Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.99K subscribers
342 photos
210 videos
49 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به نظر شما، «باغات» درسته یا «باغ‌ها»؟
«باغات» هم درست است!

یکی از قواعد ساخت‌واژه (صَرف) این است که هر وندی از هر زبانی (چه اشتقاقی و چه تصریفی) می‌تواند به واژه‌های زبان بپیوندد، مشروط بر این‌که:
۱) اهل زبان آن را ساخته باشند و به‌کار ببرند.
۲) دست‌کم در یکی از گونه‌های زبانی کاربرد داشته باشد.
۳) در پیِ برآورده شدنِ نیازی ساخته شده باشد.
۴) فارغ از هرگونه ابهام و تیرگی باشد.
تکواژِ تصریفیِ «-ات» نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین تفاوتی نمی‌کند که واژۀ پایه یا وندِ آن (= پیشوند یا پسوندش) عربی باشد یا فارسی یا فرنگی.

اکنون باید دانست واژه‌های فارسی‌ای که با پسوندِ «-ات» جمع بسته می‌شوند چهار دسته‌اند:
۱) واژه‌هایی که جمعشان با «-ها» و «-ات» تفاوتِ معناییِ چندانی ندارد (هرچند ممکن است تفاوتِ سبکی داشته باشند) و، یا در قیاس با واژه‌های عربی با «-ات» جمع بسته شده‌اند یا برای آسانیِ تلفظ، مانند «آزمایشات، پیشنهادات، دستورات، سفارشات، فرمایشات، گزارشات، و ...». جمع بستنِ این‌ها با «-ات»، از نظر ساخت‌واژی، "نادرست" نیست، ولی جمعشان با «-ها»، در نوشتارِ معیار، ترجیح دارد.

۲) واژه‌هایی که فقط با «-ات» جمع بسته می‌شوند (نه با «-ها») و بر مفهوم مجموعه دلالت می‌کنند، مانند «استهبانات/ اصطهبانات، شمیرانات، لواسانات، و ...».

۳) واژه‌هایی که می‌توان آن‌ها را با «-ها» جمع بست، ولی جمعشان با «-ات»، از نظر معنایی و کاربردی، متفاوت است، مانند «سبزی‌جات»، «کارخانه‌جات»، و همین «باغات». توضیح ‌آن‌که «باغ‌ها» صرفاً جمعِ «باغ» است و بر نوع یا مجموعۀ خاصی دلالت ندارد، اما «باغات» معمولاً بر مجموعه‌ای از باغِ مشخص دلالت می‌کند. به بیان دیگر، «باغ‌ها» اعم از «باغات» است. تفاوتشان را می‌توان از دو مثالِ زیر بهتر دریافت:
- براثر سیل، شش هکتار از باغ‌های سیب ویران شد.
- محصولِ این باغات شامل سیب و گلابی و لیموست.

از این روست که ناصرخسرو می‌نویسد:
«از این نهرها جوی‌های بی‌حد برگرفته‌اند [...] و بر آن، نخلستان و باغات ساخته.» (سفرنامه، ص ۱۵۳)

و دیگری (در قرن ۷): «آورده‌‏اند كه ابراهيم ادهم، رحمه‌الله، به روز [= «روزها»] روزه بودى و پاسبانىِ باغات كردى و آنچه به اجرت بِستَدى بر ياران ايثار كردى.» (سهروردی، عوارف‌المعارف، ترجمۀ ابومنصور اصفهانی، ص ۱۷۲)

۴) واژه‌هایی که صورت و معنای جمع دارند، ولی گاه در معنای مفرد نیز به‌کار می‌روند، مانند «دهات».
با زبان، مکانیکی رفتار نکنیم و با واژه‌ها مهربان باشیم. 😊
‌۱‌۳‌‌۹‌۹‌‌/‌‌۱‌۲‌/‌۲‌‌۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
سهلِ ممتنع

تعریف
:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته می‌شود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهره‌مندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.

شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= به‌صورت «سهل و ممتنع») نوشته می‌شود (قابل‌مقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ به‌ظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».

شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوس‌نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیده‌یی، صفت دوستان اوست.» (نامه‌های عین‌القضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی می‌کوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد می‌کرد.» (جوامع‌الحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، با کاروان حله، ص ۵۴)

۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان می‌نماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائق‌السحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابن‌یمین به‌دست آور/ کآن‌همه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابن‌یمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)

نتیجه‌:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع به‌کار می‌برند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درست‌نویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار برده‌اند» (ذیل مدخل) هیچ‌یک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را می‌توان با ارزش یکسان به‌کار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.

یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به‌ سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، به‌اشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عین‌القضاة) با واو نقل شده‌است که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراست‌های بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیم‌فاصله نوشته شده‌است. حال‌‌آنکه کسره‌‌اش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته می‌‌شود.

سید محمد بصام
@Matnook_com
1
۳۰ غلط در ۵ صفحه!

فهرست زیر (عبارت‌های ستاره‌دار) از کتاب فرهنگ املایی خطّ فارسی است، دومین کتاب بالینی ویراستاران (چاپ هفتم: تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۴، ویراست جدید) که متأسفانه با آن‌که مرجع بسیاری از اهل قلم به‌ویژه ویراستاران است، خالی از نادرستی یا نایکدستی نیست. برای نمونه، سی عبارتی که در ادامه می‌بینید، در آن کتاب، کاملاً با نیم‌فاصله نوشته شده‌‌اند، درصورتی‌که همگی گروه‌های نحوی‌ از نوع حرف‌اضافه‌ای‌اند و باید بافاصله نوشته شوند (در کارگاه، معیارهای شناخت واژه و تفاوت آن‌ با گروه‌های نحوی و نیز فاصله‌گذاری‌‌ آن‌ها را به‌تفصیل می‌گویم):

*به‌احتمالِ‌قریب‌به‌یقین
*به‌احتمالِ‌قوی
*به‌انحاءِمختلف
*به‌این‌ترتیب
*به‌این‌علت
*به‌این‌مفتی‌ها
*به‌پایِ‌خود
*به‌پیر، به‌پیغمبر
*به‌تمام‌معنا
*به‌حدِّاعلا
*به‌حکمِ‌قانون
*به‌دلایلی‌چند
*به‌روی‌چشم
*به‌شرطِ‌چاقو
*به‌صرافتِ‌طبع
*به‌طریقِ‌اولی
*به‌طورِقطع
*به‌ظاهرشرعی
*به‌عاجل‌حال
*به‌عبارتِ‌دیگر
*به‌عناوینِ‌مختلف
*به‌عنوانِ‌مثال
*به‌قولِ‌معروف
*به‌قیدِقرعه
*به‌مجردِ‌اینکه
*به‌مرحمتِ‌شما
*به‌مرورِزمان
*به‌معنیِ‌عام‌کلمه
*به‌نحوی‌که
*به‌وقتِ‌تهران

نقد کوتاهی از فرهنگ املایی خطّ فارسی را اینجا ببینید.
#دستورزبان #فاصله‌گذاری
‌۱‌‌۳۹‌۹/‌۱‌۲/‌۲‌۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بوی زُخم یا زُهم؟

«زُهم» واژه‌ای عربی و به معنای «هرگونه بوی تند و گند و ناخوشایند» است، به‌ویژه «بوی تند گوشت و ماهی و تخم‌مرغ گندیده». اما «زُخم»، که در تداول به‌کار می‌رود، تغییریافتۀ «زُهم» است. شاهد:
- «چیزهایی تو حلق مردمِ بیچاره می‌چپانند که واقعاً بوی زُهم می‌دهد.» (سید محمدعلی جمال‌زاده، قصۀ ما به سر رسید، ص ۳۰۹)
- «پیازداغ [...] بوی زُخم گوشت را رفع می‌کند.» (جعفر شهری، طهران قدیم، ج ۲، ص ۵)

«زُهم» گونۀ رسمی و معیارِ این واژه است و «زُخم» گونۀ غیررسمیِ آن که گاه در متونِ کمابیش رسمی نیز دیده می‌شود (مانند داستان) و اشکالی ندارد (بسنجید با «زَهره» و «جدوآبا» که، در گونۀ غیررسمی، به‌صورت «زَهله» و «جدوآباد» به‌کار می‌روند).
گفتنی است در کرمان و برخی شهرهای اصفهان و خراسان، به این بوی تند «سِهار» یا «سُهار» یا «ساهار/ ساهاری» می‌گویند و در یزد و برخی شهرهای شیراز، «سیمیت» می‌گویند و در دزفول و خوزستان، «سِک» و «زِف» و شاید در جای دیگر، چیزی دیگر.

یادآوری:
تبدیل «زُهم» به «زُخم» می‌تواند به این علت باشد که چون واج h به‌اصطلاح چاکنایی است و تلفظِ آن در میانِ هجا دشوار است و قابل‌حذف هم نیست، برای آسانیِ تلفظ، به واج x («خ») تبدیل‌ شده‌است.
۱‌‌۳‌‌۹‌‌۹‌/‌‌۱‌‌‌۲‌/‌‌۲‌‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
ویراسته:
آدمی که نمی‌خواند یا کم می‌خواند یا فقط پرت‌وپلا می‌خواند بی‌گمان اختلالی در بیان دارد؛ چنین آدمی بسیار حرف می‌زند، اما اندک می‌گوید.

نکته‌ها:
۱) ویرگولِ اول اضافی است، چون پس از جمله‌ای آمده که در حکم نهاد است.

۲) به‌جای ویرگولِ دوم باید نقطه‌ویرگول گذاشت، چون جملهٔ پس از آن از نظر دستوری کامل است، ولی به‌تنهایی به‌کار نمی‌رود و فقط با جملۀ قبلی‌اش معنا می‌یابد.

۳) پیش از حرفِ ربطِ «اما» و «ولی»،‌ اگر مفهوم تقابل یا تباین را برسانند، ویرگول می‌آید. پس قبل از «اما» ویرگول لازم است.

۴) ویرگول‌گذاری نحوبنیاد است، نه گفتارمحور؛ مرزنماست، نه درنگ‌نما. پس مستلزم درک دقیقی از دستورزبان زبان‌شناختی است.

۵) ترکیب‌های عطفیِ واژگانی با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند، مانند «پرت‌وپلا» (ترکیب عطفی واژگانی غیر از گروه نحوی عطفی است). چند مثال دیگر: حمل‌ونقل، دَم‌ودستگاه، رفت‌وآمد، کسب‌وکار.

یادآوری:
اگر قواعد ویرایش و دلایل آن‌ها را براساس دستورزبان زبان‌شناختی بیاموزید، خودتان می‌توانید درست و نادرست را تشخیص دهید.
#تمرین_ویرایش #نشانه‌گذاری
۱۳۹۹/۱۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
یک نکته‌ات بگویم!

املای نام‌های فرنگی معمولاً مطابق با تلفظشان در زبان اصلی و براساس ملیتِ شخص نوشته می‌شوند. بنابراین «کورمک مکارتی» (Cormac McCarthy) درست است، نه «کارمک مک‌کارتی» که روی جلد این کتاب نوشته شده‌است.
‌۱۳‌۹۹‌/‌۱‌۲/‌۲‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
حاجی‌فیروز

ارباب خودم، سامبولی‌ بلیکم!
ارباب خودم، سرِتو بالا کن
ارباب خودم، لطفی به ما کن
ارباب خودم، به من نگاه کن
ارباب خودم، بزبز قندی
ارباب خودم، چرا نمی‌خندی؟

حاجی‌فیروز از شخصیت‌های پیام‌آورِ نوروز و فصل بهار است. نام و ویژگی‌های امروزیِ او، همچون پوشاک سرخ و سیاهی چهره و ترانه‌های ویژه‌اش، سنتِ جدید و خاصِ تهرانِ قاجاری است. اما شخصیت او به‌عنوان پیام‌آور نوروزی، به‌ گونه‌های مختلفی، از دیرباز متداول بوده‌است. برخی حاجی‌فیروز را وابسته به جشن‌های سیاوش دانسته‌‌اند. (واژۀ «سیاوش» احتمالاً به معنای «مرد سیاه» یا «سیاه‌رُخ» است.) چهرۀ سیاه‌شدۀ حاجی‌فیروز گویای بازآمدنِ او از سرزمین مردگان دانسته شده و جامهٔ سرخِ او نشان از خون سیاوش دارد. چه‌بسا این چهره برگرفته از اسطوره‌های تَموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میان‌رودانِ باستان باشد.

در بیشتر نواحی، این شخصیتِ نوروزی جنسیت زنانه دارد. با این حال، هنگام اجرای نمایش‌ها، مردی در پوشاک زنانه می‌رود و به‌جای زنان نقش بازی می‌کند. شیوۀ اجرای نمایش‌ها در نواحی گوناگون، زمان مراسم، و حتی ترانه‌هایی که سروده می‌شود گاه با یکدیگر متفاوت‌اند و این تفاوت‌ها ناشی از ویژگی‌های خاصِ هر ناحیه است.

حاجی‌فیروز در نواحی گوناگون به نام‌های مختلفی شهرت دارد: در خراسان و بخش‌هایی از افغانستان «بی‌بی‌نوروزک»، در خمین و اراک «ننه‌نوروز»، در کرانه‌های خلیج فارس «مامانوروز»، در گیلان «پیربابا» و «آروس/ عروس گلی»، در آذربایجان «ننه‌مریم»، در تاجیکستان و بخارا و نواحی ماوراء‌النهر «ماما مُروسه»، و نام‌های مشهور دیگری همچون «بابانوروز» و «عمونوروز».

حاجی‌فیروزه، سالی یه روزه
همه می‌دونن، منم می‌دونم
عید نوروزه، سالی یه روزه!
۱‌۳‌۹‌۹‌/۱‌۲‌/‌۳‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید...!

در آستانۀ بهار و نوروز، برای شما همراهان گرامی و متنوکی‌های عزیز آرزوی تندرستی، شادکامی و موفقیت‌های روزافزون دارم.

نوروزتان پیروز! 😊🌈🎉

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱‌‌۳‌۹‌‌۹‌/‌۱‌‌‌۲‌/‌‌۲‌۵‌ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۷۰ واژهٔ «از»دار که بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
ازآنِ (= «مالِ»)
ازاندازه‌گذشته
ازآن‌رو
ازاین‌رو
ازبَرخوانی
ازبَرکردنی
ازبین‌رفته
ازپاافتاده
ازپادرآمده
ازپیش‌انگاری
ازپیش‌تعیین‌شده
از‌جان‌گذشتگی
ازجان‌گذشته
ازجمله (قید)
ازجنگ‌برگشته
ازجوش‌افتاده
ازجون‌گذشتگی
ازجون‌گذشته
ازحال‌رفته
ازحدگذشته
ازخدا‎‌بی‎خبر
ازخداخواسته
ازخود‌بی‌خود
ازخودبیگانگی
ازخودبیگانه
ازخودراضی
ازخودگذشتگی
ازخودگذشته
ازخودمتشکر
ازدست‌دادنی
ازدست‌داده
ازدست‌رفتنی
ازدست‌رفته
ازدل‌برآمده
ازدم‌قسط
ازدنیابی‌خبر
ازدنیاگذشته
ازدین‌برگشتگی
ازدین‌برگشته
ازراه‌به‌دررفته
ازرده‌خارج
ازرویِ
ازریخت‌افتاده
اززیرِکاردررو
ازسرگیری
ازسویِ
ازطرفِ
ازقلم‌افتادگی
ازقلم‌افتاده
ازکارافتادگی
ازکارافتاده
ازکاردرآمده
ازکارشده
ازمابرتران
ازمابهتران
ازمابهترون
ازمردم‌گریز
ازمیان‌رفته
ازنفَس‌افتاده
ازهم‌پاشی
ازهم‌پاشیدگی
ازهم‌پاشیده
ازهم‌دررفته
ازهم‌دریده
از‌هم‌گسسته
ازهم‌گسیختگی
ازهم‌گسیخته
ازهمه‌جابی‌خبر
ازیادرفتنی
ازیادرفته
‌۱‌۴‌۰‌‌۰‌‌/۰‌‌۱‌/‌۰۵‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
چالش ویرایش داریم: 👇😊
t.me/Matnook_com/2700
‌۱۴۰‌۰‌/۰‍‍‍‍‌۱‌/‌۰‌‌۶‌
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
چالش ویرایش داریم: 👇😊 t.me/Matnook_com/2700 ‌۱۴۰‌۰‌/۰‍‍‍‍‌۱‌/‌۰‌‌۶‌ سید محمد بصام #تمرین_ویرایش @Matnook_com instagram.com/matnook_com
ویراسته:
ساکنان و همسایگان گرامی!
۱) نظافت بلوک را رعایت فرمایید.
۲) هنگام ورود و خروج، به‌منظور آسایش دیگران، درِ بلوک را ببندید.
از همکاری‌تان سپاس‌گزاریم.
یک نکته: «در» یا «درب»؟
‌۱‌۴۰‌۰‌/۰‌۱‌/۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۰ واژهٔ «از»دار که بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شوند: ازآنِ (= «مالِ») ازاندازه‌گذشته ازآن‌رو ازاین‌رو ازبَرخوانی ازبَرکردنی ازبین‌رفته ازپاافتاده ازپادرآمده ازپیش‌انگاری ازپیش‌تعیین‌شده از‌جان‌گذشتگی ازجان‌گذشته ازجمله (قید) ازجنگ‌برگشته…
#زنگ_املا
۳۳ واژهٔ «ایران»دار که نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
ایران‌پرست
ایران‌پرستی
ایران‌پژوه
ایران‌پژوهی
ایران‌پور
ایران‌پیما
ایران‌تبار
ایران‌خودرو
ایران‌دخت
ایران‌دوست
ایران‌دوستی
ایران‌زاد
ایران‌زمین
ایران‌ستیز
ایران‌ستیزانه
ایران‌ستیزی
ایران‌شاه
ایران‌شناختی
ایران‌شناس
ایران‌شناسی
ایران‌شهر
ایران‌گرد
ایران‌گردی
ایران‌مال
ایران‌مدار
ایران‌مداری
ایران‌منش
ایران‌مهر
ایرانی‌الاصل
ایرانی‌بازی
ایرانی‌پسند
ایرانی‌تبار
ایرانی‌گری
‌‌۱‌‌۴‌۰‌۰/۰‌۱‌/‌‌۰‌۸‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به عبارت دیگر

«به عبارت دیگر» یک گروه حرف‌اضافه‌ای است. این گروه‌ها همیشه دو بخش دارند: حرف اضافه + واژه‌(ها). به حرف اضافه‌شان «هسته» می‌گویند و به واژه(ها)ی بعد از آن «وابسته». بنابراین همۀ اجزایشان بافاصله نوشته می‌شود، چون هرگز هستۀ گروه به وابستۀ آن نمی‌چسبد. پس ننویسیم «به‌عبارت دیگر» یا «به‌عبارت‌دیگر». سایر گروه‌های مشابه نیز همین‌گونه‌اند: «به بیان دیگر»، «به سخن دیگر»، «از سوی دیگر»، و ... که با فاصلۀ کامل نوشته می‌شوند و در جمله به‌عنوان قید به‌کار می‌روند.

یادآوری:
۱) «دیگر»، در این گروه‌، صفتِ واژۀ قبل از خود است. برای همین می‌توان «به دیگر عبارت» نیز نوشت، چنان‌که می‌توان «به دیگر بیان» و «به دیگر سخن» و «از دیگر سو» نوشت.
۲) «به عبارت دیگر» نوعی گرده‌برداریِ مفید از این عبارت عربی و انگلیسی است: «بعبارةٍ أُخریٰ» و "in other words".

سید محمد بصام
@Matnook_com
1
شاخص چیست؟

در دستورزبان فارسی، عنوان‌ها و لقب‌هایی که همراه با اسم می‌آیند «شاخص» نام دارند. شاخص‌ یا برای احترام می‌آید یا سِمت و منصب افراد را نشان می‌دهد یا نشانۀ نَسَب و رتبۀ علمی‌ است و یا مواردی از این دست. مثال:
آخوند علی زنوزی، آقا سید کاظم رشتی، استاد مینُوی، امام رضا، بانو فرحِ پهلوی، پاپ فرانسیس، پدر ژپتو،‌ پروفسور حسابی، پهلوان پوریا، حاج منصور ارضی، حکیم فردوسی، خواجه نظام‌الملک، دکتر خانلری، سپهبد خلبان نادر جهانبانی، سرهنگ قذافی، سید محمد بصام، شهید حججی، شیخ عباس قمی، علامه دهخدا، قاضی سعید قمی، کلنل محمد‌تقی‌خان پسیان، ملک‌الشعرا بهار، موسیو پوآرو، مهندس بازرگان، و ... ‌.

یادآوری:
شاخص‌ها همیشه بافاصله نوشته می‌شوند، مگر آن‌ها که همیشه در کنار اسم خود به‌کار می‌روند و جزئی از آن‌ شده‌اند. مثال:
امیربانو، بی‌بی‌شطیطه، حاجی‌فیروز، حسن‌دله، عباس‌میرزا، رضاخان، رضاشاه،‌ رضا‌قلی‌خان، شاه‌عباس، فتحعلی‌شاه، کَل‌عباس، مش‌مریم، ملاصدرا، ملانصرالدین، میرزاکوچک‌خان، ناصرالدین‌شاه، ننه‌بلقیس،‌ و ... .
#دستورزبان #فاصله‌گذاری
‌۱۴‌‌۰۰‌‌/‌۰‌۱‌/‌۱‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍6
سه نکتۀ فاصله‌گذاری

عبارت «هر چند وقت یک بار» از دو گروه اسمی تشکیل شده‌است:
۱) «هر چند وقت» (صفت + صفت + اسم)؛
۲) «یک بار» (عدد/ صفت + معدود/ موصوف).
این دو گروه همیشه در نقش قید به‌کار می‌روند و کاملاً بافاصله نوشته می‌شوند.

یادآوری:
۱) «هرچند» اگر حرف ربط و به معنای «اگرچه» باشد، بی‌فاصله نوشته می‌شود:
هرچند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم
هرگه که یاد روی تو کردم جوان شدم (حافظ)

۲) «یک بار» عدد و معدودِ غیرواژگانی است (= واژه نیست) و بنابراین بافاصله نوشته می‌شود.
#فاصله‌گذاری
‌۱۴‌‌۰۰‌‌/‌۰‌۱‌/‌‌۱‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شاخص چیست؟ در دستورزبان فارسی، عنوان‌ها و لقب‌هایی که همراه با اسم می‌آیند «شاخص» نام دارند. شاخص‌ یا برای احترام می‌آید یا سِمت و منصب افراد را نشان می‌دهد یا نشانۀ نَسَب و رتبۀ علمی‌ است و یا مواردی از این دست. مثال: آخوند علی زنوزی، آقا سید کاظم رشتی،…
یک نکته‌ات بگویم!

نام‌ها و شاخص‌های مختوم به «ه» سَریا (= «ۀ/ ـۀ») یا «یِ» نمی‌گیرند. مثال:
- آزاده نامداری (نه آزادۀ ... یا آزاده‌ی ...)؛
- علامه دهخدا (نه علامۀ ... یا علامه‌ی ...).

یادآوری:
اگر برای نام یا شاخصی صفت بیاوریم، سریا یا «یِ» می‌گیرد. مثال:
آزادۀ عزیز، علامۀ فقید، و ... .
‌‌۱۴۰‌۰/‌۰۱‌/‌۱‌‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1