Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.95K subscribers
342 photos
210 videos
48 files
793 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
◽️ سَمبَل: وقتی با بی‌دقتی و بی‌میلی کاری می‌کنیم یا سَرسَری کاری می‌کنیم تا آن را ازسرِ خود واکُنیم، آن کار را «سمبل» کرده‌ایم یا «سمبل‌کاری» کرده‌ایم و می‌شویم «سمبل‌کار».
◽️ سَمبُل: واژ‌ه‌ای فرانسوی و به‌معنای «نماد»، «نشانه»، و «الگو»ست. (symbole)
◽️ سُنبُل: نامِ گُلی است خوش‌بو و به رنگ‌‌های زرد و سفید و قرمز و آبی، که گیاهش مصرفِ دارویی نیز دارد. «سُنبُلِ‌طیبِ» معروف از همین خانواده است.
@Matnook_com
🙏53👍2👌2
🔍 کجا تشدید بگذاریم؟

✍️ تشدید از نشانه‌های ثانویِ خطِّ فارسی است. این نشانه در اصل برای کلماتِ عربی است که در برخی از کلماتِ فارسی هم به‌کار می‌رود: بچّه، درّه، لپّه، پلّه، دوّم، سوّم، غُرّان، بُرّان. بنابراین صرفاً برای رفعِ ابهام یا درست (= تشدیددار) خوانده شدنِ واژه‌ها تشدید می‌گذاریم.

الف. جاهایی که تشدید می‌گذاریم
۱) برای تمایزِ واژه‌های هم‌نگاشت: مادِه، مادّه؛ مُعین، مُعیَّن؛ سَر، سِرّ؛ اِتباع، اِتّباع؛ مَبلَغ، مُبَلّغ؛ بَنا، بنّا؛ گِله، گَلّه؛ مَرکَب، مُرَکّب؛ کُره، کُرّه.
۲) در حالت اضافه: جدِّ پدری، حدِّ ترخُّص، خطِّ فارسی، ردِّپا، حقِّ مطلب، سِرِّ نِی، اهمِّ موارد.
۳) در شعر و به‌ضرورتِ وزن: جهانا، همانا "فسوسیّ" و بازی/ که بر کس "نپاییّ" و با کس نسازی (مُصعَبی) بر درگهش ز نادره بحرِ عروض/ "یکّی" امینِ دانا دربان کنم (ناصرخسرو)

ب. جاهایی که تشدید نمی‌گذاریم
۱) در حالتی که واژۀ تشدیددار اضافه نشود: دستِ رد، حُسنِ‌ظن، تا این حد، اَباً عن جد (جَد در جَد)، احقاقِ حق.
۲) در کلماتی که طبیعتاً با تشدید تلفظ می‌شود: مثلث، مربع، حساس، قصاب، تلفظ، تشکر، نجار، بقال، تُجار، زُوار، سلول، اما، حتیٰ، دوم، سوم، بچه، پله، لپه.
۳) در کلماتی که اصلاً تشدید ندارد: قُضات، رُوات، محتویات، مقتضیات، تسلیت، عادی، مُفاد، عِمامه.
@Matnook_com
👍32👌2🙏1
مشغول‌ُالذِّمّه

ذمّه یعنی عهد، پیمان، تعهد. تا وقتی به عهدوپیمانمان عمل نکنیم، بر عهده و گردنِ ماست که به آن عمل کنیم. پس اگر به تعهدِ خود عمل نکرده یا مثلاً دِینمان را نپرداخته باشیم، هم‌چنان ذِمّه‌مان مشغول است. این است که می‌شویم «مشغول‌الذِمّه». اما وقتی به تعهدمان عمل کردیم، دیگر دِینی به گردنمان نیست و می‌شویم «بَری‌ُالذِمّه»؛ یعنی دیگر مدیون نیستیم و به تعهدی که داده بودیم عمل کرده‌ایم. وقتی هم کسی می‌گوید مشغول‌الذِمّۀ منی، یعنی مدیونِ منی.
«مشغول‌ذِمّه» املای دیگرِ مشغول‌الذِمّه است. گاهی به‌غلط *مشمول‌الذمه یا *مشغول‌ضمه می‌نویسند که بی‌معنی است.
@Matnook_com
5👌3🙏1
«الآن» یا «الان»؟

«الآن» از «ال» و واژۀ عربی «آن» (= «لحظه») تشکیل شده‌است. املای رسمی و معیار این واژه به همین صورت با «آ» درست است. در گفتاری‌نویسی می‌توان «الان» نوشت (بدون «~»).

یادآوری:
«الآن است که» (یعنی «چیزی نمانده‌است که») و «الآن که الآن است» (یعنی «هنوز که هنوز است») و «الآنه» (با انتقال تکیه به هجای اول و به معنای «همین الآن و زود») به گونۀ گفتاری و غیررسمی‌ تعلق دارند.
- الانه که بابام سر برسه.
- الان که الانه، وقتی یاد خاطرات گذشته‌م می‌افتم بغضم می‌گیره.
- الانه برمی‌گردم. همین‌جا منتظرم بمون.

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5👌21🙏1
یک نکته‌ات بگویم!

در متن و پاورقی (یا پی‌نوشت) و کتابنامه، نام کتاب‌های آسمانی، ازجمله قرآن، نه سیاه (Bold) می‌شود و نه شیب‌دار (ایرانیک).

سید محمد بصام
@Matnook_com
5👌2🙏1
#نکته: واژۀ قرض‌الحسنه، در اصل، «القرضُ الحَسَن» است و برگرفته از تعبیرِ قرآنی‌ِ «قَرضاً حَسَناً». ‌در فارسی، «قرض‌الحسنه» می‌نویسیم و درست است. به همین قیاس، تعبیرِ طنزناکِ «قرض‌الپَس‌نده» نیز در گفتار ساخته شده است.
@Matnook_com
4👌3🙏1
🔹 ــ به‌سلامتیِ تو. ــ "نوشِ جان".
◽️ ــ شام میل دارین؟ ــ نه، "نوشِ جونتون".
(شبه‌جمله و بافاصله)
🔹 از این کباب هم "نوشِ‌جان" کنید.
◽️ تا رسیدم، یه کتکِ مفصّل "نوشِ‌جون" کردم!
(کسرۀ خفیف و بی‌‌فاصله)
#نکته
@Matnook_com
👍4🙏4👌21
زِلّ آفتاب

املای «زِل»، به‌معنای «نهایت تابش و سوزندگی آفتاب»، به همین صورت با «ز» درست است. مثال:
«توی زل آفتاب ... یک‌مرتبه از پشت بوته‌های بادمجان پیداش می‌شد.» (جمال میرصادقی، چشمهای من، ص ۹)

یادآوری:
۱) سه واژۀ دیگر هم داریم:
- ذُل: خواری (هم‌خانواده: «ذلت» و «ذلیل»)
- ضُل: خطا و اشتباه (هم‌خانواده: «ضلالت»، «ضال» (گمراه)، «مُضِل» (گمراه‌کننده))
- ظِل: سایه («ظل‌الله» یعنی «سایۀ خدا» که لقب شاهان بود. تعبیرِ «در "ظلِ" عنایتِ ...» نیز با همین املاست.)

۲) «زُل» به معنای «خیره» و «زُل زدن» به معنای «خیره شدن» با «ز» است:
- «زل توی چشم‌هایم نگاه می‌کرد.»
- «هما‌ن‌طور بی‌حرکت نشسته بود و به ما زل زده بود.»

۳) «ذِلّه» و «ذِلّه شدن/ کردن» نیز با «ذ» نوشته می‌شود:
- «همۀ ما از دست حاجیه‌خانم ذلّه شده بودیم.»

سید محمد بصام
@Matnook_com
3👌2🙏1
دو الگوی فاصله‌گذاری

۱) صفت شمارشی (عدد) + واژه + «-ی» بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شود:
یک‌طرفی، یک‌لایی، یک‌وجبی، یک‌بُعدی، دوبرگی، دوبیتی، دوشخصیتی، دوفوریتی، دووَجهی، سه‌ضلعی، سه‌لایی، سه‌راهی، چندهجایی، چندبُعدی، چندوجهی، چندآوایی، چندقطبی، … .

۲) صفت شمارشی (عدد) + واژه + «-ه» بی‌فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شود:
یک‌روزه، یک‌سویه، یک‌شبه، یک‌مَرده، دوپوسته، دودَهنه، دوزبانه، دوکاره، سه‌پایه، سه‌چرخه، سه‌تیغه، سه‌طلاقه، سه‌ماهه، چندکاره، چندمنظوره، چندماهه، چندموتوره، چندشغله، چندنفره، … .

یادآوری:
هر عددی با معدودش (یعنی اسمی که بعد از آن می‌آید) بافاصله نوشته می‌شود، مگر درمجموع یک واحد واژگانی باشند. در این صورت، نیم‌فاصله یا بی‌فاصله نوشته می‌شوند. مثال:
دوازده‌امام، هفت‌تپه، هفتخان/ هفتخوان، هفت‌خط، هفت‌تیر، هفت‌سنگ، هفت‌قلم، شش‌پهلو، شش‌دانگ، شش‌گوش، شش‌لو، پنج‌تن، چهارباغ، چهارپا، چهارتخم،‌ چهارچوب، چهارراه، چهارزانو،‌ چهارفصل، چهارقل، چهارمیخ، چهارنعل، سه‌بَر، سه‌پهلو، سه‌تار، سه‌راه، سه‌گام، سه‌گوش،‌ سه‌نقطه، دوپا، دوپهلو، دودِل، دوزانو، دورو، دوضرب، دولا، دونقطه، یک‌خم، یکدل،‌ یکرنگ، یک‌رو، یک‌صدا، یک‌ضرب،‌ یک‌کلام،‌ یک‌لا، یک‌هو،‌ ... .

سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
5🙏3👌2
#نکته: املای درستِ چند واژهٔ همزه‌دار: مبدأ/ مبدئی، منشأ/ منشئی، خلأ/ خلئی، ملأ/ ملئی، ملجأ/ ملجئی، لؤلؤ/ لؤلؤی، تلألؤ/ تلألؤی، شیء/ شیئی، جزء/ جزئی، سوء/ سوئی.
@Matnook_com
🙏3👌21
🔍 بد نیست بدانید آدامس برگرفته از نام اولین سازندۀ آن توماس آدامز (۱۸۱۸ - ۱۹۰۵) است. وی، با ترکیب شکر و گیاه چیکله، این مادۀ جویدنی محبوب را تولید کرد که بعدها در ایران به آدامس معروف شد.
@Matnook_com
2👌2
#نکته: اگر حرفِ اضافه نقشِ دستوریِ مستقل داشته باشد، بافاصله نوشته می‌شود: با حوصله و دقت درس بخوان. از آنجا که آمدیم، خوابیدم. به چه می‌اندیشی؟ بی تو چه کنم؟ او به عنوانِ سرهنگی رسید. اما اگر حرفِ اضافه همراهِ اسمِ مابعدش صفت، قید، یا اسم بسازد، بی‌فاصله نوشته می‌شود: باشعور، بامرام، بااصل‌ونسب، بی‌دلیل، بی‌سرپناه، بی‌کس‌وکار، به‌علاوه، به‌جا، به‌موقع، درجا، … .
@Matnook_com
3👍2👌2🙏1
«جزء» یا «جزو»؟

«جزو» /jozv/ تغییریافتۀ واژۀ عربیِ «جزء» /'joz/ است. کاربرد و معنای این دو واژه همیشه یکسان نیست و بنابراین گاهی نمی‌توان این دو واژه را به‌جای هم به‌کار برد. تفاوتشان را می‌توان از مثال‌های زیر به‌خوبی دریافت:

- ایران جزوِ کشورهای آسیایی است. (= "یکی از" کشورهای آسیایی است.)
- سوسمار جزوِ خزندگان است. (= "از" خزندگان است.)

- قلب جزءِ حیاتیِ بدن است. (= "بخشِ" حیاتیِ بدن است.)
- جزءِ ناشناختۀ ویروسِ ایدز کشف شد. (= "بخشِ" ناشناختۀ ویروس ایدز کشف شد.)

یادآوری:
وقتی یک چیز یا یک شیء اجزای مختلفی داشته باشد، منطقاً جزءجزء است، مانند بدن که یک جزئش قلب است. اما مثلاً خزنده یک چیز یا یک شیء نیست، بلکه ویژگیِ هرگونه جانوری است که می‌خزد. سوسمار "یکی از" این جانوران است؛ یعنی جزوِ خزندگان است، نه جزءِ آن‌ها، چون خزندگانْ انواع و افراد دارند، نه اجزا. بنابراین اهل زبان در استعمالِ این دو فرق می‌گذارند، گیریم که ویراستاران را خوش نیاید!

سید محمد بصام
@Matnook_com
👏4👌3👍2🙏1
🔺 فرهنگ‌نامۀ شهروند

نویسنده: داود پهلوان‌صفایی
ناشر: شبکۀ اندیشه (تهران)
دبیر مجموعه: سید محمد بصام

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌2
🔺 بوف زرتشت
تأملی در زندگی و آثار صادق هدایت و نیچه

ناشر: نشر معارف
دبیر مجموعه: سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏4
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
🔍 واژه‌شناسیِ «اُدکلن»

✍️ ادکلن Eau de Cologne واژه‌ای فرانسوی و به‌معنای «آبِ کُلن» است. در سالِ ۱۷۰۹، عطرسازی ایتالیایی به‌نامِ یوهان ماریا فارینا (۱۶۸۵–۱۷۶۶)، که در شهرِ کلنِ آلمان زندگی می‌کرد، در کارگاهش عطری ساخت و نامش را «آبی از کلن» گذاشت. پس از مدتی، عطرِ او معروف شد و نامِ ادکلن بر آن باقی ماند. از آن پس، عطرهایی که با فرمولِ شیمیاییِ مشابه ساخته می‌شدند، ادکلن نام گرفتند. امروزه عطرهایی که میزانِ‌ معیّنی مادّۀ خوشبوکننده و الکل داشته باشند، ادکلن نامیده می‌شوند.
ـــ سید محمد بصام
@Matnook_com
👍4👌41
🔺 دانستنی‌های ارث، وصیت، دفن

نویسنده: سید محمد بصام
ناشر: مؤسسهٔ فرهنگی نور فاطمه

ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید!
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍4👏31
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: مصدرِ «گرفتن» به‌منظور «تأکید/ نمایش قصد» و «آمدن» برای «درخواست و تمنا» به‌کار می‌رود که کاربردشان مخصوصِ گفتار و نوشتارِ غیررسمی است.
۱) گرفتن: بگیرید بنشینید! (تأکید) خسته‌م، می‌خوام بگیرم بخوابم. (نمایش قصد و نیت)
۲) آمدن (صرفاً خواهش و تمنا): بیا و بی‌خیالِ ما شو! بیا تا گل برافشانیم و مِی در ساغر اندازیم/… (حافظ)
Forwarded from سید محمد بصام
#نکته: از «عدم» برای منفی کردن اسم استفاده می‌شود. در زبان نوشتار، به‌جز اصطلاحات علمی یا فلسفی، بهتر است از به‌کار بردن این واژه پرهیز شود. در فارسی، می‌توان از حروف نفیِ «نا» و «بی» استفاده کرد. مثال: عدم اطلاع/ بی‌اطلاعی، بی‌خبری، ناآگاهی؛ عدم موفقیت/ ناکامی؛ عدم التفات/ بی‌توجهی؛ عدم رَأفت/ نامهربانی؛ عدم سیاست/ بی‌سیاستی؛ عدم اطمینان/ بی‌اطمینانی. گاهی هم می‌توان کلمهٔ دیگری را جایگزین کرد: عدم استعمال/ پرهیز؛ عدم رؤیت/ ندیدن؛ عدم امکان/ مُحال بودن، نشدن؛ عدم اعتماد/ بی‌اعتمادی، بدگمانی، سوءظن. (#نکته: کسرۀ «عدم»، در حالت اضافه، خفیف نیست.)
🔺 ویرایشِ کتابتان را به ما بسپارید.
t.me/joinchat/AAAAADvvnNsMLwJJzRkWqQ
◾️ ویرایش و نگارش را «آنلاین» بیاموز!
◽️ اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com