Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
۱ الگو برای ۱۰۰ها واژه!
صفت شمارشی (عدد) + اسم + «-ه» همیشه نیمفاصله نوشته میشود. مثال:
یکروزه، یکسویه، یکشبه، یکمَرده، دوپوسته، دودَهنه، دوزبانه، دوکاره، سهپایه، سهچرخه، سهتیغه، سهطلاقه، سهماهه، چندکاره، چندمنظوره، چندماهه، چندموتوره، چندشغله، چندنفره، ۲۴ساعته، … .
سید محمد بصام
@Matnook_com
صفت شمارشی (عدد) + اسم + «-ه» همیشه نیمفاصله نوشته میشود. مثال:
یکروزه، یکسویه، یکشبه، یکمَرده، دوپوسته، دودَهنه، دوزبانه، دوکاره، سهپایه، سهچرخه، سهتیغه، سهطلاقه، سهماهه، چندکاره، چندمنظوره، چندماهه، چندموتوره، چندشغله، چندنفره، ۲۴ساعته، … .
سید محمد بصام
@Matnook_com
👌1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«غائله» (در عربی، از ریشۀ «غول») به معنای «فتنه و آشوب و دعوا و بگومگو» است و املای آن به همین صورت با «غ» درست است، نه «ق».
یادآوری:
۱) ظاهراً این واژه تحت تأثیر «قیلوقال» یا «قافله» است که بهاشتباه *قائله نوشته میشود.
۲) «غائله را خواباندن» نیز مَجازاً به معنای «فتنه و آشوب را از بین بردن» است.
سید محمد بصام
@Matnook_com
یادآوری:
۱) ظاهراً این واژه تحت تأثیر «قیلوقال» یا «قافله» است که بهاشتباه *قائله نوشته میشود.
۲) «غائله را خواباندن» نیز مَجازاً به معنای «فتنه و آشوب را از بین بردن» است.
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
ضمیر مبهم
۱) واژههایی که بر شخص یا هر چیزِ مبهمی دلالت میکنند و همراه با اسم نمیآیند «ضمیر مبهم» نامیده میشوند، مانند «یکی»، «دیگران» و «کسی» در این شاهدها:
- یکی درد و یکی درمان پسندد/ یکی وصل و یکی هجران پسندد (باباطاهر)
- دگران کاشتند و ما خوردیم/ ما بکاریم و دیگران بخورند (ملکالشعرا بهار)
- کسی نیست. بیا زندگی را بدزدیم. آنوقت میان دو دیدار قسمت کنیم. (سهراب سپهری)
۲) ضمیرهای مبهمِ مرکب همواره نیمفاصله نوشته میشوند:
اینوآن، کدامیک، هرکدام، هرکس، هرکسی، هرکه، هریک، همهکس، هیچچیز، هیچکدام، هیچکس، هیچیک.
۱۳۹۹/۱۰/۱۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) واژههایی که بر شخص یا هر چیزِ مبهمی دلالت میکنند و همراه با اسم نمیآیند «ضمیر مبهم» نامیده میشوند، مانند «یکی»، «دیگران» و «کسی» در این شاهدها:
- یکی درد و یکی درمان پسندد/ یکی وصل و یکی هجران پسندد (باباطاهر)
- دگران کاشتند و ما خوردیم/ ما بکاریم و دیگران بخورند (ملکالشعرا بهار)
- کسی نیست. بیا زندگی را بدزدیم. آنوقت میان دو دیدار قسمت کنیم. (سهراب سپهری)
۲) ضمیرهای مبهمِ مرکب همواره نیمفاصله نوشته میشوند:
اینوآن، کدامیک، هرکدام، هرکس، هرکسی، هرکه، هریک، همهکس، هیچچیز، هیچکدام، هیچکس، هیچیک.
۱۳۹۹/۱۰/۱۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«موسا» بنویسیم یا «موسی»؟
«عیسای مریم» بنویسیم یا «عیسی مریم»؟
«کبرا» عربی است یا فرانسوی؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
«عیسای مریم» بنویسیم یا «عیسی مریم»؟
«کبرا» عربی است یا فرانسوی؟
بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام
ویدئو شرکتکنندگان قبلی:👇
https://t.me/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
👍1
#چالش_ویرایش
پاسخ تمرین (ویراسته):
«تمام جنگها مقدسن، البته برای اونایی که میجنگن. اگر اون آدمهایی که این جنگها رو بهراه انداختهن نمیگفتن مقدسه، کدوم احمقی حاضر میشد بجنگه!» (مارگارت میچل، بربادرفته)
نکات تمرین:
۱) قیدها میتوانند در هر جای جمله بنشینند. «البته برای اونایی که میجنگن» دو قیدیاند که مربوط به جملۀ اول میشوند و بنابراین قبل از آنها، ویرگول میآید.
۲) «بهراه انداختهن» صورتِ شکسته و گفتاریِ «بهراه انداختهاند» است و ماضی نقلی است. پس «بهراه انداختن» (ماضی ساده) درست نیست. در فارسیِ گفتاری، چون ماضی ساده و نقلی تقریباً نزدیک به هم تلفظ میشوند، گاهی نویسندگان، بهجای ماضی نقلی، ماضی ساده مینویسند.
۳) در برخی از متنهای گفتاری، چنانکه در این متن میبینیم، میتوان فقط برخی از واژهها را شکست. این کار موجب میشود متنِ گفتاری طبیعیتر به نظر برسد. در این متن، تقریباً چهل درصد از واژهها صورتِ شکسته دارند و نحو و شیوۀ بیانِ جملهها نیز کاملاً محاورهای نیست. (سخن در این باره بسیار است.)
۱۳۹۹/۱۰/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
پاسخ تمرین (ویراسته):
«تمام جنگها مقدسن، البته برای اونایی که میجنگن. اگر اون آدمهایی که این جنگها رو بهراه انداختهن نمیگفتن مقدسه، کدوم احمقی حاضر میشد بجنگه!» (مارگارت میچل، بربادرفته)
نکات تمرین:
۱) قیدها میتوانند در هر جای جمله بنشینند. «البته برای اونایی که میجنگن» دو قیدیاند که مربوط به جملۀ اول میشوند و بنابراین قبل از آنها، ویرگول میآید.
۲) «بهراه انداختهن» صورتِ شکسته و گفتاریِ «بهراه انداختهاند» است و ماضی نقلی است. پس «بهراه انداختن» (ماضی ساده) درست نیست. در فارسیِ گفتاری، چون ماضی ساده و نقلی تقریباً نزدیک به هم تلفظ میشوند، گاهی نویسندگان، بهجای ماضی نقلی، ماضی ساده مینویسند.
۳) در برخی از متنهای گفتاری، چنانکه در این متن میبینیم، میتوان فقط برخی از واژهها را شکست. این کار موجب میشود متنِ گفتاری طبیعیتر به نظر برسد. در این متن، تقریباً چهل درصد از واژهها صورتِ شکسته دارند و نحو و شیوۀ بیانِ جملهها نیز کاملاً محاورهای نیست. (سخن در این باره بسیار است.)
۱۳۹۹/۱۰/۲۲
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یک نکتهات بگویم!
گاهی تحت تأثیر عربی برای برخی از واژههای فارسی نیز صفتهای مؤنث بهکار میبرند، مانند «درآمد "حاصله"»، «کاغذ "باطله"»، «نامۀ "وارده"»، «شیوۀ "مرضیه"»، «پروندۀ "مختومه"»، «میوۀ "ممنوعه"»، و ... . اما اینها صفتِ مؤنث نیستند و صرفاً معنای مفعولی دارند. بنابراین «درآمد حاصله» یعنی «درآمد بهدستآمده» و «کاغذ باطله» یعنی «کاغذ باطلشده» و ... . این صفتها درستاند و ممکن است، بهمناسبت، در متنهای گوناگون بهکار روند. برخی مانند «کاغذ باطله» همچنان به حیات خود ادامه میدهند و برخی نیز مانند «درآمد حاصله» و «نامۀ وارده» درحال فراموشیاند. بیشک بهتر است که مثلاً بهجای «نامۀ وارده» بنویسیم «نامۀ دریافتی» و بهجای «شیوۀ مرضیه» بنویسیم «شیوۀ پسندیده».
۱۳۹۹/۱۰/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
گاهی تحت تأثیر عربی برای برخی از واژههای فارسی نیز صفتهای مؤنث بهکار میبرند، مانند «درآمد "حاصله"»، «کاغذ "باطله"»، «نامۀ "وارده"»، «شیوۀ "مرضیه"»، «پروندۀ "مختومه"»، «میوۀ "ممنوعه"»، و ... . اما اینها صفتِ مؤنث نیستند و صرفاً معنای مفعولی دارند. بنابراین «درآمد حاصله» یعنی «درآمد بهدستآمده» و «کاغذ باطله» یعنی «کاغذ باطلشده» و ... . این صفتها درستاند و ممکن است، بهمناسبت، در متنهای گوناگون بهکار روند. برخی مانند «کاغذ باطله» همچنان به حیات خود ادامه میدهند و برخی نیز مانند «درآمد حاصله» و «نامۀ وارده» درحال فراموشیاند. بیشک بهتر است که مثلاً بهجای «نامۀ وارده» بنویسیم «نامۀ دریافتی» و بهجای «شیوۀ مرضیه» بنویسیم «شیوۀ پسندیده».
۱۳۹۹/۱۰/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۳ اسم با «ـگی»، مابقی با «ـای»!
۱) اسمهای پایانیافته به واکۀ e، مانند «خانه» و «پسته»، در پیوند با پسوند صفتسازِ «ـی»، صامت میانجی میگیرند. این صامت یا «گ» است یا «ا». پس «خانه» + «ـی» میشود «خانگی» (مثلاً گربۀ خانگی) و «پسته» + «ـی» میشود «پستهای» (مثلاً گز پستهای).
۲) در فارسی، فقط سه «اسم» داریم که وقتی «ـی»یِ صفتساز به آنها افزوده میشود، صامت میانجی «گ» میگیرند: «خانه»، «خانواده»، «هفته»، که بهترتیب میشوند «خانگی»، «خانوادگی»، «هفتگی». بهجز این سه «اسم»، هر اسمی که پایانیافته به واکۀ e باشد، در پیوند با «ـی»یِ صفتساز، با صامت میانجی «ا» میآید:
اروگوئهای
اسطورهای
افسانهای
پستهای
پنبهای
تابهای
تختهای
تودهای
خامهای
روزنامهای
سرمهای
قهوهای
کُرهای
نسکافهای
#املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۱۰/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) اسمهای پایانیافته به واکۀ e، مانند «خانه» و «پسته»، در پیوند با پسوند صفتسازِ «ـی»، صامت میانجی میگیرند. این صامت یا «گ» است یا «ا». پس «خانه» + «ـی» میشود «خانگی» (مثلاً گربۀ خانگی) و «پسته» + «ـی» میشود «پستهای» (مثلاً گز پستهای).
۲) در فارسی، فقط سه «اسم» داریم که وقتی «ـی»یِ صفتساز به آنها افزوده میشود، صامت میانجی «گ» میگیرند: «خانه»، «خانواده»، «هفته»، که بهترتیب میشوند «خانگی»، «خانوادگی»، «هفتگی». بهجز این سه «اسم»، هر اسمی که پایانیافته به واکۀ e باشد، در پیوند با «ـی»یِ صفتساز، با صامت میانجی «ا» میآید:
اروگوئهای
اسطورهای
افسانهای
پستهای
پنبهای
تابهای
تختهای
تودهای
خامهای
روزنامهای
سرمهای
قهوهای
کُرهای
نسکافهای
#املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۱۰/۲۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍3
همگی با «-گی»!
صفتهایی که پایانشان صدای e دارند، مانند «تیره» و «بیملاحظه» و «روزمره»، در پیوند با پسوند اسمسازِ «-ی»، همیشه صامت میانجی «گ» میگیرند. پس «تیره» + «-ی» میشود «تیرگی» و «بیملاحظه» + «-ی» میشود «بیملاحظگی» و «روزمره» + «-ی» میشود «روزمرّگی».
یادآوری:
دو واژۀ «ساختگی» و «همیشگی» استثنا و برخلاف قاعدهاند، چون «ساختگی» باید اسم باشد، ولی صفت است و «همیشه» نیز در «همیشگی» قید است، نه اسم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
صفتهایی که پایانشان صدای e دارند، مانند «تیره» و «بیملاحظه» و «روزمره»، در پیوند با پسوند اسمسازِ «-ی»، همیشه صامت میانجی «گ» میگیرند. پس «تیره» + «-ی» میشود «تیرگی» و «بیملاحظه» + «-ی» میشود «بیملاحظگی» و «روزمره» + «-ی» میشود «روزمرّگی».
یادآوری:
دو واژۀ «ساختگی» و «همیشگی» استثنا و برخلاف قاعدهاند، چون «ساختگی» باید اسم باشد، ولی صفت است و «همیشه» نیز در «همیشگی» قید است، نه اسم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
نشانهگذاری منادا
در دستورزبان، «منادا» کسی یا چیزی است که خطابش میکنیم. منادا یا ابتدای جمله میآید یا وسط جمله یا پایان جمله.
۱) در ابتدای جمله، بعد از آن ویرگول میآید: «ای پسر، خیال محال از سر بهدر کن.» (گلستان)
۲) در وسط جمله، قبل و بعد از آن ویرگول میآید: اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور. (فروغ فرخزاد)
۳) در پایان جمله، قبل از آن ویرگول میآید: پسر با دستهگل آمد خانه. مادرش گفت: این گلها را از کجا آوردهای، پسرم؟ (از اینترنت)
یادآوری:
در خطابهای رسمی یا همراه با تأکید و شدت یا هرگونه بار عاطفیِ خاص، بعد از منادا، علامت تعجب گذاشته میشود: «آهای مردم! [...] ببینید این زنکۀ بیچشمورو چه به روز من آورده!» (صادق هدایت، علویه خانم، ص ۳۲)؛ «آقای رئیسجمهور! اصلاً همهٔ ما بد و شما خوب.» (مشرقنیوز)
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در دستورزبان، «منادا» کسی یا چیزی است که خطابش میکنیم. منادا یا ابتدای جمله میآید یا وسط جمله یا پایان جمله.
۱) در ابتدای جمله، بعد از آن ویرگول میآید: «ای پسر، خیال محال از سر بهدر کن.» (گلستان)
۲) در وسط جمله، قبل و بعد از آن ویرگول میآید: اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور. (فروغ فرخزاد)
۳) در پایان جمله، قبل از آن ویرگول میآید: پسر با دستهگل آمد خانه. مادرش گفت: این گلها را از کجا آوردهای، پسرم؟ (از اینترنت)
یادآوری:
در خطابهای رسمی یا همراه با تأکید و شدت یا هرگونه بار عاطفیِ خاص، بعد از منادا، علامت تعجب گذاشته میشود: «آهای مردم! [...] ببینید این زنکۀ بیچشمورو چه به روز من آورده!» (صادق هدایت، علویه خانم، ص ۳۲)؛ «آقای رئیسجمهور! اصلاً همهٔ ما بد و شما خوب.» (مشرقنیوز)
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤2👍1
دربارۀ «بچه» و «بچگانه»
واژۀ «بچه»، در فارسی میانه (= دورۀ اشکانی و ساسانی)، «وچَّگ» (waččag) بوده و در فارسی نو (= فارسیِ پس از اسلام)، بهصورت «بچّـَ» (bačča) درآمده (با تبدیل «و» به «ب» و حذف «گ») و سپس با املای «بچه» نوشته شدهاست. بنابراین هنگامی که «-انه»یِ صفتساز به آن افزوده میشود، «گ»، که جزو واژه بوده و حذف شدهاست، دوباره به تلفظ میآید و در خط نوشته میشود. پس «بچه» + «-انه» میشود «بچگانه». ازاینرو املای *بچهگانه نادرست است. «بچه» + «-ی» نیز با املای «بچگی» نوشته میشود، نه *بچهگی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
واژۀ «بچه»، در فارسی میانه (= دورۀ اشکانی و ساسانی)، «وچَّگ» (waččag) بوده و در فارسی نو (= فارسیِ پس از اسلام)، بهصورت «بچّـَ» (bačča) درآمده (با تبدیل «و» به «ب» و حذف «گ») و سپس با املای «بچه» نوشته شدهاست. بنابراین هنگامی که «-انه»یِ صفتساز به آن افزوده میشود، «گ»، که جزو واژه بوده و حذف شدهاست، دوباره به تلفظ میآید و در خط نوشته میشود. پس «بچه» + «-انه» میشود «بچگانه». ازاینرو املای *بچهگانه نادرست است. «بچه» + «-ی» نیز با املای «بچگی» نوشته میشود، نه *بچهگی.
#واژهشناسی #املا_رسمالخط
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
❤1
بهمناسبت ۱۹ ژانویه
روز پاپکورن
واژۀ «پاپکورن» (دانۀ بوداده و پفکردۀ نوعی ذرت) از pop به معنای «ترکیدن» و corn به معنای «ذرت» تشکیل شدهاست. از سدۀ نوزدهم، در برخی از ایالتهای آمریکا، ابتدا آن را در گوشۀ خیابانها و با نام pearl (= «مروارید») میفروختند و سپس به یک خوراکی و میانوعدۀ دوستداشتنی بهویژه در تئاتر و سینما تبدیل شد که در آمریکا و دیگر کشورها به «پاپکورن» شهرت یافت.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی برابرنهاد «ذرتپفکی» را برای «پاپکورن» پیشنهاد کردهاست که در میان مردم، به نامهای دیگری معروف است: «پفیلا» (نام تجاری)، «چسفیل و پفِفیل» (که وجه نامگذاریِ این دو نامعلوم است)، «ذرت بوداده»، «شکوفهذرت»، «گُلبلال»، «نُقل پیرزن» (شاید بهدلیل ارزانی و در دسترس بودنِ آن نسبتبه دیگر شیرینیها و خوراکیها). «پاپکورن»، «پفیلا»، و «پفِفیل»، بهترتیب، بیشترین بسامد را در فارسی امروز دارند.
۱۳۹۹/۱۰/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
روز پاپکورن
واژۀ «پاپکورن» (دانۀ بوداده و پفکردۀ نوعی ذرت) از pop به معنای «ترکیدن» و corn به معنای «ذرت» تشکیل شدهاست. از سدۀ نوزدهم، در برخی از ایالتهای آمریکا، ابتدا آن را در گوشۀ خیابانها و با نام pearl (= «مروارید») میفروختند و سپس به یک خوراکی و میانوعدۀ دوستداشتنی بهویژه در تئاتر و سینما تبدیل شد که در آمریکا و دیگر کشورها به «پاپکورن» شهرت یافت.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی برابرنهاد «ذرتپفکی» را برای «پاپکورن» پیشنهاد کردهاست که در میان مردم، به نامهای دیگری معروف است: «پفیلا» (نام تجاری)، «چسفیل و پفِفیل» (که وجه نامگذاریِ این دو نامعلوم است)، «ذرت بوداده»، «شکوفهذرت»، «گُلبلال»، «نُقل پیرزن» (شاید بهدلیل ارزانی و در دسترس بودنِ آن نسبتبه دیگر شیرینیها و خوراکیها). «پاپکورن»، «پفیلا»، و «پفِفیل»، بهترتیب، بیشترین بسامد را در فارسی امروز دارند.
۱۳۹۹/۱۰/۳۰
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
پیشوندوارۀ «پُر-»
«پُر-» بهاصطلاح پیشوندواره است و همان صفتِ «پُرِ» فارسی است. این پیشوندواره با واژۀ پس از خود، درمجموع، یک صفتِ مرکب میسازد و همواره بیفاصله نوشته میشود. ساختِ این صفتها معمولاً به این صورت است: «پُر-» + اسم یا بن مضارع فعل. مثال:
پرآب، پربرکت، پربیننده، پرپیچوخم، پرتوان، پرجمعیت، پرجنبوجوش، پرچانه، پرچربی، پرخطر، پردرآمد، پردردسر، پررفتوآمد، پررنگ، پرستاره، پرشتاب، پرطرفدار، پرفروش، پرکالری، پرمدعا، پرمغز، پرهیاهو؛ پرجوش، پرخواب، پرخور، پرگو.
یادآوری:
صفتِ «پُر» گاهی در نقشِ قید نیز بهکار میرود. در این صورت، همیشه بافاصله نوشته میشود و به معنای «بسیار، خیلی و فراوان» است. مثال (شواهد از فرهنگ بزرگ سخن است):
- «نطنز از اصفهان پُر دور نیست.» (جمالزاده)
- لاف از سخن چو دُر توان زد/ آن خشت بُوَد که پُر توان زد (نظامی)
۱۳۹۹/۱۱/۰۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«پُر-» بهاصطلاح پیشوندواره است و همان صفتِ «پُرِ» فارسی است. این پیشوندواره با واژۀ پس از خود، درمجموع، یک صفتِ مرکب میسازد و همواره بیفاصله نوشته میشود. ساختِ این صفتها معمولاً به این صورت است: «پُر-» + اسم یا بن مضارع فعل. مثال:
پرآب، پربرکت، پربیننده، پرپیچوخم، پرتوان، پرجمعیت، پرجنبوجوش، پرچانه، پرچربی، پرخطر، پردرآمد، پردردسر، پررفتوآمد، پررنگ، پرستاره، پرشتاب، پرطرفدار، پرفروش، پرکالری، پرمدعا، پرمغز، پرهیاهو؛ پرجوش، پرخواب، پرخور، پرگو.
یادآوری:
صفتِ «پُر» گاهی در نقشِ قید نیز بهکار میرود. در این صورت، همیشه بافاصله نوشته میشود و به معنای «بسیار، خیلی و فراوان» است. مثال (شواهد از فرهنگ بزرگ سخن است):
- «نطنز از اصفهان پُر دور نیست.» (جمالزاده)
- لاف از سخن چو دُر توان زد/ آن خشت بُوَد که پُر توان زد (نظامی)
۱۳۹۹/۱۱/۰۶
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
٪۵۰ تخفیف ویژه تا ۱۵ بهمن
❌هرگز تمدید نخواهد شد!❌
@lisa_alzahra
ثبتنام در تلگرام:
@Zeinabmohebbi
ثبتنام در واتساپ:
09217634135
ثبتنام در دایرکت اینستاگرام انجمن:
instagram.com/lisa_alzahra
۱۰۰ها نکتۀ جدید و رایگان ویرایش:
t.me/joinchat/AAAAADvvnNsMLwJJzRkWqQ
❌هرگز تمدید نخواهد شد!❌
@lisa_alzahra
ثبتنام در تلگرام:
@Zeinabmohebbi
ثبتنام در واتساپ:
09217634135
ثبتنام در دایرکت اینستاگرام انجمن:
instagram.com/lisa_alzahra
۱۰۰ها نکتۀ جدید و رایگان ویرایش:
t.me/joinchat/AAAAADvvnNsMLwJJzRkWqQ
این شعر چند اشکالِ فاصلهگذاری دارد؟: چو منصور از مراد آنان که بردارند بردارند/ بدیندرگاه حافظ را چو می خوانند میرانند// دراین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند نازآرند/ که با این درد اگر دربند درمانند در مانند (پاسخ و نکاتش فردا شب...)
Anonymous Poll
32%
۴ اشکال
37%
۶ اشکال
27%
۸ اشکال
4%
۱۰ اشکال
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
این شعر چند اشکالِ فاصلهگذاری دارد؟: چو منصور از مراد آنان که بردارند بردارند/ بدیندرگاه حافظ را چو می خوانند میرانند// دراین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند نازآرند/ که با این درد اگر دربند درمانند در مانند (پاسخ و نکاتش فردا شب...)
نکات:
۱) اولین «بر دارند» یعنی «بهره دارند» (مَجازاً یعنی «بهرهمندند»): «بر» یعنی «بار و ثمر» (اسم) + فعل «داشتن».
۲) دومین «بر دارند» یعنی «بالای دار هستند»: «بر» (= «بالا») + دار + فعل ربطی.
۳) اولین «درمانند» یعنی «درمان هستند»: «درمان» + فعل ربطی.
۴) دومین «درمانند» فعل پیشوندی است: در + ماندن + شناسه.
۵) «بدین درگاه» و «در این» و «ناز آرند» و «در بندِ ...» بافاصله نوشته میشوند و «میخوانند» نیز نیمفاصله.
۶) بنابراین هشت اشکالِ فاصلهگذاری در این شعر بود.
پاسخ (ویراسته):
چو منصور از مراد آنان که بر دارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر در بند درمانند درمانند
۱۳۹۹/۱۱/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۱) اولین «بر دارند» یعنی «بهره دارند» (مَجازاً یعنی «بهرهمندند»): «بر» یعنی «بار و ثمر» (اسم) + فعل «داشتن».
۲) دومین «بر دارند» یعنی «بالای دار هستند»: «بر» (= «بالا») + دار + فعل ربطی.
۳) اولین «درمانند» یعنی «درمان هستند»: «درمان» + فعل ربطی.
۴) دومین «درمانند» فعل پیشوندی است: در + ماندن + شناسه.
۵) «بدین درگاه» و «در این» و «ناز آرند» و «در بندِ ...» بافاصله نوشته میشوند و «میخوانند» نیز نیمفاصله.
۶) بنابراین هشت اشکالِ فاصلهگذاری در این شعر بود.
پاسخ (ویراسته):
چو منصور از مراد آنان که بر دارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر در بند درمانند درمانند
۱۳۹۹/۱۱/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
۱) «فرسته» برابرنهادی برای واژۀ فرنگیِ «پُست» است (در انگلیسی، post؛ در فرانسوی، poste) و به معنای «متنهای کوتاهی که در شبکههای اجتماعی نوشته و بازنشر میشوند» نیز بهکار میرود.
۲) گفتنی است که این واژه، در فارسیِ قدیم، ازجمله در شاهنامه، به معنای کسی بوده که ازطرف شخصی و برای انجام کاری یا رساندنِ پیامی به جایی یا نزد کسی میرفتهاست:
به دل پُر ز کین شد، به رخ پُر ز چین
فرسته فرستاد زی شاه چین
فرستاد نزد برادر پیام
که جاوید زی، خرّم و شادکام
۳) شما هم این فرسته را برای دوستدارانِ زبان فارسی بازفرست کنید تا در همرسانی و ترویجِ این واژهٔ کهن و زیبای فارسی سهیم باشید.
۱۳۹۹/۱۱/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۲) گفتنی است که این واژه، در فارسیِ قدیم، ازجمله در شاهنامه، به معنای کسی بوده که ازطرف شخصی و برای انجام کاری یا رساندنِ پیامی به جایی یا نزد کسی میرفتهاست:
به دل پُر ز کین شد، به رخ پُر ز چین
فرسته فرستاد زی شاه چین
فرستاد نزد برادر پیام
که جاوید زی، خرّم و شادکام
۳) شما هم این فرسته را برای دوستدارانِ زبان فارسی بازفرست کنید تا در همرسانی و ترویجِ این واژهٔ کهن و زیبای فارسی سهیم باشید.
۱۳۹۹/۱۱/۲۳
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌2
چالش ویرایش داریم: 👇😊
t.me/Matnook_com/2503
۱۳۹۹/۱۱/۲۴
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
t.me/Matnook_com/2503
۱۳۹۹/۱۱/۲۴
سید محمد بصام
#تمرین_ویرایش
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
چالش ویرایش داریم: 👇😊 t.me/Matnook_com/2503 ۱۳۹۹/۱۱/۲۴ سید محمد بصام #تمرین_ویرایش @Matnook_com instagram.com/matnook_com
مهمترین اشکال عکسنوشته چیست؟ (پاسخ و نکات تا فردا قبل از ساعت ۲۱)
Anonymous Poll
35%
۱) نشانهگذاری
19%
۲) فاصلهگذاری
37%
۳) زبانی (فعل)
8%
۴) املا و رسمالخط
پاکنویس
دستیار هوشمند نگارش فارسی
«پاکنویس» ویراستارِ برخطی در قالب نرمافزار است که به شما کمک میکند فارسی را درست بنویسید، در وقت خود صرفهجویی کنید و از نگارش و ویرایش در واژهپرداز وُرد لذت ببرید.
بارگیری و نصب نسخۀ ویندوز:
paknevis.ir
۱۳۹۹/۱۱/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
دستیار هوشمند نگارش فارسی
«پاکنویس» ویراستارِ برخطی در قالب نرمافزار است که به شما کمک میکند فارسی را درست بنویسید، در وقت خود صرفهجویی کنید و از نگارش و ویرایش در واژهپرداز وُرد لذت ببرید.
بارگیری و نصب نسخۀ ویندوز:
paknevis.ir
۱۳۹۹/۱۱/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
مهمترین اشکال عکسنوشته چیست؟ (پاسخ و نکات تا فردا قبل از ساعت ۲۱)
پاسخ (ویراسته):
عطرها بیرحمترین عناصر زمین هستند (/ زمیناند)؛ بیآنکه بخواهی، تو را میبرند تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان، تا پای غرور جنگیدهای.
نکات:
۱) دو مصدرِ «استن» و «هستن» بهعنوان فعل ربطی نیز بهکار میروند، با این تفاوت که گاهی «هستن» مؤکدتر است یا رسمیتر تلقی میشود. بنابراین، هم میتوان نوشت «زمیناند» و هم «زمین هستند».
۲) پس از «هستند»، سهنقطه نابجاست و باید نقطهویرگول گذاشت، زیرا «عطرها» به قرینۀ لفظی حذف شده و در ادامه نیامدهاست. درواقع جمله اینگونه بوده: «...؛ عطرها بیآنکه بخواهی، ...».
۳) بعد از «بیآنکه بخواهی» و «برای فراموشیشان»، چون نقشِ قیدی دارند، ویرگول میآید.
۴) «جنگیدهای» درست است، نه *جنگیدی، زیرا ماضی نقلی است، نه ماضی ساده. و مهمترین اشکالِ متن نیز همین بود.
۱۳۹۹/۱۱/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
عطرها بیرحمترین عناصر زمین هستند (/ زمیناند)؛ بیآنکه بخواهی، تو را میبرند تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان، تا پای غرور جنگیدهای.
نکات:
۱) دو مصدرِ «استن» و «هستن» بهعنوان فعل ربطی نیز بهکار میروند، با این تفاوت که گاهی «هستن» مؤکدتر است یا رسمیتر تلقی میشود. بنابراین، هم میتوان نوشت «زمیناند» و هم «زمین هستند».
۲) پس از «هستند»، سهنقطه نابجاست و باید نقطهویرگول گذاشت، زیرا «عطرها» به قرینۀ لفظی حذف شده و در ادامه نیامدهاست. درواقع جمله اینگونه بوده: «...؛ عطرها بیآنکه بخواهی، ...».
۳) بعد از «بیآنکه بخواهی» و «برای فراموشیشان»، چون نقشِ قیدی دارند، ویرگول میآید.
۴) «جنگیدهای» درست است، نه *جنگیدی، زیرا ماضی نقلی است، نه ماضی ساده. و مهمترین اشکالِ متن نیز همین بود.
۱۳۹۹/۱۱/۲۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌2