This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴مگر سامانههای «گنبد آهنین» و «فلاخن داود» و «پیکان» و... جوابگو نبود که سراغ «تاد» رفتید؟
🔹 مجری الجزیره ضمن بررسی ویژگیها و مشخصات سامانهی ۱ میلیارد دلاری تاد، به دنبال پیدا کردن جواب این سؤال است:
🔹 «مگر نگفتید ما همه موشکهای ایران را رهگیری و دفع کردهایم؟ پس چرا باز هم این همه خرج سامانه تاد میکنید؟»
🔹 راستی اگر با هزار موشک به شما حمله شود، تأثیر ۴۸ موشک تاد چیست؟
https://t.me/M_R_Balvardi
🔹 مجری الجزیره ضمن بررسی ویژگیها و مشخصات سامانهی ۱ میلیارد دلاری تاد، به دنبال پیدا کردن جواب این سؤال است:
🔹 «مگر نگفتید ما همه موشکهای ایران را رهگیری و دفع کردهایم؟ پس چرا باز هم این همه خرج سامانه تاد میکنید؟»
🔹 راستی اگر با هزار موشک به شما حمله شود، تأثیر ۴۸ موشک تاد چیست؟
https://t.me/M_R_Balvardi
Forwarded from مطالعات عراق
#تحلیل
🔶انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان واحتمال تغییر در ساختار سیاسی
شخصیتهای مستقل نسبت به گذشته حضور پررنگتری در انتخابات دارند و در تبلیغات انتخاباتی بر ایجاد تغییراتی که به نفع احزاب حاکم نیست تاکید کرده و امیدوار به کسب پیروزی هستند. هرچند... بیشتر بخوانید
وبگاه شناختی-تحلیلی مطالعاتعراق
@iraqstudy
🔶انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان واحتمال تغییر در ساختار سیاسی
شخصیتهای مستقل نسبت به گذشته حضور پررنگتری در انتخابات دارند و در تبلیغات انتخاباتی بر ایجاد تغییراتی که به نفع احزاب حاکم نیست تاکید کرده و امیدوار به کسب پیروزی هستند. هرچند... بیشتر بخوانید
وبگاه شناختی-تحلیلی مطالعاتعراق
@iraqstudy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹فیلم تاریخی و منحصر بفرد از تشییع پیکر شهدای آزادسازی جزیره تنب بزرگ - ۱۱ آذر ۱۳۵۰
🔹اسامی شهیدان وطن: شهید سروان رضا سوزنچی کاشانی، شهید مهناوی یکم حبیب سولکی کهریزی و شهید ناوی آیتخانی.
🔹تشییع پیکر پاک این شهدا، با حضور باشکوه مردم و مقامات لشکری و کشوری در یازدهم آذر ماه ۱۳۵۰ خورشیدی انجام شد.
▫️شرح حادثه
وقتی فرماندهی نیروهای ایرانی به جزیرهی تنب بزرگ وارد شد، با بلندگو به شرطهها و ساکنان جزیره، ابلاغ شد که آنها در امنیت کامل هستند.
🔹تعدادی از شرطهها با بلندکردن هر دو دست از پاسگاه خارج شدند و فرمانده سوزنچی، به همراه سه نفر دیگر به جلو حرکت کردند. اما با صدای رگبار مسلسل فرمانده سوزنچی، مهناوی یکم حبیب کهریزی و ناوی آیت خانی همان جا به شهادت رسیدند.
🔹بعد از زدوخوردی که در ادامه بین نیروهای ایرانی و اشغالگران پیش آمد، پرچم ایران بر بلندای کوه حلوا نصب شد تا دوباره پس از نزدیک به هشتاد سال، این جزایر تحت حاکمیتِ برحق ایران قرار بگیرد.
https://t.me/M_R_Balvardi
🔹اسامی شهیدان وطن: شهید سروان رضا سوزنچی کاشانی، شهید مهناوی یکم حبیب سولکی کهریزی و شهید ناوی آیتخانی.
🔹تشییع پیکر پاک این شهدا، با حضور باشکوه مردم و مقامات لشکری و کشوری در یازدهم آذر ماه ۱۳۵۰ خورشیدی انجام شد.
▫️شرح حادثه
وقتی فرماندهی نیروهای ایرانی به جزیرهی تنب بزرگ وارد شد، با بلندگو به شرطهها و ساکنان جزیره، ابلاغ شد که آنها در امنیت کامل هستند.
🔹تعدادی از شرطهها با بلندکردن هر دو دست از پاسگاه خارج شدند و فرمانده سوزنچی، به همراه سه نفر دیگر به جلو حرکت کردند. اما با صدای رگبار مسلسل فرمانده سوزنچی، مهناوی یکم حبیب کهریزی و ناوی آیت خانی همان جا به شهادت رسیدند.
🔹بعد از زدوخوردی که در ادامه بین نیروهای ایرانی و اشغالگران پیش آمد، پرچم ایران بر بلندای کوه حلوا نصب شد تا دوباره پس از نزدیک به هشتاد سال، این جزایر تحت حاکمیتِ برحق ایران قرار بگیرد.
https://t.me/M_R_Balvardi
👍1
Forwarded from مطالعات عراق
#تحلیل
🔶رسانهی MBC سعودی؛ رسانهای برای ترویج عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی
شرکت اسرائیلی «پارتنر» اعلام کرد که با پلتفرم «شاهد» عربستان سعودی که بزرگترین پلتفرم عربی برای سرویس «ویدئو برحسب تقاضا» متعلق به گروه MBC است، قرارداد همکاری امضا کرده است. از طریق پلتفرم شاهد میتوان... بیشتر بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
🔶رسانهی MBC سعودی؛ رسانهای برای ترویج عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی
شرکت اسرائیلی «پارتنر» اعلام کرد که با پلتفرم «شاهد» عربستان سعودی که بزرگترین پلتفرم عربی برای سرویس «ویدئو برحسب تقاضا» متعلق به گروه MBC است، قرارداد همکاری امضا کرده است. از طریق پلتفرم شاهد میتوان... بیشتر بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
Forwarded from مطالعات عراق
# تحلیل
🔶چشمانداز تقابل رژیم صهیونیستی با گروههای مقاومت عراقی
با این حال و با وجود تلاشها و تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جدا کردن گروههای مقاومت عراقی از جبهه مقاومت علیه اسرائیل، مقاومت اسلامی عراق در روزهای اخیر و پس از آنکه سه عملیات متوالی علیه مواضع صهیونیستها انجام داد، تأکید کرد که... اینجا بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
🔶چشمانداز تقابل رژیم صهیونیستی با گروههای مقاومت عراقی
با این حال و با وجود تلاشها و تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جدا کردن گروههای مقاومت عراقی از جبهه مقاومت علیه اسرائیل، مقاومت اسلامی عراق در روزهای اخیر و پس از آنکه سه عملیات متوالی علیه مواضع صهیونیستها انجام داد، تأکید کرد که... اینجا بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
Forwarded from مطالعات عراق
#تحلیل
🔶چالشهای عراق برای تامین سامانههای دفاع هوایی
حمله هوایی رژیم صهیونیستی در تاریخ 26 اکتبر 2024 (5 آبان 1403) به ایران که با هدف پاسخ به عملیات وعده صادق 2 انجام شد، با توجه بُعد فاصله بین این رژیم و ایران این سوال را به وجود آورد که جنگندههای رژیم صهیونیستی برای نزدیک شدن به ایران و سپس شلیک موشکهای خود از چه مسیری استفاده کردهاند؟ سوالی که خیلی زود از سوی کارشناسان پاسخ آن اعلام و تأکید شد که رژیم صهیونیستی با استفاده از فضای امنی که ایالات متحده آمریکا در حریم هوایی عراق برای آن فراهم کرده بود، توانست تا حدود 100 کیلومتری مرزهای ایران نزدیک شده و سپس اقدام به شلیک موشکهای خود به مواضع از پیش تعیین شده بکند.... بیشتر بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
🔶چالشهای عراق برای تامین سامانههای دفاع هوایی
حمله هوایی رژیم صهیونیستی در تاریخ 26 اکتبر 2024 (5 آبان 1403) به ایران که با هدف پاسخ به عملیات وعده صادق 2 انجام شد، با توجه بُعد فاصله بین این رژیم و ایران این سوال را به وجود آورد که جنگندههای رژیم صهیونیستی برای نزدیک شدن به ایران و سپس شلیک موشکهای خود از چه مسیری استفاده کردهاند؟ سوالی که خیلی زود از سوی کارشناسان پاسخ آن اعلام و تأکید شد که رژیم صهیونیستی با استفاده از فضای امنی که ایالات متحده آمریکا در حریم هوایی عراق برای آن فراهم کرده بود، توانست تا حدود 100 کیلومتری مرزهای ایران نزدیک شده و سپس اقدام به شلیک موشکهای خود به مواضع از پیش تعیین شده بکند.... بیشتر بخوانید
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
Forwarded from مطالعات عراق
#تحلیل
🔶آیا رژیم صهیونیستی به دنبال اقدام نظامی علیه گروههای مقاومت عراقی است؟
گدعون ساعر وزیر خارجه جدید رژیم صهیونیستی در نامهای به شورای امنیت سازمان ملل متحد، دولت عراق را مسئول حملاتی دانسته است که از خاک این کشور توسط سوی گروههای مقاومت و با استفاده از پهپاد به مرکز مربوط به رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین صورت میگیرد. وی در عین حال تاکید کرده است که طبق منشور سازمان ملل متحد، اسرائیل این حق را خواهد داشت که به منظور حمایت از خود و شهروندانش علیه این گروهها اقدام کند.
اینجا بخوانید:
https://iraqstudy.com/ga0e
🔶آیا رژیم صهیونیستی به دنبال اقدام نظامی علیه گروههای مقاومت عراقی است؟
گدعون ساعر وزیر خارجه جدید رژیم صهیونیستی در نامهای به شورای امنیت سازمان ملل متحد، دولت عراق را مسئول حملاتی دانسته است که از خاک این کشور توسط سوی گروههای مقاومت و با استفاده از پهپاد به مرکز مربوط به رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین صورت میگیرد. وی در عین حال تاکید کرده است که طبق منشور سازمان ملل متحد، اسرائیل این حق را خواهد داشت که به منظور حمایت از خود و شهروندانش علیه این گروهها اقدام کند.
اینجا بخوانید:
https://iraqstudy.com/ga0e
🔴 سوریه پسا اسد؛
آینده سوریه پس از قدرت گرفتن تحریر الشام
نویسنده : محمدرضا بلوردی کارشناس مسائل منطقه
سقوط حکومت سوریه در یک دوره زمانی ۱۱ روزه و در مقابل گروههای مسلحی که توسط هیات تحریر الشام به رهبری ابومحمد الجولانی رهبری میشدند، ابهامات بسیاری را درباره چرایی این سقوط سریع، آینده این کشور و نقشی که قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در این کشور ایفا خواهند کرد به وجود آورده است.
تردیدی نیست آنچه که در سوریه رخ داد با برنامهریزی و تامین لجستیکی، اطلاعاتی و سیاسی ترکیه انجام شد، اما در این موضوع هم شکی نیست که ترکیه صرفاً یک بازیگر منطقهای است که نقش خود را در سوریه ایفا خواهد کرد و آنچه که اکنون در سوریه برعهده این کشور گذاشته شده است، کنترل رهبری گروه تحریر الشام و دیگر گروههای مسلح در سوریه است تا از این طریق بخشی از پروژه آمریکایی - صهیونیستی پیش برده شود که محدود به این کشور نبوده و کل منطقه را شامل میشود؛ بنابراین گروه تحریر الشام و گروههای مسلح همپیمان آن، نیروهای قسد و نیز تروریستهای داعشی که اخیراً در سوریه فعال شدهاند، صرفا بازیگرانی هستند که قدرتهای خارجی متعددی آنها را در راستای منافع خود در سوریه به حرکت درمیآورند.
این گروهها به واسطه تامین مالی و لجستیکی که از قدرتهای خارجی دریافت میکنند مجبور هستند در چارچوب منافع مورد نظر همین قدرتها عمل کنند؛ در مورد وابستگی گروه تحریر الشام به ترکیه و درپس آن به قطر هیچ تردیدی وجود ندارد و به واسطه حمایتهای این کشورها بود که این گروه توانست در طول سالهای اخیر در منطقه ادلب به فعالیت خود در قالب یک منطقه مستقل از دولت مرکزی سوریه ادامه داده و برای مسلط شدن بر سوریه برنامهریزی کند. از سوی دیگر نیروهای قسد که در شمال شرقی سوریه قدرت دارند، مورد حمایت و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا هستند و به واسطه همین حمایت است که آنکارا برخلاف خواسته خود مجبور شده است این گروه را تحمل کند.
حضور نیروهای قسد اهرم ایالات متحده برای فشار آوردن بر ترکیه است که نسبت به ارتباط این گروه با «پ ک ک» نگران است؛ سازمانی که ترکیه آن را تروریستی میداند و برای ایجاد یک کشور مستقل در مناطق کردنشین مبارزه میکند؛ بنابراین طبیعی است که آمریکا با حفظ قسد در زمانهایی که نیاز دارد از آن استفاده خواهد کرد تا آنکارا را مجبور کند که در چارچوبهای مورد نظر واشنگتن فعالیت کند.
در جنوب سوریه پراکندگی بیشتری دیده میشود و گروههایی که در این منطقه فعال هستند با اردن، ایالات متحده، ترکیه و رژیم صهیونیستی ارتباط دارند. دروزیهای سوریه که در این منطقه ساکن هستند نیز دچار تشتت و پراکندگی هستند؛ تا حدی که گروهی ازآنها خواستار پیوستن به دروزیهای ساکن اراضی اشغالی شدهاند و برخی هم به دنبال سطحی از خودمختاری هستند.
در شرق، اما اقلیت علوی پس از سقوط حکومت بشار اسد به شدت تحت فشار قرارگرفته و از هر سو خود را در محاصره میبینند و آینده آنها و نقشی که ایفا خواهند کرد را گذر زمان روشن خواهد کرد.
درچنین شرایطی آنچه که برای کشورهای عرب منطقه نسبت به آینده سوریه نگرانکننده است، قدرت گرفتن سازمان اخوان المسلمین است؛ سازمانی که کشورهایی مثل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و اردن حاضر به پذیرش آن به عنوان قدرت برتر در سوریه نیستند و حتی برخی از این کشورها این سازمان را یک گروه تروریستی میدانند. بنابراین، طبیعی است کشورهای عربی که حاکمان جدید سوریه امید به کمکهای مالی آنها دارند، شروط خاص خود را خواهند داشت که محدود نشدن قدرت در دست جریان اخوانی سوریه و تشکیل یک حکومت فراگیر از مهمترین این شروط خواهد بود.
کلام پایانی اینکه در کنار تقلای قدرتهای مختلف منطقهای برای نقش آفرینی در سوریه، درحال حاضر ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در سوریه در حال تشدید فعالیتهای خود هستند؛ رژیم صهیونیستی علاوه بر اشغال مناطقی از سوریه و نزدیک شدن به دمشق، از هماکنون به دنبال مرتفع کردن هرگونه خطر احتمالی از ناحیه سوریه است و به همین دلیل هم از زمان سقوط حکومت سوریه درحال از بین بردن توان نظامی و زیرساختهایی است که امکان استفاده از آن علیه این رژیم وجود دارد. همچنانکه ایالات متحده نیز به دنبال تقویت حضور نظامی خود در این کشور از طریق ایجاد پایگاههای جدید و استقرار نیروهای نظامی بیشتر است. اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، استمرار حضور اشغالگران متجاوز در سوریه ناممکن است و متعرضان به خاک سوریه بدون تردید روزی در مقابل قدرت جوانان غیور سوری مجبور به عقبنشینی خواهند شد.
https://t.me/M_R_Balvardi
آینده سوریه پس از قدرت گرفتن تحریر الشام
نویسنده : محمدرضا بلوردی کارشناس مسائل منطقه
سقوط حکومت سوریه در یک دوره زمانی ۱۱ روزه و در مقابل گروههای مسلحی که توسط هیات تحریر الشام به رهبری ابومحمد الجولانی رهبری میشدند، ابهامات بسیاری را درباره چرایی این سقوط سریع، آینده این کشور و نقشی که قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در این کشور ایفا خواهند کرد به وجود آورده است.
تردیدی نیست آنچه که در سوریه رخ داد با برنامهریزی و تامین لجستیکی، اطلاعاتی و سیاسی ترکیه انجام شد، اما در این موضوع هم شکی نیست که ترکیه صرفاً یک بازیگر منطقهای است که نقش خود را در سوریه ایفا خواهد کرد و آنچه که اکنون در سوریه برعهده این کشور گذاشته شده است، کنترل رهبری گروه تحریر الشام و دیگر گروههای مسلح در سوریه است تا از این طریق بخشی از پروژه آمریکایی - صهیونیستی پیش برده شود که محدود به این کشور نبوده و کل منطقه را شامل میشود؛ بنابراین گروه تحریر الشام و گروههای مسلح همپیمان آن، نیروهای قسد و نیز تروریستهای داعشی که اخیراً در سوریه فعال شدهاند، صرفا بازیگرانی هستند که قدرتهای خارجی متعددی آنها را در راستای منافع خود در سوریه به حرکت درمیآورند.
این گروهها به واسطه تامین مالی و لجستیکی که از قدرتهای خارجی دریافت میکنند مجبور هستند در چارچوب منافع مورد نظر همین قدرتها عمل کنند؛ در مورد وابستگی گروه تحریر الشام به ترکیه و درپس آن به قطر هیچ تردیدی وجود ندارد و به واسطه حمایتهای این کشورها بود که این گروه توانست در طول سالهای اخیر در منطقه ادلب به فعالیت خود در قالب یک منطقه مستقل از دولت مرکزی سوریه ادامه داده و برای مسلط شدن بر سوریه برنامهریزی کند. از سوی دیگر نیروهای قسد که در شمال شرقی سوریه قدرت دارند، مورد حمایت و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا هستند و به واسطه همین حمایت است که آنکارا برخلاف خواسته خود مجبور شده است این گروه را تحمل کند.
حضور نیروهای قسد اهرم ایالات متحده برای فشار آوردن بر ترکیه است که نسبت به ارتباط این گروه با «پ ک ک» نگران است؛ سازمانی که ترکیه آن را تروریستی میداند و برای ایجاد یک کشور مستقل در مناطق کردنشین مبارزه میکند؛ بنابراین طبیعی است که آمریکا با حفظ قسد در زمانهایی که نیاز دارد از آن استفاده خواهد کرد تا آنکارا را مجبور کند که در چارچوبهای مورد نظر واشنگتن فعالیت کند.
در جنوب سوریه پراکندگی بیشتری دیده میشود و گروههایی که در این منطقه فعال هستند با اردن، ایالات متحده، ترکیه و رژیم صهیونیستی ارتباط دارند. دروزیهای سوریه که در این منطقه ساکن هستند نیز دچار تشتت و پراکندگی هستند؛ تا حدی که گروهی ازآنها خواستار پیوستن به دروزیهای ساکن اراضی اشغالی شدهاند و برخی هم به دنبال سطحی از خودمختاری هستند.
در شرق، اما اقلیت علوی پس از سقوط حکومت بشار اسد به شدت تحت فشار قرارگرفته و از هر سو خود را در محاصره میبینند و آینده آنها و نقشی که ایفا خواهند کرد را گذر زمان روشن خواهد کرد.
درچنین شرایطی آنچه که برای کشورهای عرب منطقه نسبت به آینده سوریه نگرانکننده است، قدرت گرفتن سازمان اخوان المسلمین است؛ سازمانی که کشورهایی مثل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و اردن حاضر به پذیرش آن به عنوان قدرت برتر در سوریه نیستند و حتی برخی از این کشورها این سازمان را یک گروه تروریستی میدانند. بنابراین، طبیعی است کشورهای عربی که حاکمان جدید سوریه امید به کمکهای مالی آنها دارند، شروط خاص خود را خواهند داشت که محدود نشدن قدرت در دست جریان اخوانی سوریه و تشکیل یک حکومت فراگیر از مهمترین این شروط خواهد بود.
کلام پایانی اینکه در کنار تقلای قدرتهای مختلف منطقهای برای نقش آفرینی در سوریه، درحال حاضر ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در سوریه در حال تشدید فعالیتهای خود هستند؛ رژیم صهیونیستی علاوه بر اشغال مناطقی از سوریه و نزدیک شدن به دمشق، از هماکنون به دنبال مرتفع کردن هرگونه خطر احتمالی از ناحیه سوریه است و به همین دلیل هم از زمان سقوط حکومت سوریه درحال از بین بردن توان نظامی و زیرساختهایی است که امکان استفاده از آن علیه این رژیم وجود دارد. همچنانکه ایالات متحده نیز به دنبال تقویت حضور نظامی خود در این کشور از طریق ایجاد پایگاههای جدید و استقرار نیروهای نظامی بیشتر است. اما همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، استمرار حضور اشغالگران متجاوز در سوریه ناممکن است و متعرضان به خاک سوریه بدون تردید روزی در مقابل قدرت جوانان غیور سوری مجبور به عقبنشینی خواهند شد.
https://t.me/M_R_Balvardi
👍4❤1
🔴چالشهای پیش روی نتانیاهو؛
سناریوهای پیش روی دولت نتانیاهو پس از اتش بس در غزه
نویسنده :محمدرضا بلوردی کارشناس مسائل منطقه
سرانجام پس از گذشت بیش از ۱۵ ماه از تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم و کابینه افراطی او با آتشبس موافقت کردند. این درحالی است که موضوع آتشبس و مذاکراتی که در این خصوص در جریان بود، از ماهها قبل مطرح بوده و سنگاندازیهای نتانیاهو مانع از این میشد که نتیجهای برای مذاکرات حاصل شود.
در عرصه خارجی به نظر میرسد اختلاف نظر نتانیاهو با ترامپ مشهود بوده هست. ترامپ به رغم حمایت از رژیم صهیونیستی و اعلام مکرر وی مبنی بر اینکه بهترین دوست اسرائیل است، دیدگاه متفاوتی نسبت به جو بایدن سلف خود دارد. به نظر میرسد وی به دنبال این است تا وقت خود را به پروندههایی مهمتر از درگیری در خاورمیانه اختصاص دهد (به ویژه درگیری بر سر اقتصاد جهانی با چین و تمایل به حل و فصل جنگ روسیه و اوکراین) و به همین دلیل میتوان گفت که ادامه جنگ در غزه برای نتانیاهو ممکن نبود و این امکان وجود داشت که با رئیس جمهور جدید آمریکا چالشهایی پیدا کند.
اگرچه نتانیاهو با پذیرش آتشبس در غزه مانع از چالش احتمالی خود با ترامپ شده است، اما تردیدی نیست که در داخل رژیم با مشکلاتی روبرو خواهد شد که میتواند به سقوط کابینه او نیز منجر شود.
آغاز چالشهای داخلی نتانیاهو با تهدیدهای ایتمار بن گویر، وزیر امنیت داخلی، و بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، بود که بلافاصله با اعلام موافقیت رژیم صهیونیستی با آتش بس، در سخنانی اظهار داشتند که در صورت تصویب آتش بس در کابینه به همراه وزیران هم حزبی خود از دولت خارج خواهند شد. این دو در رایگیری درباره توافق آتش بس نیز رای منفی دادند، اما رای آنها بر تصویب این طرح که با اکثریت دولت و کابینه امنیتی حمایت شد، تاثیری نداشت.
نگرانی بنیامین نتانیاهو، بیشتر مربوط به دوره پس از پایان مرحله اول توافق آتش بس است؛ زیرا وزیر دارایی رژیم در سخنانی تصریح کرد که چنانچه نتانیاهو پس از مرحله اول توافق به جنگ بازنگردد از دولت استعفا خواهد داد و در همین راستا بود که با جزئیات توافق برای پایان دادن به جنگ در مرحله دوم مخالفت کرد. همچنانکه بن گویر هم اعلام کرد که قصد دارد پس از اجرایی شدن توافقنامه از دولت استعفا دهد و در لحظه آغاز مجدد جنگ در نوار غزه، به دولت بازخواهد گشت.
در مورد اثرگذاری تهدیدهای بن گویر و اسموتریچ بر دولت ائتلافی نتانیاهو، لازم به ذکر است که ترکیب کابینه ائتلافی نتانیاهو به گونهای است که سقوط کابینه با استعفای اعضای حزب بن گویر بعید مینماید. اما هر گونه استعفای بیشتر از سوی اسموتریچ میتواند باعث از دست رفتن اکثریت و سقوط کابینه شود.
با توجه به آنچه که گفته و با توجه رویکردی که دو مخالف عمده توافق آتش بس دارند، میتوان گفت که آینده کابینه ائتلافی نخست وزیر رژیم صهیونیستی با سه سناریو مواجه خواهد بود:
۱. استعفای ایتمار بن گویر و ادامه فعالیت کابینه؛ نظر به اینکه درحال حاضر کابینه ائتلافی نتانیاهو ۶۸ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را در اختیار دارد، با استعفای اعضای حزب بن گویر و خروج آنها از کابینه، تعداد کرسیهای کابینه ائتلافی به ۶۲ کرسی خواهد رسید که در این صورت کابینه میتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
۲. استعفای بن گویر و اسموتریچ و سقوط کابینه؛ با استعفای بن گویر و اعضای حزب او از ترکیب کابینه، ائتلاف تشکیل دهنده کابینه، وضعیت شکنندهای پیدا میکند و چنانچه دیگر وزیر افراطی کابینه (بزالل اسموتریچ) به او بپوندد و حمایت دیگری هم از کابینه نشود، فروپاشی آن قعطی خواهد بود.
۳. استعفای بن گویر و اسموتریچ و ادامه فعالیت کابینه؛ خروج وزیران تندرو از کابینه نتانیاهو این احتمال را تقویت میکند که گروههای اپوزیسیون از پیوستن به کابینه و جایگزین شدن با گروههای تندرو استقبال کنند. به ویژه اینکه پیشتر از سوی یائیر لاپید رئیس حزب «یش عتید» اعلام شده است چنانچه توافق آتش بس امضا شود و وزیران افراطی از کابینه کنارگذاشته شوند، حاضر به همکاری بوده و اجازه سقوط کابینه نتانیاهو را نخواهد داد. امری که با توجه پروندههای قضایی که نتانیاهو با آن مواجه است، میتواند مورد استقبال قرار گیرد
https://t.me/M_R_Balvardi
سناریوهای پیش روی دولت نتانیاهو پس از اتش بس در غزه
نویسنده :محمدرضا بلوردی کارشناس مسائل منطقه
سرانجام پس از گذشت بیش از ۱۵ ماه از تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم و کابینه افراطی او با آتشبس موافقت کردند. این درحالی است که موضوع آتشبس و مذاکراتی که در این خصوص در جریان بود، از ماهها قبل مطرح بوده و سنگاندازیهای نتانیاهو مانع از این میشد که نتیجهای برای مذاکرات حاصل شود.
در عرصه خارجی به نظر میرسد اختلاف نظر نتانیاهو با ترامپ مشهود بوده هست. ترامپ به رغم حمایت از رژیم صهیونیستی و اعلام مکرر وی مبنی بر اینکه بهترین دوست اسرائیل است، دیدگاه متفاوتی نسبت به جو بایدن سلف خود دارد. به نظر میرسد وی به دنبال این است تا وقت خود را به پروندههایی مهمتر از درگیری در خاورمیانه اختصاص دهد (به ویژه درگیری بر سر اقتصاد جهانی با چین و تمایل به حل و فصل جنگ روسیه و اوکراین) و به همین دلیل میتوان گفت که ادامه جنگ در غزه برای نتانیاهو ممکن نبود و این امکان وجود داشت که با رئیس جمهور جدید آمریکا چالشهایی پیدا کند.
اگرچه نتانیاهو با پذیرش آتشبس در غزه مانع از چالش احتمالی خود با ترامپ شده است، اما تردیدی نیست که در داخل رژیم با مشکلاتی روبرو خواهد شد که میتواند به سقوط کابینه او نیز منجر شود.
آغاز چالشهای داخلی نتانیاهو با تهدیدهای ایتمار بن گویر، وزیر امنیت داخلی، و بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، بود که بلافاصله با اعلام موافقیت رژیم صهیونیستی با آتش بس، در سخنانی اظهار داشتند که در صورت تصویب آتش بس در کابینه به همراه وزیران هم حزبی خود از دولت خارج خواهند شد. این دو در رایگیری درباره توافق آتش بس نیز رای منفی دادند، اما رای آنها بر تصویب این طرح که با اکثریت دولت و کابینه امنیتی حمایت شد، تاثیری نداشت.
نگرانی بنیامین نتانیاهو، بیشتر مربوط به دوره پس از پایان مرحله اول توافق آتش بس است؛ زیرا وزیر دارایی رژیم در سخنانی تصریح کرد که چنانچه نتانیاهو پس از مرحله اول توافق به جنگ بازنگردد از دولت استعفا خواهد داد و در همین راستا بود که با جزئیات توافق برای پایان دادن به جنگ در مرحله دوم مخالفت کرد. همچنانکه بن گویر هم اعلام کرد که قصد دارد پس از اجرایی شدن توافقنامه از دولت استعفا دهد و در لحظه آغاز مجدد جنگ در نوار غزه، به دولت بازخواهد گشت.
در مورد اثرگذاری تهدیدهای بن گویر و اسموتریچ بر دولت ائتلافی نتانیاهو، لازم به ذکر است که ترکیب کابینه ائتلافی نتانیاهو به گونهای است که سقوط کابینه با استعفای اعضای حزب بن گویر بعید مینماید. اما هر گونه استعفای بیشتر از سوی اسموتریچ میتواند باعث از دست رفتن اکثریت و سقوط کابینه شود.
با توجه به آنچه که گفته و با توجه رویکردی که دو مخالف عمده توافق آتش بس دارند، میتوان گفت که آینده کابینه ائتلافی نخست وزیر رژیم صهیونیستی با سه سناریو مواجه خواهد بود:
۱. استعفای ایتمار بن گویر و ادامه فعالیت کابینه؛ نظر به اینکه درحال حاضر کابینه ائتلافی نتانیاهو ۶۸ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را در اختیار دارد، با استعفای اعضای حزب بن گویر و خروج آنها از کابینه، تعداد کرسیهای کابینه ائتلافی به ۶۲ کرسی خواهد رسید که در این صورت کابینه میتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
۲. استعفای بن گویر و اسموتریچ و سقوط کابینه؛ با استعفای بن گویر و اعضای حزب او از ترکیب کابینه، ائتلاف تشکیل دهنده کابینه، وضعیت شکنندهای پیدا میکند و چنانچه دیگر وزیر افراطی کابینه (بزالل اسموتریچ) به او بپوندد و حمایت دیگری هم از کابینه نشود، فروپاشی آن قعطی خواهد بود.
۳. استعفای بن گویر و اسموتریچ و ادامه فعالیت کابینه؛ خروج وزیران تندرو از کابینه نتانیاهو این احتمال را تقویت میکند که گروههای اپوزیسیون از پیوستن به کابینه و جایگزین شدن با گروههای تندرو استقبال کنند. به ویژه اینکه پیشتر از سوی یائیر لاپید رئیس حزب «یش عتید» اعلام شده است چنانچه توافق آتش بس امضا شود و وزیران افراطی از کابینه کنارگذاشته شوند، حاضر به همکاری بوده و اجازه سقوط کابینه نتانیاهو را نخواهد داد. امری که با توجه پروندههای قضایی که نتانیاهو با آن مواجه است، میتواند مورد استقبال قرار گیرد
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
👍3
♦️شکایت رئیسجمهور عراق از نخست وزیر؛ برخورد گزینشی با قوانین
محمدرضا بلوردی
درپی تداوم بحران پرداخت حقوق کارمندان اقلیم کردستان و تحصن و اعتراض کارمندان در اقلیم کردستان، عبداللطیف رشید، رئیسجمهور عراق، با طرح شکایتی در دادگاه فدرال از محمد شیاع السودانی نخست وزیر و طیف سامی وزیر دارایی، شکایت کرده و خواستار صدور حکم نهایی برای پرداخت بدون قید و شرط حقوق معوقه شد.
اقدام رئیس جمهور در شکایت از نخست وزیر که برای اولین بار در نظام سیاسی جدید عراق رخ میدهد، به واسطه وجود ابعاد مختلفی که ماجرای حقوق کارمندان در اقلیم کردستان دارد و رئیس جمهور به آن توجهی نکرده است، با انتقادها و واکنشهای گستردهای مواجه شد. امری که مدیرکل ریاست جمهوری عراق را برآن داشت تا با صدور بیانیهای مطبوعاتی علت شکایت بردن رئیس جمهور به دادگاه فدرال عراق را تشریح کند.
هاوری توفیق، مدیرکل ریاست جمهوری عراق در این بیانیه با اشاره به این که رئیس جمهور حامی شماره یک دولت فدرال و دولت اقلیم کردستان برای یافتن راه حلهای مناسب و قانونی درچارچوب قانون اساسی عراق است افزود: رئیس جمهور با هیچ یک از نهادهای برآمده از قانون اساسی در کشور دشمن نیست و شکایتی که او در دادگاه فدرال عراق برای حل بحران پرداخت نشدن حقوق کارمندان دولت اقلیم کردستان مطرح کرد، ناشی از احساس مسئولیت او در برابر آلام بخش وسیعی از عراقیها بوده است.
این بیانیه میافزاید: تجمعات مردمی و اعتصاب غذای گروهی از معلمان و مدرسان و کارمندان اقلیم کردستان عراق موجب شد بسیاری از مدارس برای ادامه کار دچار مشکل شوند و هزاران دانش آموز نتوانند در کلاس درس حضور یابند.
با این حال، رویکرد یکجانبهگرایانه رئیس جمهور عراق در موضوع عدم پردخت حقوق کارمندان اقلیم کردستان، ذکر چند نکته را ضروری میکند:
1.شکایت رئیس جمهور به دادگاه فدرال درحالی انجام شده است که دولت فدرال عراق همچنان به وظیفه خود درخصوص پرداخت حقوق کارمندان اقلیم ادامه میدهد، درحالی که طرف مقابل (دولت اقلیم کردستان) از تحویل درآمدهای نفتی و غیرنفتی به دولت فدرال خودداری میکند.
2.برخی از نمایندگان کرد پارلمان عراق اذعان کردهاند منابع مالی که از سوی دولت فدرال مستقر در بغداد ارسال میشود، به جای اینکه صرف پرداخت حقوق کارمندان شود، در جهت منافع خاص حزب دموکرات کردستان هزینه میشود.
3.اقدام صورت گرفته از سوی رئیس جمهور – که وظیفه وی حفاظت و حمایت از قانون اساسی است – نقض وظایف بوده و نشان دهنده گرایش و تمایل وی به اقلیم کردستان در اختلاف بین بغداد و اربیل است.
4. اقدام عبد اللطیف رشید در دامن زدن به بحرانهای سیاسی موجود، اقدامی در جهت کمک به مقامات مسئول در عدم پرداخت حقوق کارمندان اقلیم و فرار آنها از مسئولیت است و در عین حال نوک پیکان انتقادات را متوجه دولت مرکزی در بغداد میکند.
5. شکایت رئیس جمهور از نخست وزیر را میتوان همراهی کردن با برخی برنامههای سیاسی دانست که میتواند پیامدهای خطرناکی برای روند سیاسی موجود داشته باشد و تنشهای داخلی را تشدید کند.
6.از رئیس جمهور انتظار رفت به جای دامن زدن به اختلافات بین بغداد و اربیل، گامی موثر در جهت حل بحران مربوط به قانون جنجالی نفت و گاز برمیداشت که مقامات اقلیم در مسیر اجرای آن سنگاندزی میکنند.
7.اقدام جانبدارانه گرفته از سوی رئیس جمهور عراق باعث میشود تا موج انتقادات گسترش یافته و مسائلی که خودش نیز به نوعی در آن درگیر است را هم شامل شود که از آن جمله میتوان به موضوعات مربوط به شرکت خدمات انترنتی «آی کیو» اشاره کرده که به پسر رئیس جمهور وابسته است.
پایان سخن اینکه اینگونه اقدامات هیچ کمکی به ثبات و آرامشی که عراق به آن نیاز دارد نخواهد کرد؛ بلکه به پیچیدهتر شدن اوضاع منجر خواهد شد و با دامن زدن بیش از پیش به اختلافات سیاسی، باعث میشود تا حل مسائل و مشکلات کشور سختتر از گذشته شود.
https://t.me/M_R_Balvardi
محمدرضا بلوردی
درپی تداوم بحران پرداخت حقوق کارمندان اقلیم کردستان و تحصن و اعتراض کارمندان در اقلیم کردستان، عبداللطیف رشید، رئیسجمهور عراق، با طرح شکایتی در دادگاه فدرال از محمد شیاع السودانی نخست وزیر و طیف سامی وزیر دارایی، شکایت کرده و خواستار صدور حکم نهایی برای پرداخت بدون قید و شرط حقوق معوقه شد.
اقدام رئیس جمهور در شکایت از نخست وزیر که برای اولین بار در نظام سیاسی جدید عراق رخ میدهد، به واسطه وجود ابعاد مختلفی که ماجرای حقوق کارمندان در اقلیم کردستان دارد و رئیس جمهور به آن توجهی نکرده است، با انتقادها و واکنشهای گستردهای مواجه شد. امری که مدیرکل ریاست جمهوری عراق را برآن داشت تا با صدور بیانیهای مطبوعاتی علت شکایت بردن رئیس جمهور به دادگاه فدرال عراق را تشریح کند.
هاوری توفیق، مدیرکل ریاست جمهوری عراق در این بیانیه با اشاره به این که رئیس جمهور حامی شماره یک دولت فدرال و دولت اقلیم کردستان برای یافتن راه حلهای مناسب و قانونی درچارچوب قانون اساسی عراق است افزود: رئیس جمهور با هیچ یک از نهادهای برآمده از قانون اساسی در کشور دشمن نیست و شکایتی که او در دادگاه فدرال عراق برای حل بحران پرداخت نشدن حقوق کارمندان دولت اقلیم کردستان مطرح کرد، ناشی از احساس مسئولیت او در برابر آلام بخش وسیعی از عراقیها بوده است.
این بیانیه میافزاید: تجمعات مردمی و اعتصاب غذای گروهی از معلمان و مدرسان و کارمندان اقلیم کردستان عراق موجب شد بسیاری از مدارس برای ادامه کار دچار مشکل شوند و هزاران دانش آموز نتوانند در کلاس درس حضور یابند.
با این حال، رویکرد یکجانبهگرایانه رئیس جمهور عراق در موضوع عدم پردخت حقوق کارمندان اقلیم کردستان، ذکر چند نکته را ضروری میکند:
1.شکایت رئیس جمهور به دادگاه فدرال درحالی انجام شده است که دولت فدرال عراق همچنان به وظیفه خود درخصوص پرداخت حقوق کارمندان اقلیم ادامه میدهد، درحالی که طرف مقابل (دولت اقلیم کردستان) از تحویل درآمدهای نفتی و غیرنفتی به دولت فدرال خودداری میکند.
2.برخی از نمایندگان کرد پارلمان عراق اذعان کردهاند منابع مالی که از سوی دولت فدرال مستقر در بغداد ارسال میشود، به جای اینکه صرف پرداخت حقوق کارمندان شود، در جهت منافع خاص حزب دموکرات کردستان هزینه میشود.
3.اقدام صورت گرفته از سوی رئیس جمهور – که وظیفه وی حفاظت و حمایت از قانون اساسی است – نقض وظایف بوده و نشان دهنده گرایش و تمایل وی به اقلیم کردستان در اختلاف بین بغداد و اربیل است.
4. اقدام عبد اللطیف رشید در دامن زدن به بحرانهای سیاسی موجود، اقدامی در جهت کمک به مقامات مسئول در عدم پرداخت حقوق کارمندان اقلیم و فرار آنها از مسئولیت است و در عین حال نوک پیکان انتقادات را متوجه دولت مرکزی در بغداد میکند.
5. شکایت رئیس جمهور از نخست وزیر را میتوان همراهی کردن با برخی برنامههای سیاسی دانست که میتواند پیامدهای خطرناکی برای روند سیاسی موجود داشته باشد و تنشهای داخلی را تشدید کند.
6.از رئیس جمهور انتظار رفت به جای دامن زدن به اختلافات بین بغداد و اربیل، گامی موثر در جهت حل بحران مربوط به قانون جنجالی نفت و گاز برمیداشت که مقامات اقلیم در مسیر اجرای آن سنگاندزی میکنند.
7.اقدام جانبدارانه گرفته از سوی رئیس جمهور عراق باعث میشود تا موج انتقادات گسترش یافته و مسائلی که خودش نیز به نوعی در آن درگیر است را هم شامل شود که از آن جمله میتوان به موضوعات مربوط به شرکت خدمات انترنتی «آی کیو» اشاره کرده که به پسر رئیس جمهور وابسته است.
پایان سخن اینکه اینگونه اقدامات هیچ کمکی به ثبات و آرامشی که عراق به آن نیاز دارد نخواهد کرد؛ بلکه به پیچیدهتر شدن اوضاع منجر خواهد شد و با دامن زدن بیش از پیش به اختلافات سیاسی، باعث میشود تا حل مسائل و مشکلات کشور سختتر از گذشته شود.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
👍2
Forwarded from مطالعات عراق
#تحلیل
🔶چشمانداز مبهم توافق نفتی بغداد – اربیل
🖋محمدرضا بلوردی
از مارس 2023 و بهدنبال صدور حکمی از سوی اتاق بازرگانی بینالمللی در پاریس، صادرات نفت اقلیم کردستان متوقف و اعلام شد بغداد حق انحصاری برای بازاریابی کل نفت عراق را در اختیار دارد؛ حکمی که صادرات نفت اقلیم کردستان از طریق خط لوله ترکیه را متوقف کرد. اما پساز 2 سال و در بحبوحه حملات پهپادی به میادین نفتی در اقلیم کردستان، دولت عراق اعلام کرد که با مقامات اقلیم درباره ازسرگیری صادرات نفت از این منطقه به توافق رسیده است. توافقی که براساس آن باید روزانه دست کم 230 هزار بشکه نفت اقلیم کردستان تحویل شرکت ملی نفت عراق (سومو) داده شود تا در مقابل دولت مرکزی عراق نیز نسبت به پرداخت حقوق کارمندان در اقلیم کردستان اقدام کند.... بیشتر بخوانید
انتشار با #ذکر_منبع
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
🔶چشمانداز مبهم توافق نفتی بغداد – اربیل
🖋محمدرضا بلوردی
از مارس 2023 و بهدنبال صدور حکمی از سوی اتاق بازرگانی بینالمللی در پاریس، صادرات نفت اقلیم کردستان متوقف و اعلام شد بغداد حق انحصاری برای بازاریابی کل نفت عراق را در اختیار دارد؛ حکمی که صادرات نفت اقلیم کردستان از طریق خط لوله ترکیه را متوقف کرد. اما پساز 2 سال و در بحبوحه حملات پهپادی به میادین نفتی در اقلیم کردستان، دولت عراق اعلام کرد که با مقامات اقلیم درباره ازسرگیری صادرات نفت از این منطقه به توافق رسیده است. توافقی که براساس آن باید روزانه دست کم 230 هزار بشکه نفت اقلیم کردستان تحویل شرکت ملی نفت عراق (سومو) داده شود تا در مقابل دولت مرکزی عراق نیز نسبت به پرداخت حقوق کارمندان در اقلیم کردستان اقدام کند.... بیشتر بخوانید
انتشار با #ذکر_منبع
#مطالعات_عراق
@iraqstudy
👍4
⭕️ چشمانداز انتخابات پارلمانی عراق؛ از شانس اندک السودانی برای بقا در قدرت تا اقبال ضعیف مردمی / گزارش اندیشکده انگلیسی چتم هاوس درباره فضای انتخاباتی در عراق
گزارشی از سوی اندیشکده چتم هاوس بریتانیا نشان میدهد که محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، ممکن است در انتخابات آینده نوامبر به پیروزی انتخاباتی قابل توجهی دست یابد. با این حال، این پیروزی برای حفظ قدرت کافی نخواهد بود، زیرا جایگاه در عراق از طریق تفاهمات و معاملات پس از انتخابات تعیین میشود، نه از طریق صندوق رأی.
طبق گزارش این مؤسسه بریتانیایی، پیشبینیها نشان میدهد که مشارکت عراقیها در انتخابات ۱۱ نوامبر کم خواهد بود و رقابت واقعی بین نخبگان بر سر تقسیم قدرت خواهد بود و با وجود اینکه خیابانها با پوسترهای تبلیغاتی تزئین شدهاند، شور و شوق کمی در فضا وجود دارد و انتظار میرود بسیاری از عراقیها در خانه بمانند و از اینکه انتخابات در دو دهه دموکراسی تغییری ایجاد نکرده است، ناامید شوند.
براساس این گزارش، در حال حاضر اجماع گستردهای در مورد نتیجه احتمالی انتخابات وجود دارد، به طوری که فهرست انتخاباتی محمد شیاع السودانی، به عنوان نامزد مورد علاقه دیده میشود، در حالی که انتظار میرود ائتلاف چارچوب هماهنگی، از طریق یک دولت اجماعی متشکل از بلوکهای اصلی کرد و سنی، قدرت را حفظ کند.
این گزارش معتقد است که خود السودانی حتی اگر فهرستش بیشترین تعداد آرا را کسب کند، قادر به حفظ قدرت در سمت نخست وزیری نخواهد بود. این تصمیم از طریق مذاکرات پیچیده بین احزاب برای تشکیل دولت پس از انتخابات گرفته خواهد شد، همانطور که در هر انتخابات قبلی که برنده نخست وزیر نیست، اتفاق افتاده است.
در ادامه این گزارش آمده است: با وجود نتایج مورد انتظار، انتخابات همچنان مورد بحث است، زیرا بلوکهای اصلی مبالغ هنگفتی را برای مبارزات انتخاباتی خود هزینه میکنند. در این زمینه، باید به اظهارات حیدر العبادی، نخست وزیر سابق، اشاره کرد که گفته بود انتخابات در درجه اول به محبوبیت بستگی نخواهد داشت. بلکه به هزینه کردن پول و خرید آرا بستگی خواهد داشت.
این گزارش معتقد است انتخابات در عراق همهپرسی عملکرد دولت نیست، بلکه فرصتی برای نخبگان حزبیِ عمیقاً ریشهدار است تا توزیع قدرت بین خود، از جمله مناصب ارشد دولتی، را از نو تنظیم کنند.
طبق این گزارش، این چانهزنیهای حزبی میتواند آزمونی برای ثبات عراق باشد؛ چرا که کشور عراق از یک دوره آرامش نادر، وارد انتخابات میشود. این گزارش میافزاید که اگر این روند به آرامی پیش برود، نشاندهنده تأیید مجدد این خواهد بود که ثبات عراق از طریق دور دیگری از رقابت درون سیستم مدیریت خواهد شد. اما اگر جناحهای رقیب تلاشی برای برهم زدن ترتیبات دیرینه انجام دهند، بیثباتی، حتی برای لحظهای، میتواند تعادل شکننده عراق را مختل کند.
در ادامه این گزارش آمده است که سیاستمداران مبالغ هنگفتی را خرج میکنند، که یکی از کارشناسان در میزگردی در چتم هاوس آن را «انتخابات میلیاردرها» توصیف کرد و خاطرنشان کرد که انتخابات به سرمایهگذاریهای پرخطر برای نخبگان تبدیل شده است، جایی که نفوذ و دسترسی به منابع دولتی مورد مذاکره قرار میگیرد.
این اندیشکده انگلیسی در گزارش خود میافزاید: محدودیتهای اعمالشده توسط ایالات متحده بر بخش بانکی در عراق به این معنی است که بسیاری از افراد ثروتمند سرمایه خود را به سمت پروژههای محلی، از جمله سیاست، هدایت میکنند. بنابراین، این انتخابات به یک فرصت سرمایهگذاری سودآور دیگر تبدیل شده است.
این گزارش به نرخ پایین مشارکت در انتخابات عراق که از زمان مشارکت بالای ۸۰ درصدی در دسامبر ۲۰۰۵ روندی نزولی داشته پرداخته و تصریح میکند که این امر نشاندهنده تردید گسترده در مورد اینکه رأیگیری میتواند چه کسی را اداره کند یا چگونه اداره شوند، است.
این گزارش میافزاید: برای بسیاری از عراقیها، به نظر نمیرسد که نظام سیاسی نماینده آنها باشد یا به خواستههای آنها پاسخ دهد؛ پس از دو دهه انتخابات و وعدههای اصلاحات، زندگی روزمره برای اکثر عراقیها همچنان دشوار است. با وجود ثروت عظیم نفتی، این کشور همچنان در میان بدترین کشورها در ارائه خدمات و در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: تحریم انتخابات توسط صدریها نیز به کاهش مشارکت در انتخابات کمک خواهد کرد.
گزارشی از سوی اندیشکده چتم هاوس بریتانیا نشان میدهد که محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، ممکن است در انتخابات آینده نوامبر به پیروزی انتخاباتی قابل توجهی دست یابد. با این حال، این پیروزی برای حفظ قدرت کافی نخواهد بود، زیرا جایگاه در عراق از طریق تفاهمات و معاملات پس از انتخابات تعیین میشود، نه از طریق صندوق رأی.
طبق گزارش این مؤسسه بریتانیایی، پیشبینیها نشان میدهد که مشارکت عراقیها در انتخابات ۱۱ نوامبر کم خواهد بود و رقابت واقعی بین نخبگان بر سر تقسیم قدرت خواهد بود و با وجود اینکه خیابانها با پوسترهای تبلیغاتی تزئین شدهاند، شور و شوق کمی در فضا وجود دارد و انتظار میرود بسیاری از عراقیها در خانه بمانند و از اینکه انتخابات در دو دهه دموکراسی تغییری ایجاد نکرده است، ناامید شوند.
براساس این گزارش، در حال حاضر اجماع گستردهای در مورد نتیجه احتمالی انتخابات وجود دارد، به طوری که فهرست انتخاباتی محمد شیاع السودانی، به عنوان نامزد مورد علاقه دیده میشود، در حالی که انتظار میرود ائتلاف چارچوب هماهنگی، از طریق یک دولت اجماعی متشکل از بلوکهای اصلی کرد و سنی، قدرت را حفظ کند.
این گزارش معتقد است که خود السودانی حتی اگر فهرستش بیشترین تعداد آرا را کسب کند، قادر به حفظ قدرت در سمت نخست وزیری نخواهد بود. این تصمیم از طریق مذاکرات پیچیده بین احزاب برای تشکیل دولت پس از انتخابات گرفته خواهد شد، همانطور که در هر انتخابات قبلی که برنده نخست وزیر نیست، اتفاق افتاده است.
در ادامه این گزارش آمده است: با وجود نتایج مورد انتظار، انتخابات همچنان مورد بحث است، زیرا بلوکهای اصلی مبالغ هنگفتی را برای مبارزات انتخاباتی خود هزینه میکنند. در این زمینه، باید به اظهارات حیدر العبادی، نخست وزیر سابق، اشاره کرد که گفته بود انتخابات در درجه اول به محبوبیت بستگی نخواهد داشت. بلکه به هزینه کردن پول و خرید آرا بستگی خواهد داشت.
این گزارش معتقد است انتخابات در عراق همهپرسی عملکرد دولت نیست، بلکه فرصتی برای نخبگان حزبیِ عمیقاً ریشهدار است تا توزیع قدرت بین خود، از جمله مناصب ارشد دولتی، را از نو تنظیم کنند.
طبق این گزارش، این چانهزنیهای حزبی میتواند آزمونی برای ثبات عراق باشد؛ چرا که کشور عراق از یک دوره آرامش نادر، وارد انتخابات میشود. این گزارش میافزاید که اگر این روند به آرامی پیش برود، نشاندهنده تأیید مجدد این خواهد بود که ثبات عراق از طریق دور دیگری از رقابت درون سیستم مدیریت خواهد شد. اما اگر جناحهای رقیب تلاشی برای برهم زدن ترتیبات دیرینه انجام دهند، بیثباتی، حتی برای لحظهای، میتواند تعادل شکننده عراق را مختل کند.
در ادامه این گزارش آمده است که سیاستمداران مبالغ هنگفتی را خرج میکنند، که یکی از کارشناسان در میزگردی در چتم هاوس آن را «انتخابات میلیاردرها» توصیف کرد و خاطرنشان کرد که انتخابات به سرمایهگذاریهای پرخطر برای نخبگان تبدیل شده است، جایی که نفوذ و دسترسی به منابع دولتی مورد مذاکره قرار میگیرد.
این اندیشکده انگلیسی در گزارش خود میافزاید: محدودیتهای اعمالشده توسط ایالات متحده بر بخش بانکی در عراق به این معنی است که بسیاری از افراد ثروتمند سرمایه خود را به سمت پروژههای محلی، از جمله سیاست، هدایت میکنند. بنابراین، این انتخابات به یک فرصت سرمایهگذاری سودآور دیگر تبدیل شده است.
این گزارش به نرخ پایین مشارکت در انتخابات عراق که از زمان مشارکت بالای ۸۰ درصدی در دسامبر ۲۰۰۵ روندی نزولی داشته پرداخته و تصریح میکند که این امر نشاندهنده تردید گسترده در مورد اینکه رأیگیری میتواند چه کسی را اداره کند یا چگونه اداره شوند، است.
این گزارش میافزاید: برای بسیاری از عراقیها، به نظر نمیرسد که نظام سیاسی نماینده آنها باشد یا به خواستههای آنها پاسخ دهد؛ پس از دو دهه انتخابات و وعدههای اصلاحات، زندگی روزمره برای اکثر عراقیها همچنان دشوار است. با وجود ثروت عظیم نفتی، این کشور همچنان در میان بدترین کشورها در ارائه خدمات و در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است: تحریم انتخابات توسط صدریها نیز به کاهش مشارکت در انتخابات کمک خواهد کرد.
این گزارش، چندپارگی در انتخابات عراق را بیشتر استراتژیک تا ایدئولوژیک میداند و خاطرنشان میکند که هر جناح به طور جداگانه در تلاش برای محاسبه وزن انتخاباتی خود و جمعآوری امتیازات چانهزنی برای مذاکرات پس از انتخابات رقابت میکند و پس از تبادل کرسیها برای مناصب، این گروهها در بلوکهای حاکم سنتی خود همگرا میشوند و همان سیستم قدرت را به شکلی کمی متفاوت دوباره تشکیل میدهند. بنابراین چرخه موجود همچنان ادامه دارد، زیرا همان نخبگان، با سازماندهی مجدد و تغییر نام، به بهانه آشنای نوسازی دموکراتیک به قدرت بازمیگردند.
گزارش اندیشکده چتم هاوس با بیان اینکه سیستم انتخاباتی عراق پس از سال ۲۰۰۳ برای جلوگیری از بازگشت دیکتاتوری طراحی شده بود، میفزاید: قرار بود انتخابات به عنوان یک مکانیسم متعادلکننده عمل کند که هر چهار سال یکبار به صورت دورهای برگزار میشود و به عنوان وسیلهای برای تنظیم مجدد نمایندگی سیاسی و اجازه دادن به احزاب برای رقابت مسالمتآمیز برای قدرت در چارچوب قانون اساسی باشد. اما دو دهه بعد، این سیستم چیزی متفاوت تولید کرده است. به جای جلوگیری از استبداد، یک سیستم سیاسی رقابتی را پرورش داده است که در آن انتخابات ادامه دارد. با این حال، دموکراسی و پاسخگویی در حال فرسایش هستند و همان نهادهایی که برای حفظ استانداردهای دموکراتیک، شفافیت و حاکمیت قانون تأسیس شدهاند، توسط همان نخبگان ربوده یا سیاسی شدهاند.
چتم هاوس اصلاحات جامع در نظام سیاسی عراق در کوتاهمدت را منتفی دانسته و میافزاید: انتظار میرود چارچوب هماهنگی همچنان به هدایت تشکیل دولت و حفظ نقش محوری خود در تعیین نخستوزیر و مناصب اجرایی در دولت ادامه دهد.
در مورد جنبش صدر، این گزارش پیشبینی میکند که احتمالاً «یک پا در داخل و یک پا در خارج» از سیستم را حفظ خواهد کرد و نفوذ کافی برای مشارکت در شکلدهی به نتایج را خواهد داشت، اما به هیچ وجه ادعای اپوزیسیون بودن نخواهد داشت.
در مورد احزاب اصلی کرد و سنی تصریح شده است که آنها تلاش خواهند کرد تا ضررهای خود را در جریان روند اخیر تشکیل دولت جبران کنند و سهم بیشتری از قدرت را به دست آورند.
در پایان این گزارش آمده است: بازسازی اعتماد مستلزم پرداختن به نقص دموکراتیک عراق و سپس بازگرداندن ارتباط بین انتخابات و پاسخگویی است. علاوه بر این، عراق به قوانین انتخاباتی نیاز دارد که به آرا ارزش واقعی بدهد، از طریق سازوکارهای واضحتر برای تخصیص کرسیها، بررسی شفاف نامزدها، اجرای قوانین مربوط به تأمین مالی مبارزات انتخاباتی و احزاب سیاسی و محافظت از کمیسیون انتخابات در برابر کنترل سیاسی. این امر همچنین مستلزم تقویت ظرفیت نظارتی مجلس نمایندگان است که به کمیتهها امکان میدهد تا به طور مؤثر بودجهها را حسابرسی کنند، وزارتخانهها را زیر نظر داشته باشند و مقامات ارشد را بدون موانع حزبی مورد پرسش قرار دهند. گامهایی نیازمند اراده سیاسی است، اما بدون اصلاحات ساختاری، انتخابات عراق همچنان عرصهای برای رقابت نخبگان خواهد بود، نه ابزاری برای شهروندان جهت پاسخگو نگه داشتن آنها.
https://t.me/M_R_Balvardi
گزارش اندیشکده چتم هاوس با بیان اینکه سیستم انتخاباتی عراق پس از سال ۲۰۰۳ برای جلوگیری از بازگشت دیکتاتوری طراحی شده بود، میفزاید: قرار بود انتخابات به عنوان یک مکانیسم متعادلکننده عمل کند که هر چهار سال یکبار به صورت دورهای برگزار میشود و به عنوان وسیلهای برای تنظیم مجدد نمایندگی سیاسی و اجازه دادن به احزاب برای رقابت مسالمتآمیز برای قدرت در چارچوب قانون اساسی باشد. اما دو دهه بعد، این سیستم چیزی متفاوت تولید کرده است. به جای جلوگیری از استبداد، یک سیستم سیاسی رقابتی را پرورش داده است که در آن انتخابات ادامه دارد. با این حال، دموکراسی و پاسخگویی در حال فرسایش هستند و همان نهادهایی که برای حفظ استانداردهای دموکراتیک، شفافیت و حاکمیت قانون تأسیس شدهاند، توسط همان نخبگان ربوده یا سیاسی شدهاند.
چتم هاوس اصلاحات جامع در نظام سیاسی عراق در کوتاهمدت را منتفی دانسته و میافزاید: انتظار میرود چارچوب هماهنگی همچنان به هدایت تشکیل دولت و حفظ نقش محوری خود در تعیین نخستوزیر و مناصب اجرایی در دولت ادامه دهد.
در مورد جنبش صدر، این گزارش پیشبینی میکند که احتمالاً «یک پا در داخل و یک پا در خارج» از سیستم را حفظ خواهد کرد و نفوذ کافی برای مشارکت در شکلدهی به نتایج را خواهد داشت، اما به هیچ وجه ادعای اپوزیسیون بودن نخواهد داشت.
در مورد احزاب اصلی کرد و سنی تصریح شده است که آنها تلاش خواهند کرد تا ضررهای خود را در جریان روند اخیر تشکیل دولت جبران کنند و سهم بیشتری از قدرت را به دست آورند.
در پایان این گزارش آمده است: بازسازی اعتماد مستلزم پرداختن به نقص دموکراتیک عراق و سپس بازگرداندن ارتباط بین انتخابات و پاسخگویی است. علاوه بر این، عراق به قوانین انتخاباتی نیاز دارد که به آرا ارزش واقعی بدهد، از طریق سازوکارهای واضحتر برای تخصیص کرسیها، بررسی شفاف نامزدها، اجرای قوانین مربوط به تأمین مالی مبارزات انتخاباتی و احزاب سیاسی و محافظت از کمیسیون انتخابات در برابر کنترل سیاسی. این امر همچنین مستلزم تقویت ظرفیت نظارتی مجلس نمایندگان است که به کمیتهها امکان میدهد تا به طور مؤثر بودجهها را حسابرسی کنند، وزارتخانهها را زیر نظر داشته باشند و مقامات ارشد را بدون موانع حزبی مورد پرسش قرار دهند. گامهایی نیازمند اراده سیاسی است، اما بدون اصلاحات ساختاری، انتخابات عراق همچنان عرصهای برای رقابت نخبگان خواهد بود، نه ابزاری برای شهروندان جهت پاسخگو نگه داشتن آنها.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
🔴 بازخوانی تهدیدهای اسرائیل علیه گروههای مقاومت در عراق؛ چرایی و سناریوهای احتمالی
در ماههای اخیر مواضع رسانهای و رسمی اسرائیل در مورد آنچه که به عنوان تهدید ناشی از عراق به تصویر کشیده میشود تشدید شده است و مقامات و رسانههای اسرائیلی در مورد فعالیت و حملات فزاینده گروههای مقاومت عراقی علیه خود هشدار میدهند. تردیدی نیست که این رویکرد رسانهای و سیاسی از فضای پرتنش موجود در منطقه جداییناپذیر است و سؤالاتی را ایجاد میکند؛ اینکه آیا این فضا شرایط را برای تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل فراهم میکند یا اینکه صرفا یک جنگ روانی و فشار سیاسی است که از سوی این رژیم دنبال میشود؟
در چنین فضایی و درحالی که عراق برای انتخابات پارلمانی آماده میشود، دولت محمد شیاع السودانی، با وضعیت بسیار پیچیدهای روبرو است. دولت عراق در تلاش است تا این کشور را از یک جنگ منطقهای تمام عیار دور نگه دارد و درعین حال وضعیت شکننده موجود بین عدم تحریک گروههای مقاومت و حفظ رابطه کاری با واشنگتن را ادامه دهد.
در مورد چرایی تهدید اسرائیل علیه عراق و گروههای مقاومت نکات متعددی قابل ذکر است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-بازگرداندن بازدارندگی: پس از جنگ غزه و وضعیتی که اسرائیل در مقابل حزبالله لبنان دارد، تلآویو به دنبال بازگرداندن آنچه «بازدارندگی» از دست رفته خود میداند است و تلاش میکند تا این پیام را ارسال کند که هر جبههای که علیه آن باز شود، بهای سنگینی خواهد داشت.
- پیشبینی تهدید آینده: با توسعه قابلیتهای موشکی و پهپادی گروههای عراقی، اسرائیل معتقد است که اجازه دادن به رشد بدون کنترل این تهدید میتواند در میانمدت خطری وجودی برای آن ایجاد کند. ضمن اینکه از نگاه اسرائیل موثرترین راه برای مقابله با محور تحت رهبری ایران، «محدود کردن توانایی آن در جذب حمایت بیرون از مرزهایش» است.
- فشار بر ایران: هرگونه حمله اسرائیل علیه گروههای عراقی اساساً حملهای علیه نفوذ مستقیم ایران در منطقه و تلاشی برای تحمیل هزینه بالا به تهران به دلیل حمایت از این گروهها تلقی میشود.
در چنین فضایی پیامدها و سناریوهای احتمالی زیر را میتوان در مورد رویکرد اسرائیل نسبت به فعالیت گروههای مقاومت در عراق متصور بود:
-سناریوی حمله محدود: محتملترین سناریو این است که اسرائیل دست به اقدامات نظامی محدود بزند؛ شاید بر حملات هوایی متمرکز شود که انبارهای سلاح یا فرماندهان میدانی خاص را در مناطق دورافتاده در امتداد مرز عراق و سوریه یا در داخل خاک سوریه هدف قرار میدهد تا از یک رویارویی زمینی جلوگیری شود و تلفات اسرائیل به حداقل برسد.
-مداخله بازدارنده ایالات متحده: بعید است که ایالات متحده اجازه حمله گسترده اسرائیل در داخل عراق را بدهد؛ چرا که میتواند به فروپاشی کامل امنیت و تضعیف دولت مرکزی شود منجر، به ویژه با توجه به منافعی که این کشور در عراق دارد. با این حال، با روی کار آمدن دولت ترامپ، این محاسبه ممکن است به سمت موضع سختگیرانهتری علیه ایران و متحدانش تغییر کند.
- واکنش گروههای مقاومت و جنگ نیابتی: حتی در صورت حمله محدود، گروههای عراقی موظف به تلافی برای حفظ اعتبار خود خواهند بود. این واکنش ممکن است حمله مستقیم علیه اسرائیل نباشد (به دلیل فاصله)، اما میتواند منافع آمریکا در عراق یا خلیج فارس را هدف قرار دهد و در نتیجه دور جدیدی از جنگ نیابتی بین تهران و واشنگتن در خاک عراق را آغاز کند که بدترین سناریو برای عراق به حساب میآید.
https://t.me/M_R_Balvardi
در ماههای اخیر مواضع رسانهای و رسمی اسرائیل در مورد آنچه که به عنوان تهدید ناشی از عراق به تصویر کشیده میشود تشدید شده است و مقامات و رسانههای اسرائیلی در مورد فعالیت و حملات فزاینده گروههای مقاومت عراقی علیه خود هشدار میدهند. تردیدی نیست که این رویکرد رسانهای و سیاسی از فضای پرتنش موجود در منطقه جداییناپذیر است و سؤالاتی را ایجاد میکند؛ اینکه آیا این فضا شرایط را برای تجاوز نظامی مستقیم اسرائیل فراهم میکند یا اینکه صرفا یک جنگ روانی و فشار سیاسی است که از سوی این رژیم دنبال میشود؟
در چنین فضایی و درحالی که عراق برای انتخابات پارلمانی آماده میشود، دولت محمد شیاع السودانی، با وضعیت بسیار پیچیدهای روبرو است. دولت عراق در تلاش است تا این کشور را از یک جنگ منطقهای تمام عیار دور نگه دارد و درعین حال وضعیت شکننده موجود بین عدم تحریک گروههای مقاومت و حفظ رابطه کاری با واشنگتن را ادامه دهد.
در مورد چرایی تهدید اسرائیل علیه عراق و گروههای مقاومت نکات متعددی قابل ذکر است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-بازگرداندن بازدارندگی: پس از جنگ غزه و وضعیتی که اسرائیل در مقابل حزبالله لبنان دارد، تلآویو به دنبال بازگرداندن آنچه «بازدارندگی» از دست رفته خود میداند است و تلاش میکند تا این پیام را ارسال کند که هر جبههای که علیه آن باز شود، بهای سنگینی خواهد داشت.
- پیشبینی تهدید آینده: با توسعه قابلیتهای موشکی و پهپادی گروههای عراقی، اسرائیل معتقد است که اجازه دادن به رشد بدون کنترل این تهدید میتواند در میانمدت خطری وجودی برای آن ایجاد کند. ضمن اینکه از نگاه اسرائیل موثرترین راه برای مقابله با محور تحت رهبری ایران، «محدود کردن توانایی آن در جذب حمایت بیرون از مرزهایش» است.
- فشار بر ایران: هرگونه حمله اسرائیل علیه گروههای عراقی اساساً حملهای علیه نفوذ مستقیم ایران در منطقه و تلاشی برای تحمیل هزینه بالا به تهران به دلیل حمایت از این گروهها تلقی میشود.
در چنین فضایی پیامدها و سناریوهای احتمالی زیر را میتوان در مورد رویکرد اسرائیل نسبت به فعالیت گروههای مقاومت در عراق متصور بود:
-سناریوی حمله محدود: محتملترین سناریو این است که اسرائیل دست به اقدامات نظامی محدود بزند؛ شاید بر حملات هوایی متمرکز شود که انبارهای سلاح یا فرماندهان میدانی خاص را در مناطق دورافتاده در امتداد مرز عراق و سوریه یا در داخل خاک سوریه هدف قرار میدهد تا از یک رویارویی زمینی جلوگیری شود و تلفات اسرائیل به حداقل برسد.
-مداخله بازدارنده ایالات متحده: بعید است که ایالات متحده اجازه حمله گسترده اسرائیل در داخل عراق را بدهد؛ چرا که میتواند به فروپاشی کامل امنیت و تضعیف دولت مرکزی شود منجر، به ویژه با توجه به منافعی که این کشور در عراق دارد. با این حال، با روی کار آمدن دولت ترامپ، این محاسبه ممکن است به سمت موضع سختگیرانهتری علیه ایران و متحدانش تغییر کند.
- واکنش گروههای مقاومت و جنگ نیابتی: حتی در صورت حمله محدود، گروههای عراقی موظف به تلافی برای حفظ اعتبار خود خواهند بود. این واکنش ممکن است حمله مستقیم علیه اسرائیل نباشد (به دلیل فاصله)، اما میتواند منافع آمریکا در عراق یا خلیج فارس را هدف قرار دهد و در نتیجه دور جدیدی از جنگ نیابتی بین تهران و واشنگتن در خاک عراق را آغاز کند که بدترین سناریو برای عراق به حساب میآید.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
👍3
🔴مقتدی صدر و راهبرد تحریم انتخابات
در شرایطی که روند برگزاری انتخابات پارلمانی عراق با حضور نظامیان و گروههای خاص درپای صندوقهای رای آغاز شده است، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، همچنان بر طبل تحریم انتخابات میکوبد و در همین راستا پیامهای متعددی و پیدرپی را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. اصرار مقتدی صدر بر تحریم انتخابات پارلمانی صرفا مواضع تاکتیکی نیست، بلکه یک استراتژی سیاسی چندبعدی است که منعکسکننده دیدگاه او در رابطه با وضعیت سیاسی جاری عراق است. این استراتژی را میتوان با عوامل زیر توضیح داد:
📌تأکید بر مخالفت و عدم پذیرش مشروعیت نظام سیاسی موجود: صدر معتقد است که نظام فعلی، با اتحادهای فرقهای و نفوذ خارجی، فاسد و ناتوان از ایجاد تغییر واقعی است و از همین رو تحریم ابزاری برای سلب مشروعیت مردمی از کل روند سیاسی کشور و افشای نمایش دموکراسی تحت سلطه احزاب حاكم است.
📌اعمال فشار خارج از حاکمیت: رهبر جريان صدر در دور قبلی انتخابات که در روند سیاسی شرکت کرده بود دریافت که این روند علیرغم رسیدن به برخی دستاوردها، اقدامات او را محدود کرده و او را به سمت اتحادهایی با گروههای دیگر سوق داده است. اما اکنون او از طریق تحریم انتخابات، تلاش میکند خود را به یک نیروی فشار خارج از چارچوب رسمی تبدیل کند؛ به نحوی که یا مانع تشکیل دولت شود و یا از موضع قدرت مذاکره کند. امری که قدرت مانور بیشتری، بدون عواقب مشارکت مستقیم در صحنه سیاسی، به او میدهد.
📌گفتمان تودهگرا و بسیج پایگاه مردمی: پیروان صدر سرمایه سیاسی او به حساب میآیند. او از طریق نمایش یک رویکرد انقلابی و تأکید بر تحریم انتخابات، تصویر خود را به عنوان یک رهبر مخالف روند سیاسی موجود و انقلابی تقویت میکند که با سیاستمداران سنتی متفاوت است. این رویکرد شور و شوق را در پایگاه مردمی او، به ویژه جوانان سرخورده، شعلهور میکند و سرزندگی هوادارانش را حفظ میکند و آنها را تحت لوای شعار مبارزه با فساد و سهمیهبندی سیاسی متحد میکند.
📌بهرهبرداری از فضای مجازی: بازوی رسانهای مقتدی صدر دیگر تلویزیون یا بیانیههای رسمی نیست، بلکه پلتفرمهایی مانند ایکس (توییتر سابق) و تلگرام است که امکانات قابل توجهی را در اختیار او قرار میدهد. از جمله: ارتباط مستقیم و بدون واسطه با میلیونها نفر، انتشار پیامهای متوالی که حضور مداوم او را در صحنه رسانهای حفظ میکنند و افکار عمومی را شکل میدهد، طرح شعارهای کلی و بدون پرداختن به جزئیات که ممکن است او را در معرض انتقاد مستقیم قرار دهد و در نهایت همسو نشان دادن خود با جنبش ملیگرایی است که هژمونی مستقیم خارجی بر تصمیمگیریهای عراق را رد میکند.
📌پایان سخن اینکه اصرار مقتدی صدر بر تحریم انتخابات یک بازی قدرت پرمخاطره است. هدف او تضعیف مشروعیت مخالفانش، حفظ نفوذ مردمی خود و مذاکره از موضع یک قدرت خارج از روند سیاسی است. براین اساس، به نظر میرسد که موفقیت این استراتژی به توانایی او در فلج کردن مؤثر روند سیاسی و متقاعد کردن هوادارانش بستگی دارد و اینکه بپذیرند تغییر واقعی تحت سیستم فعلی و از طریق صندوقهای رأی حاصل نخواهد شد.
https://t.me/M_R_Balvardi
در شرایطی که روند برگزاری انتخابات پارلمانی عراق با حضور نظامیان و گروههای خاص درپای صندوقهای رای آغاز شده است، مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، همچنان بر طبل تحریم انتخابات میکوبد و در همین راستا پیامهای متعددی و پیدرپی را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. اصرار مقتدی صدر بر تحریم انتخابات پارلمانی صرفا مواضع تاکتیکی نیست، بلکه یک استراتژی سیاسی چندبعدی است که منعکسکننده دیدگاه او در رابطه با وضعیت سیاسی جاری عراق است. این استراتژی را میتوان با عوامل زیر توضیح داد:
📌تأکید بر مخالفت و عدم پذیرش مشروعیت نظام سیاسی موجود: صدر معتقد است که نظام فعلی، با اتحادهای فرقهای و نفوذ خارجی، فاسد و ناتوان از ایجاد تغییر واقعی است و از همین رو تحریم ابزاری برای سلب مشروعیت مردمی از کل روند سیاسی کشور و افشای نمایش دموکراسی تحت سلطه احزاب حاكم است.
📌اعمال فشار خارج از حاکمیت: رهبر جريان صدر در دور قبلی انتخابات که در روند سیاسی شرکت کرده بود دریافت که این روند علیرغم رسیدن به برخی دستاوردها، اقدامات او را محدود کرده و او را به سمت اتحادهایی با گروههای دیگر سوق داده است. اما اکنون او از طریق تحریم انتخابات، تلاش میکند خود را به یک نیروی فشار خارج از چارچوب رسمی تبدیل کند؛ به نحوی که یا مانع تشکیل دولت شود و یا از موضع قدرت مذاکره کند. امری که قدرت مانور بیشتری، بدون عواقب مشارکت مستقیم در صحنه سیاسی، به او میدهد.
📌گفتمان تودهگرا و بسیج پایگاه مردمی: پیروان صدر سرمایه سیاسی او به حساب میآیند. او از طریق نمایش یک رویکرد انقلابی و تأکید بر تحریم انتخابات، تصویر خود را به عنوان یک رهبر مخالف روند سیاسی موجود و انقلابی تقویت میکند که با سیاستمداران سنتی متفاوت است. این رویکرد شور و شوق را در پایگاه مردمی او، به ویژه جوانان سرخورده، شعلهور میکند و سرزندگی هوادارانش را حفظ میکند و آنها را تحت لوای شعار مبارزه با فساد و سهمیهبندی سیاسی متحد میکند.
📌بهرهبرداری از فضای مجازی: بازوی رسانهای مقتدی صدر دیگر تلویزیون یا بیانیههای رسمی نیست، بلکه پلتفرمهایی مانند ایکس (توییتر سابق) و تلگرام است که امکانات قابل توجهی را در اختیار او قرار میدهد. از جمله: ارتباط مستقیم و بدون واسطه با میلیونها نفر، انتشار پیامهای متوالی که حضور مداوم او را در صحنه رسانهای حفظ میکنند و افکار عمومی را شکل میدهد، طرح شعارهای کلی و بدون پرداختن به جزئیات که ممکن است او را در معرض انتقاد مستقیم قرار دهد و در نهایت همسو نشان دادن خود با جنبش ملیگرایی است که هژمونی مستقیم خارجی بر تصمیمگیریهای عراق را رد میکند.
📌پایان سخن اینکه اصرار مقتدی صدر بر تحریم انتخابات یک بازی قدرت پرمخاطره است. هدف او تضعیف مشروعیت مخالفانش، حفظ نفوذ مردمی خود و مذاکره از موضع یک قدرت خارج از روند سیاسی است. براین اساس، به نظر میرسد که موفقیت این استراتژی به توانایی او در فلج کردن مؤثر روند سیاسی و متقاعد کردن هوادارانش بستگی دارد و اینکه بپذیرند تغییر واقعی تحت سیستم فعلی و از طریق صندوقهای رأی حاصل نخواهد شد.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
👍2
🔴مقتدى الصدر واستراتيجية مقاطعة الانتخابات
في الوقت الذي انطلقت فيه عملية إجراء الانتخابات البرلمانية العراقية بحضور عسكريين أمام صناديق الاقتراع، يواصل مقتدى الصدر، زعيم التيار الصدري، دق طبول المقاطعة، وينشر رسائل عديدة ومتتالية في هذا الصدد على مواقع التواصل الاجتماعي. إن إصرار مقتدى الصدر على مقاطعة الانتخابات البرلمانية ليس مجرد موقف تكتيكي، بل استراتيجية سياسية متعددة الأبعاد تعكس رؤيته للوضع السياسي الراهن في العراق. ويمكن تفسير هذه الاستراتيجية بالعوامل التالية:
📌التشديد على رفض شرعية النظام السياسي القائم: يرى الصدر أن النظام الحالي، بتحالفاته الطائفية ونفوذه الخارجي، فاسد وغير قادر على إحداث تغيير حقيقي، وبالتالي فإن المقاطعة أداة لحرمان الشعب من شرعيته في العملية السياسية برمتها في البلاد، وكشف مظاهر الديمقراطية التي تهيمن عليها الأحزاب الحاكمة.
📌ممارسة الضغط خارج العملية السیاسیة: وجد زعيم التيار الصدري في الجولة الانتخابية السابقة، والذي شارك في العملية السياسية، أن هذه العملية، رغم تحقيق بعض الإنجازات، حدّت من تحركاته ودفعته نحو التحالف مع جهات أخرى. أما الآن، فمن خلال مقاطعة الانتخابات، يسعى إلى تحويل نفسه إلى قوة ضغط خارج الإطار الرسمي؛ بطريقة تمكنه إما من منع تشكيل الحكومة أو التفاوض من موقع قوة. وهذا يمنحه مرونة أكبر في المناورة، دون عواقب المشاركة المباشرة في المشهد السياسي.
📌الخطاب الجماهيري وتعبئة القاعدة الشعبية: يُعتبر أتباع الصدر رأس ماله السياسي. فمن خلال تقديم نهج ثوري والتأكيد على مقاطعة الانتخابات، يُعزز صورته كقائد ثوري مناهض للعملیة السیاسیة، و مختلف عن السياسيين التقليديين. هذا النهج يُشعل حماس قاعدته الشعبية، وخاصة الشباب المُحبط، ويُبقي أنصاره متحدين تحت شعار مكافحة الفساد والمحاصصة السياسية.
📌استغلال وسائل تواصل الاجتماعي: لم يعد الذراع الإعلامي لمقتدى الصدر يقتصر على التلفزيون أو التصريحات الرسمية، بل أصبح منصات مثل X (تويتر سابقًا) وتيليغرام، تُتيح له فرصًا مهمة. تشمل هذه الفرص: التواصل المباشر مع ملايين الناس، ونشر رسائل متتالية تُحافظ على حضوره الإعلامي الدائم وتُشكّل الرأي العام، وصياغة شعارات عامة دون الخوض في تفاصيل قد تُعرّضه لانتقادات مباشرة، وأخيرًا، الانضمام إلى التيار الوطني الرافض للهيمنة الأجنبية المباشرة على القرار العراقي.
📌في الختام، يُعدّ إصرار مقتدى الصدر على مقاطعة الانتخابات لعبة نفوذ محفوفة بالمخاطر. هدفه هو تقويض شرعية خصومه، والحفاظ على نفوذه الشعبي، والتفاوض من موقع قوة خارج العملية السياسية. وعليه، يبدو أن نجاح هذه الاستراتيجية يعتمد على قدرته على شل العملية السياسية بفعالية، وإقناع أنصاره بقبول أن التغيير الحقيقي لن يتحقق في ظل النظام الحالي ومن خلال صناديق الاقتراع.
https://t.me/M_R_Balvardi
في الوقت الذي انطلقت فيه عملية إجراء الانتخابات البرلمانية العراقية بحضور عسكريين أمام صناديق الاقتراع، يواصل مقتدى الصدر، زعيم التيار الصدري، دق طبول المقاطعة، وينشر رسائل عديدة ومتتالية في هذا الصدد على مواقع التواصل الاجتماعي. إن إصرار مقتدى الصدر على مقاطعة الانتخابات البرلمانية ليس مجرد موقف تكتيكي، بل استراتيجية سياسية متعددة الأبعاد تعكس رؤيته للوضع السياسي الراهن في العراق. ويمكن تفسير هذه الاستراتيجية بالعوامل التالية:
📌التشديد على رفض شرعية النظام السياسي القائم: يرى الصدر أن النظام الحالي، بتحالفاته الطائفية ونفوذه الخارجي، فاسد وغير قادر على إحداث تغيير حقيقي، وبالتالي فإن المقاطعة أداة لحرمان الشعب من شرعيته في العملية السياسية برمتها في البلاد، وكشف مظاهر الديمقراطية التي تهيمن عليها الأحزاب الحاكمة.
📌ممارسة الضغط خارج العملية السیاسیة: وجد زعيم التيار الصدري في الجولة الانتخابية السابقة، والذي شارك في العملية السياسية، أن هذه العملية، رغم تحقيق بعض الإنجازات، حدّت من تحركاته ودفعته نحو التحالف مع جهات أخرى. أما الآن، فمن خلال مقاطعة الانتخابات، يسعى إلى تحويل نفسه إلى قوة ضغط خارج الإطار الرسمي؛ بطريقة تمكنه إما من منع تشكيل الحكومة أو التفاوض من موقع قوة. وهذا يمنحه مرونة أكبر في المناورة، دون عواقب المشاركة المباشرة في المشهد السياسي.
📌الخطاب الجماهيري وتعبئة القاعدة الشعبية: يُعتبر أتباع الصدر رأس ماله السياسي. فمن خلال تقديم نهج ثوري والتأكيد على مقاطعة الانتخابات، يُعزز صورته كقائد ثوري مناهض للعملیة السیاسیة، و مختلف عن السياسيين التقليديين. هذا النهج يُشعل حماس قاعدته الشعبية، وخاصة الشباب المُحبط، ويُبقي أنصاره متحدين تحت شعار مكافحة الفساد والمحاصصة السياسية.
📌استغلال وسائل تواصل الاجتماعي: لم يعد الذراع الإعلامي لمقتدى الصدر يقتصر على التلفزيون أو التصريحات الرسمية، بل أصبح منصات مثل X (تويتر سابقًا) وتيليغرام، تُتيح له فرصًا مهمة. تشمل هذه الفرص: التواصل المباشر مع ملايين الناس، ونشر رسائل متتالية تُحافظ على حضوره الإعلامي الدائم وتُشكّل الرأي العام، وصياغة شعارات عامة دون الخوض في تفاصيل قد تُعرّضه لانتقادات مباشرة، وأخيرًا، الانضمام إلى التيار الوطني الرافض للهيمنة الأجنبية المباشرة على القرار العراقي.
📌في الختام، يُعدّ إصرار مقتدى الصدر على مقاطعة الانتخابات لعبة نفوذ محفوفة بالمخاطر. هدفه هو تقويض شرعية خصومه، والحفاظ على نفوذه الشعبي، والتفاوض من موقع قوة خارج العملية السياسية. وعليه، يبدو أن نجاح هذه الاستراتيجية يعتمد على قدرته على شل العملية السياسية بفعالية، وإقناع أنصاره بقبول أن التغيير الحقيقي لن يتحقق في ظل النظام الحالي ومن خلال صناديق الاقتراع.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
👍2
🔴بازخوانی مخالفت رئیس جمهور آمریکا با نخست وزیری مالکی؛
تسلط فدرال رزرو آمریکا بر اقتصاد عراق و سوءاستفاده سیاسی ترامپ
درآمدهای ناشی از صادرات نفت ستون فقرات اقتصاد عراق است؛ به نحوی که بیش از ۹۰ درصد از درآمدهای بودجه عمومی این کشور را تشکیل میدهد. از سال ۲۰۰۳، درآمدهای نفتی عراق به حساب سپرده دولت عراق در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میشود. امری که تحت قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و به اصطلاح برای محافظت از درآمدهای نفتی در برابر سوءاستفاده و فساد ایجاد شده است. این درحالی است که ایجاد چنین سازوکاری با گذشت زمان به ابزار و اهرم فشاری در دست ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است که بر حاکمیت اقتصادی عراق تأثیر میگذارد.
طبق این مکانیسم درآمدهای فروش نفت عراق قبل از انتقال به دولت عراق، مستقیماً به یک حساب ویژه در بانک فدرال رزرو منتقل میشوند که در نتیجه آن به ایالات متحده آمریکا امکان کنترل مستقیم بر جریانهای مالی عراق را میدهد. همچنانکه این کشور امکان مسدود کردن، نظارت و یا محدود کردن استفاده از این دارایی را در اختیار دارد و از آن به عنوان یک ابزار فشار چندوجهی استفاده میکند که نظارت بر نقل و انتقالات و هزینههای دولت عراق، مسدود کردن وجوه در موارد اختلاف سیاسی و تأثیرگذاری بر سیاستهای اقتصادی و مالی عراق را شامل میشود.
در حوزه اقتصادی، سلطه آمریکا بر منابع درآمدی عراق پیامدهای اقتصادی عمیقی دارد به نحوی که عراق را از مدیریت مستقل درآمدهای نفتی خود ناتوان کرده است و دینار این کشور را به سیاستهای پولی ایالات متحده وابسته کرده است. همچنانکه تنوع اقتصادی عراق همچنان محدود است و این کشور به خاطر در اختیار نداشتن نقدینگی کافی در سایر بخشها سرمایه گذاری نکرده است. از سوی دیگر وابستگی مالی عراق به آمریکا باعث شده تا این کشور برای تعامل با کشورهایی که منافع آنها ممکن است با منافع ایالات متحده در تضاد باشد، با دشواریهای زیادی مواجه شود.
در عرصه سیاسی نیز این وابستگی اقتصادی شرایطی را فراهم کرده است تا ایالات متحده در راستای اهداف خود در عراق از این اهرم بهره ببرد که آخرین نمونه آن مخالفت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با نامزدی نوری المالکی برای پست نخست وزیری بود. دولت آمریکا این امکان را دارد که از طریق مکانیسم فدرال رزرو دولتهای مستقر در عراق را محدودیتهای قابل توجهی مواجه کند به نحوی که اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی در عراق در خدمت منافع واشنگتن باشد. همچنانکه امکان استفاده از این ابزار مالی برای حمایت از نیروهای سیاسی مورد نظر و مورد تایید ایالات متحده وجود دارد.
با توجه به آنچه که گفته شد میتوان به این جمعبندی رسید که تسلط ایالات متحده آمریکا بر درآمدهای نفتی عراق، وضعیت اقتصادی شکنندهای را برای این کشور ایجاد میکند و بغداد میتواند با مجموعهای از اقدامات با این چالش اساسی مقابله کند. از جلمه تسریع در تنوعبخشی اقتصادی به منظور کاهش وابستگی به نفت از طریق یک استراتژی توسعه چندبخشی، افزایش شفافیت داخلی با ایجاد سازوکارهای نظارت مالی ملی مستقل برای کاهش بهانههای خارجی برای نظارت بر ساختار مالی و در نهایت تلاش برای اصلاح ترتیبات مدیریت درآمدهای نفتی از طریق سازمان ملل.
https://t.me/M_R_Balvardi
تسلط فدرال رزرو آمریکا بر اقتصاد عراق و سوءاستفاده سیاسی ترامپ
درآمدهای ناشی از صادرات نفت ستون فقرات اقتصاد عراق است؛ به نحوی که بیش از ۹۰ درصد از درآمدهای بودجه عمومی این کشور را تشکیل میدهد. از سال ۲۰۰۳، درآمدهای نفتی عراق به حساب سپرده دولت عراق در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میشود. امری که تحت قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و به اصطلاح برای محافظت از درآمدهای نفتی در برابر سوءاستفاده و فساد ایجاد شده است. این درحالی است که ایجاد چنین سازوکاری با گذشت زمان به ابزار و اهرم فشاری در دست ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است که بر حاکمیت اقتصادی عراق تأثیر میگذارد.
طبق این مکانیسم درآمدهای فروش نفت عراق قبل از انتقال به دولت عراق، مستقیماً به یک حساب ویژه در بانک فدرال رزرو منتقل میشوند که در نتیجه آن به ایالات متحده آمریکا امکان کنترل مستقیم بر جریانهای مالی عراق را میدهد. همچنانکه این کشور امکان مسدود کردن، نظارت و یا محدود کردن استفاده از این دارایی را در اختیار دارد و از آن به عنوان یک ابزار فشار چندوجهی استفاده میکند که نظارت بر نقل و انتقالات و هزینههای دولت عراق، مسدود کردن وجوه در موارد اختلاف سیاسی و تأثیرگذاری بر سیاستهای اقتصادی و مالی عراق را شامل میشود.
در حوزه اقتصادی، سلطه آمریکا بر منابع درآمدی عراق پیامدهای اقتصادی عمیقی دارد به نحوی که عراق را از مدیریت مستقل درآمدهای نفتی خود ناتوان کرده است و دینار این کشور را به سیاستهای پولی ایالات متحده وابسته کرده است. همچنانکه تنوع اقتصادی عراق همچنان محدود است و این کشور به خاطر در اختیار نداشتن نقدینگی کافی در سایر بخشها سرمایه گذاری نکرده است. از سوی دیگر وابستگی مالی عراق به آمریکا باعث شده تا این کشور برای تعامل با کشورهایی که منافع آنها ممکن است با منافع ایالات متحده در تضاد باشد، با دشواریهای زیادی مواجه شود.
در عرصه سیاسی نیز این وابستگی اقتصادی شرایطی را فراهم کرده است تا ایالات متحده در راستای اهداف خود در عراق از این اهرم بهره ببرد که آخرین نمونه آن مخالفت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با نامزدی نوری المالکی برای پست نخست وزیری بود. دولت آمریکا این امکان را دارد که از طریق مکانیسم فدرال رزرو دولتهای مستقر در عراق را محدودیتهای قابل توجهی مواجه کند به نحوی که اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی در عراق در خدمت منافع واشنگتن باشد. همچنانکه امکان استفاده از این ابزار مالی برای حمایت از نیروهای سیاسی مورد نظر و مورد تایید ایالات متحده وجود دارد.
با توجه به آنچه که گفته شد میتوان به این جمعبندی رسید که تسلط ایالات متحده آمریکا بر درآمدهای نفتی عراق، وضعیت اقتصادی شکنندهای را برای این کشور ایجاد میکند و بغداد میتواند با مجموعهای از اقدامات با این چالش اساسی مقابله کند. از جلمه تسریع در تنوعبخشی اقتصادی به منظور کاهش وابستگی به نفت از طریق یک استراتژی توسعه چندبخشی، افزایش شفافیت داخلی با ایجاد سازوکارهای نظارت مالی ملی مستقل برای کاهش بهانههای خارجی برای نظارت بر ساختار مالی و در نهایت تلاش برای اصلاح ترتیبات مدیریت درآمدهای نفتی از طریق سازمان ملل.
https://t.me/M_R_Balvardi
Telegram
محمدرضا بلوردی
نوشته های محمدرضا بلوردی،
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
ارتباط با من:
@mr_balvardi
پست الکترونیک :
balvardi.r@gmail.com
تلفن :
09379899951