#MagicLove |~💕☕️
#part196 =)❣️
#Tartari :”>💚🧚🏻♀️
#Billie =}😌🫂
#S5 🤟🏻📌
“راوی-سوم شخص*
بعد از تلپورت، ثانیه ای بعد بچه ها در پناهگاه بودن.
رز سردرد وحشتناکی داشت
دستش رو روی سرش گذاشت و گوشه ای نشست.
هری و هرماینی اولین کسانی بودند که متوجه حضور بچه ها شدن
با عجله به سمت بچه ها اومدن
هری: چه اتفاقی افتاد؟ چرا انقدر اشفته بنظر میایید ؟! ایزی کجاست؟
جیمز وقتی دید رز حرفی نمیزنه گفت
-اونا.. ینی مرگخوارا.. ایریو بردن ..
هرماینی هین بلندی کشید و درست همون لحظه هوگو از پشت به هرماینی نزدیک شد و خواست مادرشو اروم کنه که رز از جاش پاشد
+با چه رویی میتونی بیای تو جشممون نگاه کنی؟ تو خجالت نمبکشی؟ ایزی رو دو دستی تقدیم به اونا کردی؟
با دستاش ضربه ای به سینهی هوگو زد و بلند تر فریاد زد
+ با توعمم!! چرا هیچب نمیگی؟
هری: ساکت ببینم! خوب گوش کنید! ما وقت برای این بچه بازیا نداریم. درست و دقیق تعریف کنید از چی حرف میزنید!
البوس: ما اون جعبه رو پیدا کرده بودیم.. اما نمیدونیم از کجاعو چجوری اون لعنتیا پیدامون کردن! ایزی رو گرفته بودن تو دستاشون! باید بین ایزابل و اون جعبهی فاکینگ یکیو انتخاب میکردیم
صدای اروم گرفتهی لارا از پشت سرشون شنبده شد
لارا: و شما.. ایزابلو انتخاب نکردید؟:)
رز: من گفتم! گفتم اینکارو نکنبم هوگوی احمق..
هوگو میپره وسط حرف رز
*با من درست حرف بزن رز وگرنه تضمین نمیکنم اتفاق خوبی برات بیوفته! من بهترین و عاقلانه ترین کارو کزدم! میدونی پای جون چند نفر این وسطه؟ نباید اینهمه ادم رو قربانی ایزی میکردیم!
رز برات متاسفم..
هری فرصت صحبت بیشتری به بچه ها نمیده
هری: هیس. صحبت کافیه! باید عاقلانه عمل کنیم.
بعد از مدت کوتاهی مکث ادامه میده : لارا پیشنهاد میکنم بری و یه لیوان اب خنک بنوشی تا بتونیم با ارامش بیشتری به کارامون سرو سامون بدیم
لارا
توی دلم عاشوب بود..
ای مرلین بزرگ و بخشنده ؛
حق من بعد از اینهمه سال یه زندگی اروم با خانوادم نبست؟
خانوادمو ازم نگیر
حفظشون کن.
نفس عمیقی کشیدم.
+خب من خوبم میتونیم صحبت کنیم.
هری : عالیه، همونطور که میدونید وزارتخونه هم متاسفانه توسط مرگخوار ها تصرف شده
هوگو: میدونیم! سوال دقیقا همینجاست، باید چیکار کنیم الان؟
هری: خانواده ملفوی تحت تعقیبن
هرماینی: منطورت چیه هری؟ چرا باید تحت تعقیب باش
هری: وزارت خونه زیر دست اونا رفته ، اونا با اینکار میخوان وانمود کنن که محفلی هستن و همه ی علامت سوالارو سمت ملفویا بگیرن تا خودشون قسر در برن ، شرایط خطرناک تر شده، جون ایزی هم توی خطره!
#part196 =)❣️
#Tartari :”>💚🧚🏻♀️
#Billie =}😌🫂
#S5 🤟🏻📌
“راوی-سوم شخص*
بعد از تلپورت، ثانیه ای بعد بچه ها در پناهگاه بودن.
رز سردرد وحشتناکی داشت
دستش رو روی سرش گذاشت و گوشه ای نشست.
هری و هرماینی اولین کسانی بودند که متوجه حضور بچه ها شدن
با عجله به سمت بچه ها اومدن
هری: چه اتفاقی افتاد؟ چرا انقدر اشفته بنظر میایید ؟! ایزی کجاست؟
جیمز وقتی دید رز حرفی نمیزنه گفت
-اونا.. ینی مرگخوارا.. ایریو بردن ..
هرماینی هین بلندی کشید و درست همون لحظه هوگو از پشت به هرماینی نزدیک شد و خواست مادرشو اروم کنه که رز از جاش پاشد
+با چه رویی میتونی بیای تو جشممون نگاه کنی؟ تو خجالت نمبکشی؟ ایزی رو دو دستی تقدیم به اونا کردی؟
با دستاش ضربه ای به سینهی هوگو زد و بلند تر فریاد زد
+ با توعمم!! چرا هیچب نمیگی؟
هری: ساکت ببینم! خوب گوش کنید! ما وقت برای این بچه بازیا نداریم. درست و دقیق تعریف کنید از چی حرف میزنید!
البوس: ما اون جعبه رو پیدا کرده بودیم.. اما نمیدونیم از کجاعو چجوری اون لعنتیا پیدامون کردن! ایزی رو گرفته بودن تو دستاشون! باید بین ایزابل و اون جعبهی فاکینگ یکیو انتخاب میکردیم
صدای اروم گرفتهی لارا از پشت سرشون شنبده شد
لارا: و شما.. ایزابلو انتخاب نکردید؟:)
رز: من گفتم! گفتم اینکارو نکنبم هوگوی احمق..
هوگو میپره وسط حرف رز
*با من درست حرف بزن رز وگرنه تضمین نمیکنم اتفاق خوبی برات بیوفته! من بهترین و عاقلانه ترین کارو کزدم! میدونی پای جون چند نفر این وسطه؟ نباید اینهمه ادم رو قربانی ایزی میکردیم!
رز برات متاسفم..
هری فرصت صحبت بیشتری به بچه ها نمیده
هری: هیس. صحبت کافیه! باید عاقلانه عمل کنیم.
بعد از مدت کوتاهی مکث ادامه میده : لارا پیشنهاد میکنم بری و یه لیوان اب خنک بنوشی تا بتونیم با ارامش بیشتری به کارامون سرو سامون بدیم
لارا
توی دلم عاشوب بود..
ای مرلین بزرگ و بخشنده ؛
حق من بعد از اینهمه سال یه زندگی اروم با خانوادم نبست؟
خانوادمو ازم نگیر
حفظشون کن.
نفس عمیقی کشیدم.
+خب من خوبم میتونیم صحبت کنیم.
هری : عالیه، همونطور که میدونید وزارتخونه هم متاسفانه توسط مرگخوار ها تصرف شده
هوگو: میدونیم! سوال دقیقا همینجاست، باید چیکار کنیم الان؟
هری: خانواده ملفوی تحت تعقیبن
هرماینی: منطورت چیه هری؟ چرا باید تحت تعقیب باش
هری: وزارت خونه زیر دست اونا رفته ، اونا با اینکار میخوان وانمود کنن که محفلی هستن و همه ی علامت سوالارو سمت ملفویا بگیرن تا خودشون قسر در برن ، شرایط خطرناک تر شده، جون ایزی هم توی خطره!
اینم از پارت 196 =>🤟🏻🤓
امیدوارم دوست داشته باشید🥲❣️
نظری انتقادی چیزی داشتید برام بفرستید🥺💚
Tartari 🧚🏻♀️
https://t.me/Harfmanrobot?start=626350687
Billi
https://t.me/BiChatBot?start=sc-513269-Py740z9
چنل ناشناسمون:
@MagicLove_info 🫂
امیدوارم دوست داشته باشید🥲❣️
نظری انتقادی چیزی داشتید برام بفرستید🥺💚
Tartari 🧚🏻♀️
https://t.me/Harfmanrobot?start=626350687
Billi
https://t.me/BiChatBot?start=sc-513269-Py740z9
چنل ناشناسمون:
@MagicLove_info 🫂
Telegram
حرفتو ناشناس بزن
ربات اصلی و پیشرفته و امن حرفتو ناشناس بزن
سرور دو: @Harfmanbot
سرور سه: @harfmybot
سرور دو: @Harfmanbot
سرور سه: @harfmybot
MᎪᏀᏆᏟ ᏞϴᏙᎬ🔮
منم😭و عذاب وجدان😂😂
ته داستانو اسپویل کنیم براشون(بعد ۴ سال!)
MᎪᏀᏆᏟ ᏞϴᏙᎬ🔮
ته داستانو اسپویل کنیم براشون(بعد ۴ سال!)
اصلا یادته چه برنامه ای داشتیم؟