ChangMin Simp
38 subscribers
26 photos
3 videos
7 links
~♡~

Unknown: @Kimsimpbinbot
Download Telegram
🪼゛ امروز قراره با هم بریم به دنیای سونگمین و چانگبین هیونگ دوست داشتینش : (((
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I'm a lawyer who's searching for redemption
And I'm a killer who's searching for redemption

𔐬 #Changbin #Seungmin
🌚3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ذهن دلولوی من بهم میگه که اینجا داشت بوس بوسیش میکرد و من میخوام باورش کنم🥹
6🌚4
اینا خیلی قشنگن
انقدر خوشگلین که خدا منو بخوره راحت شم😭😫
14
این خوشگل‌ترین زاویه‌ این عکسه😮‍💨
💘9
بینی هایبرید🥺🤏🏻
یه روز می‌نویسمت؛ نه فورا ولی حتما
💘16
با اضطراب به ایونت اون روزش فکر می‌کرد و چون نمی‌تونست بخاطر لیپ گلاس روش لب‌هاش رو بجوه، پوست لپش رو از تو مورد حمله‌ی دندون‌هاش قرار می‌داد.
اولین باری بود که برندی که باهاش قرارداد بسته بود توی خود سئول ایونت برگزار می‌کرد و اون یکم در رابطه با اون روز استرس داشت.
لباسش رو مرتب پوشیده و توی آینه به میکاپش خیره بود، که دستی از پشت دور کمرش حلقه شد.
دونسنگ کوچولوش از آینه نگاهی بهش کرد و با برق توی چشم‌هاش گفت: "چه خوشگل شدی!"
بوسه‌ای روی گونه‌اش کاشت که چانگبین بلافاصله عقب کشید. نمی‌خواست مجبور بشه آرایشش رو دوباره انجام بده.
"من همیشه خوشگلم، برو اون‌ور!"
سونگمین خندید و هیونگ نازش رو توی بغلش چرخوند. چشمش به لب‌های رنگی و آویزونش خورد و نتونست جلوی خودش رو بگیره. لبش رو به لب‌های اون چسبوند و بی‌حرکت موند تا زیاد کثیف کاری نکنه‌. هیونگش خیلی زود باید راهی ایونت می‌شد.
بعد از اینکه بوسه‌ی آرومی دزدید، ازش دور شد. از پائین تا بالا لباس‌های خوشگلش رو آنالیز کرد و نگاهش روی موهای فرفری قهوه‌ای روشنش ثابت موند.
"شبیه یه پاستیل گنده‌ی خوشمزه شدی!"
پسر بزرگ‌تر با خنده مشتی بهش زد و سعی کرد وانمود کنه قند تو دلش آب نشده‌.
"چرت نگو، مثلا من اینجا هیونگم!"
دست‌هاش رو دور کمر باریک هیونگش حلقه کرد و اون‌ رو بیشتر به خودش فشار داد.
"اینکه هیونگی، چیزی از پرنسس بودنت کم نمی‌کنه!"
چانگبین دوباره خندید و چشم غره‌ای بهش رفت.
"استرس نداشته باش. قراره مثل همیشه بترکونی!"
چانگبین لبخندی زد و سرش رو تکون داد اما همچنان دلش به هم می‌پیچد.
سونگمین چند لحظه‌ای به قیافه‌ی مضطربش خیره شد. وقتی نگاهش رو می‌دزدید یعنی هنوز هم آروم‌ نشده بود.
فکری به سرش زد و لبخند ضایعی روی لب‌هاش شکل گرفت.
به زور ارتباط چشم‌هاشون رو برقرار کرد و گفت:
"یه روشی برای کاهش استرس بلدم. دوست داری امتحانش کنیم؟"
چانگبین چشم‌های درشتش رو به پسر دوخت و سرش رو چند باری تکون داد.
سونگمین نیشخندی زد و توی یه چشم به هم زدن، جلوی پاهای مرد زانو زد. همون‌طور که با نگاه پاپی‌طورش از پایین بهش خیره شده بود، دستش رو روی کمربندش گذاشت و بازش کرد.
چانگبین اول شوکه شد اما بعد لبخند بزرگی روی صورتش نقش بست. خوشحال بود که همه سونگمین رو یه پاپی خجالتی می‌دونستن و این روی بی‌شرم و شیطونش فقط و فقط مال خودش بود!
💘11
Forwarded from 💌
Forwarded from 💌
for my dear
فکر کنم حالا مدت هات که از هم دور شدیم
ولی من هنوز بوی تورو توی اون شیشه عطر قدیمی نگه داشتم،حالا بعد این سال ها دیگه بوش رفته.
ولی،مگه من یادم نیست؟
هروقت بوش میکنم،با بویی که اصلا وجود نداره تورو‌ تصور میکنم

همون تصور تموم نشده ای که بین ما موند،و تو رفتی.
تصور همه کار هایی که من میخواستم انجام بدیم،و همه من و تو هایی که باید تبدیل به ما میشد

عشقی که همیشه پنهانش کردیم.
حتما خیلی ترسو بودیم،من و تو واقعا برای عشق و عاشقی ترسو بودیم.
و من حتی خیلی اوقات فکر میکردم که تو به اندازه کافی باهوش نیستی،که متوجه اش بشی.

واقعا جالب نیست؟ما حتی یک بار هم باهم نبودیم ولی تو تنها فکری هستی که توی ذهنم میگذره.
درحالی که واقعا هیچوقت برای من نبودی،که نیازت داشته باشم.
هر وقت گریه بخوام میام سر وقتش ممنون🥲
🌚2
13:55
من‌ هنوز پارت امشبو ننوشتم🤡
19:42
دادمش برا اسکجول

دیگه از این گوها نمیخورم🎀
💘4
پریود با آدم چه کارایی که نمیکنه...
یه ریدر ثابتی که دو هفته‌ست برا تانا کامنت نذاشته برا یکی دیگه کامنت گذاشت و من کم مونده گریم بگیره!
💘7
دیگه دوسم نداره ینی:((
💘4
احتمالا از شدت تب و لرز تا صبح میمیرم ولی فقط سر این غصه دارم که چانگمین تانا هنوز همو ندیدن🤧
💘4🌚2