در میانه.pdf
38.6 KB
📄 یادداشت
🔴 در میانهی جنگ
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیرماه 1404
🔎 از متن:
🔻« اینکه سیاستورزی رایج مبتنیبر «دیپلماسی» تا تحریمهای «شکننده»ی اقتصادی علیه جوامع خاورمیانه، بهویژه علیه جامعهی ایران، از سوی هیات حاکمهی آمریکا به شکست انجامیده است و بهتبع به حملات میلیتاریستی روی آوردهاند، فقط گویای به حاشیه بردن جنایات «نتانیاهو» در غزه و مُبَیِن کمرنگ کردن فجایع دولتهای آمریکا در خاورمیانه نیست، بلکه هدف غایی از بمبباران پُرتکرار شهرهای ایران همانا برجسته کردن و البته فعال کردن گزینهی ضد مردمی «رژیمچنج» است که اینچنین اپوزیسیون پروغرب و سناریوی سیاهی، یعنی از فاشیستهای آریایی و شوونیستهای فیروزهای تا «مجاهدین خلق» و کومهلهی «مهتدی» و سایرین را به عناد و تخاصم با مردم آزادهی ایران میآورد.»
https://t.me/Link_note
🔴 در میانهی جنگ
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیرماه 1404
🔎 از متن:
🔻« اینکه سیاستورزی رایج مبتنیبر «دیپلماسی» تا تحریمهای «شکننده»ی اقتصادی علیه جوامع خاورمیانه، بهویژه علیه جامعهی ایران، از سوی هیات حاکمهی آمریکا به شکست انجامیده است و بهتبع به حملات میلیتاریستی روی آوردهاند، فقط گویای به حاشیه بردن جنایات «نتانیاهو» در غزه و مُبَیِن کمرنگ کردن فجایع دولتهای آمریکا در خاورمیانه نیست، بلکه هدف غایی از بمبباران پُرتکرار شهرهای ایران همانا برجسته کردن و البته فعال کردن گزینهی ضد مردمی «رژیمچنج» است که اینچنین اپوزیسیون پروغرب و سناریوی سیاهی، یعنی از فاشیستهای آریایی و شوونیستهای فیروزهای تا «مجاهدین خلق» و کومهلهی «مهتدی» و سایرین را به عناد و تخاصم با مردم آزادهی ایران میآورد.»
https://t.me/Link_note
👍2
در جدال با چپ سنتی.pdf
576.4 KB
🗒 مقاله
🔴 د رجدال با چپ سنتی
(نگاهی به فرمول «حق تعیین سرنوشت» و نقدی بر طرح «فدرالیسم»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1404
🔎 از متن:
🔻«روابط اجتماعی در جامعهی ایران که پس از طی کردن دورهی «اصلاحات ارضی» به مرحلهی سرمایهداری متطور شده بود و نظم تولیدی جدیدی که زندگی انسانها را به دوران متفاوتی از منفعتجویی طبقات حاکم مبتنیبر مناسبات کار و سرمایه وارد کرده بود، بسترهایی برای رشد و نفوذ اپوزیسیون ناسیونالیست و رفرمیست، متشکل از روشنفکران شرقزده و اصلاحطلبان ناسیونالیست و ملیون چپگرا، بهوجود آورد، که مخالفتاش با رژیم سلطنتی از زاویهی وابستگی حکومت به بلوک غرب و بهویژه به آمریکا و از سر عدم استقلال دولت ملی نشأت میگرفت و کل نقدش به شیوهی تولید نوپا که بر شالودههای جامعه حاکم شده بود، حول مسائل تحقق اقتصاد ملی، راهاندازی صنایع غیروابسته و داخلی، و توسعه و رونق اقتصاد صنعتی میچرخید.»
https://t.me/Link_note
🔴 د رجدال با چپ سنتی
(نگاهی به فرمول «حق تعیین سرنوشت» و نقدی بر طرح «فدرالیسم»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1404
🔎 از متن:
🔻«روابط اجتماعی در جامعهی ایران که پس از طی کردن دورهی «اصلاحات ارضی» به مرحلهی سرمایهداری متطور شده بود و نظم تولیدی جدیدی که زندگی انسانها را به دوران متفاوتی از منفعتجویی طبقات حاکم مبتنیبر مناسبات کار و سرمایه وارد کرده بود، بسترهایی برای رشد و نفوذ اپوزیسیون ناسیونالیست و رفرمیست، متشکل از روشنفکران شرقزده و اصلاحطلبان ناسیونالیست و ملیون چپگرا، بهوجود آورد، که مخالفتاش با رژیم سلطنتی از زاویهی وابستگی حکومت به بلوک غرب و بهویژه به آمریکا و از سر عدم استقلال دولت ملی نشأت میگرفت و کل نقدش به شیوهی تولید نوپا که بر شالودههای جامعه حاکم شده بود، حول مسائل تحقق اقتصاد ملی، راهاندازی صنایع غیروابسته و داخلی، و توسعه و رونق اقتصاد صنعتی میچرخید.»
https://t.me/Link_note
👍1👎1
در جدال با چپ سنتی.docx
60.4 KB
🗒 مقاله
🔴 د رجدال با چپ سنتی
(نگاهی به فرمول «حق تعیین سرنوشت» و نقدی بر طرح «فدرالیسم»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1404
🔎 از متن:
🔻«... یعنی مجاهدین و فداییان و ملیون چپگرا در برههی انقلاب پنجاهوهفت، تا در این دوره سازمان «راهکارگر» و چپهای دانشگاهتهران، چنانچه در گذشته شیفتهی ناسیونالیسم ضد آمریکایی و دولت «مستقل» از امپریالیسم بودند، ولی ادعا کردند که سایهروشن «ضد امپریالیسم» بودن دولت حاکم و استقلال ملی حکومت سرمایه فریبشان داد، امروز بهانهای ندارند که «مترقی» اعلام کردن ناسیونالیسمهای در حاشیه و دور از قدرت سیاسی را توجیه کند. اگر چپ سنتی و ملی در سالهای اولیهی انقلاب پیشین به تقویت و به پشتیبانی از ناسیونالیسم «مترقی» شتافت، امروز نیز آگاهانه تصمیم گرفتهاند که تضاد و تخاصم طبقات اجتماعی را دوباره «فرعی» کنند و به تقسیمبندی انسانها برحسب محل تولد و «ملیت» و «قومیت» رسمیت دهند. اگر دیروز نماد «بورژوازی ملی» را به قدرت رساندند، امروز میخواهند قدرت سیاسی را بین بورژوازیهای محلی و بومی تقسیم کنند.»
https://t.me/Link_note
🔴 د رجدال با چپ سنتی
(نگاهی به فرمول «حق تعیین سرنوشت» و نقدی بر طرح «فدرالیسم»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1404
🔎 از متن:
🔻«... یعنی مجاهدین و فداییان و ملیون چپگرا در برههی انقلاب پنجاهوهفت، تا در این دوره سازمان «راهکارگر» و چپهای دانشگاهتهران، چنانچه در گذشته شیفتهی ناسیونالیسم ضد آمریکایی و دولت «مستقل» از امپریالیسم بودند، ولی ادعا کردند که سایهروشن «ضد امپریالیسم» بودن دولت حاکم و استقلال ملی حکومت سرمایه فریبشان داد، امروز بهانهای ندارند که «مترقی» اعلام کردن ناسیونالیسمهای در حاشیه و دور از قدرت سیاسی را توجیه کند. اگر چپ سنتی و ملی در سالهای اولیهی انقلاب پیشین به تقویت و به پشتیبانی از ناسیونالیسم «مترقی» شتافت، امروز نیز آگاهانه تصمیم گرفتهاند که تضاد و تخاصم طبقات اجتماعی را دوباره «فرعی» کنند و به تقسیمبندی انسانها برحسب محل تولد و «ملیت» و «قومیت» رسمیت دهند. اگر دیروز نماد «بورژوازی ملی» را به قدرت رساندند، امروز میخواهند قدرت سیاسی را بین بورژوازیهای محلی و بومی تقسیم کنند.»
https://t.me/Link_note
👍2👎1
فعالیت_چپ_در_دانشگاه_ازتئوری_تا_واقعی.docx
35.1 KB
🗒 مقاله
🔴 فعالیت چپ در دانشگاه؛ از تئوری تا واقعیت
🖊 امیرحسین محمدی فرد
اسفند 1394
♦️ توضیح:
بهواسطهی وجود حاکمیت دولتهای مستبد بر جامعه، دانشگاه و اعتراضات دانشجویی در برهههای مختلف و توسط جریانهای گوناگون دانشجویی در کانون سیاست نقشپردازی کردهاند؛ چنانکه در جوامع استبداد زده که فعالیت احزاب سیاسی مستقل از دولت حاکم ممنوع است و جرم محسوب میشود، تحرکات دانشجویی میتوانند بهنوعی بخشی از فضای خالی در سپهر سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار دهند؛ اما این واقعیت به هیچ عنوان گویای مترقی بودن همهی جریانهای دانشجویی نیست، بلکه دانشگاه و گروههای دانشجویی همیشه بازتابی از کشمکشهای سیاسی در لایههای جامعه هستند، که درگیریهای چپ و راست و تخاصمات نیروها و سنتها و عقاید متعدد و گوناگون در جامعه را بیان میکنند.
در این راستا نقش «دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب» در عرصهی سیاسی بارها مورد پرسش بوده است و به دفعات دربارهی اصول فعالیت کمونیستی در دانشگاه توضیح خواستهاند؛ این متن پاسخی به این دغدغهها است و از تاریخ سیاسی جریان «داب» میگوید.
https://t.me/Link_note
🔴 فعالیت چپ در دانشگاه؛ از تئوری تا واقعیت
🖊 امیرحسین محمدی فرد
اسفند 1394
♦️ توضیح:
بهواسطهی وجود حاکمیت دولتهای مستبد بر جامعه، دانشگاه و اعتراضات دانشجویی در برهههای مختلف و توسط جریانهای گوناگون دانشجویی در کانون سیاست نقشپردازی کردهاند؛ چنانکه در جوامع استبداد زده که فعالیت احزاب سیاسی مستقل از دولت حاکم ممنوع است و جرم محسوب میشود، تحرکات دانشجویی میتوانند بهنوعی بخشی از فضای خالی در سپهر سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار دهند؛ اما این واقعیت به هیچ عنوان گویای مترقی بودن همهی جریانهای دانشجویی نیست، بلکه دانشگاه و گروههای دانشجویی همیشه بازتابی از کشمکشهای سیاسی در لایههای جامعه هستند، که درگیریهای چپ و راست و تخاصمات نیروها و سنتها و عقاید متعدد و گوناگون در جامعه را بیان میکنند.
در این راستا نقش «دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب» در عرصهی سیاسی بارها مورد پرسش بوده است و به دفعات دربارهی اصول فعالیت کمونیستی در دانشگاه توضیح خواستهاند؛ این متن پاسخی به این دغدغهها است و از تاریخ سیاسی جریان «داب» میگوید.
https://t.me/Link_note
👍2👎1
فعالیت_چپ_در_دانشگاه_ازتئوری_تا_واقعی.pdf
390.2 KB
🗒 مقاله
🔴 فعالیت چپ در دانشگاه؛ از تئوری تا واقعیت
🖊 امیرحسین محمدی فرد
اسفند 1394
🔎 از متن:
🔻«نام «داب»، زمانی اجتماعی شد که توجه جامعه را به مطالبات طبقه کارگر جلب کرد. اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری از طریق صف بندی مداوم علیه سیاست های تهدید خارجی، ناسیونالیسم و سنت های غیر کارگری، از جمله رفرمیسم به وجود آمد. خود را متحد جنبش زنان می دانست؛ چرا که معتقد بود اصلاحات در جهت رواج آزادی در جامعه امری حیاتی است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب یک جریان چپ و سوسیالیستی بود. به این معنا که صف بندی عینی چپ و راست را در جامعه مشخص و روشن کرد و از درون مبارزه اجتماعی وارد عرصه سیاسی شد. مرزبندی اش از روند سیاست جاری در جامعه ناشی می شد؛ نه اینکه همگی فعالان و رهبران آن از یک «فلسفه مارکسیستی» یا اصول ایدئولوژیک فلان اندیشمند مارکسیست پیروی می کردند. این جریان چپ بود چون سبک کار و سیاست اش در جهت منافع رادیکال و اجتماعی طبقه کارگر بودند. فریاد یک صدای هزاران کارگر، زن و مرد بی تشکل جامعه ای بود که انتخابات نظام حاکم را قبول نداشتند و حق انتخاب پوشش می خواستند. این جریان ...»
https://t.me/Link_note
🔴 فعالیت چپ در دانشگاه؛ از تئوری تا واقعیت
🖊 امیرحسین محمدی فرد
اسفند 1394
🔎 از متن:
🔻«نام «داب»، زمانی اجتماعی شد که توجه جامعه را به مطالبات طبقه کارگر جلب کرد. اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری از طریق صف بندی مداوم علیه سیاست های تهدید خارجی، ناسیونالیسم و سنت های غیر کارگری، از جمله رفرمیسم به وجود آمد. خود را متحد جنبش زنان می دانست؛ چرا که معتقد بود اصلاحات در جهت رواج آزادی در جامعه امری حیاتی است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب یک جریان چپ و سوسیالیستی بود. به این معنا که صف بندی عینی چپ و راست را در جامعه مشخص و روشن کرد و از درون مبارزه اجتماعی وارد عرصه سیاسی شد. مرزبندی اش از روند سیاست جاری در جامعه ناشی می شد؛ نه اینکه همگی فعالان و رهبران آن از یک «فلسفه مارکسیستی» یا اصول ایدئولوژیک فلان اندیشمند مارکسیست پیروی می کردند. این جریان چپ بود چون سبک کار و سیاست اش در جهت منافع رادیکال و اجتماعی طبقه کارگر بودند. فریاد یک صدای هزاران کارگر، زن و مرد بی تشکل جامعه ای بود که انتخابات نظام حاکم را قبول نداشتند و حق انتخاب پوشش می خواستند. این جریان ...»
https://t.me/Link_note
👍4
📃 پاورقی
🔴 شکست راست افراطی در آمریکا و بازتاب آن در اپوزیسیون ناسیونالیسم پروغرب
🖊 امیرحسین محمدی فرد
آبان 1404
انتخاب شدن «زُهران ممدانی» از جناح چپ حزب دمکرات آمریکا و سوسیالیست خواندن خود، و همچنین خشم راست عظمتطلب ایرانی و فاشیستهای «آریایی» از این رویداد سیاسی، واقعیتهایی را بیان میکند.
اینکه هر جریان بورژوایی، در هر جامعهی طبقاتی، که قصد دارد، ساختار سیاسیِ دولتسرمایه را از طریق تعدیل اقتصادی حفظ و بازتولید کند، به دلیل موقعیت رفیع کمونیسم در جهان کاپیتالیستی، بهناگزیر خود را سوسیالیست مینامد، و از آنجا که رفع هرگونه تبعیض و لغو هر نوعی از آپارتاید با کمونیسم تداعی میشود، گریزی از اطلاق سوسیالیست به خود ندارد. حتی سایر جریانهای بورژوایی که در پیشبُرد روند مناسبات حاکم در رقابت با یکدیگر مشغولاند، مخالفت خود را با این اصلاحات بورژوایی با دشنام به سوسیالیسم بیان میکنند.
واقعیت دیگر، اینکه چون درحال حاضر «ترامپ» و سیاستهایش در جهت کعبهی آمال جریان فاشیسم ایرانی است، و از آنجا که وجود راست افراطی در راس هیاتحاکمهی آمریکا، سیاستهای راست افراطی و فعالیتهای جریان هاردکور کنسرواتیو ایرانی را موجه جلوه میدهد، شکست ترامپیسم در مقابل پوپولیسم ممدانی از جانب این نیروها بهدرستی شکست سیاستهای اولترا راست خود در برابر خواستهای آزادیخواهانه و برابریطلبانه در جامعهی انقلابی ایران قلمداد میشود. این نیروهای سیاسی متعلق به جنبش ناسیونالیسم پروغرب که برای صیانت از نظام مبتنیبر بهرهکشی و سودمحوری، نابرابری را توجیه میکنند، از پرواز شبح کمونیسم بر فراز جامعه به هر بهانهای به هراس میافتند.
https://t.me/Link_note
🔴 شکست راست افراطی در آمریکا و بازتاب آن در اپوزیسیون ناسیونالیسم پروغرب
🖊 امیرحسین محمدی فرد
آبان 1404
انتخاب شدن «زُهران ممدانی» از جناح چپ حزب دمکرات آمریکا و سوسیالیست خواندن خود، و همچنین خشم راست عظمتطلب ایرانی و فاشیستهای «آریایی» از این رویداد سیاسی، واقعیتهایی را بیان میکند.
اینکه هر جریان بورژوایی، در هر جامعهی طبقاتی، که قصد دارد، ساختار سیاسیِ دولتسرمایه را از طریق تعدیل اقتصادی حفظ و بازتولید کند، به دلیل موقعیت رفیع کمونیسم در جهان کاپیتالیستی، بهناگزیر خود را سوسیالیست مینامد، و از آنجا که رفع هرگونه تبعیض و لغو هر نوعی از آپارتاید با کمونیسم تداعی میشود، گریزی از اطلاق سوسیالیست به خود ندارد. حتی سایر جریانهای بورژوایی که در پیشبُرد روند مناسبات حاکم در رقابت با یکدیگر مشغولاند، مخالفت خود را با این اصلاحات بورژوایی با دشنام به سوسیالیسم بیان میکنند.
واقعیت دیگر، اینکه چون درحال حاضر «ترامپ» و سیاستهایش در جهت کعبهی آمال جریان فاشیسم ایرانی است، و از آنجا که وجود راست افراطی در راس هیاتحاکمهی آمریکا، سیاستهای راست افراطی و فعالیتهای جریان هاردکور کنسرواتیو ایرانی را موجه جلوه میدهد، شکست ترامپیسم در مقابل پوپولیسم ممدانی از جانب این نیروها بهدرستی شکست سیاستهای اولترا راست خود در برابر خواستهای آزادیخواهانه و برابریطلبانه در جامعهی انقلابی ایران قلمداد میشود. این نیروهای سیاسی متعلق به جنبش ناسیونالیسم پروغرب که برای صیانت از نظام مبتنیبر بهرهکشی و سودمحوری، نابرابری را توجیه میکنند، از پرواز شبح کمونیسم بر فراز جامعه به هر بهانهای به هراس میافتند.
https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍6
کدام جنبش.docx
21.1 KB
🗒 مقاله
🔴 کدام جنبش؟ کدام آینده؟
🖊 امیرحسین محمدی فرد
♦️ توضیح:
این مقاله، در آخرین شمارهی نشریهی «گام»، بهعنوان سرمقاله، قبل از بازداشت اعضای هیات تحریریهی نشریه منتشر شده بود. این مقاله جایگاه جنبش سوسیالیسم طبقهی کارگر را در جامعه مشخص میکند، و به نقد جنبش ناسیونالیسم پروغرب میپردازد. موضوعی که برای رقمخوردن سرنوشت جامعه حاوی نکاتی است، تا خطوط عمدهی سوسیالیسم طبقهی کارگر را بیان کنند.
🔎 از متن:
🔻 این واقعیت دارد که دولت بورژوازی در ایران، به یک بیماری کهنهی اقتصادی و سیاسی دچار است! سیستم سیاسی و اقتصادی بورژوازی در ایران، از یک بیثباتی سیاسی و بحران اقتصادی، به طور دائم رنج برده است. در حقیقت بورژوازی و حکومت آن در ایران، به یک ناکارآمدی مزمن گرفتار هستند که امروز، پس از خیزش «گرسنگان» و «ستمکشان» به شدت عود کرده است. روندی متلاطم آغاز شده که عاقبت سیاسی بورژوازی در ایران را تهدید کرده؛ جنبش محرومان و محکومان از جناحهای حکومت رد شده و اکنون کل جریانهای بورژوازی را به وحشت انداخته است.
📌 https://t.me/Link_note
🔴 کدام جنبش؟ کدام آینده؟
🖊 امیرحسین محمدی فرد
♦️ توضیح:
این مقاله، در آخرین شمارهی نشریهی «گام»، بهعنوان سرمقاله، قبل از بازداشت اعضای هیات تحریریهی نشریه منتشر شده بود. این مقاله جایگاه جنبش سوسیالیسم طبقهی کارگر را در جامعه مشخص میکند، و به نقد جنبش ناسیونالیسم پروغرب میپردازد. موضوعی که برای رقمخوردن سرنوشت جامعه حاوی نکاتی است، تا خطوط عمدهی سوسیالیسم طبقهی کارگر را بیان کنند.
🔎 از متن:
🔻 این واقعیت دارد که دولت بورژوازی در ایران، به یک بیماری کهنهی اقتصادی و سیاسی دچار است! سیستم سیاسی و اقتصادی بورژوازی در ایران، از یک بیثباتی سیاسی و بحران اقتصادی، به طور دائم رنج برده است. در حقیقت بورژوازی و حکومت آن در ایران، به یک ناکارآمدی مزمن گرفتار هستند که امروز، پس از خیزش «گرسنگان» و «ستمکشان» به شدت عود کرده است. روندی متلاطم آغاز شده که عاقبت سیاسی بورژوازی در ایران را تهدید کرده؛ جنبش محرومان و محکومان از جناحهای حکومت رد شده و اکنون کل جریانهای بورژوازی را به وحشت انداخته است.
📌 https://t.me/Link_note
👍2
کدام جنبش.pdf
264.6 KB
🗒 مقاله
🔴 کدام جنبش؟ کدام آینده؟
🖊 امیرحسین محمدی فرد
♦️ توضیح:
این مقاله، در آخرین شمارهی نشریهی «گام»، بهعنوان سرمقاله، قبل از بازداشت اعضای هیات تحریریهی نشریه منتشر شده بود. این مقاله جایگاه جنبش سوسیالیسم طبقهی کارگر را در جامعه مشخص میکند، و به نقد جنبش ناسیونالیسم پروغرب میپردازد. موضوعی که برای رقمخوردن سرنوشت جامعه حاوی نکاتی است، تا خطوط عمدهی سوسیالیسم طبقهی کارگر را بیان کنند.
🔎 از متن:
🔻 این واقعیت دارد که دولت بورژوازی در ایران، به یک بیماری کهنهی اقتصادی و سیاسی دچار است! سیستم سیاسی و اقتصادی بورژوازی در ایران، از یک بیثباتی سیاسی و بحران اقتصادی، به طور دائم رنج برده است. در حقیقت بورژوازی و حکومت آن در ایران، به یک ناکارآمدی مزمن گرفتار هستند که امروز، پس از خیزش «گرسنگان» و «ستمکشان» به شدت عود کرده است. روندی متلاطم آغاز شده که عاقبت سیاسی بورژوازی در ایران را تهدید کرده؛ جنبش محرومان و محکومان از جناحهای حکومت رد شده و اکنون کل جریانهای بورژوازی را به وحشت انداخته است.
📌 https://t.me/Link_note
🔴 کدام جنبش؟ کدام آینده؟
🖊 امیرحسین محمدی فرد
♦️ توضیح:
این مقاله، در آخرین شمارهی نشریهی «گام»، بهعنوان سرمقاله، قبل از بازداشت اعضای هیات تحریریهی نشریه منتشر شده بود. این مقاله جایگاه جنبش سوسیالیسم طبقهی کارگر را در جامعه مشخص میکند، و به نقد جنبش ناسیونالیسم پروغرب میپردازد. موضوعی که برای رقمخوردن سرنوشت جامعه حاوی نکاتی است، تا خطوط عمدهی سوسیالیسم طبقهی کارگر را بیان کنند.
🔎 از متن:
🔻 این واقعیت دارد که دولت بورژوازی در ایران، به یک بیماری کهنهی اقتصادی و سیاسی دچار است! سیستم سیاسی و اقتصادی بورژوازی در ایران، از یک بیثباتی سیاسی و بحران اقتصادی، به طور دائم رنج برده است. در حقیقت بورژوازی و حکومت آن در ایران، به یک ناکارآمدی مزمن گرفتار هستند که امروز، پس از خیزش «گرسنگان» و «ستمکشان» به شدت عود کرده است. روندی متلاطم آغاز شده که عاقبت سیاسی بورژوازی در ایران را تهدید کرده؛ جنبش محرومان و محکومان از جناحهای حکومت رد شده و اکنون کل جریانهای بورژوازی را به وحشت انداخته است.
📌 https://t.me/Link_note
👍2
📃 پاورقی
🔴 در باب مسالهی زن و جادههای خاکی چپ غیرسیاسی
🖊 امیرحسین محمدی فرد
آذر 1404
برخی از چپهای غیرسیاسی، بهسبب فاصلهای خودخواسته که از کانون فعلوانفعال سیاسی برای طبقهی کارگر ایجاد میکنند، در مواجهه با مسالهی زن و در اظهار لطف به خواستهای کارگری در جامعهی طبقاتی، بهمثابه فقط ناظرانِ مبارزهی طبقات متخاصم، از آن طرف بوم میافتند! این دست از روشنفکران چپ که در تصورشان طبقاتْ لختوعور به جدال علیه یکدیگر میروند، در باب مسالهی زن و بهطور مشخص در مورد حجاب اجباری مدعیاند، که گویا بیش از اندازه مسالهای «هویتی» است، و کمتر رنگوبوی پرولتری و طبقاتی دارد. حتی خرده میگیرند، که انقلاب زنانه بهعنوان بیانگر خصلت سیاسیِ بحران انقلابی «هزاروچهارصدویک»، دورتر از جنبش معیشتی و اقتصادی قرار دارد. درحالیکه مبارزه برای لغو آپارتاید جنسیتی شکلی از جدالهای طبقاتی است، که در سپهر سیاسی جامعه نمایان میشود.
بازتولید کردن مقتضیات لازم برای بازتولید شدن شرایط سودآوری در هر جامعهی کاپیتالیستی چنین حکم میکند، که نیمی از جامعه بنابر جنسیت شهروند درجهی دوم محسوب شوند. امر نابرابری جنسیتی لازمهی برقراری شرایط مقتضی برای بازتولید شرایط لازم بهمنظور سودآوری است، که در جامعهی ایران به هیات حجاب اجباری نمود مییابد. چنانکه در جوامعی که نظام سرمایهداری مبتنیبر نیروی کار ارزان و بی حقوق بنا شده است، آپارتاید جنسیتی و نابرابری زن و مرد با شدت بیشتر اِعمال میشود و بهشکل مقولهای بهشدت سیاسی درمیآید. از این روی است که خیزش «هزاروچهارصدویک» در راستای تحرک انقلابی آبان حرکت کرد و شعار «زن، زندگی، آزادی»، خواستهی رادیکال «نان، رفاه، آزادی» را در سطح دیگری از عرصهی سیاسی ادامه داد.
از آنجا که سرمایهداری بهطور کلی همواره به دنبال افزایش انباشت سرمایه از طریق پایین آوردن هرچه بیشتر هزینهی بازتولید نیروی کار بوده است، چارهای ندارد که نیمی از طبقهی کارگر را به حکم زن بودن مشمول استثمار افسارگسیخته کند. چهبسا در جوامعی که دولتسرمایه ادعای دمکرات بودن دارد نیز آپارتاید جنسیتی و زنستیزی به صورتهای مختلف دوام دارد. لذا برای متحقق شدن تحمیل بی حقوقی مضاعف به نیمی از جمعیت پرولتاریا، نابرابری جنسیتی را به کل زنان جامعه تعمیم میدهند. بنابراین نمیتوان گفت که مسالهی زن و پوشش اجباری به مطالبات معیشتی و مبارزات اقتصادی طبقهی کارگر بیربط است، یا حتی مدعی شد که از امور سوسیالیسم فاصله دارد. درنتیجه خیزش «زن، زندگی، آزادی» یکی دیگر از مصافهای محرومان و محکومان با وضع موجود بود، که در سطوح سیاسیتر پیگیری میشود.
📌 https://t.me/Link_note
🔴 در باب مسالهی زن و جادههای خاکی چپ غیرسیاسی
🖊 امیرحسین محمدی فرد
آذر 1404
برخی از چپهای غیرسیاسی، بهسبب فاصلهای خودخواسته که از کانون فعلوانفعال سیاسی برای طبقهی کارگر ایجاد میکنند، در مواجهه با مسالهی زن و در اظهار لطف به خواستهای کارگری در جامعهی طبقاتی، بهمثابه فقط ناظرانِ مبارزهی طبقات متخاصم، از آن طرف بوم میافتند! این دست از روشنفکران چپ که در تصورشان طبقاتْ لختوعور به جدال علیه یکدیگر میروند، در باب مسالهی زن و بهطور مشخص در مورد حجاب اجباری مدعیاند، که گویا بیش از اندازه مسالهای «هویتی» است، و کمتر رنگوبوی پرولتری و طبقاتی دارد. حتی خرده میگیرند، که انقلاب زنانه بهعنوان بیانگر خصلت سیاسیِ بحران انقلابی «هزاروچهارصدویک»، دورتر از جنبش معیشتی و اقتصادی قرار دارد. درحالیکه مبارزه برای لغو آپارتاید جنسیتی شکلی از جدالهای طبقاتی است، که در سپهر سیاسی جامعه نمایان میشود.
بازتولید کردن مقتضیات لازم برای بازتولید شدن شرایط سودآوری در هر جامعهی کاپیتالیستی چنین حکم میکند، که نیمی از جامعه بنابر جنسیت شهروند درجهی دوم محسوب شوند. امر نابرابری جنسیتی لازمهی برقراری شرایط مقتضی برای بازتولید شرایط لازم بهمنظور سودآوری است، که در جامعهی ایران به هیات حجاب اجباری نمود مییابد. چنانکه در جوامعی که نظام سرمایهداری مبتنیبر نیروی کار ارزان و بی حقوق بنا شده است، آپارتاید جنسیتی و نابرابری زن و مرد با شدت بیشتر اِعمال میشود و بهشکل مقولهای بهشدت سیاسی درمیآید. از این روی است که خیزش «هزاروچهارصدویک» در راستای تحرک انقلابی آبان حرکت کرد و شعار «زن، زندگی، آزادی»، خواستهی رادیکال «نان، رفاه، آزادی» را در سطح دیگری از عرصهی سیاسی ادامه داد.
از آنجا که سرمایهداری بهطور کلی همواره به دنبال افزایش انباشت سرمایه از طریق پایین آوردن هرچه بیشتر هزینهی بازتولید نیروی کار بوده است، چارهای ندارد که نیمی از طبقهی کارگر را به حکم زن بودن مشمول استثمار افسارگسیخته کند. چهبسا در جوامعی که دولتسرمایه ادعای دمکرات بودن دارد نیز آپارتاید جنسیتی و زنستیزی به صورتهای مختلف دوام دارد. لذا برای متحقق شدن تحمیل بی حقوقی مضاعف به نیمی از جمعیت پرولتاریا، نابرابری جنسیتی را به کل زنان جامعه تعمیم میدهند. بنابراین نمیتوان گفت که مسالهی زن و پوشش اجباری به مطالبات معیشتی و مبارزات اقتصادی طبقهی کارگر بیربط است، یا حتی مدعی شد که از امور سوسیالیسم فاصله دارد. درنتیجه خیزش «زن، زندگی، آزادی» یکی دیگر از مصافهای محرومان و محکومان با وضع موجود بود، که در سطوح سیاسیتر پیگیری میشود.
📌 https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍2
مساله.pdf
158.7 KB
🗒 مقاله
🔴 مسالهی زن، «انقلاب زنانه»، و اظهارفضلهای چپ غیرسیاسی
🖊 امیرحسین محمدی فرد
دی 1404
🔎 از متن:
🔻«ایدئولوژیها و فرهنگها و افکار حاکم بر جامعهای که تحت سلطهی نظام سرمایهداری قرار دارد، همان ایدئولوژیها و فرهنگها و افکار طبقات حاکم است، که بهعنوان عناصر و عوامل برساختهی ساختارهای سیاسی و اجتماعی، در عرصهی سیاسی و در پهنهی فرهنگی بازتولید میشوند. این فرآیند به تداوم در حاکمیت بورژوازی میانجامد. چنانچه فرودستی زنان و ضد زن بودن در همهی ابعاد روابط اجتماعی ریشه دوانده است، درواقع از حاکمیت نظام سرمایهداری نشات میگیرد. از این روی، مبارزه علیه ایدئولوژیها و افکار و اخلاقیات واپسگرای حاکم بر جامعه که برای بازیابی و بازسازی پیشنیازهای سودآوری ساختهوپرداخته میشوند، همواره یکی از ارکان اصلی و یکی از اصول پایهای در مبارزات طبقاتی کارگران بوده است و بهتبع همیشه وظیفهی خطیر سوسیالیستی خواهد بود.»
📌 https://t.me/Link_note
🔴 مسالهی زن، «انقلاب زنانه»، و اظهارفضلهای چپ غیرسیاسی
🖊 امیرحسین محمدی فرد
دی 1404
🔎 از متن:
🔻«ایدئولوژیها و فرهنگها و افکار حاکم بر جامعهای که تحت سلطهی نظام سرمایهداری قرار دارد، همان ایدئولوژیها و فرهنگها و افکار طبقات حاکم است، که بهعنوان عناصر و عوامل برساختهی ساختارهای سیاسی و اجتماعی، در عرصهی سیاسی و در پهنهی فرهنگی بازتولید میشوند. این فرآیند به تداوم در حاکمیت بورژوازی میانجامد. چنانچه فرودستی زنان و ضد زن بودن در همهی ابعاد روابط اجتماعی ریشه دوانده است، درواقع از حاکمیت نظام سرمایهداری نشات میگیرد. از این روی، مبارزه علیه ایدئولوژیها و افکار و اخلاقیات واپسگرای حاکم بر جامعه که برای بازیابی و بازسازی پیشنیازهای سودآوری ساختهوپرداخته میشوند، همواره یکی از ارکان اصلی و یکی از اصول پایهای در مبارزات طبقاتی کارگران بوده است و بهتبع همیشه وظیفهی خطیر سوسیالیستی خواهد بود.»
📌 https://t.me/Link_note
👍4👎1
📃 پاورقی
🔴 زنگها برای چه کسانی به صدا درمیآیند؟!
🖊 امیرحسین محمدی فرد
دی 1404
تا جایی که به وضعیت سیاسی جامعه مربوط میشود و تا جایی که به شرایط اسفبار اقتصادی برای محرومان و فرودستان برمیگردد، اعتراض به فقر و گرانی بدیهی مینمود. مردمی که در دنیای مدرنِ امروزی بهواسطهی استثمار افسارگسیختهْ بردگی مزدی را زندگی میکنند، مردمی که بهرغم تخلیق انبوهی از ثروت و امکانات رفاهی که حاصل نیروی کار است، هر روز و بیشازپیش با تشویش و مصیبت ناشی از پایین آوردن هرچه بیشتر سطح معیشت مواجه میشوند، گزیری از دفاع و اعتراض ندارند. چهبساکه تعرض به زندگی انسانیِ مردم کارکن به جوامع «توسعهنیافته» محدود نمانده است و بهعنوان ویژگی نظام سرمایهداری در جهان معاصر شناخته میشود؛ خصلت واقعی کاپیتالیسم، که دشمنی سیستماتیک بورژوازی با حیات بشریت را به زنندهترین شکل بروز میدهد. بهاینترتیب طبقهی کارگر و اقشار فرودست در یکی از سختترین دورههای جدال طبقات متخاصم بهسر میبرند، که هوشیاری و آگاهی منحصربهخود را طلب میکند.
از طرف دیگر آنچه برههی کنونی از جدالهای طبقاتی را جلوهای بغرنج میدهد، کشمکش قدرتهای کاپیتالیستی و امپریالیستی جهان سرمایهداری و بازتاب آن در خاورمیانه به شکل تهدید جنایتکارانه از سوی رژیم فاشیست «اسراِئیل» در به آتش کشیدن جوامع منطقه است، که عرصه را برای جولان دادن نیروها و جریانات سناریوی سیاهی نظیر پهلویچیها و باند «مهتدی» بازمیگذارد و سیاستهای اولترا راست از سوی فاشیستهای «آریایی» و قومپرستان را متداول میکند. چهبساکه بورژوازی روند تحمیل کردن نازلترین سطح معیشت را به محرومان و فرودستان زیر سایهی خطرات هولناک پیش میبرد. از این روی جدال طبقاتی نزد اردوی کار و تولید در چنین دورانی موانع خاص خود را دارد.
با این حال کارگران و مزدبگیران زحمتکش برای دفاع در مقابل تعرض بورژوازی منتظر هیچ عذر و بهانهای برای توجیه کردن وضع موجود از سوی دولتسرمایه نمیمانند. اما واقعیتی سیاسی-طبقاتی که همواره در میان کشمکشهای طبقاتی نهفته بود، اکنون در حال سربرآوردن است؛ نیروهای ارتجاعی و جریانات سناریوی سیاهی که برای قدرتیابی همیشه در پی قدرتهای خارجی دوان بودهاند و بدون کوچکترین شرمی آیندهی جامعه را به جنگ و ویرانی و تحریم اقتصادی گره میزنند، و حتی فقر را برای طغیان میخواهند، بیشازپیش بیگانگی خود را با مردم جویای زندگی بهتر نشان میدهند. این واقعیت، خاصیت پرولتری روند کشمکشهای طبقاتی در این روزها است. چنانکه دست محکم «نه» به گزینهی «رژیمچنج» پس از تعرض نظامی رژیم جنایتکار «اسرائیل» هنوز هم بر سینهی این نیروها و این جریانات بورژوایی سنگینی میکند. در ادامه، کنشهایی که بهقصد تغییر در اوضاع زندگی و برای برخورداری از معیشت شایستهی بشر، از لایههای پایینی جامعه پرورده میشوند و به سطح سیاست میآیند، چنانچه به استقلال طبقاتی متکی شوند، چهبساکه همهی عوامل و نیروها و عناصر بورژوازی را از رقم زدن چگونگی و نوع حیات انسانی خلعید کنند.
📌 https://t.me/Link_note
🔴 زنگها برای چه کسانی به صدا درمیآیند؟!
🖊 امیرحسین محمدی فرد
دی 1404
تا جایی که به وضعیت سیاسی جامعه مربوط میشود و تا جایی که به شرایط اسفبار اقتصادی برای محرومان و فرودستان برمیگردد، اعتراض به فقر و گرانی بدیهی مینمود. مردمی که در دنیای مدرنِ امروزی بهواسطهی استثمار افسارگسیختهْ بردگی مزدی را زندگی میکنند، مردمی که بهرغم تخلیق انبوهی از ثروت و امکانات رفاهی که حاصل نیروی کار است، هر روز و بیشازپیش با تشویش و مصیبت ناشی از پایین آوردن هرچه بیشتر سطح معیشت مواجه میشوند، گزیری از دفاع و اعتراض ندارند. چهبساکه تعرض به زندگی انسانیِ مردم کارکن به جوامع «توسعهنیافته» محدود نمانده است و بهعنوان ویژگی نظام سرمایهداری در جهان معاصر شناخته میشود؛ خصلت واقعی کاپیتالیسم، که دشمنی سیستماتیک بورژوازی با حیات بشریت را به زنندهترین شکل بروز میدهد. بهاینترتیب طبقهی کارگر و اقشار فرودست در یکی از سختترین دورههای جدال طبقات متخاصم بهسر میبرند، که هوشیاری و آگاهی منحصربهخود را طلب میکند.
از طرف دیگر آنچه برههی کنونی از جدالهای طبقاتی را جلوهای بغرنج میدهد، کشمکش قدرتهای کاپیتالیستی و امپریالیستی جهان سرمایهداری و بازتاب آن در خاورمیانه به شکل تهدید جنایتکارانه از سوی رژیم فاشیست «اسراِئیل» در به آتش کشیدن جوامع منطقه است، که عرصه را برای جولان دادن نیروها و جریانات سناریوی سیاهی نظیر پهلویچیها و باند «مهتدی» بازمیگذارد و سیاستهای اولترا راست از سوی فاشیستهای «آریایی» و قومپرستان را متداول میکند. چهبساکه بورژوازی روند تحمیل کردن نازلترین سطح معیشت را به محرومان و فرودستان زیر سایهی خطرات هولناک پیش میبرد. از این روی جدال طبقاتی نزد اردوی کار و تولید در چنین دورانی موانع خاص خود را دارد.
با این حال کارگران و مزدبگیران زحمتکش برای دفاع در مقابل تعرض بورژوازی منتظر هیچ عذر و بهانهای برای توجیه کردن وضع موجود از سوی دولتسرمایه نمیمانند. اما واقعیتی سیاسی-طبقاتی که همواره در میان کشمکشهای طبقاتی نهفته بود، اکنون در حال سربرآوردن است؛ نیروهای ارتجاعی و جریانات سناریوی سیاهی که برای قدرتیابی همیشه در پی قدرتهای خارجی دوان بودهاند و بدون کوچکترین شرمی آیندهی جامعه را به جنگ و ویرانی و تحریم اقتصادی گره میزنند، و حتی فقر را برای طغیان میخواهند، بیشازپیش بیگانگی خود را با مردم جویای زندگی بهتر نشان میدهند. این واقعیت، خاصیت پرولتری روند کشمکشهای طبقاتی در این روزها است. چنانکه دست محکم «نه» به گزینهی «رژیمچنج» پس از تعرض نظامی رژیم جنایتکار «اسرائیل» هنوز هم بر سینهی این نیروها و این جریانات بورژوایی سنگینی میکند. در ادامه، کنشهایی که بهقصد تغییر در اوضاع زندگی و برای برخورداری از معیشت شایستهی بشر، از لایههای پایینی جامعه پرورده میشوند و به سطح سیاست میآیند، چنانچه به استقلال طبقاتی متکی شوند، چهبساکه همهی عوامل و نیروها و عناصر بورژوازی را از رقم زدن چگونگی و نوع حیات انسانی خلعید کنند.
📌 https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍3
رقص_مومیایها_در_معبد_«رژیمچنج»_2.pdf
192.8 KB
🗒 مقاله
🔴 رقص مومیاییها در معبد «رژیمچنج» (2)
(هشداری دربارهی خطر «سناریوی سیاه»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
بهمن 1404
🔎 از متن:
🔻«اتفاقی که در حین بالا گرفتن مبارزات انقلابی و همراه با سرکوب خونین مردم معترض روی داد، یک دسیسه علیه جنبش آزادیخواهی و ضد استبدادی، و در عناد با فروانداختن مسببان فقر و فلاکت و خفقان بهشیوهی انقلابی از جانب خط ارتجاعی و سناریوی سیاهی «نتانیاهو»-پهلوی بود که از بسترهای پدیدآمده از قوت گرفتن احتمال حملهی نظامی مجدد از سوی «ترامپ» سربرآورد. این هدف مبنیبر روان شدن پروسهی «رژیمچنج» که بهواسطهی چسباندن جدال ارتجاعی و امپریالیستی بلوک آمریکا-«اسرائیل» با حکومت به مبارزات انقلابی میسّر شد، برخلاف ادعای مجریان طرح «رژیمچنج» بهویژه شخص «رضا پهلوی»، توازن قوا را بهنفع مردم جویای آزادی تغییر نداد و فضای سیاسی را در جهت خیزش انقلابی جاری نگشود، حتی، یک عقبگرد جنبشی-سیاسی را در روند پیشرویهای مردم انقلابی بهوجود آورد.»
📌 https://t.me/Link_note
🔴 رقص مومیاییها در معبد «رژیمچنج» (2)
(هشداری دربارهی خطر «سناریوی سیاه»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
بهمن 1404
🔎 از متن:
🔻«اتفاقی که در حین بالا گرفتن مبارزات انقلابی و همراه با سرکوب خونین مردم معترض روی داد، یک دسیسه علیه جنبش آزادیخواهی و ضد استبدادی، و در عناد با فروانداختن مسببان فقر و فلاکت و خفقان بهشیوهی انقلابی از جانب خط ارتجاعی و سناریوی سیاهی «نتانیاهو»-پهلوی بود که از بسترهای پدیدآمده از قوت گرفتن احتمال حملهی نظامی مجدد از سوی «ترامپ» سربرآورد. این هدف مبنیبر روان شدن پروسهی «رژیمچنج» که بهواسطهی چسباندن جدال ارتجاعی و امپریالیستی بلوک آمریکا-«اسرائیل» با حکومت به مبارزات انقلابی میسّر شد، برخلاف ادعای مجریان طرح «رژیمچنج» بهویژه شخص «رضا پهلوی»، توازن قوا را بهنفع مردم جویای آزادی تغییر نداد و فضای سیاسی را در جهت خیزش انقلابی جاری نگشود، حتی، یک عقبگرد جنبشی-سیاسی را در روند پیشرویهای مردم انقلابی بهوجود آورد.»
📌 https://t.me/Link_note
👍3
رقص_مومیایها_در_معبد_«رژیمچنج»_2.docx
35.7 KB
🗒 مقاله
🔴 رقص مومیاییها در معبد «رژیمچنج» (2)
(هشداری دربارهی خطر «سناریوی سیاه»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
بهمن 1404
🔎 از متن:
🔻«کابوسی که «نتانیاهو» برای بهآتش کشیدن کل خاورمیانه دیده است و جنگطلبی «ترامپ» که شالودههای جامعهی ایران را هدف گرفته است، مولفهای است، که داوطلبان بازیگری در نمایش «رژیمچنج» را برای به قدرت رسیدن به تکاپو وامیدارد؛ بهنحویکه، بخش بزرگی از اپوزیسیون بورژوایی که تحت پوشش مزورانهی ضدیت با دولت حاکمْ مرتجع بودن خود را پنهان میکردند، امروز، با طیب خاطر به کمپ میلیتاریسم آمریکا و «اسرائیل» پیوستهاند و خیلی عیان چشمانتظاراند، تا نقش کلیدی را در پرتو تهدیدات جنگی و بر متن حملهی نظامیِ دوباره برعهده بگیرند. طی جنگ دوازده روزه تا پس از هایجک شدن اعتراضات مردمی توسط خط ارتجاعی و سناریوی سیاهی «نتانیاهو»-پهلوی، نیروها و عناصر متعددی از اپوزیسیون بورژوایی راست تا چپ، چه رسمی و چه تلویحی، پیوستن خود را به جبههی مدافعان حملهی نظامی جشن گرفتند و از این که خود را متعلق به بلوک فاشیستی آمریکا-«اسرائیل» میدانند، بسیار مسرورند.»
📌 https://t.me/Link_note
🔴 رقص مومیاییها در معبد «رژیمچنج» (2)
(هشداری دربارهی خطر «سناریوی سیاه»)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
بهمن 1404
🔎 از متن:
🔻«کابوسی که «نتانیاهو» برای بهآتش کشیدن کل خاورمیانه دیده است و جنگطلبی «ترامپ» که شالودههای جامعهی ایران را هدف گرفته است، مولفهای است، که داوطلبان بازیگری در نمایش «رژیمچنج» را برای به قدرت رسیدن به تکاپو وامیدارد؛ بهنحویکه، بخش بزرگی از اپوزیسیون بورژوایی که تحت پوشش مزورانهی ضدیت با دولت حاکمْ مرتجع بودن خود را پنهان میکردند، امروز، با طیب خاطر به کمپ میلیتاریسم آمریکا و «اسرائیل» پیوستهاند و خیلی عیان چشمانتظاراند، تا نقش کلیدی را در پرتو تهدیدات جنگی و بر متن حملهی نظامیِ دوباره برعهده بگیرند. طی جنگ دوازده روزه تا پس از هایجک شدن اعتراضات مردمی توسط خط ارتجاعی و سناریوی سیاهی «نتانیاهو»-پهلوی، نیروها و عناصر متعددی از اپوزیسیون بورژوایی راست تا چپ، چه رسمی و چه تلویحی، پیوستن خود را به جبههی مدافعان حملهی نظامی جشن گرفتند و از این که خود را متعلق به بلوک فاشیستی آمریکا-«اسرائیل» میدانند، بسیار مسرورند.»
📌 https://t.me/Link_note
📃 پاورقی
🔴 سخنی کوتاه، پس از هفتهها جنگ و تعرض نظامی «ترامپ-اسرائیل» به ایران
🖊امیرحسین محمدی فرد
5 خرداد 1405
ای شمایی که تحت عنوان کذایی «وطنپرستی» بر طبل جنگ و کشتار و آوارگی کوبیدید!
ای شمایی که مدال دروغین «دفاع از میهن» به گردن آویختید و با افتخار میلیتاریسم را ستایش کردید!
شما، پهلویچیهای فاشیست که «وطن» را محمل تعرض نظامی ساختید، و شما نئوتودهایها و محوریها، که «وطن» را دستمایهی خیانت کردید، شرمتان باد!
مقولهی اغواگر و ماورای انسانیت، یعنی وطن، اسم رمزی بود برای حمله به هر آنچه مردم در این سالها برای رسیدن به زندگی نوین بهدستآورده بودند؛ وطن، اسم مقدسی بود برای تعرض به زندگی مردم.
شما، در تاریخ بهعنوان خائن و دشمن «ایران» ثبت شدید. شرمتان باد!
https://t.me/Link_note
🔴 سخنی کوتاه، پس از هفتهها جنگ و تعرض نظامی «ترامپ-اسرائیل» به ایران
🖊امیرحسین محمدی فرد
5 خرداد 1405
ای شمایی که تحت عنوان کذایی «وطنپرستی» بر طبل جنگ و کشتار و آوارگی کوبیدید!
ای شمایی که مدال دروغین «دفاع از میهن» به گردن آویختید و با افتخار میلیتاریسم را ستایش کردید!
شما، پهلویچیهای فاشیست که «وطن» را محمل تعرض نظامی ساختید، و شما نئوتودهایها و محوریها، که «وطن» را دستمایهی خیانت کردید، شرمتان باد!
مقولهی اغواگر و ماورای انسانیت، یعنی وطن، اسم رمزی بود برای حمله به هر آنچه مردم در این سالها برای رسیدن به زندگی نوین بهدستآورده بودند؛ وطن، اسم مقدسی بود برای تعرض به زندگی مردم.
شما، در تاریخ بهعنوان خائن و دشمن «ایران» ثبت شدید. شرمتان باد!
https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
📃 پاورقی
🔴 جنگ و مرگ کسبوکار «من» است!
🖊امیرحسین محمدی فرد
25 خرداد 1405
گویا، موج عظیم نابودگر جنگ، درحال فروکش کردن است، و گویا، این هیولای کشنده و ویرانگر در شُرُف بازایستادن است؛ و حملهی نظامی علیه مردم «ایران»، ولو برای مدتی متوقف خواهد شد. بهتبع، بلوک «ترامپ-اسرائیل» به خواستهای حداکثری نرسید و اهداف نهایی برای این قطب از قدرتهای کاپیتالیستی جهان متحقق نشدند. درنتیجه، بلوای جنگطلبان نیز رو به خاموشی میرود. چنانکه، کاسبی کثیف نیروهای پرورژیمی و فاشیستهای سلطنتطلب که از جنگ هویت میگرفتند، و جنگ و مرگ کسبکارشان است، بیرونق خواهد شد!
بهاینترتیب، پروژهی سوریهای شدن و تکرار تجربهی هولناک و مهلک جامعهی لیبی برای جامعهی ایران که اپوزیسیون پروغرب پیمانکارش بود، بهسبب آگاهی مردم و از روی انقلابی بودن مردم، نیمهکاره ماند، چنانکه، «دخالت نظامی-سیاسی» از جانب قدرتهای کاپیتالیستی در سرنوشت مردم، توسط خود مردم معترض، آزادیخواه و جویای دنیای بهتر، راسخ و قاطع رد و نفی شد. تاجاییکه، اعتراضات خود را از گرو جنگ ارتجاعیِ هیاتحاکمهی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه «ایران» بیرون کشیدند. از این روی، شکست سخت و رسوایی زشت میروند که بر پروژهی «رژیمچنج» و مجریان این طرح ضدمردمی مستولی شوند. پهلوی و نئوپهلویستها، باردیگر، همچون همیشه، برندهی لیگ بازندگانِ رژیمچنج لقب گرفتند. بازندگانی برای تمام فصول رژیمچنج!
این تمام ماجرا نیست! اینکه، سرکوب خونین که همواره شیوهی مواجههی دولت حاکم با اعتراضات مردمی است، ضدانسانی است و نفرت نوع بشر را برمیانگیزد، اینکه، کشتار و بیخانمانی انسانها در پی حملهی نظامی و به دلیل بمبباران که پیامد جنگهای ارتجاعی است، ضدبشری است و خشمانگیز محسوب میشود، یک دادهی واقعی و همیشگی است، و درعینحال، مسئولیت این جرم را عاملان باید برعهده بگیرند. اما، ماجرای جانهای رفته و خونهای ریخته به همینجا ختم نمیشود. مردم محکوم و ستمدیده در آینده بارها قیام خواهند کرد، اما، امروز را فراموش نمیکنند، که شخص «رضاپهلوی» و جمیع نئوپهلویستها ماندند، و فراخوان و هایجک کردن اعتراضات؛ پهلوی و فاشیستهای سلطنتطلب ماندند و جانهای رفته و خونهای ریخته، چه در خیابان، چه زیر بمبباران! مسئولیت این جنایت با «شما» است!
https://t.me/Link_note
🔴 جنگ و مرگ کسبوکار «من» است!
🖊امیرحسین محمدی فرد
25 خرداد 1405
گویا، موج عظیم نابودگر جنگ، درحال فروکش کردن است، و گویا، این هیولای کشنده و ویرانگر در شُرُف بازایستادن است؛ و حملهی نظامی علیه مردم «ایران»، ولو برای مدتی متوقف خواهد شد. بهتبع، بلوک «ترامپ-اسرائیل» به خواستهای حداکثری نرسید و اهداف نهایی برای این قطب از قدرتهای کاپیتالیستی جهان متحقق نشدند. درنتیجه، بلوای جنگطلبان نیز رو به خاموشی میرود. چنانکه، کاسبی کثیف نیروهای پرورژیمی و فاشیستهای سلطنتطلب که از جنگ هویت میگرفتند، و جنگ و مرگ کسبکارشان است، بیرونق خواهد شد!
بهاینترتیب، پروژهی سوریهای شدن و تکرار تجربهی هولناک و مهلک جامعهی لیبی برای جامعهی ایران که اپوزیسیون پروغرب پیمانکارش بود، بهسبب آگاهی مردم و از روی انقلابی بودن مردم، نیمهکاره ماند، چنانکه، «دخالت نظامی-سیاسی» از جانب قدرتهای کاپیتالیستی در سرنوشت مردم، توسط خود مردم معترض، آزادیخواه و جویای دنیای بهتر، راسخ و قاطع رد و نفی شد. تاجاییکه، اعتراضات خود را از گرو جنگ ارتجاعیِ هیاتحاکمهی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه «ایران» بیرون کشیدند. از این روی، شکست سخت و رسوایی زشت میروند که بر پروژهی «رژیمچنج» و مجریان این طرح ضدمردمی مستولی شوند. پهلوی و نئوپهلویستها، باردیگر، همچون همیشه، برندهی لیگ بازندگانِ رژیمچنج لقب گرفتند. بازندگانی برای تمام فصول رژیمچنج!
این تمام ماجرا نیست! اینکه، سرکوب خونین که همواره شیوهی مواجههی دولت حاکم با اعتراضات مردمی است، ضدانسانی است و نفرت نوع بشر را برمیانگیزد، اینکه، کشتار و بیخانمانی انسانها در پی حملهی نظامی و به دلیل بمبباران که پیامد جنگهای ارتجاعی است، ضدبشری است و خشمانگیز محسوب میشود، یک دادهی واقعی و همیشگی است، و درعینحال، مسئولیت این جرم را عاملان باید برعهده بگیرند. اما، ماجرای جانهای رفته و خونهای ریخته به همینجا ختم نمیشود. مردم محکوم و ستمدیده در آینده بارها قیام خواهند کرد، اما، امروز را فراموش نمیکنند، که شخص «رضاپهلوی» و جمیع نئوپهلویستها ماندند، و فراخوان و هایجک کردن اعتراضات؛ پهلوی و فاشیستهای سلطنتطلب ماندند و جانهای رفته و خونهای ریخته، چه در خیابان، چه زیر بمبباران! مسئولیت این جنایت با «شما» است!
https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍4
آناتومی پدیدهی «نئوپهلویسم».pdf
390.5 KB
📑جزوه
🔴 آناتومی پدیدهی «نئوپهلویسم»
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
🔎از متن:
🔻«گذشتهی کمال مطلوب، که فاشیسم، جامعهی انقلابی، اما، سرخورده از سرکوب و استبدا را به آن وعده میدهد، به صورت اتوپیایی و آرمانی ارائه میشود، تا خوشبینی به دنیایی نوین و روشنی افق یک زندگی مترقی که از فراز انقلابهای اجتماعی پیدا است، مبهم، مستور، گنگ، دلهرهآور، و مشوش انگاشته شوند. از این روی، فاشیسم گذشته را به شکل آرمانشهر درمیآورد، و گذشتهی منقضی را چنان مأنوس و آشنا و امین جلوه میدهد، تا این آیندهای نوین و روشنا، که از پسِ دگرگونیهای ریشهای در وضع موجود خواهد آمد، در مقایسه با این گذشتهی کمال مطلوب که در فاشیسم متجلی میشود، مجهول،خیالی،مشکوک، و خطرناک بنمایاند. درنتیجه، جنبش نئوپهلویسم که برای جعل کردن افق اجتماعی و برای ترسیم آلترناتیو ساختی از فرماسیون اجتماعیِ از پیش منقرضشده تغذیه میکند، محافظهکاری و واپسگرایی و دیرینهگرایی رایج میان فرهنگ و افکار و اخلاقیات طبقات حاکم را که بر فرهنگ و افکار و اخلاقیات عناصر و اجزای تشکیلدهندهی جامعه حاکمیت دارند، بهعالیترین اشکال...»
https://t.me/Link_note
🔴 آناتومی پدیدهی «نئوپهلویسم»
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
🔎از متن:
🔻«گذشتهی کمال مطلوب، که فاشیسم، جامعهی انقلابی، اما، سرخورده از سرکوب و استبدا را به آن وعده میدهد، به صورت اتوپیایی و آرمانی ارائه میشود، تا خوشبینی به دنیایی نوین و روشنی افق یک زندگی مترقی که از فراز انقلابهای اجتماعی پیدا است، مبهم، مستور، گنگ، دلهرهآور، و مشوش انگاشته شوند. از این روی، فاشیسم گذشته را به شکل آرمانشهر درمیآورد، و گذشتهی منقضی را چنان مأنوس و آشنا و امین جلوه میدهد، تا این آیندهای نوین و روشنا، که از پسِ دگرگونیهای ریشهای در وضع موجود خواهد آمد، در مقایسه با این گذشتهی کمال مطلوب که در فاشیسم متجلی میشود، مجهول،خیالی،مشکوک، و خطرناک بنمایاند. درنتیجه، جنبش نئوپهلویسم که برای جعل کردن افق اجتماعی و برای ترسیم آلترناتیو ساختی از فرماسیون اجتماعیِ از پیش منقرضشده تغذیه میکند، محافظهکاری و واپسگرایی و دیرینهگرایی رایج میان فرهنگ و افکار و اخلاقیات طبقات حاکم را که بر فرهنگ و افکار و اخلاقیات عناصر و اجزای تشکیلدهندهی جامعه حاکمیت دارند، بهعالیترین اشکال...»
https://t.me/Link_note
👍3
آناتومی پدیده.docx
60.2 KB
📑جزوه
🔴 آناتومی پدیدهی «نئوپهلویسم»
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
🔎از متن:
🔻«مشخصهی اصلی که پدیدهی نئوپهلویسم را توصیف میکند، اعلام فوری حکومت سلطنت و اقدام عاجل برای بر اریکهی پادشاهی نشاندن فرزند ذکور «خاندان پهلوی» بهمنزلهی پادشاه ایران نیست، بلکه تجسم روح یک «ملت» و تجلی وحدت «امت واحد» در پدیدهی «نئوپهلویسم» است که بهعنوان مشخصهی اصلی این پدیدهی فاشیستی، عظمتطلبی ناسیونالیستی و برتریجویی نژادی را در روابط اجتماعی ایجاد میکند. موفقیت در این امر برای نیروی نئوپهلویسم به بسیج نیروی جنبشی نیاز دارد، از این روی، جنبش «پیراهن سیاهان» که از پدیدهی «نئوپهلویسم» ساطع شده است، درواقع، برای مبارزه با پراتیک انقلابی و سوسیالیستی و برای منکوب کردن انقلابگری و آزادیخواهی فعالیت دارد، که نه فقط بر وجود یک نیروی فشار و فالانژ علیه مبارزات انقلابی را تأیید میکند، بلکه این میلیشیای «پیراهن سیاهان» شکل ممتاز کنش سیاسی پدیدهی «نئوپهلویسم» است، که برای عقدهگشایی بورژوازی در قبال آزادیخواهی و برابریطلبی ساری در جنبش انقلابی جاری بسترساز میشود.»
https://t.me/Link_note
🔴 آناتومی پدیدهی «نئوپهلویسم»
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
🔎از متن:
🔻«مشخصهی اصلی که پدیدهی نئوپهلویسم را توصیف میکند، اعلام فوری حکومت سلطنت و اقدام عاجل برای بر اریکهی پادشاهی نشاندن فرزند ذکور «خاندان پهلوی» بهمنزلهی پادشاه ایران نیست، بلکه تجسم روح یک «ملت» و تجلی وحدت «امت واحد» در پدیدهی «نئوپهلویسم» است که بهعنوان مشخصهی اصلی این پدیدهی فاشیستی، عظمتطلبی ناسیونالیستی و برتریجویی نژادی را در روابط اجتماعی ایجاد میکند. موفقیت در این امر برای نیروی نئوپهلویسم به بسیج نیروی جنبشی نیاز دارد، از این روی، جنبش «پیراهن سیاهان» که از پدیدهی «نئوپهلویسم» ساطع شده است، درواقع، برای مبارزه با پراتیک انقلابی و سوسیالیستی و برای منکوب کردن انقلابگری و آزادیخواهی فعالیت دارد، که نه فقط بر وجود یک نیروی فشار و فالانژ علیه مبارزات انقلابی را تأیید میکند، بلکه این میلیشیای «پیراهن سیاهان» شکل ممتاز کنش سیاسی پدیدهی «نئوپهلویسم» است، که برای عقدهگشایی بورژوازی در قبال آزادیخواهی و برابریطلبی ساری در جنبش انقلابی جاری بسترساز میشود.»
https://t.me/Link_note
👍2
📃 پاورقی
🔴 دربارهی برداشتهای مکانیکی از جنگ جاری
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
توهمِ ماجراجویانه نسبت به تجاوز نظامی علیه «ایران»، مبنیبر تبدیل کردن حملهی نظامی به «جنگ داخلی»، با توجه به اینکه، درظاهر رادیکال است و چپنمایی میکند، اما، اینهمانی جنگ فعلی با آنچه در جنگ جهانی اول روی داد، درواقع، سیاستی غیرمسؤلانه در خصوص مدنیت جامعه است که از پاسیفیسم رایج در شرایط جنگی نشأت میگیرد. صحنهای که جنگ برای حکومت تزاری به شکست در حاکمیت داخلی انجامیده بود، از اساس تفاوت دارد با شرایط جنگی جاری، که در وهلهی اول دولتسرمایه را تقویت میکند.
حملهی نظامی علیه «ایران»، که بازتاب شدت گرفتن سیر نزولی هژمونی امپریالیسم «آمریکا» است و از کشمکش میان قدرتهای کاپیتالیستی بر سر بازتقسیم جهان سرمایه و بازیابی سیطره بر حوزههای اقتصادی ناشی میشود، از اساس تفاوت دارد با جدال قدرتهای سرمایهداریِ جهان در جنگ جهانی اول، که برای تثبیت هژمونی امپریالیسم نوپا شکل گرفته بود. از این روی، قرار دادن قیام در مقابل پایان جنگ، موضعی آوانتوریستی است که نه از انقلابی بودن، بلکه از منفعل بودن مایه میگیرد.
سیاست لنینیستی در قبال حملهی نظامی علیه «ایران» که مدنیت جامعه را تهدید میکند و خطر سناریوی سیاه را افزایش میدهد، پایان مطلق جنگ است که ضرورت خود را از رفع کردن فضای جنگی میگیرد. دوقطبی کاذب مبنیبر جنگ «ضد امپریالیستی» در مقابل تبدیل حملهی نظامی به «جنگ داخلی»، ربطی به موضع کمونیستی دربارهی جنگ جاری ندارد. اگر یکی شوونیستی است، دیگری آوانتوریستی و پاسیفیستی است! سیاست لنینیستی این است که جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
https://t.me/Link_note
🔴 دربارهی برداشتهای مکانیکی از جنگ جاری
🖊 امیرحسین محمدی فرد
تیر 1405
توهمِ ماجراجویانه نسبت به تجاوز نظامی علیه «ایران»، مبنیبر تبدیل کردن حملهی نظامی به «جنگ داخلی»، با توجه به اینکه، درظاهر رادیکال است و چپنمایی میکند، اما، اینهمانی جنگ فعلی با آنچه در جنگ جهانی اول روی داد، درواقع، سیاستی غیرمسؤلانه در خصوص مدنیت جامعه است که از پاسیفیسم رایج در شرایط جنگی نشأت میگیرد. صحنهای که جنگ برای حکومت تزاری به شکست در حاکمیت داخلی انجامیده بود، از اساس تفاوت دارد با شرایط جنگی جاری، که در وهلهی اول دولتسرمایه را تقویت میکند.
حملهی نظامی علیه «ایران»، که بازتاب شدت گرفتن سیر نزولی هژمونی امپریالیسم «آمریکا» است و از کشمکش میان قدرتهای کاپیتالیستی بر سر بازتقسیم جهان سرمایه و بازیابی سیطره بر حوزههای اقتصادی ناشی میشود، از اساس تفاوت دارد با جدال قدرتهای سرمایهداریِ جهان در جنگ جهانی اول، که برای تثبیت هژمونی امپریالیسم نوپا شکل گرفته بود. از این روی، قرار دادن قیام در مقابل پایان جنگ، موضعی آوانتوریستی است که نه از انقلابی بودن، بلکه از منفعل بودن مایه میگیرد.
سیاست لنینیستی در قبال حملهی نظامی علیه «ایران» که مدنیت جامعه را تهدید میکند و خطر سناریوی سیاه را افزایش میدهد، پایان مطلق جنگ است که ضرورت خود را از رفع کردن فضای جنگی میگیرد. دوقطبی کاذب مبنیبر جنگ «ضد امپریالیستی» در مقابل تبدیل حملهی نظامی به «جنگ داخلی»، ربطی به موضع کمونیستی دربارهی جنگ جاری ندارد. اگر یکی شوونیستی است، دیگری آوانتوریستی و پاسیفیستی است! سیاست لنینیستی این است که جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍2
🔴 دیگر هیچ حقی ندارید!
(دربارهی عدم حمایت از قومپرستان کُرد)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1405
1- برخورد مناسب از جانب کمونیستها در مواجههی سیاسی با جریانات ناسیونالیست کُرد که تا دیروز مسألهی ملی را دستمایهی پیاده کردن طرح فدرالیسم میکردند که البته پیامدش، ابدی شدن تفرقهی قومی و ملی در جامعهی ایران است، اما، امروز که این نیروهای تبهکار سیاسی، نقش اساسی را در سوریهای کردن ایران پذیرفتهاند، باید به منزلهی «ارتش آزاد سوریه» قلمداد شوند. از آنجا که، با پیوستن به سایر عوامل بالکانیزه کردن جامعهی ایران عامل نابودی حیات انسانی و ابزاری برای فروپاشی شیرازههای اجتماعی محسوب میشوند، هیچ حقی در قبال توجه جامعه به خود را ندارند.
این نیروهای قومپرست که تا دیروز جامعهی انسانی را به دهها ملیت و قومیت تقسیم میکردند تا تفرقهی قومی به نفرت ملی تبدیل شود، اما، امروز مرزهای ارتجاعی را درنوردیدند، و با پیوستن همهجانبه به کلوپ بدنامان سناریوی سیاهی، اعلام کردهاند، که تجربهی مرگبار در جامعهی لیبی را برای مردم این جامعه نیز به ارمغان آورند! این عناصر فوق مرتجع که موضع ضد اجتماعی مبنیبر ایجاد انشقاق ماورای طبقاتی ناسیونالیستی را به دشمنی مستقیم با زیست انسانی ارتقاء دادهاند، شایستگی اپوزیسیون نامیده شدن را ندارند. درنتیجه، از حقوق اپوزیسیونی منع میشوند.
این نیروهای ضد مردمی و این جریانات ناسیونالیست، بخش مهمی از دخالت نظامی بلوک ترامپ-اسراِئیل در سرنوشت جامعهی ایران را تشکیل میدهند. این قومپرستان خودِ جنگ داخلی را برای آیندهی ایران تداعی میکنند. از این روی، این پُست جدید که ناسیونالیستهای کُرد برای خود برگزیدند، ایجاب میکند، که هیچ حقی بر دوش مردم بهعنوان اپوزیسیون نداشته باشند. بازی با کارت سوختهی مجاهدین خلق عاقبت خوشی ندارد! اگر قرار باشد از این تبهکاران حمایت شود، باید از ارتش آمریکا و نظامیان رژیم «اسرائیل» هم حمایت شود. هشدار داده بودیم!!!
2- آن جریانات سیاسی چپ، که از مجریان و از بازیگران سناریوی سیاه در زدوخوردها با حکومت حمایت میکنند، آن احزاب و آن افراد چپ، که از ناسیونالیستها و قومپرستان کُرد بهمنزلهی «اپوزیسیون» در قبال حملات حکومت دفاع میکنند، به این ترتیب، از همان کمپی میآیند که «ارتش آزاد سوریه» را بهعنوان انقلابیون ضد اسد به جامعه القاء میکرد و اشرار مسلح در لیبی را «اپوزیسیون» ضدرژیمی جلوه میداد. با همان منطقی که تجاوز نظامی و شارژ کردن نیروهای سناریوی سیاهی در جوامع سوریه و لیبی را «دخالت بشردوستانه» قلمداد کردند، عدم حمایت از عاملان سناریوی سیاه در جامعهی ایران را نیز نکوهش و تقبیح میکنند.
این معادله سادهتر از آن است، که نیاز به «صورتبندی»، داشته باشد. این جریانات و احزاب چپِ مدافع «اپوزیسیون»، چنانچه، حملات نظامی علیه ایران را یکسویه محکوم نمیکنند، چنانچه، این جنگ را بسترساز سوریهای شدن این جامعه نمیدانند، و چنانچه، از نیروهای ناسیونالیست کُرد حمایت میکنند که نقش اصلی را برای اجرایی شدن سناریوی سیاه پذیرفتند، در این صورت، حملات نظامی از سوی بلوک آمریکا-رژیم «اسراِئیل» را نیز در محافل خود، امکانی برای براندازی اعلام کردهاند!
در این فضای جنگی، که پولاریزاسیون در میان نیروها و سازمانها و احزاب راست تا چپ ایجاد کرده است، هر موضع کمونیستی صریح و هر سیاست لنینیستی روشنا که در قبال جنگ اتخاذ میشود و بهکار میرود، وسطنشینان عالم سیاست را سراسیمه میکند و ضدرژیمیهای صرف را به هول و ولا میاندازد! طبیعی است!
3- جریانی که تقابل حکومت با نیروهای سناریوی سیاهی را محکوم میکند، به این دستاویز که حکومت «یکطرف جنگ» است، درواقع، بهطور ضمنی نسبت به طرح ضد مردمی «رژیمچنج» که در پرتو حملات نظامی گسترده عیله ایران متحقق میشود و بهوسیلهی شارژ کردن نیروهای سناریوی سیاهی، همچون، ناسیونالیستهای کُرد، اجرایی میشود، خوشبینی دارد. جریاناتی که از سر ضدرژیمی بودنِ صرف، خطر و نقش نابودگر قومپرستان کُرد را بهعنوان بازیگر اصلی در اجرای سناریوی سیاه انکار میکنند، و از این عاملان و مجریان سوریهای شدن جامعهی ایران حمایت میکنند، درحقیقت، بر اینکه تجاوز نظامی از سوی بلوک «ترامپ-رژیم اسرائیل»، گویا، «دخالت بشردوستانه» است، با خجالت صحه میگذارند.
حمایت از اعضای کلوپ بدنامان سناریوی سیاهی، سراسر مصداق تایید حملهی نظامی علیه مردم ایران است!
https://t.me/Link_note
(دربارهی عدم حمایت از قومپرستان کُرد)
🖊 امیرحسین محمدی فرد
مرداد 1405
1- برخورد مناسب از جانب کمونیستها در مواجههی سیاسی با جریانات ناسیونالیست کُرد که تا دیروز مسألهی ملی را دستمایهی پیاده کردن طرح فدرالیسم میکردند که البته پیامدش، ابدی شدن تفرقهی قومی و ملی در جامعهی ایران است، اما، امروز که این نیروهای تبهکار سیاسی، نقش اساسی را در سوریهای کردن ایران پذیرفتهاند، باید به منزلهی «ارتش آزاد سوریه» قلمداد شوند. از آنجا که، با پیوستن به سایر عوامل بالکانیزه کردن جامعهی ایران عامل نابودی حیات انسانی و ابزاری برای فروپاشی شیرازههای اجتماعی محسوب میشوند، هیچ حقی در قبال توجه جامعه به خود را ندارند.
این نیروهای قومپرست که تا دیروز جامعهی انسانی را به دهها ملیت و قومیت تقسیم میکردند تا تفرقهی قومی به نفرت ملی تبدیل شود، اما، امروز مرزهای ارتجاعی را درنوردیدند، و با پیوستن همهجانبه به کلوپ بدنامان سناریوی سیاهی، اعلام کردهاند، که تجربهی مرگبار در جامعهی لیبی را برای مردم این جامعه نیز به ارمغان آورند! این عناصر فوق مرتجع که موضع ضد اجتماعی مبنیبر ایجاد انشقاق ماورای طبقاتی ناسیونالیستی را به دشمنی مستقیم با زیست انسانی ارتقاء دادهاند، شایستگی اپوزیسیون نامیده شدن را ندارند. درنتیجه، از حقوق اپوزیسیونی منع میشوند.
این نیروهای ضد مردمی و این جریانات ناسیونالیست، بخش مهمی از دخالت نظامی بلوک ترامپ-اسراِئیل در سرنوشت جامعهی ایران را تشکیل میدهند. این قومپرستان خودِ جنگ داخلی را برای آیندهی ایران تداعی میکنند. از این روی، این پُست جدید که ناسیونالیستهای کُرد برای خود برگزیدند، ایجاب میکند، که هیچ حقی بر دوش مردم بهعنوان اپوزیسیون نداشته باشند. بازی با کارت سوختهی مجاهدین خلق عاقبت خوشی ندارد! اگر قرار باشد از این تبهکاران حمایت شود، باید از ارتش آمریکا و نظامیان رژیم «اسرائیل» هم حمایت شود. هشدار داده بودیم!!!
2- آن جریانات سیاسی چپ، که از مجریان و از بازیگران سناریوی سیاه در زدوخوردها با حکومت حمایت میکنند، آن احزاب و آن افراد چپ، که از ناسیونالیستها و قومپرستان کُرد بهمنزلهی «اپوزیسیون» در قبال حملات حکومت دفاع میکنند، به این ترتیب، از همان کمپی میآیند که «ارتش آزاد سوریه» را بهعنوان انقلابیون ضد اسد به جامعه القاء میکرد و اشرار مسلح در لیبی را «اپوزیسیون» ضدرژیمی جلوه میداد. با همان منطقی که تجاوز نظامی و شارژ کردن نیروهای سناریوی سیاهی در جوامع سوریه و لیبی را «دخالت بشردوستانه» قلمداد کردند، عدم حمایت از عاملان سناریوی سیاه در جامعهی ایران را نیز نکوهش و تقبیح میکنند.
این معادله سادهتر از آن است، که نیاز به «صورتبندی»، داشته باشد. این جریانات و احزاب چپِ مدافع «اپوزیسیون»، چنانچه، حملات نظامی علیه ایران را یکسویه محکوم نمیکنند، چنانچه، این جنگ را بسترساز سوریهای شدن این جامعه نمیدانند، و چنانچه، از نیروهای ناسیونالیست کُرد حمایت میکنند که نقش اصلی را برای اجرایی شدن سناریوی سیاه پذیرفتند، در این صورت، حملات نظامی از سوی بلوک آمریکا-رژیم «اسراِئیل» را نیز در محافل خود، امکانی برای براندازی اعلام کردهاند!
در این فضای جنگی، که پولاریزاسیون در میان نیروها و سازمانها و احزاب راست تا چپ ایجاد کرده است، هر موضع کمونیستی صریح و هر سیاست لنینیستی روشنا که در قبال جنگ اتخاذ میشود و بهکار میرود، وسطنشینان عالم سیاست را سراسیمه میکند و ضدرژیمیهای صرف را به هول و ولا میاندازد! طبیعی است!
3- جریانی که تقابل حکومت با نیروهای سناریوی سیاهی را محکوم میکند، به این دستاویز که حکومت «یکطرف جنگ» است، درواقع، بهطور ضمنی نسبت به طرح ضد مردمی «رژیمچنج» که در پرتو حملات نظامی گسترده عیله ایران متحقق میشود و بهوسیلهی شارژ کردن نیروهای سناریوی سیاهی، همچون، ناسیونالیستهای کُرد، اجرایی میشود، خوشبینی دارد. جریاناتی که از سر ضدرژیمی بودنِ صرف، خطر و نقش نابودگر قومپرستان کُرد را بهعنوان بازیگر اصلی در اجرای سناریوی سیاه انکار میکنند، و از این عاملان و مجریان سوریهای شدن جامعهی ایران حمایت میکنند، درحقیقت، بر اینکه تجاوز نظامی از سوی بلوک «ترامپ-رژیم اسرائیل»، گویا، «دخالت بشردوستانه» است، با خجالت صحه میگذارند.
حمایت از اعضای کلوپ بدنامان سناریوی سیاهی، سراسر مصداق تایید حملهی نظامی علیه مردم ایران است!
https://t.me/Link_note
Telegram
Link_note
کانال شخصی «امیرحسین محمدی فرد»
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
فعال سیاسی و سردبیر نشریهی «گام»
لینک تماس: @gamsardabir
👍6