دکتر کاتوزیان چه زیبا گفت:
یادمان باشد با شکستن پای دیگران
ما بهتر راه نخواهیم رفت!
یادمان باشد با شکستن دل دیگران
ما خوشبختتر نمیشویم!
کاش بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم
دیگر با او طرف نیستیم
با خدای او طرف هستیم...
یادمان باشد با شکستن پای دیگران
ما بهتر راه نخواهیم رفت!
یادمان باشد با شکستن دل دیگران
ما خوشبختتر نمیشویم!
کاش بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم
دیگر با او طرف نیستیم
با خدای او طرف هستیم...
❤4
سرت را بر سینهام بگذار و صدای سوت کشتیهای اقیانوسپیما را بشنو که سوار بر اشکهایی که درون خودم ریختهام به سوی مقصدی نامعلوم رهسپارند.
💔5🤩1
بَس که دلتنگم،اگر گریه کنم میگویند
قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخنها که خدا با منِ تنها دارد.
قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخنها که خدا با منِ تنها دارد.
فاضل نظری.
❤5
روح من با تو سفر کرد و به تن بازنگشت
منم و معجزهیِ بی تو نفس داشتنم
منم و معجزهیِ بی تو نفس داشتنم
- سیدشهرام علیزاده
❤4
چون نامِ او رسد، دلِ من بیقرار شد
جانم اسیرِ حلقۀ موی نگار شد
چشمانِ اوست قبلهی اشکِ شبانِگاه
قدّش قیامتیست، که عالم دچار شد
هر گل که در بهار شکوفاست، بر درک
وقتی نگاهِ اوست که عطرِ بهار شد
گفتم «رها شوم»… نرسیدم، به چنته ام
این عشق، از گناهِ فراتر، دچار شد
من نیستم دگر، همه اویم، قسم به عشق
از لحظهای که آمد و در من غبار شد
ای نامِ تو خلاصهی هر بود و بودِ من
هر تپشِ دلم به هوای تو کار شد
جانم اسیرِ حلقۀ موی نگار شد
چشمانِ اوست قبلهی اشکِ شبانِگاه
قدّش قیامتیست، که عالم دچار شد
هر گل که در بهار شکوفاست، بر درک
وقتی نگاهِ اوست که عطرِ بهار شد
گفتم «رها شوم»… نرسیدم، به چنته ام
این عشق، از گناهِ فراتر، دچار شد
من نیستم دگر، همه اویم، قسم به عشق
از لحظهای که آمد و در من غبار شد
ای نامِ تو خلاصهی هر بود و بودِ من
هر تپشِ دلم به هوای تو کار شد
❤7
دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چارهی درمان تو نیست
عاجز آمد که مرا چارهی درمان تو نیست
- سعدی
💔4❤2