Logos Academy
291 subscribers
10 photos
1 link
آکادمی زبان لوگوس.

LOGOS ACADEMY
Every Step Leads to Fluency.

📩 Any inquiries:
@LogosAdminn
Download Telegram
🎧 ۴ مرحله برای تقویت تلفظ انگلیسی با VOA Learning English

اگر سطح زبان‌تون Pre-Intermediate یا بالاتر هست و می‌خواین تلفظ انگلیسی خودتون رو بهتر کنید، یکی از بهترین منابع رایگان، فایل‌های صوتی VOA Learning English هستن.

توی این مجموعه، متن‌های کوتاه و ساده‌‌ای در مورد موضوعات مختلف توسط گوینده‌های حرفه‌ای با سرعتی آروم و واضح خونده می‌شن. همین ویژگی باعث می‌شه برای تمرین تلفظ و تقویت مهارت شنیداری واقعا مناسب باشن.

● اما صرف گوش دادن کافی نیست. برای اینکه بیشترین نتیجه رو بگیرین، این مراحل رو به‌ ترتیب انجام بدین:

۱. فقط گوش کنید.

بدون نگاه کردن به متن، فایل صوتی رو کامل گوش بدین و روی نحوه‌ی تلفظ، آهنگ جمله‌ها و استرس کلمات تمرکز کنید.

۲. هم‌زمان گوش کنید و متن رو بخونید.
این مرحله رو چند بار تکرار کنید. فعلاً لازم نیست متن رو با صدای بلند بخونید؛ فقط سعی کنید تلفظ درست کلمات رو توی ذهن‌تون تثبیت کنید.

۳. همراه گوینده بخونید (Shadowing).

این بار هم‌زمان با گوینده متن رو با صدای بلند بخونید. هدف‌تون این باشه که صدای شما و گوینده تقریباً باهم یکی بشن. اگه عقب می‌افتید، دوباره جمله‌ی قبلی رو تکرار کنید و اگه این کار براتون سخت بود، می‌تونید هر پنج تا ده ثانیه که گذشت فایل صوتی رو پاز کنید، جمله رو عینا تکرار کنید و دوباره پلی کنید.

۴. صدای خودتون رو ضبط کنید.

بعد از تمرین، متن رو بدون فایل صوتی بخونید و صدای خودتون رو ضبط کنید. ویس ضبط شده رو با فایل اصلی مقایسه کنید و کلمات و عباراتی که هنوز توی تلفظ‌شون مشکل دارین رو یادداشت کنید و دوباره و دوباره تمرین کنید.

اگه متن طولانی بود، می‌تونید اون رو به چند بخش کوچیک تقسیم کنید و این مراحل رو برای هر بخش جداگونه انجام بدین.

این روش شاید کمی زمان‌بر باشه، اما اگه به‌طور منظم و روزانه انجامش بدین، تأثیر خیلی خوبی روی هم فهم‌تون از زبان و هم تلفظ و روان‌تر صحبت کردن‌تون می‌ذاره.

موقع گوش دادن به فایل‌ها، سعی کنید معنی جمله‌ها رو مستقیماً به انگلیسی درک کنید، نه اینکه توی ذهن‌تون به فارسی ترجمه‌ش کنید.

برای مثال، وقتی کلمه‌ی apple رو شنیدین، سعی کنید تصویر یک سیب رو توی ذهن‌تون مجسم کنید، نه اینکه واژه‌ی «سیب» رو پیش خودتون مرور کنید. هدف اینه که ذهن شما مستقیماً بین واژه‌ی انگلیسی و مفهوم اون واژه ارتباط برقرار کنه، بدون اینکه نیاز باشه از ترجمه‌ی فارسی عبور کنه. این کار اوایل شاید سخت باشه ولی به مرور عادت می‌کنید.

همچنین برای فهم معنی واژه‌ها، تا حد امکان از دیکشنری‌های انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید؛ این کار به شما کمک می‌کنه ارتباط مستقیم‌تری با زبان انگلیسی برقرار کنید.
13❤‍🔥6🍓4🔥1
🗣 LOGOS ACADEMY DISCUSSION SESSIONS

English isn't just something you study—it's something you use.

Join us for a relaxed and engaging discussion where you can practice speaking, exchange ideas, and meet fellow English learners in a supportive environment.

💬 This week's topic: Is University a Waste of Time?
There are no right or wrong answers—just interesting conversations and different perspectives.

● Thursday | 5:00 PM
Free to join

✉️ Reserve your spot: @LogosAdminn

Come as you are and share your thoughts.
❤‍🔥177
🔹 Accuse of, not for.

Don't say: She accused the man for stealing.
Say: she accused the man of stealing.

#CommonMistakes
15❤‍🔥7🔥3
📰 English from the News

Headline:
"Trump pays tribute to Senator Lindsey Graham."

● Pay tribute to (someone)

Meaning:
To show respect, honor, or admiration for someone, especially after they have died or achieved something important.

به کسی ادای احترام کردن، تجلیل کردن، یا یاد و خاطرهٔ او را گرامی داشتن؛ به‌ ویژه پس از درگذشت فرد یا به خاطر خدمات و دستاوردهای او.

Examples:

• People paid tribute to the firefighters.

مردم به آتش‌نشانان ادای احترام کردند.

• The school paid tribute to its retired teacher.
مدرسه از معلم بازنشستهٔ خود تجلیل کرد.

Useful Tip:
Pay tribute to is a common expression in news reports, speeches, and formal writing. It is often used when honoring someone's life, achievements, or service.
❤‍🔥16🍓74🔥3
کلمه‌ی very همیشه به معنی «خیلی» نیست.

بیشتر زبان‌آموزها very رو فقط با معنی «خیلی» می‌شناسن، اما این واژه کاربرد دیگه‌ای هم داره که اتفاقاً توی انگلیسی بسیار رایجه.

توی این کاربرد، very قبل از اسم می‌آد و بسته به بافت جمله می‌تونه معنی همان، همین، درست همان/همین، خودِ، صرفِ، حتی یا دقیقاً بده.

Examples:

◽️This is the very place.
این دقیقاً همان جاست.

◽️You're the very person I need.
تو همان کسی هستی که دنبالش بودم.

◽️At that very moment, he called.
درست در همان لحظه زنگ زد.

◽️The very idea is ridiculous.
خودِ این ایده مضحک است.

◽️The very thought scared me.
صرفِ فکرش مرا ترساند.

◽️She said the very same thing.
او دقیقاً همان حرف را زد.

● همچنین می‌تونه برای اشاره به دقیق‌ترین یا دورترین نقطه‌ی یک مکان استفاده بشه.

Examples:

◽️at the very top
درست بالایِ بالا

◽️at the very bottom
درست تهِ ته

◽️at the very end
درست آخرِ آخر

◽️at the very beginning
درست همان ابتدا

22🍓4❤‍🔥3
🏛️ Language Meets Literature - Part one

Mentor

The English word mentor was originally a person's name!

واژه‌ی mentor در اصل نام یکی از شخصیت‌های حماسه‌ی اودیسه بوده.
اودیسئوس قبل از رفتن به جنگ تروا، راهنمایی و مراقبت کردن از پسرش، تلماخوس، رو به دوست مورد اعتمادش، منتور، می‌سپاره. به همین دلیل، واژه‌ی Mentor به مرور زمان وارد زبان انگلیسی شد و امروز به معنای راهنما، مربی یا فردی باتجربه که به دیگران مشاوره می‌ده به کار می‌ره.
● Mentor /ˈmɛn.tɔːr/ (noun)
A trusted and experienced person who guides or advises someone.

■ Example:

My professor has been my mentor for years.

● Sometimes, the stories we read don't just entertain us, they become part of the language we speak.
❤‍🔥195🍓3🔥2
🔹Discuss, not discuss about.

Don't say: We discussed about the issue.

Say: We discussed the issue.

#CommonMistakes
15🍓3
🗣 LOGOS ACADEMY – THE ROUND TABLE

English isn't just something you study—it's something you use.

💬 This week's topic: Do laws exist to protect justice or to protect power?

● Thursday | 5:00 PM
Free to join

✉️ Reserve your spot: @LogosAdminn

Come as you are and bring your perspective to the table.
❤‍🔥7🔥3🍓3
📢 شروع ثبت‌نام کلاس‌های خصوصی آکادمی لوگوس

اگه به‌ دنبال یادگیری زبان با برنامه‌ای متناسب با سطح، نیاز و هدفتون هستین، کلاس‌های خصوصی بهترین انتخاب برای شماست.
.
■ مناسب برای سطوح A1 تا B2
■ برگزاری کلاس‌ها به‌ صورت آنلاین و از طریق Google Meet
■ برنامه‌ی آموزشی کاملاً شخصی‌سازی‌شده بر اساس نیاز هر زبان‌آموز
■ تمرکز بر هر چهار مهارت:
Speaking، Listening، Reading & Writing


● به دلیل محدود بودن زمان و برای حفظ کیفیت آموزش، ظرفیت پذیرش زبان‌آموز خصوصی محدود است.

✉️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، پیام بدید:
@LogosAdminn
🔥12🍓32
Have a talent for | Be cut out for

این دو عبارت رو می‌شه «استعداد داشتن» یا «برای کاری ساخته شدن» ترجمه کرد، اما به هیچ‌وجه معنی یکسانی ندارن.

Have a talent for
یعنی استعداد ذاتی داشتن.

● Examples:

◽️She has a talent for painting.

او استعداد نقاشی دارد.

◽️He has a talent for learning languages.

او استعداد یادگیری زبان دارد.

◽️My sister has a talent for solving puzzles.

خواهرم استعداد حل کردن معماها را دارد.

◽️He has a talent for making people laugh.

او استعداد خنداندن مردم را دارد.


اما Be cut out for یعنی برای انجام یک کار یا داشتن یک شغل مناسب بودن؛ یعنی شخصیت، توانایی و ویژگی‌های لازم رو داشتن، نه صرفاً استعداد.

● Examples:

■ Do you think you're cut out for this job?

فکر می‌کنی برای این شغل مناسبی؟


■ I'm not cut out for sales.

من برای کار کردن در فروش ساخته نشده‌ام.


■ She's cut out to be a doctor.

او برای دکتر شدن ساخته شده است.


■ My brother isn't cut out for truck driving.

برادرم برای رانندگیِ کامیون ساخته نشده.


■ After a few months, he realized he wasn't cut out for management.

بعد از چند ماه فهمید که برای مدیریت مناسب نیست.
ممکنه کسی استعداد انجام کاری رو داشته باشه، اما برای اون شغل یا سبک زندگی مناسب نباشه.

◽️She has a talent for music, but she's not cut out to be a professional musician.
15❤‍🔥6🍓1
🏛️ Language Meets Literature Part Two

Panic

The English word panic comes from Pan, the Greek god of forests and shepherds.

توی داستان‌های اساطیری یونان، این باور وجود داشته که حضور Pan می‌تونست باعث ترس و وحشت ناگهانی ، به‌ویژه توی جنگل‌ها بشه. به همین دلیل، امروزه واژه‌ی panic به معنای «ترس یا هراس شدید و ناگهانی» به کار می‌ره.
● Panic /ˈpæn.ɪk/ (noun & verb)

A sudden feeling of overwhelming fear or anxiety.

Examples:

Don't panic.

هول نکن.

She panicked when she couldn't find her passport.

وقتی نتونست گذرنامه‌اش رو پیدا کنه، وحشت کرد.

13❤‍🔥3🍓3🔥2
بیشتر زبان‌آموزها کلمه‌ی season رو صرفا با معنی «فصل» می‌شناسن، اما season به‌ عنوان فعل هم به کار می‌ره.

● توی آشپزی، season یعنی به غذا نمک، فلفل یا ادویه اضافه کردن.

یکی از رایج‌ترین عبارت‌ها در دستورهای آشپزی:

◽️season to taste
یعنی:
«به مقدار لازم (بسته به ذائقه) نمک، فلفل یا ادویه اضافه کنید.»

Examples:

◽️Add the mushrooms and season to taste.

قارچ‌ها رو اضافه کنید و به مقدار لازم نمک، فلفل یا ادویه بزنید.

اگه بخوایم نوع چاشنی رو مشخص کنیم، از with استفاده می‌کنیم:

◽️Season the soup with salt and pepper.

سوپ رو با نمک و فلفل مزه‌دار کنید.

◽️Season the lamb with garlic.

گوشت بره رو با سیر مزه‌دار کنید.
فعل season صرفا برای نمک و فلفل نیست؛ بلکه برای هر نوع چاشنی، ادویه یا طعم‌دهنده‌ای که به غذا اضافه می‌شه به کار می‌ره.

24❤‍🔥3🔥2
🗣 LOGOS ACADEMY – THE ROUND TABLE

English isn't just something you study—it's something you use.

💬 This week's topic: Is it selfish to choose not to have children?

● Thursday | 5:00 PM
Free to join

✉️ Reserve your spot: @LogosAdminn

Come as you are and bring your perspective to the table.
❤‍🔥12🔥4🍓1
معادلِ انگلیسیِ «یکی» در جملاتی مانند جمله‌ی زیر چیست؟

▫️من یکی که موافقم.

برای بیان این مفهوم در خیلی مواقع از عبارت for one استفاده می‌کنیم. این عبارت معمولاً بلافاصله بعد از فاعل می‌آد و بین دو تا ویرگول قرار می‌گیره.

بنابراین، جمله‌ی بالا به این صورت گفته می‌شه:

◽️I, for one, agree.


■ More Examples:

● I, for one, am happy about this change.

من یکی که از این تغییر خوشحالم.

● I, for one, am not willing to take that risk.

من یکی که حاضر نیستم این ریسک را بکنم.

● I, for one, think we should wait a little longer.

من یکی که فکر می‌کنم باید بیشتر صبر کنیم.

● Many people criticized the decision, but I, for one, support it.

خیلی‌ها از این تصمیم انتقاد کردند، اما من یکی از آن حمایت می‌کنم.

◾️البته for one کاربرد دیگه‌ای هم داره. ازش می‌تونیم برای بیان مفهوم «نمونه‌اش» یا «برای مثال» استفاده کنیم:

● Several people volunteered to help—Sarah, for one.

چند نفر برای کمک داوطلب شدند؛ نمونه‌اش سارا.
🍓16❤‍🔥5
اگه بخوایم بگیم انجامِ کاری دقیقا یک مقدار مشخصی طول کشیده، می‌تونیم بعد از مدت زمان از flat استفاده کنیم.


■ Examples:

● The meeting lasted one hour flat.
جلسه دقیقاً یک ساعت طول کشید.


● She finished the report in 20 minutes flat.
او دقیقاً در ۲۰ دقیقه گزارش را تمام کرد.


● We got there in three hours flat.
ما دقیقاً ظرف سه ساعت به مقصد رسیدیم.

● واژه‌ی flat بعد از مدت زمان می‌آد و نشون می‌ده که اون زمان کاملا دقیق بوده.

● توی خیلی موقعیت‌ها، این عبارت علاوه بر «دقیقاً»، این حس رو هم منتقل می‌کنه که اون مدت زمان نسبتاً کوتاه، یا به قولی بهتر از انتظار بوده.

مقایسه کنید:

● He finished the race in exactly 30 minutes.
(صرفاً روی «دقیقاً» تأکید داره.)

● He finished the race in 30 minutes flat.
(هم «دقیقاً» رو می‌رسونه و هم معمولاً این حس رو می‌ده که این زمان قابل توجه یا سریع بوده.)

☜ این عبارت بیشتر توی گفتار روزمره و موقعیت‌های غیررسمی به‌کار می‌ره.
14🔥4🍓4
📰 English from the News

Headline:
"New rules on AI transparency take effect."

● Take effect

Meaning:
To officially start to apply or operate; to begin to produce a result or change.

به اجرا درآمدن، یا شروع به تأثیرگذاری کردن.

Examples:

• The new law will take effect next month.
قانون جدید ماه آینده به اجرا درمی‌آید.

• The new rules took effect on August 2.
قوانین جدید از ۲ آگوست به اجرا درآمدند.


Useful Tip:
Take effect is a common expression used in news reports, official announcements, and formal writing, especially when talking about laws, rules, policies, or changes that officially begin to apply.
❤‍🔥84🔥1
🔹 Enter, not enter into.

Don't say: She entered into the room.

Say: She entered the room.

#CommonMistakes
🍓72🔥1
🗣 LOGOS ACADEMY – THE ROUND TABLE

English isn't just something you study—it's something you use.

💬 This week's topic: Is cancel culture helping society or harming it?

● Thursday | 5:00 PM
Free to join

✉️ Reserve your spot: @LogosAdminn

Come as you are and bring your perspective to the table.
🍓4🔥2❤‍🔥1