Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۲ واژۀ «آب»دار که نیمفاصله نوشته میشوند (واژههایی مانند «آبرنگ»، «آبرُفت»، «آبدار» و ...، که همواره سرهم نوشته میشوند، در این فهرست نیامدهاند): آباسید آبافتاده آباُکسيژنه آبانار آبانبار آبانجیر آبانگور آبآلو آبآورده آبآهک آبباتری/…
#زنگ_املا
۵۲ واژۀ «آتش»دار که نیمفاصله نوشته میشوند (واژههایی که صورتِ پیوستۀ آنها رایجترند بر صورتِ نیمفاصلهشان مقدّم شدهاند، مانند «آتشکده/ آتشکده»):
آتشافروز
آتشافکن
آتشانداز
آتشبار/ آتشبار
آتشباران
آتشبازی
آتشبان/ آتشبان
آتشبس
آتشبند
آتشبهاختیار
آتشبهجان
آتشبهجانگرفته
آتشبهگور
آتشبهگورگرفته
آتشبیار
آتشپاره/ آتیشپاره
آتشپرست
آتشترسی
آتشچرخان
آتشخاموشکن
آتشخانه/ آتشخانه
آتشخوار/ آتشخوار
آتشدان/ آتشدان
آتشدیده
آتشرنگ
آتشزا
آتشزده
آتشزن
آتشزنه
آتشساز
آتشسرخکن
آتشسوخته
آتشسوزی
آتشفشان
آتشفشانشناسی
آتشفشانی
آتشکار/ آتشکار
آتشکاری/ آتشکاری
آتشکده/ آتشکده
آتشگاه/ آتشگاه
آتشگرفتگی
آتشگرفته
آتشگون/ آتشگون
آتشگیر
آتشگیره
آتشمزاج/ آتشیمزاج
آتشنادیده
آتشندیده
آتشنشان
آتشنشانی
آتشوار
آتشهراسی
۱۳۹۹/۱۲/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۵۲ واژۀ «آتش»دار که نیمفاصله نوشته میشوند (واژههایی که صورتِ پیوستۀ آنها رایجترند بر صورتِ نیمفاصلهشان مقدّم شدهاند، مانند «آتشکده/ آتشکده»):
آتشافروز
آتشافکن
آتشانداز
آتشبار/ آتشبار
آتشباران
آتشبازی
آتشبان/ آتشبان
آتشبس
آتشبند
آتشبهاختیار
آتشبهجان
آتشبهجانگرفته
آتشبهگور
آتشبهگورگرفته
آتشبیار
آتشپاره/ آتیشپاره
آتشپرست
آتشترسی
آتشچرخان
آتشخاموشکن
آتشخانه/ آتشخانه
آتشخوار/ آتشخوار
آتشدان/ آتشدان
آتشدیده
آتشرنگ
آتشزا
آتشزده
آتشزن
آتشزنه
آتشساز
آتشسرخکن
آتشسوخته
آتشسوزی
آتشفشان
آتشفشانشناسی
آتشفشانی
آتشکار/ آتشکار
آتشکاری/ آتشکاری
آتشکده/ آتشکده
آتشگاه/ آتشگاه
آتشگرفتگی
آتشگرفته
آتشگون/ آتشگون
آتشگیر
آتشگیره
آتشمزاج/ آتشیمزاج
آتشنادیده
آتشندیده
آتشنشان
آتشنشانی
آتشوار
آتشهراسی
۱۳۹۹/۱۲/۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
چالش ویرایش داریم: 👇😊
t.me/Matnook_com/2615
۱۳۹۹/۱۲/۱۵
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
t.me/Matnook_com/2615
۱۳۹۹/۱۲/۱۵
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
چالش ویرایش داریم: 👇😊 t.me/Matnook_com/2615 ۱۳۹۹/۱۲/۱۵ سید محمد بصام #تمرین_ویرایش @Matnook_com instagram.com/matnook_com
خبری که در تصویر میبینید چند اشکال اساسی دارد؟ (پاسخ و نکات فردا)
Anonymous Poll
46%
سه تا
35%
چهار تا
19%
پنج تا
«عصبکِشی» یا «عصبکُشی»؟
بهمناسبت ۶ مارس، روز دندانپزشک
دو اصطلاح در دندانپزشکی داریم:
root canal therapy,
pulp canal therapy.
فرهنگستان «ریشهدرمانی» را با این تعریف برای آنها تصویب کردهاست: «یکی از روشهای درمانی در ریشهدندانپزشکی که در آن مغزۀ دندان را از مجرا بیرون میآورند و پس از آمادهسازیِ مکانیکی و شیمیاییِ مجراها، آنها را با مواد مخصوص پُر میکنند.»
در تداول، به فرایند بیرون کشیدنِ مغزۀ دندان «عصبکِشی» میگویند. بنابراین تعبیر اخیر (به کسر کاف) دقیقتر است.
۱۳۹۹/۱۲/۱۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۶ مارس، روز دندانپزشک
دو اصطلاح در دندانپزشکی داریم:
root canal therapy,
pulp canal therapy.
فرهنگستان «ریشهدرمانی» را با این تعریف برای آنها تصویب کردهاست: «یکی از روشهای درمانی در ریشهدندانپزشکی که در آن مغزۀ دندان را از مجرا بیرون میآورند و پس از آمادهسازیِ مکانیکی و شیمیاییِ مجراها، آنها را با مواد مخصوص پُر میکنند.»
در تداول، به فرایند بیرون کشیدنِ مغزۀ دندان «عصبکِشی» میگویند. بنابراین تعبیر اخیر (به کسر کاف) دقیقتر است.
۱۳۹۹/۱۲/۱۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
خبری که در تصویر میبینید چند اشکال اساسی دارد؟ (پاسخ و نکات فردا)
ناویراسته:
بر اساس گزارشهای واصله و رصد اطلاعاتی انجام شده توسط سربازان گمنام سه نفر از پرسنل شهرداری آبسرد به جهت تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.
ویراسته:
برپایۀ گزارشهای دریافتی و رصد اطلاعاتیِ سربازانِ گمنام، سه نفر از کارکنانِ شهرداریِ آبسرد بهدلیل تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.
نکات:
۱) اگر دو یا چند واژه و تعبیر، از نظر معنا و کاربرد، یکسان باشند، واژه یا تعبیرِ فارسی بر عربی ترجیح دارد. بنابراین «برپایۀ» بر «براساسِ» ترجیح دارد.
۲) «واصله» واژهای عربیمآبانه، ناپسند و منسوخ است. بهجای آن میتوان از «دریافتی» یا «رسیده» استفاده کرد. پس «گزارشهای دریافتی» بسیار پسندیدهتر است.
۳) از آنجا که رصد اطلاعاتی "بهوسیلۀ" سربازانِ گمنام "انجام شدهاست"، نیازی به «انجامشده» و «توسط» نیست و این دو، در این بافت، حشو و زائدند.
۴) «پرسنل» واژهای فرانسوی است و بهتر است بهجای آن، «کارکنان» بنویسیم.
۵) در این خبر، حرف اضافۀ «بهدلیلِ» مناسبتر از «بهجهتِ» است، زیرا در مقامِ بیانِ دلیل بازداشت است.
یادآوری:
حروف اضافۀ مرکب همیشه بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند، مانند آنچه در نکتۀ اول و پنجم آمدهاست.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بر اساس گزارشهای واصله و رصد اطلاعاتی انجام شده توسط سربازان گمنام سه نفر از پرسنل شهرداری آبسرد به جهت تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.
ویراسته:
برپایۀ گزارشهای دریافتی و رصد اطلاعاتیِ سربازانِ گمنام، سه نفر از کارکنانِ شهرداریِ آبسرد بهدلیل تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.
نکات:
۱) اگر دو یا چند واژه و تعبیر، از نظر معنا و کاربرد، یکسان باشند، واژه یا تعبیرِ فارسی بر عربی ترجیح دارد. بنابراین «برپایۀ» بر «براساسِ» ترجیح دارد.
۲) «واصله» واژهای عربیمآبانه، ناپسند و منسوخ است. بهجای آن میتوان از «دریافتی» یا «رسیده» استفاده کرد. پس «گزارشهای دریافتی» بسیار پسندیدهتر است.
۳) از آنجا که رصد اطلاعاتی "بهوسیلۀ" سربازانِ گمنام "انجام شدهاست"، نیازی به «انجامشده» و «توسط» نیست و این دو، در این بافت، حشو و زائدند.
۴) «پرسنل» واژهای فرانسوی است و بهتر است بهجای آن، «کارکنان» بنویسیم.
۵) در این خبر، حرف اضافۀ «بهدلیلِ» مناسبتر از «بهجهتِ» است، زیرا در مقامِ بیانِ دلیل بازداشت است.
یادآوری:
حروف اضافۀ مرکب همیشه بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند، مانند آنچه در نکتۀ اول و پنجم آمدهاست.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عقل زن بیشتر است یا مرد؟
بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زنان
این روز را به بانوان ایران تبریک میگویم و برای ایشان آرزوی تندرستی، شادکامی، آزادی، و برابری دارم. 🌹
#منهای_ویرایش
۱۳۹۹/۱۲/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بهمناسبت ۸ مارس، روز جهانی زنان
این روز را به بانوان ایران تبریک میگویم و برای ایشان آرزوی تندرستی، شادکامی، آزادی، و برابری دارم. 🌹
#منهای_ویرایش
۱۳۹۹/۱۲/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۴۸ واژۀ «آزاد»دار که بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند:
آزاداندیش
آزاداندیشانه
آزاداندیشی
آزادباش
آزادپَز (نانوایی)
آزادپیما
آزادراه
آزادرأی
آزادزاده
آزادزیستی
آزادسازی
آزادسَرو
آزادشدگان
آزادشده
آزادشهر
آزادفکر
آزادفکری
آزادکار
آزادکردگان
آزادکرده
آزادکننده
آزادکوه
آزادگذاری
آزادگردانی
آزادگیر
آزادماهی
آزادمرد
آزادمنش
آزادمنشانه
آزادمنشی
آزادنویس
آزادوار
آزادهرأی
آزادهمرد
آزادهمنش
آزادهوار
آزادیبخش
آزادیخواه
آزادیخواهانه
آزادیخواهی
آزادیطلب
آزادیطلبانه
آزادیطلبی
آزادیگرا
پاشنهآزاد (اسکی)
تنآزاد
مستمعآزاد
منطقهآزاد/ منطقۀ آزاد
۱۳۹۹/۱۲/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۴۸ واژۀ «آزاد»دار که بیفاصله یا نیمفاصله نوشته میشوند:
آزاداندیش
آزاداندیشانه
آزاداندیشی
آزادباش
آزادپَز (نانوایی)
آزادپیما
آزادراه
آزادرأی
آزادزاده
آزادزیستی
آزادسازی
آزادسَرو
آزادشدگان
آزادشده
آزادشهر
آزادفکر
آزادفکری
آزادکار
آزادکردگان
آزادکرده
آزادکننده
آزادکوه
آزادگذاری
آزادگردانی
آزادگیر
آزادماهی
آزادمرد
آزادمنش
آزادمنشانه
آزادمنشی
آزادنویس
آزادوار
آزادهرأی
آزادهمرد
آزادهمنش
آزادهوار
آزادیبخش
آزادیخواه
آزادیخواهانه
آزادیخواهی
آزادیطلب
آزادیطلبانه
آزادیطلبی
آزادیگرا
پاشنهآزاد (اسکی)
تنآزاد
مستمعآزاد
منطقهآزاد/ منطقۀ آزاد
۱۳۹۹/۱۲/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
از وفور ویرگول بیزارم.pdf
169.7 KB
بهمناسبت ۱۸ اسفند
سالروز درگذشت استاد ایرج افشار
«از وفور ویرگول بیزارم»
(پریسا کرمرضایی، گزارش میراث، س ۵، ش ۴۴، ۱۳۹۰، ص ۱۴۲-۱۴۴)
سید محمد بصام
@Matnook_com
سالروز درگذشت استاد ایرج افشار
«از وفور ویرگول بیزارم»
(پریسا کرمرضایی، گزارش میراث، س ۵، ش ۴۴، ۱۳۹۰، ص ۱۴۲-۱۴۴)
سید محمد بصام
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به نظر شما، «باغات» درسته یا «باغها»؟
«باغات» هم درست است!
یکی از قواعد ساختواژه (صَرف) این است که هر وندی از هر زبانی (چه اشتقاقی و چه تصریفی) میتواند به واژههای زبان بپیوندد، مشروط بر اینکه:
۱) اهل زبان آن را ساخته باشند و بهکار ببرند.
۲) دستکم در یکی از گونههای زبانی کاربرد داشته باشد.
۳) در پیِ برآورده شدنِ نیازی ساخته شده باشد.
۴) فارغ از هرگونه ابهام و تیرگی باشد.
تکواژِ تصریفیِ «-ات» نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین تفاوتی نمیکند که واژۀ پایه یا وندِ آن (= پیشوند یا پسوندش) عربی باشد یا فارسی یا فرنگی.
اکنون باید دانست واژههای فارسیای که با پسوندِ «-ات» جمع بسته میشوند چهار دستهاند:
۱) واژههایی که جمعشان با «-ها» و «-ات» تفاوتِ معناییِ چندانی ندارد (هرچند ممکن است تفاوتِ سبکی داشته باشند) و، یا در قیاس با واژههای عربی با «-ات» جمع بسته شدهاند یا برای آسانیِ تلفظ، مانند «آزمایشات، پیشنهادات، دستورات، سفارشات، فرمایشات، گزارشات، و ...». جمع بستنِ اینها با «-ات»، از نظر ساختواژی، "نادرست" نیست، ولی جمعشان با «-ها»، در نوشتارِ معیار، ترجیح دارد.
۲) واژههایی که فقط با «-ات» جمع بسته میشوند (نه با «-ها») و بر مفهوم مجموعه دلالت میکنند، مانند «استهبانات/ اصطهبانات، شمیرانات، لواسانات، و ...».
۳) واژههایی که میتوان آنها را با «-ها» جمع بست، ولی جمعشان با «-ات»، از نظر معنایی و کاربردی، متفاوت است، مانند «سبزیجات»، «کارخانهجات»، و همین «باغات». توضیح آنکه «باغها» صرفاً جمعِ «باغ» است و بر نوع یا مجموعۀ خاصی دلالت ندارد، اما «باغات» معمولاً بر مجموعهای از باغِ مشخص دلالت میکند. به بیان دیگر، «باغها» اعم از «باغات» است. تفاوتشان را میتوان از دو مثالِ زیر بهتر دریافت:
- براثر سیل، شش هکتار از باغهای سیب ویران شد.
- محصولِ این باغات شامل سیب و گلابی و لیموست.
از این روست که ناصرخسرو مینویسد:
«از این نهرها جویهای بیحد برگرفتهاند [...] و بر آن، نخلستان و باغات ساخته.» (سفرنامه، ص ۱۵۳)
و دیگری (در قرن ۷): «آوردهاند كه ابراهيم ادهم، رحمهالله، به روز [= «روزها»] روزه بودى و پاسبانىِ باغات كردى و آنچه به اجرت بِستَدى بر ياران ايثار كردى.» (سهروردی، عوارفالمعارف، ترجمۀ ابومنصور اصفهانی، ص ۱۷۲)
۴) واژههایی که صورت و معنای جمع دارند، ولی گاه در معنای مفرد نیز بهکار میروند، مانند «دهات».
با زبان، مکانیکی رفتار نکنیم و با واژهها مهربان باشیم. 😊
۱۳۹۹/۱۲/۲۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یکی از قواعد ساختواژه (صَرف) این است که هر وندی از هر زبانی (چه اشتقاقی و چه تصریفی) میتواند به واژههای زبان بپیوندد، مشروط بر اینکه:
۱) اهل زبان آن را ساخته باشند و بهکار ببرند.
۲) دستکم در یکی از گونههای زبانی کاربرد داشته باشد.
۳) در پیِ برآورده شدنِ نیازی ساخته شده باشد.
۴) فارغ از هرگونه ابهام و تیرگی باشد.
تکواژِ تصریفیِ «-ات» نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین تفاوتی نمیکند که واژۀ پایه یا وندِ آن (= پیشوند یا پسوندش) عربی باشد یا فارسی یا فرنگی.
اکنون باید دانست واژههای فارسیای که با پسوندِ «-ات» جمع بسته میشوند چهار دستهاند:
۱) واژههایی که جمعشان با «-ها» و «-ات» تفاوتِ معناییِ چندانی ندارد (هرچند ممکن است تفاوتِ سبکی داشته باشند) و، یا در قیاس با واژههای عربی با «-ات» جمع بسته شدهاند یا برای آسانیِ تلفظ، مانند «آزمایشات، پیشنهادات، دستورات، سفارشات، فرمایشات، گزارشات، و ...». جمع بستنِ اینها با «-ات»، از نظر ساختواژی، "نادرست" نیست، ولی جمعشان با «-ها»، در نوشتارِ معیار، ترجیح دارد.
۲) واژههایی که فقط با «-ات» جمع بسته میشوند (نه با «-ها») و بر مفهوم مجموعه دلالت میکنند، مانند «استهبانات/ اصطهبانات، شمیرانات، لواسانات، و ...».
۳) واژههایی که میتوان آنها را با «-ها» جمع بست، ولی جمعشان با «-ات»، از نظر معنایی و کاربردی، متفاوت است، مانند «سبزیجات»، «کارخانهجات»، و همین «باغات». توضیح آنکه «باغها» صرفاً جمعِ «باغ» است و بر نوع یا مجموعۀ خاصی دلالت ندارد، اما «باغات» معمولاً بر مجموعهای از باغِ مشخص دلالت میکند. به بیان دیگر، «باغها» اعم از «باغات» است. تفاوتشان را میتوان از دو مثالِ زیر بهتر دریافت:
- براثر سیل، شش هکتار از باغهای سیب ویران شد.
- محصولِ این باغات شامل سیب و گلابی و لیموست.
از این روست که ناصرخسرو مینویسد:
«از این نهرها جویهای بیحد برگرفتهاند [...] و بر آن، نخلستان و باغات ساخته.» (سفرنامه، ص ۱۵۳)
و دیگری (در قرن ۷): «آوردهاند كه ابراهيم ادهم، رحمهالله، به روز [= «روزها»] روزه بودى و پاسبانىِ باغات كردى و آنچه به اجرت بِستَدى بر ياران ايثار كردى.» (سهروردی، عوارفالمعارف، ترجمۀ ابومنصور اصفهانی، ص ۱۷۲)
۴) واژههایی که صورت و معنای جمع دارند، ولی گاه در معنای مفرد نیز بهکار میروند، مانند «دهات».
با زبان، مکانیکی رفتار نکنیم و با واژهها مهربان باشیم. 😊
۱۳۹۹/۱۲/۲۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
سهلِ ممتنع
تعریف:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته میشود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهرهمندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.
شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= بهصورت «سهل و ممتنع») نوشته میشود (قابلمقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ بهظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».
شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیدهیی، صفت دوستان اوست.» (نامههای عینالقضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی میکوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد میکرد.» (جوامعالحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرینکوب، با کاروان حله، ص ۵۴)
۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان مینماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائقالسحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابنیمین بهدست آور/ کآنهمه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابنیمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)
نتیجه:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع بهکار میبرند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درستنویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار بردهاند» (ذیل مدخل) هیچیک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را میتوان با ارزش یکسان بهکار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.
یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، بهاشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عینالقضاة) با واو نقل شدهاست که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراستهای بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیمفاصله نوشته شدهاست. حالآنکه کسرهاش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته میشود.
سید محمد بصام
@Matnook_com
تعریف:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته میشود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهرهمندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.
شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= بهصورت «سهل و ممتنع») نوشته میشود (قابلمقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ بهظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».
شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیدهیی، صفت دوستان اوست.» (نامههای عینالقضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی میکوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد میکرد.» (جوامعالحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرینکوب، با کاروان حله، ص ۵۴)
۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان مینماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائقالسحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابنیمین بهدست آور/ کآنهمه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابنیمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)
نتیجه:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع بهکار میبرند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درستنویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار بردهاند» (ذیل مدخل) هیچیک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را میتوان با ارزش یکسان بهکار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.
یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، بهاشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عینالقضاة) با واو نقل شدهاست که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراستهای بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیمفاصله نوشته شدهاست. حالآنکه کسرهاش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته میشود.
سید محمد بصام
@Matnook_com
❤1
۳۰ غلط در ۵ صفحه!
فهرست زیر (عبارتهای ستارهدار) از کتاب فرهنگ املایی خطّ فارسی است، دومین کتاب بالینی ویراستاران (چاپ هفتم: تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۴، ویراست جدید) که متأسفانه با آنکه مرجع بسیاری از اهل قلم بهویژه ویراستاران است، خالی از نادرستی یا نایکدستی نیست. برای نمونه، سی عبارتی که در ادامه میبینید، در آن کتاب، کاملاً با نیمفاصله نوشته شدهاند، درصورتیکه همگی گروههای نحوی از نوع حرفاضافهایاند و باید بافاصله نوشته شوند (در کارگاه، معیارهای شناخت واژه و تفاوت آن با گروههای نحوی و نیز فاصلهگذاری آنها را بهتفصیل میگویم):
*بهاحتمالِقریببهیقین
*بهاحتمالِقوی
*بهانحاءِمختلف
*بهاینترتیب
*بهاینعلت
*بهاینمفتیها
*بهپایِخود
*بهپیر، بهپیغمبر
*بهتماممعنا
*بهحدِّاعلا
*بهحکمِقانون
*بهدلایلیچند
*بهرویچشم
*بهشرطِچاقو
*بهصرافتِطبع
*بهطریقِاولی
*بهطورِقطع
*بهظاهرشرعی
*بهعاجلحال
*بهعبارتِدیگر
*بهعناوینِمختلف
*بهعنوانِمثال
*بهقولِمعروف
*بهقیدِقرعه
*بهمجردِاینکه
*بهمرحمتِشما
*بهمرورِزمان
*بهمعنیِعامکلمه
*بهنحویکه
*بهوقتِتهران
نقد کوتاهی از فرهنگ املایی خطّ فارسی را اینجا ببینید.
#دستورزبان #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۱۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
فهرست زیر (عبارتهای ستارهدار) از کتاب فرهنگ املایی خطّ فارسی است، دومین کتاب بالینی ویراستاران (چاپ هفتم: تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۴، ویراست جدید) که متأسفانه با آنکه مرجع بسیاری از اهل قلم بهویژه ویراستاران است، خالی از نادرستی یا نایکدستی نیست. برای نمونه، سی عبارتی که در ادامه میبینید، در آن کتاب، کاملاً با نیمفاصله نوشته شدهاند، درصورتیکه همگی گروههای نحوی از نوع حرفاضافهایاند و باید بافاصله نوشته شوند (در کارگاه، معیارهای شناخت واژه و تفاوت آن با گروههای نحوی و نیز فاصلهگذاری آنها را بهتفصیل میگویم):
*بهاحتمالِقریببهیقین
*بهاحتمالِقوی
*بهانحاءِمختلف
*بهاینترتیب
*بهاینعلت
*بهاینمفتیها
*بهپایِخود
*بهپیر، بهپیغمبر
*بهتماممعنا
*بهحدِّاعلا
*بهحکمِقانون
*بهدلایلیچند
*بهرویچشم
*بهشرطِچاقو
*بهصرافتِطبع
*بهطریقِاولی
*بهطورِقطع
*بهظاهرشرعی
*بهعاجلحال
*بهعبارتِدیگر
*بهعناوینِمختلف
*بهعنوانِمثال
*بهقولِمعروف
*بهقیدِقرعه
*بهمجردِاینکه
*بهمرحمتِشما
*بهمرورِزمان
*بهمعنیِعامکلمه
*بهنحویکه
*بهوقتِتهران
نقد کوتاهی از فرهنگ املایی خطّ فارسی را اینجا ببینید.
#دستورزبان #فاصلهگذاری
۱۳۹۹/۱۲/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
بوی زُخم یا زُهم؟
«زُهم» واژهای عربی و به معنای «هرگونه بوی تند و گند و ناخوشایند» است، بهویژه «بوی تند گوشت و ماهی و تخممرغ گندیده». اما «زُخم»، که در تداول بهکار میرود، تغییریافتۀ «زُهم» است. شاهد:
- «چیزهایی تو حلق مردمِ بیچاره میچپانند که واقعاً بوی زُهم میدهد.» (سید محمدعلی جمالزاده، قصۀ ما به سر رسید، ص ۳۰۹)
- «پیازداغ [...] بوی زُخم گوشت را رفع میکند.» (جعفر شهری، طهران قدیم، ج ۲، ص ۵)
«زُهم» گونۀ رسمی و معیارِ این واژه است و «زُخم» گونۀ غیررسمیِ آن که گاه در متونِ کمابیش رسمی نیز دیده میشود (مانند داستان) و اشکالی ندارد (بسنجید با «زَهره» و «جدوآبا» که، در گونۀ غیررسمی، بهصورت «زَهله» و «جدوآباد» بهکار میروند).
گفتنی است در کرمان و برخی شهرهای اصفهان و خراسان، به این بوی تند «سِهار» یا «سُهار» یا «ساهار/ ساهاری» میگویند و در یزد و برخی شهرهای شیراز، «سیمیت» میگویند و در دزفول و خوزستان، «سِک» و «زِف» و شاید در جای دیگر، چیزی دیگر.
یادآوری:
تبدیل «زُهم» به «زُخم» میتواند به این علت باشد که چون واج h بهاصطلاح چاکنایی است و تلفظِ آن در میانِ هجا دشوار است و قابلحذف هم نیست، برای آسانیِ تلفظ، به واج x («خ») تبدیل شدهاست.
۱۳۹۹/۱۲/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«زُهم» واژهای عربی و به معنای «هرگونه بوی تند و گند و ناخوشایند» است، بهویژه «بوی تند گوشت و ماهی و تخممرغ گندیده». اما «زُخم»، که در تداول بهکار میرود، تغییریافتۀ «زُهم» است. شاهد:
- «چیزهایی تو حلق مردمِ بیچاره میچپانند که واقعاً بوی زُهم میدهد.» (سید محمدعلی جمالزاده، قصۀ ما به سر رسید، ص ۳۰۹)
- «پیازداغ [...] بوی زُخم گوشت را رفع میکند.» (جعفر شهری، طهران قدیم، ج ۲، ص ۵)
«زُهم» گونۀ رسمی و معیارِ این واژه است و «زُخم» گونۀ غیررسمیِ آن که گاه در متونِ کمابیش رسمی نیز دیده میشود (مانند داستان) و اشکالی ندارد (بسنجید با «زَهره» و «جدوآبا» که، در گونۀ غیررسمی، بهصورت «زَهله» و «جدوآباد» بهکار میروند).
گفتنی است در کرمان و برخی شهرهای اصفهان و خراسان، به این بوی تند «سِهار» یا «سُهار» یا «ساهار/ ساهاری» میگویند و در یزد و برخی شهرهای شیراز، «سیمیت» میگویند و در دزفول و خوزستان، «سِک» و «زِف» و شاید در جای دیگر، چیزی دیگر.
یادآوری:
تبدیل «زُهم» به «زُخم» میتواند به این علت باشد که چون واج h بهاصطلاح چاکنایی است و تلفظِ آن در میانِ هجا دشوار است و قابلحذف هم نیست، برای آسانیِ تلفظ، به واج x («خ») تبدیل شدهاست.
۱۳۹۹/۱۲/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
ویراسته:
آدمی که نمیخواند یا کم میخواند یا فقط پرتوپلا میخواند بیگمان اختلالی در بیان دارد؛ چنین آدمی بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید.
نکتهها:
۱) ویرگولِ اول اضافی است، چون پس از جملهای آمده که در حکم نهاد است.
۲) بهجای ویرگولِ دوم باید نقطهویرگول گذاشت، چون جملهٔ پس از آن از نظر دستوری کامل است، ولی بهتنهایی بهکار نمیرود و فقط با جملۀ قبلیاش معنا مییابد.
۳) پیش از حرفِ ربطِ «اما» و «ولی»، اگر مفهوم تقابل یا تباین را برسانند، ویرگول میآید. پس قبل از «اما» ویرگول لازم است.
۴) ویرگولگذاری نحوبنیاد است، نه گفتارمحور؛ مرزنماست، نه درنگنما. پس مستلزم درک دقیقی از دستورزبان زبانشناختی است.
۵) ترکیبهای عطفیِ واژگانی با نیمفاصله نوشته میشوند، مانند «پرتوپلا» (ترکیب عطفی واژگانی غیر از گروه نحوی عطفی است). چند مثال دیگر: حملونقل، دَمودستگاه، رفتوآمد، کسبوکار.
یادآوری:
اگر قواعد ویرایش و دلایل آنها را براساس دستورزبان زبانشناختی بیاموزید، خودتان میتوانید درست و نادرست را تشخیص دهید.
#تمرین_ویرایش #نشانهگذاری
۱۳۹۹/۱۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
آدمی که نمیخواند یا کم میخواند یا فقط پرتوپلا میخواند بیگمان اختلالی در بیان دارد؛ چنین آدمی بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید.
نکتهها:
۱) ویرگولِ اول اضافی است، چون پس از جملهای آمده که در حکم نهاد است.
۲) بهجای ویرگولِ دوم باید نقطهویرگول گذاشت، چون جملهٔ پس از آن از نظر دستوری کامل است، ولی بهتنهایی بهکار نمیرود و فقط با جملۀ قبلیاش معنا مییابد.
۳) پیش از حرفِ ربطِ «اما» و «ولی»، اگر مفهوم تقابل یا تباین را برسانند، ویرگول میآید. پس قبل از «اما» ویرگول لازم است.
۴) ویرگولگذاری نحوبنیاد است، نه گفتارمحور؛ مرزنماست، نه درنگنما. پس مستلزم درک دقیقی از دستورزبان زبانشناختی است.
۵) ترکیبهای عطفیِ واژگانی با نیمفاصله نوشته میشوند، مانند «پرتوپلا» (ترکیب عطفی واژگانی غیر از گروه نحوی عطفی است). چند مثال دیگر: حملونقل، دَمودستگاه، رفتوآمد، کسبوکار.
یادآوری:
اگر قواعد ویرایش و دلایل آنها را براساس دستورزبان زبانشناختی بیاموزید، خودتان میتوانید درست و نادرست را تشخیص دهید.
#تمرین_ویرایش #نشانهگذاری
۱۳۹۹/۱۲/۲۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1