Discovery
Photo
اون جملهای که هایلایت آبی پررنگ داره، میخواد بگه سونگمین پس ذهنش دوست نداشت قلدرها خودشون رو برنده بدونن.
دوست نداشت باور کنه ضعیفه و به قلدرها فرصت پیروزی بده.
با این حال این موارد واقعا دلایل شکست ناپلئون در برابر روسیه هستن.
دوست نداشت باور کنه ضعیفه و به قلدرها فرصت پیروزی بده.
با این حال این موارد واقعا دلایل شکست ناپلئون در برابر روسیه هستن.
Discovery
Photo
بید نماد سونگمینه که خودش رو در مرکز نگه داشته و با برگها دورش رو پر کرده تا کسی نزدیکش نشه.
گلهای خلنگ هم گفتم، نماد محافظته که به چان اشاره داره.
گلهای خلنگ هم گفتم، نماد محافظته که به چان اشاره داره.
Discovery
Photo
گلهای خلنگ هنوز گل نداده بودن:
سونگمین احساس امنیت نمیکرد. اون حفاظت رو تو زندگیش نداشت.
دوست داشت تا قبل سررسیدن زمستون، گلهای خلنگ رو ببینه:
دوست داشت تا قبل اینکه اوضاع زندگیش خیلی بد بشه، اون امنیت رو احساس کنه.
سونگمین احساس امنیت نمیکرد. اون حفاظت رو تو زندگیش نداشت.
دوست داشت تا قبل سررسیدن زمستون، گلهای خلنگ رو ببینه:
دوست داشت تا قبل اینکه اوضاع زندگیش خیلی بد بشه، اون امنیت رو احساس کنه.
Discovery
Photo
با وجود خلنگ، شاید زمستون آسونتر میشد:
اگه اون امنیت رو داشت، زندگی براش راحتتر بود. لازم نبود نگران باشه انقدر و مدام فرار کنه.
دور از پرچین:
چان و سونگمین دور از پرچین بودن؛ پس یعنی از تفاهم نداشتن دور بودن. با هم تفاهم داشتن و از هم جدا نبودن.
شکلات نماد علاقه است.:)
اگه اون امنیت رو داشت، زندگی براش راحتتر بود. لازم نبود نگران باشه انقدر و مدام فرار کنه.
دور از پرچین:
چان و سونگمین دور از پرچین بودن؛ پس یعنی از تفاهم نداشتن دور بودن. با هم تفاهم داشتن و از هم جدا نبودن.
شکلات نماد علاقه است.:)
بلوبری بهخاطر رنگ تیرهاش، نماد ناامیدی و هلو، نماد امید به زندگیه.
اینجا نشون میده مادر سونگمین آدم امیدواری بود؛ اما پدرش امیدی به زندگی نداشت و یه آدم نسبتا افسرده بود.
اینجا نشون میده مادر سونگمین آدم امیدواری بود؛ اما پدرش امیدی به زندگی نداشت و یه آدم نسبتا افسرده بود.
Discovery
Photo
سونگمین همیشه اول بلوبری میخورد. این یعنی هیچوقت امید چندانی به زندگی نداشته.
امروز، با وجود احساس خوبی که چان بهش داد انگار امیدی درونش جوونه زد. پس هلو رو انتخاب کرد چون امید داشت.
چان شکلات تعارف کرد چون به سونگمین جذب شده بود.
سونگمین میوه تعارف کرد و میوه خاصی تعارف نکرد؛ چون نمیدونست چان به زندگیش امید داره یا نه.
امروز، با وجود احساس خوبی که چان بهش داد انگار امیدی درونش جوونه زد. پس هلو رو انتخاب کرد چون امید داشت.
چان شکلات تعارف کرد چون به سونگمین جذب شده بود.
سونگمین میوه تعارف کرد و میوه خاصی تعارف نکرد؛ چون نمیدونست چان به زندگیش امید داره یا نه.
Discovery
Photo
چان تو این صحنه اصرار داشت سونگمین هلو بخوره چون میخواست بهش امید بده، میخواست امیدش باشه.
بلوبری رو خودش میخورد چون میخواست ناامیدی رو از سونگمین بگیره.
بلوبری رو خودش میخورد چون میخواست ناامیدی رو از سونگمین بگیره.
اینجا بود که سونگمین با وجود چان احساس امنیت کرد.
اون متوجه شده بود دلیل نیومدن چان و قلدرهاش همزمان، اینه که چان دهن اونا رو بیرون مدرسه سرویس کرده. از این قضیه، سونگمین احساس امنیت کرد. احساس کرد اون محافظتی که همیشه میخواست رو داره.
اون متوجه شده بود دلیل نیومدن چان و قلدرهاش همزمان، اینه که چان دهن اونا رو بیرون مدرسه سرویس کرده. از این قضیه، سونگمین احساس امنیت کرد. احساس کرد اون محافظتی که همیشه میخواست رو داره.