MarmarEng
190 subscribers
29 photos
1 file
3 links
This time we stay. 💜
Download Telegram
MarmarEng
فکر کنم این چیزی نیست که سفارش دادم. I think you got my order wrong. فکر کنم سفارشم رو اشتباه آوردید. I ordered a latte, not a cappuccino. من لاته سفارش داده بودم، نه کاپوچینو. Sorry, I asked for oat milk. ببخشید، من شیر جو دوسر خواسته بودم. This is a little…
ENGLISH IRL


WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH

DAY 03 | SOUND NATURAL

You know what you want to say.
Now let’s make it sound natural.

01 | «چی پیشنهاد می‌کنید؟»


🔸 Basic:
What do you recommend?

🔹 More natural:
What would you recommend?

Meaning:
چی پیشنهاد می‌کنید؟

💡 What would you recommend?
کمی نرم‌تر و مؤدبانه‌تره و وقتی واقعاً می‌خوای نظر طرف مقابل رو بدونی، خیلی طبیعی به نظر می‌رسه.

02 | «می‌تونم اینجا بشینم؟»

🔸 Basic:
Can I sit here?

🔹 More natural:
Do you mind if I sit here?

Meaning:
اشکالی داره اینجا بشینم؟

💡 این ساختار وقتی می‌خوای مؤدبانه اجازه بگیری خیلی کاربردیه.

⚠️ جواب دادن به Do you mind…? کمی tricky است:

No, not at all.
نه، اصلاً.

یعنی: «اشکالی نداره.»

03 | «سفارشم آماده شده؟»


🔸 Basic:
Is my order ready?

🔹 More natural:
Is my order ready yet?

Meaning:
سفارشم هنوز آماده نشده؟ / سفارشم آماده شده؟

💡 yet وقتی منتظر اتفاقی هستی که هنوز ممکنه اتفاق نیفتاده باشه، خیلی طبیعی استفاده می‌شه.

04 | «می‌خوام به‌جاش شیر جو دوسر داشته
باشم.»

🔸 Basic:
Can I have oat milk instead?

🔹 More natural:
Could I get oat milk instead?

Meaning:
می‌شه به‌جاش شیر جو دوسر داشته باشم؟

💡 Could I get…? یکی از الگوهای خیلی رایج برای سفارش دادن و درخواست کردن در کافه است.

05 | «این چیزی نیست که سفارش دادم.»

🔸 Basic:
This is not what I ordered.

🔹 Softer:
I don’t think this is what I ordered.

Meaning:
فکر نمی‌کنم این چیزی باشه که سفارش دادم.

💡 اضافه کردن I don’t think… جمله رو نرم‌تر می‌کنه.

Compare:

❌ This is not what I ordered.
مستقیم‌تر

✅ I don’t think this is what I ordered.
نرم‌تر و مؤدبانه‌تر

06 | «خیلی شیرینه.»


🔸 Basic:
It’s very sweet.

🔹 More natural when it's a problem:
It’s a little too sweet.

Meaning:
یکم زیادی شیرینه.

💡 too + adjective یعنی «بیش از حد».

too sweet → بیش از حد شیرین
too hot → بیش از حد داغ
too cold → بیش از حد سرد

07 | «چقدر طول می‌کشه؟»


🔸 Basic:
How long will it take?

🔹 Natural:
How much longer will it take?

Meaning:
چقدر دیگه طول می‌کشه؟

💡 تفاوت کوچیک اما مهم:

How long will it take?
از اول می‌پرسی چقدر زمان لازم داره.

How much longer will it take?
قبلاً منتظر بودی و می‌پرسی «چقدر دیگه؟»

08 | «می‌تونم حساب کنم؟»


🔸 Basic:
Can I pay?

🔹 Natural:
Can I get the check, please? 🇺🇸
Can I have the bill, please? 🇬🇧

Meaning:
می‌شه صورت‌حساب رو بیارید؟

💡 در کافه و رستوران معمولاً به‌جای اینکه فقط بگی Can I pay?، درخواست صورت‌حساب می‌کنی.

09 | «می‌تونم یه لیوان آب داشته باشم؟»


🔸 Basic:
Give me some water.

🔹 Natural:
Could I have a glass of water, please?

Meaning:
می‌شه یک لیوان آب لطفاً؟

💡 Give me… ممکنه دستوری و خشک به نظر برسه.

برای درخواست مؤدبانه:

Could I have…?
Can I have…?
Could I get…?

10 | «اینجا وای‌فای دارید؟»

🔸 Basic:
Do you have Wi-Fi?

🔹 Natural:
Is there Wi-Fi here?

Meaning:
اینجا وای‌فای هست؟

💡 هر دو طبیعی‌اند، اما Is there…? وقتی درباره‌ی وجود چیزی در یک مکان می‌پرسی، الگوی خیلی خوبی برای یاد گرفتن است.

DAY 03 — DONE.
Tomorrow: REAL-LIFE NOTE

MarmarEng | English IRL 💜
👍3
MarmarEng
Week 16 • Day 106 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی عزیز، رسیدیم به هفته‌ی شانزدهم. این هفته قراره درباره‌ی چیزی حرف بزنیم که تقریباً هر روز، به یک شکلی، کنارمونه: Technology & My Digital Life. از گوشی و شبکه‌های اجتماعی گرفته تا پیام دادن، تماس…
Week 16 • Day 2

Technology & My Digital Life 📱

مرمرینگی عزیز، دیشب فقط متن رو خوندیم و با موضوع این هفته آشنا شدیم. امشب می‌خوایم متن رو جمله‌به‌جمله بررسی کنیم و ببینیم هر جمله دقیقاً چه معنی‌ای داره.

در کنار معنی جمله‌ها، به عبارت‌هایی هم توجه می‌کنیم که توی مکالمه‌های روزمره واقعاً کاربرد دارن. پس سعی کن عبارت‌ها رو به‌صورت یک تکه‌ی کامل یاد بگیری، نه فقط کلمه‌به‌کلمه.

These days, I use my phone for almost everything.

این روزها تقریباً برای همه‌چیز از گوشیم استفاده می‌کنم.

I check my messages, listen to music, watch videos, and sometimes even study with my phone.

پیام‌هام رو چک می‌کنم، موسیقی گوش می‌دم، ویدئو می‌بینم و گاهی حتی با گوشیم درس می‌خونم.

I usually check my phone in the morning, but I try not to spend too much time on it before I start my day.

معمولاً صبح‌ها گوشیم رو چک می‌کنم، اما سعی می‌کنم قبل از شروع روزم، زمان زیادی رو با گوشی نگذرونم.

spend time on something
یعنی برای چیزی وقت صرف کردن.

spend too much time on something
یعنی بیش از حد برای چیزی وقت گذاشتن.

try not to + verb
یعنی سعی کردن کاری رو انجام ندادن.

When I have free time, I often scroll through social media or watch something interesting.

وقتی وقت آزاد دارم، اغلب در شبکه‌های اجتماعی اسکرول می‌کنم یا چیز جالبی تماشا می‌کنم.

scroll through social media
یعنی در شبکه‌های اجتماعی اسکرول کردن و پست‌ها و محتواها رو بالا و پایین کردن.

My phone is also useful for staying in touch with people.

گوشی من برای در ارتباط موندن با آدم‌ها هم مفیده.

be useful for + -ing
یعنی برای انجام کاری مفید بودن.

stay in touch with someone
یعنی با کسی در ارتباط موندن.

I send messages, make calls, and sometimes have video calls with friends or family who don't live nearby.

پیام می‌فرستم، تماس می‌گیرم و گاهی با دوستان یا اعضای خانواده‌ای که نزدیک من زندگی نمی‌کنن تماس تصویری دارم.

send messages پیام فرستادن
make a call تماس گرفتن
have a video call تماس تصویری داشتن
live nearby نزدیک زندگی کردن

Of course, being online all the time isn't always a good thing.

البته، همیشه آنلاین بودن لزوماً چیز خوبی نیست.

Sometimes I spend more time on my phone than I planned to, especially when I'm tired or bored.

گاهی بیشتر از چیزی که برنامه‌ریزی کرده بودم با گوشیم وقت می‌گذرونم، مخصوصاً وقتی خسته یا بی‌حوصله‌ام.

spend time on my phone با گوشی وقت گذروندن

plan to
یعنی قصد یا برنامه‌ی انجام کاری رو داشتن.

especially مخصوصاً
tired or bored خسته یا بی‌حوصله

I also use technology for learning.

من از تکنولوژی برای یادگیری هم استفاده می‌کنم.

use something for learning
یعنی از چیزی برای یادگیری استفاده کردن.

I look up new words, watch English videos, listen to podcasts, and use different apps when I want to practice.

وقتی می‌خوام تمرین کنم، کلمات جدید رو جست‌وجو می‌کنم، ویدئوهای انگلیسی می‌بینم، به پادکست گوش می‌دم و از اپلیکیشن‌های مختلف استفاده می‌کنم.

look up a word
یعنی یک کلمه رو جست‌وجو کردن یا معنی و اطلاعاتش رو پیدا کردن.

when I want to practice
یعنی وقتی می‌خوام تمرین کنم.

I don't think I need to stop using technology completely.

فکر نمی‌کنم لازم باشه استفاده از تکنولوژی رو کاملاً متوقف کنم.

need to + verb
یعنی لازم بودن که کاری رو انجام بدی.

stop + -ing
یعنی دست از انجام کاری کشیدن.

I just want to use it in a way that makes my life easier instead of taking up all my free time.

فقط می‌خوام به شکلی ازش استفاده کنم که زندگی‌م رو راحت‌تر کنه، نه اینکه تمام وقت آزادم رو بگیره.

instead of + -ing
یعنی به‌جای انجام کاری.

take up my free time
یعنی وقت آزادم رو گرفتن.

Technology is a big part of my daily life now, so I think learning how to use it well is just as important as knowing when to put my phone away.

تکنولوژی الان بخش بزرگی از زندگی روزمره‌ی منه، بنابراین فکر می‌کنم یاد گرفتن اینکه چطور درست ازش استفاده کنم، به‌اندازه‌ی این مهمه که بدونم چه زمانی باید گوشیم رو کنار بذارم.

just as important as
یعنی به همان اندازه‌ی ... مهم.

put my phone away
یعنی گوشی رو کنار گذاشتن.

امشب فقط معنی متن و این عبارت‌ها رو مرور کن.
فردا می‌ریم سراغ Vocabulary و کلمات و عبارت‌های کاربردی بیشتری از همین موضوع یاد می‌گیریم.

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day107
👍2❤1
Learning is repeating without quitting.
👍3
MarmarEng
ENGLISH IRL WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH DAY 03 | SOUND NATURAL You know what you want to say. Now let’s make it sound natural. 01 | «چی پیشنهاد می‌کنید؟» 🔸 Basic: What do you recommend? 🔹 More natural: What would you recommend? Meaning: چی پیشنهاد می‌کنید؟…
ENGLISH IRL


WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH

DAY 04 | MINI CULTURE

Today’s focus:
Things you might hear or notice in a real café

☕️ FOR HERE OR TO GO?

When ordering, the barista may ask:

“For here or to go?”

Meaning:
اینجا میل می‌کنید یا بیرون‌بر؟

For here.
اینجا می‌خورم.
To go.
بیرون‌بر.

In British English, you may hear:
“For here or takeaway?”
Takeaway = بیرون‌بر

☕️ WHAT CAN I GET FOR YOU?

A barista may say:

“What can I get for you?”

Meaning:
چی براتون بیارم؟ / چی میل دارید؟

This is a very common way for café staff to ask what you want to order.

You may also hear:
“What can I get you?”
چی براتون بیارم؟

☕️ “NEXT!”

If there is a queue, the barista might simply say:
“Next!”

Meaning:
نفر بعدی!

This is completely normal in a busy café.

You don't need to wait for:
“Who’s next, please?”

Just “Next!” is enough.

☕️ “ANYTHING ELSE?”

After taking your order, the barista may ask:

“Anything else?”

Meaning:
چیز دیگه‌ای هم می‌خواید؟

You can answer:

No, that’s all.
نه، همین کافیه.
That’s it, thanks.
همینه، ممنون.
Yes, can I also get...?
بله، می‌شه اینم داشته باشم؟

☕️ “THAT’LL BE…”

When you're paying, you may hear:

“That’ll be $8.50.”

Meaning:
می‌شه ۸ دلار و ۵۰ سنت.

That’ll be = That will be

Here, it means:
مبلغ سفارشتون می‌شه...

☕️ “KEEP THE CHANGE”

If you pay in cash and don't want your change back:

“Keep the change.”

Meaning:
بقیه‌اش برای خودتون.

This is usually said when leaving the change as a tip.

☕️ TIPPING

In some countries, tipping at cafés is common.

You may see:

Tip
انعام
Tip jar
ظرف انعام

You might be asked:

“Would you like to leave a tip?”

Meaning:
مایلید انعامی بذارید؟

Important:
Tipping culture is different from country to country.
It is not equally expected everywhere.

☕️ “GRAB A COFFEE”

You may hear:

“Do you want to grab a coffee?”

Meaning:
می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

Grab a coffee doesn't literally mean «قهوه را قاپ بزن» 😄

Here, grab means:
سریع/یه سر چیزی گرفتن یا خوردن

It is a very common casual expression.

☕️ “MEET FOR COFFEE”

“Let's meet for coffee.”

Meaning:
بیا برای قهوه همدیگه رو ببینیم.

It doesn't necessarily mean that coffee is the main purpose.

It can simply mean:
بیا بریم کافه و یه کم با هم وقت بگذرونیم.

☕️ “I’M BUYING”

If you want to pay for your friend's drink:

“I’m buying.”

Meaning:
من حساب می‌کنم.

You can also say:

It’s on me.
حساب من.
I’ve got this.
این یکی با من.

☕️ “A TABLE FOR TWO”

When entering a café with someone:

“A table for two, please.”

Meaning:
یک میز برای دو نفر، لطفاً.

You may also hear:

“How many?”
چند نفر هستید؟
“Two, please.”
دو نفر.

☕️ “WE’RE JUST LOOKING”

Sometimes you enter a café or bakery and don't want anything yet.

“We’re just looking.”

Meaning:
فقط داریم نگاه می‌کنیم.

This is useful when a staff member asks if you need help.

☕️ “SOLD OUT”

You may see:

SOLD OUT

Meaning:
تمام شده / موجود نیست.

For example:

Sorry, we're sold out of croissants.

Meaning:
ببخشید، کروسان‌هامون تموم شده.

☕️ “LAST ORDER”

Some cafés use:

“Last order!”

Meaning:
آخرین فرصت برای سفارش!

This usually means the café is about to stop taking orders.

You may also see:

Last orders at 9:30.

یعنی:
آخرین سفارش‌ها ساعت ۹:۳۰ گرفته می‌شن.

☕️ “WE’RE CLOSING”

If the café is about to close:

“We’re closing soon.”

Meaning:
به‌زودی می‌بندیم.

“Sorry, we're closed.”

Meaning:
ببخشید، بسته‌ایم.

☕️ ONE SMALL CULTURE NOTE

“Coffee” doesn't always mean just coffee.

When someone says:

“Do you want to go for coffee?”

They may simply mean:

بریم کافه؟
بریم یه چیزی بخوریم/بنوشیم؟
بریم یه کم با هم وقت بگذرونیم؟

The context matters.

DAY 04 — DONE.
Tomorrow: COMMON CAFÉ MISTAKES

MarmarEng | English IRL 💜
👍3
MarmarEng
Week 16 • Day 2 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی عزیز، دیشب فقط متن رو خوندیم و با موضوع این هفته آشنا شدیم. امشب می‌خوایم متن رو جمله‌به‌جمله بررسی کنیم و ببینیم هر جمله دقیقاً چه معنی‌ای داره. در کنار معنی جمله‌ها، به عبارت‌هایی هم توجه می‌کنیم…
Week 16 • Day 3

Technology & My Digital Life 📱

مرمرینگی عزیز، تا اینجا متن رو خوندیم و معنی و عبارت‌های مهمش رو بررسی کردیم.
امشب می‌خوایم چند تا کلمه و عبارت کاربردی‌تر یاد بگیریم که وقتی درباره‌ی گوشی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و عادت‌های دیجیتالی خودمون حرف می‌زنیم، واقعاً به کارمون میان.

screen time
مدت زمانی که با گوشی، کامپیوتر یا صفحه‌نمایش می‌گذرونیم

I’m trying to reduce my screen time.
دارم سعی می‌کنم زمان استفاده‌ام از صفحه‌نمایش رو کم کنم.

check notifications
اعلان‌ها / نوتیفیکیشن‌ها رو چک کردن

I usually check my notifications when I wake up.
معمولاً وقتی بیدار می‌شم، نوتیفیکیشن‌هام رو چک می‌کنم.

reply to a message
به یک پیام جواب دادن

I saw your message, but I forgot to reply.
پیامت رو دیدم، ولی یادم رفت جواب بدم.

go online
آنلاین شدن / وارد اینترنت شدن

I usually go online after dinner.
معمولاً بعد از شام آنلاین می‌شم.

be addicted to something
به چیزی وابستگی شدید داشتن / معتاد چیزی بودن

I think I’m a little addicted to my phone.
فکر کنم یک‌کم به گوشیم وابسته‌ام.

put your phone on silent
گوشی رو روی حالت بی‌صدا گذاشتن

I put my phone on silent when I’m studying.
وقتی درس می‌خونم، گوشیم رو روی حالت بی‌صدا می‌ذارم.

run out of battery
شارژ گوشی تموم شدن

My phone always runs out of battery when I need it most.
گوشیم همیشه درست وقتی بیشتر از همه بهش نیاز دارم شارژش تموم می‌شه.

charge my phone
گوشی رو شارژ کردن

I forgot to charge my phone last night.
دیشب یادم رفت گوشیم رو شارژ کنم.

download an app
یک اپلیکیشن دانلود کردن

I downloaded an app to help me learn English.
یک اپلیکیشن دانلود کردم که به یادگیری انگلیسی کمکم کنه.

delete an app
یک اپلیکیشن رو پاک کردن

I deleted a few apps because I never used them.
چند تا اپلیکیشن رو پاک کردم چون هیچ‌وقت ازشون استفاده نمی‌کردم.

take a break from social media
برای مدتی از شبکه‌های اجتماعی فاصله گرفتن

Sometimes I need to take a break from social media.
گاهی لازم دارم برای مدتی از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرم.

waste time online
وقت رو در اینترنت هدر دادن

I don’t want to waste too much time online.
نمی‌خوام زمان زیادی رو در اینترنت هدر بدم.

یک نکته مهم

به تفاوت این دو عبارت دقت کن:

spend time online
در اینترنت وقت گذروندن

waste time online
در اینترنت وقت هدر دادن

هر دو درباره‌ی «وقت گذروندن در اینترنت» هستن، اما waste وقتی استفاده می‌شه که فکر می‌کنیم این زمان به شکل مفیدی استفاده نشده.

مثلاً:
I spend a lot of time online for work.
برای کارم زمان زیادی رو آنلاین می‌گذرونم.

I waste a lot of time online when I’m bored.
وقتی بی‌حوصله‌ام، زمان زیادی رو در اینترنت هدر می‌دم.

امشب لازم نیست همه‌ی این عبارت‌ها رو حفظ کنی.
چندتاشون رو که بیشتر به زندگی خودت مربوط می‌شن انتخاب کن و باهاشون جمله بساز.

فردا می‌ریم سراغ Sentence Building و یاد می‌گیریم چطور با همین موضوع، جمله‌های خودمون رو بسازیم.

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day108
👍2
MarmarEng
ENGLISH IRL WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH DAY 04 | MINI CULTURE Today’s focus: Things you might hear or notice in a real café ☕️ FOR HERE OR TO GO? When ordering, the barista may ask: “For here or to go?” Meaning: اینجا میل می‌کنید یا بیرون‌بر؟ For here.…
ENGLISH IRL


WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH

DAY 05 | COMMON MISTAKES

Today’s focus:
Small mistakes that can make your café English sound unnatural.

I WANT A COFFEE ❌

یکی از رایج‌ترین اشتباه‌ها اینه که برای سفارش دادن همیشه بگیم:
I want a coffee.
از نظر گرامری جمله لزوماً غلط نیست، اما در موقعیت سفارش دادن، می‌تونه مستقیم و کمی خشک به نظر برسه.
طبیعی‌تر:
I’d like a coffee, please.
لطفاً یک قهوه می‌خوام.
یا:
Can I get a coffee, please?
می‌شه یک قهوه بهم بدید؟

I’LL TAKE A LATTE ❌

take به معنی «گرفتن» هست، اما برای سفارش دادن نوشیدنی، انتخاب طبیعی‌تری داریم.
به‌جاش:
I’ll have a latte, please.
یک لاته می‌گیرم، لطفاً.
یا:
I’ll go with the latte.
لاته رو انتخاب می‌کنم.

A COFFEE ❌

اگر فقط بگی:
A coffee, please.
در بعضی موقعیت‌ها کاملاً قابل استفاده است؛ مخصوصاً وقتی سفارش ساده و سریع است.
اما وقتی می‌خوای دقیق‌تر سفارش بدی، بهتره اسم نوشیدنی و مشخصاتش رو کامل بگی:
A medium latte with oat milk, please.
یا:
Can I get a medium latte with oat milk?

I WANT LESS SUGAR ❌

اگر منظورت اینه که:
«شکر کمتری می‌خوام.»
طبیعی‌تره بگی:
Less sugar, please.

یا:
Could you make it with less sugar?

LESS + UNCOUNTABLE NOUN
چون sugar اسم غیرقابل‌شمارشه.

NO SUGAR ❌

No sugar, please.
کاملاً طبیعی و رایجه. اما اگر بخوای بگی:
«شکرش رو کمتر کن.» دیگه no sugar معنی «بدون شکر» می‌ده، نه «شکر کمتر».
پس:
No sugar, please.
بدون شکر، لطفاً.
Less sugar, please.
شکر کمتر، لطفاً.

این دو تا یکی نیستن.

BRING ME A COFFEE ❌

Bring me a coffee.
از نظر گرامری ممکنه درست باشه، اما اگر داری از باریستا چیزی درخواست می‌کنی، لحنش می‌تونه دستوری و مستقیم باشه.
برای درخواست مؤدبانه:
Could you bring me a coffee, please?
یا اگر هنوز سفارش ندادی:
Could I get a coffee, please?

I WANT TO PAY ❌

اگر در کافه می‌خوای بگی: «می‌خوام حساب کنم.» این جمله قابل فهمه، اما در موقعیت واقعی معمولاً طبیعی‌تره بگی:
Could I get the bill, please?
می‌شه صورت‌حساب رو بیارید؟

یا:
Can I pay here?
می‌تونم اینجا حساب کنم؟

SEPARATE PAY ❌

اگر با دوستت هستی و می‌خواین جداگانه حساب کنین، نگیم:
Separate pay. ❌
طبیعی‌تر:
Can we pay separately?
می‌تونیم جداگانه حساب کنیم؟

یا:
Could we split the bill?
می‌شه صورت‌حساب رو تقسیم کنیم؟

I NEED A REFILL OF COFFEE ❌

اگر قهوه‌ات تموم شده و می‌خوای دوباره پرش کنن:
Can I get a refill, please?
می‌شه دوباره برام پرش کنید؟
refill خودش یعنی «دوباره پر کردن / مقدار دوباره».
پس لازم نیست جمله رو unnecessarily طولانی کنیم.

WHERE IS THE TOILET? ❌

Where is the toilet? از نظر گرامری غلط نیست.
اما در بسیاری از موقعیت‌های روزمره، مخصوصاً در انگلیسی آمریکایی، طبیعی‌تره بگی:
Excuse me, where’s the restroom?

یا:
Could you tell me where the restroom is?

در بریتیش انگلیش، toilet کاملاً رایجه.
پس اینجا بیشتر با choice of word طرفیم، نه یک اشتباه گرامری.

A TABLE FOR ME AND MY FRIEND ❌

برای درخواست میز، طبیعی‌تره بگی:
A table for two, please.

یا:
Could we get a table for two?
for two یعنی «برای دو نفر».
لازم نیست بگی:
A table for me and my friend.

WAITING MY FRIEND ❌

اگر می‌خوای بگی:
«منتظر دوستم هستم.»
نمی‌گیم:
I’m waiting my friend. ❌
چون wait با for میاد:
I’m waiting for my friend. ✅
wait for someone
منتظر کسی بودن

ONE MORE THING TO NOTICE 👀
در کافه، خیلی وقت‌ها انگلیسی طبیعی کوتاه‌تر از چیزی است که در فارسی در ذهنمان می‌سازیم. مثلاً: «یه قاشق هم لطفاً.»
لازم نیست جمله‌ی خیلی طولانی بسازیم:
Could you bring me a spoon, please?
یا حتی در موقعیت مناسب:
A spoon, please.
هدف این نیست که همیشه پیچیده‌تر حرف بزنیم. هدف اینه که طبیعی، واضح و متناسب با موقعیت حرف بزنیم.

DAY 05 — DONE.
Tomorrow: MINI CONVERSATION

MarmarEng | English IRL 💜
👍2❤1
MarmarEng
Week 16 • Day 3 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی عزیز، تا اینجا متن رو خوندیم و معنی و عبارت‌های مهمش رو بررسی کردیم. امشب می‌خوایم چند تا کلمه و عبارت کاربردی‌تر یاد بگیریم که وقتی درباره‌ی گوشی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و عادت‌های دیجیتالی خودمون…
Week 16 • Day 4

Technology & My Digital Life 📱

مرمرینگی عزیز، تا اینجا با متن و عبارت‌های مهم این هفته آشنا شدیم و دیروز هم چند کلمه و عبارت کاربردی یاد گرفتیم.
امشب وقتشه از حالت «فهمیدن» بیایم به حالت ساختن.
یعنی با چند ساختار ساده یاد می‌گیریم چطور درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی خودمون حرف بزنیم.

جمله‌های مهم متن

I use my phone for almost everything.
من تقریباً برای همه‌چیز از گوشیم استفاده می‌کنم.

I try not to spend too much time on it.
سعی می‌کنم زمان زیادی باهاش نگذرونم.

I often scroll through social media.
اغلب در شبکه‌های اجتماعی اسکرول می‌کنم.

I use technology for learning.
از تکنولوژی برای یادگیری استفاده می‌کنم.

I want to use it in a way that makes my life easier.
می‌خوام به شکلی ازش استفاده کنم که زندگی‌م رو راحت‌تر کنه.

ساختارهای کاربردی امروز

I usually + verb
برای گفتن کاری که معمولاً انجام می‌دی.

I usually check my phone in the morning.
معمولاً صبح‌ها گوشیم رو چک می‌کنم.
I usually listen to podcasts before bed.
معمولاً قبل از خواب به پادکست گوش می‌دم.

I spend + time + -ing
برای گفتن اینکه چقدر وقت صرف انجام کاری می‌کنی.

I spend a lot of time watching videos.
زمان زیادی رو صرف دیدن ویدئو می‌کنم.
I spend about an hour scrolling through social media.
حدود یک ساعت رو صرف اسکرول کردن در شبکه‌های اجتماعی می‌کنم.

I try to + verb
برای گفتن کاری که سعی می‌کنی انجام بدی.

I try to use my phone less.
سعی می‌کنم کمتر از گوشیم استفاده کنم.
I try to put my phone away before bed.
سعی می‌کنم قبل از خواب گوشیم رو کنار بذارم.

I use + something + for + -ing
برای گفتن اینکه از چیزی برای چه کاری استفاده می‌کنی.

I use my phone for learning English.
از گوشیم برای یادگیری انگلیسی استفاده می‌کنم.

I use social media for staying in touch with my friends.
از شبکه‌های اجتماعی برای در ارتباط موندن با دوستام استفاده می‌کنم.

I want to + verb
برای گفتن چیزی که می‌خوای انجام بدی یا تغییری که می‌خوای ایجاد کنی.

I want to reduce my screen time.
می‌خوام زمان استفاده‌ام از صفحه‌نمایش رو کم کنم.

I want to spend less time online.
می‌خوام زمان کمتری رو آنلاین بگذرونم.

حالا نوبت توئه

با استفاده از ساختارهای بالا، درباره‌ی خودت جمله بساز.

I usually...
I spend...
I try to...
I use... for...
I want to...

مثلاً:
I usually check my phone before I get out of bed.

I spend too much time watching short videos.

حالا تو جمله‌هایی بساز که واقعاً درباره‌ی Digital Life خودت باشن، حتی اگر خیلی ساده باشن.
فردا می‌ریم سراغ Grammar و از دل همین متن، یک نکته‌ی گرامری کاربردی رو بررسی می‌کنیم.

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day109
👍2
MarmarEng
ENGLISH IRL WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH DAY 05 | COMMON MISTAKES Today’s focus: Small mistakes that can make your café English sound unnatural. I WANT A COFFEE ❌ یکی از رایج‌ترین اشتباه‌ها اینه که برای سفارش دادن همیشه بگیم: I want a coffee. از نظر گرامری…
ENGLISH IRL


WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH

DAY 05 | MINI CONVERSATION

Today’s focus:
A REAL CAFÉ CONVERSATION

امروز یک مکالمه‌ی واقعی در کافه رو می‌خونیم؛ از سفارش دادن و تغییر جزئیات سفارش تا پیگیری نوشیدنی و پرداخت.

THE CONVERSATION

Barista: Hi! What can I get for you?

Customer: Hi! Could I get a medium iced latte, please?

Barista: Sure. Would you like regular milk or oat milk?

Customer: Oat milk, please. And could you make it half-sweet?

Barista: Of course. Anything else?

Customer: Yeah, could I also get a slice of banana bread?

Barista: Absolutely. For here or to go?

Customer: For here, please.

Barista: No problem. That’ll be $8.50.

Customer: Here you go.

Barista: Thanks! Your drink will be ready in a few minutes.

(A few minutes later…)

Customer: Excuse me, I think my drink might be ready. Is this the iced latte with oat milk?

Barista: Let me check… Yes, that’s yours!

Customer: Great, thanks!

(After trying the drink…)

Customer: Excuse me, sorry to bother you, but could I get a little less ice next time? There’s not much room for the coffee.

Barista: Of course! Sorry about that.

Customer: No worries. Thanks for your help!

MEANING & USEFUL PHRASES

What can I get for you?
چی براتون بیارم؟ / چی میل دارید؟

یکی از جمله‌های رایج برای شروع سفارش گرفتن در کافه است.

Could I get…?
می‌شه … داشته باشم؟ / می‌شه … سفارش بدم؟

یک روش طبیعی و مؤدبانه برای سفارش دادنه.

Would you like regular milk or oat milk?
شیر معمولی میل دارید یا شیر جو دوسر؟

Could you make it half-sweet?
می‌شه شیرینی‌ش نصف باشه؟

Half-sweet یعنی نوشیدنی رو با شیرینی کمتر از حالت معمول آماده کنن. این عبارت ممکنه بسته به کافه و نوع نوشیدنی کمی متفاوت استفاده بشه.

Anything else?
چیز دیگه‌ای هم می‌خواید؟

Could I also get…?
می‌شه … هم سفارش بدم؟

برای اضافه کردن چیزی به سفارش قبلی استفاده می‌شه.

For here or to go?
اینجا میل می‌کنید یا بیرون می‌برید؟

That’ll be $8.50.
مبلغش می‌شه ۸ دلار و ۵۰ سنت.

Here you go.
بفرمایید.

وقتی پول، کارت یا چیزی رو به کسی می‌دیم، می‌تونیم از این عبارت استفاده کنیم.

Your drink will be ready in a few minutes.
نوشیدنی‌تون چند دقیقه‌ی دیگه آماده می‌شه.

I think my drink might be ready.
فکر کنم نوشیدنیم آماده شده باشه.

استفاده از I think و might جمله رو ملایم‌تر می‌کنه؛ به‌جای اینکه با قطعیت چیزی رو اعلام کنیم.

Is this the iced latte with oat milk?
این همون آیس‌لته با شیر جو دوسره؟

وقتی می‌خوایم مطمئن بشیم سفارش درست رو تحویل گرفتیم، این سؤال کاربردیه.

Sorry to bother you, but…
ببخشید که مزاحمتون می‌شم، اما…

برای شروع یک درخواست مؤدبانه استفاده می‌شه.

Could I get a little less ice?
می‌شه یخ کمتری داشته باشه؟

There’s not much room for the coffee.
جای زیادی برای خود قهوه باقی نمونده.

No worries.
اشکالی نداره. / مهم نیست.

یک پاسخ خودمونی و رایج برای وقتی که کسی عذرخواهی می‌کنه.

YOUR TURN 🎙️

فرض کن نوشیدنی‌ات آماده شده، اما وقتی تحویلش می‌گیری متوجه می‌شی به‌جای شیر جو دوسر، با شیر معمولی درست شده.
چطور مؤدبانه به باریستا می‌گی که فکر می‌کنی نوشیدنی‌ات اشتباه آماده شده؟
جوابت رو در یک یا دو جمله به انگلیسی بنویس.

DAY 06 — DONE.
Tomorrow: SURVIVAL KIT

MarmarEng | English IRL 💜
👍3
MarmarEng
Week 16 • Day 4 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی عزیز، تا اینجا با متن و عبارت‌های مهم این هفته آشنا شدیم و دیروز هم چند کلمه و عبارت کاربردی یاد گرفتیم. امشب وقتشه از حالت «فهمیدن» بیایم به حالت ساختن. یعنی با چند ساختار ساده یاد می‌گیریم چطور درباره‌ی…
Week 16 • Day 5

Technology & My Digital Life 📱

مرمرینگی عزیز، تا اینجای هفته یاد گرفتیم چطور درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی‌مون حرف بزنیم و با ساختارهای مختلف، جمله‌های خودمون رو بسازیم.
امشب می‌خوایم یک نکته‌ی گرامری مهم رو بررسی کنیم که توی متن این هفته چند بار باهاش روبه‌رو شدیم: Gerund یا فعل با ing.

نگران اسمش نباش؛ احتمالاً بارها از این ساختار استفاده کردی، فقط شاید هنوز دقیق نمی‌دونستی چرا و کجا باید ازش استفاده کنی.
وقتی یک فعل نقش اسم می‌گیره.
در انگلیسی، گاهی فعل رو با ing می‌آریم تا به یک فعالیت یا کار اشاره کنیم.

مثلاً:
I enjoy watching videos.
از ویدئو دیدن لذت می‌برم.

I spend a lot of time scrolling through social media.
زمان زیادی رو صرف اسکرول کردن در شبکه‌های اجتماعی می‌کنم.

I’m interested in learning new things.
به یاد گرفتن چیزهای جدید علاقه‌مندم.

در این جمله‌ها، فعل‌های watch, scroll, learn با ing اومدن چون در این ساختارها به فعالیت اشاره می‌کنن.

بعد از بعضی فعل‌ها، باید از ing استفاده کنیم

بعد از فعل‌هایی مثل enjoy معمولاً فعل بعدی رو با ing می‌آریم.

I enjoy listening to podcasts.
از پادکست گوش دادن لذت می‌برم.

I enjoy learning English online.
از یادگیری آنلاین انگلیسی لذت می‌برم.

نمی‌گیم:
I enjoy to listen to podcasts. ❌
می‌گیم:
I enjoy listening to podcasts. ✅

بعد از حرف اضافه، فعل معمولاً ing می‌گیره؛ این نکته رو به‌خصوص در عبارت‌های کاربردی این هفته می‌بینی.

I use my phone for learning English.
از گوشیم برای یادگیری انگلیسی استفاده می‌کنم.

I’m interested in learning about technology.
به یاد گرفتن درباره‌ی تکنولوژی علاقه‌مندم.

I spend too much time on watching videos. ❌

اینجا دقت کن؛ چون در ساختار spend time معمولاً مستقیم از فعل ing استفاده می‌کنیم و نیازی به on نداریم:

I spend too much time watching videos. ✅

تفاوت مهم: stop doing و stop to do

این دو ساختار معنی متفاوتی دارن.

I stopped using my phone.
استفاده از گوشیم رو متوقف کردم.

یعنی دیگه از گوشی استفاده نکردم.

I stopped to check my phone.
توقف کردم تا گوشیم رو چک کنم.

یعنی داشتم کار دیگه‌ای انجام می‌دادم و برای چک کردن گوشی مکث کردم.

پس بعد از stop، انتخاب ing یا to می‌تونه معنی جمله رو تغییر بده.

حالا نوبت توئه

جمله‌های زیر رو با شکل درست فعل کامل کن.

I enjoy __ English videos. (watch)
I spend a lot of time __ online. (be)
I use my phone for __ new words. (learn)
I stopped __ social media because I needed a break. (use)
I stopped __ my phone because I wanted to reply to a message. (check)

امشب سعی کن به ساختار جمله‌ها دقت کنی و ببینی چرا فعل‌ها به شکل‌های مختلف اومدن.

فردا می‌ریم سراغ Writing؛ جایی که قراره با چیزهایی که این هفته یاد گرفتی، یک متن درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی خودت بنویسی. 💜

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day110
👍3
MarmarEng
ENGLISH IRL WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH DAY 05 | MINI CONVERSATION Today’s focus: A REAL CAFÉ CONVERSATION امروز یک مکالمه‌ی واقعی در کافه رو می‌خونیم؛ از سفارش دادن و تغییر جزئیات سفارش تا پیگیری نوشیدنی و پرداخت. THE CONVERSATION Barista: Hi! What can…
ENGLISH IRL


WEEK 01 — CAFÉ ENGLISH

DAY 07 | SURVIVAL KIT

Today’s focus:
YOUR COMPLETE CAFÉ ENGLISH GUIDE

ORDERING YOUR DRINK ☕️
برای سفارش دادن:

Could I get an iced latte, please?
می‌شه یک آیس‌لاته سفارش بدم؟
I’ll have a cappuccino, please.
یک کاپوچینو می‌خوام، لطفاً.
Can I get a medium coffee?
می‌شه یک قهوه‌ی متوسط داشته باشم؟
What do you recommend?
چی پیشنهاد می‌کنید؟
What’s your most popular drink?
محبوب‌ترین نوشیدنی‌تون چیه؟
I’ll have the same, please.
من هم همون رو می‌خوام.

CUSTOMIZING YOUR ORDER 🧊
برای تغییر جزئیات سفارش:

Could I get oat milk instead?
می‌شه به‌جاش شیر جو دوسر استفاده کنید؟
No sugar, please.
لطفاً بدون شکر.
Could you make it half-sweet?
می‌شه شیرینی‌ش نصف باشه؟
Could I get a little less ice?
می‌شه یخ کمتری داشته باشه؟
Could I have the sauce on the side?
می‌شه سس رو جداگانه کنار غذا بذارید؟
Could you make it without onions?
می‌شه بدون پیاز درستش کنید؟

WHEN SOMETHING GOES WRONG ⚠️
وقتی سفارش مشکل داره:

Sorry, I think this isn’t my order.
ببخشید، فکر می‌کنم این سفارش من نیست.
I think my drink might be ready.
فکر کنم نوشیدنیم آماده شده باشه.
Could you check on my order, please?
می‌شه لطفاً وضعیت سفارشم رو بررسی کنید؟
This is a little too sweet.
این یکم بیش از حد شیرینه.
It’s a little watery.
یکم رقیق و آبکیه.
Could you make me another one without it?
می‌شه یکی دیگه بدون اون برام آماده کنید؟
Is this cake fresh?
این کیک تازه‌ست؟

ASKING FOR HELP 💬
برای درخواست کمک یا چیزی که لازم داری:

Could you bring me a spoon, please?
می‌شه لطفاً یک قاشق برام بیارید؟
Do you mind if I use this outlet?
اشکالی نداره از این پریز استفاده کنم؟
Could you turn the music down a little?
می‌شه صدای موسیقی رو کمی کم کنید؟
Could you help me with this?
می‌شه در این مورد کمکم کنید؟
Is this seat taken?
کسی اینجا نشسته؟ / این صندلی رزرو شده؟
Is there a wait for a table?
برای خالی شدن میز باید منتظر بمونیم؟

PAYING & LEAVING 💳
برای پرداخت و خداحافظی:

Can we pay separately?
می‌تونیم جداگانه حساب کنیم؟
Could we get the bill, please?
می‌شه صورت‌حساب رو بیارید؟
I’ll get your coffee today.
امروز من قهوه‌ات رو حساب می‌کنم.
It’s on me.
حسابش با منه.
Keep the change.
بقیه‌ی پول برای خودتون.
You too! Have a good one!
همچنین! روز خوبی داشته باشید!

SOUND NATURAL 🌟
چند نکته‌ی کوتاه که کمک می‌کنن طبیعی‌تر صحبت کنی:

I WANT… → COULD I GET…?
برای سفارش مؤدبانه، به‌جای اینکه همیشه بگی:
I want a latte.
می‌تونی بگی:
Could I get a latte, please?

TOO + ADJECTIVE
برای گفتن اینکه چیزی بیش از حد یک ویژگی رو داره:
Too sweet = بیش از حد شیرین
Too hot = بیش از حد داغ
Too watery = بیش از حد رقیق

A LITTLE + ADJECTIVE
برای ملایم‌تر بیان کردن نظرت:
It’s a little sweet.
یکم شیرینه.
It’s a little too sweet.
یکم بیش از حد شیرینه.

این دو جمله دقیقاً یک معنی ندارن؛ وجود too شدت و مفهوم «بیش از حد بودن» رو اضافه می‌کنه.
DO YOU MIND IF I…?
برای اجازه گرفتن مؤدبانه:
Do you mind if I sit here?
اشکالی نداره اینجا بشینم؟
Do you mind if I use this outlet?
اشکالی نداره از این پریز استفاده کنم؟

YOUR CAFÉ ENGLISH CHECKLIST ✓
حالا ببین می‌تونی این موقعیت‌ها رو بدون ترجمه‌ی کلمه‌به‌کلمه مدیریت کنی یا نه:
سفارش نوشیدنی با شیر متفاوت
درخواست تغییر میزان یخ یا شیرینی
گفتن اینکه سفارش اشتباهه
پیگیری سفارشی که دیر آماده شده
درخواست یک وسیله از کارکنان
پرسیدن درباره‌ی تازگی غذا
پرداخت جداگانه
پیشنهاد حساب کردن برای دوستت

اگر برای هر موقعیت می‌تونی یک جمله‌ی مناسب بسازی، یک قدم به استفاده‌ی واقعی از انگلیسی نزدیک‌تر شدی.

DAY 07 — DONE.

TOMORROW’S RELEASE 📘

CAFÉ ENGLISH — WEEK 01 PDF

فردا نسخه‌ی PDF این هفته منتشر می‌شه؛ یک مجموعه‌ی یکپارچه از مطالب آموزشی تلگرام و موقعیت‌های تعاملی اینستاگرام. این فایل برای مرور، تمرین و استفاده‌ی دوباره طراحی می‌شه تا جمله‌ها و عبارت‌های این هفته فقط در حد چند پست باقی نمونن.

MarmarEng | English IRL 💜
❤2👍1
MarmarEng
وقتی سؤال یک نفر، سؤال خیلی‌های دیگه‌ست.. یکی از بچه‌ها امروز سر کلاس پرسید: «چطور بگم قبلاً معمولاً یه کاری رو انجام می‌دادم؟ می‌تونم از usually با Past Simple استفاده کنم؟» جواب: بله! ✅ شاید فکر کنیم قیدهای تکرار مثل usually, always, often فقط برای زمان…
وقتی سؤال یک نفر، سؤال خیلی‌های دیگه‌ست..

یکی از بچه‌ها امروز سر کلاس پرسید:
«فرق It’s on me و That’s on me چیه؟ هر دو یعنی "با من"؟»

جواب: نه دقیقاً! 👀

هر دو عبارت on me دارن، اما معنی‌شون کاملاً به موقعیت بستگی داره.
🍕 It’s on me.
یعنی: «مهمون من.» / «من حساب می‌کنم.»
وقتی می‌خوای بگی هزینه‌ی چیزی رو تو پرداخت می‌کنی:
Dinner is on me.
شام با من.
Don’t worry about the coffee. It’s on me.
اما:
😬 That’s on me.
یعنی: تقصیر من بود./مسئولیتش با منه.»

وقتی اشتباهی کردی و می‌خوای مسئولیتش رو قبول کنی:
I forgot to send the email. That’s on me.
یادم رفت ایمیل رو بفرستم. تقصیر من بود.

یا:
We missed the deadline. That’s on me.
ددلاین رو از دست دادیم. مسئولیتش با منه.
پس خیلی ساده:
💳 It’s on me → من حساب می‌کنم.

🙋🏻‍♀️ That’s on me → تقصیر/مسئولیتش با منه.
و یک نکته‌ی کاربردی:
That’s on you هم داریم؛ یعنی این دیگه مسئولیت/تقصیر توئه.

📌 سؤال‌های خودتون رو بفرستید؛ شاید سؤال بعدی شما، سؤال خیلی‌های دیگه هم باشه.

#QuestionCorner
#MarmarEng
👍3
MarmarEng
Week 16 • Day 5 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی عزیز، تا اینجای هفته یاد گرفتیم چطور درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی‌مون حرف بزنیم و با ساختارهای مختلف، جمله‌های خودمون رو بسازیم. امشب می‌خوایم یک نکته‌ی گرامری مهم رو بررسی کنیم که توی متن این هفته چند…
Week 16 • Day 6

Technology & My Digital Life 📱

مرمرینگی جان، تا این‌جا متن این هفته رو خوندیم، معنی کردیم، عبارت‌های کاربردی یاد گرفتیم و با ساختارهای گرامریش آشنا شدیم.

امشب وقتشه همه‌ی این چیزها رو کنار هم بذاری و متن خودت رو بنویسی. 💜

موضوع نوشتن امشب:
My Digital Life

یک متن حدوداً ۸ تا ۱۰ جمله‌ای درباره‌ی استفاده‌ات از گوشی، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بنویس.
لازم نیست دقیقاً از متن اصلی استفاده کنی یا جمله‌هاش رو تکرار کنی. می‌خوایم درباره‌ی زندگی واقعی خودت بنویسی؛ حتی اگر عادت‌هات با شخصیت متن اصلی فرق دارن.

💬 می‌تونی درباره‌ی این موارد بنویسی:
How often do you use your phone?
What do you usually do on your phone?
How much time do you spend online?
Do you use technology to learn new things?
Do you spend a lot of time on social media?
Have you ever tried to reduce your screen time?
What do you like or dislike about technology?
Is there anything you want to change about your digital habits?

یک قدم بیشتر

قبل از نوشتن، ۵ تا ۷ کلمه یا عبارت از درس‌های این هفته انتخاب کن و اون‌ها رو برای روز آخر نگه دار.

می‌تونی از عبارت‌هایی مثل این‌ها استفاده کنی:
screen time
scroll through social media
stay in touch with
look up new words
spend time online
put my phone away
take a break from social media

بعد از نوشتن متن، یک بار با صدای بلند بخونش تا برای صحبت کردن فردا آماده‌تر باشی.
قرار نیست متنت بی‌نقص باشه. مهم اینه که بتونی با زبان انگلیسی درباره‌ی عادت‌ها و تجربه‌های واقعی خودت حرف بزنی.
فردا می‌رسیم به روز آخر هفته؛ جایی که قراره بدون خوندن متن، درباره‌ی My Digital Life صحبت کنی. 🎙️

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day111
👍2❤1
MarmarEng
مرمرینگی عزیز 💜🍁 از این هفته قراره با هم بریم سراغ یه مدل جدید از یادگیری زبان؛ English IRL. هر هفته یک موقعیت واقعی از زندگی رو انتخاب می‌کنیم و قراره کلمه‌ها و عبارت‌های همون موقعیت رو یاد بگیریم؛ چیزهایی که ممکنه واقعاً یه روز لازم باشه بگیم، بشنویم یا…
مرمرینگی عزیز 💜🍁

رسیدیم به هفته‌ی دوم English IRL! ✨

این هفته قراره از فضای دنج کافه فاصله بگیریم و بزنیم به دل سفر؛ از فرودگاه و هواپیما گرفته تا وسایل حمل‌ونقل، هتل و موقعیت‌هایی که ممکنه وسط سفر واقعاً به انگلیسی نیاز پیدا کنیم. ✈️🌍

🧳 Travel & Transportation

قرار نیست فقط اسم وسایل نقلیه و چندتا کلمه‌ی مربوط به سفر رو یاد بگیریم! قراره با هم عبارت‌های کاربردی، اصطلاحات طبیعی، جمله‌هایی که ممکنه توی فرودگاه بشنویم، اشتباهات رایج و کلی نکته‌ی واقعی درباره‌ی سفر رو یاد بگیریم.

از اون طرف، هر شب توی اینستاگرام چندتا موقعیت براتون داریم؛ سه گزینه پیش روتونه و باید انتخاب کنین که اگه واقعاً توی اون موقعیت بودین، چی می‌گفتین. 👀✈️

آخر هفته هم همه‌ی چیزهایی رو که یاد گرفتیم، کنار هم جمع می‌کنیم و یک Travel & Transportation PDF کامل براتون می‌فرستم تا هر وقت خواستین، مرورش کنین و ازش استفاده کنین. 📕🗺️

پس چمدون‌هاتون رو ببندین؛ این هفته قراره انگلیسی رو توی مسیر سفر یاد بگیریم، نه فقط توی کتاب‌ها! 💜
👍3
MarmarEng
مرمرینگی عزیز 💜🍁 رسیدیم به هفته‌ی دوم English IRL! ✨ این هفته قراره از فضای دنج کافه فاصله بگیریم و بزنیم به دل سفر؛ از فرودگاه و هواپیما گرفته تا وسایل حمل‌ونقل، هتل و موقعیت‌هایی که ممکنه وسط سفر واقعاً به انگلیسی نیاز پیدا کنیم. ✈️🌍 🧳 Travel & Transportation…
ENGLISH IRL


WEEK 02 — TRAVEL & TRANSPORTATION

DAY 01 | VOCABULARY

A complete vocabulary bank for travel — from everyday travel words to airports, flights, public transportation, accommodation, and real-life travel situations.

THE TRIP

Travel: سفر کردن
Trip: سفر
Journey: مسیر یا سفر، به‌ویژه با تأکید بر راه
Vacation (American English): تعطیلات
Holiday (British English): تعطیلات
Getaway: سفر کوتاه برای استراحت
Destination: مقصد
Departure: حرکت، عزیمت
Arrival: رسیدن، ورود
Itinerary: برنامه‌ی سفر
Route: مسیر
Round trip: سفر رفت‌وبرگشت
One-way trip: سفر یک‌طرفه
Sightseeing: گشت‌وگذار و دیدن جاذبه‌ها
Tourist: گردشگر
Traveler: مسافر
Local: فرد بومی
Landmark: مکان شاخص یا دیدنی
Travel agency: آژانس مسافرتی
Travel insurance: بیمه‌ی مسافرتی

TRAVEL DOCUMENTS

Passport: گذرنامه
Visa: ویزا
Boarding pass: کارت پرواز
Ticket: بلیت
Flight ticket: بلیت هواپیما
ID (identification): مدرک شناسایی
Reservation: رزرو
Booking confirmation: تأییدیه‌ی رزرو
Travel documents: مدارک سفر
Luggage tag: برچسب چمدان
Customs declaration: اظهارنامه‌ی گمرکی
Entry requirements: شرایط ورود به کشور
Expiry date: تاریخ انقضا
Valid passport: گذرنامه‌ی معتبر
Carry-on baggage: بار دستی داخل کابین
Checked baggage: باری که تحویل شرکت هواپیمایی داده می‌شود

AT THE AIRPORT

Airport: فرودگاه
Terminal: ترمینال یا ساختمان اصلی فرودگاه
Check-in desk: پیشخوان پذیرش مسافران
Check-in counter: باجه‌ی پذیرش و تحویل بار
Self-service kiosk: دستگاه خودکار پذیرش
Baggage drop-off: محل تحویل بار
Security check: بازرسی امنیتی
Security screening: بازرسی امنیتی مسافران و وسایل
Departure lounge: سالن انتظار پرواز
Boarding gate: گیت سوار شدن به هواپیما
Information desk: باجه‌ی اطلاعات
Departure board: تابلوی پروازهای خروجی
Arrival board: تابلوی پروازهای ورودی
Baggage claim: محل دریافت چمدان‌ها
Baggage carousel: نوار نقاله‌ی چمدان‌ها
Customs: گمرک
Immigration: بخش کنترل گذرنامه و ورود به کشور
Duty-free shop: فروشگاه معاف از عوارض گمرکی
Airport shuttle: سرویس رفت‌وآمد فرودگاه
Connecting flight: پرواز اتصالی
Layover: توقف بین دو پرواز
Transit: توقف یا عبور بین مسیرهای سفر

FLIGHTS & BOARDING

Flight: پرواز
Airline: شرکت هواپیمایی
Airline staff: کارکنان شرکت هواپیمایی
Flight attendant: مهماندار هواپیما
Pilot: خلبان
Passenger: مسافر
Boarding: سوار شدن مسافران
Takeoff: برخاستن هواپیما
Landing: فرود آمدن
Runway: باند پرواز
Turbulence: تکان‌های ناشی از ناپایداری هوا
Air traffic: ترافیک هوایی
Flight delay: تأخیر پرواز
Cancellation: لغو
Rescheduled flight: پروازی که زمانش تغییر کرده
Missed flight: پروازی که از دست داده‌ای
Overbooked flight: پروازی که بیش از ظرفیت آن بلیت فروخته شده
Direct flight: پرواز مستقیم
Nonstop flight: پرواز بدون توقف
Domestic flight: پرواز داخلی
International flight: پرواز بین‌المللی
Aisle seat: صندلی کنار راهرو
Window seat: صندلی کنار پنجره
Middle seat: صندلی وسط
Overhead bin: محفظه‌ی بالای سر برای قرار دادن بار دستی
Seat belt: کمربند ایمنی
Tray table: میز تاشوی جلوی صندلی
Legroom: فضای جلوی پا
Cabin crew: خدمه‌ی کابین

LUGGAGE & PACKING

Luggage / Baggage: بار و وسایل سفر
Suitcase: چمدان
Carry-on: بار دستی
Backpack: کوله‌پشتی
Handbag: کیف دستی
Duffel bag: ساک ورزشی یا سفری
Packing: بستن وسایل در چمدان
Unpack: باز کردن چمدان و بیرون آوردن وسایل
Pack light: سبک سفر کردن و وسایل کمی برداشتن
Overweight baggage: بار اضافه‌وزن‌دار
Baggage allowance: میزان بار مجاز
Excess baggage: بار اضافه بر میزان مجاز
Lost luggage: بار گم‌شده
Damaged luggage: بار آسیب‌دیده
Personal belongings: وسایل شخصی
Valuables: وسایل ارزشمند
Travel-size toiletries: لوازم بهداشتی در اندازه‌ی مناسب سفر
Suitcase lock: قفل چمدان
Luggage strap: بند نگهدارنده‌ی چمدان

TRANSPORTATION

Public transportation: حمل‌ونقل عمومی
Means of transport: وسایل حمل‌ونقل
Commute: رفت‌وآمد منظم، معمولاً بین خانه و محل کار یا تحصیل
Traffic: ترافیک
Rush hour: ساعت اوج شلوغی
Traffic jam: ترافیک سنگین
Fare: کرایه
Ticket machine: دستگاه فروش بلیت
👍1
MarmarEng
مرمرینگی عزیز 💜🍁 رسیدیم به هفته‌ی دوم English IRL! ✨ این هفته قراره از فضای دنج کافه فاصله بگیریم و بزنیم به دل سفر؛ از فرودگاه و هواپیما گرفته تا وسایل حمل‌ونقل، هتل و موقعیت‌هایی که ممکنه وسط سفر واقعاً به انگلیسی نیاز پیدا کنیم. ✈️🌍 🧳 Travel & Transportation…
Ticket inspector: مأمور کنترل بلیت
Transfer: تعویض وسیله یا خط
Route map: نقشه‌ی مسیر
Timetable: جدول زمان‌بندی
Schedule: برنامه‌ی زمانی
Platform: سکوی قطار یا مترو
Bus stop: ایستگاه اتوبوس
Train station: ایستگاه قطار
Subway / Underground: مترو
Metro: مترو
Tram: تراموا
Shuttle bus: اتوبوس رفت‌وآمدی
Taxi rank (British English): محل توقف تاکسی‌ها
Taxi stand (American English): محل توقف تاکسی‌ها
Ride-hailing app: اپلیکیشن درخواست خودرو
Rental car: خودروی اجاره‌ای
Car rental: اجاره‌ی خودرو
Pedestrian: عابر پیاده
Crosswalk (American English): خط عابر پیاده
Zebra crossing (British English): خط عابر پیاده
Intersection: تقاطع
Roundabout: میدان
One-way street: خیابان یک‌طرفه
Dead end: بن‌بست

GETTING AROUND

Get around: در شهر رفت‌وآمد کردن
Get on: سوار اتوبوس، قطار، هواپیما یا وسیله‌ی بزرگ‌تر شدن
Get off: پیاده شدن از اتوبوس، قطار یا وسیله‌ی مشابه
Get in: سوار ماشین شدن
Get out of: از ماشین خارج شدن
Set off: راه افتادن
Head to: به سمت جایی رفتن
Drop off: کسی را جایی پیاده کردن
Pick up: کسی را سوار کردن یا دنبال او رفتن
Miss the bus: از اتوبوس جا ماندن
Catch a train: به قطار رسیدن و سوار آن شدن
Make a connection: به وسیله یا پرواز بعدی رسیدن
Take a detour: مسیر جایگزین رفتن
Get stuck in traffic: در ترافیک گیر کردن
Ask for directions: آدرس پرسیدن
Follow the signs: تابلوها را دنبال کردن
Take the next exit: از خروجی بعدی خارج شدن
Go straight ahead: مستقیم رفتن
Turn left / right: به چپ / راست پیچیدن

ACCOMMODATION

Accommodation: محل اقامت
Hotel: هتل
Hostel: هاستل
Guesthouse: مهمان‌خانه
Resort: اقامتگاه تفریحی
Apartment rental: آپارتمان اجاره‌ای
Reception / Front desk: پذیرش هتل
Check-in: پذیرش و ثبت ورود
Check-out: تسویه و ثبت خروج
Room key: کلید اتاق
Key card: کارت اتاق
Single room: اتاق یک‌نفره
Double room: اتاق دونفره با یک تخت دونفره
Twin room: اتاق دونفره با دو تخت جدا
Suite: سوئیت
Vacancy: اتاق خالی یا ظرفیت موجود
Fully booked: کاملاً رزروشده
Available room: اتاق خالی
Room service: خدمات اتاق
Housekeeping: خدمات نظافت اتاق
Complimentary breakfast: صبحانه‌ی رایگانِ ارائه‌شده از طرف محل اقامت
Amenities: امکانات رفاهی
Late check-out: خروج دیرتر از ساعت معمول
Early check-in: ورود زودتر از ساعت معمول
Refund: بازپرداخت وجه
Cancellation policy: قوانین لغو رزرو

TRAVEL PROBLEMS

Lost: گم‌شده
Missing: مفقودشده
Delayed: با تأخیر
Cancelled: لغوشده
Fully booked: کاملاً رزروشده
Overcrowded: بیش از حد شلوغ
Unavailable: در دسترس نیست
Out of service: خارج از سرویس
Out of order: خراب و غیرقابل استفاده
Stranded: جایی گیر افتاده و قادر به ادامه‌ی مسیر نیست
Wrong platform: سکوی اشتباه
Wrong terminal: ترمینال اشتباه
Missed connection: از دست دادن وسیله یا پرواز اتصالی
Travel disruption: اختلال در روند سفر
Alternative route: مسیر جایگزین
Emergency contact: شماره‌ی تماس اضطراری
Travel documents: مدارک سفر
Travel restriction: محدودیت سفر
Compensation: غرامت یا جبران خسارت

THE TRAVEL EXPERIENCE

Scenic: دارای منظره‌ی زیبا
Breathtaking: نفس‌گیر و بسیار زیبا
Picturesque: بسیار زیبا و مناسب عکس
Crowded: شلوغ
Remote: دورافتاده
Accessible: قابل دسترسی
Convenient: راحت و مناسب
Affordable: مقرون‌به‌صرفه
Overpriced: بیش از حد گران
Authentic: اصیل و واقعی
Touristy: توریستی و مخصوص گردشگران
Off the beaten path: دور از مسیرهای معمول گردشگری
Hidden gem: جای خاص و کمترشناخته‌شده
Local cuisine: غذای محلی
Souvenir: سوغاتی
Travel bucket list: فهرست مقصدهایی که آرزو داری ببینی
Wander around: بدون برنامه‌ی دقیق در جایی گشتن
Explore: کاوش کردن و گشتن
Immerse yourself in: خود را غرق تجربه یا فرهنگ چیزی کردن
Make memories: خاطره ساختن

ONE SMALL DIFFERENCE

Trip vs. Journey vs. Travel

Trip معمولاً به یک سفر مشخص اشاره می‌کند.

I’m going on a business trip.
دارم به یک سفر کاری می‌رم.

Journey بیشتر بر مسیر یا تجربه‌ی رسیدن به مقصد تأکید می‌کند.

The journey took six hours.
مسیر شش ساعت طول کشید.

Travel معمولاً به سفر کردن به‌طور کلی اشاره می‌کند و هم فعل است و هم اسم غیرقابل‌شمارش.

I love to travel.
من عاشق سفر کردنم.

نمی‌گیم a travel برای اشاره به یک سفر معمولی. در این موقعیت‌ها از a trip یا a journey استفاده می‌کنیم.

DAY 01 — DONE ✓

Tomorrow: EXPRESSIONS

MarmarEng | English IRL 💜
❤2👍1
MarmarEng
Week 16 • Day 6 Technology & My Digital Life 📱 مرمرینگی جان، تا این‌جا متن این هفته رو خوندیم، معنی کردیم، عبارت‌های کاربردی یاد گرفتیم و با ساختارهای گرامریش آشنا شدیم. امشب وقتشه همه‌ی این چیزها رو کنار هم بذاری و متن خودت رو بنویسی. 💜 موضوع نوشتن امشب:…
Week 16 • Day 7

Speaking Challenge 🎙️

و رسیدیم به روز هفتم؛ وقتشه این هفته رو با صحبت کردن درباره‌ی خودت تموم کنیم. 💜

موضوع ویس امروز:
📱 My Digital Life

یک ویس ۱ تا ۲ دقیقه‌ای بفرست و درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی خودت صحبت کن؛ اینکه چطور از گوشی و اینترنت استفاده می‌کنی، بیشتر وقتت رو آنلاین صرف چه کارهایی می‌کنی و دوست داری چه تغییری در عادت‌هات ایجاد کنی.

لازم نیست متن دیروز رو بخونی یا جمله‌هاش رو حفظ کنی. فقط از ۵ تا ۷ کلمه یا عبارتی که دیروز انتخاب کردی، به‌عنوان سرنخ استفاده کن.

💬 می‌تونی درباره‌ی این‌ها حرف بزنی:
How often do you use your phone?
What do you usually do on your phone?
How much time do you spend online?
Do you use technology to learn new things?
Do you spend a lot of time on social media?
What do you like or dislike about technology?
Have you ever tried to reduce your screen time?
Is there a digital habit you'd like to change?

🎙️ یادت باشه

اگر یک کلمه یادت نیومد، با کلمات ساده‌تر توضیحش بده.
اگر اشتباه کردی، لازم نیست جمله رو از اول تکرار کنی.
اگر مکث کردی، چند ثانیه فکر کن و ادامه بده.
قرار نیست امروز یک perfect English speaker باشی.
قراره بتونی درباره‌ی زندگی دیجیتالی و عادت‌های خودت، با چیزهایی که این هفته یاد گرفتی، واقعاً حرف بزنی.

ویست رو امروز بفرست و هفته‌ی شانزدهم رو با صدای خودت تموم کن. 💜

#MarmarEng_Journey #Week16 #Day112
❤2👍1
MarmarEng
Ticket inspector: مأمور کنترل بلیت Transfer: تعویض وسیله یا خط Route map: نقشه‌ی مسیر Timetable: جدول زمان‌بندی Schedule: برنامه‌ی زمانی Platform: سکوی قطار یا مترو Bus stop: ایستگاه اتوبوس Train station: ایستگاه قطار Subway / Underground: مترو Metro: مترو…
ENGLISH IRL


WEEK 02 — TRAVEL & TRANSPORTATION

DAY 02 | EXPRESSIONS

امروز می‌ریم سراغ عبارت‌هایی که توی سفر واقعاً به کارمون میان؛ از فرودگاه و ایستگاه قطار گرفته تا هتل و مسیر پیدا کردن. این‌ها عبارت‌هایی هستن که کمک می‌کنن به‌جای ترجمه‌ی کلمه‌به‌کلمه، طبیعی‌تر انگلیسی صحبت کنیم.

✈️ AT THE AIRPORT

Check in
پذیرش شدن برای پرواز؛ تحویل مدارک و بار و گرفتن کارت پرواز

I need to check in for my flight.
باید برای پروازم پذیرش بشم.

Drop off your bags
تحویل دادن چمدان‌ها

Where can I drop off my bags?
کجا می‌تونم چمدون‌هام رو تحویل بدم؟

Go through security
عبور کردن از بخش بازرسی امنیتی

We need to go through security first.
اول باید از بازرسی امنیتی عبور کنیم.

Board the plane
سوار هواپیما شدن

When do we start boarding?
سوار شدن به هواپیما از چه زمانی شروع می‌شه؟

Miss a flight
از پرواز جا موندن

I’m afraid I’m going to miss my flight.
می‌ترسم از پروازم جا بمونم.

Have a connecting flight
پرواز اتصالی داشتن؛ برای ادامه‌ی سفر با پرواز دیگری رفتن

I have a connecting flight in Istanbul.
من در استانبول پرواز اتصالی دارم.

Be delayed
با تأخیر مواجه شدن

Our flight has been delayed.
پروازمون با تأخیر مواجه شده.

🚆 GETTING AROUND

Get on / Get off
سوار شدن / پیاده شدن از وسایل حمل‌ونقل عمومی

We need to get on the next train.
باید سوار قطار بعدی بشیم.

Get off at the next stop.
ایستگاه بعد پیاده شو.

نکته: برای اتوبوس، قطار و هواپیما معمولاً از get on / get off استفاده می‌کنیم؛ اما برای ماشین و تاکسی معمولاً می‌گیم get in / get out of.

Get in / Get out of
سوار ماشین یا تاکسی شدن / از آن پیاده شدن

I got into a taxi outside the station.
بیرون ایستگاه سوار تاکسی شدم.

Get off at the wrong stop
ایستگاه اشتباهی پیاده شدن

I got off at the wrong stop.
ایستگاه اشتباهی پیاده شدم.

Take a wrong turn
پیچ اشتباهی رفتن

I think we’ve taken a wrong turn.
فکر کنم پیچ اشتباهی رفتیم.

Find your way
راهت رو پیدا کردن

Don’t worry. I can find my way around.
نگران نباش. می‌تونم راه و چاه اینجا رو پیدا کنم.

🏨 AT THE HOTEL

Check in / Check out
ورود و پذیرش در هتل / تحویل اتاق و تسویه هنگام خروج

What time can we check in?
از چه ساعتی می‌تونیم اتاق رو تحویل بگیریم؟

What time do we have to check out?
تا چه ساعتی باید اتاق رو تحویل بدیم؟

14. Have a reservation
رزرو داشتن

I have a reservation under the name Khademi.
به نام خادمی رزرو دارم.

15. Be fully booked
ظرفیت کامل داشتن؛ همه‌ی اتاق‌ها رزرو بودن

I’m sorry, but we’re fully booked tonight.
متأسفم، اما امشب همه‌ی اتاق‌هامون رزرو شده.

16. Leave your luggage
چمدانت رو جایی امانت گذاشتن

Could I leave my luggage here until my room is ready?
می‌تونم چمدونم رو تا آماده شدن اتاقم اینجا بذارم؟

🧳 TRAVEL PROBLEMS

17. Lose your way
راه رو گم کردن

I think we’ve lost our way.
فکر کنم راهمون رو گم کردیم.

18. Run out of time
وقت کم آوردن

We’re running out of time.
داریم وقت کم میاریم.

19. Be stuck in traffic
توی ترافیک گیر کردن

We’re stuck in traffic. We might be late.
توی ترافیک گیر کردیم. ممکنه دیر برسیم.

20. Make it on time
به‌موقع رسیدن

Do you think we’ll make it on time?
فکر می‌کنی به‌موقع برسیم؟

💬 SOUND MORE NATURAL

گاهی تفاوت یک جمله‌ی معمولی با یک جمله‌ی طبیعی، فقط انتخاب یک عبارت مناسب‌تره.

Instead of: Where is my plane?
Say: Where is my gate?
گیت پروازم کجاست؟

Instead of: I want to leave my bags here.
Say: Could I leave my bags here for a while?
می‌تونم چمدون‌هام رو برای مدتی اینجا بذارم؟

Instead of: The plane is late.
Say: The flight has been delayed.
پرواز با تأخیر مواجه شده.

Instead of: Stop here, please.
Say: Could you drop me off here, please?
ممکنه لطفاً همین‌جا پیاده‌م کنید؟

Instead of: I don’t know where to go.
Say: Could you point me in the right direction?
ممکنه راه درست رو بهم نشون بدین؟

DAY 02 DONE ✓

Tomorrow: SOUND NATURAL

MarmarEng | English IRL 💜
👍2❤1
MarmarEng
Week 16 • Day 7 Speaking Challenge 🎙️ و رسیدیم به روز هفتم؛ وقتشه این هفته رو با صحبت کردن درباره‌ی خودت تموم کنیم. 💜 موضوع ویس امروز: 📱 My Digital Life یک ویس ۱ تا ۲ دقیقه‌ای بفرست و درباره‌ی عادت‌های دیجیتالی خودت صحبت کن؛ اینکه چطور از گوشی و اینترنت…
Week 17 • Day 1

Getting Around & Transportation 🚍

مرمرینگی عزیز، رسیدیم به هفته‌ی هفدهم! 💜

این هفته قراره درباره‌ی Getting Around & Transportation صحبت کنیم؛ یعنی رفت‌وآمدهای روزمره، مسیرها و روش‌های مختلف جابه‌جا شدن.

از اتوبوس و مترو گرفته تا تاکسی گرفتن، آدرس پرسیدن، توضیح دادن مسیر و صحبت درباره‌ی دیر رسیدن یا ترافیک.

قراره یاد بگیریم چطور درباره‌ی مسیرهایی که هر روز می‌ریم حرف بزنیم، بگیم چطور به یک مکان می‌رسیم و وقتی در مسیر مشکلی پیش میاد، منظورمون رو به انگلیسی بیان کنیم.

Getting Around & Transportation

I usually use different types of transportation depending on where I need to go. If a place is close to my home, I prefer walking because it's easy and doesn't cost anything.

When I need to go somewhere farther away, I usually take a bus or a taxi. I sometimes use public transportation, but it depends on the time of day and how busy the roads are.

Getting around the city can be stressful, especially during rush hour. The traffic gets really bad, and even a short journey can take much longer than expected.

When I go somewhere new, I usually check the route on my phone before leaving home. I don't want to get lost, so I pay attention to the directions and make sure I know where to get off.

Sometimes public transportation is crowded, and finding a seat isn't always easy. If I'm in a hurry, I try to leave home earlier so I don't arrive late.

I don't mind walking when the weather is nice, but I prefer taking a taxi when it's raining or when I'm carrying heavy bags.

For me, the best way to get around depends on the distance, the weather, and how much time I have. I just want to reach my destination safely and without too much
stress.

مثل همیشه، امروز فقط با متن آشنا شو. لازم نیست معنی تک‌تک کلمات رو پیدا کنی یا چیزی رو حفظ کنی. فقط بخون و سعی کن مفهوم کلی رو متوجه بشی.

#MarmarEng_Journey #Week17 #Day113
👍2
MarmarEng
ENGLISH IRL WEEK 02 — TRAVEL & TRANSPORTATION DAY 02 | EXPRESSIONS امروز می‌ریم سراغ عبارت‌هایی که توی سفر واقعاً به کارمون میان؛ از فرودگاه و ایستگاه قطار گرفته تا هتل و مسیر پیدا کردن. این‌ها عبارت‌هایی هستن که کمک می‌کنن به‌جای ترجمه‌ی کلمه‌به‌کلمه،…
ENGLISH IRL


WEEK 02 — TRAVEL & TRANSPORTATION

DAY 03 | SOUND NATURAL

امروز می‌ریم سراغ جمله‌هایی که کمک می‌کنن موقع سفر، طبیعی‌تر و روان‌تر انگلیسی صحبت کنیم. گاهی فقط با عوض کردن یک عبارت ساده، می‌تونیم منظورمون رو دقیق‌تر و شبیه‌تر به انگلیسی روزمره بیان کنیم.

✈️ AT THE AIRPORT

Instead of: Where is my airplane?
Say: Where is my gate?
گیت پروازم کجاست؟

Why?
وقتی دنبال محل سوار شدن به هواپیما هستی، از gate استفاده می‌کنیم؛ نه airplane که به خود هواپیما اشاره داره.

Instead of: When will the plane go?
Say: What time does the flight leave?
پرواز چه ساعتی حرکت می‌کنه؟

Why?
برای پرسیدن ساعت حرکت پرواز، عبارت What time does the flight leave? طبیعی و کاربردیه.

Instead of: My suitcase didn’t come.
Say: My luggage hasn’t arrived.
چمدونم هنوز نرسیده.

Why?
وقتی چمدونت رو تحویل نگرفتی و هنوز منتظری برسه، این عبارت انتخاب طبیعی‌تریه.

Instead of: I lost my flight.
Say: I missed my flight.
از پروازم جا موندم.

Why?
برای وقتی که به پرواز نمی‌رسی، از miss a flight استفاده می‌کنیم. فعل lose برای این موقعیت مناسب نیست.

🚆 GETTING AROUND

Instead of: I lost the train.
Say: I missed the train.
از قطار جا موندم.

Why?
برای از دست دادن فرصت سوار شدن به قطار یا اتوبوس هم از miss استفاده می‌کنیم.

Instead of: Where can I take a taxi?
Say: Where can I get a taxi?
از کجا می‌تونم تاکسی بگیرم؟

Why?
عبارت get a taxi برای تاکسی گرفتن در مکالمات روزمره رایجه.

Instead of: Stop me here, please.
Say: Could you drop me off here, please?
ممکنه لطفاً همین‌جا پیاده‌م کنید؟

Why?
عبارت drop someone off یعنی کسی رو با وسیله‌ی نقلیه به مقصد رسوندن و پیاده کردن.

Instead of: We went to the wrong road.
Say: I think we’ve taken a wrong turn.
فکر کنم پیچ اشتباهی رفتیم.

Why?
عبارت take a wrong turn زمانی استفاده می‌شه که در مسیر، اشتباهی وارد یک خیابون یا مسیر دیگه شده باشیم.

🏨 AT THE HOTEL

Instead of: I want my room now.
Say: Is my room ready yet?
اتاقم هنوز آماده نشده؟

Why?
وقتی می‌خوای بدونی اتاقت آماده شده یا نه، این سؤال مستقیم و طبیعیه.

Instead of: I want to leave my bags here.
Say: Could I leave my luggage here for a while?
می‌تونم چمدونم رو برای مدتی اینجا بذارم؟

Why?
استفاده از Could I…? درخواستت رو مؤدبانه‌تر می‌کنه.

Instead of: Is breakfast with the room?
Say: Is breakfast included?
صبحانه هم جزو هزینه‌ی اقامته؟

Why?
وقتی می‌خوای بدونی چیزی در هزینه‌ی پرداختی حساب شده یا نه، از included استفاده می‌کنیم.

🗺️ ASKING FOR DIRECTIONS

Instead of: Tell me how to go to the station.
Say: Could you tell me how to get to the station?
ممکنه بهم بگین چطور به ایستگاه برسم؟

Why?
عبارت Could you tell me how to get to…? برای پرسیدن مسیر، مؤدبانه و کاربردیه.

Instead of: Is the city center far from here?
Say: How far is the city center from here?
مرکز شهر از اینجا چقدر فاصله داره؟

Why?
با ساختار How far…? مستقیماً درباره‌ی فاصله‌ی دو مکان سؤال می‌کنیم.

Instead of: I don’t know this place.
Say: I’m not familiar with this area.
با این منطقه آشنا نیستم.

Why?
عبارت be familiar with یعنی با چیزی یا جایی آشنا بودن.

💬 QUICK REMINDER

miss a flight = از پرواز جا موندن
miss a train = از قطار جا موندن
get a taxi = تاکسی گرفتن
drop someone off = کسی رو پیاده کردن
take a wrong turn = پیچ اشتباهی رفتن
be familiar with = با چیزی آشنا بودن

DAY 03 DONE ✓

Tomorrow: REAL-LIFE TRAVEL NOTES

MarmarEng | English IRL 💜
👍2