Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۸ واژهٔ «با»دار که بیفاصله نوشته میشوند: باابهت بااحساس بااخلاق باادب بااراده باارزش بااستعداد باانصاف باانضباط بااهمیت باایمان بابرکت باپرستیژ باتجربه باتدبیر باتربیت باتقوا باثبات باجربزه باجرئت باحال باحجاب باحوصله باحیا باخبر باخدا بادقت بادوام…
#زنگ_املا
۴۸ واژهٔ «باز»دار که بیفاصله نوشته میشوند:
بازانجام
بازاندیشی
بازآفرینی
بازآموزی
بازآوری
بازپخت
بازپخش
بازپرداخت
بازپس
بازپسگیری
بازتولید
بازجویانه
بازچاپ
بازخرید
بازخواست
بازخوانی
بازخور
بازخورد
بازدار
بازدارندگی
بازدارنده
بازداری
بازداشته
بازداشتی
بازدَم
بازدیدکننده
بازسازی
بازسازیشده
بازشماری
بازکننده
بازگردانده
بازگردانی
بازگشتپذیر
بازگشتناپذیر
بازگفت
بازگوکننده
بازماندگی
بازمانده
بازمصرف
بازنشر
بازنگری
بازنمایی
بازنوشته
بازنویسی
بازیابی
بازیافت
بازیافته
بازیافتی
۱۴۰۰/۰۱/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۴۸ واژهٔ «باز»دار که بیفاصله نوشته میشوند:
بازانجام
بازاندیشی
بازآفرینی
بازآموزی
بازآوری
بازپخت
بازپخش
بازپرداخت
بازپس
بازپسگیری
بازتولید
بازجویانه
بازچاپ
بازخرید
بازخواست
بازخوانی
بازخور
بازخورد
بازدار
بازدارندگی
بازدارنده
بازداری
بازداشته
بازداشتی
بازدَم
بازدیدکننده
بازسازی
بازسازیشده
بازشماری
بازکننده
بازگردانده
بازگردانی
بازگشتپذیر
بازگشتناپذیر
بازگفت
بازگوکننده
بازماندگی
بازمانده
بازمصرف
بازنشر
بازنگری
بازنمایی
بازنوشته
بازنویسی
بازیابی
بازیافت
بازیافته
بازیافتی
۱۴۰۰/۰۱/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔺ناگفتههای زندگی کامالا هریس و جو بایدن ناشر: کتابستان ویراستار: t.me/Matnook_01/840 @Matnook_com instagram.com/matnook_com
🔺درسهایی برای دنیای پساکرونا
ناشر: کتابستان
این کتاب در مؤسسۀ متنوک و به کوشش ویراستارانِ مؤسسه ویرایش شدهاست.
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
ناشر: کتابستان
این کتاب در مؤسسۀ متنوک و به کوشش ویراستارانِ مؤسسه ویرایش شدهاست.
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌1
«کیوی» (در انگلیسی، kiwi) درواقع نام یکی از پرندگانِ بومیِ نیوزیلند است که بالهایی کوتاه و منقاری بلند دارد و نمیتواند پرواز کند. داستان از این قرار است که «کیوی»، میوۀ معروف، که از گیاهان بومی و میوۀ ملیِ چین است، در آغازِ قرنِ بیستم به نیوزیلند (زلاند نو) برده و کشت شد. از آنجا که این میوه شبیه پرندۀ کیوی بود، نام این پرندۀ زیبا را برروی این میوه گذاشتند و به این نام شهرت یافت.
نهال کیوی نخستین بار در دهۀ چهلِ خورشیدی به کوشش شخصی به نام محمدامین البرزی به ایران آورده شد و در تنکابن کاشته شد.
امروزه ایران یکی از صادرکنندگان کیوی است و این میوۀ خوشمزه و پرخاصیت در استانهای حاشیۀ دریای خزر (گیلان، مازندران و گلستان) کشت میشود.
۱۴۰۰/۰۲/۰۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
نهال کیوی نخستین بار در دهۀ چهلِ خورشیدی به کوشش شخصی به نام محمدامین البرزی به ایران آورده شد و در تنکابن کاشته شد.
امروزه ایران یکی از صادرکنندگان کیوی است و این میوۀ خوشمزه و پرخاصیت در استانهای حاشیۀ دریای خزر (گیلان، مازندران و گلستان) کشت میشود.
۱۴۰۰/۰۲/۰۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏5
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۴۸ واژهٔ «باز»دار که بیفاصله نوشته میشوند: بازانجام بازاندیشی بازآفرینی بازآموزی بازآوری بازپخت بازپخش بازپرداخت بازپس بازپسگیری بازتولید بازجویانه بازچاپ بازخرید بازخواست بازخوانی بازخور بازخورد بازدار بازدارندگی بازدارنده بازداری بازداشته بازداشتی…
#زنگ_املا
۷۲ واژهٔ «بچه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
بچهاعیان
بچهاعیون
بچهباز
بچهبازی
بچهپا
بچهپایی
بچهپُررو
بچهپولدار
بچهخرخون
بچهخلاف
بچهخوار
بچهخور
بچهخوره
بچهخوشگل
بچهخون
بچهدار
بچهداری
بچهدان
بچهدختر
بچهدرسخون
بچهدزد
بچهدزدی
بچهدوست
بچهدون
بچهزا
بچهزایی
بچهسال
بچهسرراهی
بچهسرکه
بچهسگ
بچهسن
بچهش شدن
بچهشیر
بچهشیردِه
بچهفسقلی
بچهفیل
بچهقشنگ
بچهقنداقی
بچهکونی
بچهگدا
بچهگربه
بچهگولزنک
بچهلات
بچهمثبت
بچهمچه
بچهمحصل
بچهمحل
بچهمحله
بچهمحلی
بچهمدرسهای
بچهمُرده
بچهمرشد
بچهمزلف
بچهمکتبی
بچهننه
بچهننهبازی
بچهولگرد
بچههه
بچهیتیم
بَروبچه
پسربچه
خانومبچهها
دختربچه
درویشبچه
زنوبچه
سگبچه
غلامبچه
کبکبچه
گرگبچه
بچگانه (سرهم)
بچگونه (سرهم)
بچگی (بدون «ـه»)
۱۴۰۰/۰۲/۰۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۷۲ واژهٔ «بچه»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
بچهاعیان
بچهاعیون
بچهباز
بچهبازی
بچهپا
بچهپایی
بچهپُررو
بچهپولدار
بچهخرخون
بچهخلاف
بچهخوار
بچهخور
بچهخوره
بچهخوشگل
بچهخون
بچهدار
بچهداری
بچهدان
بچهدختر
بچهدرسخون
بچهدزد
بچهدزدی
بچهدوست
بچهدون
بچهزا
بچهزایی
بچهسال
بچهسرراهی
بچهسرکه
بچهسگ
بچهسن
بچهش شدن
بچهشیر
بچهشیردِه
بچهفسقلی
بچهفیل
بچهقشنگ
بچهقنداقی
بچهکونی
بچهگدا
بچهگربه
بچهگولزنک
بچهلات
بچهمثبت
بچهمچه
بچهمحصل
بچهمحل
بچهمحله
بچهمحلی
بچهمدرسهای
بچهمُرده
بچهمرشد
بچهمزلف
بچهمکتبی
بچهننه
بچهننهبازی
بچهولگرد
بچههه
بچهیتیم
بَروبچه
پسربچه
خانومبچهها
دختربچه
درویشبچه
زنوبچه
سگبچه
غلامبچه
کبکبچه
گرگبچه
بچگانه (سرهم)
بچگونه (سرهم)
بچگی (بدون «ـه»)
۱۴۰۰/۰۲/۰۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤9
گفتارینویسی «چه»
۱) در پیوند با ضمیرهای شخصی:
چهم، چهت، چهش، چهمون، چهتون، چهشون
۲) در پیوند با ضمیر شخصی و فعل:
چهمه، چهته، چهشه، چهمونه، چهتونه، چهشونه
یادآوری:
«چی» صورت گفتاری و غیررسمیِ «چه» است:
چیا/ چیها (= چه چیزهایی)، چی به چیه، چیچی، چیه.
#گفتارینویسی #فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۰۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) در پیوند با ضمیرهای شخصی:
چهم، چهت، چهش، چهمون، چهتون، چهشون
۲) در پیوند با ضمیر شخصی و فعل:
چهمه، چهته، چهشه، چهمونه، چهتونه، چهشونه
یادآوری:
«چی» صورت گفتاری و غیررسمیِ «چه» است:
چیا/ چیها (= چه چیزهایی)، چی به چیه، چیچی، چیه.
#گفتارینویسی #فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۰۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
«روانشناسی» یا «روانشناختی»؟
بهمناسبت ۹ اردیبهشت
روز روانشناس و مشاور
«روانشناسی» برابرنهاد فارسی برای واژۀ انگلیسی psychology (/سایکولوژی/) است که از عبارت یونانی Ψυχολογία گرفته شدهاست. در این عبارت، واژۀ ψυχή (/پسیکه/) به معنای «روح و نفْس» است. ازاینرو، در فارسی، به این دانش «علمالروح»، «علمالنفس»، و «معرفةالنفس» میگفتند. گویا اولین بار، در سال ۱۳۱۷، دکتر علیاکبر سیاسی واژۀ فارسی «روان» را بهجای «روح» و «نفْس» بهکار برد و در پی آن، واژۀ «روانشناسی» را نیز ساخت، که رفتهرفته متداول و پذیرفته شد.
یادآوری:
در فارسی، دانشهایی که بخش پایانیشان «-شناسی» دارند اسماند. برای تبدیل این اسمها به صفت، بخش پایانیشان به «-شناختی» بدل میشود. بنابراین «روانشناسی» اسم است و صفتِ آن «روانشناختی» است. مثال:
- اسم (در ترکیب اضافی): دانش روانشناسی، انجمن زبانشناسی، و ...؛
- صفت (در ترکیب وصفی): اختلالات روانشناختی، مطالعات زبانشناختی، و ... .
۱۴۰۰/۰۲/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۹ اردیبهشت
روز روانشناس و مشاور
«روانشناسی» برابرنهاد فارسی برای واژۀ انگلیسی psychology (/سایکولوژی/) است که از عبارت یونانی Ψυχολογία گرفته شدهاست. در این عبارت، واژۀ ψυχή (/پسیکه/) به معنای «روح و نفْس» است. ازاینرو، در فارسی، به این دانش «علمالروح»، «علمالنفس»، و «معرفةالنفس» میگفتند. گویا اولین بار، در سال ۱۳۱۷، دکتر علیاکبر سیاسی واژۀ فارسی «روان» را بهجای «روح» و «نفْس» بهکار برد و در پی آن، واژۀ «روانشناسی» را نیز ساخت، که رفتهرفته متداول و پذیرفته شد.
یادآوری:
در فارسی، دانشهایی که بخش پایانیشان «-شناسی» دارند اسماند. برای تبدیل این اسمها به صفت، بخش پایانیشان به «-شناختی» بدل میشود. بنابراین «روانشناسی» اسم است و صفتِ آن «روانشناختی» است. مثال:
- اسم (در ترکیب اضافی): دانش روانشناسی، انجمن زبانشناسی، و ...؛
- صفت (در ترکیب وصفی): اختلالات روانشناختی، مطالعات زبانشناختی، و ... .
۱۴۰۰/۰۲/۰۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3
بهمناسبت ۱۰ اردیبهشت
روز ملی خلیج فارس
کهنترین نامی که از خلیج فارس بهجا ماندهاست نامی است که آسوریان، پیش از ورود نژاد آریا به فلات ایران، بر این دریا گذاشتهاند. در کتیبههای کهنِ آسوری، از این دریا به نام «نارمرتو»، به معنی «رود تلخ»، یاد شدهاست. در کتیبهای از داریوشِ کبیر نیز، در تنگهٔ سوئز، «دریایی که از پارس آید» ذکر شدهاست. در روزگار ساسانیان، این خلیج را «دریای پارس» میگفتند.
بطلمیوس، دانشمند معروف علم هیئت، که در قرن دوم میلادی زندگی میکرد، در کتاب جغرافیای خود، که به زبان لاتین نوشتهاست، از این دریا به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کردهاست، که درست به معنای «خلیج فارس» است. قرنهاست که ترجمهٔ لاتینی «سینوس پرسیکوس» در دیگر زبانهای زندهٔ جهان باقی ماندهاست و همهٔ ملل جهان خلیج فارس را به همین نام خواندهاند. در دوران اسلامی نیز نام این خلیج «بحر فارس»، «البحر الفارسی»، «الخلیج الفارسی»، و «خلیج فارس» یاد شده و در دایرةالمعارف اسلامی نیز همین نامها برای خلیج فارس ضبط گردیدهاست.
اینک نام خلیج فارس در دیگر زبانها، که نام «پارس» نیز در آنها وجود دارد:
- آلمانی: Persischer Golf؛
- انگلیسی: Persian Gulf؛
- ایتالیایی: Golfo Persico؛
- روسی: Persidskizaliv؛
- ژاپنی: Perusha Wan؛
- فرانسوی: Golfe Persique.
برگرفته از: احمد اقتداری، «خلیج فارس و نام آن»، اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹، شمارهٔ ۲۷۱ و ۲۷۲، ص ۶۲-۶۹ (با اندکی تلخیص).
#واژهشناسی
۱۴۰۰/۰۲/۱۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
روز ملی خلیج فارس
کهنترین نامی که از خلیج فارس بهجا ماندهاست نامی است که آسوریان، پیش از ورود نژاد آریا به فلات ایران، بر این دریا گذاشتهاند. در کتیبههای کهنِ آسوری، از این دریا به نام «نارمرتو»، به معنی «رود تلخ»، یاد شدهاست. در کتیبهای از داریوشِ کبیر نیز، در تنگهٔ سوئز، «دریایی که از پارس آید» ذکر شدهاست. در روزگار ساسانیان، این خلیج را «دریای پارس» میگفتند.
بطلمیوس، دانشمند معروف علم هیئت، که در قرن دوم میلادی زندگی میکرد، در کتاب جغرافیای خود، که به زبان لاتین نوشتهاست، از این دریا به نام «پرسیکوس سینوس» یاد کردهاست، که درست به معنای «خلیج فارس» است. قرنهاست که ترجمهٔ لاتینی «سینوس پرسیکوس» در دیگر زبانهای زندهٔ جهان باقی ماندهاست و همهٔ ملل جهان خلیج فارس را به همین نام خواندهاند. در دوران اسلامی نیز نام این خلیج «بحر فارس»، «البحر الفارسی»، «الخلیج الفارسی»، و «خلیج فارس» یاد شده و در دایرةالمعارف اسلامی نیز همین نامها برای خلیج فارس ضبط گردیدهاست.
اینک نام خلیج فارس در دیگر زبانها، که نام «پارس» نیز در آنها وجود دارد:
- آلمانی: Persischer Golf؛
- انگلیسی: Persian Gulf؛
- ایتالیایی: Golfo Persico؛
- روسی: Persidskizaliv؛
- ژاپنی: Perusha Wan؛
- فرانسوی: Golfe Persique.
برگرفته از: احمد اقتداری، «خلیج فارس و نام آن»، اطلاعات سیاسی ــ اقتصادی، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹، شمارهٔ ۲۷۱ و ۲۷۲، ص ۶۲-۶۹ (با اندکی تلخیص).
#واژهشناسی
۱۴۰۰/۰۲/۱۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤1👍1
#کتاب_خوب_بخوانیم
سفارش و خرید مستقیم: 09121226008
@Ketabe_Bahar
فهرست، پیشگفتار و بخشی از کتاب:
t.me/Ketabe_Bahar/723
۱۴۰۰/۰۲/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
سفارش و خرید مستقیم: 09121226008
@Ketabe_Bahar
فهرست، پیشگفتار و بخشی از کتاب:
t.me/Ketabe_Bahar/723
۱۴۰۰/۰۲/۱۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
واژههای «بی»دار، ۴۵۶ واژه.pdf
352.4 KB
فاصلهگذاری ۴۵۶ واژۀ «بی»دار (رایگان)
با امکان جستوجو + ۱ قاعدۀ فاصلهگذاری
۳ صفحه، پیدیاف
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
با امکان جستوجو + ۱ قاعدۀ فاصلهگذاری
۳ صفحه، پیدیاف
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
#زنگ_املا
۴۰ واژهٔ «پدر»دار که بیفاصله نوشته میشوند:
پدراندرپدر
پدرآمرزیده
پدربزرگ
پدربیامرز
پدرتباری
پدرجد
پدرخانم
پدرخدایی
پدرخوانده
پدردار
پدردرآر
پدردربیار
پدردرپدر
پدرزن
پدرسالار
پدرسالاری
پدرسگبازی
پدرسگصاحب
پدرسوختگی
پدرسوخته
پدرسوختهبازی
پدرشاهی
پدرشناس
پدرشوهر
پدرشیفتگی
پدرصلواتی
پدرکُش
پدرکُشتگی
پدرکُشته
پدرکُشی
پدرمادر
پدرمادردار
پدرمُرده
پدرنامرد
پدرنسناس
پدروار
پدریار
زنپدر
سگپدر
همپدر
۱۴۰۰/۰۲/۱۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۴۰ واژهٔ «پدر»دار که بیفاصله نوشته میشوند:
پدراندرپدر
پدرآمرزیده
پدربزرگ
پدربیامرز
پدرتباری
پدرجد
پدرخانم
پدرخدایی
پدرخوانده
پدردار
پدردرآر
پدردربیار
پدردرپدر
پدرزن
پدرسالار
پدرسالاری
پدرسگبازی
پدرسگصاحب
پدرسوختگی
پدرسوخته
پدرسوختهبازی
پدرشاهی
پدرشناس
پدرشوهر
پدرشیفتگی
پدرصلواتی
پدرکُش
پدرکُشتگی
پدرکُشته
پدرکُشی
پدرمادر
پدرمادردار
پدرمُرده
پدرنامرد
پدرنسناس
پدروار
پدریار
زنپدر
سگپدر
همپدر
۱۴۰۰/۰۲/۱۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکتهات بگویم!
در متن و پاورقی (یا پینوشت) و کتابنامه، نام کتابهای آسمانی، ازجمله قرآن، نه سیاه (Bold) میشود و نه شیبدار (ایرانیک).
سید محمد بصام
@Matnook_com
در متن و پاورقی (یا پینوشت) و کتابنامه، نام کتابهای آسمانی، ازجمله قرآن، نه سیاه (Bold) میشود و نه شیبدار (ایرانیک).
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍4
برگی از تاریخ
متنی فارسی از قرن ششم
«سال چهل، به اول سال، از جملۀ خوارج سه کس بودند؛ یکی عبدالرحمنبن ملجم و دیگر مبارکبن عبدالله و سهدیگر عمروبن بکر، و همواره بر علی و معاویه و عمروبن العاص لعنت کردندی. پس گفتند ما خود را به خدای بخشیم و این سه کس را بکشیم که همه فتنه از ایشان است و بر این بایستادند و شمشیرها را زهرآب دادند و میعاد کردند که به رمضان [...] هرکسی یکی را بکشد.
[...] عبدالرحمن دو مرد دیگر را با خود یار گردانید، یکی را نام وردان بود و دیگری را شبیب، و زنی را دوست داشته بود و نام او قطام بود و خارجیه بود و برادرش به حرب نهروان کشته شده بود و عبدالرحمن او را گفت: به زن من باش.
قطام گفتا: تو کابین من نداری.
عبدالرحمن گفتا: کابین تو چیست؟
قطام گفتا: سه هزار درم سیم و غلامی و کنیزکی و خون علیبن ابیطالب!
عبدالرحمن گفت: اینهمه بدهم و علی را بکشم، و عظیم تیز بگشت بر آن کار.
و روز آدینه، هفدهم ماه رمضان، سحرگاهی هر سه تن سوی مسجد آمدند و چون امیرالمؤمنین علی اندرآمد، هرسه تیغ بزدند و عبدالرحمن شمشیر بر سرش زد و تا نزدیک مغزش برسید. شبیب و وردان هردو بجَستند و عبدالرحمن گرفتار آمد و مردی از پس برفت و وردان را بکشت. پس امیرالمؤمنین علی جعدةبن هبیره را فرمود که مردم را نماز کند و حسن را خود وصی کرده بود. پس هم او را فرمود که عبدالرحمن را نگاه دار و اگر من بمیرم، او را قصاص کن و اگر نه، آنچه باید خود کنم. پس عبدالرحمن را گفت: چرا چنین کردی؟
گفت: زیراکه خون تو حلال است، با چندین خونها که تو ریختهای.
بعد از آن، علی روز سوم از جهان بیرون رفت، رضواناللهعلیه، و حسن بر وی نماز کرد و عمرش شصتوسه سال بود.»
منبع:
مجمل التواریخ و القصص، تصحیح اکبر نحوی (چاپ اول: تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹)، ص ۴۴۳
#پرسه_در_متون
۱۴۰۰/۰۲/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
متنی فارسی از قرن ششم
«سال چهل، به اول سال، از جملۀ خوارج سه کس بودند؛ یکی عبدالرحمنبن ملجم و دیگر مبارکبن عبدالله و سهدیگر عمروبن بکر، و همواره بر علی و معاویه و عمروبن العاص لعنت کردندی. پس گفتند ما خود را به خدای بخشیم و این سه کس را بکشیم که همه فتنه از ایشان است و بر این بایستادند و شمشیرها را زهرآب دادند و میعاد کردند که به رمضان [...] هرکسی یکی را بکشد.
[...] عبدالرحمن دو مرد دیگر را با خود یار گردانید، یکی را نام وردان بود و دیگری را شبیب، و زنی را دوست داشته بود و نام او قطام بود و خارجیه بود و برادرش به حرب نهروان کشته شده بود و عبدالرحمن او را گفت: به زن من باش.
قطام گفتا: تو کابین من نداری.
عبدالرحمن گفتا: کابین تو چیست؟
قطام گفتا: سه هزار درم سیم و غلامی و کنیزکی و خون علیبن ابیطالب!
عبدالرحمن گفت: اینهمه بدهم و علی را بکشم، و عظیم تیز بگشت بر آن کار.
و روز آدینه، هفدهم ماه رمضان، سحرگاهی هر سه تن سوی مسجد آمدند و چون امیرالمؤمنین علی اندرآمد، هرسه تیغ بزدند و عبدالرحمن شمشیر بر سرش زد و تا نزدیک مغزش برسید. شبیب و وردان هردو بجَستند و عبدالرحمن گرفتار آمد و مردی از پس برفت و وردان را بکشت. پس امیرالمؤمنین علی جعدةبن هبیره را فرمود که مردم را نماز کند و حسن را خود وصی کرده بود. پس هم او را فرمود که عبدالرحمن را نگاه دار و اگر من بمیرم، او را قصاص کن و اگر نه، آنچه باید خود کنم. پس عبدالرحمن را گفت: چرا چنین کردی؟
گفت: زیراکه خون تو حلال است، با چندین خونها که تو ریختهای.
بعد از آن، علی روز سوم از جهان بیرون رفت، رضواناللهعلیه، و حسن بر وی نماز کرد و عمرش شصتوسه سال بود.»
منبع:
مجمل التواریخ و القصص، تصحیح اکبر نحوی (چاپ اول: تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹)، ص ۴۴۳
#پرسه_در_متون
۱۴۰۰/۰۲/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واژههای «پر»دار، 257.pdf
317.2 KB
فاصلهگذاری ۲۵۷ واژۀ «پُر»دار (رایگان)
با امکان جستوجو + ۱ قاعدۀ فاصلهگذاری
۲ صفحه، پیدیاف
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
با امکان جستوجو + ۱ قاعدۀ فاصلهگذاری
۲ صفحه، پیدیاف
#فاصلهگذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
«گُه» یا «گوه»؟!
گلاب به رویتان، در فارسیِ قدیم، «گُه» را /گوه/ (تقریباً بر وزن «کوه») تلفظ میکردند و بهصورت «گوه» نیز مینوشتند. مثال:
گنده و بیقیمت و دون و پلید
ریش پر از گوه و تن همه کَلَخج*
(عُمارۀ مَروَزی، سدۀ چهارم، به نقل از لغتنامۀ دهخدا، از لغت فُرس)
* «کَلَخج» (بر وزن «کرفس») به معنای «چرک بدن» است.
بنابراین هر دو املا درست و سابقهمند است. امروز، بهویژه در فضای مجازی، «گوه» مینویسند، ولی آن را بهصورت /گُه/ (بر وزن «نُه») تلفظ میکنند. به دو دلیل، املای قدیمِ این واژه (= «گوه») رایج شدهاست:
۱) یکی اینکه با «گَه» (مخفف «گاه») اشتباه نشود.
۲) دیگر آنکه معنای آن را تماموکمال برساند، دقیقاً مانند «اَن» که گاهی آن را «عن» مینویسند: «رقیه! [...] این گوشت بود خریده بودی یا عن سگ؟» (مهشید امیرشاهی، بعد از روز آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۵، ص ۲۶)
۱۴۰۰/۰۲/۲۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
گلاب به رویتان، در فارسیِ قدیم، «گُه» را /گوه/ (تقریباً بر وزن «کوه») تلفظ میکردند و بهصورت «گوه» نیز مینوشتند. مثال:
گنده و بیقیمت و دون و پلید
ریش پر از گوه و تن همه کَلَخج*
(عُمارۀ مَروَزی، سدۀ چهارم، به نقل از لغتنامۀ دهخدا، از لغت فُرس)
* «کَلَخج» (بر وزن «کرفس») به معنای «چرک بدن» است.
بنابراین هر دو املا درست و سابقهمند است. امروز، بهویژه در فضای مجازی، «گوه» مینویسند، ولی آن را بهصورت /گُه/ (بر وزن «نُه») تلفظ میکنند. به دو دلیل، املای قدیمِ این واژه (= «گوه») رایج شدهاست:
۱) یکی اینکه با «گَه» (مخفف «گاه») اشتباه نشود.
۲) دیگر آنکه معنای آن را تماموکمال برساند، دقیقاً مانند «اَن» که گاهی آن را «عن» مینویسند: «رقیه! [...] این گوشت بود خریده بودی یا عن سگ؟» (مهشید امیرشاهی، بعد از روز آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۵، ص ۲۶)
۱۴۰۰/۰۲/۲۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند:
پسآب/ پساب
پسآمد
پساانتخابات
پساانقلاب
پساپس
پساتحریم
پساجنگ
پساساختارگرا
پساساختگرا
پسافتادگی
پسافتاده
پساکرونا
پسامدرن
پسامدرنیست
پسامدرنیسم
پسانداز
پسانفردا
پسانفرداشب
پسانوگرا
پسانوین
پسپریروز
پسپریشب
پسپَسَکی
پسپیارسال
پسپیرارسال
پستر
پستولید
پسخرید
پسخوانی
پسخورده
پسدادگی
پسدست
پسدوزی
پسرسیده
پسرفت
پسرفتگی
پسرو
پسرَوی
پسزدگی
پسزده
پسزمینه
پسشام
پسشماری
پسصحنه
پسغذا
پسفردا
پسفرداشب
پسکرایه
پسکلهای
پسکوچه
پسگردنی
پسلرزه
پسماند/ پسماند
پسماندگی
پسمانده
پسماندهخور
پسمونده
پسموندهخور
پسنمایش
پسنوازش
پسنوبتی
پسنیاز
پسوبلند
پسوپناه
پسوپیش
پسوپیشدریده
پسوُرد
پسوند/ پسوند
پسینفردا
پسینفرداشب
پسینگاه
کوچهپسکوچه
۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند:
پسآب/ پساب
پسآمد
پساانتخابات
پساانقلاب
پساپس
پساتحریم
پساجنگ
پساساختارگرا
پساساختگرا
پسافتادگی
پسافتاده
پساکرونا
پسامدرن
پسامدرنیست
پسامدرنیسم
پسانداز
پسانفردا
پسانفرداشب
پسانوگرا
پسانوین
پسپریروز
پسپریشب
پسپَسَکی
پسپیارسال
پسپیرارسال
پستر
پستولید
پسخرید
پسخوانی
پسخورده
پسدادگی
پسدست
پسدوزی
پسرسیده
پسرفت
پسرفتگی
پسرو
پسرَوی
پسزدگی
پسزده
پسزمینه
پسشام
پسشماری
پسصحنه
پسغذا
پسفردا
پسفرداشب
پسکرایه
پسکلهای
پسکوچه
پسگردنی
پسلرزه
پسماند/ پسماند
پسماندگی
پسمانده
پسماندهخور
پسمونده
پسموندهخور
پسنمایش
پسنوازش
پسنوبتی
پسنیاز
پسوبلند
پسوپناه
پسوپیش
پسوپیشدریده
پسوُرد
پسوند/ پسوند
پسینفردا
پسینفرداشب
پسینگاه
کوچهپسکوچه
۱۴۰۰/۰۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
📣نظرسنجی و تمرین: کدام نیمفاصله نوشته میشود؟: تجدید نظر، تجدید قوا، تجدید شونده، تجدید میثاق.
Anonymous Poll
38%
اولی و سومی.
5%
اولی و چهارمی.
22%
هیچکدام.
34%
همه.
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
📣نظرسنجی و تمرین: کدام نیمفاصله نوشته میشود؟: تجدید نظر، تجدید قوا، تجدید شونده، تجدید میثاق.
فاصلهگذاریِ ۱۵ واژۀ «تجدید»دار!
۱) ۱۰ واژۀ مرکبِ «تجدید»دار که کسرهشان خفیف است و بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدبنا، تجدیدچاپ، تجدیدفراش، تجدیدقوا، تجدیدمیثاق، تجدیدنظر، تجدیدنظرخواهی، تجدیدنظرشده، تجدیدنظرطلب، تجدیدوضو.
۲) ۵ واژۀ «تجدید»دارِ بیکسره که بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدپذیر، تجدیدشدنی، تجدیدشونده، تجدیدکننده، تجدیدناپذیر.
۱۴۰۰/۰۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) ۱۰ واژۀ مرکبِ «تجدید»دار که کسرهشان خفیف است و بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدبنا، تجدیدچاپ، تجدیدفراش، تجدیدقوا، تجدیدمیثاق، تجدیدنظر، تجدیدنظرخواهی، تجدیدنظرشده، تجدیدنظرطلب، تجدیدوضو.
۲) ۵ واژۀ «تجدید»دارِ بیکسره که بیفاصله نوشته میشوند:
تجدیدپذیر، تجدیدشدنی، تجدیدشونده، تجدیدکننده، تجدیدناپذیر.
۱۴۰۰/۰۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍4
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۲ واژهٔ «پس»دار که نیمفاصله یا پیوسته نوشته میشوند: پسآب/ پساب پسآمد پساانتخابات پساانقلاب پساپس پساتحریم پساجنگ پساساختارگرا پساساختگرا پسافتادگی پسافتاده پساکرونا پسامدرن پسامدرنیست پسامدرنیسم پسانداز پسانفردا پسانفرداشب پسانوگرا پسانوین…
#زنگ_املا
۴۸ واژهٔ «پشت»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
پرپشت
پشتباز
پشتبام
پشتبست
پشتبسته
پشتبند
پشتبوم
پشتبهپشت
پشتبهدیوار
پشتپا
پشتپاپزان
پشتپرده
پشتجلد
پشتچشم نازک کردن
پشتخطی
پشتخمیده
پشتدار
پشتدرپشت
پشتدرد
پشتسر گذاشتن
پشتسراندازی
پشتسرش صفحه گذاشتن
پشتسرش نماز خوندن
پشتسرهم
پشتسرهماندازی
پشتسری
پشتصحنه
پشتکنکوری
پشتکننده
پشتکوهی
پشتگردنی
پشتگرمی
پشتگلی
پشتگوش
پشتگوشاندازی
پشتمُشتا/ پشتمُشتها
پشتمیزنشین
پشتناخن
پشتوپناه
پشتورو کردن
پشتورویکی
پشتهم
پشتهمانداز
خوشپشت
سختپشت
سنگپشت
هفتپشت
همپشت
۱۴۰۰/۰۲/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۴۸ واژهٔ «پشت»دار که نیمفاصله نوشته میشوند:
پرپشت
پشتباز
پشتبام
پشتبست
پشتبسته
پشتبند
پشتبوم
پشتبهپشت
پشتبهدیوار
پشتپا
پشتپاپزان
پشتپرده
پشتجلد
پشتچشم نازک کردن
پشتخطی
پشتخمیده
پشتدار
پشتدرپشت
پشتدرد
پشتسر گذاشتن
پشتسراندازی
پشتسرش صفحه گذاشتن
پشتسرش نماز خوندن
پشتسرهم
پشتسرهماندازی
پشتسری
پشتصحنه
پشتکنکوری
پشتکننده
پشتکوهی
پشتگردنی
پشتگرمی
پشتگلی
پشتگوش
پشتگوشاندازی
پشتمُشتا/ پشتمُشتها
پشتمیزنشین
پشتناخن
پشتوپناه
پشتورو کردن
پشتورویکی
پشتهم
پشتهمانداز
خوشپشت
سختپشت
سنگپشت
هفتپشت
همپشت
۱۴۰۰/۰۲/۲۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏1
یک نکتهات بگویم!
الگوی «واژه + بُن مضارع + -ی» اسم میسازد و همیشه با نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. مثال: درستنویسی: درست (واژه) + نویس (بن مضارع «نوشتن») + «-ی».
۴۰ مثال دیگر:
آبرسانی، آدمفروشی، اتوشویی، اندازهگیری، ایمنسازی، بستهبندی، پاکسازی، پندپذیری، تندرَوی، جمهوریخواهی، خانهداری، خودزنی، خودکشی، خوشنویسی، خونریزی، دروغگویی، دوستیابی، رُکگویی، روشنبینی، زبانشناسی، سُسخوری، سهلگیری، شکستهنویسی، عقبنشینی، علمآموزی، عوامفریبی، فرصتطلبی، قالیشویی، کارتنسازی، کتابخوانی، کمدانی، کنارهجویی، گاهشماری، مردمگریزی، مشکلگشایی، ملیگرایی، نامهرسانی، واژهپژوهی، هستیبخشی، همهپرسی، و ... .
یادآوری:
بن مضارع = فعلِ امر منهای «بـ»: برو ← رو.
#فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
الگوی «واژه + بُن مضارع + -ی» اسم میسازد و همیشه با نیمفاصله یا بیفاصله نوشته میشود. مثال: درستنویسی: درست (واژه) + نویس (بن مضارع «نوشتن») + «-ی».
۴۰ مثال دیگر:
آبرسانی، آدمفروشی، اتوشویی، اندازهگیری، ایمنسازی، بستهبندی، پاکسازی، پندپذیری، تندرَوی، جمهوریخواهی، خانهداری، خودزنی، خودکشی، خوشنویسی، خونریزی، دروغگویی، دوستیابی، رُکگویی، روشنبینی، زبانشناسی، سُسخوری، سهلگیری، شکستهنویسی، عقبنشینی، علمآموزی، عوامفریبی، فرصتطلبی، قالیشویی، کارتنسازی، کتابخوانی، کمدانی، کنارهجویی، گاهشماری، مردمگریزی، مشکلگشایی، ملیگرایی، نامهرسانی، واژهپژوهی، هستیبخشی، همهپرسی، و ... .
یادآوری:
بن مضارع = فعلِ امر منهای «بـ»: برو ← رو.
#فاصلهگذاری
۱۴۰۰/۰۲/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ املایی و فاصلهگذاری
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
ترکیبهای عطفی، بافاصله یا نیمفاصله؟
«باطری» یا «باتری»؟ «قاطی» یا «قاتی»؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com