Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
اینستاگرام، تلگرام، واتساپ

۱) «اینستاگرام» آمیزه‌ای است از:
instant camera + telegram
و مانند «تلگرام»، در فارسی، به همین صورت نوشته و تلفظ می‌شود، نه *اینستاگرم.

۲) «تلگرام» واژۀ جدیدی نیست و حدود ۱۵۰ سال است که در فارسی به‌کار می‌رود. بنابراین نباید آن را با پیام‌رسان جدید و معروف «تلگرام» اشتباه گرفت. تلگرام دراصل پیامی بوده که با تلگراف مخابره (= ارسال و دریافت) می‌شده‌است. پس تلگرام و تلگراف مانند پیام و پیام‌رسان‌اند.

۳) در فارسی، «واتساپ» بیشتر به همین صورت نوشته و تلفظ می‌شود، نه به‌صورت *واتس‌اَپ. تلفظ WhatsApp به جملۀ ?What's up (= «چه خبر؟») نزدیک است و در نام‌گذاریِ این برنامه نیز بر همین نزدیکی و معنا نظر داشته‌اند، با این تفاوت که «اَپ» (App) کوتاه‌شدۀ «اپلیکیشن» است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
یک نکته‌ات بگویم!

«نجاتِ آخرت بر دو شرط بسته‌اند، طلبِ عُلُو ناکردن و از فساد دور بودن. هرکه در طلبِ ولایت و فرمان دادن است طلبِ علوِّ وی معلوم است و هرکه به لهو و نشاطِ جوانان و بی‌خردان مشغول است به فساد موسوم است. و بی شرطِ نجات، امیدِ نجات داشتن عینِ غرور* است.» (مکاتیب فارسی غزّالی، تصحیح عباس اقبال، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲، ص ۵۳)

«بی-» (در «بی‌خردان») پیشوندِ اشتقاقیِ صفت‌ساز است و بنابراین نیم‌فاصله می‌شود و «بی» (در «بی شرطِ ...») حرف اضافه است و بنابراین بافاصله نوشته می‌شود.

دو مثال دیگر:
۱) بی‌کس‌وکار، بی‌بروبرگرد، بی‌شیله‌پیله، بی‌همه‌کس، بی‌عرضگی، بی‌کلاس، ... .
۲) بی همگان به‌سر شود بی‌ تو به‌سر نمی‌شود/ ... (مولوی)

* «غرور» در اینجا و در اصل به‌ معنای «فریفتن» و «فریب‌ خوردن» است،‌ نه «تکبر» و «خودبینی».

سید محمد بصام
@Matnook_com
1👍1
یک نکته‌ات بگویم!

ساختِ «واژه + نشانۀ اضافه + همان واژه + ضمیر (واژه‌بست) -ِش» کاملاً بافاصله نوشته‌ می‌شود و به‌عنوان قید به‌کار می‌رود: تهِ تهش، فوقِ فوقش، کمِ کمش.

سید محمد بصام
@Matnook_com
شکسته‌نویسیِ «هم»

«هم»، به‌ معنای «نیز»، به‌صورت /am-/ تلفظ می‌شود و رسم‌الخطِ آن به شرح زیر است:

۱) در پیوند با واژه‌های مختوم به صامت، مانند «ش»، «ز»، و ...، به‌صورت «-َم/ ـَم» و پیوسته یا بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال:

- «پس‌فردا همه‌چی رو به نام خودش می‌کنه ... من و "باباشم" دیگه نیستیم که کمکش کنیم.» (ماندانا معینی، آن تابستان، ص ۱۳۰)
- «نگهبان گفت: اگر "بازم" بیخودی اومده باشی، وای به حالت!» (احمد محمود، مدار صفردرجه، ص ۲۲)

یادآوری:
۱) در صورتِ پیوسته، بافت از ابهام یا کژتابی جلوگیری می‌کند. مثال:

- کیه کیه در می‌زنه؟ "منم منم" مادرتون، غذا اُوُرده‌م براتون. («منم» = «من هستم»)
- «می‌خوان نمازشونو به کمرشون بزنن. "منم" مجبورم ... .» (صادق چوبک، چراغ آخر، ص ۶۲)

۲) گاهی نیز ممکن است موجب کژتابی شود. مثال:

- ‏زنگ زدم شرکت، به رئیسم گفتم: امروز هوا آلوده است، مدارس و "دانشگاهم" تعطیله. می‌شه منم نیام؟ (از اینترنت)

توضیح: «دانشگاهم»، در مثال بالا، هم به معنای «دانشگاه من» است و هم به معنای «دانشگاه هم». بنابراین بهتر است که «هم» به همین صورت نوشته شود.

۲) در پیوند با واژه‌های مختوم به مصوّت، بهتر است بافاصله و کامل نوشته‌ شود (شواهد از اینترنت است):

- مصوّت /â/:
وقتی "خدا هم" می‌گه مهاجرت کن.
- مصوّت /o/:
خانوادۀ زن‌داداشم حتی سیسمونی هم ندادن، "کادو هم" که بماند.
- مصوّت /u/:
به جرم طلبگی، "چاقو هم" که بخوری، حتی شهید حسابت نمی‌کنن.
- مصوّت /i/:
‏یه "رفیقی هم" دارم که طبیبه.
- مصوّت /e/ (های بیان حرکت):
هروقت ماشین ارزون شد، "خونه هم" ارزون می‌شه.

یادآوری:
در پیوند با واژه‌های مختوم به مصوّت، صورت‌های «ئم» و «یم» و «اَم» و «-َم»، به‌عنوان صورتِ شکستۀ «هم»، پیشنهاد نمی‌شود:
*رفیقی‌یم، *صندلی‌ئم،‌ *کتابی‌ام، *خونه‌م، *چاقوئم،‌ *چاقوم، *کادوئم، *کادوام، *کادوم، *خدائم، *خدام، ... .

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(1)
🔺 کارگاه آنلاین «متنوک» چه‌‌گونه است؟
🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید!

🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇
@Matnook_01
@Matnook_com
1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
(1) 🔺 کارگاه آنلاین «متنوک» چه‌‌گونه است؟ 🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید! 🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇 @Matnook_01 @Matnook_com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از «کارگاه آنلاین ویرایش و درست‌نویسی متنوک»
در این ویدیو، که بریده‌ای از کارگاه تمرین بهار ۱۳۹۸ است، ۵ نکتۀ ویرایشی می‌آموزید.
مدرس: سید محمد بصام (بنیان‌گذار آموزش آنلاین ویرایش در ایران و مدیر گروه آموزشی متنوک)

یادآوری:
تا امروز، محتوای «دورۀ جامع ویرایش» را بیش از ۵۰٪ به‌روزرسانی کرده‌ایم و آن را یکجا همراه با جزوه ارائه می‌دهیم. «دورۀ جامع» را همیشه به‌روزرسانی می‌کنیم و تمام به‌روزرسانی‌ها و مطالب جدید را رایگان در اختیار ویرایش‌آموزان قرار می‌دهیم.
#ویرایش_زبانی
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(1)
🔺 نظرات ویرایش‌آموزان متنوک و شرکت‌کنندگانی که موفق به همکاری شدند.

@Matnook_01
@Matnook_com
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
(2)
🔺 نظرات ویرایش‌آموزان متنوک و شرکت‌کنندگانی که موفق به همکاری شدند.

@Matnook_01
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
(4) 🔺 بخشی از کارگاه تمرین آنلاین «متنوک» 🔹 در این ویدئو، ۳ نکتۀ ویرایش زبانی می‌آموزید. 🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید! 🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇 @Matnook_01 @Matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(5)
🔺 بخشی از کارگاه تمرین آنلاین «متنوک»
🔹 در این ویدئو، یاد می‌گیریم، بی‌آن‌که گزینۀ Track Change در وُرد را فعال کنیم و به دردسر بیفتیم، دو فایلِ ویراسته و ناویراسته را مقایسه کنیم و تغییرات ویراستار یا مؤلف را ببینیم و ثبت کنیم.

🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید!

🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇
@Matnook_01
@Matnook_com
👍2
دیکشنریِ آنلاین و چهارزبانۀ
«بیاموز»
dic.b-amooz.com
آلمانی به فارسی
انگلیسی و فرانسوی به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی

همراه با هویت دستوری و تلفظ واژه‌ها
و مثال‌ها و کاربردها و معانی‌ گوناگون
@Matnook_com
سهلِ ممتنع

تعریف
:
«سهلِ ممتنع» از اصطلاحاتِ دانشِ بدیع است و به سخنی گفته می‌شود که ظاهراً آسان نماید، اما گفتن یا نوشتنِ مانندِ آن دشوار یا محال باشد. به بیان دیگر، «سهلِ ممتنع» ویژگیِ سخنی است که، با پرهیز از پیچیدگی و در عین سادگی، اعتدال را در بهره‌مندی از صناعاتِ ادبی رعایت کند، مانند آثار سعدی.

شیوۀ نگارش:
این اصطلاح یک گروهِ صفتی (از نوع صفت + صفت) است و بنابراین گاهی با واوِ عطف نیز (= به‌صورت «سهل و ممتنع») نوشته می‌شود (قابل‌مقایسه است با لباسِ "آبیِ روشن" و لباسِ "آبی و روشن"). پس "سخنِ سهلِ ممتنع" یعنی «سخنِ به‌ظاهر سهلی که گفتنِ نظیرِ آن ممتنع است» و "سخنِ سهل و ممتنع" یعنی «سخنی که هم سهل است و هم گفتنِ مانندِ آن ممتنع».

شواهد:
۱) سهلِ ممتنع
- قرن ۵: «و اگر شاعر باشی، جَهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد.» (قابوس‌نامه، چاپ غلامحسین یوسفی، ص ۱۸۹)
- قرن ۶: سخنِ عذب و سهلِ ممتنعت/ بر همه شهر خواندن آسان کرد (دیوان سنایی، چاپ مدرّس رضوی، ص ۱۰۶۱)
- قرن ۶: «سهلِ ممتنع که شنیده‌یی، صفت دوستان اوست.» (نامه‌های عین‌القضاة همدانی، چاپ علینقی وزیری و عفیف عسیران، ج ۱، ص ۴۱۳)
- قرن ۷: «حکیم فرخی ... در اولِ حال، در صنعت سخن و تدقیق معانی می‌کوشید ... و به آخر، سخنِ سهلِ ممتنع ایراد می‌کرد.» (جوامع‌الحکایات، جزءِ ۲، ص ۳۲۶)
- معاصر: «این است آنچه سهلِ ممتنع نام دارد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، با کاروان حله، ص ۵۴)

۲) سهل و ممتنع
- قرن ۷: «سهل و ممتنع شعری کِی [= که] آسان می‌نماید، اما مِثل آن دشوار توان گفت.» (حدائق‌السحر، چاپ عباس اقبال، ص ۸۷)
- قرن ۸: گر تو بر سهل و ممتنع خواهی/ خویشتن را که مطّلع یابی// شعر ابن‌یمین به‌دست آور/ کآن‌همه سهل و ممتنع یابی (دیوان اشعار ابن‌یمین فریومدی، چاپ باستانی راد، ص ۵۴۱)
- معاصر: «او در این راه یک شیوۀ خاصی داشت، یک شیوۀ سهل و ممتنع.» (پرویز ناتل خانلری، هفتاد سخن، ج ۳، ص ۳۷۹)

نتیجه‌:
آنچه در غلط ننویسیم آمده که «غالباً آن را با «واو عطف» و به صورت سهل و ممتنع به‌کار می‌برند و غلط است» (ذیل مدخل) و آنچه در فرهنگ درست‌نویسی سخن آمده که «در متون قدیمی آن را بدون حرف عطف به کار برده‌اند» (ذیل مدخل) هیچ‌یک بر اساسی نیست و بنابراین هر دو ترکیب را می‌توان با ارزش یکسان به‌کار برد، هرچند بهتر است در مقام اصطلاح ادبی، «سهلِ ممتنع» نوشت.

یادآوری:
۱) در دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، به‌ سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۴، ذیل مدخل «سَهْلِ مُمْتَنِع»، به‌اشتباه، دو شاهد مذکور از قرن ششم (= سنایی و عین‌القضاة) با واو نقل شده‌است که در اصلِ منابع بدون واو است و باید در ویراست‌های بعدیِ این دانشنامه اصلاح شود.
۲) در فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ روز سخن، کسرۀ «سهلِ ممتنع» خفیف تلقی شده و نیم‌فاصله نوشته شده‌است. حال‌‌آنکه کسره‌‌اش خفیف نیست و در هر دو صورت (چه با «و» و چه بدون «و») بافاصله نوشته می‌‌شود.

سید محمد بصام
@Matnook_com
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
(6) 🔺 کارگاه آنلاین «متنوک» چه‌‌گونه است؟ 🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید! 🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇 @Matnook_01 @Matnook_com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(7)
🔺 بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش «متنوک»
🔹 اعداد ترتیبی را رقمی بنویسیم یا حروفی؟ هشتادوسومین جلسه یا هشتاد و سومین جلسه یا ۸۳مین جلسه؟ سی‌اُمین یا سی‌مین یا ۳۰مین؟

🔘 ویرایش و درست‌نویسی را «از هر کجای دنیا که هستید» بیاموزید!

🔹 نظر سایر شرکت‌کنندگان 👇
@Matnook_01
@Matnook_com
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔍 کجا تشدید بگذاریم؟

✍️ تشدید از نشانه‌های ثانویِ خطِّ فارسی است. این نشانه در اصل برای کلماتِ عربی است که در برخی از کلماتِ فارسی هم به‌کار می‌رود: بچّه، درّه، لپّه، پلّه، دوّم، سوّم، غُرّان، بُرّان. بنابراین صرفاً برای رفعِ ابهام یا درست (= تشدیددار) خوانده شدنِ واژه‌ها تشدید می‌گذاریم.

الف. جاهایی که تشدید می‌گذاریم
۱) برای تمایزِ واژه‌های هم‌نگاشت: مادِه، مادّه؛ مُعین، مُعیَّن؛ سَر، سِرّ؛ اِتباع، اِتّباع؛ مَبلَغ، مُبَلّغ؛ بَنا، بنّا؛ گِله، گَلّه؛ مَرکَب، مُرَکّب؛ کُره، کُرّه.
۲) در حالت اضافه: جدِّ پدری، حدِّ ترخُّص، خطِّ فارسی، ردِّپا، حقِّ مطلب، سِرِّ نِی، اهمِّ موارد.
۳) در شعر و به‌ضرورتِ وزن: جهانا، همانا "فسوسیّ" و بازی/ که بر کس "نپاییّ" و با کس نسازی (مُصعَبی) بر درگهش ز نادره بحرِ عروض/ "یکّی" امینِ دانا دربان کنم (ناصرخسرو)

ب. جاهایی که تشدید نمی‌گذاریم
۱) در حالتی که واژۀ تشدیددار اضافه نشود: دستِ رد، حُسنِ‌ظن، تا این حد، اَباً عن جد (جَد در جَد)، احقاقِ حق.
۲) در کلماتی که طبیعتاً با تشدید تلفظ می‌شود: مثلث، مربع، حساس، قصاب، تلفظ، تشکر، نجار، بقال، تُجار، زُوار، سلول، اما، حتیٰ، دوم، سوم، بچه، پله، لپه.
۳) در کلماتی که اصلاً تشدید ندارد: قُضات، رُوات، محتویات، مقتضیات، تسلیت، عادی، مُفاد، عِمامه.
@Matnook_com
1👍1
نشانۀ اضافه

نشانۀ اضافه، که آن را کسرۀ اضافه‌ هم می‌گویند، همان مصوّتِ /e/ است که بین دو واژه پیوند می‌دهد و به‌اصطلاح یک گروه نحوی می‌سازد، مانند برگِ درخت، مردِ دانا، سبزِ روشن، زودِ زود، برایِ سرگرمی، بینِ دیوارها، به‌خاطرِ تو.
اگر واژه‌ای مختوم به مصوّت باشد، معمولاً یک صامتِ میانجیِ «ی» به آن اضافه می‌شود و سپس نشانۀ اضافه می‌آید. مثال:

- مصوّت /â/: ندا ← ندایِ حق
یادآوری: «یٰ»، در پایانِ واژه‌های عربی، به «الف» تبدیل می‌شود و بعد از آن «ی» میانجی و نشانۀ اضافه می‌آید: عیسیٰ ← عیسای مسیح، کبریٰ ← کبرای قیاس، ... .
گاهی این قاعده، به‌ اقتضای وزن، در شعر رعایت نمی‌شود و به همان صورتِ اصلی می‌‌آید: با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌دل/ کُشت ما را و دم "عیسیِ مریم" با اوست (حافظ).

- مصوّت /e/ (های بیان حرکت): خانه ← خانه‌یِ/ خانۀ*
* نشانۀ «ء» سریا (saryâ) نام دارد، نه همزه. این نشانه همان یای کوچک (دُم‌بریده) است که بالای های بیان حرکت گذاشته می‌شود («ۀ/ ـۀ») و سابقه‌ای هزارساله دارد. پیش‌نهاد فرهنگستان نیز سریا است، اما «یِ» هم (به‌صورت کامل) درست است و بنابراین، با رعایت اصل یک‌دستی، هردو را می‌توان به‌کار برد.

- واژه‌های مختوم به «و»
۱) با صدای /o/: دو ← دو ماراتن/ دویِ ماراتن
۲) با صدای /:o/: جلو ← جلو ماشین/ جلویِ ماشین
یادآوری: در دو صدای پیشین، نوشتن یا ننوشتنِ «ی» تابع تلفظ است. نیاوردنِ آن در نوشتار معیار ترجیح دارد.
۳) با صدای /u/: شامپو ← شامپوی گلرنگ
یادآوری: در واژه‌هایی مانند «دانشجو» و «خدا»، که دراصل «دانشجویْ» و «خدایْ» بوده‌اند، در حالت اضافه، «ی» در خط ظاهر می‌شود و فقط نشانۀ اضافه (= کسره) پس از آن‌ها می‌آید: دانشجویِ ارشد، خدایِ مهربان.

چند نکته:
۱) نشانۀ اضافه بیش‌تر برای رفع ابهام (در میان واژه یا پایانِ آن) و برای آسان‌خوانی (مثلاً در تتابع اضافات) و گاهی برای آموزش به فارسی‌آموزان یا نوآموزان گذاشته می‌شود و الزامی ندارد.
۲) واژه‌های مختوم به همزه در حکم واژه‌های مختوم به صامت‌اند و نشانۀ اضافه زیر همزه یا کرسی آن درج می‌شود. مثال:
- لؤلؤ ← لؤلؤِ لالا؛
- منشأ ← منشأِ آفرینش؛
- شیء ← شیءِ نامرئی.
۳) نشانۀ اضافه (= کسره) از مقولۀ حرف اضافه نیست، بلکه نوعی تکواژ وابسته از نوع واژه‌بست است که نقش هسته‌نمایی دارد؛ یعنی هستۀ گروه نحوی را مشخص می‌کند و آن را به وابسته‌اش پیوند می‌دهد (مانند «این کتابِ خواندنی» که «کتاب» هسته است و مابقی وابسته‌اند). از این جهت برخی نشانۀ اضافه را «پیونده» نامیده‌اند.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍32