This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بیقرارت کردم"
مولانا
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
آن من بودم که بیقرارت کردم"
مولانا
❤🔥3👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باران است،
او با لبخند قدم میزند،
گل در مسیرِ نگاهش میروید،
غزل از ردِّ پایش میشکفد،
دل تا مرز شیدایی پر میکشد،
و من در عشق او
قطرهقطره آب میشوم. 💙🌧️💙
پنجشنبه 14:25 04.06.2026
#لطفالله_شیدا_قاطع
او با لبخند قدم میزند،
گل در مسیرِ نگاهش میروید،
غزل از ردِّ پایش میشکفد،
دل تا مرز شیدایی پر میکشد،
و من در عشق او
قطرهقطره آب میشوم. 💙🌧️💙
پنجشنبه 14:25 04.06.2026
#لطفالله_شیدا_قاطع
❤4❤🔥1👍1👏1
"بی من خوشی، وگرنه از آن تو میشدم
جان میسپردم آخر و جان تو میشدم
گفتم که مردم از غم و گفتی به حرف نیست!
ای کاش من حریف زبان تو میشدم...
معشوق روزگار غزلهای ناب! کاش
همعصر شاعران زمان تو میشدم
ای عمر چندروزهی دنیا! بدون عشق
تا کی اسیر سود و زیان تو میشدم؟
پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی
ای مرگ داشتم نگران تو میشدم"
شنبه 14:32 06.06.2026
جان میسپردم آخر و جان تو میشدم
گفتم که مردم از غم و گفتی به حرف نیست!
ای کاش من حریف زبان تو میشدم...
معشوق روزگار غزلهای ناب! کاش
همعصر شاعران زمان تو میشدم
ای عمر چندروزهی دنیا! بدون عشق
تا کی اسیر سود و زیان تو میشدم؟
پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی
ای مرگ داشتم نگران تو میشدم"
شنبه 14:32 06.06.2026
⚡4👍2❤1
❤3👏2👍1
پیش از محرومیت، قدر نعمت را بدان
روزی مردی برای نخستین بار سوار کشتی شد. او از امواج دریا و احتمال غرق شدن چنان ترسیده بود که پیوسته بیتابی میکرد. هرچه مسافران او را دلداری میدادند، آرام نمیشد.
در میان مسافران، حکیمی حضور داشت. او پیشنهاد کرد مرد را برای لحظهای به دریا بیندازند. هنگامی که مرد در آب افتاد، با تمام توان دستوپا زد و برای نجات خود تلاش کرد. سپس او را دوباره به کشتی بازگرداندند.
پس از بازگشت، مرد آرام در گوشهای نشست و دیگر بیتابی نکرد. وقتی از حکیم علت این کار را پرسیدند، گفت:
«او تا رنج دریا را نچشیده بود، قدر امنیت کشتی را نمیدانست.»
بسیاری از نعمتهای خداوند زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که انسان سختی و محرومیت را تجربه کند. خردمند کسی است که پیش از دست دادن نعمتها، قدر آنها را بداند و شکرگزار باشد.
روزی مردی برای نخستین بار سوار کشتی شد. او از امواج دریا و احتمال غرق شدن چنان ترسیده بود که پیوسته بیتابی میکرد. هرچه مسافران او را دلداری میدادند، آرام نمیشد.
در میان مسافران، حکیمی حضور داشت. او پیشنهاد کرد مرد را برای لحظهای به دریا بیندازند. هنگامی که مرد در آب افتاد، با تمام توان دستوپا زد و برای نجات خود تلاش کرد. سپس او را دوباره به کشتی بازگرداندند.
پس از بازگشت، مرد آرام در گوشهای نشست و دیگر بیتابی نکرد. وقتی از حکیم علت این کار را پرسیدند، گفت:
«او تا رنج دریا را نچشیده بود، قدر امنیت کشتی را نمیدانست.»
بسیاری از نعمتهای خداوند زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که انسان سختی و محرومیت را تجربه کند. خردمند کسی است که پیش از دست دادن نعمتها، قدر آنها را بداند و شکرگزار باشد.
❤2👍2
آن موقعی که هیچ کسی را نداشتی
تا بروی پیشش.
وقتی که همه ترکت کردند،
بدان اینجا من هنوز منتظرت هستم،
حتی اگه خیلی دیر کرده باشی!
#لطفالله_شیدا_قاطع
تا بروی پیشش.
وقتی که همه ترکت کردند،
بدان اینجا من هنوز منتظرت هستم،
حتی اگه خیلی دیر کرده باشی!
#لطفالله_شیدا_قاطع
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچهی دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است!
#ایرج_زبردست@Lutf41
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچهی دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است!
#ایرج_زبردست@Lutf41
❤4👍1
"همین توکل کن ملرزان پا و دست
رزقِ تو بر تو ز تو عاشق تر است"
رزقِ تو بر تو ز تو عاشق تر است"
👍2❤1👏1
دوریات نی میکشد نی هم اسیرم میکند
در شبی اندازهی صد سال پیرم میکند
دستهای از لالهام در زیر پا له میشوم
نامهی ناخواندهایام، چیر چیرم میکند
مثل یک گنجشک زخمی میگریزم، عاقبت
کودکی دنبال من افتاده گیرم میکند
من جوانم، سربلندم، با غرورم، زندگی
گوشهگیر و نامراد و سر به زیرم میکند
خالیام از شعر، اینکه مینویسم ساده نیست
عشق شاید گاهگاهی ناگزیرم میکند
هیمه
در شبی اندازهی صد سال پیرم میکند
دستهای از لالهام در زیر پا له میشوم
نامهی ناخواندهایام، چیر چیرم میکند
مثل یک گنجشک زخمی میگریزم، عاقبت
کودکی دنبال من افتاده گیرم میکند
من جوانم، سربلندم، با غرورم، زندگی
گوشهگیر و نامراد و سر به زیرم میکند
خالیام از شعر، اینکه مینویسم ساده نیست
عشق شاید گاهگاهی ناگزیرم میکند
هیمه
👏2❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تمام ثانیه ها شاهدان این درد اند
که من بدون تو میمیرم و نمیمیرم
که من بدون تو میمیرم و نمیمیرم
👍1🔥1💔1
"ژالهام هرگز ندارم تاب احسان کسی
آب گردم گر کسی از خاک بردارد مرا"
آب گردم گر کسی از خاک بردارد مرا"
👍2⚡1👏1
👍3❤🔥1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای جوجگانِ از دل توفان برآمده
چشمم پی شماست
چشمم پی شماست...
چشمم پی شماست
چشمم پی شماست...
❤🔥1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محب مسند آقایی این مردم
در از توهم دانایی آمد این مردم
شبیه شبپره خورشید را نمیبینند
اگر چه صاحب بینایی این مردم
برای شان سخن از دستهای دور نزن
که لاک پشتک دریایی این مردم
گهی به محفل شیطان، گهی به بزم خدا
چقدر مردم هر جایی اند این مردم
به نام، پیرو یکتاپرستی اند ولی
در اصل هندو و بودایی اند این مردم
سر سکوت فضا را به سنگ میکوبند
شبیه ساعقه غوغایی اند این مردم
به رهنمود خداوند عیب میگیرند
که مرز آخر خودرایی اند این مردم
خبر رسید که طاووس را به دار زدند
چقدر دشمن زیبایی اند این مردم
جواب شان به شعور اجنه هم نرسد
سوال های معمایی اند این مردم
شعر و صدا: مختار احمد حاتمی
در از توهم دانایی آمد این مردم
شبیه شبپره خورشید را نمیبینند
اگر چه صاحب بینایی این مردم
برای شان سخن از دستهای دور نزن
که لاک پشتک دریایی این مردم
گهی به محفل شیطان، گهی به بزم خدا
چقدر مردم هر جایی اند این مردم
به نام، پیرو یکتاپرستی اند ولی
در اصل هندو و بودایی اند این مردم
سر سکوت فضا را به سنگ میکوبند
شبیه ساعقه غوغایی اند این مردم
به رهنمود خداوند عیب میگیرند
که مرز آخر خودرایی اند این مردم
خبر رسید که طاووس را به دار زدند
چقدر دشمن زیبایی اند این مردم
جواب شان به شعور اجنه هم نرسد
سوال های معمایی اند این مردم
شعر و صدا: مختار احمد حاتمی
❤2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی و حسآمیزی لطیف این بیت را ببینید:
داری هوس که غیر برای تو جان دهد..
آه این چه آرزوست؟ مگر مردهایم ما؟
لاادری
داری هوس که غیر برای تو جان دهد..
آه این چه آرزوست؟ مگر مردهایم ما؟
لاادری
❤1