|منِ‌ او♡︎|
850 subscribers
56 photos
4 videos
3 links
خانه ی عشق متعلق به من💫
منِ او:)🤍



ارتباط با من🪐:
@maheshghh
تبلیغات ☁️:
https://t.me/TABLIGHAT9_9
Download Telegram
كه اشک‌های تو
‏در چشم‌های من بود؛

@MN_E_OU ..♡
رَنج به جانِ کوچکت نرسد ؛ عزیز من ..

@MN_E_OU ..♡
قلب‌ خوب‌ تو‌ جواب‌ فریاد‌ من‌ است.♥️
- احمد شاملو

@MN_E_OU ..♡
«فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«خدا بخواهد غیرممکن هم ممکن می‌شود»
-شبتون خدایی

@MN_E_OU ..♡
3
~ اگر
نور
در
قلبت
باشد،
راه
خانه
را
خواهى
يافت...

@MN_E_OU ..♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علیهآ
-به‌یه‌حآلِ‌خوب‌نیآز‌دآریم:)
👍2
قفس است آسمان اگر تو نباشی☁️

@MN_E_OU ..♡
1
هرچی متن خوشگلِ از اینجا میاد🌈🥹
@angiiiizeeshiii

اگه دنبال یه چنلی میگردی که متن های کوتاه، بلند، عاشقانه، دپ ،دیالوگ و..داشته باشه🫴🏻
تو این چنل حتما جوین شو منتظرم❤️😉
2👍2
|منِ‌ او♡︎|
هرچی متن خوشگلِ از اینجا میاد🌈🥹 @angiiiizeeshiii اگه دنبال یه چنلی میگردی که متن های کوتاه، بلند، عاشقانه، دپ ،دیالوگ و..داشته باشه🫴🏻 تو این چنل حتما جوین شو منتظرم❤️😉
هرچی متن خوشگلِ از اینجا میاد🌈🥹
@angiiiizeeshiii

اگه دنبال یه چنلی میگردی که متن های کوتاه، بلند، عاشقانه، دپ ،دیالوگ و..داشته باشه🫴🏻
تو این چنل حتما جوین شو منتظرم❤️😉
1
اینجا قفسه ایست پر از شعر،کتاب،هنر،تاریخ،زیبایی🌱
اگه علاقه به خاص بودن داری
اینجا پاتوق خودت میشه📚:

🌌 @kalamegomshode
💙 @kalamegomshode
1
ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربانی!
-سوره بقره ، آیه 128💌🕊🪴

@MN_E_OU ..♡
4👍1
آن چشم‌ها
پیش از آنکه نگاهی باشد،
تماشایی است🤍!
- احمدشاملو

@MN_E_OU ..♡
👍2
همه‌ی ما یه نفرو داریم ڪه عمیق‌ترین و دلی‌ترین حرف‌ها و غصه‌هامون رو فقط میتونیم به اون بگیم تا آروم شیم به قول محمود درویش:«بعضی حرف‌ها خلق شده‌اند ڪه فقط یڪ‌بار و فقط به یڪ نفر زده شوند و بعد از آن دیگر هیچ معنایی ندارند..🩵📎»


@MN_E_OU ..♡
2
Forwarded from • 𝐘𝐨𝐮 𝐀𝐫𝐞 •
‏هر آدمی ڪه باهاش رو به رو میشیم
‏مشغول جنگیدن تو نبردیه ڪه ما هیچی ازش نمیدونیم!
‏یڪم مهربون‌تر باشیم..
Forwarded from • 𝐘𝐨𝐮 𝐀𝐫𝐞 •
- شاید ۹۰ درصدمون همچین حسی رو داریم.!
؟! گفت حس الانتو توصیف ڪن
- بهش گفتم انگار زانوم روی فرش ساییده شده ..
ڪف دستم روی آسفالت ڪشیده شده
انگار چون شلوار بلند نپوشیدم، موقع سُر
خوردن از قلعه بادی، پاهام زخم شده مثل
وقتایی ڪه میرفتیم پارڪ و به زور میخواستم
از بارفیڪس آویزون شم و بعدش دستام پینه
میزد؛ شایدم مثل بریده شدن پوست با
ڪاغذ . اره. عمیق نیستن، اما ڪلافم می‌ڪنن :)
2👍2
يك بار با تو گفتم كه عشق، شاهراه بزرگ انسانيت است، پس در ميان مرزهاي عشق، هيچ چيز پست، هيچ‌چيز حقير، هيچ‌چيز شرم‌آور راه ندارد.
عشق مي‌ورزيم تا چيزي كه ميان حيوانات به صورت «غريزه‌ي حيواني» صورت مي‌پذيرد، ميان ما، به صورت موضوعي بشري، موضوعي بر اساس «انتخاب دو روح»، به صورت موضوعي كه بر پايه‌ي همه‌ي ادراكات انساني، قلبي و خدايي استوار شده باشد صورت بگيرد، اين است كه هميشه با تو مي‌گويم :«تو را دوست مي‌دارم».♥️
- شاملو
1
من توی دلتنگ ترین حالتمم..
نه اینکه فقط به زبون بیارما.. نه. با تک تک سلول های تنم واژه دلتنگی رو احساس میکنم، دلتنگی برای هرچیزی..
برای برف سنگین و تعطیلی..
برای دوستای مدرسه و کلی خاطره..
برای آغوش اول صبحش..
برای خنده های از ته دل..
دلتنگم؛ برای هرچیزی که داشتیم و حالا نداریم..
1
تو روشنیِ آبی، تو زیباییِ آسمانی، تو زلالیِ بارانی، من اینجا، با تمامِ جان رو روحم، تو را دوستَت دارم. دوستَت دارم و دوستَت خواهم داشت. این تنِ فرسوده‌ی من تا لحظه‌‌ای که مرگ را در آغوش بگیرد، هر روز را برایِ در آغوش گرفتنِ تو زندگی میکند..
2👍2
تمامِ آدم‌هايى كه از ارتفاع می‌ترسند، يك روز، یک جا و در یک لحظه داشتند سقوط می‌كردند و دستشان را به اميدِ گرفته شدن دراز كردند، اما نبوده دستى، نبوده تكيه گاهى، و طورى با سر زمين خوردند،
كه حالا از یک پله ى نيم مترى هم ترس دارند!
هواى اين آدم‌ها را بايد داشت اگر دستشان را نمی‌گيريد، هُلشان هم ندهيد!

|علی قاضی نظام|
👍31
چاره‌ای نیست، چیزهایی را نمی‌شود فراموش کرد، نمی‌شود در خود حل کرد، نمی‌شود ردشان را از قامت روح پاک کرد. این چیزها آزار می‌دهند، شاید تا همیشه‌ی عمر. این چیزها تَرکش‌اند. مثل سربازی که به جنگ رفته و جانباز برگشته با ترکش‌هایی در بدن. این‌جا و آن‌جا. ترکش‌هایی که به ما اصابت می‌کنند نه خوب می‌شوند، نه ته‌نشین، نه جذب می‌شوند و نه ذوب. آدم‌ها اسلحه دست گرفته‌اند و ما بی‌سنگر در مقابل این ترکش‌ها فقط گاهی اشک می‌ریزیم، گاهی نفی و سرکوب قلب‌مان را انتخاب می‌کنیم و گاهی هم رنج می‌بریم. آدمی گنجایش چند هزار ترکش را دارد در تمام زندگی؟ و هر کسی چه‌قدر از این ترکش‌ها را با خودش همه‌جا می‌برد؟ ما جان‌باخته‌ی کدام هدف نامقدّسی هستیم؟