This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸یه آرزوے زیبا
🌿در این عصر تابستانی
🌸براے شما مهربانان
🌿الهے برڪت،
🌸و عشق و محبت
🌿تو زندگیتون باشه
🌸و چشمتون همیشه
🌿پراز برق شـادے باشه
عصـرتـون بخیر☕️
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
🌿در این عصر تابستانی
🌸براے شما مهربانان
🌿الهے برڪت،
🌸و عشق و محبت
🌿تو زندگیتون باشه
🌸و چشمتون همیشه
🌿پراز برق شـادے باشه
عصـرتـون بخیر☕️
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹
آرزو میڪنم
درایڹ عصر زیبای تابستانی
🌹نسیم مهر
زلف خاطرتاڹ رابیاراید
🌹تپش عشق حیات را
دروجودتاڹ، ڪَل افشاني ڪند
🌹وشورزندڪَي
درجانتاڹ متلاطم ڪَردد
عصرزیبا تون بخیر🌷
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
آرزو میڪنم
درایڹ عصر زیبای تابستانی
🌹نسیم مهر
زلف خاطرتاڹ رابیاراید
🌹تپش عشق حیات را
دروجودتاڹ، ڪَل افشاني ڪند
🌹وشورزندڪَي
درجانتاڹ متلاطم ڪَردد
عصرزیبا تون بخیر🌷
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
عصر که می شود
تنهایی ، همچون کُولیِ دوره گردی
پشت پنجره ی احساسم
بساط دلتنگی اش را پهن می کند
جار می زند بغض تنهایی ام را
در رساترین صدا
پر از واژه های سکوت حراج می کند
واگویه هایم را
در رویای زیبای داشتنت
حسرت نبودنت
دلشوره های عاشقانه ام
قرارِ رفته ی دل بیقرارم
عطر آغوش نداشته ات ؛
اماا
اماا
افسوس که تو ای رهگذر
نگاهت
به این گذار نمی افتد .....!!
#باران_مقدم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
تنهایی ، همچون کُولیِ دوره گردی
پشت پنجره ی احساسم
بساط دلتنگی اش را پهن می کند
جار می زند بغض تنهایی ام را
در رساترین صدا
پر از واژه های سکوت حراج می کند
واگویه هایم را
در رویای زیبای داشتنت
حسرت نبودنت
دلشوره های عاشقانه ام
قرارِ رفته ی دل بیقرارم
عطر آغوش نداشته ات ؛
اماا
اماا
افسوس که تو ای رهگذر
نگاهت
به این گذار نمی افتد .....!!
#باران_مقدم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
ساز هم
با نفس گرم تو آوازی داشت
بی تو دیگر
سر ساز و دل آوازم نیست ...
#هوشنگ_ابتهاج
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
بازی چرخ فلک
چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکند
گـه مـرا پس میـزند ، گـه دلنـوازی میکند
ساعتی با دلخوشی و ساعتی با درد و غم
از مــن دیـوانــه دل مهمـان نـوازی میکند
روز یا شب درهجوم بیکسی با اشک وآه
پیش چشمم غربتم را صحنه سازی میکند
ظاهری میخندم و گریه به پنهان می برم
بسکه غم در خلوت من یکه تازی میکند
میـزنـدسـاز مخـالف بـا دلـم این روزگار
خسته از عشق حقیقی و مجازی میکند
گاه محتـاجـم بــرای ذره ای آرامش و...
گاهگاهی بی نیـاز از هـر نیـازی میکند
قاصدکهای پریشان را اگر دیدی بپرس
عاشقان را دیدن معشوق راضی میکند
شِکوه را کم کن تو از چرخ فلک سنگ صبور
چونکه دنیا با همه اینگونه بازی میکند
#جوادالماسی(سنگ صبور)
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
چرخ گردون با دلم به به چه بازی میکند
گـه مـرا پس میـزند ، گـه دلنـوازی میکند
ساعتی با دلخوشی و ساعتی با درد و غم
از مــن دیـوانــه دل مهمـان نـوازی میکند
روز یا شب درهجوم بیکسی با اشک وآه
پیش چشمم غربتم را صحنه سازی میکند
ظاهری میخندم و گریه به پنهان می برم
بسکه غم در خلوت من یکه تازی میکند
میـزنـدسـاز مخـالف بـا دلـم این روزگار
خسته از عشق حقیقی و مجازی میکند
گاه محتـاجـم بــرای ذره ای آرامش و...
گاهگاهی بی نیـاز از هـر نیـازی میکند
قاصدکهای پریشان را اگر دیدی بپرس
عاشقان را دیدن معشوق راضی میکند
شِکوه را کم کن تو از چرخ فلک سنگ صبور
چونکه دنیا با همه اینگونه بازی میکند
#جوادالماسی(سنگ صبور)
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
فرض کن آتش به فرمانِ پرِ پروانه باشد
پاسبانها مِی فروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصرِ او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصور کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد
چشمهایت را ببند و تن به او بسپار، هر چند
آنکه میبوسد لبت را با غمت بیگانه باشد
شربتِ مسموم خوردن، بهتر از لب تشنه مردن
نوش جان کن گر چه شاید زهر در پیمانه باشد
سالها در گوشِ مردم قصهی موعود خواندند
من که باور کردم اما، وای اگر افسانه باشد
#محمد_سلمانی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
پاسبانها مِی فروش و پادگان میخانه باشد
فرض کن از آهِ ما آتش به ریشِ ظالم افتد
عصر او پایان بگیرد، قصرِ او ویرانه باشد
روزگاری آرمانی را تصور کن که در آن
عهدها محکم بماند، قولها مردانه باشد
چشمهایت را ببند و تن به او بسپار، هر چند
آنکه میبوسد لبت را با غمت بیگانه باشد
شربتِ مسموم خوردن، بهتر از لب تشنه مردن
نوش جان کن گر چه شاید زهر در پیمانه باشد
سالها در گوشِ مردم قصهی موعود خواندند
من که باور کردم اما، وای اگر افسانه باشد
#محمد_سلمانی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
با بال عــادت از سکوت پیلهی پــروانه گی
پر میکشم تا انتها و خلسه ی مستانه گی
ما هر دو، روی بام دل، در انــزوا کز کرده ایم
اما تو شاهینی و من، چون مرغ جلد خانه گی
تیغی میان قلب من، جا کرده خوش اما هنوز
ســر میکشــم خــونابه را درحــالت دیــوانه گی
در ارتفـــاع پست عشقت ابــر باریدن گرفت
طــوفان مـرا میبــرد کنــج خـلوت بیگانه گی
در انتــظارم تا کــه تو، روزی مرا دعوت کنی
در کاخ رنگین دلت بر سفره ی شاهانه گی
با دست معمار قلم بیغولهی احساس من
آباد شد با حــرف نو این خانه ی ویــرانه گی
#اکبر_باباپور
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
پر میکشم تا انتها و خلسه ی مستانه گی
ما هر دو، روی بام دل، در انــزوا کز کرده ایم
اما تو شاهینی و من، چون مرغ جلد خانه گی
تیغی میان قلب من، جا کرده خوش اما هنوز
ســر میکشــم خــونابه را درحــالت دیــوانه گی
در ارتفـــاع پست عشقت ابــر باریدن گرفت
طــوفان مـرا میبــرد کنــج خـلوت بیگانه گی
در انتــظارم تا کــه تو، روزی مرا دعوت کنی
در کاخ رنگین دلت بر سفره ی شاهانه گی
با دست معمار قلم بیغولهی احساس من
آباد شد با حــرف نو این خانه ی ویــرانه گی
#اکبر_باباپور
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
در نگاهی که تو باشی نفسم آرام است
فصل آرامش من در بغلت مادام است
#عصرها هم تو کنارم بنشین چای بریز
قند لبهات به فنجان لبم الزام ست
#ابرهیم_حسینی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
فصل آرامش من در بغلت مادام است
#عصرها هم تو کنارم بنشین چای بریز
قند لبهات به فنجان لبم الزام ست
#ابرهیم_حسینی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
Taghdir
Shadmehr
سرگردان
عطر حضور توام
کمی آغوش می خواهم
بغل وا کن
تا دلواپسی هایم را
با استشمام رایحه معطر نگاهت
به بوته فراموشی بسپارم
بغل وا کن
تا سر بر شانه پرمهرت بگذارم
در آغوشم بگیر که
عجیب امدنت را آرزو دارم
#امیر_عباس_خالق_وردی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
عطر حضور توام
کمی آغوش می خواهم
بغل وا کن
تا دلواپسی هایم را
با استشمام رایحه معطر نگاهت
به بوته فراموشی بسپارم
بغل وا کن
تا سر بر شانه پرمهرت بگذارم
در آغوشم بگیر که
عجیب امدنت را آرزو دارم
#امیر_عباس_خالق_وردی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
پشت هر پنجره باشم، نظرم خیره به تو ست
در نگاهم تو فقط منظرهی دلخواهی
#اعظم_سعادتمند
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
در نگاهم تو فقط منظرهی دلخواهی
#اعظم_سعادتمند
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
عشق یعنی همه شب در دل و جانت باشد
مثلِ جان در تن و در روح و روانت باشد
سینه ات در هدفِ آتش عشقش سوزان
زخمِ عشقش به جگر تیرِ کمانت باشد
عشق یعنی همه تن پا بشوی تا کویش
شور وصلش به دلت، دردِ نهانت باشد
مثلِ آن برکه دلتنگ که ماهش رفته است
او نباشد، قفسی تار، مکانت باشد
عشق یعنی همه دم زیر لبت بشماری
کِی، کجا می گذرد، ردّ زمانت باشد
در سرت جز هوس عشق نباشد یعنی
در دلت آه جگرسوز نشانت باشد
عشق یعنی که ببوسی لب شورانگیزش
حی در خیر عمل، ذکر لبانت باشد
تا کند از سر کویت گذری، دلواپس
دائما ذکر دعا ورد زبانت باشد
عشق یعنی تو نیایی ز غمت می میرم
جان ز تن پر بزند گر که فغانت باشد
#الهام_حسینی_ابهری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
مثلِ جان در تن و در روح و روانت باشد
سینه ات در هدفِ آتش عشقش سوزان
زخمِ عشقش به جگر تیرِ کمانت باشد
عشق یعنی همه تن پا بشوی تا کویش
شور وصلش به دلت، دردِ نهانت باشد
مثلِ آن برکه دلتنگ که ماهش رفته است
او نباشد، قفسی تار، مکانت باشد
عشق یعنی همه دم زیر لبت بشماری
کِی، کجا می گذرد، ردّ زمانت باشد
در سرت جز هوس عشق نباشد یعنی
در دلت آه جگرسوز نشانت باشد
عشق یعنی که ببوسی لب شورانگیزش
حی در خیر عمل، ذکر لبانت باشد
تا کند از سر کویت گذری، دلواپس
دائما ذکر دعا ورد زبانت باشد
عشق یعنی تو نیایی ز غمت می میرم
جان ز تن پر بزند گر که فغانت باشد
#الهام_حسینی_ابهری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دل، طُرفه سیهمستِ جنون شد، شده باشد
در سلسلهی زلف تو خون شد، شده باشد
یک شام به ویرانهی ما نور نیفشانْد
گر روشنی ماه فزون شد، شده باشد
یکرنگی ارباب وفا رنگ نبازد
گر طبع بُتان بوقلمون شد، شده باشد
اکنون که دِماغ و دل عشق تو ندارم
گر خط ز عذار تو برون شد، شده باشد
سرمایهی دین و دل خود را به تو دادم
گویند که این کار زبون شد، شده باشد
بیجلوهی روی تو، شبِ ماه نمکدان
بر دیدهی بیدار نگون شد، شده باشد
«آزاد» گرفتار به صد رنگ محبّت
واسوخته از سوز درون شد، شده باشد...
#آزاد_بلگرامی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
در سلسلهی زلف تو خون شد، شده باشد
یک شام به ویرانهی ما نور نیفشانْد
گر روشنی ماه فزون شد، شده باشد
یکرنگی ارباب وفا رنگ نبازد
گر طبع بُتان بوقلمون شد، شده باشد
اکنون که دِماغ و دل عشق تو ندارم
گر خط ز عذار تو برون شد، شده باشد
سرمایهی دین و دل خود را به تو دادم
گویند که این کار زبون شد، شده باشد
بیجلوهی روی تو، شبِ ماه نمکدان
بر دیدهی بیدار نگون شد، شده باشد
«آزاد» گرفتار به صد رنگ محبّت
واسوخته از سوز درون شد، شده باشد...
#آزاد_بلگرامی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
الهی ای فلک چون مو زبون شی
دلت همچون دل مو غرق خون شی
اگر یک لحظه ام بی غم بوینی
یقین دانم کزین غم سرنگون شی
#بابا_طاهر
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دلت همچون دل مو غرق خون شی
اگر یک لحظه ام بی غم بوینی
یقین دانم کزین غم سرنگون شی
#بابا_طاهر
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دلِ آزرده ام از این ستم آباد گرفت
نتوان دادِ مرا زین همه بیداد گرفت
محو پروازِ شرارم که به یک چشم زدن
از عدم آمد و راه عدم آباد گرفت
شوق بسیار و سحر دور و شکیبایی کم
شمع ما را که تواند به رهِ باد گرفت ؟
گرچه دل سنگ صبور است ، ز غم دارم بیم
که به قصد دل من ، پنجه ز پولاد گرفت
از خموشی ، نفسم تنگ شد ای همنفسان !
چند بر سینه توانم ره فریاد گرفت ؟
غنچه ، خون خوردنِ پنهان ز دل من آموخت
گل ، پریشان شدن از خاطر من یاد گرفت
#محمد_قهرمان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
نتوان دادِ مرا زین همه بیداد گرفت
محو پروازِ شرارم که به یک چشم زدن
از عدم آمد و راه عدم آباد گرفت
شوق بسیار و سحر دور و شکیبایی کم
شمع ما را که تواند به رهِ باد گرفت ؟
گرچه دل سنگ صبور است ، ز غم دارم بیم
که به قصد دل من ، پنجه ز پولاد گرفت
از خموشی ، نفسم تنگ شد ای همنفسان !
چند بر سینه توانم ره فریاد گرفت ؟
غنچه ، خون خوردنِ پنهان ز دل من آموخت
گل ، پریشان شدن از خاطر من یاد گرفت
#محمد_قهرمان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
بگذار زمین زیر پر و بال تو باشد
خورشید ، نمایندهی فعال تو باشد
بگذار پس از این همه حرافیِ بیربط
خطهای جهان جمله در اشغال تو باشد
هرچند خداوند غزل را به بشر داد
تا شعر برازندهی امثال تو باشد
با اینهمه ، بگذار به جای جدلی پوچ
در این جگرِ سوخته جنجال تو باشد
#غلامرضا_طریقی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
خورشید ، نمایندهی فعال تو باشد
بگذار پس از این همه حرافیِ بیربط
خطهای جهان جمله در اشغال تو باشد
هرچند خداوند غزل را به بشر داد
تا شعر برازندهی امثال تو باشد
با اینهمه ، بگذار به جای جدلی پوچ
در این جگرِ سوخته جنجال تو باشد
#غلامرضا_طریقی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه زيباي غروب از سياوش قميشي
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاك و ساده
پنجره باز و غروب پاييز…
🌿❤🌿❤🌿❤
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاك و ساده
پنجره باز و غروب پاييز…
🌿❤🌿❤🌿❤
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
باز تنهایی من سر به گریبان شده است
مثل گنجشکک این شعر پریشان شده است
رفته در لاک فرو بسته ی تنهایی خویش
پشت پلک تر این قافیه پنهان شده است
پاک ترسیده که دیروز پر قاصدکی
خبر آورده که گلبوته پشیمان شده است
خبر آورده که سنجاقک مرداب دلم
ازقفس پر زده معشوقه باران شده است
یک نفر قهوه ای فال مرا دید و گرفت
به همان تیرگی ء آخر فنجان شده است
شعر من معجزه گر نیست تو گلبوته بیا
کوچه ی خاکی مهتاب خیابان شده است
#کامران_بردبار
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
مثل گنجشکک این شعر پریشان شده است
رفته در لاک فرو بسته ی تنهایی خویش
پشت پلک تر این قافیه پنهان شده است
پاک ترسیده که دیروز پر قاصدکی
خبر آورده که گلبوته پشیمان شده است
خبر آورده که سنجاقک مرداب دلم
ازقفس پر زده معشوقه باران شده است
یک نفر قهوه ای فال مرا دید و گرفت
به همان تیرگی ء آخر فنجان شده است
شعر من معجزه گر نیست تو گلبوته بیا
کوچه ی خاکی مهتاب خیابان شده است
#کامران_بردبار
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دورْ مَرو سَفَر مَجو
پیشِ تو است ماهِ تو
نَعره مَزَن که زیر لب
میشنود زِ تو دعا
میشنود دُعای تو
میدهَدَت جوابْ او
کِی کَر من, کَری بِهِل
گوشْ تمامْ بَرگُشا
#غزل_مولانا
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
پیشِ تو است ماهِ تو
نَعره مَزَن که زیر لب
میشنود زِ تو دعا
میشنود دُعای تو
میدهَدَت جوابْ او
کِی کَر من, کَری بِهِل
گوشْ تمامْ بَرگُشا
#غزل_مولانا
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
آه از این خواجگان دونهمّت
کاب از ادبارشان سراب شده است
تا شدستند کدخدای جهان
خانۀ مکرمت خراب شده است
بخل از ایشان جهان چنان آموخت
که صدا خامش از جواب شده است
طبع ایشان گرفت هم خورشید
لاجرم ز ابر در حجاب شده است
#جمال_الدین_اصفهانی
#گزیده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
کاب از ادبارشان سراب شده است
تا شدستند کدخدای جهان
خانۀ مکرمت خراب شده است
بخل از ایشان جهان چنان آموخت
که صدا خامش از جواب شده است
طبع ایشان گرفت هم خورشید
لاجرم ز ابر در حجاب شده است
#جمال_الدین_اصفهانی
#گزیده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀