#تلنگر
هیچوقت از انسانیتی که در حقِ بعضی زندهجانها به خرج دادهاید، احساس پشیمانی نکنید؛
چون بعضی موجودات، ذاتاً رمقِ هضمِ انسانیت را ندارند.
نه تقصیرِ شماست،
و نه تقصیرِ آنها؛
گاهی انسانیتِ تو، چیزیست که ظرفیتِ درکش را ندارند.
همین...
هیچوقت از انسانیتی که در حقِ بعضی زندهجانها به خرج دادهاید، احساس پشیمانی نکنید؛
چون بعضی موجودات، ذاتاً رمقِ هضمِ انسانیت را ندارند.
نه تقصیرِ شماست،
و نه تقصیرِ آنها؛
گاهی انسانیتِ تو، چیزیست که ظرفیتِ درکش را ندارند.
همین...
👏3
٦ سؤال مهم كه پاسخ به آنها زندگى شما رو تغيير خواهد داد:
١. چه كسى در نبود شما بيشتر از همه غمگين خواهد شد؟
٢. آيا زمان ارزشمندتون رو براى افرادى كه بايد صرف مى كنيد؟
٣. دوست داريد چه ميراث و يادگارى از خود به يادگار بگذاريد؟
٤. اگر ميدونستيد كه هيچكس شما رو قضاوت نخواهد كرد، چطور زندگى مى كرديد؟
٥. چطور براى همه چيزهايى كه هم اكنون در اختيار داريد شكرگزارى مى كنيد؟
٦. تصور كنيد كه در نود سالگى هستيد؛ در اين لحظه دوست داريد زندگى شما چطور گذشته باشد؟
به خاطر داشته باشيد هميشه و در حال هستند كسانى كه شما رو قضاوت كنند، هرگز همه از ما راضى نخواهند بود پس طورى زندگى كنيد كه در برابر آينه لبخند رضايت هديه بگيريد،.
١. چه كسى در نبود شما بيشتر از همه غمگين خواهد شد؟
٢. آيا زمان ارزشمندتون رو براى افرادى كه بايد صرف مى كنيد؟
٣. دوست داريد چه ميراث و يادگارى از خود به يادگار بگذاريد؟
٤. اگر ميدونستيد كه هيچكس شما رو قضاوت نخواهد كرد، چطور زندگى مى كرديد؟
٥. چطور براى همه چيزهايى كه هم اكنون در اختيار داريد شكرگزارى مى كنيد؟
٦. تصور كنيد كه در نود سالگى هستيد؛ در اين لحظه دوست داريد زندگى شما چطور گذشته باشد؟
به خاطر داشته باشيد هميشه و در حال هستند كسانى كه شما رو قضاوت كنند، هرگز همه از ما راضى نخواهند بود پس طورى زندگى كنيد كه در برابر آينه لبخند رضايت هديه بگيريد،.
👌2
مولانا: شمس، آيا هر ديدارى حكمتی دارد؟
شمس: هيچ رهگذرى بىسبب از كوچهٔ جانت نمیگذرد.
مولانا: حتی آنان كه رنج به دلِ آدمى مىآورند؟ شمس: بعضی میآيند تا مرهم باشند، بعضی میآيند تا زخم را به تو نشان دهند.
مولانا: پس هیچ ديدارى اتّفاقى نيست؟
شمس: نه، هر ديدارى يا چيزى به تو میآموزد، يا چيزى را از تو میگيرد و هر دو لطفِ راهاند…
شمس: هيچ رهگذرى بىسبب از كوچهٔ جانت نمیگذرد.
مولانا: حتی آنان كه رنج به دلِ آدمى مىآورند؟ شمس: بعضی میآيند تا مرهم باشند، بعضی میآيند تا زخم را به تو نشان دهند.
مولانا: پس هیچ ديدارى اتّفاقى نيست؟
شمس: نه، هر ديدارى يا چيزى به تو میآموزد، يا چيزى را از تو میگيرد و هر دو لطفِ راهاند…
👏2❤1
بحث دوام آوردن نبود، یک لیوان شکسته هم در گوشهای دوام میآورد، اما آیا استفادهای داشت؟!
ما تمام شده بودیم، درست همانجا که به یکباره شکستیم..
ما تمام شده بودیم، درست همانجا که به یکباره شکستیم..
💔2
صبح باشد ، خدا باشد ...
خورشید باشد ، تو باشی ...
دیگر چه میخواهم از زندگی ؟
راستی ، دو فنجان چای لطفا !
#نجمه_عليزاده
خورشید باشد ، تو باشی ...
دیگر چه میخواهم از زندگی ؟
راستی ، دو فنجان چای لطفا !
#نجمه_عليزاده
🤩1💔1
و این چنین..
چشمانم خواب را از خود دریغ میکند؛
گویا رغبتی به دیدن رویا ندارد،
خموشی ابدی را به هیاهوی بودن ترجیح میدهد.
چشمانم خواب را از خود دریغ میکند؛
گویا رغبتی به دیدن رویا ندارد،
خموشی ابدی را به هیاهوی بودن ترجیح میدهد.
ـ م. میراد
رنگها را میشود بر طناب آویخت؛
اما فقر را نمیشود از دیوارهای این خانه پنهان کرد.
اما فقر را نمیشود از دیوارهای این خانه پنهان کرد.
دووم بیاریم. دووم بیاریم. پاییز میرسه و ما باز دلمون میگیره و فکر میکنیم پاییز وقتِ رفتن نیست. بازم چهرازی گوش میکنیم. بازم جمشید... پاییز میاد و ما از کویر وحشت رد شدیم. زندهایم. ما زنده میمونیم. بخاطر نارنگیا. حتی اگه امسال پاییزه نارنگی بشه کیلویی هشتاد تومن. ما میمونیم. دووم میاریم. نبینم یه خال مو از سرتون کم بشهها... نارنگیا دارن میرسن. انارها، خرمالوها... ما زنده میمونیم.
«هیچچیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کنم. بروم سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم...»
فروغ فرخزاد
جالب است..
در دنیایی زندگی میکنیم که..
افراد شجاع میمیرند..
افراد باهوش دیوانه میشن...
و دنیا هم پُر شده از احمق های که به هر چی دیدند میخندن...
در دنیایی زندگی میکنیم که..
افراد شجاع میمیرند..
افراد باهوش دیوانه میشن...
و دنیا هم پُر شده از احمق های که به هر چی دیدند میخندن...
👌1
تنهایی خطرناک است، اعتیادآور است. وقتی متوجه شدید که چقدر آرامش در آن وجود دارد، دیگر دلتان نمیخواهد با دیگران باشید
• کارل یونگ
• کارل یونگ
Alcohol EP08
DJ WERSY
" 🌧 ✨وَقتِ زدنِ به جآدهِ چالوسهِ✨
آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز،
زیر انبوهی از خاکستر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود،
غذاییست که ته می گیرد و
لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت؛
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است
"روزبه معین"
#با_من_لذت_ببر