Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.99K subscribers
342 photos
210 videos
49 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
#زنگ_املا
۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱۲‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بخشی از کارگاه متنوک

مریم بختیاری از سمنان:
"فکرش را هم نمی‌کردم این‌قدر راحت بتوانم آنلاین و وارد کارگاه شوم!"

ویدئو سایر شرکت‌کنندگان:
@Matnook_01
ثبت‌نام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱۲‌‌ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۷۲ واژۀ «آب»دار که نیم‌فاصله نوشته می‌شوند (واژه‌هایی مانند «آبرنگ»، «آبرُفت»، «آبدار» و ...، که همواره سرهم نوشته می‌شوند، در این فهرست نیامده‌اند):
آب‌اسید
آب‌افتاده
آب‌اُکسيژنه
آب‌انار
آب‌انبار
آب‌انجیر
آب‌انگور
آب‌آلو
آب‌آورده
آب‌آهک
آب‌باتری‌/ آب‌باطری
آب‌باریکه
آب‌بازی
آب‌بندی
آب‌بها
آب‌پخش‌کن
آب‌تنی
آب‌جارو
آب‌جوش
آب‌جوش‌نبات
آب‌چکان/ آب‌چکون
آب‌حوض‌کش
آب‌حوضی
آب‌خشک‌کن
آب‌خنک
آب‌درمانی
آب‌دوغ
آب‌دوغ‌خیار
آب‌دهان/ آب‌دهن
آب‌رفته
آب‌روغن
آب‌زدایی
آب‌زده
آب‌زرشک
آب‌زیپو
آب‌زیرکاه
آب‌سرد
آب‌سردکن
آب‌سیاه
آب‌سیب
آب‌شنگولی
آب‌شویه
آب‌شیرین‌کن
آب‌صابون
آب‌صاف‌کن
آب‌طالبی
آب‌طلا/ آب‌طلاکاری
آب‌فلز/ آب‌فلزکاری
آب‌قند
آب‌کُرُوم
آب‌کشیده
آب‌گرفتگی
آب‌گرم
آب‌گرمکن
آب‌لمبو
آب‌مروارید
آب‌معدنی
آب‌مقطر
آ‌ب‌نارنج
آ‌ب‌ندیده
آب‌نقره
آب‌نکشیده
آب‌نمک
آب‌هندوانه
آب‌هویج
دست‌آب
دست‌به‌آب
۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱‌۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺بخشی از کارگاه‌ متنوک

مریم سلیمی از تهران:
"۱۸ سال است که در نشر فعالیت دارم و در ۲ کارگاه هم قبلاً شرکت کرده‌ام، اما باز هم در کارگاه متنوک ثبت‌نام کردم، چون ... ."

ویدئو سایر شرکت‌کنندگان:
@Matnook_01
ثبت‌نام سریع و آسان:
@MatnookAdmin3
@Matnook_com
«فناوری»

۱) «فناوری» برابرنهادِ مصوّبِ فرهنگستان برای واژۀ فرانسویِ technologie و واژۀ انگلیسیِ technology است که گویا اولین بار به قلم استاد احمد آرام به‌جای «تکنولوژی» به‌کار رفته‌است.

۲) «فناوری» مرکب است از «فن» (technic) + پسوند «-اور» (گونۀ دیگر «-ور») + پسوندِ اسم‌سازِ «-ی». بنابراین *فن‌آوری نادرست است، زیرا «آور» بنِ مضارعِ فعلِ «آوردن» است و منظور از «فناوری» فقط «تکنولوژی» است، نه آوردنِ فن. درنتیجه املای درستِ «فناوری» به همین صورت است و «فن‌آوری»، اگر هم کاربرد یا معنایی داشته باشد، معادل «تکنولوژی» نیست.

یادآوری:
دو واژۀ «فناور» (= «کارشناس فناوری») و «فناورانه»، به‌ترتیب، برابرنهادِ مصوّبِ فرهنگستان برای technologist و technologic است.
۱۳‌۹‌۹/‌۱۲‌/۱‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۷۲ واژۀ «آب»دار که نیم‌فاصله نوشته می‌شوند (واژه‌هایی مانند «آبرنگ»، «آبرُفت»، «آبدار» و ...، که همواره سرهم نوشته می‌شوند، در این فهرست نیامده‌اند): آب‌اسید آب‌افتاده آب‌اُکسيژنه آب‌انار آب‌انبار آب‌انجیر آب‌انگور آب‌آلو آب‌آورده آب‌آهک آب‌باتری‌/…
#زنگ_املا
۵۲ واژۀ «آتش»دار که نیم‌فاصله نوشته می‌شوند (واژه‌هایی که صورتِ پیوستۀ آن‌ها رایج‌ترند بر صورتِ نیم‌فاصله‌شان مقدّم شده‌اند، مانند «آتشکده/ آتش‌کده»):
آتش‌‌افروز
آتش‌افکن
آتش‌انداز
آتشبار/ آتش‌بار
آتش‌باران
آتش‌بازی
آتشبان/ آتش‌بان
آتش‌بس
آتش‌بند
آتش‌به‌اختیار
آتش‌به‌جان
آتش‌به‌جان‌گرفته
آتش‌به‌گور
آتش‌به‌گورگرفته
آتش‌بیار
آتش‌پاره/ آتیش‌پاره
آتش‌پرست
آتش‌ترسی
آتش‌چرخان
آتش‌خاموش‌کن
آتشخانه/ آتش‌خانه
آتشخوار/ آتش‌خوار
آتشدان/ آتش‌دان
آتش‌دیده
آتش‌رنگ
آتش‌زا
آتش‌زده
آتش‌زن
آتش‌زنه
آتش‌ساز
آتش‌سرخ‌کن
آتش‌سوخته
آتش‌سوزی
آتش‌فشان
آتش‌فشان‌شناسی
آتش‌فشانی
آتشکار/ آتش‌کار
آتشکاری/ آتش‌کاری
آتشکده/ آتش‌کده
آتشگاه/ آتش‌گاه
آتش‌گرفتگی
آتش‌گرفته
آتشگون/ آتش‌گون
آتش‌گیر
آتش‌گیره
آتش‌مزاج/ آتشی‌مزاج
آتش‌نادیده
آتش‌ندیده
آتش‌نشان
آتش‌نشانی
آتش‌وار
آتش‌هراسی
۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
چالش ویرایش داریم: 👇😊
t.me/Matnook_com/2615
۱‌۳‌۹۹‌/‌‌۱‌۲/‌‌۱۵‌
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«عصب‌کِشی» یا «عصب‌کُشی»؟
به‌مناسبت ۶ مارس، روز دندان‌پزشک

دو اصطلاح در دندان‌پزشکی داریم:
root canal therapy,
pulp canal therapy.

فرهنگستان «ریشه‌درمانی» را با این تعریف برای آن‌ها تصویب کرده‌است: «یکی از روش‌های درمانی در ریشه‌دندان‌پزشکی که در آن مغزۀ دندان را از مجرا بیرون می‌آورند و پس از آماده‌سازیِ مکانیکی و شیمیاییِ مجراها، آن‌ها را با مواد مخصوص پُر می‌کنند.»

در تداول، به فرایند بیرون کشیدنِ مغزۀ دندان «عصب‌کِشی» می‌گویند. بنابراین تعبیر اخیر (به کسر کاف) دقیق‌تر است.
۱‌۳‌۹۹‌/‌۱۲/۱‌۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
خبری که در تصویر می‌بینید چند اشکال اساسی دارد؟ (پاسخ و نکات فردا)
ناویراسته:
بر اساس گزارش‌های واصله و رصد اطلاعاتی انجام شده توسط سربازان گمنام سه نفر از پرسنل شهرداری آبسرد به جهت تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.

ویراسته:
برپایۀ گزارش‌های دریافتی و رصد اطلاعاتیِ سربازانِ گمنام، سه نفر از کارکنانِ شهرداریِ آبسرد به‌دلیل تخلفات مالی و ساختمانی بازداشت شدند.

نکات:
۱) اگر دو یا چند واژه و تعبیر، از نظر معنا و کاربرد، یکسان باشند، واژه یا تعبیرِ فارسی بر عربی ترجیح دارد. بنابراین «برپایۀ» بر «براساسِ» ترجیح دارد.
۲) «واصله» واژه‌ای عربی‌مآبانه، ناپسند و منسوخ است. به‌جای آن می‌توان از «دریافتی» یا «رسیده» استفاده کرد. پس «گزارش‌های دریافتی» بسیار پسندیده‌تر است.
۳) از آنجا که رصد اطلاعاتی "به‌وسیلۀ" سربازانِ گمنام "انجام شده‌است"، نیازی به «انجام‌شده» و «توسط» نیست و این دو، در این بافت، حشو و زائدند.
۴) «پرسنل» واژه‌ای فرانسوی است و بهتر است به‌جای آن، «کارکنان» بنویسیم.
۵) در این خبر، حرف اضافۀ «به‌دلیلِ» مناسب‌تر از «به‌جهتِ» است، زیرا در مقامِ بیانِ دلیل بازداشت است.

یادآوری:
حروف اضافۀ مرکب همیشه بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شوند، مانند آنچه در نکتۀ اول و پنجم آمده‌است.
۱‌۳‌‌۹‌‌۹‌/۱‌۲‌/‌‌۱‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عقل زن بیشتر است یا مرد؟
به‌مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زنان

این روز را به بانوان ایران تبریک می‌گویم و برای ایشان آرزوی تندرستی، شادکامی، آزادی، و برابری دارم. 🌹
#منهای_ویرایش
۱‌۳‌‌۹‌۹‌/‌۱‌‌۲‌/۱‌‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#زنگ_املا ۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱‌۷‌ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com
#زنگ_املا
۴۸ واژۀ «آزاد»دار که بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
آزاداندیش
آزاداندیشانه
آزاداندیشی
آزادباش
آزادپَز (نانوایی)
آزادپیما
آزادراه
آزادرأی
آزادزاده
آزادزیستی
آزادسازی
آزادسَرو
آزادشدگان
آزادشده
آزادشهر
آزادفکر
آزادفکری
آزادکار
آزادکردگان
آزادکرده
آزادکننده
آزادکوه
آزادگذاری
آزادگردانی
آزادگیر
آزادماهی
آزادمرد
آزادمنش
آزادمنشانه
آزادمنشی
آزادنویس
آزادوار
آزاده‌رأی
آزاده‌مرد
آزاده‌منش‎
آزاده‌وار
آزادی‌بخش
آزادی‌خواه
آزادی‌خواهانه
آزادی‌خواهی
آزادی‌طلب
آزادی‌طلبانه
آزادی‌طلبی
آزادی‌گرا
پاشنه‌آزاد (اسکی)
تن‌آزاد
مستمع‌آزاد
منطقه‌آزاد/ منطقۀ آزاد
۱‌۳‌۹‌۹‌/‌۱‌۲‌/۱‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
از وفور ویرگول بیزارم.pdf
169.7 KB
به‌مناسبت ۱۸ اسفند
سالروز درگذشت استاد ایرج افشار

«از وفور ویرگول بیزارم»
(پریسا کرم‌رضایی، گزارش میراث، س ۵، ش ۴۴، ۱۳۹۰، ص ۱۴۲-۱۴۴)

سید محمد بصام
@Matnook_com
به نظر شما، «باغات» درسته یا «باغ‌ها»؟
Anonymous Poll
9%
باغات
58%
باغ‌ها
33%
هردو
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به نظر شما، «باغات» درسته یا «باغ‌ها»؟
«باغات» هم درست است!

یکی از قواعد ساخت‌واژه (صَرف) این است که هر وندی از هر زبانی (چه اشتقاقی و چه تصریفی) می‌تواند به واژه‌های زبان بپیوندد، مشروط بر این‌که:
۱) اهل زبان آن را ساخته باشند و به‌کار ببرند.
۲) دست‌کم در یکی از گونه‌های زبانی کاربرد داشته باشد.
۳) در پیِ برآورده شدنِ نیازی ساخته شده باشد.
۴) فارغ از هرگونه ابهام و تیرگی باشد.
تکواژِ تصریفیِ «-ات» نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین تفاوتی نمی‌کند که واژۀ پایه یا وندِ آن (= پیشوند یا پسوندش) عربی باشد یا فارسی یا فرنگی.

اکنون باید دانست واژه‌های فارسی‌ای که با پسوندِ «-ات» جمع بسته می‌شوند چهار دسته‌اند:
۱) واژه‌هایی که جمعشان با «-ها» و «-ات» تفاوتِ معناییِ چندانی ندارد (هرچند ممکن است تفاوتِ سبکی داشته باشند) و، یا در قیاس با واژه‌های عربی با «-ات» جمع بسته شده‌اند یا برای آسانیِ تلفظ، مانند «آزمایشات، پیشنهادات، دستورات، سفارشات، فرمایشات، گزارشات، و ...». جمع بستنِ این‌ها با «-ات»، از نظر ساخت‌واژی، "نادرست" نیست، ولی جمعشان با «-ها»، در نوشتارِ معیار، ترجیح دارد.

۲) واژه‌هایی که فقط با «-ات» جمع بسته می‌شوند (نه با «-ها») و بر مفهوم مجموعه دلالت می‌کنند، مانند «استهبانات/ اصطهبانات، شمیرانات، لواسانات، و ...».

۳) واژه‌هایی که می‌توان آن‌ها را با «-ها» جمع بست، ولی جمعشان با «-ات»، از نظر معنایی و کاربردی، متفاوت است، مانند «سبزی‌جات»، «کارخانه‌جات»، و همین «باغات». توضیح ‌آن‌که «باغ‌ها» صرفاً جمعِ «باغ» است و بر نوع یا مجموعۀ خاصی دلالت ندارد، اما «باغات» معمولاً بر مجموعه‌ای از باغِ مشخص دلالت می‌کند. به بیان دیگر، «باغ‌ها» اعم از «باغات» است. تفاوتشان را می‌توان از دو مثالِ زیر بهتر دریافت:
- براثر سیل، شش هکتار از باغ‌های سیب ویران شد.
- محصولِ این باغات شامل سیب و گلابی و لیموست.

از این روست که ناصرخسرو می‌نویسد:
«از این نهرها جوی‌های بی‌حد برگرفته‌اند [...] و بر آن، نخلستان و باغات ساخته.» (سفرنامه، ص ۱۵۳)

و دیگری (در قرن ۷): «آورده‌‏اند كه ابراهيم ادهم، رحمه‌الله، به روز [= «روزها»] روزه بودى و پاسبانىِ باغات كردى و آنچه به اجرت بِستَدى بر ياران ايثار كردى.» (سهروردی، عوارف‌المعارف، ترجمۀ ابومنصور اصفهانی، ص ۱۷۲)

۴) واژه‌هایی که صورت و معنای جمع دارند، ولی گاه در معنای مفرد نیز به‌کار می‌روند، مانند «دهات».
با زبان، مکانیکی رفتار نکنیم و با واژه‌ها مهربان باشیم. 😊
‌۱‌۳‌‌۹‌۹‌‌/‌‌۱‌۲‌/‌۲‌‌۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
سهلِ ممتنع

تعریف
:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته می‌شود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهره‌مندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.

شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= به‌صورت «سهل و ممتنع») نوشته می‌شود (قابل‌مقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ به‌ظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».

شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوس‌نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیده‌یی، صفت دوستان اوست.» (نامه‌های عین‌القضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی می‌کوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد می‌کرد.» (جوامع‌الحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، با کاروان حله، ص ۵۴)

۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان می‌نماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائق‌السحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابن‌یمین به‌دست آور/ کآن‌همه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابن‌یمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)

نتیجه‌:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع به‌کار می‌برند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درست‌نویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار برده‌اند» (ذیل مدخل) هیچ‌یک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را می‌توان با ارزش یکسان به‌کار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.

یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به‌ سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، به‌اشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عین‌القضاة) با واو نقل شده‌است که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراست‌های بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیم‌فاصله نوشته شده‌است. حال‌‌آنکه کسره‌‌اش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته می‌‌شود.

سید محمد بصام
@Matnook_com
1