀ اصلی (= پایه) در حکم قیدند. بنابراین ویرگولِ آنها همیشه همراهشان است و تغییر نمیکند.
سه مثال از سه حرف ربط و سه جملۀ پیرو:
۱) حرف ربط «اگر» (برای شرط)
به معنای «چنانچه» و «درصورتیکه»
مثال:
در آغاز: "اگر بروکراسی پارلمانی نبود"، تحریمها تمام شده بود.
در میانه: تحریمها، "اگر بروکراسی پارلمانی نبود"، تمام شده بود.
در پایان: تحریمها تمام شده بود، "اگر بروکراسی پارلمانی نبود".
۲) حرف ربط «چنانکه» (برای مطابقت جملهها)
به معنای «بهطوریکه» و «همانطور که»
مثال:
در آغاز: "چنانکه در جدول میبینید"، این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است.
در میانه: این آمارها، "چنانکه در جدول میبینید"، نشانۀ جرائمِ رانندگی است.
در پایان: این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است، "چنانکه در جدول میبینید".
۳) حرف ربط «چون» (برای بیان علت)
به معنای «از آنجا که» و «برای اینکه»
مثال:
در آغاز: "چون آمادگی نداشتم"، در مسابقه شرکت نکردم.
در میانه: در مسابقه، "چون آمادگی نداشتم"، شرکت نکردم.
در پایان: در مسابقه شرکت نکردم، "چون آمادگی نداشتم".
۱۴۰۰/۰۴/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
جملههایی که معمولاً با حرف ربط آغاز میشوند جملههای پیرو و نامستقلیاند که اگر در ابتدای جمله بیایند، پس از آنها ویرگول گذاشته میشود و اگر در میانۀ جمله بیایند، قبل و بعد از آنها ویرگول گذاشته میشود و اگر در پایانِ جمله بیایند، پیش از آنها ویرگول گذاشته میشود. این جملههای پیرو معمولاً برای جملۀ اصلی (= پایه) در حکم قیدند. بنابراین ویرگولِ آنها همیشه همراهشان است و تغییر نمیکند.
سه مثال از سه حرف ربط و سه جملۀ پیرو:
۱) حرف ربط «اگر» (برای شرط)
به معنای «چنانچه» و «درصورتیکه»
مثال:
در آغاز: "اگر بروکراسی پارلمانی نبود"، تحریمها تمام شده بود.
در میانه: تحریمها، "اگر بروکراسی پارلمانی نبود"، تمام شده بود.
در پایان: تحریمها تمام شده بود، "اگر بروکراسی پارلمانی نبود".
۲) حرف ربط «چنانکه» (برای مطابقت جملهها)
به معنای «بهطوریکه» و «همانطور که»
مثال:
در آغاز: "چنانکه در جدول میبینید"، این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است.
در میانه: این آمارها، "چنانکه در جدول میبینید"، نشانۀ جرائمِ رانندگی است.
در پایان: این آمارها نشانۀ جرائمِ رانندگی است، "چنانکه در جدول میبینید".
۳) حرف ربط «چون» (برای بیان علت)
به معنای «از آنجا که» و «برای اینکه»
مثال:
در آغاز: "چون آمادگی نداشتم"، در مسابقه شرکت نکردم.
در میانه: در مسابقه، "چون آمادگی نداشتم"، شرکت نکردم.
در پایان: در مسابقه شرکت نکردم، "چون آمادگی نداشتم".
۱۴۰۰/۰۴/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2❤1
چالش ویرایش داریم:😊👇
t.me/Matnook_com/2908
۱۴۰۰/۰۴/۲۱
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
t.me/Matnook_com/2908
۱۴۰۰/۰۴/۲۱
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
چالش ویرایش داریم:😊👇 t.me/Matnook_com/2908 ۱۴۰۰/۰۴/۲۱ سید محمد بصام #تمرین_ویرایش @Matnook_com instagram.com/matnook_com
📣 ویرایشتان را محک بزنید: چند اشکال ویرایشی در این متن هست؟
Anonymous Quiz
16%
یک
27%
دو
25%
سه
32%
چهار
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
📣 ویرایشتان را محک بزنید: چند اشکال ویرایشی در این متن هست؟
نکات تمرین:
۱) «پیشپاافتاده» صفتِ مرکبِ واژگانی است. کسرۀ این واژه نیز خفیف است و بنابراین نیمفاصله نوشته میشود.
۲) «هروقت» قید است و بیفاصله نوشته میشود، مانند «هرگاه».
۳) «سهمات» غلط است و باید نوشت «سهمت».
توضیح: ضمیرهای شخصیِ پیوسته (-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان)، در پیوند با واژههای مختوم به حروف پیوسته (مانند «ت»)، همیشه سرهم نوشته میشوند، زیرا الگوی هجای آخرشان cvc (صامت + مصوت + صامت) است و بنابراین صامت میانجیای در کار نیست که در خط نوشته شود. پس *سهمات غلط است.
۴) سومشخصِ مفردِ ماضیِ نقلی همیشه نیمفاصله نوشته میشود. پس «باریدهاست» مینویسیم، چنانکه «باریدهام، باریدهای، باریدهایم، باریدهاید، باریدهاند».
۱۴۰۰/۰۴/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) «پیشپاافتاده» صفتِ مرکبِ واژگانی است. کسرۀ این واژه نیز خفیف است و بنابراین نیمفاصله نوشته میشود.
۲) «هروقت» قید است و بیفاصله نوشته میشود، مانند «هرگاه».
۳) «سهمات» غلط است و باید نوشت «سهمت».
توضیح: ضمیرهای شخصیِ پیوسته (-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان)، در پیوند با واژههای مختوم به حروف پیوسته (مانند «ت»)، همیشه سرهم نوشته میشوند، زیرا الگوی هجای آخرشان cvc (صامت + مصوت + صامت) است و بنابراین صامت میانجیای در کار نیست که در خط نوشته شود. پس *سهمات غلط است.
۴) سومشخصِ مفردِ ماضیِ نقلی همیشه نیمفاصله نوشته میشود. پس «باریدهاست» مینویسیم، چنانکه «باریدهام، باریدهای، باریدهایم، باریدهاید، باریدهاند».
۱۴۰۰/۰۴/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏2
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱۴۰۰/۰۴/۱۵ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۷۲ واژۀ «جا»دار که بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند:
بجا/ بهجا
برجا
برجا ماندن
بهجا آوردن
بهجایِ
بیجا/ بیجا
پابرجا
جاآشغالی
جااستکانی
جاافتادگی
جاافتاده
جاانگشتی
جابطری
جابهجا/ جابجا
جابهجاپذیری
جابهجاشدگی
جابهجاشده
جاپا
جاپاکتی
جاپایی
جاپودری
جاتخممرغی
جاترشی
جاتنگکن
جاجواهری
جاچتری
جاچراغی
جاحولهای
جاخالی
جاخوردگی
جاخورده
جادار
جادرجا
جادستمالی
جادکمهای
جادَواتی
جارَختی
جاروزنامهای
جازغالی
جاساز
جاسنجاقی
جاسوزنی
جاسوئیچی
جاسیگاری
جاشمعی
جاصابونی
جاظرفی
جاقلمی
جاکبریتی
جاکتابی
جاکفشی
جاکلیدی
جاگلدانی
جاگیر
جاگیردار
جالباسی
جالیوانی
جاماندگی
جامانده
جامدادی
جامسواکی
جامیزی
جامیوهای
جانماز
جانمازآبکش
جاهیزمی
جایجای
جایخی
درجا
هرجا
همهجا
یکجا/ یکجا
۱۴۰۰/۰۴/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۷۲ واژۀ «جا»دار که بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند:
بجا/ بهجا
برجا
برجا ماندن
بهجا آوردن
بهجایِ
بیجا/ بیجا
پابرجا
جاآشغالی
جااستکانی
جاافتادگی
جاافتاده
جاانگشتی
جابطری
جابهجا/ جابجا
جابهجاپذیری
جابهجاشدگی
جابهجاشده
جاپا
جاپاکتی
جاپایی
جاپودری
جاتخممرغی
جاترشی
جاتنگکن
جاجواهری
جاچتری
جاچراغی
جاحولهای
جاخالی
جاخوردگی
جاخورده
جادار
جادرجا
جادستمالی
جادکمهای
جادَواتی
جارَختی
جاروزنامهای
جازغالی
جاساز
جاسنجاقی
جاسوزنی
جاسوئیچی
جاسیگاری
جاشمعی
جاصابونی
جاظرفی
جاقلمی
جاکبریتی
جاکتابی
جاکفشی
جاکلیدی
جاگلدانی
جاگیر
جاگیردار
جالباسی
جالیوانی
جاماندگی
جامانده
جامدادی
جامسواکی
جامیزی
جامیوهای
جانماز
جانمازآبکش
جاهیزمی
جایجای
جایخی
درجا
هرجا
همهجا
یکجا/ یکجا
۱۴۰۰/۰۴/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
قواعد نگارش همزه (۱)
قاعدۀ اول:
همزه یا برروی سه کرسیِ «ا»، «و»، و «ی» مینشیند یا برروی خط کرسی (= زمینه). مثال (بهترتیب):
شأن، منشأ؛ لؤلؤ، مؤمن؛ رئیس، مسئول؛ جزء، شیء.
قاعدۀ دوم:
همزۀ میانی، در بیشترِ واژههای عربی و در همۀ وامواژهها، برروی کرسی «ی» نوشته میشود. مثال:
۱) واژههای عربی:
ائتلاف، ابتدائاً، ارائه، استثنائات، تبرئه، توطئه، جرئت، رئوف، شئون، قرائت، لئیم، مسئله، مطمئن، هیئت، و ... .
سه استثنا:
الف) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مفتوح باشد، برروی کرسیِ «ا» نوشته میشود. مثال: خلَأ، شَأن، مَأخذ، مَأمور، منشَأ، و ... .
ب) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مضموم باشد، برروی کرسیِ «و» نوشته میشود. مثال: رُؤیا، سُؤال، لُؤلُؤ، مُؤدب، مُؤسسه، و ... .
پ) اگر حرفِ پیش از همزۀ پایانی ساکن باشد، برروی خط کرسی نوشته میشود. مثال: جُزْء، شَِیْء، و ... .
۲) وامواژهها:
آتئیست، آلوئهوِرا، بمبئی، پنگوئن، تائوئیسم، تئاتر، تئودور، تئوری، دوئل، رومئو، رئالیسم، ژوئن، سوئد، شیائومی، کاکائو، لائوس، ناپلئون، نئوپان، نئون، ویدئو، هروئین، و ... . (استثنا: ایدهآل)
یادآوری:
همزۀ سه واژۀ فارسیِ «خوئک»، «روروئک»، و «زائو» نیز برروی کرسی «ی» نوشته میشود.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
قاعدۀ اول:
همزه یا برروی سه کرسیِ «ا»، «و»، و «ی» مینشیند یا برروی خط کرسی (= زمینه). مثال (بهترتیب):
شأن، منشأ؛ لؤلؤ، مؤمن؛ رئیس، مسئول؛ جزء، شیء.
قاعدۀ دوم:
همزۀ میانی، در بیشترِ واژههای عربی و در همۀ وامواژهها، برروی کرسی «ی» نوشته میشود. مثال:
۱) واژههای عربی:
ائتلاف، ابتدائاً، ارائه، استثنائات، تبرئه، توطئه، جرئت، رئوف، شئون، قرائت، لئیم، مسئله، مطمئن، هیئت، و ... .
سه استثنا:
الف) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مفتوح باشد، برروی کرسیِ «ا» نوشته میشود. مثال: خلَأ، شَأن، مَأخذ، مَأمور، منشَأ، و ... .
ب) اگر حرفِ پیش از همزۀ میانی یا پایانی مضموم باشد، برروی کرسیِ «و» نوشته میشود. مثال: رُؤیا، سُؤال، لُؤلُؤ، مُؤدب، مُؤسسه، و ... .
پ) اگر حرفِ پیش از همزۀ پایانی ساکن باشد، برروی خط کرسی نوشته میشود. مثال: جُزْء، شَِیْء، و ... .
۲) وامواژهها:
آتئیست، آلوئهوِرا، بمبئی، پنگوئن، تائوئیسم، تئاتر، تئودور، تئوری، دوئل، رومئو، رئالیسم، ژوئن، سوئد، شیائومی، کاکائو، لائوس، ناپلئون، نئوپان، نئون، ویدئو، هروئین، و ... . (استثنا: ایدهآل)
یادآوری:
همزۀ سه واژۀ فارسیِ «خوئک»، «روروئک»، و «زائو» نیز برروی کرسی «ی» نوشته میشود.
۱۴۰۰/۰۴/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3❤1👌1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
قواعد نگارش همزه (۱) قاعدۀ اول: همزه یا برروی سه کرسیِ «ا»، «و»، و «ی» مینشیند یا برروی خط کرسی (= زمینه). مثال (بهترتیب): شأن، منشأ؛ لؤلؤ، مؤمن؛ رئیس، مسئول؛ جزء، شیء. قاعدۀ دوم: همزۀ میانی، در بیشترِ واژههای عربی و در همۀ وامواژهها، برروی کرسی «ی»…
قواعد نگارش همزه (۲)
قاعدۀ سوم:
واژههای همزهداری که دو رسمالخطِ متفاوت و رایج دارند ــ مانند جرئت/ جرأت، شئون/ شؤون، مسئله/ مسأله، مسئولیت/ مسؤولیت، هیئت/ هیأت، و ... ــ همگی درستاند، ولی در فارسی برروی کرسی «ی» نوشته میشوند. بنابراین همیشه مینویسیم «جرئت، شئون، مسئله، مسئولیت، هیئت، و ...».
قاعدۀ چهارم:
در واژههای مختوم به همزهای که پیش از آن حرف «ا» قرار دارد، مانند آراء، اعضاء، انشاء، و ...، همزه حذف میشود. پس مینویسیم:
- شمارش آرا تا فردا ادامه دارد. (نه «آراء»)
- احکام پیوند اعضا در فقه شیعه. (نه «اعضاء»)
- زنگ دوم انشا داریم. (نه «انشاء»)
و در حالت اضافه، تنها «ی» میانجی به آنها افزوده میشود، نه «ءِ». مثال: آرای مردم، اعضای بدن، انشای خوب.
۱۴۰۰/۰۴/۲۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
قاعدۀ سوم:
واژههای همزهداری که دو رسمالخطِ متفاوت و رایج دارند ــ مانند جرئت/ جرأت، شئون/ شؤون، مسئله/ مسأله، مسئولیت/ مسؤولیت، هیئت/ هیأت، و ... ــ همگی درستاند، ولی در فارسی برروی کرسی «ی» نوشته میشوند. بنابراین همیشه مینویسیم «جرئت، شئون، مسئله، مسئولیت، هیئت، و ...».
قاعدۀ چهارم:
در واژههای مختوم به همزهای که پیش از آن حرف «ا» قرار دارد، مانند آراء، اعضاء، انشاء، و ...، همزه حذف میشود. پس مینویسیم:
- شمارش آرا تا فردا ادامه دارد. (نه «آراء»)
- احکام پیوند اعضا در فقه شیعه. (نه «اعضاء»)
- زنگ دوم انشا داریم. (نه «انشاء»)
و در حالت اضافه، تنها «ی» میانجی به آنها افزوده میشود، نه «ءِ». مثال: آرای مردم، اعضای بدن، انشای خوب.
۱۴۰۰/۰۴/۲۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤4👍1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
قواعد نگارش همزه (۲) قاعدۀ سوم: واژههای همزهداری که دو رسمالخطِ متفاوت و رایج دارند ــ مانند جرئت/ جرأت، شئون/ شؤون، مسئله/ مسأله، مسئولیت/ مسؤولیت، هیئت/ هیأت، و ... ــ همگی درستاند، ولی در فارسی برروی کرسی «ی» نوشته میشوند. بنابراین همیشه مینویسیم…
قواعد نگارش همزه (۳)
قاعدۀ پنجم:
۱) واژههای مختوم به همزه در پیوند با ضمیر شخصی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان
ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئت، جُزئش، جُزئمان، جُزئتان، جُزئشان
۲) واژههای مختوم به همزه در پیوند با فعل ربطی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدئی، مبدأ است، مبدئیم، مبدئید، مبدأند
ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئی، جُزء است، جُزئیم، جُزئید، جُزئند/ جُزءاند
قاعدۀ ششم:
رسمالخطِ واژههای مختوم به همزه
۱) در حالت اضافه
الف) روی کرسی «ا»: مبدأِ جهان، منشأِ آفرینش
ب) روی کرسی «و»: تلألؤِ جمیل، لؤلؤِ لالا
پ) روی خط کرسی: جزءِ حیاتی، شیءِ نامرئی
۲) در پیوند با «-ی» نکره
الف) روی کرسی «ا»: مبدئی، منشئی
ب) روی کرسی «و»: تلألویی، لؤلویی
پ) روی خط کرسی: جزئی، شیئی
۱۴۰۰/۰۴/۳۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
قاعدۀ پنجم:
۱) واژههای مختوم به همزه در پیوند با ضمیر شخصی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدأت، مبدأش، مبدأمان، مبدأتان، مبدأشان
ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئت، جُزئش، جُزئمان، جُزئتان، جُزئشان
۲) واژههای مختوم به همزه در پیوند با فعل ربطی
الف) روی کرسی «ا»:
مبدأم، مبدئی، مبدأ است، مبدئیم، مبدئید، مبدأند
ب) روی خط کرسی:
جُزئم، جُزئی، جُزء است، جُزئیم، جُزئید، جُزئند/ جُزءاند
قاعدۀ ششم:
رسمالخطِ واژههای مختوم به همزه
۱) در حالت اضافه
الف) روی کرسی «ا»: مبدأِ جهان، منشأِ آفرینش
ب) روی کرسی «و»: تلألؤِ جمیل، لؤلؤِ لالا
پ) روی خط کرسی: جزءِ حیاتی، شیءِ نامرئی
۲) در پیوند با «-ی» نکره
الف) روی کرسی «ا»: مبدئی، منشئی
ب) روی کرسی «و»: تلألویی، لؤلویی
پ) روی خط کرسی: جزئی، شیئی
۱۴۰۰/۰۴/۳۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
تفاوت املا با رسمالخط چیست؟
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
تفاوت املا با رسمالخط چیست؟
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش آغازین جلسات زبانشناسیِ
کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
در کارگاه، هریک از این سطوح چهارگانه را، تا آنجا که به ویرایش مربوط میشوند، بهتفصیل میگویم و آنها را برپایۀ دستورزبانِ زبانشناختی توضیح میدهم تا ویرایشآموزان بتوانند درست از نادرست و ملاکهای آن را خودشان تشخیص دهند.
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
در کارگاه، هریک از این سطوح چهارگانه را، تا آنجا که به ویرایش مربوط میشوند، بهتفصیل میگویم و آنها را برپایۀ دستورزبانِ زبانشناختی توضیح میدهم تا ویرایشآموزان بتوانند درست از نادرست و ملاکهای آن را خودشان تشخیص دهند.
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکتهات بگویم!
یکی از نشانههای جمع، در زبان فارسی، «-جات» است که بر نوع و مجموعه دلالت میکند، مانند ادارهجات، ادویهجات، بدلیجات، ترشیجات، دستهجات، روزنامهجات، سبزیجات، شیرینیجات، صیفیجات، طلاجات، عرقیجات، کارخانهجات، مرباجات، میوهجات، نقرهجات. «ویلاجات» نیز به معنای «انواع ویلا» است که به مشتریان میفروشند.
یادآوری:
۱) گاهی این پسوند برای تصریحِ بیشتر بر نوع نیز به اسم افزوده میشود. مثلاً «سبزی» و «سبزیجات» هردو به معنای «انواع گیاهان خوراکی»اند، اما «سبزیجات» دلالتِ قویتر و صریحتری بر نوع و مجموعۀ این گیاهان دارد و از این روست که بسامدش نیز نسبتبه «سبزی» (در معنای پیشگفته) بیشتر است. بنابراین، در برخی از این واژهها، نمیتوان بهجای «-جات» از نشانۀ جمعِ «-ها» استفاده کرد و مثلاً «سبزیها» نوشت، چنانکه نمیتوان بهجای «ویلاجات»، «ویلاها» نوشت.
۲) «-جات» معمولاً به واژههای مختوم به مصوّتِ /â/ و /e/ و /i/ میپیوندد، مگر واژۀ قجریِ «کاغذجات» (اینجا «کاغذ» به معنای «نامه» است) و بهجز واژۀ «بلورجات» که مصوّب فرهنگستان برای glassware است.
سید محمد بصام
@Matnook_com
یکی از نشانههای جمع، در زبان فارسی، «-جات» است که بر نوع و مجموعه دلالت میکند، مانند ادارهجات، ادویهجات، بدلیجات، ترشیجات، دستهجات، روزنامهجات، سبزیجات، شیرینیجات، صیفیجات، طلاجات، عرقیجات، کارخانهجات، مرباجات، میوهجات، نقرهجات. «ویلاجات» نیز به معنای «انواع ویلا» است که به مشتریان میفروشند.
یادآوری:
۱) گاهی این پسوند برای تصریحِ بیشتر بر نوع نیز به اسم افزوده میشود. مثلاً «سبزی» و «سبزیجات» هردو به معنای «انواع گیاهان خوراکی»اند، اما «سبزیجات» دلالتِ قویتر و صریحتری بر نوع و مجموعۀ این گیاهان دارد و از این روست که بسامدش نیز نسبتبه «سبزی» (در معنای پیشگفته) بیشتر است. بنابراین، در برخی از این واژهها، نمیتوان بهجای «-جات» از نشانۀ جمعِ «-ها» استفاده کرد و مثلاً «سبزیها» نوشت، چنانکه نمیتوان بهجای «ویلاجات»، «ویلاها» نوشت.
۲) «-جات» معمولاً به واژههای مختوم به مصوّتِ /â/ و /e/ و /i/ میپیوندد، مگر واژۀ قجریِ «کاغذجات» (اینجا «کاغذ» به معنای «نامه» است) و بهجز واژۀ «بلورجات» که مصوّب فرهنگستان برای glassware است.
سید محمد بصام
@Matnook_com
📣 به نظر شما، «جنگ اعصاب» تعبیر درستی است؟ نیمفاصله نوشته میشود یا بافاصله؟
Anonymous Poll
16%
غلط، بافاصله.
25%
درست، نیمفاصله.
7%
غلط، نیمفاصله.
52%
درست، بافاصله.
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
دو نکتۀ گفتارینویسی
۱) اگر واژهمان مختوم به های بیان حرکت بود (= «ه/ ـه»)، شش ضمیرِ شخصی همیشه نیمفاصله نوشته میشوند:
رشتهم، رشتهت، رشتهش، رشتهمون، رشتهتون، رشتهشون.
۲) اگر واژهمان مختوم به صامت بود (= حروف پیوسته، مانند «ن» و ...)، شش ضمیرِ شخصی سرهم نوشته میشوند:
بدنم، بدنت، بدنش، بدنمون، بدنتون، بدنشون.
یادآوری:
های ملفوظ نیز صامت و در حکم حروف پیوسته است:
توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون.
همهچیز دربارۀ رسمالخط ضمیرها: 👇
t.me/Matnook_com/1451
۱۴۰۰/۰۳/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) اگر واژهمان مختوم به های بیان حرکت بود (= «ه/ ـه»)، شش ضمیرِ شخصی همیشه نیمفاصله نوشته میشوند:
رشتهم، رشتهت، رشتهش، رشتهمون، رشتهتون، رشتهشون.
۲) اگر واژهمان مختوم به صامت بود (= حروف پیوسته، مانند «ن» و ...)، شش ضمیرِ شخصی سرهم نوشته میشوند:
بدنم، بدنت، بدنش، بدنمون، بدنتون، بدنشون.
یادآوری:
های ملفوظ نیز صامت و در حکم حروف پیوسته است:
توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون.
همهچیز دربارۀ رسمالخط ضمیرها: 👇
t.me/Matnook_com/1451
۱۴۰۰/۰۳/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصلهگذاری
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
کولبر
«کولبر» یعنی «برروی کول برنده»؛ یعنی «آنکه چیزی را برروی کولش میبَرد (حمل میکند)». ساختِ صرفیِ این واژه با «دستفروش» و «کارتنخواب» قابلمقایسه است:
- کولبر: که برروی کول میبَرد
- دستفروش: که برروی دست میفروشد
- کارتنخواب: که برروی کارتن میخوابد
بنابراین کولبران "کوله" نمیبرند، بلکه آنچه بتوانند را با "کول" میبرند. پس «کولبر» درست است، نه *کولهبر.
به امید ایرانی بدون کولبران و دستفروشان و کارتنخوابان...
سید محمد بصام
@Matnook_com
نام اثر: گوربَر (بازنشر بهوسیلۀ نگارگرِ اثر در واکنش به مرگِ کولبرانِ کُرد)
«کولبر» یعنی «برروی کول برنده»؛ یعنی «آنکه چیزی را برروی کولش میبَرد (حمل میکند)». ساختِ صرفیِ این واژه با «دستفروش» و «کارتنخواب» قابلمقایسه است:
- کولبر: که برروی کول میبَرد
- دستفروش: که برروی دست میفروشد
- کارتنخواب: که برروی کارتن میخوابد
بنابراین کولبران "کوله" نمیبرند، بلکه آنچه بتوانند را با "کول" میبرند. پس «کولبر» درست است، نه *کولهبر.
به امید ایرانی بدون کولبران و دستفروشان و کارتنخوابان...
سید محمد بصام
@Matnook_com
نام اثر: گوربَر (بازنشر بهوسیلۀ نگارگرِ اثر در واکنش به مرگِ کولبرانِ کُرد)
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به عبارت دیگر
«به عبارت دیگر» یک گروه حرفاضافهای است. این گروهها همیشه دو بخش دارند: حرف اضافه + واژه(ها). به حرف اضافهشان «هسته» میگویند و به واژه(ها)ی بعد از آن «وابسته». بنابراین همۀ اجزایشان بافاصله نوشته میشود، چون هرگز هستۀ گروه به وابستۀ آن نمیچسبد. پس ننویسیم «بهعبارت دیگر» یا «بهعبارتدیگر». سایر گروههای مشابه نیز همینگونهاند: «به بیان دیگر»، «به سخن دیگر»، «از سوی دیگر»، و ... که با فاصلۀ کامل نوشته میشوند و در جمله بهعنوان قید بهکار میروند.
یادآوری:
۱) «دیگر»، در این گروه، صفتِ واژۀ قبل از خود است. برای همین میتوان «به دیگر عبارت» نیز نوشت، چنانکه میتوان «به دیگر بیان» و «به دیگر سخن» و «از دیگر سو» نوشت.
۲) «به عبارت دیگر» نوعی گردهبرداریِ مفید از این عبارت عربی و انگلیسی است: «بعبارةٍ أُخریٰ» و "in other words".
سید محمد بصام
@Matnook_com
«به عبارت دیگر» یک گروه حرفاضافهای است. این گروهها همیشه دو بخش دارند: حرف اضافه + واژه(ها). به حرف اضافهشان «هسته» میگویند و به واژه(ها)ی بعد از آن «وابسته». بنابراین همۀ اجزایشان بافاصله نوشته میشود، چون هرگز هستۀ گروه به وابستۀ آن نمیچسبد. پس ننویسیم «بهعبارت دیگر» یا «بهعبارتدیگر». سایر گروههای مشابه نیز همینگونهاند: «به بیان دیگر»، «به سخن دیگر»، «از سوی دیگر»، و ... که با فاصلۀ کامل نوشته میشوند و در جمله بهعنوان قید بهکار میروند.
یادآوری:
۱) «دیگر»، در این گروه، صفتِ واژۀ قبل از خود است. برای همین میتوان «به دیگر عبارت» نیز نوشت، چنانکه میتوان «به دیگر بیان» و «به دیگر سخن» و «از دیگر سو» نوشت.
۲) «به عبارت دیگر» نوعی گردهبرداریِ مفید از این عبارت عربی و انگلیسی است: «بعبارةٍ أُخریٰ» و "in other words".
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤1👍1
تمرین نشانهگذاری
آدمها نه دروغ میگویند نه زیر حرفشان میزنند؛ اگر چیزی میگویند، صرفاً احساسشان در همان لحظه است.
سه نکته:
۱) بین پیوند همپایگیِ «نه ... نه ...»، اگر بدون «و» بیاید، ویرگول نمیگذاریم.
۲) پس از جملهٔ شرطی، که معمولاً با «اگر» آغاز میشود، ویرگول میگذاریم.
۳) پیش از جملهای که نهاد آن به قرینهٔ لفظی حذف شده باشد نقطهویرگول میگذاریم.
#نشانهگذاری
۱۴۰۰/۰۵/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
آدمها نه دروغ میگویند نه زیر حرفشان میزنند؛ اگر چیزی میگویند، صرفاً احساسشان در همان لحظه است.
سه نکته:
۱) بین پیوند همپایگیِ «نه ... نه ...»، اگر بدون «و» بیاید، ویرگول نمیگذاریم.
۲) پس از جملهٔ شرطی، که معمولاً با «اگر» آغاز میشود، ویرگول میگذاریم.
۳) پیش از جملهای که نهاد آن به قرینهٔ لفظی حذف شده باشد نقطهویرگول میگذاریم.
#نشانهگذاری
۱۴۰۰/۰۵/۱۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
سهلِ ممتنع
تعریف:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته میشود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهرهمندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.
شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= بهصورت «سهل و ممتنع») نوشته میشود (قابلمقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ بهظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».
شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیدهیی، صفت دوستان اوست.» (نامههای عینالقضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی میکوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد میکرد.» (جوامعالحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرینکوب، با کاروان حله، ص ۵۴)
۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان مینماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائقالسحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابنیمین بهدست آور/ کآنهمه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابنیمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)
نتیجه:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع بهکار میبرند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درستنویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار بردهاند» (ذیل مدخل) هیچیک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را میتوان با ارزش یکسان بهکار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.
یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، بهاشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عینالقضاة) با واو نقل شدهاست که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراستهای بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیمفاصله نوشته شدهاست. حالآنکه کسرهاش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته میشود.
سید محمد بصام
@Matnook_com
تعریف:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته میشود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهرهمندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.
شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= بهصورت «سهل و ممتنع») نوشته میشود (قابلمقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ بهظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».
شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیدهیی، صفت دوستان اوست.» (نامههای عینالقضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی میکوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد میکرد.» (جوامعالحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرینکوب، با کاروان حله، ص ۵۴)
۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان مینماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائقالسحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابنیمین بهدست آور/ کآنهمه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابنیمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)
نتیجه:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع بهکار میبرند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درستنویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار بردهاند» (ذیل مدخل) هیچیک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را میتوان با ارزش یکسان بهکار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.
یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، بهاشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عینالقضاة) با واو نقل شدهاست که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراستهای بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیمفاصله نوشته شدهاست. حالآنکه کسرهاش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته میشود.
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤1