کلبه‌ی نیمه‌ابری چراغ‌نفتی
24 subscribers
1 photo
1 link
بیار می که چه خورشید مشغل افروزد
رسد به کلبه‌ی درویش نیز فیض شعاع

✍️🏻 دفتر شعر قدیمی:
@LanternPoetryHome

حرفی، سخنی؟
https://t.me/BiChatBot?start=sc-618a40f4ba
Download Telegram
به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
که با کسم نبود بهر مال و جاه نزاع

بیار می که چه خورشید مشغل افروزد
رسد به کلبه درویش نیز فیض شعاع


صراحتی و حریفی خوشم زدنیا بس
که غیر از این همه اسباب تفرقست و صداع

برو ادیب به جامی بدل کن این شفقت
که من غلام مطیعم نه پادشاه مطاع

ز مسجدم به خرابات می‌فرستد عشق
حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع

هنر نمی خرد ایام غیر از اینم نیست
کجا روم به تجارت بدین کساد متاع

ز زهد حافظ و طامات او ملول شدم
بساز رود و غزل خوان که می روم به سماع

- حافظ

#شعر
💘3
کلبه‌ی نیمه‌ابری چراغ‌نفتی
به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع که با کسم نبود بهر مال و جاه نزاع بیار می که چه خورشید مشغل افروزد رسد به کلبه درویش نیز فیض شعاع صراحتی و حریفی خوشم زدنیا بس که غیر از این همه اسباب تفرقست و صداع برو ادیب به جامی بدل کن این شفقت که من غلام مطیعم نه پادشاه…
حدود دو ساله کمتر پیش میاد بشینم شعر بخونم. انگار وقتی آدم به وصال می‌رسه، حس و حال تاریک شاعری می‌پره. کلبه هم برای همین شده «نیمه‌ابری». هنوز ابر هست، ولی هواش دیگه مثل قبل کدر نیست، زلال‌تره.

راستش هیچ‌وقت حافظ‌خوانِ جدی‌ای نبودم، ولی بعضی از غزل‌هاش یه خاصیتی دارن؛ بی‌هوا میان و دقیق می‌زنن تو خال.

این غزل حافظ از دوره‌ی شاه شجاع مظفریه. یه دوره‌ی سیاسی-اجتماعی شلوغ، با چیزایی که خیلی هم ناآشنا نیست برامون.

تو این اوضاع حافظ یه قدم دورتر ایستاده. انگار که حوصله‌ی این مدل دعواها رو نداره.
برای همین توی این شعر، بیشتر از جبهه گرفتن، بوی یه جور فاصله گرفتن میاد. بوی حاشیه‌نشینی.

اینجا هم برای من همین‌ شکلیه، همیشه همین شکلی بوده. چه دو سال پیش که حدود ۳۰۰ نفر تو کانالم بودن و روزمرگی‌های بی‌هدفم رو می‌خوندن، چه الان که میخوام از چیزهایی که می‌خونم و می‌بینم بخشیش رو اینجا بذارم تا اگه کسی مثل من نه جبهه داره، نه حتی خوب وسط ایستادن رو بلده، پیام‌ها رو بخونه و گپ بزنیم.
💘5🤡1
تصمیم گرفتم علاقه‌مندیم به MBTI رو از یه فراغت صرف تبدیل کنم به چیزی که یه نتیجه‌ی ملموس داره.
برای همین NeuroNest رو ساختم.

اینجا قراره یکم ورای کلیشه‌های اینستاگرامی MBTI، دورهم یه سری مقاله بخونیم و یکم جنبه‌های علمی‌تر و دقیق‌تر تیپ‌شناسی رو درک کنیم.

خوشحال می‌شم جوین بشید. ^-^

https://t.me/MBTI_NeuroNest
💘1
Adolescence (2025)

سریال جدید دیدم و اول از همه دو نکته دارم که بعد از دیدنش بگم:

۱. نتفلیکس واقعا پیشرفت کرده! چون هیچ اثری از صحنه جنسی، خشونت بصری، روابط LGBTQ اگزجره و نقش بیهوده پررنگ سیاه‌پوست‌ها تو این سریال دیده نمی‌شه؛ یا حداقل من ندیدم. رویکرد به شدت واقع‌گرایانه‌ای هم داره و تا جای ممکن از کلیشه‌ها دور شده.

۲. این بازیگر واقعا جایزه‌ش حقش بود. اگه بازی Owen Cooper نبود و این اکت مرزی بین دو لبه‌ی Guilty و Not-Guilty وجود نداشت، قطعا سریال حوصله سربری می‌شد. (چه بسا روند دو قسمت پایانی به این سمت رفت...)

پ.ن: کلا چهار قسمت یک ساعته است.

#سریال
🔥2💘1
کلبه‌ی نیمه‌ابری چراغ‌نفتی
Adolescence (2025) سریال جدید دیدم و اول از همه دو نکته دارم که بعد از دیدنش بگم: ۱. نتفلیکس واقعا پیشرفت کرده! چون هیچ اثری از صحنه جنسی، خشونت بصری، روابط LGBTQ اگزجره و نقش بیهوده پررنگ سیاه‌پوست‌ها تو این سریال دیده نمی‌شه؛ یا حداقل من ندیدم. رویکرد…
نظر شخصیم اینه که موضوع سریال فقط یه جرم‌انگاری ساده نبود. واقعا با تمام آثار جنایی‌ای که دیدم متفاوت بود.
روندش جوری آدم رو بین نتیجه‌ی [ مجرمه - مجرم نیست ] پاس می‌ده که تو فرصت قضاوت کردن شخصیت اصلی رو از دست می‌دی و به جاش چاره‌ای نداری جز این‌که سعی کنی درکش کنی.

جالبی ماجرا اینه که برعکس خیلی از آثار جنایی دیگه ما از خودم متهم جلوتر نیستیم. منظورم اینه که سریال با معرفی پرونده و بعد رفتن سراغ متهم شروع نمی‌شه؛ سریال از اون‌جایی شروع می‌شه که یه پسربچه ۱۳ ساله رو به جرم قتل می‌گیرن و ما به عنوان مخاطب از روند این ماجرا و پرونده مثل خود متهم و همزمان با اون مطلع می‌شیم، همون‌قدر استرس‌زا و همون‌قدر سرشار از حس تعلیق.

واقعا خوشحالم که یه اثر در نقد جریان‌های سمی مردانگی‌محوری مثل اندرو تیت ساخته شده که یه مقدار جدی‌تر عواقب همچین ایده‌ها و تفکراتی رو جلوی چشم آدم میاره.

مهم‌ترین نقدم به سریال روند کندش بود و نقش منفعلانه برخی کارکترها. انگار کارگردان جز پدرخانواده و خود جیمی رو فرد دیگه‌ای سرمایه‌گذاری نکرده بود و این خیلی بوش میومد.

در کل اگه بازیگر نقش اولش انقدر خوب و جزئی بازی نکرده بود قطعا از یه سریال عمیق روان‌شناختی که حرف جدی‌ای برای زدن داره تبدیل می‌شد به یه قصه‌ی جنایی درجه ۲ یا ۳.

پیشنهاد می‌کنم ببینید.
❤1💘1
کلبه‌ی نیمه‌ابری چراغ‌نفتی
Adolescence (2025) سریال جدید دیدم و اول از همه دو نکته دارم که بعد از دیدنش بگم: ۱. نتفلیکس واقعا پیشرفت کرده! چون هیچ اثری از صحنه جنسی، خشونت بصری، روابط LGBTQ اگزجره و نقش بیهوده پررنگ سیاه‌پوست‌ها تو این سریال دیده نمی‌شه؛ یا حداقل من ندیدم. رویکرد…
راستی یه چیز دیگه‌ای هم که خیلی پسندیدم و جای خالیش تو سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی واقعا حس می‌شه، نیاز اون خانواده‌ی در بحران به حس بقا و دووم آوردنه. این‌که درسته بچه‌شون درگیر همچین داستانی شده و قطعا الان وضعیت افتضاحی دارن ولی قرار نیست مثل اکثر آثار دیگه‌ای که تو این ژانر باهاش مواجهیم، هر دفعه دوربین می‌ره روی اعضای خانواده اون فرد، با یه سری آدمی که چهره‌ی پف‌کرده دارن و مدام دارن گریه می‌کنن مواجه بشیم.
بالاخره اون‌ها هم آدمن و قرار نیست تا روزی که تکلیف پسرشون مشخص می‌شه زندگی نکنن. به نظرم این سریال قدم بزرگی تو مسیر عادی‌سازی کردن نمایش این موضوع برداشت.
❤1😁1💘1