💖کافه شعر💖
3.92K subscribers
4.88K photos
3.23K videos
12 files
1.41K links
نمیخواستم این عشق را فاش کنم

ناگاه بخود امدم

دیدم همه کلمات راز مرا میدانن ...

این است که هر چه مینویسم

عاشقانه ای برای تو میشود

#شهاب_مقربین

کافه شعر باافتخار میزبان حضور

شما دوستان ادیب میباشد

💚💛💜💜💛💚
Download Telegram
دردت ای گل ، میشکافد سینه ی ویرانه را ...
عشق داند ،  اضطراب این دل دیوانه  را ،

ساغری  دادی و رفتی ، مست کردی ای عجب ..
خانه ات اباد بادا ،  مست کن مستانه را ،

انقًدَر گفتم ، نوشتم ، شعر من افسانه شد ...
جان من ، کوتاه کن ، این قصه و افسانه را ،

سر مپیچ از من خدا را جام ده ، مستی کنیم ..
جان به لب امد بیا ، پر نور کن میخانه را ،

قبله گاه من تو هستی قبله تو ، محراب تو ...
طاق ابرویت بس است رسوا کند بتخانه را ،

نور میپاشد نوایت بر شبستان غزل ...
مست میسازد هوایت ، اتش و پروانه را ،

اشک شادی میفشانم جرعه ای نوشت کنم ..
بی محابا سرکشم ،  لبریز کن ، پیمانه را ،

شب نشین کویت هستم تا ببوسم پای تو ...
ای خوش انروزی که بیند ، اشنا بیگانه را ،

عشق میخواهد دل من عشق دیرین وکهن ..
کز نگاهش مست سازد باده و همخانه را ‌،

شعر #راحم درد است و آرزویی بیش نیست ...
جذبه ی دیوانه باید ،   لیلی دیوانه را ،

#راحم_تبریزی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
❤‍🔥8👏3😢2👍1
هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی
بر گرد حوض گردی و در حوض درفتی

اسپت بیاورند که چالاک فارسی
شربت بیاورند که مخمور شربتی


#مـولانـا
#صـبح_بخیـر

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍6❤‍🔥2👏2

چون شوم خاک رهش، دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان، رو بگرداند ز من

روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت می‌خواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟

او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از او، یا داد بستاند ز من

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایت‌های شیرین باز می‌ماند ز من

گر چو شمعش پیش میرم بر غمم خندان شود
ور برنجم خاطر نازک برنجاند ز من

دوستان جان داده‌ام بهر دهانش بنگرید
کو به چیزی مختصر چون باز می‌ماند ز من

صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشه‌ای افسانه‌ای خواند ز من

#حافظ

‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍6❤‍🔥2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گل اومد بهار اومد ...
معین


❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👏7👍2👌2🏆1
عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوز
خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز

رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی
من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز

برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز

دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران
پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز

سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز

کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز

آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام، کو شانه ات؟
مثلِ مویت بیدِ مجنونِ پریشانم هنوز

کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
خسته چون فواره ای سردرگریبانم هنوز

چون "رهی" و چون "عماد" و "شهریار"ِ مانده یاد
"منزوی" شد "سایه" ام بس که غزلخوانم هنوز

شعر پایان یافت اما عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیباتر از هر شعر میدانم هنوز

#شهراد_میدری

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍7🎉2👏1👌1🏆1


در دریای عشق تو غرق شدم
چون ماه که آرام
در پهنه‌ی آسمان می‌رقصد.
صدای دلنشین تو
گرمای خورشید زمستان است
که روحم را از سردی بهاری تازه می‌بخشد.

نفس‌های تو
آهنگ جاودان خواستن
و نگاهت قصیده‌ای از ابدیت
که دل را می‌فریبد.
هر برخورد نگاه تو
گلی است در باغچه‌ی احساس
که با عطرش دل را به پرواز در می‌آورد.

لمس دستانت
نوای زمان را به رقص وا می‌دارد
و مرا در امتداد اکنون و ابدیت
به دام می‌اندازد.

تو، کتابی پررمز و راز
و من، مسافری
در میان صفحات ناتمام عشقت.

ما، عاشقانی بی‌انتها
در مرزهای ناپیدای قلب‌هایمان،
می‌خوانیم،
می‌رقصیم،
و ترانه‌هایی بی‌مرز برای عشق می‌سراییم.


#ثریا_شجاعی_اصل

‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
🤗8❤‍🔥3👍3👏1
‍ ‍ ‍ از نگاهم غزلِ پر زدنم را تو بخوان
می روم فاتحه ی آمدنم را تو بخوان

تو دعا کن که شبی عشقِ تو  رویا نشود
پای تردید به ایمان کسی وا نشود

رفتن و رفتن و اندیشه ی خامی از تو
و خداحافظی نیمه تمامی از تو

عشق جنگی ست که سوغات به جز سر نبرد
جان سالم کسی از معرکه اش در نبرد

عشق یعنی دو نگاه متقابل در هم
و گره خوردگی داغ دوتا دل در هم

دلم آن قدر گرفته ست که ابری بروم
یک نفس تا افقی لایتناهی بروم

چشم پاک از من و هی چشم مردد از تو
پشت هم بد شده ای بد شده ای داد از تو

مثل شب های کویرم پرم از زخم و سکوت
جنگلی سبز که حالا شده دشت برهوت

گر چه داغم ولی از داغ خودم خوشحالم
اگر امروز کویرم به خودم می بالم

که اگر خرد و فراموش شدم ؛ پوسیدم
شور جان دادن در پای تورا فهمیدم

#لیلی_احمدی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍6❤‍🔥1👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3🔥1
ای سرو سهی ماه تمامت خوانم
یا آهوی افتاده به دامت خوانم

زین هر سه بگو که تا کدامت خوانم
کز رشک نخواهم که به نامت خوانم


#عین_القضات_همدانی
#صبح_بخير

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
❤‍🔥3👍2


اجرای خاص

کمی لبخند بزن
تا شکوفه های سفید بهار بخندند
آوازی سر ده
تا پرندگان نغمه ای از
نت صدای تو بیاموزند
دستانت را بالا و پایین ببر
تکانی بده
و خود را برقصان
تا سبزه زار و گندمزار
در سماع
با تو هم پا شوند
راه بده نسیم را
به موج موهایت
تا پرچم صلح گیسویت
جهان را تحت تاثیر بگذارد
پیراهنت را در باد رها کن
تا که آفتابگردان های دامنت
به دنیای من آفتاب بیاورد
ای بهاری ترین عشق
ای محبوب
خیالم کوک است
به داشتنت

#فریبا_غلامیان
🎙
#رضا_ماد

🔻موزیک متن
🎙 علی عبدالمالکی
🎧 گل پونه

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍4❤‍🔥21😍1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم
بـه دیـگـران بـگذاریـم بـاغ و صـحــرا را

ساز آواز یار سرو بالا
• آواز : محمدرضا شجریان
• آهنگساز : استاد هوشنگ ظریف

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👏4👍2
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت
زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی
دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت

درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد
که عشق از کُندهٔ ما یادگاری تازه خواهد یافت

دهانت جوجه‌هایش را پریدن گر بیاموزد
کلام از لهجهٔ تو اعتباری تازه خواهد یافت

بدین‌سان که من و تو از تفاهم عشق می‌سازیم
از این پس عشق‌ورزی هم، قراری تازه خواهد یافت

من و تو عشق را گسترده‌تر خواهیم کرد، آری
که نوع عاشقان از ما تباری تازه خواهد یافت

تو خوب مطلقی، من خوب‌ها را با تو می‌سنجم
بدین‌سان بعداز این خوبی، عیاری تازه خواهد یافت

□□□

جهان پیر ـ این دلگیر هم، با تو، کنار تو
به چشم خسته‌ام، نقش و نگاری تازه خواهد یافت

#استاد_حسين_منزوى

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍6👏1
تو؛
خاموشى!
و آيا ميدانى؟
كه دستانِ خاموشِ تو،
كتابى از شعر است؟!
تو؛
پابرهنه اى!
و آيا ميدانى؟
كه بانويى با پاهاى برهنه؛
مى تواند
ضرب آهنگِ تاريخ را،
تغيير دهد!
و نقشه ى دنيا را،
زير و رو كند!
و عمر را،
به درازا كشد؟!

#نزار_قبانی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
❤‍🔥3👍21👏1
.

مدار جان من از بهر جان ما روزه
از آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه

لب پر از می و گویی که روزه می دارم
تو خود بگوی که باشد چنین روا روزه

اگر تو روزه برای خدای می داری
مدار بیش برای خدای را روزه

ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوری
اگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه

یک ابرویت نگرم، روزه گیرم از پی وصل
به دیدن مه ابرو کنم قضا روزه

ببرد تشنگی خلق را که از لب تو
به آب چشمه حیوان شد آشنا روزه

به نوحه کرد لبالب لبان خسرو را
فقاع از آن لب شیرین گشاد تا روزه

#امیرخسرو_دهلوی     

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍7👏1
رنج ما را دو تکه می‌کند !
وقتی کسی‌که رنج‌ می‌کشد، می‌گوید : «خوبم ، خوبم ...» ! به این دلیل نیست که حالش خوب است، برای این است که خودِ درونش به خودِ بیرونش فرمان داده که واژه‌ی «خوبم» را به زبان بیاورد !
او حتی گاهی‌اوقات اشتباهی می‌گوید : «خوبیم !» دیگران فکر می‌کنند که خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نیست. او دو تکه‌ی خودش را می‌گوید، خودِ آسیب‌دیده و خودِ نماینده‌اش ... نماینده‌ای که برای مصرف عمومی مناسب است ! رنج، یک زن را دو تکه می‌کند تا کسی را داشته باشد که برایش درد‌و‌دل کند، کسی‌که در دلِ تاریکی کنار او بنشیند، حتا وقتی دیگران ـ همگی ـ تنهایش بگذارند.


#گلنن_دویل‌ملتن
جنگجوی عشق

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍81👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍71
عین عینت چون به غیب الغیب در پوشیده‌اند
پس یقین می‌دان که عینت غیب جاویدان توست

صدر غیب‌الغیب را سلطان جاویدان تویی
جز تو گر چیزی است در هر دو جهان دوران


#عطار_نیشابوری
#صبح_بخير

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
❤‍🔥2
.

روﺳﺮﯼ ﻭﺍ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻋﯿﻨﮏ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ
ﺩﺳﺘﻪ‌ﮔﻞ ﻏﺶ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ، ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﭘﺸﺘﮏ ﻣﯽزﻧﺪ


ﮐﻔﺶ ﺩﺭ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﯼ، ﻗﺎﻟﯽ ﻋﻼﻣﺖ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ
ﺟﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﺗﻦ ﻣﯽ‌ﮐَﻨﯽ، ﺁﯾﯿﻨﻪ ﭼﺸﻤﮏ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻇّﻦِ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎﺭﺕ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ
ﮔﺎﺯ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺭﺩ! ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺑﺮﻓﮏ ﻣﯽﺯﻧﺪ

ﻣﯿﻮﻩ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ‌ﺩﺳﺘﯽ ﻣﯽﺩﻭﻧﺪ
ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﮐﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﻓﻨﺪﮎ ﻣﯽﺯﻧﺪ

ﺭﻭﺑﺮﻭﯾﻢ ﻣﯽ‌ﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺟﺸﻦ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺩﻑ ﻣﯽ‌ﻧﻮﺍﺯﺩ، ﻣﯿﺰ ﺗﻨﺒﮏ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ


ﺩﺭﺩ دل‌ها ﺍﺯ ﻟﺒﺖ ﺗﺎ ﮔﻮﺵ ﻣﻦ ﺻﻒ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﭼﺸﻤﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻣﯽﺯﻧﺪ

ﻋﺸﻖ ﻣﻦ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎ این‌که ﺩﺭﮔﯿﺮ توأم
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒل‌‌ها ﻟﮏ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮ ﺯﺩﻥ ﻣﯽ‌ﺳﺎﺯﺩﺵ
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻧﺦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺑﺎﺩﺑﺎﺩﮎ ﻣﯽ‌ﺯﻧﺪ

ﻋﺸﻖ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﭘﺮ ﻗﻮ ﺻﺨﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﭘﺮﻭﺭﺩ
ﮔﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﻣﯿﺨﮏ ﻣﯽﺯﻧﺪ

ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪﺍﯼ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ ﻭ
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﻦ لب‌های ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﺯﻧﺪ


#غلامرضا_طریقی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
👍2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM



❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
❤‍🔥1