Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: «بنابه» و «بنابر» حرف اضافۀ مرکب است و به همین دلیل بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: بنابر گزارش‌های سازمان، بنابه مستندات پرونده، ... . «بنابراین» نیز، به‌معنای «پس»، حرف ربط مرکب و قاموسی است. به همین دلیل همۀ اجزایش نزدیک نوشته می‌شود.
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
زِلّ آفتاب

املای «زِل»، به‌معنای «نهایت تابش و سوزندگی آفتاب»، به همین صورت با «ز» درست است. مثال:
«توی زل آفتاب ... یک‌مرتبه از پشت بوته‌های بادمجان پیداش می‌شد.» (جمال میرصادقی، چشمهای من، ص ۹)

یادآوری:
۱) سه واژۀ دیگر هم داریم:
- ذُل: خواری (هم‌خانواده: «ذلت» و «ذلیل»)
- ضُل: خطا و اشتباه (هم‌خانواده: «ضلالت»، «ضال» (گمراه)، «مُضِل» (گمراه‌کننده))
- ظِل: سایه («ظل‌الله» یعنی «سایۀ خدا» که لقب شاهان بود. تعبیرِ «در "ظلِ" عنایتِ ...» نیز با همین املاست.)

۲) «زُل» به معنای «خیره» و «زُل زدن» به معنای «خیره شدن» با «ز» است:
- «زل توی چشم‌هایم نگاه می‌کرد.»
- «هما‌ن‌طور بی‌حرکت نشسته بود و به ما زل زده بود.»

۳) «ذِلّه» و «ذِلّه شدن/ کردن» نیز با «ذ» نوشته می‌شود:
- «همۀ ما از دست حاجیه‌خانم ذلّه شده بودیم.»

سید محمد بصام
@Matnook_com
3
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک‌ نکته‌ات بگویم! یکی از کاربردهای نقطه‌ویرگول قبل از جمله‌ای است که از نظر دستوری کامل است، ولی نمی‌تواند به‌تنهایی به‌کار رود، چون فقط با جملۀ پیش از خود معنا می‌یابد و کاملاً به آن مرتبط است. بنابراین جملۀ تصویر را این‌گونه نشانه‌گذاری می‌کنیم: «جدایی…
یکی از رایج‌ترین کاربردهای نقطه‌ویرگول در ابتدای جمله‌ای است که نهاد/ فاعل یا دیگر اجزای آن به قرینۀ لفظی حذف شده باشد. بنابراین جملۀ تصویر را باید این‌گونه نشانه‌گذاری کرد:
«از کسی متنفر نیستم؛ تنها خسته‌ام. برای همین می‌روم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانه‌ای تاریک! من غلام خانه‌های روشنم.»
t.me/Matnook_com/2183
یادآوری:
آوردنِ «فقط»، در جملۀ دوم، مناسب‌تر از «تنها» است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👏2
فاصله‌گذاری «آن» و «این»

«آن» و «این» همیشه با واژۀ پس از خود بافاصله نوشته می‌شوند، مگر در واژه‌های زیر که پیوسته یا با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:

- آن‌که، آنجا، آنجایی، آن‌جور، آن‌جوری، آن‌چنان، آن‌چنانی، آنچه، آن‌سان، آن‌طور، آن‌طورها، آن‌قدر، آن‌قدرها، آن‌کاره، آنگاه، آن‌گونه، آن‌وقت، آن‌ها، آن‌همه، آن‌یکی.

- این‌که،‌ اینجا، اینجانب / این‌جانب، این‌جور، این‌جوری، این‌چنین، این‌چنینی، این‌سان، این‌طور، این‌طوری، این‌قدر، این‌قدری، این‌قدرها، این‌کاره، این‌گونه، این‌ها، این‌همه، این‌یکی.
#فاصله‌گذاری
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔺ذن و هنر شاد زیستن ناشر: گوتنبرگ ویراستار: t.me/Matnook_01/708 @Matnook_com instagram.com/matnook_com
🔺نگرش کلی به نظام اسلامی

ناشر: نشر معارف
این کتاب در مؤسسۀ متنوک ویرایش شده‌است.
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«کارتن» یا «کارتون»؟

۱) «کارتن» (در فرانسوی: carton) نوعی جعبۀ مقوایی است که برای بسته‌بندی اجناس مختلف استفاده می‌شود. مثال: کارتن‌کار، کارتن‌ساز، کارتن‌خواب.

۲) «کارتون» (در انگلیسی: cartoon) نقاشی‌های متحرکی است که در سینما یا تلویزیون به نمایش گذاشته می‌شود. مثال: کارتون عروسکی، کارتون سینمایی، کارتون فارسی.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👏1
یک نکته‌ات بگویم!

«*بی‌هیچ ...» واژه نیست که با نیم‌فاصله نوشته شود، بلکه یک گروه حرف‌اضافه‌ای در نقش قید است و بنابراین کاملاً بافاصله نوشته می‌شود: بی هیچ گزندی، بی هیچ کلامی، و ... . این گروه تشکیل شده‌است از «بی» (حرف اضافه) + یک گروه اسمی: «هیچ» (صفت) + اسم (که معمولاً یک «-ی» نکره هم در پایانِ اسم افزوده می‌شود).
#فاصله‌گذاری #دستورزبان
۱‌۳۹‌۹/۰‌‌۹/۱‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
۲ قاعدۀ املایی

به کسی که از مردم رومانی باشد یا به چیزی که منسوب به آن کشور باشد «رومانیایی» می‌گویند،‌ مانند «کودکان رومانیایی» یا «رسانۀ رومانیایی». همچنین به کسی که از مردم ساری یا اهل آن شهر باشد «سارَوی» می‌گویند، مانند «شهروندان ساروی» یا «کشتی‌گیر ساروی». بنابراین هنگامی که پسوند صفت‌سازِ «-ی» به برخی از واژه‌های مختوم به «ی» می‌پیوندد:

۱) یا «-ایی» به واژه اضافه می‌شود: شیمی + -ایی ← شیمیایی؛ مالزی + -ایی ← مالزیایی.

۲) یا «ی» پایانیِ واژه به «ـَو» تبدیل می‌شود: مانی ← مانَوی؛ دهلی ← دهلوی.

سید محمد بصام
@Matnook_com
«مرسی» فارسی است!

برخی به‌کار بردنِ واژه‌های فرنگی را مطلقا نمی‌پسندند و برخی نیز گمان کرده‌اند که تکرارِ یک واژۀ مشخص، در موقعیت‌های گوناگون، مانند همین «مرسی»، نشانۀ تنبلیِ زبانی است و یا زبان را از تنوع می‌اندازد. در این فرسته، بی‌آنکه درصدد رد یا تأیید سخنی باشم، به چند نکته اشاره می‌کنم و تأکید می‌کنم که سخن بیشتر بر سر گفتار مردم است (از خواص تا عوام):

۱) اهل زبان معمولاً می‌کوشند سخنشان را از کوتاه‌ترین راه‌ و با کمترین لفظ بگویند. پس یا از سروتهِ گفتارشان می‌زنند و یا کوتاه‌ترین تعبیرها را برمی‌گزینند. به این «کم‌کوشیِ زبانی» می‌گویند. «مرسی» یکی از کوتاه‌ترین واژه‌هایی است که در فارسی داریم. هم کوتاه است، هم خوش‌آواست و هم آسان‌تر و سریع‌تر از برابرهایش ادا می‌شود: «سپاس/ سپاس‌گزارم»، «ممنون/ ممنونم»، «تشکر/ متشکرم/ تشکر می‌کنم»، و ... .

۲) در گفتار، و حتی در نوشتار، برای تشکر کردن از هر کسی و در هر مقامی، واژه‌ای مناسب به‌کار می‌بریم. مثلاً ممکن است به همسر یا دوست صمیمی‌مان بگوییم «مرسی»، به رانندۀ تاکسی بگوییم «ممنون»، به رئیس اداره بگوییم «مچکرم»، و در یک مصاحبۀ تلویزیونی بگوییم «سپاس‌گزارم». شاید «مرسی» کمابیش بسامد بیشتری در گفتار داشته باشد، ولی طبعاً به همۀ مخاطبانمان «مرسی» نمی‌گوییم. پس در موقعیتِ غیررسمی و برای ابراز صمیمیتِ بیشتر، می‌گوییم «مرسی» و در حالت معمولی، ممکن است بگوییم «ممنون» و در حالت رسمی، «تشکر یا سپاس‌گزاری یا قدردانی می‌کنیم».

۳) می‌دانیم که بعد از عربی، بیشترین وام‌واژه‌ها در فارسی از زبان فرانسوی است و بسیاری از آن‌ها حتی معادل ندارند. «مرسی» معادل دارد، ولی چرا به حیات خود ادامه می‌دهد؟ آیا به این دلیل که مردم سایر معادل‌هایش را نمی‌دانند؟ یا نکند دچار تنبلیِ زبانی شده‌اند؟ هیچ‌کدام. پاسخ در نکتۀ اول و دوم گذشت: کوتاهی و خوش‌آوایی؛ یک امکان از امکاناتِ زبان برای تشکر کردن در موقعیت‌های غیررسمی همراه با ابراز صمیمیت.

۴) بله، برخی از افراد علاقه و تمایلِ فراوانی به استعمال واژه‌ها و تعابیر فرنگی دارند و حتی می‌کوشند معادل فرنگیِ واژه‌ها را بیشتر به‌کار ببرند، چون گمان می‌کنند این کار موجب تشخّصشان می‌شود و لابد آن‌ها را خاص جلوه می‌دهد. این البته نوعی گرفتاری و نشانۀ بیگانه‌دوستی و خودکم‌انگاریِ فرهنگی است. اما دست‌کم شامل «مرسی» نمی‌شود، چون از واژه‌های جاافتاده و فارسیده است. («فارسیده» یعنی «فارسی‌شده».)

۵) آیا «مرسی» فرانسوی است؟ هم آری هم خیر! واژه‌های زبان فارسی، به یک اعتبار، دو گونه‌اند: واژه‌هایی که اصالتاً فارسی‌اند؛ واژه‌هایی که هویتاً فارسی‌اند. بسیاری از واژه‌ها سال‌ها و بلکه قرن‌هاست که مهمان زبان فارسی شده‌اند و در بافت‌ها و حتی معانیِ گوناگون نیز به‌کار می‌روند. این‌ها گرچه اصالتی غیرفارسی‌ دارند، اما هویتی فارسی‌ یافته‌اند و جزو واژگان این زبان‌ شده‌اند، مانند واژه‌های فرانسویِ «آسفالت، آنتن، بانک،‌ بلوک، بلیت، بودجه، پرانتز، تابلو، تلفن، دوش، رژیم، شومینه، فیلم، کافه، کنکور، مانتو، موتور» و هزاران واژۀ دیگر.

۶) وقتی می‌خواهیم دربارۀ کاربرد واژه‌ای سخن بگوییم، ابتدا باید مشخص کنیم که مقصودمان دقیقاً چیست. آیا کاربرد آن در گفتار مدنظر است یا در نوشتار. برخی از واژ‌ه‌ها معمولاً در گفتار به‌کار می‌روند و، در نوشتار، یا به‌کار نمی‌روند و یا بسیار کمتر به‌کار می‌روند. «مرسی» جایگاهی در نوشتار ندارد، مگر به‌ندرت در نوشتارهای غیررسمی. البته می‌توان مثلاً از «مرسی» در برخی از گفت‌وگوهای داستان یا رمان بهره بُرد و اشکالی هم ندارد. بنگرید (شاهدها از فرهنگ بزرگ سخن است):
- «رو کردم به کلْفت و گفتم: مرسی، من چیزی نمی‌خواهم.» (بزرگ علوی)
- «در جواب، سرش را تکان داد و گفت: مرسی.» (صادق هدایت)

۷) در پایان، فراموش نکنیم که تکرارِ یک واژه برای یک مفهوم لزوماً ناپسند نیست و زبان را هم از تنوع نمی‌اندازد و ارتباطی هم صرفاً به تنبلیِ زبانی ندارد، زیرا مثلاً فارسی‌زبانان، در رفت‌وآمدها و موقعیت‌های گوناگون، همیشه اول «سلام» می‌کنند و در پایان «خداحافظی». کمتر کسی «درود» و «بدرود» می‌گوید. پس باید بگوییم زبان از تنوع افتاده؟ تنبل شده‌ایم؟ بیاییم از این پس، به‌جای «سلام» و «خداحافظ»، از واژه‌های مشابه و متنوع استفاده کنیم؟ البته اگر دوست دارید، مختارید که استفاده کنید. اما استفادۀ دیگران از یک واژۀ خاص را به حساب تنبلی یا هر چیزِ دیگری نگذارید. مرسی! 😊

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍3
«مابازا» یا «مابه‌ازا»؟

واژۀ عربی «مابازاء»، به معنای «آنچه در مقابل چیزی قرار دارد یا داده می‌شود»، مرکب است از «ما» + «بـ» + «ازاء». پس املای درست آن «مابازاء» است، نه *مابه‌ازاء، چون «بـ» حرف جَرِّ عربی است، نه حرف اضافۀ فارسی.
همزه یا به‌اصطلاح «بست چاکنایی» در فارسی تلفظ نمی‌شود. بنابراین می‌نویسیم «مابازا» (بدون همزۀ پایانی)، مانند «آرا، اعضا، املا، انشا». در حالت اضافه، فقط «یِ»یِ میانجی افزوده می‌شود: «۱۲ روز کسر خدمت مابازای یک ماه ایثارگری» (از یک وبگاه خبری).

یادآوری:
این پنچ واژه به همین صورت نوشته می‌شوند (یعنی با «به»): «مابه‌الاختلاف»، «مابه‌الاشتراک»، «مابه‌الامتیاز»، «مابه‌التفاوت»، «مابه‌النزاع». البته این «به»ها حرف جَرّ + ضمیرند، نه «به»ی فارسی.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱۳۹‌۹/‌۰۹/‌۲۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
1
«برآیند» و «فرایند»

۱) «برآیند»، به معنای «نتیجه و حاصل»، متشکل است از بر- + آی (از «آمدن») + ـَ‌ند، که بیشتر با «آ» نوشته می‌شود. این واژه را می‌توان با «برآورد» مقایسه کرد.

۲) «فرایند»، به معنای «مجموعه‌ای از عملکردهای گوناگون برای رسیدن به نتیجه‌ای مشخص» (process)، متشکل است از فرا- + آی (از «آمدن») + ـَ‌ند، که درواقع کوتاه‌شدۀ «فراآیند» است. این واژه را می‌توان با «فراورده» مقایسه کرد که کوتاه‌شدۀ «فراآورده» است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
با کودکی ما چه کردید، آقای قاضی؟
(به‌مناسبت بیست‌وهشتمین سالگرد انتشار روزنامهٔ همشهری)
فرهاد قربان‌زاده

‏سال ٧٢ بود که روزنامۀ نوپای ⁧همشهری⁩ شروع به انتشار ضمیمه‌ای کرد به نام ⁧آفتابگردان⁩. آفتابگردانِ دوست‌داشتنی، تنها روزنامۀ کودکان در آن سال‌ها، ⁧نیم‌ورقی⁩ بود، ولی در ماه‌های اول، آن را بُرش نمی‌دادند. یعنی پس از خرید روزنامۀ همشهری، ‏باید آفتابگردان را از وسطِ روزنامه درمی‌آوردیم و از روی خطِ برش، آن را با قیچی می‌بُریدیم و لای هم می‌گذاشتیم تا صفحه‌ها درپی هم قرار گیرد. ‏همشهری و آفتابگردان تمام‌رنگی بودند و این مزیتِ بسیار مهمی برای این دو روزنامه در آن سال‌ها بود.
آفتابگردان نویسنده‌پرور هم بود و ازجمله، ‏⁧مژگان کلهر⁩ و ⁧افسانه شعبان‌نژاد⁩ و ⁧اسدالله شعبانی⁩ و ⁧چیستا یثربی⁩ و ⁧آتوسا صالحی⁩ در آن قلم می‌زدند. در بزرگسالی، که نام این نویسنده‌ها را اینجاوآنجا دیدم، به‌یاد آوردم که روزهای سیاهِ برخی کودکان در سال‌های نیمۀ نخست دهۀ هفتاد را همین‌ها رنگی کرده بوده‌اند. پس از چندی، آفتابگردان روزنامۀ مستقلی شد و جدای از همشهری فروخته می‌شد. هر روز به دکۀ روزنامه‌فروشیِ نزدیک خانه‌مان می‌رفتم و یک نسخه همشهری برای پدرم و یک نسخه آفتابگردان برای خودم می‌خریدم و با ولع، روزنامه‌ام را می‌خواندم.
آفتابگردان نه خیلی سیاست‌زده بود و نه خیلی مذهبی. ‏ذهن کودکان را تک‌بعدی بار نمی‌آورد و می‌کوشید از آنان فردی وارسته و پرسشگر و آگاه بسازد. جدول و داستان و شعر و خبر و لطیفه و سرگرمی و اطلاعاتِ عمومی بخشی از مطالب آفتابگردان بود. ‏اما، این تنها دلخوشیِ کودکانِ آن روز دیری نپایید و آفتابگردان در سال ١٣٧۶ توقیف شد. ‏این خبر برای منِ کودکِ دوازده‌ساله آن‌قدر تلخ بود که هنوز پس از ٢٣ سال و هنگام نوشتن این متن، بغض گلویم را می‌فشارد. ‏دیگر روزنامه‌ای نبود و روزنامۀ ⁧گنبد کبود⁩ و مجلۀ ⁧بچه‌ها گل‌‌آقا دولت مستعجل بودند. ⁧کیهان بچه‌ها⁩ و ⁧سروش کودکان⁩ هم در دکۀ روزنامه‌فروشی محلۀ ما توزیع نمی‌شد. ‏⁧قاضی⁩ محترم شعبۀ ٢۶ ⁧دادگاه عمومی تهران⁩، به‌دلیل طنز چاپ‌شده در صفحۀ آخر آفتابگردان، روزنامه را توقیف کرد و این‌گونه، ده‌ها هزار کودک ایرانی از تنها روزنامۀ خود محروم ماندند. در آن شماره، عملکرد صداوسیما در نادیده گرفتنِ یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ١٣٧۶ نقد شده بود.
سه سال پیش، در یک کتاب‌فروشی، لوگوی کودکانۀ آفتابگردان عزیز را روی عطف کتابی دست‌دوم و جلدسخت دیدم! دورۀ صحافی‌شدۀ آفتابگردان بود. ناخواسته چهارزانو نشستم، کتاب را روی زمین گذاشتم، دستم را جلو صورتم گرفتم و پیش چشم مردم با صدای بلند گریستم! با کودکی ما چه کردید، آقای قاضی؟

سید محمد بصام
@Matnook_com
👏5👍1
«تایپوگرافی» چیست؟

«تایپوگرافی» (typography) یعنی «هنر و فنی که در آن، طراح با تغییر عناصر متن، مانند اندازه و فاصله و شکل حروف، زبان بصریِ خاصی برای حروف‌نگاری به‌وجود می‌آورَد». «نویسه‌نگاری» برابرنهادِ فارسیِ آن است و به کسی که این کار را می‌کند «نویسه‌نگار» (typographer) می‌گویند.

یادآوری:
۱) «نویسه» برابرنهادِ فارسیِ character است.
۲) «حروف‌نگاری» و «حروف‌نگار» نیز به‌ترتیب برابرنهادِ فارسیِ type و typist است.
۳) در دهه‌های گذشته، به کسی که حروف سربی را در چاپخانه کنار هم می‌چید و آن‌ها را برای چاپ کتاب آماده می‌کرد «حروف‌چین» می‌گفتند و به این کار «حروف‌چینی». امروزه چون این کار به‌وسیلۀ رایانه و معمولاً با واژه‌پرداز وُرد انجام می‌شود، به آن «حروف‌نگاری» می‌گویند. بنابراین «حروف‌نگار» غیر از «حروف‌چین» است و کارش «حروف‌نگاری» است، نه «حروف‌چینی».
#واژه‌شناسی
۱۳‌۹۹‌/۰‌۹/‌۲۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«چای برای بدن مانند موسیقی است برای روح.» (ارلین گری)

ای چای، عصارۀ حیاتستی تو
قند و شکر و نقل و نباتستی تو
آن کس که تو را نخورد ازبهر چه زیست؟
جوهر، نه عَرَض، که ذاتِ ذاتستی تو!
(جویا جهانبخش)

سید محمد بصام
@Matnook_com
یک نکته‌ات بگویم!

اگر واژه‌ای مختوم به «-ای» بود و بعد از آن، فعل یا ضمیر یا «-ی» نکره آمد، آن را به این شیوه می‌نویسیم:
- فعل: من کُره‌ای‌ام، تو کُره‌ای‌ای، ...،‌ ما کُره‌ای‌ایم، شما کُره‌ای‌اید، آن‌ها کُره‌ای‌اند.
- ضمیر: پیراهن سرمه‌ای‌ام، سرمه‌ای‌ات، سرمه‌ای‌اش، سرمه‌ای‌مان، سرمه‌ای‌تان، سرمه‌ای‌شان.
- «-ی» نکره: شال قهوه‌ای‌ای که ... .

سید محمد بصام
@Matnook_com
گفتاری‌نویسی «به» + ضمیر

در گفتاری‌نویسی، حرف اضافۀ «به» را در پیوند با ضمیرهای شخصی به دو صورت می‌توان نوشت:

۱) صورتِ مؤکدی که e در «به» را h تلفظ می‌کنیم و بنابراین «ه» را سرهم می‌نویسیم: بِهِم، بِهِت، بِهِش، بِهِمون، بِهِتون، بِهِشون.
مثال برای behemun:
- «لطفاً خودتان را معرفی کنید. ما جناح راست هستیم. منتهیٰ توی خونه بِهِمون می‌گن اصول‌گرا، چپ‌ها بِهِمون می‌گن محافظه‌کار.» (ابراهیم نبوی، یک فنجان چای داغ، ص ۱۲۴)

۲) صورتِ نامؤکدی که e در «به» را همان e تلفظ می‌کنیم و بنابراین «ه» را با نیم‌فاصله می‌نویسیم: به‌م، به‌ت، به‌ش، به‌مون، به‌تون، به‌شون.
مثال برای beš:
- «ننه‌حبیب انگشتر عقیق را دور انگشتش گردانید: سیدخانوم، نِشاسّه براش خوبه. [...] امشب هم وخت خواب، به خورندِ یه خشخاش، تریاک به‌ش بده.» (صادق هدایت، علویه خانم و ولنگاری، ص ۲۹)

این را هم ببینید: شیوهٔ نگارش ضمیرهای شخصی پیوسته (۲).
#گفتاری‌نویسی
۱۳‌۹۹/‌۱۰‌/۰۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
یک نکته‌ات بگویم!

پیشوند تصریفی «می‌-»، چه در نوشتارِ معیار و چه در شکسته‌نویسی، همواره نیم‌فاصله نوشته می‌شود.
۱) معیار: می‌آیم، می‌اندیشد، می‌‌برده‌است، می‌خواهم بروم،‌ ... .

۲) شکسته: می‌آم، می‌افته، می‌اُوُرده‌ن، می‌اومد، می‌خواد، می‌ده، می‌رین، می‌گه،‌ می‌ندازه، بَرِش‌می‌گردونه، وای‌می‌سته،‌ ... .

سید محمد بصام
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک نکته‌ات بگویم!

واژه‌های مرکبی که از تکرار یک واژه ساخته می‌شوند نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
آرام‌آرام، آهسته‌آهسته، بریده‌بریده، بزن‌بزن، بخش‌بخش، پاره‌پاره، پرسان‌پرسان، پیش‌پیش، تکه‌تکه، حلقه‌حلقه، راه‌راه، سلانه‌سلانه، دوان‌دوان، ذره‌ذره، رفته‌رفته، کم‌کم، خیلی‌خیلی، یواش‌یواش، ... .

- سینه خواهم شرحه‌شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق (مولوی)
- اندک‌اندک خیلی شود و قطره‌قطره سیلی گردد. (سعدی)

سید محمد بصام
@Matnook_com
👌1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
۱ الگو برای ۱۰۰ها واژه!

صفت شمارشی (عدد) + اسم + «-ه» همیشه نیم‌فاصله نوشته می‌شود. مثال:
یک‌روزه، یک‌سویه، یک‌شبه، یک‌مَرده، دوپوسته، دودَهنه، دوزبانه، دوکاره، سه‌پایه، سه‌چرخه، سه‌تیغه، سه‌طلاقه، سه‌ماهه، چندکاره، چندمنظوره، چندماهه، چندموتوره، چندشغله، چندنفره، ۲۴ساعته، … .

سید محمد بصام
@Matnook_com
👌1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
«غائله» (در عربی، از ریشۀ «غ‌ول») به معنای «فتنه و آشوب و دعوا و بگومگو» است و املای آن به همین صورت با «غ» درست است، نه «ق».

یادآوری:
۱) ظاهراً این واژه تحت تأثیر «قیل‌وقال» یا «قافله» است که به‌اشتباه *قائله نوشته می‌شود.
۲) «غائله را خواباندن» نیز مَجازاً به معنای «فتنه و آشوب را از بین بردن» است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
ضمیر مبهم

۱) واژه‌هایی که بر شخص یا هر چیزِ مبهمی دلالت می‌کنند و همراه با اسم نمی‌آیند «ضمیر مبهم»‌ نامیده می‌شوند، مانند «یکی»، «دیگران» و «کسی» در این شاهدها:

- یکی درد و یکی درمان پسندد/ یکی وصل و یکی هجران پسندد (باباطاهر)
- دگران کاشتند و ما خوردیم/ ما بکاریم و دیگران بخورند (ملک‌الشعرا بهار)
- کسی نیست. بیا زندگی را بدزدیم. آن‌وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. (سهراب سپهری)

۲) ضمیرهای مبهمِ مرکب همواره نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
این‌وآن، کدام‌یک، هرکدام، هرکس، هرکسی، هرکه، هریک، همه‌کس، هیچ‌چیز، هیچ‌کدام، هیچ‌کس، هیچ‌یک.
۱‌۳۹۹‌/‌۱۰/۱‌۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com