Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
#نکته: صورت گفتاری فعل «گذاشتن» را هم با «ذ» می‌نویسیم: می‌ذارن، بذار، بذاره، نذار. بنابراین املای «می‌زارن»، «بزار»، «بزاره»، و «نزار» نادرست است.
@Matnook_com
👍3👌1
صفحه‌کلید جی‌بورد
برای اندرویدی‌ها:👇
goo.gl/Dgty3a

- کادر قرمز: درج زیروزِبَر، تنوین، تشدید، و ...؛
- کادر آبی: درج نیم‌فاصله؛
- کادر مشکی: اعداد فارسی و سایر نشانه‌ها.
@Matnook_com
👏4
صفحه‌کلید فارس‌تپ
برای آیفونی‌ها:👇
goo.gl/ebieug

- کادر زرد: درج نیم‌فاصله؛
- کادر سبز: اعداد فارسی، درج زیروزِبَر، تنوین، تشدید، و سایر نشانه‌ها.
@Matnook_com
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: در گفتار، ضمیرِ «این‌ها» بعد از برخی واژه‌ها می‌آید و بر خویشی و نزدیکی دلالت می‌کند. این ضمیر با واژۀ قبل‌ از خودش نیم‌فاصله می‌شود و کاربردش صرفاً در نوشتارهای غیررسمی است، مانند عمواین‌ها/ عمواینا، خاله‌این‌ها/ خاله‌اینا، داداش‌این‌ها/ داداش‌اینا، مادرم‌این‌ها/ مادرم‌اینا، ... .
👍4
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: «بنابه» و «بنابر» حرف اضافۀ مرکب است و به همین دلیل بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: بنابر گزارش‌های سازمان، بنابه مستندات پرونده، ... . «بنابراین» نیز، به‌معنای «پس»، حرف ربط مرکب و قاموسی است. به همین دلیل همۀ اجزایش نزدیک نوشته می‌شود.
@Matnook_com
👍2
«خوش‌بخت» یا «خوش‌وقت»؟

ما از آشنایی یا ملاقات با دیگران خوش‌وقت می‌شویم، نه خوش‌بخت. وقتِ کسی خوش شدن یعنی حالِ خوشی به وی دست دادن. هنگامی‌ که می‌گوییم «از آشنایی با شما خوش‌وقت شدم»، یعنی حسِ خوبی پیدا کردم و خوش‌حال شدم.

گر دیگران به وصل تو خوش‌وقت می‌شوند/ صائب دلش خوش است به فکر و خیال تو

بنابراین نباید واژۀ «خوش‌وقت» را با «خوش‌بخت»، به‌معنای «سعادت‌مند»، اشتباه بگیریم.

- گارسون! ایشان آقای رئیس هستند.
- خوش‌وقتم، قربان!

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍4
دو وبگاه برای تلفظ واژه‌های خارجی

تلفظ اصلی نام کسان و جای‌ها و اسامی خاص خارجی را می‌توانید به زبان‌های گوناگون در این دو وبگاه‌ بشنوید.

1) forvo.com
2) howtopronounce.com

یادآوری: وبگاه دوم با فیلترشکن باز می‌شود.

@Matnook_com
🔺 تجزیه و ترکیب (ویراست جدید)
براساس کتاب الهدایة في النحو

ناشر: جامعة‌المصطفی
ویراستار: سید محمد بصام

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🔺 دفترچۀ نیم‌سوختۀ یک تکفیری

ناشر: نشر معارف
دبیر مجموعه: سید محمد بصام

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
1
ویرایش: تصحیح و تنظیم متن از لحاظ صوری (رسم‌الخط، فاصله‌گذاری، نشانه‌گذاری) و از لحاظ زبانی، به‌منظور آماده‌سازی آن برای چاپ و نشر.
ویراستار: آن‌که ویرایش می‌کند: هنگامه ویراستار است.
ویراستاری: کار و شغل ویراستار: ویراستاری حرفۀ دشواری است.
ویراست: آنچه ویرایش شده‌است (حاصل کار ویرایش): فرهنگ فارسی، ویراست دوم.
ویراسته: ویرایش‌شده: متن ویراسته.

سید محمد بصام
@Matnook_com
#نکته
«سوءِ» جزءِ پیشینِ برخی از کلماتِ مرکّب است و همواره بی‌فاصله نوشته می‌شود: سوءاثر، سوءادب، سوءاستفاده، سوءبرداشت، سوءپیشینه، سوءتعبیر، سوءتغذیه، سوءتفاهم، سوءخُلق، سوءسابقه، سوءرفتار، سوءظن، سوءقصد، سوءنیّت، سوءهاضمه.
@Matnook_com
وب

واژۀ web، در انگلیسی، به‌ معنای «تار/ تار عنکبوت» است. برای همین، «وب‌سایت» web site را «تارنما» ترجمه کرده‌اند. «تارنما»، هرچند کمابیش به‌کار می‌رود، معادل دقیق و رسایی نیست (تقریباً بی‌معنی است)، چون به‌اصطلاح ازجمله واژه‌های پیچیدۀ تیره است (یعنی نمی‌توان از معنای تکواژهای سازندهٔ آن به معنایش پی بُرد). بنابراین پیشنهاد می‌شود به‌جای «سایت»، «وب‌سایت» و به‌ویژه «تارنما» از «وبگاه»، که مصوّب فرهنگستان و واژه‌ای شفاف است، استفاده کنیم.

برخی از مصوّبات فرهنگستان در زمینۀ وب:

- جهان‏‌وب: world wide web, www
- صفحۀ وب: web page
- میزبانیِ وب: web hosting
- وب‏‌افزار: webware
- وب‌‌بارگی: web addiction
- وب‏‌باز: webber
- وب‏‌بازی: webbing
- وب‏‌بنیاد: web-based
- وب‏‌بین: web cam
- وب‏‌پخش: webcasting
- وب‏‌پخشگر: webcaster
- وب‏‌خلافکار: black webber
- وب‏‌دار: web master
- وب‏‌داری: web mastering
- وب‌‌سنجی: webometrics
- وب‏‌شناس: webologist
- وب‏‌شناسی: webology
- وبگاه: web site, site
- وب‏‌گَرد: surfer
- وب‏‌گَردی: surfing, websurfing
- وب‏‌نگار: webliographer
- وب‏‌نگاری: webliography
- وب‏‌نگاشت: webliography
- وب‏‌نوشت: weblog
- وب‏‌نویس: weblogger
- وب‏‌نویسی: weblogging
- وبیزیون: web TV

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
نکته‌ای دستوری ــ تاریخی دربارۀ «همه»
از مقدمۀ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بر تذکرة‌الأولیاء
@Matnook_com
👍1
MotaradefMotazad.xls
4.3 MB
فرج‌الله خداپرستی، فرهنگ جامع واژگان مترادف و متضاد زبان فارسی، نسخهٔ اکسل
@Matnook_com
MotaradefMotazad.doc
4.4 MB
فرج‌الله خداپرستی، فرهنگ جامع واژگان مترادف و متضاد زبان فارسی، نسخهٔ وُرد
@Matnook_com
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته
تفاوتِ -اند (فعل ربطی) و -َند (شناسه)
۱) آن‌ها برگشتند. (فعل پیش‌وندی)
۲) آن‌ها درحالِ برگشت‌اند. (مسند + فعل ربطی)
1👌1
#نکته
درحال (قید): فوراً، بی‌درنگ: سگ درّنده چون دندان کند تیز/ تو درحال استخوانی پیش او ریز (سعدی)
درحالِ (حرف اضافۀ صفت‌ساز): در حالتِ/ وضعیتِ: سیمین درحالِ فیلم دیدن بود./ پروژۀ درحالِ اجرا.
@Matnook_com
نقلِ‌قول

به نقلِ سخنی از دیگران، به‌صورتِ گفتار یا نوشتار، «نقلِ‌قول» می‌گویند.

یادآوری: «نقلِ‌قول» را به دو دلیلِ زیر نزدیک می‌نویسیم.
۱) تکیۀ اصلیِ آن برروی «قول» است و بنابراین کسره‌اش خفیف است و یک واژۀ مرکب است.
۲) نشانۀ جمعِ «-ها» و نشانۀ نکرۀ «-ی» را به پایانِ آن می‌افزاییم: نقلِ‌قول‌ها، نقل‌ِ‌قولی.

نقلِ‌قول دو نوع است:
۱) نقل‌قولِ مستقیم: نقلِ گفته یا نوشتۀ دیگری به‌ عینِ‌ عبارتِ آن و با استناد به وی و معمولاً با سلب مسئولیت از خود؛
۲) نقل‌قولِ غیرمستقیم: نقلِ گفته یا نوشتۀ دیگری به مضمون و نه به عینِ عبارتِ آن، بدون استناد به وی.

نکتۀ ۱: نقلِ‌قولِ مستقیم دو نوع دارد: شامل و مندرَج.
۱) نقلِ‌قولِ شامل: نقلِ‌قولی است که دست‌کم یک نقلِ‌قولِ مستقیمِ دیگر در آن بیاید.
۲) نقلِ‌قولِ مندرج: نقلِ‌قولی است که در میانِ نقلِ‌قولی آمده باشد (= نقل در نقل).

نکتۀ ۲: نشانۀ نقلِ‌قولِ شامل گیومۀ فرانسوی (« ») است و نشانۀ نقلِ‌قولِ مندرج معمولاً گیومۀ زوجِ انگلیسی (” “)/ (" "). مثال:
شيخِ ما گفت: «پراكندگىِ دل از دوستىِ دنيا بوَد و تا دوستىِ دنيا همره بوَد هرگز دل جمع نگردد، كه رسول گفت صلعم: "حُبُّ الدنيا رأسُ كُلِّ خَطيئةٍ؛ دوستىِ دنيا سرِ همۀ خطاهاست."» (محمدبن منور، اسرارالتوحید)

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍5
اینستاگرام، تلگرام، واتساپ

۱) «اینستاگرام» آمیزه‌ای است از:
instant camera + telegram
و مانند «تلگرام»، در فارسی، به همین صورت نوشته و تلفظ می‌شود، نه *اینستاگرم.

۲) «تلگرام» واژۀ جدیدی نیست و حدود ۱۵۰ سال است که در فارسی به‌کار می‌رود. بنابراین نباید آن را با پیام‌رسان جدید و معروف «تلگرام» اشتباه گرفت. تلگرام دراصل پیامی بوده که با تلگراف مخابره (= ارسال و دریافت) می‌شده‌است. پس تلگرام و تلگراف مانند پیام و پیام‌رسان‌اند.

۳) در فارسی، «واتساپ» بیشتر به همین صورت نوشته و تلفظ می‌شود، نه به‌صورت *واتس‌اَپ. تلفظ WhatsApp به جملۀ ?What's up (= «چه خبر؟») نزدیک است و در نام‌گذاریِ این برنامه نیز بر همین نزدیکی و معنا نظر داشته‌اند، با این تفاوت که «اَپ» (App) کوتاه‌شدۀ «اپلیکیشن» است.

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
یک نکته‌ات بگویم!

«نجاتِ آخرت بر دو شرط بسته‌اند، طلبِ عُلُو ناکردن و از فساد دور بودن. هرکه در طلبِ ولایت و فرمان دادن است طلبِ علوِّ وی معلوم است و هرکه به لهو و نشاطِ جوانان و بی‌خردان مشغول است به فساد موسوم است. و بی شرطِ نجات، امیدِ نجات داشتن عینِ غرور* است.» (مکاتیب فارسی غزّالی، تصحیح عباس اقبال، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲، ص ۵۳)

«بی-» (در «بی‌خردان») پیشوندِ اشتقاقیِ صفت‌ساز است و بنابراین نیم‌فاصله می‌شود و «بی» (در «بی شرطِ ...») حرف اضافه است و بنابراین بافاصله نوشته می‌شود.

دو مثال دیگر:
۱) بی‌کس‌وکار، بی‌بروبرگرد، بی‌شیله‌پیله، بی‌همه‌کس، بی‌عرضگی، بی‌کلاس، ... .
۲) بی همگان به‌سر شود بی‌ تو به‌سر نمی‌شود/ ... (مولوی)

* «غرور» در اینجا و در اصل به‌ معنای «فریفتن» و «فریب‌ خوردن» است،‌ نه «تکبر» و «خودبینی».

سید محمد بصام
@Matnook_com
1👍1
یک نکته‌ات بگویم!

ساختِ «واژه + نشانۀ اضافه + همان واژه + ضمیر (واژه‌بست) -ِش» کاملاً بافاصله نوشته‌ می‌شود و به‌عنوان قید به‌کار می‌رود: تهِ تهش، فوقِ فوقش، کمِ کمش.

سید محمد بصام
@Matnook_com