Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند:
پسآب/ پساب
پسآمد
پساانتخابات
پساانقلاب
پساپس
پساتحریم
پساجنگ
پساساختارگرا
پساساختگرا
پسافتادگی
پسافتاده
پساکرونا
پسامدرن
پسامدرنیست
پسامدرنیسم
پسانداز
پسانفردا
پسانفرداشب
پسانوگرا
پسانوین
پسپریروز
پسپریشب
پسپَسَکی
پسپیارسال
پسپیرارسال
پستر
پستولید
پسخرید
پسخوانی
پسخورده
پسدادگی
پسدست
پسدوزی
پسرسیده
پسرفت
پسرفتگی
پسرو
پسرَوی
پسزدگی
پسزده
پسزمینه
پسشام
پسشماری
پسصحنه
پسغذا
پسفردا
پسفرداشب
پسکرایه
پسکلهای
پسکوچه
پسگردنی
پسلرزه
پسماند/ پسماند
پسماندگی
پسمانده
پسماندهخور
پسمونده
پسموندهخور
پسنمایش
پسنوازش
پسنوبتی
پسنیاز
پسوبلند
پسوپناه
پسوپیش
پسوپیشدریده
پسوُرد
پسوند/ پسوند
پسینفردا
پسینفرداشب
پسینگاه
کوچهپسکوچه
۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند:
پسآب/ پساب
پسآمد
پساانتخابات
پساانقلاب
پساپس
پساتحریم
پساجنگ
پساساختارگرا
پساساختگرا
پسافتادگی
پسافتاده
پساکرونا
پسامدرن
پسامدرنیست
پسامدرنیسم
پسانداز
پسانفردا
پسانفرداشب
پسانوگرا
پسانوین
پسپریروز
پسپریشب
پسپَسَکی
پسپیارسال
پسپیرارسال
پستر
پستولید
پسخرید
پسخوانی
پسخورده
پسدادگی
پسدست
پسدوزی
پسرسیده
پسرفت
پسرفتگی
پسرو
پسرَوی
پسزدگی
پسزده
پسزمینه
پسشام
پسشماری
پسصحنه
پسغذا
پسفردا
پسفرداشب
پسکرایه
پسکلهای
پسکوچه
پسگردنی
پسلرزه
پسماند/ پسماند
پسماندگی
پسمانده
پسماندهخور
پسمونده
پسموندهخور
پسنمایش
پسنوازش
پسنوبتی
پسنیاز
پسوبلند
پسوپناه
پسوپیش
پسوپیشدریده
پسوُرد
پسوند/ پسوند
پسینفردا
پسینفرداشب
پسینگاه
کوچهپسکوچه
۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
📣نظرسنجی و تمرین: کدام نیمفاصله نوشته میشود؟: تجدید نظر، تجدید قوا، تجدید شونده، تجدید میثاق.
Anonymous Poll
38%
اولی و سومی.
5%
اولی و چهارمی.
22%
هیچکدام.
34%
همه.
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
📣نظرسنجی و تمرین: کدام نیمفاصله نوشته میشود؟: تجدید نظر، تجدید قوا، تجدید شونده، تجدید میثاق.
فاصلهگذاریِ ۱۵ واژۀ «تجدید»دار!
۱) ۱۰ واژۀ مرکبِ «تجدید»دار که کسرهشان خفیف است و بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدبنا، تجدیدچاپ، تجدیدفراش، تجدیدقوا، تجدیدمیثاق، تجدیدنظر، تجدیدنظرخواهی، تجدیدنظرشده، تجدیدنظرطلب، تجدیدوضو.
۲) ۵ واژۀ «تجدید»دارِ بیکسره که بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدپذیر، تجدیدشدنی، تجدیدشونده، تجدیدکننده، تجدیدناپذیر.
۱۴۰۰/۰۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) ۱۰ واژۀ مرکبِ «تجدید»دار که کسرهشان خفیف است و بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدبنا، تجدیدچاپ، تجدیدفراش، تجدیدقوا، تجدیدمیثاق، تجدیدنظر، تجدیدنظرخواهی، تجدیدنظرشده، تجدیدنظرطلب، تجدیدوضو.
۲) ۵ واژۀ «تجدید»دارِ بیکسره که بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدپذیر، تجدیدشدنی، تجدیدشونده، تجدیدکننده، تجدیدناپذیر.
۱۴۰۰/۰۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍4
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند: پسآب/ پساب پسآمد پساانتخابات پساانقلاب پساپس پساتحریم پساجنگ پساساختارگرا پساساختگرا پسافتادگی پسافتاده پساکرونا پسامدرن پسامدرنیست پسامدرنیسم پسانداز پسانفردا پسانفرداشب پسانوگرا پسانوین…
#زنگ_املا
۴۸ واژهٔ «پشت»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
پرپشت
پشتباز
پشتبام
پشتبست
پشتبسته
پشتبند
پشتبوم
پشتبهپشت
پشتبهدیوار
پشتپا
پشتپاپزان
پشتپرده
پشتجلد
پشتچشم نازک کردن
پشتخطی
پشتخمیده
پشتدار
پشتدرپشت
پشتدرد
پشتسر گذاشتن
پشتسراندازی
پشتسرش صفحه گذاشتن
پشتسرش نماز خوندن
پشتسرهم
پشتسرهماندازی
پشتسری
پشتصحنه
پشتکنکوری
پشتکننده
پشتکوهی
پشتگردنی
پشتگرمی
پشتگلی
پشتگوش
پشتگوشاندازی
پشتمُشتا/ پشتمُشتها
پشتمیزنشین
پشتناخن
پشتوپناه
پشتورو کردن
پشتورویکی
پشتهم
پشتهمانداز
خوشپشت
سختپشت
سنگپشت
هفتپشت
همپشت
۱۴۰۰/۰۲/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۴۸ واژهٔ «پشت»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
پرپشت
پشتباز
پشتبام
پشتبست
پشتبسته
پشتبند
پشتبوم
پشتبهپشت
پشتبهدیوار
پشتپا
پشتپاپزان
پشتپرده
پشتجلد
پشتچشم نازک کردن
پشتخطی
پشتخمیده
پشتدار
پشتدرپشت
پشتدرد
پشتسر گذاشتن
پشتسراندازی
پشتسرش صفحه گذاشتن
پشتسرش نماز خوندن
پشتسرهم
پشتسرهماندازی
پشتسری
پشتصحنه
پشتکنکوری
پشتکننده
پشتکوهی
پشتگردنی
پشتگرمی
پشتگلی
پشتگوش
پشتگوشاندازی
پشتمُشتا/ پشتمُشتها
پشتمیزنشین
پشتناخن
پشتوپناه
پشتورو کردن
پشتورویکی
پشتهم
پشتهمانداز
خوشپشت
سختپشت
سنگپشت
هفتپشت
همپشت
۱۴۰۰/۰۲/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏1
یک نکتهات بگویم!
الگوی «واژه + بُن مضارع + -ی» اسم میسازد و همیشه با نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. مثال: درستنویسی: درست (واژه) + نویس (بن مضارع «نوشتن») + «-ی».
۴۰ مثال دیگر:
آبرسانی، آدمفروشی، اتوشویی، اندازهگیری، ایمنسازی، بستهبندی، پاکسازی، پندپذیری، تندرَوی، جمهوریخواهی، خانهداری، خودزنی، خودکشی، خوشنویسی، خونریزی، دروغگویی، دوستیابی، رُکگویی، روشنبینی، زبانشناسی، سُسخوری، سهلگیری، شکستهنویسی، عقبنشینی، علمآموزی، عوامفریبی، فرصتطلبی، قالیشویی، کارتنسازی، کتابخوانی، کمدانی، کنارهجویی، گاهشماری، مردمگریزی، مشکلگشایی، ملیگرایی، نامهرسانی، واژهپژوهی، هستیبخشی، همهپرسی، و ... .
یادآوری:
بن مضارع = فعلِ امر منهای «بـ»: برو ← رو.
#فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
الگوی «واژه + بُن مضارع + -ی» اسم میسازد و همیشه با نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. مثال: درستنویسی: درست (واژه) + نویس (بن مضارع «نوشتن») + «-ی».
۴۰ مثال دیگر:
آبرسانی، آدمفروشی، اتوشویی، اندازهگیری، ایمنسازی، بستهبندی، پاکسازی، پندپذیری، تندرَوی، جمهوریخواهی، خانهداری، خودزنی، خودکشی، خوشنویسی، خونریزی، دروغگویی، دوستیابی، رُکگویی، روشنبینی، زبانشناسی، سُسخوری، سهلگیری، شکستهنویسی، عقبنشینی، علمآموزی، عوامفریبی، فرصتطلبی، قالیشویی، کارتنسازی، کتابخوانی، کمدانی، کنارهجویی، گاهشماری، مردمگریزی، مشکلگشایی، ملیگرایی، نامهرسانی، واژهپژوهی، هستیبخشی، همهپرسی، و ... .
یادآوری:
بن مضارع = فعلِ امر منهای «بـ»: برو ← رو.
#فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصلهگذاری
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
یک قاعدۀ فاصلهگذاری
اگر الگوی «اسم + حرف اضافه + اسم» واژۀ مرکب (صفت، قید، یا اسم) بسازد، نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. چند مثال:
پابرجا، پادرهوا، تابهتا، تودرتو، جددرجد، حقبهجانب، حلقهبهگوش، خرتوخر، دستاندرکار، دستبهدست، دستبهسر، دستبهسینه، دستبهعصا، دمبهدم، راهبهراه، سربهراه، سربهزیر، سربههوا، سردرگم، شانهبهسر، شیرتوشیر، گوشبهزنگ، لابهلا، لحظهبهلحظه، لنگهبهلنگه، مادربهخطا، نسلدرنسل، و ... .
۱۴۰۰/۰۲/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
اگر الگوی «اسم + حرف اضافه + اسم» واژۀ مرکب (صفت، قید، یا اسم) بسازد، نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. چند مثال:
پابرجا، پادرهوا، تابهتا، تودرتو، جددرجد، حقبهجانب، حلقهبهگوش، خرتوخر، دستاندرکار، دستبهدست، دستبهسر، دستبهسینه، دستبهعصا، دمبهدم، راهبهراه، سربهراه، سربهزیر، سربههوا، سردرگم، شانهبهسر، شیرتوشیر، گوشبهزنگ، لابهلا، لحظهبهلحظه، لنگهبهلنگه، مادربهخطا، نسلدرنسل، و ... .
۱۴۰۰/۰۲/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«مردمک چشم» حشو نیست!
برخی گمان کردهاند که «مردمک چشم» حشو دارد، چون مردمک فقط برای چشم است و دیگر نیازی به آوردنِ «چشم» نیست. اما همواره میبینیم که برخلاف این گمانِ خام، بیشترِ فارسیزبانان، چه در گفتار و چه در نوشتار، «مردمک چشم» را بهکار میبرند. چرا چنین است؟ آیا ویرگولاستاران درست میگویند یا اهل زبان؟
پاسخ:
۱) اعضای بدن، به یک اعتبار، دو بخشاند: اعضایی که بیشتر بهکار میروند (پربسامدند)، مانند «سر» و «دست» و «پا» و اعضایی که کمتر بهکار میروند، مانند «مردمک» و «ران» و «پاشنه». برای همین، هنگامی که بخواهیم کمبسامدها را نام ببریم، به یک عضوِ پربسامد (= گوشآشناتر) اضافهشان میکنیم تا کاملاً شفافسازی یا تصریح کرده باشیم. پس میگوییم و احیاناً مینویسیم «مردمک چشم»، «پاشنۀ پا»، و ... .
۲) در زبان نیز اگر بخواهیم اسمِ نکرهای را معرفه کنیم، آن را به اسم معرفهای اضافه میکنیم. مثلاً «کتاب» را به «گلستان» اضافه میکنیم: کتاب گلستان. (توجه داشته باشیم که میزان و درجۀ نکرگی و معرفگیِ اسمها متفاوت است.) اما همین گلستان را به «سعدی» نیز اضافه میکنیم. بیشک همه میدانند که گلستان کتابِ سعدی است، ولی معمولاً میگویند و مینویسند «گلستان سعدی» تا تأکید و تصریح کرده باشند که منظورشان دقیقاً چیست. آیا میتوان گفت «گلستان سعدی» حشو دارد؟ خیر. «مردمک چشم» نیز چنین است. این سخنِ استوار و علمیِ استاد محمدتقی بهار را همیشه بهخاطر داشته باشید:
«هیچ حرفی یا ابزاری در زبان نیست که محض زینت یا به زیادتی استعمال شود [...] و در حقیقت، تا حرفی یا کلمهای ضرورت معنوی نداشته باشد، بر زبان نگذرد.» (سبکشناسی، ج ۱، ص ۳۳۳)
۳) از این گذشته، از قدیمترین زمانها، فارسیزبانان، بهویژه بزرگترین سخنوران و ادیبان، «مردمک چشم» و «مردمک دیده» را بهکار بردهاند. از میان صدها شاهد، تنها به چند مورد بسنده میشود:
قرن ۶: «آسمان در آن ماتم جامه فوطه کرده و مردمک چشم در آب غوطه خورده.» (مقامات حمیدی)
قرن ۷: «ناگاه گوسفند پُشک [= «پشکل»] بینداخت و بر چشم یکی آمد و مردمک چشم از حدقه بیرون افتاد.» (جوامعالحکایات)
در چمن روی تو غلتانغلتان رود
مردمک چشم من بر گل و بر یاسمن
(سنایی)
مردمک چشم جور آبله دارد
تا که بر ابروی احتیاط تو چین است
(انوری)
اگر به گوش من از مردمی دمی برسد
به مژده مردمک چشم بخشمش عمدا
(خاقانی)
سیه شود شب و از وی شهاب تیغ کند
مثال مردمک چشم صورت شیطان
(مسعود سعد سلمان)
میخورَد خون دلم مردمک چشم و سزاست
که چرا دل به جگرگوشۀ مردم دادم
(حافظ، تصحیح خانلری)
نظر همت ما وسعت دیگر دارد
آسمان مردمک چشم جهاندیدۀ ماست
(صائب)
۱۴۰۰/۰۳/۰۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
برخی گمان کردهاند که «مردمک چشم» حشو دارد، چون مردمک فقط برای چشم است و دیگر نیازی به آوردنِ «چشم» نیست. اما همواره میبینیم که برخلاف این گمانِ خام، بیشترِ فارسیزبانان، چه در گفتار و چه در نوشتار، «مردمک چشم» را بهکار میبرند. چرا چنین است؟ آیا ویرگولاستاران درست میگویند یا اهل زبان؟
پاسخ:
۱) اعضای بدن، به یک اعتبار، دو بخشاند: اعضایی که بیشتر بهکار میروند (پربسامدند)، مانند «سر» و «دست» و «پا» و اعضایی که کمتر بهکار میروند، مانند «مردمک» و «ران» و «پاشنه». برای همین، هنگامی که بخواهیم کمبسامدها را نام ببریم، به یک عضوِ پربسامد (= گوشآشناتر) اضافهشان میکنیم تا کاملاً شفافسازی یا تصریح کرده باشیم. پس میگوییم و احیاناً مینویسیم «مردمک چشم»، «پاشنۀ پا»، و ... .
۲) در زبان نیز اگر بخواهیم اسمِ نکرهای را معرفه کنیم، آن را به اسم معرفهای اضافه میکنیم. مثلاً «کتاب» را به «گلستان» اضافه میکنیم: کتاب گلستان. (توجه داشته باشیم که میزان و درجۀ نکرگی و معرفگیِ اسمها متفاوت است.) اما همین گلستان را به «سعدی» نیز اضافه میکنیم. بیشک همه میدانند که گلستان کتابِ سعدی است، ولی معمولاً میگویند و مینویسند «گلستان سعدی» تا تأکید و تصریح کرده باشند که منظورشان دقیقاً چیست. آیا میتوان گفت «گلستان سعدی» حشو دارد؟ خیر. «مردمک چشم» نیز چنین است. این سخنِ استوار و علمیِ استاد محمدتقی بهار را همیشه بهخاطر داشته باشید:
«هیچ حرفی یا ابزاری در زبان نیست که محض زینت یا به زیادتی استعمال شود [...] و در حقیقت، تا حرفی یا کلمهای ضرورت معنوی نداشته باشد، بر زبان نگذرد.» (سبکشناسی، ج ۱، ص ۳۳۳)
۳) از این گذشته، از قدیمترین زمانها، فارسیزبانان، بهویژه بزرگترین سخنوران و ادیبان، «مردمک چشم» و «مردمک دیده» را بهکار بردهاند. از میان صدها شاهد، تنها به چند مورد بسنده میشود:
قرن ۶: «آسمان در آن ماتم جامه فوطه کرده و مردمک چشم در آب غوطه خورده.» (مقامات حمیدی)
قرن ۷: «ناگاه گوسفند پُشک [= «پشکل»] بینداخت و بر چشم یکی آمد و مردمک چشم از حدقه بیرون افتاد.» (جوامعالحکایات)
در چمن روی تو غلتانغلتان رود
مردمک چشم من بر گل و بر یاسمن
(سنایی)
مردمک چشم جور آبله دارد
تا که بر ابروی احتیاط تو چین است
(انوری)
اگر به گوش من از مردمی دمی برسد
به مژده مردمک چشم بخشمش عمدا
(خاقانی)
سیه شود شب و از وی شهاب تیغ کند
مثال مردمک چشم صورت شیطان
(مسعود سعد سلمان)
میخورَد خون دلم مردمک چشم و سزاست
که چرا دل به جگرگوشۀ مردم دادم
(حافظ، تصحیح خانلری)
نظر همت ما وسعت دیگر دارد
آسمان مردمک چشم جهاندیدۀ ماست
(صائب)
۱۴۰۰/۰۳/۰۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3
پاسخ:
هردو درستاند. در رسمالخط، «درست و نادرست» نداریم، بلکه «پسندیدهتر» یا «ترجیح» داریم. «گلولهیی» رسمالخطِ کمابیش قدیمی است و امروز چندان پسندیده و رایج نیست. بنابراین «گلولهای»، که رسمالخطی مرسومتر است، ترجیح دارد. بهتر است واژههای مختوم به های بیان حرکت («ه/ ـه»)، در پیوند با «-ی»، همراه با صامتِ میانجیِ «-ا-» نوشته شوند. پس مینویسیم «خانهای»، «گربهای»، «قهوهای»، «سرمهای»، «چقدر "سادهای!"».
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
هردو درستاند. در رسمالخط، «درست و نادرست» نداریم، بلکه «پسندیدهتر» یا «ترجیح» داریم. «گلولهیی» رسمالخطِ کمابیش قدیمی است و امروز چندان پسندیده و رایج نیست. بنابراین «گلولهای»، که رسمالخطی مرسومتر است، ترجیح دارد. بهتر است واژههای مختوم به های بیان حرکت («ه/ ـه»)، در پیوند با «-ی»، همراه با صامتِ میانجیِ «-ا-» نوشته شوند. پس مینویسیم «خانهای»، «گربهای»، «قهوهای»، «سرمهای»، «چقدر "سادهای!"».
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
چنانکه در سطر اول تصویر میبینید، حرف اضافهٔ «تو» (/tu/) از ضمیر «تو» (/to/) بهآسانی قابل تشخیص است، زیرا «بافت زبانی» ابهامزداست و خواننده را راهنمایی میکند: یواش میریزه تو چنبرهای غلیظ توی قوطی. همچنین، به کمک بافت، حرف اضافهٔ «رو» (/ru/) از «رو» (= «را») بهسادگی قابل تشخیص است (سطر چهارم و پنجم): تختهها رو باز میکنیم و سیمان رو [یا: سیمانو] میریزیم رو پاش. [...] بپا روش نریزی. پس نگرانِ تشخیصِ «تو» (ضمیر) از «تو» (حرف اضافه) و نیز «رو» (= «را») از «رو» (= «رویِ») نباشیم. الزامی هم ندارد که حرف اضافهٔ «تو» را همیشه بهصورت «توی»، و حرف اضافهٔ «رو» را «روی» بنویسیم. اما هرگز نباید بنویسیم «توو»، چنانکه «رو» (/ru/) را نمینویسیم «روو».
تصویر از کتاب گوربهگور، اثر ویلیام فاکنر، ترجمۀ نجف دریابندری (نشر چشمه، ص ۲۰۱) است. پیشنهاد میکنم این کتاب را سه بار بخوانید؛ یک بار برای داستانش، یک بار برای ترجمهاش، و یک بار هم برای نکتهچینی از متن سراسر گفتاریاش.
ببینید: نکتهای دربارۀ «بهعنوانِ».
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
تصویر از کتاب گوربهگور، اثر ویلیام فاکنر، ترجمۀ نجف دریابندری (نشر چشمه، ص ۲۰۱) است. پیشنهاد میکنم این کتاب را سه بار بخوانید؛ یک بار برای داستانش، یک بار برای ترجمهاش، و یک بار هم برای نکتهچینی از متن سراسر گفتاریاش.
ببینید: نکتهای دربارۀ «بهعنوانِ».
#املا_رسمالخط #گفتارینویسی
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍9
Forwarded from نتایج و نظرات ویرایشآموزان متنوک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بخشی از کارگاه متنوک
مریم سلیمی از تهران:
"۱۸ سال است که در نشر فعالیت دارم و در ۲ کارگاه هم قبلاً شرکت کردهام، اما باز هم در کارگاه متنوک ثبتنام کردم، چون ... ."
ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
ثبتنام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
مریم سلیمی از تهران:
"۱۸ سال است که در نشر فعالیت دارم و در ۲ کارگاه هم قبلاً شرکت کردهام، اما باز هم در کارگاه متنوک ثبتنام کردم، چون ... ."
ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
ثبتنام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
یک نکتهات بگویم!
اگر واژهای مختوم به صامت باشد، ضمیرهای شخصیِ «-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان» بهصورت پیوسته با آن واژه نوشته میشوند. مثال: کتابم، کتابت، کتابش، کتابمان، کتابتان، کتابشان.
برخی بهجای «کتابش» مینویسند «کتاباش». این املا غلط است، زیرا الگوی هجای آخر آن cvc است: کِ - تا - بَش. بنابراین درست نیست که *کتاباَش بنویسیم و /کتابش/ بخوانیم. همچنین نباید نوشت «کتابام» و «کتابات».
۱۴۰۰/۰۳/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
اگر واژهای مختوم به صامت باشد، ضمیرهای شخصیِ «-َم، -َت، -َش، -مان، -تان، -شان» بهصورت پیوسته با آن واژه نوشته میشوند. مثال: کتابم، کتابت، کتابش، کتابمان، کتابتان، کتابشان.
برخی بهجای «کتابش» مینویسند «کتاباش». این املا غلط است، زیرا الگوی هجای آخر آن cvc است: کِ - تا - بَش. بنابراین درست نیست که *کتاباَش بنویسیم و /کتابش/ بخوانیم. همچنین نباید نوشت «کتابام» و «کتابات».
۱۴۰۰/۰۳/۰۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from نتایج و نظرات ویرایشآموزان متنوک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بخشی از کارگاه متنوک
مریم بختیاری از سمنان:
"فکرش را هم نمیکردم اینقدر راحت بتوانم آنلاین و وارد کارگاه شوم!"
ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
ثبتنام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
مریم بختیاری از سمنان:
"فکرش را هم نمیکردم اینقدر راحت بتوانم آنلاین و وارد کارگاه شوم!"
ویدئو سایر شرکتکنندگان:
@Matnook_01
ثبتنام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۴۸ واژهٔ «پشت»دار که نیمفاصله نوشته میشوند: پرپشت پشتباز پشتبام پشتبست پشتبسته پشتبند پشتبوم پشتبهپشت پشتبهدیوار پشتپا پشتپاپزان پشتپرده پشتجلد پشتچشم نازک کردن پشتخطی پشتخمیده پشتدار پشتدرپشت پشتدرد پشتسر گذاشتن پشتسراندازی…
#زنگ_املا
۹۷ واژۀ «پیش»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
بهپیش
پیشآزمون
پیشآگهی
پیشآمدگی
پیشآمده
پیشآهنگ/ پیشاهنگ
پیشاپیش (قید)
پیشاپیشِ (حرف اضافه)
پیشاصنعتی
پیشامد/ پیشآمد
پیشامدرن
پیشامضا
پیشانداز
پیشباز
پیشبرد/ پیشبرد
پیشبرگ
پیشبند
پیشبها
پیشبینی
پیشبینیپذیر
پیشبینیناپذیر
پیشبینینشده
پیشپاافتاده
پیشپرداخت
پیشپرده
پیشپردهخوانی
پیشپیش
پیشتاز/ پیشتاز
پیشتختی
پیشتر
پیشتصفیه
پیشتولید
پیشثبتنام
پیشخان/ پیشخان
پیشخانه
پیشخدمت
پیشخدمتباشی
پیشخر
پیشخرید
پیشخوان/ پیشخوان
پیشخور
پیشدانشگاهی
پیشداوری
پیشدبستانی
پیشدرآمد
پیشدرد
پیشدرس
پیشدرمان
پیشدستی
پیشدوره
پیشرفت/ پیشرفت
پیشرفته/ پیشرفته
پیشِرو (صفت)
پیشِرو داشتن
پیشرو/ پیشرُو
پیشرونده
پیشروی/ پیشرَوی
پیشزمینه
پیشزنگوله
پیشساخته
پیششرط
پیششماره
پیشصحنه
پیشغذا
پیشفاکتور
پیشفرض
پیشفروش
پیشفنگ
پیشقدم
پیشقرارداد
پیشقراول
پیشقسط
پیشکار/ پیشکار
پیشکرایه
پیشکسوت
پیشکش/ پیشکش
پیشگام/ پیشگام
پیشگاه/ پیشگاه
پیشگفتار
پیشگفته
پیشگو/ پیشگو
پیشگیری/ پیشگیری
پیشلرزه
پیشمرگ
پیشنماز
پیشنمایش
پیشنوازش
پیشنویس
پیشنهاد/ پیشنهاد
پیشنهاددهنده
پیشنیاز
پیشواز/ پیشواز
پیشوپس
پیشوند/ پیشوند
پیشویرایش
پیشینهدار
پیشینهسازی
۱۴۰۰/۰۳/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۹۷ واژۀ «پیش»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
بهپیش
پیشآزمون
پیشآگهی
پیشآمدگی
پیشآمده
پیشآهنگ/ پیشاهنگ
پیشاپیش (قید)
پیشاپیشِ (حرف اضافه)
پیشاصنعتی
پیشامد/ پیشآمد
پیشامدرن
پیشامضا
پیشانداز
پیشباز
پیشبرد/ پیشبرد
پیشبرگ
پیشبند
پیشبها
پیشبینی
پیشبینیپذیر
پیشبینیناپذیر
پیشبینینشده
پیشپاافتاده
پیشپرداخت
پیشپرده
پیشپردهخوانی
پیشپیش
پیشتاز/ پیشتاز
پیشتختی
پیشتر
پیشتصفیه
پیشتولید
پیشثبتنام
پیشخان/ پیشخان
پیشخانه
پیشخدمت
پیشخدمتباشی
پیشخر
پیشخرید
پیشخوان/ پیشخوان
پیشخور
پیشدانشگاهی
پیشداوری
پیشدبستانی
پیشدرآمد
پیشدرد
پیشدرس
پیشدرمان
پیشدستی
پیشدوره
پیشرفت/ پیشرفت
پیشرفته/ پیشرفته
پیشِرو (صفت)
پیشِرو داشتن
پیشرو/ پیشرُو
پیشرونده
پیشروی/ پیشرَوی
پیشزمینه
پیشزنگوله
پیشساخته
پیششرط
پیششماره
پیشصحنه
پیشغذا
پیشفاکتور
پیشفرض
پیشفروش
پیشفنگ
پیشقدم
پیشقرارداد
پیشقراول
پیشقسط
پیشکار/ پیشکار
پیشکرایه
پیشکسوت
پیشکش/ پیشکش
پیشگام/ پیشگام
پیشگاه/ پیشگاه
پیشگفتار
پیشگفته
پیشگو/ پیشگو
پیشگیری/ پیشگیری
پیشلرزه
پیشمرگ
پیشنماز
پیشنمایش
پیشنوازش
پیشنویس
پیشنهاد/ پیشنهاد
پیشنهاددهنده
پیشنیاز
پیشواز/ پیشواز
پیشوپس
پیشوند/ پیشوند
پیشویرایش
پیشینهدار
پیشینهسازی
۱۴۰۰/۰۳/۰۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
آنباکس نکن!
در انگلیسی، یکی از معنیهای واژۀ box «چیزی را در جعبه یا کارتن گذاشتن» است. واژۀ unbox نیز به معنای «چیزی را از جعبه یا بسته بیرون آوردن» است. این واژه بهتازگی وارد زبان فارسی شده و برخی، بهویژه در فضای مجازی، آن را زیاد بهکار میبرند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی در برابر واژۀ unboxing معادل «جعبهگشایی» را تصویب کردهاست.
اینک، بهمناسبت، به دوازده واژۀ «جعبه»دار نیز اشاره میکنیم که نیمفاصله نوشته میشوند:
جعبهابزار/ جعبۀ ابزار
جعبهآچار/ جعبۀ آچار
جعبهبندی
جعبهتقسیم/ جعبۀ تقسیم
جعبهخازن
جعبهداشبورد
جعبهدنده
جعبهرنگ
جعبهسازی
جعبهفرمان/ جعبهفرمون
جعبهفیوز
جعبهگشایی
یادآوری:
واژۀ unbox در بیشترِ فرهنگهای کاغذیِ انگلیسی نیامدهاست. یکی از معدود فرهنگهایی که این واژه در آن مدخل شده فرهنگ زیر است:
The Oxford English Dictionary, Second Edition, 20 Volume, 1989
که unbox را چنین تعریف کرده:
unbox: to take out of a box.
با استناد به فرهنگ یادشده، این واژه از حدود سال ۱۶۱۱ در انگلیسی بهکار رفتهاست.
۱۴۰۰/۰۳/۰۶
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در انگلیسی، یکی از معنیهای واژۀ box «چیزی را در جعبه یا کارتن گذاشتن» است. واژۀ unbox نیز به معنای «چیزی را از جعبه یا بسته بیرون آوردن» است. این واژه بهتازگی وارد زبان فارسی شده و برخی، بهویژه در فضای مجازی، آن را زیاد بهکار میبرند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی در برابر واژۀ unboxing معادل «جعبهگشایی» را تصویب کردهاست.
اینک، بهمناسبت، به دوازده واژۀ «جعبه»دار نیز اشاره میکنیم که نیمفاصله نوشته میشوند:
جعبهابزار/ جعبۀ ابزار
جعبهآچار/ جعبۀ آچار
جعبهبندی
جعبهتقسیم/ جعبۀ تقسیم
جعبهخازن
جعبهداشبورد
جعبهدنده
جعبهرنگ
جعبهسازی
جعبهفرمان/ جعبهفرمون
جعبهفیوز
جعبهگشایی
یادآوری:
واژۀ unbox در بیشترِ فرهنگهای کاغذیِ انگلیسی نیامدهاست. یکی از معدود فرهنگهایی که این واژه در آن مدخل شده فرهنگ زیر است:
The Oxford English Dictionary, Second Edition, 20 Volume, 1989
که unbox را چنین تعریف کرده:
unbox: to take out of a box.
با استناد به فرهنگ یادشده، این واژه از حدود سال ۱۶۱۱ در انگلیسی بهکار رفتهاست.
۱۴۰۰/۰۳/۰۶
سید محمد بصام/ فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
دو نکتۀ گفتارینویسی
۱) اگر واژهمان مختوم به های بیان حرکت بود (= «ه/ ـه»)، شش ضمیرِ شخصی همیشه نیمفاصله نوشته میشوند:
رشتهم، رشتهت، رشتهش، رشتهمون، رشتهتون، رشتهشون.
۲) اگر واژهمان مختوم به صامت بود (= حروف پیوسته، مانند «ن» و ...)، شش ضمیرِ شخصی سرهم نوشته میشوند:
بدنم، بدنت، بدنش، بدنمون، بدنتون، بدنشون.
یادآوری:
های ملفوظ نیز صامت و در حکم حروف پیوسته است:
توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون.
همهچیز دربارۀ رسمالخط ضمیرها: 👇
t.me/Matnook_com/1451
۱۴۰۰/۰۳/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) اگر واژهمان مختوم به های بیان حرکت بود (= «ه/ ـه»)، شش ضمیرِ شخصی همیشه نیمفاصله نوشته میشوند:
رشتهم، رشتهت، رشتهش، رشتهمون، رشتهتون، رشتهشون.
۲) اگر واژهمان مختوم به صامت بود (= حروف پیوسته، مانند «ن» و ...)، شش ضمیرِ شخصی سرهم نوشته میشوند:
بدنم، بدنت، بدنش، بدنمون، بدنتون، بدنشون.
یادآوری:
های ملفوظ نیز صامت و در حکم حروف پیوسته است:
توجهم، توجهت، توجهش، توجهمون، توجهتون، توجهشون.
همهچیز دربارۀ رسمالخط ضمیرها: 👇
t.me/Matnook_com/1451
۱۴۰۰/۰۳/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) «اصلح» صفت برتر (تفضیلی) است، نه عالی (برترین)!
۲) ساخت و معنای این صفتها برای فارسیزبانان تیره است و بنابراین آنها را صفت بیانی میگیرند و علیالقاعده به آن «-تر» میافزایند تا صفت برتر بسازند و معنای مدنظرشان را بهوضوح برسانند. حافظ نیز میگوید:
ایام شباب است شراب اولیتر
با سبزخطان بادهٔ ناب اولیتر
و «اولیتر» را به معنای «سزاوارتر» بهکار میبرد، درحالیکه «اولیٰ» خود به معنای «سزاوارتر» است.
شمس قیس رازی هم در المعجم (قرن ۷) میگوید: «"اولیتر" گفتن در فارسی جایز است، اگر نَسَقِ کلام تازی نباشد. و آن مبالغتی باشد بر مبالغت، چنانکه در "بِهْ" و "بهتر".»
بنابراین کاربرد و ساختِ «اصلحتر» و واژههای مشابه در زبان درست و طبیعی است، هرچند بهتر است از واژههای فارسی استفاده کنیم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۲) ساخت و معنای این صفتها برای فارسیزبانان تیره است و بنابراین آنها را صفت بیانی میگیرند و علیالقاعده به آن «-تر» میافزایند تا صفت برتر بسازند و معنای مدنظرشان را بهوضوح برسانند. حافظ نیز میگوید:
ایام شباب است شراب اولیتر
با سبزخطان بادهٔ ناب اولیتر
و «اولیتر» را به معنای «سزاوارتر» بهکار میبرد، درحالیکه «اولیٰ» خود به معنای «سزاوارتر» است.
شمس قیس رازی هم در المعجم (قرن ۷) میگوید: «"اولیتر" گفتن در فارسی جایز است، اگر نَسَقِ کلام تازی نباشد. و آن مبالغتی باشد بر مبالغت، چنانکه در "بِهْ" و "بهتر".»
بنابراین کاربرد و ساختِ «اصلحتر» و واژههای مشابه در زبان درست و طبیعی است، هرچند بهتر است از واژههای فارسی استفاده کنیم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یک نکتهات بگویم!
«قابل-» بهاصطلاح پیشوندواره است (پیشوندواره تکواژی است که هم در ساختِ واژههای مشتق بهکار میرود و هم بهعنوان واژهای مستقل کاربرد دارد). پیشوندوارهٔ «قابل-»، همراه با یک کسره، به واژهٔ پس از خود (= واژهٔ پایه) میپیوندد و یک واژهٔ مشتق از نوع صفت میسازد، مانند «قابلِقبول». کسرهای که پس از این پیشوندواره میآید بهاصطلاح خفیف است و بنابراین تکیهٔ اصلیِ واژههای «قابل»دار برروی هجای آخرِ آنهاست. درنتیجه، اگر تکواژی نیز به آنها افزوده شود، در پایانِ آنها میآید. برای مثال، اگر به «قابلقبول» تکواژ نکرهسازِ «-ی» بیفزاییم، میشود «قابلقبولی». بنابراین این واژهها و واژههایی که کسرهٔ خفیف دارند همواره نیمفاصله نوشته میشوند.
یادآوری:
اگر پس از این پیشوندواره دو واژهٔ متعلق به آن بیاید، کاملاً بافاصله نوشته میشوند. مثال: سخن او «قابل توجه و تأمل» است.
۱۴۰۰/۰۳/۱۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«قابل-» بهاصطلاح پیشوندواره است (پیشوندواره تکواژی است که هم در ساختِ واژههای مشتق بهکار میرود و هم بهعنوان واژهای مستقل کاربرد دارد). پیشوندوارهٔ «قابل-»، همراه با یک کسره، به واژهٔ پس از خود (= واژهٔ پایه) میپیوندد و یک واژهٔ مشتق از نوع صفت میسازد، مانند «قابلِقبول». کسرهای که پس از این پیشوندواره میآید بهاصطلاح خفیف است و بنابراین تکیهٔ اصلیِ واژههای «قابل»دار برروی هجای آخرِ آنهاست. درنتیجه، اگر تکواژی نیز به آنها افزوده شود، در پایانِ آنها میآید. برای مثال، اگر به «قابلقبول» تکواژ نکرهسازِ «-ی» بیفزاییم، میشود «قابلقبولی». بنابراین این واژهها و واژههایی که کسرهٔ خفیف دارند همواره نیمفاصله نوشته میشوند.
یادآوری:
اگر پس از این پیشوندواره دو واژهٔ متعلق به آن بیاید، کاملاً بافاصله نوشته میشوند. مثال: سخن او «قابل توجه و تأمل» است.
۱۴۰۰/۰۳/۱۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۹۷ واژۀ «پیش»دار که نیمفاصله نوشته میشوند: بهپیش پیشآزمون پیشآگهی پیشآمدگی پیشآمده پیشآهنگ/ پیشاهنگ پیشاپیش (قید) پیشاپیشِ (حرف اضافه) پیشاصنعتی پیشامد/ پیشآمد پیشامدرن پیشامضا پیشانداز پیشباز پیشبرد/ پیشبرد پیشبرگ پیشبند پیشبها…
#زنگ_املا
۲۴ واژۀ «تازه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
تازهاحداث
تازهبالغ
تازهبهتازه
تازهبهدورانرسیده
تازهپا
تازهتازه
تازهداماد
تازهدرآمد
تازهدَم
تازهدَمکرده
تازهرس
تازهرسیده
تازهزا
تازهساخت
تازهساز
تازهسال
تازهسخن
تازهعروس
تازهعهد
تازهکار
تازهکهنه
تازهمسلمان
تازهنفَس
تازهوارد
۱۴۰۰/۰۳/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۲۴ واژۀ «تازه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
تازهاحداث
تازهبالغ
تازهبهتازه
تازهبهدورانرسیده
تازهپا
تازهتازه
تازهداماد
تازهدرآمد
تازهدَم
تازهدَمکرده
تازهرس
تازهرسیده
تازهزا
تازهساخت
تازهساز
تازهسال
تازهسخن
تازهعروس
تازهعهد
تازهکار
تازهکهنه
تازهمسلمان
تازهنفَس
تازهوارد
۱۴۰۰/۰۳/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ دستوری و نشانهگذاری
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com