Forwarded from Ahangify
Total Eclipse Of The Heart
Bonnie Tyler
Forwarded from خبرگزاری خبرآنلاین
▫️رهبران غربی برای گفتگو درباره امنیت در جهانی که هر روز پرمخاطرهتر میشود، به ترکیه آمدند؛ اما هر کدام از آنها در زمان بازگشت، یک اسلحه رولور (ششلول) و شش فشنگ همراه خود داشتند.
▫️این هدیه نامتعارف از سوی میزبان نشست این هفته ناتو، یعنی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، با هدف به رخ کشیدن صنعت رو به رشد دفاعی کشورش تدارک دیده شده بود؛ اما مقامات سراسر این ائتلاف نظامی را انگشتبهدهن و سردرگم باقی گذاشت. برخی از آنها به دلیل قوانین سختگیرانه حمل سلاح در کشورهایشان مجبور شدند هدیه خود را جا بگذارند و برخی دیگر نیز آن را به موزهها اهدا کردند. /اسوشیتدپرس
📌متن کامل این ترجمه را در #خبرآنلاین بخوانید:
khabaronline.ir/xq5Pz
@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1
خبرگزاری خبرآنلاین
به بهانه این خبر پست قبلی که در کانال بله منتشر شده است رو اینجا بازنشر می کنم.
در سالهایی که مباحث نظامی و تحولات قدرت در جهان را دنبال کردهام، پیشرفت کشورها برایم صرفاً مجموعهای از آمارها و پروژههای تسلیحاتی نبوده است؛ بلکه نشانهای از درک آن کشورها از تغییرات ژئوپولیتیک به شمار میآمده است. هر جهش صنعتی یا نظامی معمولاً بازتابی از این پرسش است که یک کشور جایگاه خود را در نظم در حال تغییر جهان چگونه تعریف میکند.
در دل همین تغییرات، توجه به همسایه ما، ترکیه—کشوری که برای برخی به نوعی آمال و آرزو تبدیل شده—همواره جالب بوده است. تجربه این کشور در دو دهه اخیر، صرفنظر از قضاوتهای احساسی، نمونهای قابل تأمل از پیوند میان سیاست، صنعت و راهبرد دفاعی به شمار میآید.
اگر بخواهیم تجربه ترکیه در صنایع دفاعی را بدون شیفتگی و بدون بدبینی ارزیابی کنیم، باید گفت مهمترین دستاورد این کشور نه ساخت یک پهپاد خاص یا یک تانک مشخص، بلکه شکلگیری یک اکوسیستم دفاعی صادراتمحور بوده است؛ اکوسیستمی که توانسته میان نیازهای ارتش، توسعه فناوری، حضور در بازار جهانی و سرمایهگذاری صنعتی پیوند برقرار کند.
تا حدود دو دهه پیش، ترکیه در زمره واردکنندگان عمده تسلیحات قرار داشت. اما در سال ۲۰۲۴ صادرات دفاعی این کشور به حدود ۷.۱ میلیارد دلار رسید و محصولات نظامی آن به نزدیک به ۱۸۰ کشور جهان صادر شد. این تحول تنها یک موفقیت تجاری نیست؛ بلکه نشانهای از گذار صنعت دفاعی ترکیه از مرحله «تأمین نیاز داخلی» به مرحله حضور در رقابت جهانی است.
یکی از ویژگیهای مهم این مدل، تنوع حوزههای فعالیت آن است. برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه که در چند حوزه محدود متمرکز شدهاند، ترکیه تلاش کرده در بخشهای مختلف زنجیره صنایع دفاعی حضور داشته باشد:
پهپادهای رزمی مانند Bayraktar TB2، Akıncı و TB3
موشکهای کروز و ضدکشتی مانند Atmaca
سامانههای جنگ الکترونیک مانند KORAL
رادارها و سنسورهای پیشرفته
ناوچهها و شناورهای پروژه MİLGEM
تانک Altay
سامانههای پدافندی HISAR و SİPER
پروژه جنگنده نسل پنجم KAAN
پروژه یکپارچه پدافندی Steel Dome (Çelik Kubbe)
اهمیت این تنوع در آن است که بسیاری از کشورها ممکن است در یک یا دو حوزه به موفقیت دست یابند، اما ترکیه کوشیده است در طیفی گسترده از فناوریهای نظامی—از پهپاد و موشک گرفته تا رادار، کشتی جنگی و جنگنده—حضور داشته باشد و شبکهای نسبتاً کامل از قابلیتهای دفاعی ایجاد کند.
در مقایسه، ایران مسیر متفاوتی را پیموده است. فشار تحریمها و محدودیتهای فناوری سبب شد تهران منابع خود را بر چند حوزه راهبردی متمرکز کند:
موشکهای بالستیک
پهپادها
پدافند هوایی
جنگ نامتقارن
این تمرکز توانسته بازدارندگی قابل توجهی ایجاد کند، اما به طور طبیعی موجب شده تنوع صنعتی ایران در مقایسه با ترکیه محدودتر باشد. ایران در حوزههایی مانند موشک و برخی پهپادها توانمندیهای مهمی دارد، اما در عرصههایی همچون کشتیسازی نظامی صادراتی، جنگ الکترونیک صادراتمحور، توسعه هواگردهای پیشرفته، حضور گسترده در بازار جهانی تسلیحات و همکاریهای صنعتی بینالمللی با محدودیتهای جدی مواجه است.
...
ادامه دارد
MSF | خرده ریزه های آب آورده
MSF | خرده ریزه های آب آورده
در دل همین تغییرات، توجه به همسایه ما، ترکیه—کشوری که برای برخی به نوعی آمال و آرزو تبدیل شده—همواره جالب بوده است. تجربه این کشور در دو دهه اخیر، صرفنظر از قضاوتهای احساسی، نمونهای قابل تأمل از پیوند میان سیاست، صنعت و راهبرد دفاعی به شمار میآید.
اگر بخواهیم تجربه ترکیه در صنایع دفاعی را بدون شیفتگی و بدون بدبینی ارزیابی کنیم، باید گفت مهمترین دستاورد این کشور نه ساخت یک پهپاد خاص یا یک تانک مشخص، بلکه شکلگیری یک اکوسیستم دفاعی صادراتمحور بوده است؛ اکوسیستمی که توانسته میان نیازهای ارتش، توسعه فناوری، حضور در بازار جهانی و سرمایهگذاری صنعتی پیوند برقرار کند.
تا حدود دو دهه پیش، ترکیه در زمره واردکنندگان عمده تسلیحات قرار داشت. اما در سال ۲۰۲۴ صادرات دفاعی این کشور به حدود ۷.۱ میلیارد دلار رسید و محصولات نظامی آن به نزدیک به ۱۸۰ کشور جهان صادر شد. این تحول تنها یک موفقیت تجاری نیست؛ بلکه نشانهای از گذار صنعت دفاعی ترکیه از مرحله «تأمین نیاز داخلی» به مرحله حضور در رقابت جهانی است.
یکی از ویژگیهای مهم این مدل، تنوع حوزههای فعالیت آن است. برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه که در چند حوزه محدود متمرکز شدهاند، ترکیه تلاش کرده در بخشهای مختلف زنجیره صنایع دفاعی حضور داشته باشد:
پهپادهای رزمی مانند Bayraktar TB2، Akıncı و TB3
موشکهای کروز و ضدکشتی مانند Atmaca
سامانههای جنگ الکترونیک مانند KORAL
رادارها و سنسورهای پیشرفته
ناوچهها و شناورهای پروژه MİLGEM
تانک Altay
سامانههای پدافندی HISAR و SİPER
پروژه جنگنده نسل پنجم KAAN
پروژه یکپارچه پدافندی Steel Dome (Çelik Kubbe)
اهمیت این تنوع در آن است که بسیاری از کشورها ممکن است در یک یا دو حوزه به موفقیت دست یابند، اما ترکیه کوشیده است در طیفی گسترده از فناوریهای نظامی—از پهپاد و موشک گرفته تا رادار، کشتی جنگی و جنگنده—حضور داشته باشد و شبکهای نسبتاً کامل از قابلیتهای دفاعی ایجاد کند.
در مقایسه، ایران مسیر متفاوتی را پیموده است. فشار تحریمها و محدودیتهای فناوری سبب شد تهران منابع خود را بر چند حوزه راهبردی متمرکز کند:
موشکهای بالستیک
پهپادها
پدافند هوایی
جنگ نامتقارن
این تمرکز توانسته بازدارندگی قابل توجهی ایجاد کند، اما به طور طبیعی موجب شده تنوع صنعتی ایران در مقایسه با ترکیه محدودتر باشد. ایران در حوزههایی مانند موشک و برخی پهپادها توانمندیهای مهمی دارد، اما در عرصههایی همچون کشتیسازی نظامی صادراتی، جنگ الکترونیک صادراتمحور، توسعه هواگردهای پیشرفته، حضور گسترده در بازار جهانی تسلیحات و همکاریهای صنعتی بینالمللی با محدودیتهای جدی مواجه است.
...
ادامه دارد
MSF | خرده ریزه های آب آورده
MSF | خرده ریزه های آب آورده
Telegram
MSF | خرده ریزه های آب آورده
یک جای شخصی برای دلمشغولیهام، ریویوهای سینمایی، اخبار و هرچیزی که ذهنم رو مشغول کرده.
👍1
در سوی دیگر، عربستان سعودی قرار دارد. ریاض از نظر بودجه نظامی فاصله قابل توجهی با هر دو کشور دارد، اما بخش بزرگی از این هزینهها طی دهههای گذشته صرف خرید تسلیحات خارجی شده است. برنامههای بومیسازی دفاعی عربستان در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ هنوز عمدتاً در مرحله انتقال فناوری، مونتاژ و مشارکت صنعتی قرار دارند و با سطح طراحی مستقل که ترکیه دنبال میکند فاصله محسوسی دارند.
با این حال، شاید مهمترین عامل در موفقیت نسبی ترکیه را باید در جایی دیگر جستوجو کرد: صادرات.
صادرات در صنعت دفاعی تنها منبع درآمد نیست؛ بلکه عاملی تعیینکننده در ارتقای کیفیت و رقابتپذیری نیز محسوب میشود.
شرکتی که صرفاً برای ارتش کشور خود تولید میکند، الزام چندانی برای رقابت جهانی ندارد. اما زمانی که یک محصول باید در بازارهای بینالمللی عرضه شود، سازنده ناگزیر است:
قیمت رقابتی ارائه کند
استانداردهای بینالمللی را رعایت کند
شبکه خدمات پس از فروش ایجاد کند
زنجیره تأمین و تولید را گسترش دهد
و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه را تداوم بخشد
نمونه بارز این روند شرکت Baykar است که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۸ میلیارد دلار صادرات مستقیم ثبت کرده است.
در کنار آن، شرکتهایی مانند ASELSAN، Roketsan، TUSAŞ و ASFAT نیز به تدریج از پیمانکاران داخلی به بازیگران بازار بینالمللی تبدیل شدهاند. برای نمونه، تنها ASELSAN در سال ۲۰۲۴ بیش از یک میلیارد دلار قرارداد صادراتی منعقد کرد و محصولات آن اکنون در دهها کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
در نتیجه، صادرات در صنعت دفاعی ترکیه به تدریج نوعی چرخه خودتقویتکننده ایجاد کرده است. افزایش صادرات منابع مالی بیشتری در اختیار شرکتها قرار میدهد؛ این منابع به سرمایهگذاری گستردهتر در تحقیقو توسعه تبدیل میشود و در نهایت به تولید محصولات پیشرفتهتر میانجامد. چنین محصولاتی نیز توان رقابت بیشتری در بازار جهانی پیدا میکنند و خود به افزایش دوباره صادرات منجر میشوند. به این ترتیب، حلقهای شکل میگیرد که در آن رشد صادرات و پیشرفت فناوری یکدیگر را تقویت میکنند.
چنین چرخهای همان چیزی است که در بسیاری از کشورهای منطقه شکل نگرفته یا هنوز به بلوغ نرسیده است.
البته در ارزیابی تجربه ترکیه نباید دچار اغراق شد. این کشور همچنان در برخی فناوریهای کلیدی به خارج وابستگیهایی دارد؛ از جمله در حوزه موتورهای پیشرفته هواپیما و برخی زیرسامانههای حساس. پروژههایی مانند KAAN و Steel Dome نیز هنوز در مراحل توسعه و بلوغ قرار دارند و موفقیت نهایی آنها از پیش تضمینشده نیست.
با این حال، اگر معیار را «کارآمدی سیاستگذاری صنعتی» بدانیم، ترکیه احتمالاً یکی از موفقترین نمونهها در جهان اسلام طی دو دهه اخیر به شمار میآید. ایران توانسته بازدارندگی بومی قابل توجهی ایجاد کند و عربستان نیز از منابع مالی گسترده برخوردار است؛ اما ترکیه کشوری است که بیش از دیگران توانسته میان فناوری، صنعت، صادرات و راهبرد دفاعی پیوند برقرار کند.
از این منظر، شاید مهمترین محصول دفاعی ترکیه نه TB2 است، نه KAAN و نه SİPER؛ بلکه خودِ اکوسیستم صنعتیای است که امکان تولید همه این پروژهها را فراهم کرده است. تفاوت میان یک برنامه تسلیحاتی و یک صنعت دفاعی واقعی، دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
MSF | خرده ریزه های آب آورده
با این حال، شاید مهمترین عامل در موفقیت نسبی ترکیه را باید در جایی دیگر جستوجو کرد: صادرات.
صادرات در صنعت دفاعی تنها منبع درآمد نیست؛ بلکه عاملی تعیینکننده در ارتقای کیفیت و رقابتپذیری نیز محسوب میشود.
شرکتی که صرفاً برای ارتش کشور خود تولید میکند، الزام چندانی برای رقابت جهانی ندارد. اما زمانی که یک محصول باید در بازارهای بینالمللی عرضه شود، سازنده ناگزیر است:
قیمت رقابتی ارائه کند
استانداردهای بینالمللی را رعایت کند
شبکه خدمات پس از فروش ایجاد کند
زنجیره تأمین و تولید را گسترش دهد
و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه را تداوم بخشد
نمونه بارز این روند شرکت Baykar است که در سال ۲۰۲۴ حدود ۱.۸ میلیارد دلار صادرات مستقیم ثبت کرده است.
در کنار آن، شرکتهایی مانند ASELSAN، Roketsan، TUSAŞ و ASFAT نیز به تدریج از پیمانکاران داخلی به بازیگران بازار بینالمللی تبدیل شدهاند. برای نمونه، تنها ASELSAN در سال ۲۰۲۴ بیش از یک میلیارد دلار قرارداد صادراتی منعقد کرد و محصولات آن اکنون در دهها کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
در نتیجه، صادرات در صنعت دفاعی ترکیه به تدریج نوعی چرخه خودتقویتکننده ایجاد کرده است. افزایش صادرات منابع مالی بیشتری در اختیار شرکتها قرار میدهد؛ این منابع به سرمایهگذاری گستردهتر در تحقیقو توسعه تبدیل میشود و در نهایت به تولید محصولات پیشرفتهتر میانجامد. چنین محصولاتی نیز توان رقابت بیشتری در بازار جهانی پیدا میکنند و خود به افزایش دوباره صادرات منجر میشوند. به این ترتیب، حلقهای شکل میگیرد که در آن رشد صادرات و پیشرفت فناوری یکدیگر را تقویت میکنند.
چنین چرخهای همان چیزی است که در بسیاری از کشورهای منطقه شکل نگرفته یا هنوز به بلوغ نرسیده است.
البته در ارزیابی تجربه ترکیه نباید دچار اغراق شد. این کشور همچنان در برخی فناوریهای کلیدی به خارج وابستگیهایی دارد؛ از جمله در حوزه موتورهای پیشرفته هواپیما و برخی زیرسامانههای حساس. پروژههایی مانند KAAN و Steel Dome نیز هنوز در مراحل توسعه و بلوغ قرار دارند و موفقیت نهایی آنها از پیش تضمینشده نیست.
با این حال، اگر معیار را «کارآمدی سیاستگذاری صنعتی» بدانیم، ترکیه احتمالاً یکی از موفقترین نمونهها در جهان اسلام طی دو دهه اخیر به شمار میآید. ایران توانسته بازدارندگی بومی قابل توجهی ایجاد کند و عربستان نیز از منابع مالی گسترده برخوردار است؛ اما ترکیه کشوری است که بیش از دیگران توانسته میان فناوری، صنعت، صادرات و راهبرد دفاعی پیوند برقرار کند.
از این منظر، شاید مهمترین محصول دفاعی ترکیه نه TB2 است، نه KAAN و نه SİPER؛ بلکه خودِ اکوسیستم صنعتیای است که امکان تولید همه این پروژهها را فراهم کرده است. تفاوت میان یک برنامه تسلیحاتی و یک صنعت دفاعی واقعی، دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
MSF | خرده ریزه های آب آورده
Telegram
MSF | خرده ریزه های آب آورده
یک جای شخصی برای دلمشغولیهام، ریویوهای سینمایی، اخبار و هرچیزی که ذهنم رو مشغول کرده.
👍1
به بهانه هدیه خطرناک اردوغان به رهبران ناتو (لینک خبر)
ترکیه در دو دهه گذشته فقط چند سلاح جدید نساخت؛ بلکه یک «اکوسیستم دفاعی» بنا کرد. از پهپاد و موشک تا رادار، ناو و جنگنده، هدف این کشور صرفاً تأمین نیاز ارتش نبود، بلکه حضور در بازار جهانی بود.
نویسنده با مقایسه سه الگوی منطقهای نشان میدهد که ایران بر بازدارندگی و چند حوزه راهبردی متمرکز شده، عربستان همچنان متکی به خرید خارجی است و ترکیه با تکیه بر صادرات، رقابتپذیری و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، چرخهای خودتقویتکننده میان فناوری و صنعت ایجاد کرده است.
جمعبندی متن این است که بزرگترین دستاورد ترکیه نه یک پهپاد یا جنگنده، بلکه ساختن صنعتی است که میتواند بهطور مستمر محصولات جدید خلق کند؛ تفاوتی که میان «داشتن چند محصول نظامی» و «داشتن یک صنعت دفاعی واقعی» وجود دارد.
https://t.me/MSFWorld/89
ترکیه در دو دهه گذشته فقط چند سلاح جدید نساخت؛ بلکه یک «اکوسیستم دفاعی» بنا کرد. از پهپاد و موشک تا رادار، ناو و جنگنده، هدف این کشور صرفاً تأمین نیاز ارتش نبود، بلکه حضور در بازار جهانی بود.
نویسنده با مقایسه سه الگوی منطقهای نشان میدهد که ایران بر بازدارندگی و چند حوزه راهبردی متمرکز شده، عربستان همچنان متکی به خرید خارجی است و ترکیه با تکیه بر صادرات، رقابتپذیری و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، چرخهای خودتقویتکننده میان فناوری و صنعت ایجاد کرده است.
جمعبندی متن این است که بزرگترین دستاورد ترکیه نه یک پهپاد یا جنگنده، بلکه ساختن صنعتی است که میتواند بهطور مستمر محصولات جدید خلق کند؛ تفاوتی که میان «داشتن چند محصول نظامی» و «داشتن یک صنعت دفاعی واقعی» وجود دارد.
https://t.me/MSFWorld/89
👍1
Forwarded from کتاب و مجلات سینمایی
time.100.must.read.fantasy.books.2025.pdf
44.2 MB
100 کتاب داستان خیالی که باید بخوانید به انتخاب مجله تایم 2025
کتاب و مجلات سینمایی
time.100.must.read.fantasy.books.2025.pdf
فهرست «۱۰۰ کتابی که باید از ادبیات فانتزی خواند» مجله تایم، بیش از آنکه یک رتبهبندی باشد، نقشهای از تغییر معنای «خیال» در ادبیات است. از هزار و یک شب تا تالکین و لو گویین، و از آنجا تا نویسندگانی که دیگر مرز روشنی میان فانتزی و علمیتخیلی قائل نیستند، این فهرست نشان میدهد که ژانرها هم مانند تمدنها، مهاجرت میکنند و دگرگون میشوند.
میان همه انتخابها، از دیدن مجموعه «زمین شکسته» و بهویژه «فصل پنجم» بیشتر از همه خوشحال شدم. نه فقط چون ان. کی. جمیسین سه سال پیاپی جایزه هوگو را فتح کرد، بلکه چون این مجموعه یادآوری میکند که بهترین فانتزیهای امروز، دیگر فقط درباره جادو و اژدها نیستند؛ درباره زمین، قدرت، تبعیض، حافظه و بهای زنده ماندناند. شاید همین باشد که ادبیات خیال را هنوز، با وجود همه پیشرفتهای علم، ضروری نگه میدارد.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
میان همه انتخابها، از دیدن مجموعه «زمین شکسته» و بهویژه «فصل پنجم» بیشتر از همه خوشحال شدم. نه فقط چون ان. کی. جمیسین سه سال پیاپی جایزه هوگو را فتح کرد، بلکه چون این مجموعه یادآوری میکند که بهترین فانتزیهای امروز، دیگر فقط درباره جادو و اژدها نیستند؛ درباره زمین، قدرت، تبعیض، حافظه و بهای زنده ماندناند. شاید همین باشد که ادبیات خیال را هنوز، با وجود همه پیشرفتهای علم، ضروری نگه میدارد.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
Telegram
MSF | خرده ریزه های آب آورده
یک جای شخصی برای دلمشغولیهام، ریویوهای سینمایی، اخبار و هرچیزی که ذهنم رو مشغول کرده.
❤1
چای عصرگاهی
میان هیاهوی شهر
هومر لبخند زد
پینوشت.۱: کریستوفر نولان، مت دیمون و تام هالند در جریان افتتاحیه فیلم اودیسه در هند، به جای حضور در یک مراسم پرزرقوبرق، به یکی از کافههای قدیمی و خاطرهانگیز بمبئی رفتند؛ جایی که با یک فنجان چای ماسالا و چند خوراکی محلی، تصویری ساختند که خیلی زود به یکی از پربازدیدترین عکسهای این تور تبلیغاتی تبدیل شد.
پینوشت.۲: بازاریابی تجربهمحور، فروش یک محصول نیست؛ ساختن خاطرهای است که مردم خودشان آن را روایت کنند. شاید ارزش این میز مرمری، آن فنجان چای و آن کافه قدیمی، کمتر از چند دقیقه تبلیغ تلویزیونی باشد؛ اما عکسی که از آن متولد شد، میلیونها بار دیده میشود. برندها زمانی در ذهن ماندگار میشوند که به جای خریدن توجه، تجربهای خلق کنند که مخاطب با میل خود آن را بازگو کند.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
میان هیاهوی شهر
هومر لبخند زد
پینوشت.۱: کریستوفر نولان، مت دیمون و تام هالند در جریان افتتاحیه فیلم اودیسه در هند، به جای حضور در یک مراسم پرزرقوبرق، به یکی از کافههای قدیمی و خاطرهانگیز بمبئی رفتند؛ جایی که با یک فنجان چای ماسالا و چند خوراکی محلی، تصویری ساختند که خیلی زود به یکی از پربازدیدترین عکسهای این تور تبلیغاتی تبدیل شد.
پینوشت.۲: بازاریابی تجربهمحور، فروش یک محصول نیست؛ ساختن خاطرهای است که مردم خودشان آن را روایت کنند. شاید ارزش این میز مرمری، آن فنجان چای و آن کافه قدیمی، کمتر از چند دقیقه تبلیغ تلویزیونی باشد؛ اما عکسی که از آن متولد شد، میلیونها بار دیده میشود. برندها زمانی در ذهن ماندگار میشوند که به جای خریدن توجه، تجربهای خلق کنند که مخاطب با میل خود آن را بازگو کند.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
👍3
ایران بدون تردید کشوری معدنخیز و از نظر تنوع منابع معدنی در میان کشورهای مهم جهان است؛ اما این گزاره که «از نظر ذخایر معدنی جزو چند کشور اول دنیا است» تنها در صورت احتساب نفت و گاز یا استفاده از برخی شاخصهای خاص میتواند تا حدی درست باشد. در مواد معدنی راهبردی قرن بیستویکم، بازیگران اصلی امروز عمدتاً چین، استرالیا، شیلی، برزیل، اندونزی، کانادا و جمهوری دموکراتیک کنگو هستند.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
MSF | خرده ریزه های آب آورده
👍1
غرش آخر یک امپراتوری
انگلستان امشب فقط برابر آرژانتین بازی نمیکند؛ برابر تصویری از خودش میایستد که سالهاست میان شکوه ازدسترفته، خشم فروخورده و رؤیای بازگشت سرگردان مانده است، کشوری که روزگاری نقشه جهان را به رنگ خود درآورد، زبانش را بر دهان دیگران نشاند، فوتبال را به مستعمرهها برد و حالا در خیابانهای پایتختش با نامهای محمد، راجیو و فاطیما روبهروست؛ نامهایی که دیگر حاشیه نیستند، خود متناند، یادگار همان جهانی که انگلستان ساخت و سپس دیگر نتوانست انکار کند.
امپراتوری فرو ریخته، اما خوی امپراتوری هنوز زنده است؛ حیوانی پیر که قلمرو ندارد اما بوی خون را فراموش نکرده، در قفسی از نوستالژی، شکست و شعار «بازگشت به خانه» دور خودش میچرخد و منتظر لحظهای است تا ثابت کند هنوز پنجه دارد. آرژانتین برای این حیوان فقط یک حریف نیست؛ زخمی است که راه میرود، یادآور بعدازظهری در آزتکا که مردی کوتاهقامت از حاشیه بوئنوسآیرس ابتدا قانون انگلیسی را با دست تحقیر کرد و چند دقیقه بعد همان بازی را با پا به مرتبه هنر رساند؛ انگار تاریخ خواسته باشد به مخترع فوتبال بگوید دیگر مالک معنای آن نیست.
از آن روز، آرژانتین شکست خود در مالویناس را در اسطوره مارادونا شست و انگلستان غرور خود را در اعتراض به یک خطای هند دفن کرد؛ یکی از دزدی، معجزه ساخت و دیگری از قانون، مرثیه. مارادونا برای آرژانتین قدیسی بیاخلاق بود و برای انگلستان شیطانی نابغه؛ همان موجودی که همزمان مستحق اخراج و پرستش بود و از همین تناقض، زخمی ساخت که چهل سال بعد هنوز خوب نشده است.
جورج اورول فوتبال را جنگی بدون تیراندازی میدانست و بعید است میدان مناسبیتر از این بازی برای اثبات حرفش پیدا شود؛ در جهانی که سیاست دوباره به زبان ملت، نژاد، مرز و عظمت ازدسترفته حرف میزند، فوتبال آخرین جایی است که امپراتوریهای مرده میتوانند برای نود دقیقه زنده شوند، پرچمها را بالا ببرند، دشمنی قدیمی را به تن بازیکنان جوان بدوزند و شکست یک تیم را به پیروزی یک تمدن تعبیر کنند.
اما انگلستان امروز دیگر آن انگلستان قدیم نیست و همین هم خشمش را بیشتر میکند؛ تیمی که باید نماد ملت باشد، خود تصویری از جهانی است که ناسیونالیستهایش از آن میترسند، ترکیبی از مهاجر، مستعمره، حاشیه و مرکز، از فرزندان همان مردمانی که امپراتوری زمانی بر آنان حکومت میکرد و امروز باید با پیراهن سهشیر، رؤیای بازگشت همان امپراتوری را حمل کنند. طنز تاریخ از این بیرحمانهتر نمیشود: انگلستان برای بازسازی عظمت ازدسترفتهاش به فرزندان جهانی نیاز دارد که روزگاری میخواست بر آن فرمان براند.
آرژانتین نیز چندان بیگناه نیست؛ ملتی که آنقدر در مارادونا، مالویناس و مسی زیسته که گاه قهرمان را جای آینده نشانده است، کشوری که از شکست، شعر و از بحران، افسانه میسازد، اما هر اسطورهای سرانجام به زندان بدل میشود و هر ملتی که بیش از اندازه به مردگانش تکیه کند، دیر یا زود توان ایستادن روی پای خود را از دست میدهد.
پس بازی امشب تقابل خیر و شر نیست؛ برخورد دو خودفریبی است. آرژانتین میخواهد همچنان قربانی شجاع تاریخ باقی بماند و انگلستان میخواهد باور کند هنوز حیوانی است که جهان از غرش آن میترسد. یکی در سایه قدیسی خطاکار زندگی میکند و دیگری در رؤیای تاجی که دیگر سری برای آن نمانده است.
بااینحال، حیوان زخمی خطرناک است، بهخصوص وقتی بفهمد شاید این آخرین فرصت او برای حمله باشد. انگلستان امشب با حافظه ۱۹۸۶، خشم چند دهه ناکامی و شهوت دیرینه بازگشت وارد زمین میشود؛ نه برای آنکه فقط آرژانتین را شکست دهد، بلکه برای آنکه به خودش ثابت کند هنوز میتواند چیزی را فتح کند.
اگر پیروز شود، رسانهها از بازگشت فوتبال به خانه خواهند گفت، بیآنکه بپرسند خانه کجاست و صاحبش کیست؛ و اگر شکست بخورد، حیوان دوباره به قفس برمیگردد، با زخمی تازه و رؤیایی قدیمیتر.
امشب شاید صدای غرش انگلستان دوباره شنیده شود.
اما هنوز معلوم نیست صدای تولد دوباره یک ملت باشد، یا آخرین نعره امپراتوریای که فهمیده دیگر جنگلی برای فرمانروایی ندارد.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
انگلستان امشب فقط برابر آرژانتین بازی نمیکند؛ برابر تصویری از خودش میایستد که سالهاست میان شکوه ازدسترفته، خشم فروخورده و رؤیای بازگشت سرگردان مانده است، کشوری که روزگاری نقشه جهان را به رنگ خود درآورد، زبانش را بر دهان دیگران نشاند، فوتبال را به مستعمرهها برد و حالا در خیابانهای پایتختش با نامهای محمد، راجیو و فاطیما روبهروست؛ نامهایی که دیگر حاشیه نیستند، خود متناند، یادگار همان جهانی که انگلستان ساخت و سپس دیگر نتوانست انکار کند.
امپراتوری فرو ریخته، اما خوی امپراتوری هنوز زنده است؛ حیوانی پیر که قلمرو ندارد اما بوی خون را فراموش نکرده، در قفسی از نوستالژی، شکست و شعار «بازگشت به خانه» دور خودش میچرخد و منتظر لحظهای است تا ثابت کند هنوز پنجه دارد. آرژانتین برای این حیوان فقط یک حریف نیست؛ زخمی است که راه میرود، یادآور بعدازظهری در آزتکا که مردی کوتاهقامت از حاشیه بوئنوسآیرس ابتدا قانون انگلیسی را با دست تحقیر کرد و چند دقیقه بعد همان بازی را با پا به مرتبه هنر رساند؛ انگار تاریخ خواسته باشد به مخترع فوتبال بگوید دیگر مالک معنای آن نیست.
از آن روز، آرژانتین شکست خود در مالویناس را در اسطوره مارادونا شست و انگلستان غرور خود را در اعتراض به یک خطای هند دفن کرد؛ یکی از دزدی، معجزه ساخت و دیگری از قانون، مرثیه. مارادونا برای آرژانتین قدیسی بیاخلاق بود و برای انگلستان شیطانی نابغه؛ همان موجودی که همزمان مستحق اخراج و پرستش بود و از همین تناقض، زخمی ساخت که چهل سال بعد هنوز خوب نشده است.
جورج اورول فوتبال را جنگی بدون تیراندازی میدانست و بعید است میدان مناسبیتر از این بازی برای اثبات حرفش پیدا شود؛ در جهانی که سیاست دوباره به زبان ملت، نژاد، مرز و عظمت ازدسترفته حرف میزند، فوتبال آخرین جایی است که امپراتوریهای مرده میتوانند برای نود دقیقه زنده شوند، پرچمها را بالا ببرند، دشمنی قدیمی را به تن بازیکنان جوان بدوزند و شکست یک تیم را به پیروزی یک تمدن تعبیر کنند.
اما انگلستان امروز دیگر آن انگلستان قدیم نیست و همین هم خشمش را بیشتر میکند؛ تیمی که باید نماد ملت باشد، خود تصویری از جهانی است که ناسیونالیستهایش از آن میترسند، ترکیبی از مهاجر، مستعمره، حاشیه و مرکز، از فرزندان همان مردمانی که امپراتوری زمانی بر آنان حکومت میکرد و امروز باید با پیراهن سهشیر، رؤیای بازگشت همان امپراتوری را حمل کنند. طنز تاریخ از این بیرحمانهتر نمیشود: انگلستان برای بازسازی عظمت ازدسترفتهاش به فرزندان جهانی نیاز دارد که روزگاری میخواست بر آن فرمان براند.
آرژانتین نیز چندان بیگناه نیست؛ ملتی که آنقدر در مارادونا، مالویناس و مسی زیسته که گاه قهرمان را جای آینده نشانده است، کشوری که از شکست، شعر و از بحران، افسانه میسازد، اما هر اسطورهای سرانجام به زندان بدل میشود و هر ملتی که بیش از اندازه به مردگانش تکیه کند، دیر یا زود توان ایستادن روی پای خود را از دست میدهد.
پس بازی امشب تقابل خیر و شر نیست؛ برخورد دو خودفریبی است. آرژانتین میخواهد همچنان قربانی شجاع تاریخ باقی بماند و انگلستان میخواهد باور کند هنوز حیوانی است که جهان از غرش آن میترسد. یکی در سایه قدیسی خطاکار زندگی میکند و دیگری در رؤیای تاجی که دیگر سری برای آن نمانده است.
بااینحال، حیوان زخمی خطرناک است، بهخصوص وقتی بفهمد شاید این آخرین فرصت او برای حمله باشد. انگلستان امشب با حافظه ۱۹۸۶، خشم چند دهه ناکامی و شهوت دیرینه بازگشت وارد زمین میشود؛ نه برای آنکه فقط آرژانتین را شکست دهد، بلکه برای آنکه به خودش ثابت کند هنوز میتواند چیزی را فتح کند.
اگر پیروز شود، رسانهها از بازگشت فوتبال به خانه خواهند گفت، بیآنکه بپرسند خانه کجاست و صاحبش کیست؛ و اگر شکست بخورد، حیوان دوباره به قفس برمیگردد، با زخمی تازه و رؤیایی قدیمیتر.
امشب شاید صدای غرش انگلستان دوباره شنیده شود.
اما هنوز معلوم نیست صدای تولد دوباره یک ملت باشد، یا آخرین نعره امپراتوریای که فهمیده دیگر جنگلی برای فرمانروایی ندارد.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
Telegram
MSF | خرده ریزه های آب آورده
یک جای شخصی برای دلمشغولیهام، ریویوهای سینمایی، اخبار و هرچیزی که ذهنم رو مشغول کرده.
👍2👎1
https://t.me/MSFWorld/98
...
اگر پیروز شود، رسانهها از بازگشت فوتبال به خانه خواهند گفت، بیآنکه بپرسند خانه کجاست و صاحبش کیست؛ و اگر شکست بخورد، حیوان دوباره به قفس برمیگردد، با زخمی تازه و رؤیایی قدیمیتر.
امشب شاید صدای غرش انگلستان دوباره شنیده شود...
MSF | خرده ریزه های آب آورده
...
اگر پیروز شود، رسانهها از بازگشت فوتبال به خانه خواهند گفت، بیآنکه بپرسند خانه کجاست و صاحبش کیست؛ و اگر شکست بخورد، حیوان دوباره به قفس برمیگردد، با زخمی تازه و رؤیایی قدیمیتر.
امشب شاید صدای غرش انگلستان دوباره شنیده شود...
MSF | خرده ریزه های آب آورده
Forwarded from دنیای ترانه
The Hard Way
Cameron Whitcomb
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«The Hard Way-2025»
کامرون ویتکامب
دیگر هیچ تردیدی برایم نمانده.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
و تو از همان اول حق داشتی.
من به دلشکستگی اعتیاد داشتم.
به عشقها و دروغهایی که به خوردم داده بودند، معتاد بودم.
ترجیح میدهم تنها بمیرم،
تا اینکه دوباره در آن روزهای تاریک زندگی کنم.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
... ترانهای بسیار شخصی است که از تجربههای واقعی کامرون ویتکامب الهام گرفته است؛ تجربه اعتیاد، افسردگی، احساس گناه، و تلاش برای بازسازی زندگی. خود او در مصاحبههایش گفته که ترجیح داده بهجای استفاده از استعارههای امن، حقیقت را با همان تلخی بیان کند؛ حتی اگر شنونده را معذب کند.
از اینجا کاملش را بشنوید.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
کامرون ویتکامب
دیگر هیچ تردیدی برایم نمانده.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
و تو از همان اول حق داشتی.
من به دلشکستگی اعتیاد داشتم.
به عشقها و دروغهایی که به خوردم داده بودند، معتاد بودم.
ترجیح میدهم تنها بمیرم،
تا اینکه دوباره در آن روزهای تاریک زندگی کنم.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
مجبور شدم از راهِ سخت یاد بگیرم.
... ترانهای بسیار شخصی است که از تجربههای واقعی کامرون ویتکامب الهام گرفته است؛ تجربه اعتیاد، افسردگی، احساس گناه، و تلاش برای بازسازی زندگی. خود او در مصاحبههایش گفته که ترجیح داده بهجای استفاده از استعارههای امن، حقیقت را با همان تلخی بیان کند؛ حتی اگر شنونده را معذب کند.
از اینجا کاملش را بشنوید.
MSF | خرده ریزه های آب آورده
👍1