Markets_Depths
1.45K subscribers
831 photos
25 videos
2 files
908 links
📌 کانال Markets_Depths

اخبار و تحلیل‌های بازارهای سهام جهانی


آدرس ما در شبکه‌های اجتماعی:
linktr.ee/Markets_Depths

تماس با ما:
@Abdollahi_Farhad
Download Telegram
بازارهای جهانی این هفته در فضایی آمیخته از نگرانی و انتظار حرکت می‌کنند. در آسیا، معاملات تحت‌تأثیر افت وال‌استریت و افزایش بازدهی اوراق خزانه آمریکا قرار گرفت و سرمایه‌گذاران با احتیاط مسیر بازار را دنبال کردند؛ زیرا بسیاری معتقدند فدرال‌رزرو احتمالاً #کاهش_نرخ_بهره را با لحنی محتاطانه و حتی اندکی تندروانه اعلام خواهد کرد. رشد بازدهی اوراق، که به بالاترین سطح چندماهه رسیده، نشان می‌دهد بازار خود را برای پیامی آماده می‌کند که شاید کمتر از حد انتظار انبساطی باشد.

همینطور تصمیم دولت آمریکا برای صدور مجوز فروش چیپ‌های H200 انویدیا به چین با عوارض ۲۵ درصدی، نقطه‌عطفی در رقابت تکنولوژیک دو کشور است؛ تصمیمی که می‌تواند میلیاردها دلار درآمد ازدست‌رفته #انویدیا را احیا کند، هرچند هنوز مشخص نیست پکن چه واکنشی نشان خواهد داد یا تقاضای واقعی بازار #چین در چه سطحی است.
و در بخش انرژی و بازارهای کالایی، قیمت نفت پس از افت سنگین سه‌هفته‌ای همچنان تحت فشار باقی مانده است. نگرانی از اشباع عرضه، به‌ویژه با تداوم تولید مقاوم نفت شیل آمریکا، چشم‌انداز بازار را مبهم کرده و توجه‌ها اکنون به گزارش‌های قریب‌الانتشار IEA و اوپک‌پلاس دوخته شده است.

در مجموع، بازارها در تلاقی سه نیروی اصلی—سیاست پولی آمریکا، تنش‌های ژئوپلیتیک و چشم‌انداز ضعیف تقاضای جهانی—حرکت می‌کنند و انتظار می‌رود داده‌های تورمی و اشتغال آمریکا در روزهای آینده جهت تازه‌ای به این تصویر بدهد.


#US_Economy 
#FED 
#CHINA
#Nvidia

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
9
در بازارهای آمریکا، #معاملات_آتی_سهام روز پنجشنبه با افت قابل‌توجهی آغاز شد؛ افتی که عمدتاً تحت‌تأثیر نگرانی‌های تازه درباره هزینه‌های سنگین مرتبط با هوش مصنوعی قرار گرفت و اثرات فضای نسبتاً کم‌انقباضی #فدرال‌_رزرو را کم‌رنگ کرد. محرک اصلی این فشار، گزارش تازه #اوراکل بود؛ شرکتی که پس از اعلام چشم‌انداز فصلی ضعیف‌تر از انتظار و افزایش ۱۵ میلیارد دلاری در هزینه‌های سالانه، با سقوط حدود ۱۲ درصدی در پیش‌گشایش مواجه شد. این شرکت که امسال با پروژه‌های ساخت مراکز داده‌ی ابری برای کاربردهای #هوش_مصنوعی مطرح شده بود، اکنون در مسیر ثبت بدترین عملکرد فصلی از سال ۲۰۰۲ قرار دارد؛ وضعیتی که به‌دلیل اتکای بالای آن به تأمین مالی از محل بدهی، نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری حبابی مشابه اوایل دهه ۲۰۰۰ را افزایش داده است.

ضعف اوراکل به سرعت دامنه‌دار شد و سهام دیگر شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی را نیز تحت فشار قرار داد. سهام انویدیا و برادکام نزدیک به ۱.۵ تا ۱.۶ درصد افت کردند و شرکت‌های بزرگ حوزه رایانش ابری مانند مایکروسافت و آمازون نیز حدود یک درصد کاهش یافتند. در همین حال، شاخص‌های آتی داوجونز، اس‌اندپی و نزدک به‌ترتیب حدود ۰.۳، ۰.۶ و ۰.۸ درصد پایین‌تر معامله شدند و شاخص نوسان‌سنج بازار، VIX، به محدوده ۱۶.۵ واحدی صعود کرد که نشان‌دهنده افزایش تمایل سرمایه‌گذاران به پوشش ریسک است.


در مجموع، بازار در وضعیتی قرار دارد که از یک‌سو تحت‌تأثیر فشار ناشی از هزینه‌های فزاینده توسعه هوش مصنوعی قرار گرفته و از سوی دیگر، سعی می‌کند خود را با چشم‌انداز سیاست پولی که ممکن است کمتر از انتظار انبساطی باشد، تطبیق دهد. این دوگانه باعث شده فضای معاملاتی کوتاه‌مدت دوباره به سمت احتیاط حرکت کند، هرچند مسیر میان‌مدت همچنان به انتظارات سیاستی و وضعیت رشد اقتصادی وابسته خواهد بود.


#US_Economy 
#FED 
#Oracle
#Nvidia

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
5
در نشست اخیر سیاست‌گذاری پولی، برخلاف انتظارات اولیه، نشانه‌های چندانی از یک «کاهش نرخ بهره با لحن انقباضی» دیده نشد. لحن کلی جلسه و توضیحات ارائه‌شده بیشتر حالت انبساطی داشت. تأکید بر این نکته که آمار اشتغال ماهانه احتمالاً بیش‌برآورد شده و در واقعیت بازار کار ضعیف‌تر از ظاهر آن است، فضای تحلیل را به سمت کاهش نگرانی‌های تورمی سوق داد. همچنین تأکید چندباره بر کنترل مناسب #انتظارات_تورمی و نقش تعرفه‌ها در کند شدن روند مهار تورم، نشان می‌داد که ریسک تورم از نگاه سیاست‌گذار کمتر از قبل تلقی می‌شود.

در همین حال، نکته مهم این است که با وجود کاهش ۱۷۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره در ماه‌های گذشته، نرخ اوراق دوساله تقریباً ثابت مانده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد سیاست‌گذار تنها خود را با شرایط بازار هماهنگ کرده و اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌تواند با آرامش بیشتری منتظر داده‌های جدید بماند. اعلام برنامه خرید اوراق کوتاه‌مدت نیز – هرچند در ظاهر اقدامی برای مدیریت نقدینگی است – در بازارها به‌عنوان حرکتی متمایل به سیاست انبساطی تفسیر شد و به همین دلیل واکنش مثبت بازارها را در پی داشت.

با این حال، اختلاف آرا درون کمیته تصمیم‌گیرنده نشان می‌دهد شکاف دیدگاه‌ها درباره مسیر آینده #نرخ_بهره بیشتر شده است. در حالی که دو عضو مخالف هرگونه #کاهش_نرخ بودند، یک عضو خواهان کاهش بیشتر بود. این تضاد در فضایی رخ می‌دهد که داده‌های کنونی، افزایش نرخ بهره را بسیار بعید کرده و تنها در صورت تغییرات بزرگ اقتصادی می‌توان انتظار چرخش به سمت سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر داشت.

در سمت نرخ‌های بلندمدت، برخلاف تصور رایج، روند افزایشی بازده اوراق ادامه یافته است. نگرانی درباره پایداری هزینه‌های بهره دولت و کسری ساختاری بودجه، مهم‌ترین عامل بالا ماندن نرخ‌های بلندمدت محسوب می‌شود. این روند تنها مختص یک کشور نیست و در بیشتر اقتصادهای بزرگ پیشرفته مشاهده می‌شود. از سوی دیگر، انتقال بخش بزرگی از بدهی‌های پرریسک به بازارهای خصوصی باعث شده بازارهای اعتباری عمومی باثبات‌تر از قبل رفتار کنند.

در بخش کالاها، #طلا و به‌ویژه نقره رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند؛ رشدی که در مورد نقره رنگ و بوی سفته‌بازی دارد و معمولاً می‌تواند نشانه‌ای از احتمال بروز تنش در سیستم مالی باشد. در همین دوره، شاخص‌های کالایی نیز پس از مدت‌ها روندی صعودی پیدا کرده‌اند. تنها کالایی که برخلاف این موج عمل کرده نفت است؛ کاهش تدریجی قیمت نفت فشار تورمی را محدود کرده و فضای بیشتری برای ادامه سیاست‌های انبساطی فراهم کرده است.

چشم‌انداز سیاسی نیز می‌تواند نقش مهمی در جهت‌گیری آینده نرخ‌ها داشته باشد. ترکیب احتمالی سیاست‌گذاران در دوره بعدی به‌شدت به سمت سیاست‌های انبساطی متمایل خواهد بود و این موضوع می‌تواند نرخ بهره را در نیمه دوم سال آینده دوباره پایین بیاورد و فشار مضاعفی بر دلار وارد کند. به همین دلیل، دارایی‌های غیر دلاری و بازارهای نوظهور در موقعیتی جذاب قرار گرفته‌اند و در ماه‌های گذشته نیز عملکردی بهتر از دارایی‌های دلاری داشته‌اند.

در نهایت، #بازار_سهام در شرایطی قرار دارد که با وجود رشد قابل‌توجه، از نظر ارزش‌گذاری در سطحی بسیار بالاست. این وضعیت می‌تواند مدت‌ها ادامه یابد، اما در صورت برگشت روند، سرعت اصلاح بالا خواهد بود. به همین دلیل، رویکرد متعادل، تمرکز بیشتر بر درآمد ثابت باکیفیت، دارایی‌های غیر دلاری و بخشی از سبد کالایی، می‌تواند استراتژی مناسب‌تری در برابر دورنمای پیچیده اقتصادی و مالی باشد.


#US_Economy 
#FED 
#Gold


🔗 linktr.ee/Markets_Depths
8
سال ۲۰۲۵ برای #بازارهای_جهانی با دو ویژگی اصلی تعریف شد: خوش‌بینی محتاطانه و سازگاری عملیاتی. فعالان اقتصادی سال را با امید آغاز کردند، اما نااطمینانی‌های تعرفه‌ای، کلان و ژئوپلیتیکی خیلی زود به بخشی از «وضعیت عادی» تبدیل شد. در واکنش، شرکت‌ها تمرکز خود را بر مدیریت هزینه، نقدشوندگی و انعطاف‌پذیری مالی گذاشتند و هم‌زمان زنجیره‌های تأمین و ساختار عملیاتی خود را بازتنظیم کردند. با وجود این احتیاط، از نیمه دوم سال شاهد بازگشت تدریجی ریسک‌پذیری بودیم؛ به‌ویژه با تقویت بازار سهام، رشد سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی و بهبود سودآوری شرکت‌ها که به افزایش محسوس فعالیت‌های ادغام و تملک، خصوصاً در قالب معاملات بزرگ، منجر شد.

در حوزه معاملات و #بازار_سرمایه، مقیاس به مهم‌ترین عامل خلق ارزش تبدیل شد. معاملات بسیار بزرگ نقش اصلی را در رشد حجم M&A ایفا کردند و شرکت‌های بزرگ‌تر به دلیل دسترسی بهتر به سرمایه و هزینه تأمین مالی پایین‌تر، مزیت معناداری داشتند. هم‌زمان، بازارهای بدهی و سهام با وجود نوسانات مقطعی، از نقدینگی بالایی برخوردار بودند و بخش عمده فعالیت‌های تأمین مالی حول بازپرداخت و بازسازی بدهی‌ها شکل گرفت. بازار عرضه‌های اولیه نیز به‌تدریج جان گرفت و عملکرد قوی IPOها، به‌ویژه آن‌هایی که از سوی سرمایه‌گذاران مالی عرضه شدند، زمینه را برای ورود پررنگ‌تر این گروه در سال آینده فراهم کرد. در کنار آن، بازار ثانویه و ابزارهایی مانند صندوق‌های تداومی به مسیرهای مهم خروج سرمایه‌گذاران تبدیل شدند.

در چشم‌انداز ۲۰۲۶، سه تم اصلی برجسته است: ادامه اهمیت مقیاس هدفمند، جذابیت ساختاری بازار آمریکا و فعال‌تر شدن سرمایه‌گذاران مالی. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی همچنان یک نیروی پیشران کلیدی باقی خواهد ماند و اگرچه ریسک‌هایی مانند پایداری تورم یا شوک‌های ژئوپلیتیکی وجود دارد، عمق نقدینگی و انعطاف بازارهای مالی از معاملات بزرگ و پیچیده پشتیبانی می‌کند. پیام اصلی برای فعالان بازار روشن است: پرهیز از خودرضایتی، آمادگی برای عدم قطعیت و برنامه‌ریزی سناریومحور. فرصت‌ها همچنان وجود دارند، اما موفقیت در سال پیش‌رو بیش از هر چیز به چابکی تصمیم‌گیری و استفاده به‌موقع از پنجره‌های بازار وابسته خواهد بود.


#US_Economy 


🔗 linktr.ee/Markets_Depths
5
#نرخ_مشارکت نیروی کار در ماه گذشته افزایش یافته است.
#اشتغال در بخش #غیرکشاورزی در نوامبر ۶۴ هزار نفر رشد کرد، اما کاهش شدید اکتبر چیزی بود که بازار را شگفت‌زده کرد.
این داده‌ها بسیار پرنوسان هستند، اما در مجموع به نظر می‌رسد که #بازار_کار همچنان در حال تضعیف است.
از دست رفتن مشاغل دولتی عامل اصلی ضعف در اکتبر بود و احتمالاً خریدهای DOGE محرک این روند بوده‌اند.
میانگین #دستمزد_ساعتی نسبت به سال گذشته همچنان کاهش جزئی دارد و در نوامبر تنها ۰.۱٪ افزایش یافته است.


#US_Economy 


🔗 linktr.ee/Markets_Depths
8
در سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری در حوزه #هوش_مصنوعی و مراکز داده بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این سرمایه‌گذاری‌ها نیاز به منابع مالی بزرگی دارند و بخش مهمی از این منابع از طریق بازارهای مالی و اعتباری تأمین می‌شود. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که در سال‌های آینده، نیاز به توان محاسباتی (مثل سرورها و زیرساخت‌های پردازشی) سریع‌تر از میزان عرضه آن رشد خواهد کرد. به همین دلیل، بازارهای اعتباری نقش مهمی در تأمین هزینه‌های این موج جدید سرمایه‌گذاری خواهند داشت. انتظار می‌رود این هزینه‌ها تا حد زیادی مستقل از شرایط کلی اقتصاد، مانند نرخ بهره یا سرعت رشد اقتصادی، باقی بمانند.

با این حال، افزایش هزینه‌های توسعه به این معناست که شرکت‌ها برای ادامه فعالیت خود به منابع مالی بیشتری نیاز خواهند داشت. این موضوع می‌تواند باعث افزایش هزینه تأمین سرمایه شود و در نهایت، هزینه‌های کلی شرکت‌ها را بالا ببرد. از سوی دیگر، بازارها کاهش دو مرحله‌ای #نرخ_بهره را تا حد زیادی در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند. بنابراین، در شرایط عادی، انتظار می‌رود سودآوری شرکت‌ها با مقداری فشار روبه‌رو شود. اگر فردی از میان گزینه‌های افراطی مورد حمایت ترامپ به‌عنوان رئیس #فدرال_رزرو منصوب شود، ممکن است در کوتاه‌مدت تأثیر قابل‌توجهی دیده نشود، اما در میان‌مدت این موضوع می‌تواند اثر منفی قوی‌تری بر عملکرد و سودآوری شرکت‌ها داشته باشد.

در کنار این موارد، بخش قابل توجهی از افزایش انتشار اوراق سرمایه‌گذاری درجه یک به دلیل ادغام و تملیک شرکت‌ها است؛ یعنی شرکت‌ها برای خرید یا ادغام با یکدیگر اقدام به تأمین مالی می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود فاصله بازده این اوراق نسبت به دارایی‌های کم‌ریسک کمی افزایش یابد، اما با وجود حجم بالای انتشار، این فاصله همچنان در سطوح پایین تاریخی باقی بماند. سیاست‌های حمایتی بانک‌های مرکزی، کاهش نرخ بهره، رشد اقتصادی محدود و تقاضای پایدار سرمایه‌گذاران به دنبال بازده، به حفظ این شرایط کمک خواهد کرد.

در نهایت، سال ۲۰۲۶ به‌عنوان یک دوره گذار برای نرخ‌های بهره جهانی در نظر گرفته می‌شود. در این دوره، بانک‌های مرکزی به‌تدریج از سیاست‌های سخت‌گیرانه فاصله می‌گیرند و هر کشور مسیر متفاوتی برای بازگشت به شرایط عادی در پیش می‌گیرد. هرچند بیشتر تحلیل‌گران انتظار دارند شیب منحنی بازده افزایش یابد، اما این‌که این تغییر به چه شکلی رخ دهد، همچنان محل بحث است.

#US_Economy 
#FED 

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍52
پس از بحران مالی جهانی (GFC)، الگوی اقتصادی سنتی تغییر کرد و رشد اقتصادی بدون افزایش چشمگیر سرمایه‌گذاری ثابت (CapEx) ممکن شد. سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ثابت ایالات متحده پس از بحران فروپاشید و برخلاف چرخه‌های قبلی، هیچ بوم جبرانی رخ نداد؛ تا سال ۲۰۲۰، موجودی سرمایه آمریکا حدود ۲۰ درصد کمتر از روند پیش از بحران بود. با این حال، تولید ناخالص داخلی واقعی تنها اندکی آسیب دید، زیرا دیجیتال‌سازی و جهانی‌سازی اجازه داد شرکت‌ها بدون افزودن قابل توجه به دارایی‌های فیزیکی (PP&E) رشد کنند. پلتفرم‌های نرم‌افزاری و دیجیتال درآمد را بدون هزینه‌های سرمایه‌ای افزایشی مقیاس‌پذیر کردند و تولیدکنندگان آمریکایی با تمرکز بر خدمات طراحی، توسعه و بازاریابی، تولید کالاهای سرمایه‌بر را به پیمانکاران آسیایی واگذار کردند. نتیجه این شد که تا سال ۲۰۲۰، GDP واقعی آمریکا ۷ درصد بیشتر از آنچه بر اساس افت سرمایه‌گذاری انتظار می‌رفت، بود.

این تحولات، اعتبار چارچوب‌های ارزش‌گذاری سنتی را از بین برد و به ویژه استراتژی سرمایه‌گذاری ارزشی (Value Investing) را تضعیف کرد. پیش از بحران، نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده بازده آتی بود و ارزان‌ترین ۲۰ درصد سهام بر اساس ارزش دفتری، سالانه ۴۵۰ واحد پایه از گران‌ترین‌ها پیشی می‌گرفتند. اما در عصر دیجیتال، رشد سود شرکت‌ها دیگر به مالکیت دارایی‌های فیزیکی وابسته نبود و دارایی‌های نامشهود، اثرات شبکه‌ای، قفل شدن مشتری و هزینه حاشیه‌ای صفر، پویایی «برنده همه را می‌برد» ایجاد کرد. از آغاز ریکاوری پس از GFC، گران‌ترین ۲۰ درصد سهام سالانه بیش از ۵۰۰ واحد پایه از ارزان‌ترین‌ها بهتر عمل کردند، زیرا ارزش دفتری دیگر قدرت پیش‌بینی خود را از دست داده بود.

اکنون هوش مصنوعی این چرخه را معکوس کرده و شرکت‌های پیشرو «سبک‌دارایی» مانند آمازون، آلفابت، مایکروسافت، متا و اوراکل از اواخر ۲۰۲۳ به مدل سرمایه‌بر روی آورده‌اند. دارایی‌های فیزیکی این شرکت‌ها ۵۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته و بازده نقدی بر حقوق صاحبان سهام آن‌ها ۶۰۰ تا ۱۳۰۰ واحد پایه کاهش یافته است. با این حال، بازار همچنان آن‌ها را مانند کسب‌وکارهای سبک‌دارایی سابق ارزش‌گذاری می‌کند و نسبت‌های بالای P/B کنونی باعث می‌شود هر ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری جدید در مراکز داده، عملاً یک میلیارد دلار هزینه برای سهامداران داشته باشد. اگر دارایی‌های جدید را به قیمت تمام‌شده و بخش نامشهود را با ضریب معقول ارزش‌گذاری کنیم، ارزش بازار این شرکت‌ها می‌تواند نصف سطح فعلی باشد. بازدهی دارایی‌های فیزیکی به ندرت رشد مقیاس‌ناپذیر نرم‌افزار را تکرار می‌کند؛ بنابراین، خوش‌بینی به آینده هوش مصنوعی لزوماً با تردید نسبت به ارزش‌گذاری فعلی شرکت‌های پیشتاز آن تناقضی ندارد.

#US_Stock
#AI

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍62
دو ماه پیش از «دوشنبه سیاه» ۱۹۲۹ که منجر به رکود بزرگ شد، اقتصاددان راجر بابسون با نگرانی از موج سرمایه‌گذاری خرده‌پا با پول قرضی، هشدار داد که «دیر یا زود سقوطی وحشتناک رخ خواهد داد». این سخن باعث افت موقت بازار شد، اما خوش‌بینی به محصولات نوین مانند رادیو و خودرو، بازار را احیا کرد.

امروزه نیز هشداردهندگانی مانند بابسون در مورد هوش مصنوعی وجود دارند که بر ارزش‌گذاری بالای شرکت‌های فناوری عمومی و خصوصی، و پیگیری پرشتاب هوش مصنوعی عمومی (AGI) تمرکز دارند. شرکت‌های فناوری تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱.۶ تریلیون دلار برای مراکز داده هزینه خواهند کرد، در حالی که سودآوری AI همچنان فرضی است. ترس از عقب ماندن باعث شده شرکت‌ها پیشگویی‌های بدبینانه را نادیده بگیرند.

سؤال آیا حباب AI وجود دارد یا نه، ممکن است بیش از حد محدود باشد؛ حباب‌های سوداگرانه – جایی که ارزش دارایی‌ها فراتر از اصول بنیادی پایدار افزایش می‌یابد – در همه جا دیده می‌شوند و اغلب همگام باد و فروکش می‌کنند. طلا حدود ۶۴-۶۵ درصد در سال تا ۱۲ دسامبر رشد کرده، بدهی دولتی به سطوح پس از جنگ جهانی دوم رسیده، بازار اعتبار خصوصی ۳ تریلیون دلاری به عنوان «وام‌دهی آشغال» انتقاد شده، و رمزارزها نوسان شدید نشان می‌دهند. دلایل دموگرافیک مانند آرزوی ثروت افراطی در نسل جوان رفتار گله‌ای ایجاد کرده که بازارها را مانند کازینو می‌گرداند.

پیامدها برای AI جدی‌تر است، زیرا شرکت‌های بزرگ از ترس عقب‌ماندگی، زیرساخت‌های محاسباتی عظیم می‌سازند. غول‌های فناوری از ترازنامه قوی استفاده می‌کنند، اما دیگران ریسک بالاتری دارند؛ کارشناسان هشدار می‌دهند که وام‌دهی به سرمایه‌گذاری‌های سوداگرانه خطرناک است و سقوط AI می‌تواند فروپاشی جهانی ایجاد کند و تنها با عواقب مالی برای بخش مالی و مقررات مناسب، می‌توان به عصر طلایی مولد رسید.

#US_Stock
#AI

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍63
در نوامبر سال جاری، بدهی مارجین (margin debt) در ایالات متحده با جهشی ۳۰ میلیارد دلاری به رکورد تاریخی ۱.۲۱ تریلیون دلار رسید.

این افزایش هفتمین رشد متوالی ماهانه را نشان می‌دهد که طی آن، بدهی مارجین در مجموع ۳۶۴ میلیارد دلار افزایش یافته است. حتی پس از تعدیل تورم، بدهی مارجین ۲ درصد نسبت به ماه قبل و ۳۲ درصد نسبت به سال گذشته رشد کرده و به بالاترین سطح ثبت‌شده تاکنون دست یافته است. این روند صعودی پایدار، بیانگر افزایش چشمگیر اهرم مالی در بازار سهام است که سرمایه‌گذاران را به استقراض گسترده برای خرید دارایی‌ها ترغیب کرده است.

نسبت بدهی مارجین به حجم پول M2 نیز به حدود ۵.۵ درصد رسیده که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ به شمار می‌رود. این نسبت تنها در دو دوره تاریخی پیشین از سطح فعلی فراتر رفته است: یکی در اوج حباب دات‌کام سال ۲۰۰۰ و دیگری در سال ۲۰۰۷، پیش از بحران مالی جهانی.

به طور کلی، جهش سریع بدهی مارجین همراه با رسیدن نسبت آن به M2 به سطوحی که تنها در آستانه دو بحران بزرگ قرن حاضر مشاهده شده، حاکی از افزایش قابل توجه اهرم در بازار است. این روند، سرمایه‌گذاران را در برابر نوسانات احتمالی بازار آسیب‌پذیرتر میکند و در صورت اصلاح بازار، عمق نوسان شدیدتر میگردد.

#US_Stock

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
8👍2
نگاهی به روند تاریخی نرخ‌های بهره نشان می‌دهد که #نرخ_بهره از دهه ۱۹۴۰ تا اوج خود در دهه ۱۹۸۰ افزایش یافته و پس از آن برای چند دهه کاهش داشته‌اند، اما از حوالی سال ۲۰۲۲ دوباره وارد مسیر صعودی شده‌اند. این افزایش نرخ‌ها باعث شده اوراق خزانه جدید تنها با بازدهی بالاتر برای سرمایه‌گذاران جذاب باشند. در نتیجه، اگرچه تقاضا برای اوراق کاهش یافته، دولت ناچار است با پرداخت نرخ‌های بهره بالاتر همچنان این اوراق را در بازار به فروش برساند.

از سوی دیگر تداوم #انتشار_اوراق و هم‌زمان افزایش نرخ بهره، مستقیماً به رشد سریع بدهی انباشته دولت منجر شده است. در حال حاضر، بدهی عمومی ایالات متحده از ۳۸ تریلیون دلار فراتر رفته که حدود ۸ تریلیون دلار بیش از اندازه اقتصاد این کشور است.

پیامد مستقیم این وضعیت، افزایش شدید هزینه خدمت بدهی است. بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، سهم پرداخت بهره از تولید ناخالص داخلی از حدود ۲ درصد به نزدیک ۴ درصد افزایش یافته است؛ آن هم در دوره‌ای که خود اقتصاد در حال رشد بوده است. این به معنای جهش اسمی هزینه بهره از حدود ۴۸۰ میلیارد دلار به بیش از ۱.۲ تریلیون دلار است؛ رقمی که نه‌تنها بر اقتصاد آمریکا، بلکه بر ثبات اقتصاد جهانی نیز فشار وارد می‌کند.

در همین حال، بررسی مسیر نقدینگی نشان می‌دهد حجم پول در گردش طی دوران همه‌گیری جهش بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد. اگرچه پس از آن بخشی از این انبساط مهار شد، اما در نهایت نقدینگی دوباره به مسیر صعودی بازگشته و اقتصاد همچنان با سطح بالایی از پول در گردش مواجه است؛ موضوعی که فشارهای تورمی را زنده نگه می‌دارد.

اثر این تحولات به‌طور ملموس در تضعیف ارزش دلار و تورم بالا نمایان شده و بازگشت تورم به مسیر تاریخی ۲ درصدی نیازمند سناریوهایی بسیار دشوار خواهد بود.

#US_Economy
#FED

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
6
چشم‌انداز اقتصاد جهانی و بازارهای مالی در آستانه سال ۲۰۲۶، با وجود تداوم تنش‌های ژئوپلیتیک، #تعرفه‌های_تجاری و تورم چسبنده، نسبتاً سازنده ارزیابی می‌شود.

#رشد_اقتصادی از حمایت سیاست‌های مالی و پولی برخوردار است و انتظار می‌رود بازارهای سهام در اقتصادهای توسعه‌یافته و نوظهور عملکرد بهتری نسبت به اوراق بدهی و وجه نقد داشته باشند. با این حال، ماندگاری تورم، فضای بانک‌های مرکزی برای کاهش بیشتر نرخ بهره را محدود می‌کند و سیاست پولی در بسیاری از کشورها وارد فاز توقف می‌شود.

یکی از ویژگی‌های اصلی این دوره، واگرایی در ساختار رشد است؛ سرمایه‌گذاری به‌ویژه در حوزه #هوش_مصنوعی و فناوری با شتاب ادامه دارد، در حالی که بازار کار در بسیاری از اقتصادهای بزرگ نشانه‌هایی از ضعف نشان می‌دهد. انتظار می‌رود با کاهش نااطمینانی‌های سیاستی و تداوم رشد، بازار کار در سال ۲۰۲۶ به‌تدریج با رشد اقتصادی همسو شود، هرچند محدودیت عرضه نیروی کار می‌تواند فشارهای تورمی را پایدار نگه دارد.

همچنین انتظار میرود تفاوت عملکرد میان دارایی‌ها افزایش یابد. دلار آمریکا با فشار نزولی ملایم مواجه است، در حالی که بازارهای اعتباری تحت تأثیر افزایش عرضه اوراق و ریسک‌های کلان، با احتمال گسترش محدود اسپردها روبه‌رو هستند. در بازار کالاها، مازاد عرضه نفت چشم‌انداز قیمتی را محدود می‌کند، اما طلا به‌دلیل تقاضای بانک‌های مرکزی و نگرانی‌های مالی، همچنان جذاب باقی می‌ماند.

#US_Economy 
#FED
#US_Stock
#AI

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍7
بیت‌کوین با افت ۱.۳ درصدی به زیر ۸۸ هزار دلار رسید.

دلیل اصلی این کاهش، توقف مومنتوم صعودی اخیر و توقف خرید توسط Strategy Inc است. این شرکت با جمع‌آوری ۷۴۸ میلیون دلار نقدینگی، سیگنال احتیاط ارسال کرده و نشان‌دهنده نگرانی از داده‌های اقتصادی کلیدی آمریکا در روزهای آتی است. این عملکرد ضعیف، #بیت‌کوین را در مسیر بدترین فصل خود از سال ۲۰۱۸ قرار داده و کاهش ۲۲ درصدی را در سه‌ماهه چهارم ثبت کرده که عمدتاً ناشی از کاهش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران و انتظار برای سیاست‌های پولی فدرال رزرو است.

در مقابل، فلزات گران‌بها عملکردی چشمگیر داشته‌اند. #طلا با عبور از سطح ۴,۵۰۰ دلار در هر اونس به پنجاهمین رکورد سالانه خود رسید و بازدهی ۷۱ درصدی سالانه را ثبت کرد. محرک‌های اصلی این رشد، تنش‌های ژئوپلیتیکی فزاینده میان آمریکا و ونزوئلا، انتظار برای دو کاهش نرخ بهره دیگر فدرال رزرو در سال ۲۰۲۶ و جریان تقاضای پناهگاه امن بوده است.

#Gold
#Crypto

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍52
بازار سهام آمریکا در پایان سال ۲۰۲۵ مومنتوم قدرتمندی از خود نشان می‌دهد که عمدتاً بر پایه رشد اقتصادی قوی، کاهش تورم، جریان ورودی رکوردشکن به ETFهای سهام و سرمایه‌گذاری عظیم در هوش مصنوعی استوار است.

رشد GDP سه‌ماهه سوم به نرخ سالانه ۴.۳ درصدی رسیده که عمدتاً ناشی از مصرف قوی خانوارها، صادرات و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با AI بوده است؛ این رشد، علی‌رغم تأخیر داده‌ها به دلیل تعطیلی دولت، نشان‌دهنده تاب آوری اقتصاد در برابر تعرفه‌ها است. همزمان، تورم CPI در نوامبر به طور غیرمنتظره به ۲.۷ درصد کاهش یافته و انتظارات برای کاهش نرخ بهره فدرال رزرو در ۲۰۲۶ را افزایش داده است.

این عوامل بنیادی با جریان ورودی بی‌سابقه به ETFهای سهام همراه شده و بیش از ۱.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ جذب کرده و نشان‌دهنده ریسک‌پذیری بالای سرمایه‌گذاران است. سرمایه‌گذاری‌های Magnificent 7 در AI نیز به بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار در سال رسیده که نه تنها رشد بخش تکنولوژی را تقویت می‌کند، بلکه به افزایش GDP نیز کمک قابل‌توجهی کرده است.

قیمت نفت نیز به پایین‌ترین سطوح از ۲۰۲۱ سقوط کرده که هزینه‌های انرژی را کاهش داده و حاشیه سود شرکت‌ها را حمایت می‌کند؛ هرچند انتصاب رئیس جدید فدرال رزرو توسط ترامپ هنوز نهایی نشده، اما انتظارات داویش غالب است و S&P 500 را نزدیک به رکوردهای جدید نگه داشته است.

اما سئوال اصلی در سال آتی میلادی اینجاست که آیا رشد درآمد شرکتهای پیشتاز در هوش مصنوعی با سرمایه‌گذاری‌های سنگین مطابق انتظارات خواهد بود یا خیر؟

#US_Economy
#US_Stock

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
7
بازارها در مواجهه با داده‌های قوی رشد اقتصادی، به‌طور طبیعی این پیام را دریافت می‌کنند که فضای مانور بانک مرکزی برای کاهش عمیق‌تر یا سریع‌تر نرخ بهره محدودتر می‌شود. این برداشت، از منظر سیاست‌گذاری پولی، منطقی است؛ چرا که رشد قوی معمولاً به‌معنای کاهش فوریت حمایت انبساطی و افزایش حساسیت نسبت به ریسک‌های تورمی است. اما مسئله اینجاست که این تفسیر دقیقاً همان چیزی است که ترامپ با آن مشکل دارد.

از نگاه ترامپ، واکنش بازارها به اخبار مثبت رشد، بیش از حد «انقباضی» تفسیر می‌شود و عملاً اثر حمایتی سیاست پولی را خنثی می‌کند. او انتظار دارد حتی در شرایط رشد مناسب نیز، سیاست نرخ بهره به‌عنوان اهرمی برای تقویت بازارها و اقتصاد به کار گرفته شود، نه اینکه با هر نشانه‌ای از بهبود، بحث توقف یا کند شدن کاهش نرخ‌ها مطرح شود. این تضاد، شکاف عمیق بین منطق متعارف سیاست پولی و نگاه ابزاری ترامپ به نرخ بهره را برجسته می‌کند.

نکته تعیین‌کننده اما جمله پایانی امروز اوست: «هر کسی که با من مخالف باشد، هرگز رئیس فدرال رزرو نخواهد شد.» این موضع‌گیری صریح، فراتر از یک اظهار نظر سیاسی است و به‌روشنی نشان می‌دهد که استقلال بانک مرکزی، در نگاه ترامپ، اولویتی ثانویه دارد. پیام ضمنی برای بازارها نیز روشن است: در صورت هم‌راستایی سیاست پولی با خواست کاخ سفید، فشار برای کاهش نرخ بهره می‌تواند مستقل از داده‌ها و منطق اقتصادی تشدید شود؛ عاملی که خود به‌تنهایی یک ریسک ساختاری برای اعتبار سیاست‌گذاری پولی محسوب می‌شود.

#US_Economy
#FED

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
7👍3
پیش بینی موسسات مالی مختلف از رشد شاخص سهام آمریکا

#US_Stock

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍41
چشم‌انداز کلی از نظر عمده تحلیلگران برای سال ۲۰۲۶ سازنده و مثبت است.

بزرگ‌ترین غافلگیری سال گذشته، تاب‌آوری اقتصاد جهانی علی‌رغم جنگ تجاری و افزایش تعرفه‌های آمریکا بود، اما این تاب‌آوری با رشد نامتعادل همراه شد: شتاب شدید سرمایه‌گذاری ثابت در کنار توقف تقریباً کامل رشد اشتغال.

در سال ۲۰۲۶، محرک‌های اصلی رشد شامل کم‌رنگ شدن شوک‌های احساسی ناشی از سیاست‌های تجاری، تسهیل پولی و مالی گسترده و بهبود تدریجی بازار کار خواهند بود. با این حال، تورم چسبنده به‌عنوان تم اصلی باقی می‌ماند که عمدتاً ناشی از فشار قیمت کالاها، محدودیت‌های سمت عرضه نیروی کار و تنگ‌تر شدن مجدد بازار کار است. این تورم چسبنده، توانایی بانک‌های مرکزی را برای کاهش قابل‌توجه نرخ بهره محدود می‌کند و انتظار می‌رود اکثر بانک‌های مرکزی پیشرفته تسهیل بیشتری انجام ندهند.

در بازار سهام، چشم‌انداز مثبت است؛ سهام بازارهای توسعه‌یافته و نوظهور انتظار می‌رود عملکرد بهتری نسبت به نقدینگی و اوراق قرضه داشته باشند و پتانسیل رشد ۱۰ تا ۲۵ درصدی داشته باشند. محرک‌های اصلی شامل تحویل قوی سود شرکت‌ها، بهبود فعالیت در مناطق عقب‌مانده مانند چین و منطقه یورو و روند کاهشی تورم است که فدرال رزرو را در نیمه اول سال داویش نگه می‌دارد.

گسترش هوش مصنوعی همچنان نیروی محرک اصلی سرمایه‌گذاری ثابت و رشد سود است و انتظار می‌رود از تمرکز بر چند شرکت بزرگ به سمت پذیرش گسترده‌تر در شرکت‌های بعدی S&P ۵۰۰ و حتی نام‌های بین‌المللی گسترش یابد. علاوه بر هوش مصنوعی، عوامل دیگری مانند بهبود سود در منطقه یورو، کاهش احتمالی تعرفه‌ها پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، و محرک‌های مالی جهانی نیز به‌عنوان منابع اضافی رشد سهام مطرح هستند.

در سایر کلاس‌های دارایی، دیدگاه محتاطانه‌تر حاکم است. در بازار نرخ بهره، رشد مقاوم و تورم چسبنده منجر به محدود شدن کاهش نرخ‌ها می‌شود. فدرال رزرو احتمالاً تنها یک کاهش دیگر انجام می‌دهد و بانک ژاپن تنها بانک مرکزی توسعه‌یافته‌ای است که نرخ را افزایش می‌دهد. بازده اوراق در آمریکا و بریتانیا انتظار می‌رود اندکی افزایش یابد، در حالی که در آلمان محدود باقی می‌ماند. دلار آمریکا همچنان تحت فشار نزولی قرار دارد و یورو، ین و یوان چین ارزهای کلیدی برای رصد هستند.

#US_Economy
#US_Stock

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍62
تحلیلگران #بلومبرگ با بررسی هزاران شرکت در صنایع گوناگون، ۵۰ شرکت جهانی را به‌عنوان #گزینه‌های_کلیدی برای رصد دقیق در سال ۲۰۲۶ شناسایی کرده‌اند.

این فهرست بر پایه دیدگاه‌های خلاف جریان غالب و کاتالیزورهای تغییر مانند تغییر مدیریت، فروش یا خرید دارایی‌ها، معرفی محصولات و خدمات جدید و همچنین تأثیر عوامل کلان نظیر سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا، رقابت برای تأمین منابع حیاتی و اثرات تحول‌آفرین هوش مصنوعی تدوین شده است. شرکت‌های منتخب از بخش‌های متنوعی از جمله صنایع، بهداشت و درمان، مالی، مصرفی، فناوری و انرژی انتخاب شده‌اند و هر یک به‌دلیل پتانسیل رشد فراتر از پیش‌بینی‌ها یا ریسک‌های بالاتر از انتظار بازار، شایسته توجه سرمایه‌گذاران هستند.


دلایل مثبت رشد در این شرکت‌ها عمدتاً شامل دسته بندی زیر است:

▫️تقاضای روبه‌رشد ناشی از هوش مصنوعی
Dynatrace، Lam Research، Marvell، TSMC

▫️پروژه‌های زیرساختی
Boeing، Carlisle، Emerson، Nucor

▫️نوآوری‌های محصول و بازاریابی موفق
Nike، Deckers، Electronic Arts

▫️گسترش جغرافیایی و سهم بازار
Alignment Healthcare، Capitec، Scatec

▫️سیاست‌های حمایتی یا قراردادهای دولتی
Eutelsat، CF Industries، Tawuniya

▫️بهبود حاشیه سود از طریق کاهش هزینه‌ها
Continental، Alstom، Agilent

▫️وقعیت رقابتی قوی در بازارهای خاص
Alnylam، BridgeBio، iRhythm، Reddit، Samsung Electronics


#US_Stock

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍10
در سال ۲۰۲۵، کاهش نرخ بهره توسط #فدرال_رزرو و خوش‌بینی گسترده نسبت به #هوش_مصنوعی، محرک‌های اصلی صعود بازار سهام بودند.

با این حال، انتشار صورت‌جلسه نشست سیاست‌گذاری دسامبر فدرال رزرو نشان‌دهنده شکاف عمیقی در بانک مرکزی بود؛ سه مقام با سومین کاهش نرخ بهره در سال مخالفت کردند که بیشترین میزان مخالفت از سال ۲۰۱۹ به شمار می‌رود. این تقسیم‌بندی داخلی، همراه با نشانه‌های دوگانه اقتصاد چشم‌انداز کاهش بیشتر نرخ‌ها در سال ۲۰۲۶ را مبهم کرده و احتمال کاهش نرخ در فصل اول را به ۵۰-۵۰ رسانده است.

پیچیدگی وضعیت با پایان دوره ریاست جروم پاول در ماه مه ۲۰۲۶ و احتمال انتصاب جانشینی مطیع‌تر توسط رئیس‌جمهور دونالد ترامپ تشدید می‌شود؛ #ترامپ همزمان نگران هزینه‌های زندگی است اما خواهان نرخ بهره پایین‌تر نیز هست که خود تورم‌زا خواهد بود. این تناقضات سیاستی، تکرار عملکرد قوی بازار سهام در سال ۲۰۲۶ را مشروط به ادامه کاهش نرخ‌ها می‌کند، اما تنها در صورتی که با پدیده «تورم رکودی» (stagflation) همراه نشود.

عدم قطعیت در مسیر نرخ‌های بهره، ستون دیگر بازار یعنی هیجان هوش مصنوعی را نیز تهدید می‌کند؛ شرکت‌های فناوری بزرگ با انباشت بدهی‌های سنگین برای سرمایه‌گذاری در AI، به شدت به هزینه‌های استقراض پایین وابسته‌اند و ترس از حباب AI همچنان پابرجاست. حباب بعید است در دوران کاهش نرخ‌ها بترکد، اما سرعت و جهت تغییرات نرخ بهره تعیین‌کننده خواهد بود.

#US_Economy
#FED

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
👍5
طبق گزارش جدید ثبت‌شده، الیوت هیل، مدیرعامل #نایکی، حدود ۱۶,۳۸۸ سهم را به قیمت متوسط ۶۱.۱۰ دلار خریداری کرده که ارزش کل این معامله حدود یک میلیون دلار است.

این خرید خستین اقدام مستقیم هیل برای افزایش سهام شخصی‌اش از زمان بازگشت به سمت مدیرعاملی در اکتبر ۲۰۲۴ محسوب می‌شود و مالکیت مستقیم او را به ۲۴۱,۵۸۷ سهم رسانده است. چنین خریدهای داخلی توسط مدیران ارشد، به ویژه در شرایط چالش‌برانگیز بازار، معمولاً به عنوان سیگنال قوی اعتماد مدیریت به چشم‌انداز آینده شرکت و پتانسیل بهبود عملکرد تفسیر می‌شود.

این خبر در حالی منتشر می‌شود که نایکی سال سختی را پشت سر گذاشته و سهام آن در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ تا ۱۹ درصد کاهش یافته و چهارمین سال متوالی نزولی را تجربه می‌کند. با این حال، خرید هیل پس از اقدام مشابه تیم کوک که هفته گذشته حدود ۳ میلیون دلار سهام خریداری کرد، موج جدیدی از خوش‌بینی ایجاد کرده است.

#Nike

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
14
در حالی‌ که بحث «حباب هوش مصنوعی» به‌طور گسترده در بازارها و رسانه‌های مالی مطرح شده، تمرکز اغلب تحلیل‌ها بر قیمت سهام شرکت‌های فناوری است؛ اما واقعیت عمیق‌تر در جای دیگری نهفته است. مسئله اصلی نه یک حباب سهامی، بلکه شکل‌گیری یک حباب بدهی است.

شرکت‌های بزرگ فناوری برای تأمین مالی توسعه زیرساخت‌های #هوش_مصنوعی، ساخت مراکز داده و خرید تجهیزات، به‌طور گسترده ترازنامه‌های خود را متحول کرده و به سمت استقراض سنگین حرکت کرده‌اند. در بسیاری از موارد، شرکت‌هایی که پیش‌تر نقدینگی بالاتری نسبت به بدهی داشتند، اکنون با وضعیت معکوس مواجه شده‌اند و حتی برخی با جریان نقد آزاد منفی روبه‌رو هستند، آن هم در شرایطی که بازده اقتصادی هوش مصنوعی هنوز به‌طور کامل اثبات نشده است.

اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که با بحران‌های گذشته مقایسه شود. ترکیدن حباب فناوری در اوایل دهه ۲۰۰۰ عمدتاً به زیان سرمایه‌گذاران سهام انجامید، اما به دلیل درگیر نبودن سیستم اعتباری، اثرات آن بر اقتصاد واقعی محدود بود. در مقابل، بحران مالی ۲۰۰۸ ریشه در بدهی داشت و با فروپاشی اعتبار، کل اقتصاد جهانی را تحت فشار شدید قرار داد.

توسعه فعلی هوش مصنوعی از این منظر شباهت بیشتری به یک #چرخه_بدهی دارد تا یک حباب صرفاً بورسی. این پروژه‌ها به جریان مداوم اعتبار از سوی بانک‌ها، بازارهای سرمایه و نهادهای اعتباری خصوصی وابسته‌اند و در صورت چرخش چرخه اعتباری، این جریان می‌تواند به‌سرعت متوقف شود.

ریسک اصلی، دوطرفه بودن این چرخه است. نه‌تنها سقوط احتمالی سهام می‌تواند مشکل‌ساز شود، بلکه محدود شدن اعتبار نیز می‌تواند خودِ پروژه‌های هوش مصنوعی را به خطر بیندازد. برخلاف برخی بحران‌های گذشته، شرکت‌های فناوری نمی‌توانند به‌سادگی از تعهدات خود خارج شوند؛ مراکز داده نیمه‌تمام، قراردادهای بلندمدت و سرمایه‌گذاری‌های سنگین، آن‌ها را به ادامه مسیر متعهد کرده است.

در نتیجه، اگر پیش از رسیدن هوش مصنوعی به سودآوری پایدار، بازارهای اعتباری دچار انقباض شوند، این شرکت‌ها ممکن است ورشکسته نشوند، اما ارزش آن‌ها می‌تواند به‌مراتب کمتر از انتظارات فعلی بازار شود. در نهایت، مسئله اصلی نه موفقیت بلندمدت هوش مصنوعی، بلکه این است که آیا چرخه اعتبار به آن فرصت کافی برای رسیدن به آن نقطه خواهد داد یا خیر؛ موضوعی که در شرایط فعلی با تردیدهای جدی همراه است.

#AI
#US_Economy 
#US_Stock 

🔗 linktr.ee/Markets_Depths
8👍5