و اگر از تو مى پرسيدم
كه همه ى چيزهايى كه دوست دارى را نام ببر،
چقدر طول مى كشيد كه اسم خودت را بگويى؟..
كه همه ى چيزهايى كه دوست دارى را نام ببر،
چقدر طول مى كشيد كه اسم خودت را بگويى؟..
-کافکا
شب بخیر به تو، پرندهی خستهی پشتِ پنجره؛
به تنهای ات وقتی فهمیدی
تمامِ پروازهایت قرار نیست به آغوشی برسند.
و به آسمان،
که هیچوقت نفهمید
پرندهای بود که تمامِ عمر
فقط برای او بال زده بود...
به تنهای ات وقتی فهمیدی
تمامِ پروازهایت قرار نیست به آغوشی برسند.
و به آسمان،
که هیچوقت نفهمید
پرندهای بود که تمامِ عمر
فقط برای او بال زده بود...
😢1
گفت: «وقتی سوگی در وجود ما
هضم نمیشود، چه میشود؟»
گفتم: «دردش شهامت زیستن را
هزاران برابر میکند.»
هضم نمیشود، چه میشود؟»
گفتم: «دردش شهامت زیستن را
هزاران برابر میکند.»
👏1
هامون
خسرو شکیبایی
🎧«شبانه»
🎙️خسرو شکیبایی
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد.
در اوج خواستن نمیخواهد...در اوج تمنا نمی.خواهد.
دوست میدارد اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد.
امیدوار است اما امیدواراست امیدوار نباشد.
همواره بهیاد میآورد اما میخواهد که فراموش کند.
🎥از فیلم هامون🍒🔥
🎙️خسرو شکیبایی
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد.
در اوج خواستن نمیخواهد...در اوج تمنا نمی.خواهد.
دوست میدارد اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد.
امیدوار است اما امیدواراست امیدوار نباشد.
همواره بهیاد میآورد اما میخواهد که فراموش کند.
🎥از فیلم هامون🍒🔥
ما همهچیز را نمیدانیم،
اما همین ندانستن
گاهی زیباترین شکلِ زندگیست...
- ویسواوا شیمبورسکا
اما همین ندانستن
گاهی زیباترین شکلِ زندگیست...
- ویسواوا شیمبورسکا
❤1
نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم،
اگر با نور و با گیاه و با کتاب، حالم خوب نمیشد،
اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم؛
برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم
به کدامین اتفاق چنگ میزدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه میکردم و کدامین دلخوشیِ کوچک را در آغوش میکشیدم تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست!
#نرگس_صرافیان_طوفان
اگر با نور و با گیاه و با کتاب، حالم خوب نمیشد،
اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم؛
برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم
به کدامین اتفاق چنگ میزدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه میکردم و کدامین دلخوشیِ کوچک را در آغوش میکشیدم تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست!
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤2
ببینید فروغ چی نوشته برای ابراهیم گلستان:
«نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم.
داد بزنم.
گریه کنم.
نمیدانم.
فقط میخواهمت.
مثل این دریا که یک حالت فروکشندهی وحشتناک دارد، میخواهمت.
و این همه خواستن، قابلتحمل نیست.
مثل سیل از قلبم پایین میریزد و تنم را خرد میکند.»
«نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم.
داد بزنم.
گریه کنم.
نمیدانم.
فقط میخواهمت.
مثل این دریا که یک حالت فروکشندهی وحشتناک دارد، میخواهمت.
و این همه خواستن، قابلتحمل نیست.
مثل سیل از قلبم پایین میریزد و تنم را خرد میکند.»
😢3
پسرک بی آنکه بداند چرا، سنگ در تیرکمان کوچکش گذاشت و بیآنکه بداند چرا، گنجشک کوچکی را نشانه رفت.
بالهایش شکست و تنش خونی شد. پرنده میدانست که خواهد مُرد. اما پیش از مردنش مروّت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد.
پسرک پرنده را در دست هایش گرفته بود تا شکار خود را تماشا کند اما پرنده شکار نبود. پرنده پیام بود.
پس چشم در چشم پسرک دوخت و گفت: کاش میدانستی که زنجیر بلندی است زندگی، که یک حلقهاش درخت است و یک حلقهاش پرنده. یک حلقهاش انسان و یک حلقه سنگ ریزه. حلقهای ماه و حلقهای خورشید. و هر حلقه در دل حلقه دیگر است. و هر حلقه پارهای از زنجیر؛ و کیست که در این زنجیر نگنجد؟!
و وای اگر شاخهای را بشکنی، خورشید خواهد گریست. وای اگر سنگریزهای را ندیده بگیری، ماه تب خواهد کرد.
وای اگر پرندهای را بیازاری، انسانی خواهد مُرد؛ زیرا هر حلقه را بشکنی، زنجیر را گسسته ای. و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی.
پرنده این را گفت و جان داد. و پسرک آنقدر گریست تا عارف شد.
وای اگر پرنده ای را بیازاری...!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر قاصدکی یک پیامبر است | #عرفان_نظرآهاری
بالهایش شکست و تنش خونی شد. پرنده میدانست که خواهد مُرد. اما پیش از مردنش مروّت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد.
پسرک پرنده را در دست هایش گرفته بود تا شکار خود را تماشا کند اما پرنده شکار نبود. پرنده پیام بود.
پس چشم در چشم پسرک دوخت و گفت: کاش میدانستی که زنجیر بلندی است زندگی، که یک حلقهاش درخت است و یک حلقهاش پرنده. یک حلقهاش انسان و یک حلقه سنگ ریزه. حلقهای ماه و حلقهای خورشید. و هر حلقه در دل حلقه دیگر است. و هر حلقه پارهای از زنجیر؛ و کیست که در این زنجیر نگنجد؟!
و وای اگر شاخهای را بشکنی، خورشید خواهد گریست. وای اگر سنگریزهای را ندیده بگیری، ماه تب خواهد کرد.
وای اگر پرندهای را بیازاری، انسانی خواهد مُرد؛ زیرا هر حلقه را بشکنی، زنجیر را گسسته ای. و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی.
پرنده این را گفت و جان داد. و پسرک آنقدر گریست تا عارف شد.
وای اگر پرنده ای را بیازاری...!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر قاصدکی یک پیامبر است | #عرفان_نظرآهاری
🔥1
راجع به کسانی ک وقتتو براشون میذاری سختگیر باش،
وقت تلف شده
بدتر از پول تلف شده است!
وقت تلف شده
بدتر از پول تلف شده است!
👏3
چوب هری پاتر می خوام و جادوگر توی سیندرلا.
بلیط هتل می خوام و یک هفته مرخصی.
دیلر مافیارو می خوام و خونه خالی.
ماسال می خوام، خودمو بندازم تو ابرا.
ماشین آفرود می خوام، برم کمپ.
فسق و فجور بعد از یه بطری دبل ویسکی می خوام.
مستی می خوام با آهنگای پیشرو و سورنا.
برف ده سانتی می خوام که توش غیب شم.
بچگی می خوام و استرس مشق های نوشته نشده.
نارنگی می خوام، یه پلاستیک دو کیلویی.
انار می خوام، با گلپر و نمک.
کمپ وسط جنگل.
یه اکیپ مثل سریال فرندزو می خوام و یک مسافرت پر فساد.
بلیط رفتن به مریخ رو میخوام، یه طرفه بی برگشت.
هیجان می خوام، بانجی جامپینگ ۳۰ متری.
یه تلسکوپ قوی تو یه زیر شیرونی.
اونجایی رو می خوام که فیلترشکن نخواد.
بغل می خوام، ازونا که انگار دو تا قلب داری.
رسیدن می خوام، بعد از این همه سگ دو زدن!🪄🩵🗝
بلیط هتل می خوام و یک هفته مرخصی.
دیلر مافیارو می خوام و خونه خالی.
ماسال می خوام، خودمو بندازم تو ابرا.
ماشین آفرود می خوام، برم کمپ.
فسق و فجور بعد از یه بطری دبل ویسکی می خوام.
مستی می خوام با آهنگای پیشرو و سورنا.
برف ده سانتی می خوام که توش غیب شم.
بچگی می خوام و استرس مشق های نوشته نشده.
نارنگی می خوام، یه پلاستیک دو کیلویی.
انار می خوام، با گلپر و نمک.
کمپ وسط جنگل.
یه اکیپ مثل سریال فرندزو می خوام و یک مسافرت پر فساد.
بلیط رفتن به مریخ رو میخوام، یه طرفه بی برگشت.
هیجان می خوام، بانجی جامپینگ ۳۰ متری.
یه تلسکوپ قوی تو یه زیر شیرونی.
اونجایی رو می خوام که فیلترشکن نخواد.
بغل می خوام، ازونا که انگار دو تا قلب داری.
رسیدن می خوام، بعد از این همه سگ دو زدن!🪄🩵🗝
❤1🤩1
"با من بیا تا تو را تنگ درون برگها و ابرهایم بفشارم
تو را در استحالهها و صداهای بیشمار بپیچم
تا آن زمان که چیزی جز
استخوانهای سفیدت در دهانِ کفآلودهی ماه نماند ."
#تاکیس_سینوپولوس
تو را در استحالهها و صداهای بیشمار بپیچم
تا آن زمان که چیزی جز
استخوانهای سفیدت در دهانِ کفآلودهی ماه نماند ."
#تاکیس_سینوپولوس
🔥2
میخواستم به تو بگویم که به جز تو
از همه ناامید گشتهام و میترسم از همه.
اما پیش از آن که به تو بگویم
تو نیز ناامیدم کردهای.
از همه ناامید گشتهام و میترسم از همه.
اما پیش از آن که به تو بگویم
تو نیز ناامیدم کردهای.
محمود درویش
💔2