Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
واژه‌های قرضی در فارسی.pdf
766.4 KB
#خواندنی‌ها
کورش صفوی، «واژه‌های قرضی در زبان فارسی»، نامۀ فرهنگ، شمارۀ ۱۹، ص ۹۶-۱۱۱
@Matnook_com
کتابخانۀ دیجیتال جهان
www.wdl.org

در اين وبگاه، كتاب‌های نادر، نقشه‌‌های تاريخی، نسخ خطی، ‌فيلم، عكس، و ... از كتابخانه‌های سراسر جهان به‌رایگان ارائه می‌شود.
@Matnook_com
فریماه

این نامِ فارسی و زیبا از دو تکواژِ «فَری» و «ماه» تشکیل شده است. «فَری» یعنی «دوست‌داشتنی» و «محبوب» و نیز «خجسته». بنابراین «فریماه» یعنی «ماهِ عزیز و دوست‌داشتنی و خوش‌یُمن». «فریماه» با «فریبرز» قابل‌مقایسه است، زیرا «بُرز» یعنی «قدوقامت» و «فریبرز» یعنی «خوش‌اندام» یا «کسی که قدوقامتِ زیبایی دارد».

یادآوری: «فریماه» عربی‌شدۀ «پریماه» نیست، چون «فری» و «پری» از دو ریشۀ متفاوت‌اند. «پری»* (در فارسیِ میانه، parīk) به‌معنای «ساحره» بوده و در فارسیِ نو، معمولاً به‌‌معنای «جن» به‌کار رفته است. «پری» در فارسی مَجازاً به‌معنی «زن زیبا» است. بنابراین «پریماه» یعنی «زنی به زیباییِ ماه».

* البته برخی «پری» را از ریشۀ «زادن» دانسته و «زاینده» معنا کرده‌اند، از این جهت که پری‌ها نماد زایش و باروری بوده‌اند.
منبع اصلی: محمد حسن‌دوست، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی
#واژه‌شناسی
۱۳‌۹‌۸/۱‌۲/۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
شیوه‌های_فرهنگ‌نویسی_در_لغت‌نامۀ.pdf
455.9 KB
به‌مناسبت ۷ اسفند
سالروز درگذشت علی‌اکبر دهخدا

علی‌اشرف صادقی، «شیوه‌های فرهنگ‌نویسی در لغت‌نامۀ دهخدا»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، ش ۲ (مهرماه ۱۳۸۸)، ص ۲-۳۹
#زبان‌شناسی #ادبیات
۱۳‌۹‌۸/۱‌۲/۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
کاچی بعض هیچّی!

۱) ضرب‌المثل «کاچی بعض هیچّی» تغییریافتۀ «کاچی بِهْ از هیچّی» است و در گفتار و متن‌های غیررسمی به‌کار می‌رود: «به‌ قول معروف، کاچی به از هیچّی.» (میگِل دِ سِروانتِس، دُن کیشوت، ترجمۀ محمد قاضی، ج ۱، ص ۱۹۲) در ادامه، با چرایی و چگونگی این تغییر آشنا می‌شویم و سپس به املای آن می‌پردازیم.

۱-۱) واج h به‌اصطلاح چاکنایی ـ سایشی است (یعنی از دهانۀ نای (کمی پایین‌تر از حلق) با تنگ شدن گذرگاه هوا ساخته می‌شود) و معمولاً تلفظ آن در فارسیِ گفتاری دشوار است. ازاین‌رو گاهی از پایان هجا حذف می‌شود، مانند «زِهوار» که به‌صورت /زِوار/، و «بِهْ از» که به‌صورت /be'az/ تلفظ می‌شود.

۱-۲) سپس، طبق قاعدۀ آوایی «همگونی واکه‌ای (= تأثیرپذیری واکۀ یک هجا از واکۀ هجای مجاور خود)»، واکۀ e (در «بِ») تحت تأثیر a (در «از») به واکۀ a تبدیل می‌شود، مانند «تَفرِقه» که به‌صورت /تَفرَقه/، و «مِنطَقه» که به‌صورت /مَنطَقه/ تلفظ می‌شود. بنابراین be'az نیز به‌صورت /ba'z/ تلفظ می‌شود.

۱-۳) در ادامه، طبق قاعدۀ آوایی «کشش جبرانی»، به‌دلیل حذف بست چاکنایی h، واکۀ a به :a (واکۀ کشیده) تبدیل می‌شود و بنابراین ba'z به‌صورت /ba:z/ (= کشیده) تلفظ می‌شود.

۱-۴) در نتیجه، فرایند تغییر «بِهْ از» به «بعض»، در گفتار، چنین است:
beh az > be'az > *ba'az > ba'z > ba:z

۲) بر پایۀ آنچه گفته شد، از آنجا که نهایتاً تلفظ ba:z با واژۀ «بعض» یکسان بوده، در خط نیز «بِهْ از» با املای «بعض» نوشته‌ شده و به معنای «بهتر از» به‌کار رفته‌است. «بعضِ» املای گفتاری و تغییریافتۀ «بِهْ از» است و هردو نیز با بسامد کمابیش یکسان به‌کار می‌روند. ازاین‌رو املای «بعضِ» در متن‌های غیررسمی درست و پذیرفتنی است: «زیر‌لب چند بار جملۀ «کاچی بعض هیچیه» را زمزمه کرد.» (محمدعلی جمال‌زاده، آسمان [و] ریسمان، ص ۲۵۲)

۳) عبارت گفتاری «بعض شما نباشد» نیز، که به‌عنوان نوعی تعارف در تعریف از کسی گفته‌ می‌شود، درست است و در متن‌های غیررسمی به‌کار می‌رود: «یک مهری‌ای بود، دوستم بود. بعض تو نباشه، دختر خوبی بود.» (محسن مخملباف، باغ بلور، ص ۴۶)
#واژه‌شناسی #زبان‌شناسی #گفتاری‌نویسی
۱۳۹۸/۱۲/۰۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
1
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: وقتی واژه‌ای را ایرانیک (= شیب‌دار) می‌کنیم، دیگر لازم نیست آن را در گیومه هم بگذاریم و/یا آن را سیاه (Bold) کنیم. پس، به‌مناسبت، یا آن را ایرانیک می‌کنیم یا سیاه یا داخل گیومه می‌گذاریم. مثال:
- کسرۀ «حدِنصاب» خفیف است. (گیومه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (سیاه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (ایرانیک)
«خوبند» یا «خوب‌اند»؟
«صندلی‌ست» یا «صندلی است»؟
«توای» یا «تویی»؟
«سخنگویم» یا «سخنگوام»؟
«جزءایم» یا «جزئیم»؟
پاسخ: b2n.ir/847478
@Matnook_com
👍1
کروناویروس

در فارسی، به‌طور طبیعی و قاعده‌مند باید بگوییم و بنویسیم «ویروس کرونا». اما چرا گاهی برخی می‌گویند و می‌نویسند «کروناویروس» (گرچه تلفظِ کاملاً انگلیسی‌اش /کروناوایرِس/ است)؟ چند پاسخ می‌توان به این پرسش داد، ازجمله:

۱) از نظر علمی، گاهی برخی افراد، به‌ویژه متخصصان، به‌دلیل اُنسی که با اصطلاحات علمی دارند، آن‌ها را به همان صورت تلفظ می‌کنند و می‌‌نویسند. این تقریباً در میان متخصصانِ هر فن، خصوصاً پزشکان، متداول است و بنابراین ممکن است تلفظ آنان بین مردم نیز رواج یابد.

۲) از نظر فرهنگی، برخی علاقۀ شدیدی به استعمال واژه‌ها و تعابیر فرنگی دارند و حتی می‌کوشند معادل فرنگیِ واژه‌ها را بیش‌تر به‌کار ببرند، چون گمان می‌کنند این کار موجب تشخصشان می‌شود و لابد آن‌ها را کارشناس و متفاوت‌تر جلوه می‌دهد.

۳) از نظر آوایی، /کروناویروس/ از /ویروس کرونا/ یک هجا کمتر دارد (کروناویروس: ۵ هجا؛ ویروس کرونا: ۶ هجا). هم‌چنین «کروناویروس» یک تکیهٔ اصلی دارد، اما تکیهٔ هریک از اجزای ترکیبِ «ویروس کرونا» مستقل است. پس تلفظ /کروناویروس/ راحت‌تر است و براساس اصل کم‌کوشیِ زبانی، طبیعی است که برخی به آن گرایش بیابند.

با این همه، بهتر و فارسی‌تر است که بنویسیم «ویروس کرونا»، چنان‌که غالباً به همین صورت می‌نویسند و تلفظ می‌کنند.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍2
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: بهتر است، به‌منظورِ یک‌دستی، همواره «به»های قیدساز و صفت‌ساز را نیم‌فاصله بنویسیم: به‌خصوص، به‌ویژه، به‌موقع، به‌جا، به‌سامان، به‌خوبی، به‌درستی، به‌دقت، به‌سختی، به‌شدت، به‌قاعده، ... .
2
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: املا و رسم‌الخطِ نام‌ها و عناوینِ خاص به همان صورتی نوشته می‌شود که در اَسنادِ هویتی و حقوقی آمده است.
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
#نکته: اگر حرفِ اضافه نقشِ دستوریِ مستقل داشته باشد، بافاصله نوشته می‌شود: با حوصله و دقت درس بخوان. از آنجا که آمدیم، خوابیدم. به چه می‌اندیشی؟ بی تو چه کنم؟ او به عنوانِ سرهنگی رسید. اما اگر حرفِ اضافه همراهِ اسمِ مابعدش صفت، قید، یا اسم بسازد، بی‌فاصله نوشته می‌شود: باشعور، بامرام، بااصل‌ونسب، بی‌دلیل، بی‌سرپناه، بی‌کس‌وکار، به‌علاوه، به‌جا، به‌موقع، درجا، … .
@Matnook_com
👏3
فرهنگ جامع دانا
cafebazaar.ir/app/danadic.danadic

منابع موجود در این اپلیکیشن:
۱) واژه‌های مصوب فرهنگستان (دفتر ۱ تا ۱۵)
۲) فرهنگ جامع واژه‌ها و اصطلاحات نظامی
۳) فرهنگ دفاعی ـ امنیتی
۴) فرهنگ توصیفی تحقیق و توسعۀ دفاعی
۵) اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی
۶) فرهنگ لغات و اصطلاحات نظامی ـ سیاسی
@Matnook_com
شکسته‌نویسی فعل‌های فارسی (۱)

آمدن/ اومدن
- اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن.
- نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن.
- اومده‌م، اومدی، اومده، اومدیم، اومدین، اومده‌ن.
- می‌آم، می‌آی، می‌آد، می‌آیْم، می‌آیْن، می‌آن.
- می‌اومدم، می‌اومدی، می‌اومد، می‌اومدیم، می‌اومدین، می‌اومدن.
- بیام، بیای، بیاد، بیایْم، بیایْن، بیان.

آوردن/ اُوُردن
- اُوُردم، اُوُردی، اُوُرد، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُردن.
- نَیوردم، نَیوردی، نَیورد، نَیوردیم، نَیوردین، نَیوردن.
- اُوُرده‌م، اُوُردی، اُوُرده، اُوُردیم، اُوُردین، اُوُرده‌ن.
- می‌‌آرم، می‌‌آری، می‌‌آره، می‌‌آریم، می‌‌آرین، می‌‌آرن.
- می‌اُوُردم، می‌اُوُردی، می‌اُوُرد، می‌اُوُردیم، می‌اُوُردین، می‌اُوُردن.
- بیارم، بیاری، بیاره، بیاریم، بیارین، بیارن.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شکسته‌نویسی فعل‌های فارسی (۱) آمدن/ اومدن - اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن. - نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن. - اومده‌م، اومدی، اومده، اومدیم، اومدین، اومده‌ن. - می‌آم، می‌آی، می‌آد، می‌آیْم، می‌آیْن، می‌آن. - می‌اومدم، می‌اومدی،…
شکسته‌نویسی فعل‌های فارسی (۲)

افتادن
- بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن.
- نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن.
- می‌افتم، می‌افتی، می‌افته، می‌افتیم، می‌افتین، می‌افتن.

انداختن
- ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین، ننداختن.
- بندازم، بندازی، بندازه، بندازیم، بندازین،‌ بندازن.
- می‌ندازم، می‌ندازی، می‌ندازه، می‌ندازیم، می‌ندازین، می‌ندازن.
- می‌نداختم،‌ می‌نداختی، می‌نداخت، می‌نداختیم، می‌نداختین، می‌نداختن.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍1
دربارۀ «بی‌تفاوت»

در کتاب غلط ننویسیم (در مدخل «بی‌تفاوت»،‌ ص ۸۵) آمده‌است: «بی‌تفاوت [...] که براثر گرته‌برداری [...] در نیم قرن اخیر در رسانه‌ها و نوشته‌ها کم‌وبیش متداول شده، غلط است و به‌جای آن باید گفت بی‌اعتنا، بی‌علاقه، بی‌توجه، لاقید، و نظایر این‌ها.»

این سخن یکی از ده‌ها تجویز نادرست و غیرعلمی این کتاب است که پس از تقریباً چهل سال همچنان در کتاب‌ها و کارگاه‌های ویرایش تکرار و از آن تقلید می‌شود. در ادامه، دلیل نادرستی این سخن و درستی «بی‌تفاوت» را می‌آموزیم.

۱) ساختِ صفتِ «بی‌تفاوت» «بی-» + اسم است. این‌ صفت‌ها را می‌توان به دو دسته‌ تقسیم کرد.
دستۀ اول: صفت‌هایی که موصوف آن‌ها فاقد چیزی‌اند: «بی‌ادب» (آن‌که ادب ندارد)؛ «بی‌خاصیت» (آنچه خاصیت ندارد).

دستۀ‌ دوم: صفت‌هایی که ویژگی‌ کسی یا چیزی را بیان می‌کنند: «بی‌ناموس» (ویژگی آن‌که از لاابالی‌گری یا کارهای نامشروع پرهیز نمی‌کند، نه آن‌که ناموس ندارد).
همچنین: «بی‌امان»،‌ «بی‌امانت»، «بی‌جا»، «بی‌فکر»، «بی‌کله»، «بی‌‌نماز»، و ... . «بی‌تفاوت» نیز از همین دسته است.

۲) «بی‌تفاوت» معمولاً در سه معنای کمابیش مترادف به‌کار می‌رود که از آن‌ها معنای اول و دوم رایج‌تر است:
- ویژگی کسی است که در برابر هیچ‌کس یا هیچ‌ چیزی احساس مسئولیت نمی‌کند و واکنشی نشان نمی‌دهد.
- ویژگی کسی است که تحت تأثیر عوامل یا شرایطی همه‌چیز برایش یکسان است.
- ویژگی کسی است که نه اهل جانبداری است و نه مخالفت؛ خنثاست.

۳) «بی‌تفاوت» را می‌توان با «بی‌طرف» (impartial) مقایسه کرد، زیرا «بی‌طرف» نیز ویژگی کسی است که از دو یا چند طرفِ دعوا از هیچ‌یک جانبداری نمی‌کند، نه این‌که فاقد «طرف» است. بنابراین اگر «بی‌تفاوت» غلط باشد، «بی‌طرف» و ده‌ها واژۀ مشابه آن نیز غلط‌اند و اگر واژه‌های مشابه آن درست‌ باشند، «بی‌تفاوت» نیز درست است. هردو را بسنجید با «بی‌انضباط» (indiscipliné)، «بی‌قیدوشرط» (inconditionné)، «بی‌تناسب» (disproportionné)، و مانند این‌ها که همگی گرده‌برداری (ترجمۀ قرضی) و درست‌اند.

۴) شواهد «بی‌تفاوت»
۴-۱) شواهد بی‌نشان و پسندیده
- «دنيای هزار و يک شب، از همان آغازِ گيرودارِ مجادلاتِ معتزله، نسبت‌به عشق [...] نمی‌‏توانسته‌است بی‏‌تفاوت‏ مانده باشد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، از کوچۀ رندان، ص ۱۷۷) (وی،‌ در همین منبع،‌ تعبیر «بی‌‌تفاوتی رندانه» را برای حافظ به‌کار برده‌است.)

- «ميان كوچه زنی را می‌‏بيند كه مَشک به دوش گرفته‌است. علی عليه‌السلام آدمی نيست كه بی‌‏تفاوت‏ از كنار اين مناظر بگذرد.» (مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۳، ص ۱۴۳)

- «پدر [...] راضی و بی‌‌تفاوت است؛ هم برنده است هم بازنده؛ - حرف زدنِ نرگس آرام است و بی‌تفاوت؛ - بی‌تفاوت دَمِ بار ایستاده بود.» (از منابع گوناگون داستانی، از فرهنگ بزرگ سخن، ذیل سرواژۀ «بی‌تفاوت»)

۴-۲) شواهد نشان‌دار و ناپسند
- «فکر این‌که بعدها در حق کسی نیکوکاری بکنم یا [...] شیرۀ جانشان را بمکم، در آن دقیقه،‌ بی‌شک برایم بی‌تفاوت بود.» (فئودور داستایِفسکی، جنایت و مکافات، ترجمۀ مهری آهی، ص ۶۱۱)
ترجمۀ پسندیده و طبیعی: ... برایم یکسان بود؛ برایم فرقی نداشت.

- «اگر من مهره‌های چوبی [شطرنج] را با مهره‌های عاج عوض کنم، این تغییر در نظام بازی بی‌تفاوت است.» (هرمز میلانیان، آزادی و بند در زبان و مقالات دیگر (گردآوردۀ احمد خندان)، ص ۴۱)
تعبیر پسندیده و طبیعی: ... در نظام بازی تأثیری ندارد؛ ... در نظام بازی تفاوتی ندارد.

یادآوری:
فرهنگستان، در حوزۀ روان‌شناسی و علوم سلامت، واژۀ «بی‌احساسی» را برای apathy تصویب کرده، اما برای erotic apathy تعبیر «بی‌تفاوتی شهوانی» را تصویب کرده‌است. این نشان می‌دهد که «بی‌تفاوت» نیز به‌طور کلی در زبان پذیرفته و متداول شده‌است و کاربرد آن اشکالی ندارد. بر پایۀ جست‌وجوی گوگل نیز بسامد «بی‌تفاوت»، تا چهار برابر، بیشتر از سایر واژه‌های مترادف آن است.

۵) می‌دانیم که اهل زبان هر واژه‌ای را برای نیازی یا بیان مقصودی به‌کار می‌برند و معمولاً دو واژهٔ عیناً مترادف در زبان وجود ندارد. برای مثال، واژه‌هایی که در ادامه آمده‌اند کمابیش مترداف‌اند، ولی نمی‌توان همیشه و همه‌جا از آن‌ها به‌جای هم استفاده کرد: بی‌اعتنا، بی‌توجه، بی‌تفاوت، بی‌مسئولیت، بی‌رگ، بی‌عار، بی‌خیال، بی‌فکر، بی‌احساس، بی‌انگیزه، بی‌قید. این واژه‌ها، افزون بر تفاوت معنایی، ممکن است تفاوت کاربردی ـ سبکی نیز داشته باشند.

۶) در نتیجه، از آنجا که «بی‌تفاوت» مانند صدها واژۀ گرده‌برداری‌شدۀ دیگر در گفتار و نوشتارِ امروز کاملاً رایج شده‌است، پذیرفتنی و درست است و کاربرد بجای آن اشکالی ندارد.
#ویرایش_زبانی #گرده‌برداری #واژه‌شناسی
۱۳‌۹۹/۰‌۱/۱‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
aparat.com/v/1EtiD
👍2
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شکسته‌نویسی فعل‌های فارسی (۲) افتادن - بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن. - نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن. - می‌افتم، می‌افتی، می‌افته، می‌افتیم، می‌افتین، می‌افتن. انداختن - ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین،…
شکسته‌نویسی فعل‌های فارسی (۳)

۱) واایستادن > وایسـ(تـ)ادن
vâ'istâdan > vâys(t)âdan

در فرایند بالا، y صورت تغییریافتۀ i در istâdan است و باید به «س» بچسبد. بنابراین:

- وایسادم، وایسادی، وایساد، وایسادیم، وایسادین، وایسادن.
- وایسم، وایسی، وایسه، وایسیم، وایسین، وایسن.
- وایسا، وایسین.

۲) وانایستادن > وانَیسـ(تـ)ادن > واینَسـ(تـ)ادن
vâna'istâdan > vânays(t)âdan > vâynas(t)âdan

در نتیجۀ فرایند بالا:

یا: - واینَسادم‌، واینَسادی، واینَساد،‌ واینَسادیم،‌ واینَسادین، واینَسادن.
یا: - وانَیسادم، وانَیسادی، وانَیساد، وانَیسادیم، وانَیسادین، وانَیسادن.
و
یا: - واینَسَم، واینَسی، واینَسه، واینَسیم، واینَسین، واینَسَن.
یا: - وانَیسَم، وانَیسی،‌ وانَیسه، وانَیسیم، وانَیسین، وانَیسَن.

۳) در صیغه‌هایی که «می»،‌ به‌عنوان پیشوندی مستقل، در وسط فعل می‌آید، منطقی‌تر است که از دو طرف نیم‌فاصله شود. مضافاً این‌که خوش‌خوان‌تر هم می‌‌شود. بنابراین:

- وای‌می‌سم، وای‌می‌سی، وای‌می‌سه،‌ وای‌می‌سیم، وای‌می‌سین،‌ وای‌می‌سن.
- وای‌می‌سادم،‌ وای‌می‌سادی،‌ وای‌می‌ساد، وای‌می‌سادیم،‌ وای‌می‌سادین، وای‌می‌سادن.

یادآوری (۱): در گفتارِ مؤکد و کمتر شکسته،‌ در بعضی از صیغه‌های این فعل، گاهی واج /ت/ نیز تلفظ می‌شود، مانند /وای‌می‌ستم/. اما /ت/ در حالت شکسته‌تر تلفظ نمی‌شود: /وای‌می‌سم/.

یادآوری (۲): گاهی نیز واج /ت/ حذف و واج /س/ مشدد می‌شود،‌ مانند /وای‌می‌سته/ > /وای‌می‌سّه/. بنابراین، در حالت غیرتأکیدی، برخی از صیغه‌های این فعل بدون /ت/ و بدون مشدد شدنِ /س/ تلفظ می‌شود: /وای‌می‌سه/ (/vâymise/).

سید محمد بصام/ فرهاد قربان‌زاده
@Matnook_com
👍3
واژه‌شناسی «واژه»

۱) «واژه» (فارسی میانه: wāžag) به معنای «سخن» بوده است. فعل «واژیدن» نیز،‌ به معنی «گفتن؛ سخن گفتن»، به‌ندرت در فارسی به‌کار می‌رفته:
«شیخ بُلحسن ... گفت: سخن بواژ، مرا نصیحتی بکن.» (فرهنگ بزرگ سخن، مدخل «واژیدن»، به نقل از اسرارالتوحید)

۲) فقط چند دهه‌ است که «واژه» در معنای «لغت/ کلمه/ word» به‌کار می‌رود. فرهنگستان «واژه» را این‌گونه تعریف کرده است:
«لفظی با معنا و مفهومی مشخص متشکل از آواهایی به‌هم‌پیوسته با الگوهای زیروبمی و تکیه که در نوشتار با حروفی در کنار هم و با فاصله از یکدیگر مشخص می‌شود و در جمله صورت‌های دستوری گوناگونی به خود می‌گیرد.»

۳) چند اصطلاحِ مصوّبِ فرهنگستان که در ویرایش نیز به‌کار می‌روند و «واژ» یا «واژه» دارند:
- پرسش‌واژه
- تکواژ
- ساخت‌واژه
- صورت‌واژه
- واژ
- واژگان
- واژگانی
- واژگانی‌شدگی
- واژه
- واژه‌بست
- واژه‌پرداز
- واژه‌سازی
- واژه‌نامه
- وام‌واژه

سید محمد بصام/ فرهاد قربان‌زاده
@Matnook_com
👍4
۳ نکتۀ ویرایش از متنوک
در خبرنامۀ فرهنگستان
(گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، خبرنامه، شمارهٔ ۶۸، ص ۲۱)
@Matnook_com
سه نکته
دربارهٔ
فاصله‌گذاری و املای منابع

۱) رسم‌الخط و املا و نشانه‌گذاری و حرکت‌گذاریِ نام کتاب‌ها و مقاله‌ها به همان صورت چاپی‌شان می‌آیند و ویرایش نمی‌شوند:
- بزرگ علوی، چشمهایش (نه چشم‌هایش
- مجتبی مینُوی، «الاهه (إلٰهة) هم اصیل است و هم درستست» (نه «درست است»).

یادآوری:
نام‌های دواملایی را باید مطابق با چاپی که از آن نقل می‌کنیم بنویسیم، هرچند نادرست باشند:‌ *ناتور دشت/ ناطور دشت (اثر جِی. دی. سالینجر،‌ از ناشران و مترجمان گوناگون).

۲) نام‌‌های عربیِ دوتایی را با نیم‌فاصله یا بی‌فاصله می‌نویسیم: نهج‌البلاغه، نصیحة‌الملوک، بحارالأنوار، مرصادالعباد.

۳) نام‌های عربیِ سه‌تایی و بیشتر را بافاصله می‌نویسیم: المعجم فی معاییر أشعار العجم‌، من لا یحضره الفقیه.
#فاصله‌گذاری #املا_رسم‌الخط
۱۳‌۹۹/‌۰۳/‌۱۴
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا حرف X نشانهٔ مجهول است؟

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com