Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
🔺 دانستنی‌های ارث، وصیت، دفن

نویسنده: سید محمد بصام
ناشر: مؤسسهٔ فرهنگی نور فاطمه

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍4👏31
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: مصدرِ «گرفتن» به‌منظور «تأکید/ نمایش قصد» و «آمدن» برای «درخواست و تمنا» به‌کار می‌رود که کاربردشان مخصوصِ گفتار و نوشتارِ غیررسمی است.
۱) گرفتن: بگیرید بنشینید! (تأکید) خسته‌م، می‌خوام بگیرم بخوابم. (نمایش قصد و نیت)
۲) آمدن (صرفاً خواهش و تمنا): بیا و بی‌خیالِ ما شو! بیا تا گل برافشانیم و مِی در ساغر اندازیم/… (حافظ)
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: از «عدم» برای منفی کردن اسم استفاده می‌شود. در زبان نوشتار، به‌جز اصطلاحات علمی یا فلسفی، بهتر است از به‌کار بردن این واژه پرهیز شود. در فارسی، می‌توان از حروف نفیِ «نا» و «بی» استفاده کرد. مثال: عدم اطلاع/ بی‌اطلاعی، بی‌خبری، ناآگاهی؛ عدم موفقیت/ ناکامی؛ عدم التفات/ بی‌توجهی؛ عدم رَأفت/ نامهربانی؛ عدم سیاست/ بی‌سیاستی؛ عدم اطمینان/ بی‌اطمینانی. گاهی هم می‌توان کلمهٔ دیگری را جایگزین کرد: عدم استعمال/ پرهیز؛ عدم رؤیت/ ندیدن؛ عدم امکان/ مُحال بودن، نشدن؛ عدم اعتماد/ بی‌اعتمادی، بدگمانی، سوءظن. (#نکته: کسرۀ «عدم»، در حالت اضافه، خفیف نیست.)
🔺 ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید.
t.me/joinchat/AAAAADvvnNsMLwJJzRkWqQ
◾️ ویرایش و نگارش را «آنلاین» بیاموز!
◽️ اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: وقتی واژه‌ای را ایرانیک (= شیب‌دار) می‌کنیم، دیگر لازم نیست آن را در گیومه هم بگذاریم و/یا آن را سیاه (Bold) کنیم. پس، به‌مناسبت، یا آن را ایرانیک می‌کنیم یا سیاه یا داخل گیومه می‌گذاریم. مثال:
- کسرۀ «حدِنصاب» خفیف است. (گیومه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (سیاه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (ایرانیک)
🔺 خودتکانی با عشق
درسنامۀ دانشجویان کارشناسی دانشگاه امیرکبیر

ناشر: نگاه فارسی
دبیر مجموعه: سید محمد بصام

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌2
سبک نویسنده و سبک مترجم.pdf
430.7 KB
▫️مقاله‌های شایستهٔ خواندن (۴۳)

🔸سبک نویسنده و سبک مترجم
🔹علی خزاعی‌فر
🔹مجلهٔ مترجم، شمارهٔ ۶۳، پاییز ۱۳۹۶

@soleimanipur
مترجم ادبی کیست؟.pdf
356.2 KB
▫️مقاله‌ای برای هنرآموزانِ ترجمهٔ ادبی

🔸مترجم ادبی کیست؟
🔹علی خزاعی‌فر
🔹مجلهٔ مترجم، ۱۳۹۵، شمارهٔ ۶۰

#مقاله‌های_شایسته_خواندن
#مشق_ترجمه_ادبی

@soleimanipur
👍1
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: «دیگر» گاهی صفتِ پیشین است و موصوفش، یعنی کلمه‌ای که بعدش می‌آید، در فارسیِ امروز جمع است نه مفرد، مانند «دیگر درختان». این موصوف هر چیزی می‌تواند باشد و بنابراین بافاصله از صفتش نوشته می‌شود. «به یک ماه بالا گرفت آن نهال / فزون زآنکه "دیگر درختان" به سال» (عنصری)
#نکته‌های_دستوری

واو معدوله

واو معدوله واوی است که پس‌از «خ» می‌آید و در نوشتار آن را می‌نویسند اما نمی‌خوانند، مانند استخوان، خویش، خواهر و خواب.

◻️این واو در حقیقت نیم‌واکه‌ای است که در فارسی قدیم وجود داشته است؛ اما در فارسی امروز وجود ندارد و تولید آن همانند /w/ در زبان انگلیسی (در واژه‌ای مانند we) است. این نیم‌واکه همیشه با همخوان «خ» می‌آمده است.


علاءالدین طباطبایی، فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، چاپ اول، تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۹۵، ص ۵۷۲.

شنبه، ۵ آبان ۱۳۹۷



https://t.me/virayesh_gah
👌1
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: در عربی، برای موصوفِ جمع یا مؤنث، صفتِ مؤنث می‌آورند. این قاعده در فارسی نیست. بنابراین مثلاً به‌جای متون قدیمه، قوانین مدوّنه، والدۀ محترمه، و حوزۀ استحفاظیه بهتر و پسندیده‌تر است که متون قدیم، قوانین مدوّن، والدۀ محترم، و حوزۀ استحفاظی بنویسیم. هم‌چنین برای اسم‌های فارسی صفتِ مؤنث نمی‌آوریم. پس به‌جای «زن شهیده» می‌نویسیم «زن شهید». اما ترکیباتِ رایجی در فارسی هست که عیناً آن‌ها را به‌کار می‌بریم و اشکالی ندارد، مانند مکۀ معظّمه، مدینهٔ منوّره، صحیفۀ سجادیه، مدینهٔ فاضله، اسماء متبرکه، امور خارجه، وسایل نقلیه، هیئت مدیره، قوۀ قضائیه، جملۀ معترضه، ... .
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: در گفتار، ضمیرِ «این‌ها» بعد از برخی واژه‌ها می‌آید و بر خویشی و نزدیکی دلالت می‌کند. این ضمیر با واژۀ قبل‌ از خودش نیم‌فاصله می‌شود و کاربردش صرفاً در نوشتارهای غیررسمی است، مانند عمواین‌ها/ عمواینا، خاله‌این‌ها/ خاله‌اینا، داداش‌این‌ها/ داداش‌اینا، مادرم‌این‌ها/ مادرم‌اینا، ... .
«مُبادیِ آداب» یا «مُبالیِ آداب»؟

۱) «مُبادی» اسم فاعل از «مُبادات/ مُباداة» و به‌ معنای «آشکارکننده» است و مَجازاً به‌ معنای «رعایت‌کننده و ملاحظه‌کننده» به‌کار می‌رود. بنابراین «مُبادی آداب» یعنی «آن‌که آداب‌ورسوم معاشرت را رعایت می‌کند» و به‌اصطلاح «آداب‌دان و مؤدب» است.

۲) «مُبالی» اسم فاعل از «مُبالات/ مُبالاة» و به‌ معنای «توجه یا اهتمام داشتن به چیزی یا امری» است («لااُبالی» نیز از «مبالات» است). بنابراین «مُبالی آداب»، که به‌ندرت شنیده می‌شود، یعنی‌ «آن‌که به رعایت آداب اهتمام و توجه دارد». پس هردو توجیه‌پذیر و درست‌اند، اما «مُبادی آداب» مرسوم‌تر و گوش‌آشناتر است.

یادآوری:
گاهی «مُبادی آداب» را /مَبادی آداب/ تلفظ می‌کنند. «مَبادی» جمع «مبدأ» است و تلفظ /مَبادی/ به‌جای /مُبادی/ می‌تواند در قالب قاعدۀ همگونی واکه‌ای (= تأثیرپذیری واکۀ یک هجا از واکۀ هجای مجاور) توجیه شود (بسنجید با واژه‌های عربی «رُواق» و «عُنّاب» و «مُفاد» که در فارسی به‌صورت /رَواق/ و /عَنّاب/ و /مَفاد/ تلفظ می‌شوند). نیز ممکن است تلفظ «مُبادی» به‌صورت /مَبادی/ به‌دلیل قیاس آن با واژه‌های عربی‌ای که بر وزن «مَفاعل»‌اند باشد، مانند «مقاطع»، «مکاتب»، «منابع»،‌ و ... . با این حال، تلفظ معیار آن، طبق ضبط فرهنگ آوایی فارسی (گیتی دیهیم)، /مُبادی آداب/ است.
#واژه‌شناسی #زبان‌شناسی
۱۳‌۹۷/۱۲‌/۰۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍2
فاصله‌گذاری «ابن» و «بنت»

۱) در فارسی، «ابن»هایی که میان دو اسم یا بیش‌تر می‌آید، با حذف همزه، با اسمِ قبل از خود نیم‌فاصله می‌شود: علی‌بن ابی‌طالب، عیسی‌بن مریم، سیدبن طاووس، حسین‌بن عبدالله‌بن حسن‌بن علی‌بن سینا، داراب‌بن‌ اردشیر (یکی نامه بنوشت فرخ دبیر/ ز دارای داراب‌بن اردشیر ـــ فردوسی).

۲) «ابن»هایی که ابتدای نام‌ افراد می‌آید یا با واژۀ بعد از خودش مجموعاً صفت یا اسم می‌سازد، نیم‌فاصله می‌شود: ابن‌خلدون، ابن‌سینا، ابن‌ابی‌الحدید، ابن‌الوقت، ابن‌السبیل/ ابن‌ِسبیل، ابنِ‌عَم (گفت هرکو را منم مولا و دوست/ ابنِ‌عم من علی مولای اوست ـــ ملای رومی).

یادآوری: «ابن»، به‌معنی فرزند مذکر و پسر، در حالت اضافه، بافاصله نوشته می‌شود: «حاجی میرزا حسنِ شیرازی، مشهور به فسایی، ابنِ [= پسرِ] میرزا حسن» (از فرهنگ بزرگ سخن).

۳) «بنت»هایی که میان دو اسم می‌آید، از دو طرف بافاصله نوشته می‌شود: فاطمه بنت اسد، مگر «بنت» با مابعدش مجموعاً یک واژه بسازد: بنت‌الحسین، بنت‌العِنَب* (اى آن‌كه دارى صد طرب از نشئۀ بنت‌العنب/ ... ـــ فیض کاشانی).
★ بنت‌العنب (دختر انگور/ رَز) مَجازاً به‌معنی شراب است.

یادآوری: «بنت»، به‌معنی فرزند مؤنث و دختر، در حالت اضافه، بافاصله نوشته می‌شود: «آزرمیدخت، بنتِ [= دخترِ] اپرویز، زنی عاقل بود» (ابن‌بلخی، فارسنامه، ص ۱۲۶، از فرهنگ بزرگ سخن).

سید محمد بصام
@Matnook_com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش و درست‌نویسی متنوک و پاسخ به پرسش شرکت‌کنندگان

- تفاوت ایرانیک با ایتالیک چیست؟
- چه‌گونه خط پاورقی را از چپ به راست ببریم؟
- اگر پاورقی فارسی و لاتین داشتیم، خط پاورقی کدام سمت قرار می‌گیرد؟

🔹 ویرایش و درست‌نویسی را با کارگاه‌های آنلاین متنوک تجربه کنید!

🔘 نظرات شرکت‌کنندگان: @Matnook_01
@Matnook_com
👍1
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: معنای «پر» por را می‌دانیم. این واژه گاهی قیدِ صفت است و بنابراین بافاصله نوشته می‌شود.
درست: پُر واضح است، پُر بیراه نگفت.
نادرست: پُرواضح* است، پُربیراه* نگفت.
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: «بنابه» و «بنابر» حرف اضافۀ مرکب است و به همین دلیل بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: بنابر گزارش‌های سازمان، بنابه مستندات پرونده، ... . «بنابراین» نیز، به‌معنای «پس»، حرف ربط مرکب و قاموسی است. به همین دلیل همۀ اجزایش نزدیک نوشته می‌شود.
@Matnook_com
1