Forwarded from Neurovia | نوروویا
#درس_دوم - رقابت نورونی برای توجه (Neural Competition)
پس از آنکه فهمیدیم مغز نمیتواند همه اطلاعات محیط را همزمان پردازش کند، پرسش مهمتر این است که چگونه انتخاب انجام میشود. پاسخ اصلی که نوروساینس مدرن ارائه میدهد این است که محرکهای مختلف در مغز وارد نوعی رقابت عصبی میشوند. در هر لحظه چندین محرک میتوانند توسط نورونها نمایندگی شوند، اما تنها برخی از این نمایندگیها تقویت شده و به پردازش عمیقتر میرسند.
این ایده در مدل معروف «رقابت سوگیرانه» مطرح شد که توسط پژوهشگرانی مانند Robert Desimone و John Duncan توسعه یافت. بر اساس این مدل، وقتی چند محرک در میدان دید وجود دارند، نورونهای قشر بینایی برای بازنمایی این محرکها با یکدیگر رقابت میکنند. در این رقابت، فعالیت برخی نورونها تقویت و فعالیت برخی دیگر سرکوب میشود. در نهایت محرکی که فعالیت نورونی قویتری ایجاد کند برنده رقابت شده و توجه به آن معطوف میشود.
نکته مهم این است که این رقابت تنها به ویژگیهای محرک وابسته نیست. گاهی محرکی به دلیل برجستگی فیزیکی خود توجه را جلب میکند؛ برای مثال یک نور ناگهانی یا حرکت سریع میتواند سیستم توجه را به خود جذب کند. در مقابل، در بسیاری از موارد اهداف و قصد فرد نیز میتوانند نتیجه رقابت را تغییر دهند. به عنوان مثال اگر فرد به دنبال یک شیء خاص باشد، مغز میتواند فعالیت نورونهایی را که آن ویژگی را کد میکنند از قبل تقویت کند.
از نظر عصبی، این فرایند در شبکههای گسترده قشری و زیرقشری رخ میدهد. در مراحل اولیه پردازش بصری، نورونهای قشر بینایی اطلاعات مختلف را نمایندگی میکنند و این بازنماییها وارد رقابت میشوند. همزمان ساختارهایی مانند Superior Colliculus و Pulvinar nucleus میتوانند وزن برخی سیگنالها را افزایش دهند و به انتخاب نهایی جهت بدهند. در نهایت شبکههای قشری توجه، بهویژه در نواحی پیشانی و آهیانهای، نتیجه این رقابت را تثبیت میکنند.
بنابراین توجه را میتوان نتیجه یک فرآیند انتخاب رقابتی در شبکههای عصبی دانست. در این دیدگاه، مغز به جای آنکه صرفاً اطلاعات را به صورت منفعل دریافت کند، به طور فعال میان بازنماییهای مختلف رقابت ایجاد میکند تا مهمترین اطلاعات برای رفتار و بقا انتخاب شوند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی - پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
پس از آنکه فهمیدیم مغز نمیتواند همه اطلاعات محیط را همزمان پردازش کند، پرسش مهمتر این است که چگونه انتخاب انجام میشود. پاسخ اصلی که نوروساینس مدرن ارائه میدهد این است که محرکهای مختلف در مغز وارد نوعی رقابت عصبی میشوند. در هر لحظه چندین محرک میتوانند توسط نورونها نمایندگی شوند، اما تنها برخی از این نمایندگیها تقویت شده و به پردازش عمیقتر میرسند.
این ایده در مدل معروف «رقابت سوگیرانه» مطرح شد که توسط پژوهشگرانی مانند Robert Desimone و John Duncan توسعه یافت. بر اساس این مدل، وقتی چند محرک در میدان دید وجود دارند، نورونهای قشر بینایی برای بازنمایی این محرکها با یکدیگر رقابت میکنند. در این رقابت، فعالیت برخی نورونها تقویت و فعالیت برخی دیگر سرکوب میشود. در نهایت محرکی که فعالیت نورونی قویتری ایجاد کند برنده رقابت شده و توجه به آن معطوف میشود.
نکته مهم این است که این رقابت تنها به ویژگیهای محرک وابسته نیست. گاهی محرکی به دلیل برجستگی فیزیکی خود توجه را جلب میکند؛ برای مثال یک نور ناگهانی یا حرکت سریع میتواند سیستم توجه را به خود جذب کند. در مقابل، در بسیاری از موارد اهداف و قصد فرد نیز میتوانند نتیجه رقابت را تغییر دهند. به عنوان مثال اگر فرد به دنبال یک شیء خاص باشد، مغز میتواند فعالیت نورونهایی را که آن ویژگی را کد میکنند از قبل تقویت کند.
از نظر عصبی، این فرایند در شبکههای گسترده قشری و زیرقشری رخ میدهد. در مراحل اولیه پردازش بصری، نورونهای قشر بینایی اطلاعات مختلف را نمایندگی میکنند و این بازنماییها وارد رقابت میشوند. همزمان ساختارهایی مانند Superior Colliculus و Pulvinar nucleus میتوانند وزن برخی سیگنالها را افزایش دهند و به انتخاب نهایی جهت بدهند. در نهایت شبکههای قشری توجه، بهویژه در نواحی پیشانی و آهیانهای، نتیجه این رقابت را تثبیت میکنند.
بنابراین توجه را میتوان نتیجه یک فرآیند انتخاب رقابتی در شبکههای عصبی دانست. در این دیدگاه، مغز به جای آنکه صرفاً اطلاعات را به صورت منفعل دریافت کند، به طور فعال میان بازنماییهای مختلف رقابت ایجاد میکند تا مهمترین اطلاعات برای رفتار و بقا انتخاب شوند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی - پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
❤1
Forwarded from Neurovia | نوروویا
#درس_چهارم - نقش تالاموس در تنظیم توجه
در بسیاری از مدلهای اولیه نوروساینس تصور میشد که توجه عمدتاً در قشر مغز ایجاد میشود. اما پژوهشهای چند دهه اخیر نشان دادهاند که ساختارهای زیرقشری نیز نقش بسیار مهمی در هدایت توجه دارند. یکی از مهمترین این ساختارها تالاموس است، بهویژه بخشی از آن که به نام Pulvinar nucleus شناخته میشود.
تالاموس به طور سنتی به عنوان یک «ایستگاه انتقال حسی» توصیف میشد، یعنی ساختاری که اطلاعات حسی را از اندامهای حسی به قشر مغز منتقل میکند. اما مطالعات جدید نشان دادهاند که نقش تالاموس بسیار فعالتر از یک انتقالدهنده ساده است. تالاموس میتواند تعیین کند که کدام سیگنالهای حسی تقویت شوند و کدام سیگنالها تضعیف شوند، و به این ترتیب در تنظیم جریان اطلاعات در مغز نقش اساسی دارد.
پولوینار یکی از مهمترین هستههای تالاموسی در کنترل توجه است. این ساختار ارتباط گستردهای با نواحی مختلف قشر بینایی و شبکههای توجه دارد و میتواند هماهنگی میان این نواحی را تنظیم کند. زمانی که توجه به یک محرک خاص معطوف میشود، فعالیت پولوینار میتواند ارتباط میان نواحی قشری مرتبط با آن محرک را تقویت کند و در عین حال ارتباطهای مربوط به محرکهای رقیب را کاهش دهد.
به بیان دیگر، پولوینار نوعی مکانیزم تنظیمکننده ارتباطات قشری فراهم میکند. این ساختار کمک میکند که شبکههای قشری مربوط به یک محرک خاص با یکدیگر همزمان شوند و سیگنالهای آن محرک با کارایی بیشتری در مغز منتشر شوند. به همین دلیل برخی پژوهشگران تالاموس را نه صرفاً یک ایستگاه انتقال، بلکه نوعی «تنظیمکننده شبکههای قشری» میدانند.
در نتیجه، توجه حاصل تعامل پیچیده میان قشر مغز و ساختارهای زیرقشری است. تالاموس و بهویژه پولوینار نقش مهمی در این تعامل دارند، زیرا میتوانند جریان اطلاعات را میان نواحی مختلف مغز هدایت کنند و تعیین کنند که کدام سیگنالها در رقابت برای جلب توجه برتری پیدا کنند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
در بسیاری از مدلهای اولیه نوروساینس تصور میشد که توجه عمدتاً در قشر مغز ایجاد میشود. اما پژوهشهای چند دهه اخیر نشان دادهاند که ساختارهای زیرقشری نیز نقش بسیار مهمی در هدایت توجه دارند. یکی از مهمترین این ساختارها تالاموس است، بهویژه بخشی از آن که به نام Pulvinar nucleus شناخته میشود.
تالاموس به طور سنتی به عنوان یک «ایستگاه انتقال حسی» توصیف میشد، یعنی ساختاری که اطلاعات حسی را از اندامهای حسی به قشر مغز منتقل میکند. اما مطالعات جدید نشان دادهاند که نقش تالاموس بسیار فعالتر از یک انتقالدهنده ساده است. تالاموس میتواند تعیین کند که کدام سیگنالهای حسی تقویت شوند و کدام سیگنالها تضعیف شوند، و به این ترتیب در تنظیم جریان اطلاعات در مغز نقش اساسی دارد.
پولوینار یکی از مهمترین هستههای تالاموسی در کنترل توجه است. این ساختار ارتباط گستردهای با نواحی مختلف قشر بینایی و شبکههای توجه دارد و میتواند هماهنگی میان این نواحی را تنظیم کند. زمانی که توجه به یک محرک خاص معطوف میشود، فعالیت پولوینار میتواند ارتباط میان نواحی قشری مرتبط با آن محرک را تقویت کند و در عین حال ارتباطهای مربوط به محرکهای رقیب را کاهش دهد.
به بیان دیگر، پولوینار نوعی مکانیزم تنظیمکننده ارتباطات قشری فراهم میکند. این ساختار کمک میکند که شبکههای قشری مربوط به یک محرک خاص با یکدیگر همزمان شوند و سیگنالهای آن محرک با کارایی بیشتری در مغز منتشر شوند. به همین دلیل برخی پژوهشگران تالاموس را نه صرفاً یک ایستگاه انتقال، بلکه نوعی «تنظیمکننده شبکههای قشری» میدانند.
در نتیجه، توجه حاصل تعامل پیچیده میان قشر مغز و ساختارهای زیرقشری است. تالاموس و بهویژه پولوینار نقش مهمی در این تعامل دارند، زیرا میتوانند جریان اطلاعات را میان نواحی مختلف مغز هدایت کنند و تعیین کنند که کدام سیگنالها در رقابت برای جلب توجه برتری پیدا کنند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
❤4
Forwarded from Neurovia | نوروویا
#درس_پنجم - توجه چگونه فعالیت نورونها را تغییر میدهد؟
تا اینجا دیدیم که توجه چگونه اطلاعات را انتخاب میکند و چه شبکههایی در این فرایند نقش دارند. اما یک سؤال مهم باقی میماند: وقتی توجه به یک محرک معطوف میشود، در سطح نورونها دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟
مطالعات نوروفیزیولوژی نشان دادهاند که توجه میتواند فعالیت نورونها را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. زمانی که توجه به یک محرک خاص معطوف میشود، نورونهایی که آن محرک را کد میکنند معمولاً نرخ شلیک (firing rate) بالاتری پیدا میکنند. این افزایش فعالیت باعث میشود سیگنال مربوط به آن محرک در شبکه عصبی قویتر شود و احتمال انتقال آن به مراحل بعدی پردازش افزایش یابد.
با این حال، توجه فقط فعالیت نورونها را افزایش نمیدهد. یکی از مهمترین اثرات توجه افزایش نسبت سیگنال به نویز در سیستم عصبی است. در هر شبکه عصبی مقدار زیادی فعالیت تصادفی یا نویز وجود دارد. وقتی توجه فعال میشود، فعالیت نورونهایی که اطلاعات مرتبط را حمل میکنند تقویت میشود، در حالی که فعالیت نورونهای غیرمرتبط کاهش پیدا میکند. نتیجه این فرایند این است که اطلاعات مهم واضحتر و دقیقتر در شبکه عصبی منتقل میشوند.
علاوه بر تغییر در نرخ شلیک نورونها، توجه میتواند الگوهای هماهنگی میان نورونها را نیز تغییر دهد. در بسیاری از موارد توجه باعث افزایش همزمانی فعالیت نورونها در شبکههای خاص میشود. این همزمانی میتواند انتقال اطلاعات میان نواحی مختلف مغز را کارآمدتر کند، زیرا نورونهایی که به صورت هماهنگ فعال میشوند سیگنال قویتری به ساختارهای بعدی ارسال میکنند.
در نتیجه، توجه را میتوان نوعی مکانیزم تنظیمی در شبکههای عصبی دانست. این مکانیزم نه تنها تعیین میکند که کدام اطلاعات انتخاب شوند، بلکه نحوه انتقال آن اطلاعات در شبکههای عصبی را نیز تغییر میدهد. از طریق افزایش فعالیت نورونی، بهبود نسبت سیگنال به نویز، و هماهنگسازی فعالیت شبکهها، توجه به مغز کمک میکند تا اطلاعات مهم محیط را با دقت و کارایی بیشتری پردازش کند.
جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی و آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
تا اینجا دیدیم که توجه چگونه اطلاعات را انتخاب میکند و چه شبکههایی در این فرایند نقش دارند. اما یک سؤال مهم باقی میماند: وقتی توجه به یک محرک معطوف میشود، در سطح نورونها دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟
مطالعات نوروفیزیولوژی نشان دادهاند که توجه میتواند فعالیت نورونها را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. زمانی که توجه به یک محرک خاص معطوف میشود، نورونهایی که آن محرک را کد میکنند معمولاً نرخ شلیک (firing rate) بالاتری پیدا میکنند. این افزایش فعالیت باعث میشود سیگنال مربوط به آن محرک در شبکه عصبی قویتر شود و احتمال انتقال آن به مراحل بعدی پردازش افزایش یابد.
با این حال، توجه فقط فعالیت نورونها را افزایش نمیدهد. یکی از مهمترین اثرات توجه افزایش نسبت سیگنال به نویز در سیستم عصبی است. در هر شبکه عصبی مقدار زیادی فعالیت تصادفی یا نویز وجود دارد. وقتی توجه فعال میشود، فعالیت نورونهایی که اطلاعات مرتبط را حمل میکنند تقویت میشود، در حالی که فعالیت نورونهای غیرمرتبط کاهش پیدا میکند. نتیجه این فرایند این است که اطلاعات مهم واضحتر و دقیقتر در شبکه عصبی منتقل میشوند.
علاوه بر تغییر در نرخ شلیک نورونها، توجه میتواند الگوهای هماهنگی میان نورونها را نیز تغییر دهد. در بسیاری از موارد توجه باعث افزایش همزمانی فعالیت نورونها در شبکههای خاص میشود. این همزمانی میتواند انتقال اطلاعات میان نواحی مختلف مغز را کارآمدتر کند، زیرا نورونهایی که به صورت هماهنگ فعال میشوند سیگنال قویتری به ساختارهای بعدی ارسال میکنند.
در نتیجه، توجه را میتوان نوعی مکانیزم تنظیمی در شبکههای عصبی دانست. این مکانیزم نه تنها تعیین میکند که کدام اطلاعات انتخاب شوند، بلکه نحوه انتقال آن اطلاعات در شبکههای عصبی را نیز تغییر میدهد. از طریق افزایش فعالیت نورونی، بهبود نسبت سیگنال به نویز، و هماهنگسازی فعالیت شبکهها، توجه به مغز کمک میکند تا اطلاعات مهم محیط را با دقت و کارایی بیشتری پردازش کند.
جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی و آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
🔥4❤1👏1
Forwarded from Neurovia | نوروویا
#درس_ششم - توجه و آگاهی: آیا توجه شرط آگاهی است؟
یکی از مهمترین پرسشها در نوروساینس شناختی این است که رابطه توجه با آگاهی چیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند توجه نقش اساسی در این دارد که کدام اطلاعات به تجربه آگاهانه ما راه پیدا میکنند. در واقع از میان حجم عظیمی از سیگنالهایی که در مغز پردازش میشوند، تنها بخش کوچکی وارد سطح تجربه آگاهانه میشوند و توجه یکی از مکانیزمهایی است که این انتخاب را ممکن میکند.
در برخی نظریههای مدرن آگاهی، توجه به عنوان نوعی دروازه برای ورود اطلاعات به آگاهی در نظر گرفته میشود. برای مثال در نظریه «فضای کاری جهانی» که توسط Stanislas Dehaene توسعه داده شده است، اطلاعات زمانی به آگاهی میرسند که در شبکهای گسترده از نواحی قشری منتشر شوند. توجه در این مدل نقش تقویتکنندهای دارد که برخی بازنماییها را به اندازه کافی قوی میکند تا بتوانند در این شبکه جهانی منتشر شوند.
با این حال رابطه توجه و آگاهی کاملاً ساده نیست. برخی آزمایشها نشان دادهاند که مغز میتواند اطلاعاتی را تا حدی پردازش کند حتی اگر آن اطلاعات وارد آگاهی نشوند. به عبارت دیگر، پردازش عصبی میتواند بدون تجربه آگاهانه نیز رخ دهد. از سوی دیگر، در برخی شرایط توجه میتواند به یک محرک معطوف باشد بدون اینکه آن محرک به طور کامل وارد تجربه آگاهانه شود.
بنابراین بسیاری از نوروساینتیستها امروزه توجه و آگاهی را دو فرایند مرتبط اما متمایز در نظر میگیرند. توجه بیشتر به انتخاب و تقویت اطلاعات مربوط است، در حالی که آگاهی به تجربه ذهنی آن اطلاعات اشاره دارد. با این حال در بسیاری از موقعیتهای واقعی این دو فرایند با یکدیگر همپوشانی دارند، زیرا اطلاعاتی که توجه بیشتری دریافت میکنند احتمال بیشتری دارند که به سطح تجربه آگاهانه برسند.
در نتیجه مطالعه توجه نه تنها برای فهم ادراک و شناخت مهم است، بلکه یکی از مسیرهای اصلی برای درک سازوکارهای آگاهی در مغز نیز محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشهای معاصر در علوم اعصاب شناختی تلاش میکنند رابطه میان شبکههای توجه و شبکههای مرتبط با آگاهی را به طور دقیقتر بررسی کنند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
یکی از مهمترین پرسشها در نوروساینس شناختی این است که رابطه توجه با آگاهی چیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند توجه نقش اساسی در این دارد که کدام اطلاعات به تجربه آگاهانه ما راه پیدا میکنند. در واقع از میان حجم عظیمی از سیگنالهایی که در مغز پردازش میشوند، تنها بخش کوچکی وارد سطح تجربه آگاهانه میشوند و توجه یکی از مکانیزمهایی است که این انتخاب را ممکن میکند.
در برخی نظریههای مدرن آگاهی، توجه به عنوان نوعی دروازه برای ورود اطلاعات به آگاهی در نظر گرفته میشود. برای مثال در نظریه «فضای کاری جهانی» که توسط Stanislas Dehaene توسعه داده شده است، اطلاعات زمانی به آگاهی میرسند که در شبکهای گسترده از نواحی قشری منتشر شوند. توجه در این مدل نقش تقویتکنندهای دارد که برخی بازنماییها را به اندازه کافی قوی میکند تا بتوانند در این شبکه جهانی منتشر شوند.
با این حال رابطه توجه و آگاهی کاملاً ساده نیست. برخی آزمایشها نشان دادهاند که مغز میتواند اطلاعاتی را تا حدی پردازش کند حتی اگر آن اطلاعات وارد آگاهی نشوند. به عبارت دیگر، پردازش عصبی میتواند بدون تجربه آگاهانه نیز رخ دهد. از سوی دیگر، در برخی شرایط توجه میتواند به یک محرک معطوف باشد بدون اینکه آن محرک به طور کامل وارد تجربه آگاهانه شود.
بنابراین بسیاری از نوروساینتیستها امروزه توجه و آگاهی را دو فرایند مرتبط اما متمایز در نظر میگیرند. توجه بیشتر به انتخاب و تقویت اطلاعات مربوط است، در حالی که آگاهی به تجربه ذهنی آن اطلاعات اشاره دارد. با این حال در بسیاری از موقعیتهای واقعی این دو فرایند با یکدیگر همپوشانی دارند، زیرا اطلاعاتی که توجه بیشتری دریافت میکنند احتمال بیشتری دارند که به سطح تجربه آگاهانه برسند.
در نتیجه مطالعه توجه نه تنها برای فهم ادراک و شناخت مهم است، بلکه یکی از مسیرهای اصلی برای درک سازوکارهای آگاهی در مغز نیز محسوب میشود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشهای معاصر در علوم اعصاب شناختی تلاش میکنند رابطه میان شبکههای توجه و شبکههای مرتبط با آگاهی را به طور دقیقتر بررسی کنند.
#نوروساینس
جهت اطلاع از دوره های آموزشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
❤3🔥2👏1
Forwarded from Neurovia | نوروویا
ژورنال IPBS
Q1
انتشارات
Springer nature
خوشحالیم ک در هر شرایطی در مسیر علم قدم بر میداریم⚡️❤️
خلاصه مقاله:
در این کار نشان میدهیم که دو پدیده ظاهراً متفاوت در روانپزشکی، بیمعنا شدن تجربه در افسردگی (anhedonia) و معنا یافتن افراطی در روانپریشی، در واقع میتوانند دو اختلال در یک فرایند مشترک باشند: نحوهٔ تثبیت معنا در ذهن. در این چارچوب، معنا زمانی شکل میگیرد که ذهن از میان تفسیرهای مختلف به یک حالت پایدار برسد؛ اگر این فرایند بهسختی رخ دهد تجربه «تخت و بیمعنا» میشود و اگر بیشازحد فعال شود حتی نشانههای ضعیف هم به معنای قطعی تبدیل میشوند. این مقاله بخشی از مسیر نظری ما در پروژه RIC (Recursive Informational Curvature) است که تلاش میکند دینامیک شکلگیری معنا، تجربه و آگاهی را بهصورت محاسباتی و سیستماتیک مدلسازی کند.
جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🔥1👏1
Forwarded from Neurovia | نوروویا
💥ویسی مهم در باب انواع مقالات
⚡️ریویو، اوریجینال های معمولی(کار با موش و.) ، تئوری ها( خصوصا بنیادی و بین رشته ای) ، هر کدوم چه نقشی در رزومه داره؟
⚡️چرا خوبه پکیجی از همه اینها باشه، اما تعیین کننده اصلی چرا کارهای بنیادی و تئوری هستن؟
⚡️در کنار اینکه gain زیادی دارن این مقالات تئوری، ریسک بزرگشون دوتا چیزه، زمان طولانی برای اکسپت و نیز داوری سنگین تر! اما اگر یکی حتی در رزومه باشه شمارو نسبت به ۹۹ درصد دیگر متمایز میکنه.
⚡️هدف ما اینه که ذهنیت متمایز داشته باشید تا به چیزهای بزرگ برسید( نه صرفا یک ریسرچ پوزیشن ساده!)
جهت اطلاع از دوره های آموزشی و پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
⚡️ریویو، اوریجینال های معمولی(کار با موش و.) ، تئوری ها( خصوصا بنیادی و بین رشته ای) ، هر کدوم چه نقشی در رزومه داره؟
⚡️چرا خوبه پکیجی از همه اینها باشه، اما تعیین کننده اصلی چرا کارهای بنیادی و تئوری هستن؟
⚡️در کنار اینکه gain زیادی دارن این مقالات تئوری، ریسک بزرگشون دوتا چیزه، زمان طولانی برای اکسپت و نیز داوری سنگین تر! اما اگر یکی حتی در رزومه باشه شمارو نسبت به ۹۹ درصد دیگر متمایز میکنه.
⚡️هدف ما اینه که ذهنیت متمایز داشته باشید تا به چیزهای بزرگ برسید( نه صرفا یک ریسرچ پوزیشن ساده!)
جهت اطلاع از دوره های آموزشی و پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
❤5🔥2👏1
Forwarded from Neurovia | نوروویا
«کوچینگ و مقاله نویسی | کیارش سادات رفیعی»
https://ble.ir/Kiacoaching
کانال کوچینگ چ مقاله نویسی در بله، حتما جوین بدین ک از محتویات استفاده کنید❤️
@Neurovia_ins
https://ble.ir/Kiacoaching
کانال کوچینگ چ مقاله نویسی در بله، حتما جوین بدین ک از محتویات استفاده کنید❤️
@Neurovia_ins
ble.ir
بله | کانال کوچینگ و مقاله نویسی | کیارش سادات رفیعی
❤2
Forwarded from Neurovia | نوروویا
اگر معنا چیزی نباشد که از پیش داده شده، بلکه چیزی باشد که پایدار میشود چه؟
در این کار، ما «بستهشدن نمادین» (symbolic closure) را بهعنوان یک گذار بحرانی در دینامیک معنا معرفی میکنیم، گذار از یک وضعیت تفسیریِ پخششده با آنتروپی بالا به یک وضعیت پایدار و متعهد.
بهجای آنکه اختلالاتی مانند افسردگی و سایکوز را پدیدههایی نامرتبط در نظر بگیریم، نشان میدهیم که آنها دو اختلال متقارن در یک فرایند واحد هستند:
– در آنهدونیای زیباییشناختی، معنا موفق به تبلور نمیشود (hypo-closure)
– در بیشمعنایی سایکوتیک، معنا بیشازحد زود تثبیت میشود (mis-closure)
در هسته این چارچوب، یک اصل دینامیکی ساده اما قدرتمند قرار دارد:
معنا زمانی پدیدار میشود که بهره بازگشتی (recursive gain) بر آنتروپی نمادین غلبه کند
و تنها زمانی واقعی میشود که این وضعیت در طول زمان پایدار بماند
این دیدگاه به ما اجازه میدهد از توصیفهای ایستای شناخت عبور کنیم و به سمت یک هندسه زمانیِ تجربه حرکت کنیم، جایی که افکار، ادراکها و حتی باورها بهصورت مسیرهایی در نظر گرفته میشوند که از یک آستانه بحرانی عبور میکنند (یا موفق به عبور از آن نمیشوند).
این چارچوب پیشبینیهای قابل آزمونی ارائه میدهد درباره: • زمانبندی لحظات بینش («کلیک»های معنایی)
• پایداری یا شکنندگی باورها
• حساسیت به نویز و ابهام
• و گذارهای بالینی بین حالتهای شناختی
در سطحی گستردهتر، این رویکرد پیشنهاد میکند که تجربه آگاهانه خود ممکن است تابع قوانینی از جنس پایدارسازی دینامیکی باشد، نه صرفاً بازنمایی.
از آنتروپی به معنا
از نوسان به بستهشدن
از امکان به تعهد...
جهت اطلاع از دوره های آموزشی و پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
در این کار، ما «بستهشدن نمادین» (symbolic closure) را بهعنوان یک گذار بحرانی در دینامیک معنا معرفی میکنیم، گذار از یک وضعیت تفسیریِ پخششده با آنتروپی بالا به یک وضعیت پایدار و متعهد.
بهجای آنکه اختلالاتی مانند افسردگی و سایکوز را پدیدههایی نامرتبط در نظر بگیریم، نشان میدهیم که آنها دو اختلال متقارن در یک فرایند واحد هستند:
– در آنهدونیای زیباییشناختی، معنا موفق به تبلور نمیشود (hypo-closure)
– در بیشمعنایی سایکوتیک، معنا بیشازحد زود تثبیت میشود (mis-closure)
در هسته این چارچوب، یک اصل دینامیکی ساده اما قدرتمند قرار دارد:
معنا زمانی پدیدار میشود که بهره بازگشتی (recursive gain) بر آنتروپی نمادین غلبه کند
و تنها زمانی واقعی میشود که این وضعیت در طول زمان پایدار بماند
این دیدگاه به ما اجازه میدهد از توصیفهای ایستای شناخت عبور کنیم و به سمت یک هندسه زمانیِ تجربه حرکت کنیم، جایی که افکار، ادراکها و حتی باورها بهصورت مسیرهایی در نظر گرفته میشوند که از یک آستانه بحرانی عبور میکنند (یا موفق به عبور از آن نمیشوند).
این چارچوب پیشبینیهای قابل آزمونی ارائه میدهد درباره: • زمانبندی لحظات بینش («کلیک»های معنایی)
• پایداری یا شکنندگی باورها
• حساسیت به نویز و ابهام
• و گذارهای بالینی بین حالتهای شناختی
در سطحی گستردهتر، این رویکرد پیشنهاد میکند که تجربه آگاهانه خود ممکن است تابع قوانینی از جنس پایدارسازی دینامیکی باشد، نه صرفاً بازنمایی.
از آنتروپی به معنا
از نوسان به بستهشدن
از امکان به تعهد...
جهت اطلاع از دوره های آموزشی و پژوهشی:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Neurovia_ins
❤5
Forwarded from Neurovia | نوروویا
28e662d37b597a4b6c419e41f786f577 (3).pdf
2.4 MB
فایل مقاله
Aesthetic anhedonia and psychotic hyper meaning
جزو شاهکار های نوشتاری، حتما ببینید ک اصول نوشتن یک نظریه اولیه و گسترش اون به ایده های کاربردی مثل پزشکی چطور میتونه صورت بگیره!
@neurovia_ins
Aesthetic anhedonia and psychotic hyper meaning
جزو شاهکار های نوشتاری، حتما ببینید ک اصول نوشتن یک نظریه اولیه و گسترش اون به ایده های کاربردی مثل پزشکی چطور میتونه صورت بگیره!
@neurovia_ins
❤5
Forwarded from Neurovia | نوروویا
سوالات و ابهاماتتون رو میتونید بپرسید در باب مقاله نویسی و اصول مهاجرت و....
@zistkiaabot
که پاسخ بدیم.
@Neurovia_ins
@zistkiaabot
که پاسخ بدیم.
@Neurovia_ins
👏3❤1🔥1🥰1
چون درخواست ها زیاد بود، یک ظرفیت حدودا ۵ الی ۱۰ نفره برای کوچینگ شخصی خودم باز کردیم. سطح بسیار بالا و سنگینی داره اما اول باید فرم پر کنید تا کمک کنیم از نظر علمی/شخصیتی/ذهنیتی/مالی و... پیشرفت کنید!
بطور مستقیم ارتباط با خودمه و مسیر و برنامه ریزی حرفه ای چیده میشه.
اگه سوالی چیزی دارید در این خصوص و میخواید فرم و توضیحات رو پر کنید به ادمین پیام بدین:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Kiacoaching
بطور مستقیم ارتباط با خودمه و مسیر و برنامه ریزی حرفه ای چیده میشه.
اگه سوالی چیزی دارید در این خصوص و میخواید فرم و توضیحات رو پر کنید به ادمین پیام بدین:
@zistkiaadmin
@zistkiaadmin
@Kiacoaching
❤3🔥1🥰1👏1
Forwarded from ZISTKIA | زیست و زیستن (Kiarash sadat rafiei | کیارش سادات رفیعی)
یه نکته جالب یادم اومد بگم، من کنکور هنرم دادم رتبه۲۸۹ شدم اونم با یک هفته خوندن! (البته عمومی ها و ریاضیش ک یکی بود برای ما درک عمومی هنر و... چالش بود) ، حالا الانم که میبینید ما توی بحث هنر و زیبایی شناسی یا آنهدونیا و... کار میکنیم، اینا همه ریشه های بنیادین داره، میخوام بگم اینی ک هی میگن وای کنار این رشته ب این کار اونکار نمیزسید همش اضافیست! علایق و بنیان هاشو هرکس دنبال کرد موفق شد.
@zist_kia
@zist_kia
توضیحاتی مهم در خصوص رویه کوچینگ شخصی، حتما به اصل شخصی بودن و تخصصی بودن توجه کنید! + اصل سخت گیری...
@Kiacoaching
@Kiacoaching
❤5👍1🔥1👏1
Forwarded from ZISTKIA | زیست و زیستن (Zistkia Admin)
🔥3❤1🥰1
هرچقدر شرایط سخت تر بشه، پنجره افرادی ک موفق میشن کمتر میشه، یعنی درصد افرادی که به رفاه مدنظر میرسن کمتر و کمتر میشه! حالا میخواد رفاه اون فرد در علم، پول، رابطه خوب و هرچیز دیگری باشه! تو این شرایط، کسی که به طور طبیعی پیش بره بازندس، و طبیعتا باید ریسک های سنگینی کرد، ریسک های بنیادی و به قولا extraordinary عمل کرد!
@Kiacoaching
@Kiacoaching
❤6🔥1👏1
چقدر بچه ها پیام میدن، پزشکیم میخوام انتقالی بگیرم دندونم میخوام انتقالی بگیرم! واقعا ناراحت کنندس این وضعیت، شناخت خود، محیط خود، آینده خود،شناخت حقیقی علم و بازارهای مالی و فرصت ها... همه چیزهایی هست ک تو دانشگاه بهتون یاد نمیدن، تنها چیزی ک میخوان بگن( و همونم درست نمیگن) چنتا نکته علمی ساده هست ک اکثرشون بدون عمق و کاربرد (حتی انچه در دوره های کاراموزی یادمیگیرید و... هست)، الیته یک سری شغل هاک ماهیت انجام کارهای ساده دارن( مثل پیراپزشکی ها) همین براش اوکیه ، اما رشته هایی مثل پزشکی، زیست مولکولی، بیوتک، مهندسی ها و... نه! به خودتون بیاید و از اصول پیروی کنید تا به باد نرید
@Kiacoaching
@Kiacoaching
❤8👏2🔥1
وقتی تمام فعالیت های شناختی و فکری توسط هوش مصنوعی میتونه انجام بشه فایده دانشمند چیست؟ دانشمند چه نقشی میتونه داشته باشه وقتی عملا هوش مصنوعی میتونه کارهاشو بجاش انجام بده، البته تا حدی,سوال اینجاست تا چه حدی؟ و اون حد توانایی هوش مصنوعی تا چه زمان افزایش پیدا میکنه. فردی که الان تازه دانشجو هست با توجه به این موضوعات باید چیکار کنه
پاسخ مهم به سوال بالایی! هوش مصنوعی از کی تاحالا دانشمند شده؟
@kiacoaching
پاسخ مهم به سوال بالایی! هوش مصنوعی از کی تاحالا دانشمند شده؟
@kiacoaching
❤3🔥2👏1
سلام دکتر وقتتون بخیر🙏🌸
میخواستم نظرتونو توی یه موردی بدونم
بنظرتون برای کسی که میخواد سمت ریسرچ بره نه بالین توی بحث انتخاب رشته بیوتک منطقی ترین گزینه میتونه باشه؟
حس میکنم پزشکی سالها تمرین بالین داره که شاید خیلی بهینه نباشه برای حیطه ریسرچ
و درمورد بقیه علومپایه ها فکر میکنم شاید سطح کلاس اندازه بیوتک قوی نباشه یا بعضی افراد بی هدف وارد این رشته ها شده باشن
روی دارو هم فکر میکنم ولی حس میکنم عمقی که میخوام رو نداره
شما که با جو رشته ها و کار پژوهشی آشنا هستین کدوم رو بیشتر پیشنهاد میکنین؟
ممنونم🌷
بهترین ترتیب برای کسی که به ریسرچ و نه بالین علاقه داره چیه؟
بهترین ترتیب برای کسی که هم به ریسرچ و هم به بالین علاقه داره چیه؟
@kiacoaching
میخواستم نظرتونو توی یه موردی بدونم
بنظرتون برای کسی که میخواد سمت ریسرچ بره نه بالین توی بحث انتخاب رشته بیوتک منطقی ترین گزینه میتونه باشه؟
حس میکنم پزشکی سالها تمرین بالین داره که شاید خیلی بهینه نباشه برای حیطه ریسرچ
و درمورد بقیه علومپایه ها فکر میکنم شاید سطح کلاس اندازه بیوتک قوی نباشه یا بعضی افراد بی هدف وارد این رشته ها شده باشن
روی دارو هم فکر میکنم ولی حس میکنم عمقی که میخوام رو نداره
شما که با جو رشته ها و کار پژوهشی آشنا هستین کدوم رو بیشتر پیشنهاد میکنین؟
ممنونم🌷
بهترین ترتیب برای کسی که به ریسرچ و نه بالین علاقه داره چیه؟
بهترین ترتیب برای کسی که هم به ریسرچ و هم به بالین علاقه داره چیه؟
@kiacoaching
❤4🔥1👏1