💗جُّـمّلّاّتـّــِ مُّـفّیّـد💗 via @likevotee_bot
Voice message
یاد این ایام بخیر کنار شمار عزیزان خیلی خوب گذشت ❤️😎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجیب دلتنگ کسانی میشویم که دیگر نیستند
آنقدر هجوم خاطرات شان زنده گی ات را پر میکنند که غافل از اتفاقات و سانحات ماحول ات میشی و ...
ولی تقصیر کسانیکه فعلا کنارت هستن و میخواهند لحظه یی به تماشای لبخند ات بنشینن چیست؟؟؟😢
بدان روزی خواهد رسید که یا تو در حسرت آنها اشک بریزی و دلتنگی امان ات ندهد و یا ایشان دلتنگ تو ....
پس تا هستی و هستن از بودن در کنار شان لذت ببر و این خوشی را از آنها نیز دریغ مکن❤️🥰
از طریق همین پیام به همه تان میگویم که واقعا خوشحالم که با شما آشنا شدم به هر نحوی که بوده.
واقعا آرزوی خوشبختی تک تک تان را دارم.
((دوست تان دارم عزیزانم😘))
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
آنقدر هجوم خاطرات شان زنده گی ات را پر میکنند که غافل از اتفاقات و سانحات ماحول ات میشی و ...
ولی تقصیر کسانیکه فعلا کنارت هستن و میخواهند لحظه یی به تماشای لبخند ات بنشینن چیست؟؟؟😢
بدان روزی خواهد رسید که یا تو در حسرت آنها اشک بریزی و دلتنگی امان ات ندهد و یا ایشان دلتنگ تو ....
پس تا هستی و هستن از بودن در کنار شان لذت ببر و این خوشی را از آنها نیز دریغ مکن❤️🥰
از طریق همین پیام به همه تان میگویم که واقعا خوشحالم که با شما آشنا شدم به هر نحوی که بوده.
واقعا آرزوی خوشبختی تک تک تان را دارم.
((دوست تان دارم عزیزانم😘))
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
امروز میلاد کسی را یاد آوری میشویم که خداوند او را رحمتی برای جهانیان فرستاد. پیامبری که با دست خالی اما با قلبی پر از نور، انسانها را از تاریکی به سوی روشنایی، از ظلم به سوی عدل، و از جهل به سوی دانایی هدایت کرد.
امروز، در حالیکه سرزمین ما افغانستان داغدار محرومیت دختران از تعلیم و آموزش است و نگاههای سختگیرانه و خشن به نام دین بر جامعه سایه انداختهاند، بیایید یادمان نرود که پیامبر اسلام فرمود:
"طلب العلم فریضة على کل مسلم"
در روایت دیگر آمده: "و مسلمة"
این حدیث شریف را امام ابن ماجه در سنن خود، حدیث شماره 224، و امام بیهقی نیز روایت کردهاند.
این سخن گهربار نشان میدهد که پیام دین، پیام دانایی و تعلیم برای همه است؛ زن و مرد، بزرگ و کوچک. پیام رسولالله نوری بود برای خاموشکردن جهل، نه گسترش آن.
در این روز فرخنده، از خداوند میخواهیم که ما را از پیروان راستین آن پیامبر عزیز قرار دهد؛ کسانی که به عدل و شفقت و علم باور دارند، نه به زور و تحقیر و جهل.
میلاد پیامبر نور و مهربانی بر همه مردم افغانستان و امت اسلامی مبارک باد.
اللهم صل وسلم وبارك على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
امروز، در حالیکه سرزمین ما افغانستان داغدار محرومیت دختران از تعلیم و آموزش است و نگاههای سختگیرانه و خشن به نام دین بر جامعه سایه انداختهاند، بیایید یادمان نرود که پیامبر اسلام فرمود:
"طلب العلم فریضة على کل مسلم"
در روایت دیگر آمده: "و مسلمة"
این حدیث شریف را امام ابن ماجه در سنن خود، حدیث شماره 224، و امام بیهقی نیز روایت کردهاند.
این سخن گهربار نشان میدهد که پیام دین، پیام دانایی و تعلیم برای همه است؛ زن و مرد، بزرگ و کوچک. پیام رسولالله نوری بود برای خاموشکردن جهل، نه گسترش آن.
در این روز فرخنده، از خداوند میخواهیم که ما را از پیروان راستین آن پیامبر عزیز قرار دهد؛ کسانی که به عدل و شفقت و علم باور دارند، نه به زور و تحقیر و جهل.
میلاد پیامبر نور و مهربانی بر همه مردم افغانستان و امت اسلامی مبارک باد.
اللهم صل وسلم وبارك على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
خسوف در نگاه اسلام، تنها یک پدیده نجومی نیست، بلکه یادآور قدرت خداوند و نشانهای از عظمت خلقت است؛ فرصتی برای بیداری دلها و تذکر به ناپایداری دنیا.
خورشید و ماه در سیطره فرمان پروردگارند، نه در اختیار انسان.
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
«خورشید و ماه، برای مرگ یا حیات کسی نمیگیرند، بلکه آن دو از نشانههای خداوند هستند، پس هرگاه آنها را دیدید، به نماز بایستید و به یاد خدا باشید.» (صحیح بخاری و مسلم)
خسوف، ندای بیدارباشی است برای غافلان؛
تا انسان به خود آید، فروتنی را یاد بگیرد و بداند که حتی بزرگترین اجرام آسمانی نیز تحت امر الهی هستند.
وقتی ماه در سایه میرود، شاید دلهای ما نیز نیاز به نور هدایت داشته باشند.
این لحظه، وقت تفکر، توبه، دعا و بازگشت است؛ نه ترس از خرافات.
در خسوف، زمین میان خورشید و ماه قرار میگیرد؛
در زندگی نیز، گاهی گناهان ما میان ما و نور الهی سایه میاندازند…
خسوف یعنی بازگشت به روشنی، بعد از تاریکی…
فرصتی برای بیداری دل و تقرب به خدا.
و چه زیبا خداوند در سوره نور میفرماید:
«الله نورُ السمواتِ والأرض، مثلُ نورهِ كمشكاةٍ فيها مصباح...»
خدا نور آسمانها و زمین است؛ نوری که هر دل تاریکی را روشن میسازد، حتی اگر پشت سایههای سنگین باشد.
این آیه، قلب تاریکشده از غفلت را میلرزاند و یادمان میدهد که تنها نوری که هرگز خاموش نمیشود، نور خداست.
پس اگر ماه دوباره میدرخشد، تو نیز میتوانی… اگر رو به سوی نور کنی.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
خورشید و ماه در سیطره فرمان پروردگارند، نه در اختیار انسان.
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
«خورشید و ماه، برای مرگ یا حیات کسی نمیگیرند، بلکه آن دو از نشانههای خداوند هستند، پس هرگاه آنها را دیدید، به نماز بایستید و به یاد خدا باشید.» (صحیح بخاری و مسلم)
خسوف، ندای بیدارباشی است برای غافلان؛
تا انسان به خود آید، فروتنی را یاد بگیرد و بداند که حتی بزرگترین اجرام آسمانی نیز تحت امر الهی هستند.
وقتی ماه در سایه میرود، شاید دلهای ما نیز نیاز به نور هدایت داشته باشند.
این لحظه، وقت تفکر، توبه، دعا و بازگشت است؛ نه ترس از خرافات.
در خسوف، زمین میان خورشید و ماه قرار میگیرد؛
در زندگی نیز، گاهی گناهان ما میان ما و نور الهی سایه میاندازند…
خسوف یعنی بازگشت به روشنی، بعد از تاریکی…
فرصتی برای بیداری دل و تقرب به خدا.
و چه زیبا خداوند در سوره نور میفرماید:
«الله نورُ السمواتِ والأرض، مثلُ نورهِ كمشكاةٍ فيها مصباح...»
خدا نور آسمانها و زمین است؛ نوری که هر دل تاریکی را روشن میسازد، حتی اگر پشت سایههای سنگین باشد.
این آیه، قلب تاریکشده از غفلت را میلرزاند و یادمان میدهد که تنها نوری که هرگز خاموش نمیشود، نور خداست.
پس اگر ماه دوباره میدرخشد، تو نیز میتوانی… اگر رو به سوی نور کنی.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
❤1
آیا تا به حال به سکوت آسمان ها اندیشیده ای؟ به نظمی که در پس هر طلوع و غروب نهفته است؟
قرآن کریم، کتابی است که نه تنها دل را آرام میسازد، بلکه ذهن را نیز به تفکر وا میدارد. در آغاز سوره حدید، چنین میخوانیم:
«سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ یُحْیِی وَیُمِیتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (حدید: 1–3)
هر آنچه در آسمانها و زمین است، او را تسبیح می گوید. اوست صاحب قدرت مطلق، حکمت بیانتها، زنده کننده و میراندنده، آغاز و انجام. خداوند در مرکز هر لحظه ی هستی است؛ بدون او، هیچ چیز حتی لحظه ای دوام نمی آورد.
و در آیه سوم، حقیقتی ژرف تر آشکار میشود:
او اول است، زیرا پیش از هر چیز وجود داشته؛ آخر است، زیرا پس از همه باقی میماند؛ ظاهر است، زیرا نشانه هایش در همه جا پیداست؛ و باطن است، زیرا هیچ حقیقت پنهانی از او پوشیده نیست.
و این معنا در سوره ی اخلاص با بیانی کوتاه اما ژرف چنین آمده:
«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ»
او یکتاست. بینیاز از همه چیز. نه زاده و نه زاییده شده. هیچ کس و هیچ چیز همانند او نیست.
در جهانی که همه چیز نیازمند است—از کوچک ترین سلول تا بزرگ ترین کهکشان—وجودِ یک “بینیاز مطلق” ضروری است. کسی که خود مخلوق نباشد، تا بتواند همه چیز را خلق کند. وگرنه چرخه ی نیاز تا بی نهایت ادامه می یابد، و هرگز به خالق نمی رسیم.
خدا، آغاز ندارد، چون اگر میداشت، دیگر خدا نبود.
او خالق است، نه مخلوق؛ سرچشمه است، نه زاده شده.
این نگاه، فقط یک باور دینی نیست؛ پاسخی است به یکی از بنیادیترین پرسش های فلسفه: «چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟»
پس اگر گاه احساس پوچی، بیهدفی، یا تنهایی در دل هستی می کنی، کافی است به آسمان شب نگاه کنی… جایی که هر ستاره، نشانه ای است از نظمی فراتر.
و این نظم، تصادفی نیست. ردّ پاییست از آفریننده ای یکتا… خدایی که با ما سخن گفته است …..
✍️م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
قرآن کریم، کتابی است که نه تنها دل را آرام میسازد، بلکه ذهن را نیز به تفکر وا میدارد. در آغاز سوره حدید، چنین میخوانیم:
«سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ. لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ یُحْیِی وَیُمِیتُ ۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (حدید: 1–3)
هر آنچه در آسمانها و زمین است، او را تسبیح می گوید. اوست صاحب قدرت مطلق، حکمت بیانتها، زنده کننده و میراندنده، آغاز و انجام. خداوند در مرکز هر لحظه ی هستی است؛ بدون او، هیچ چیز حتی لحظه ای دوام نمی آورد.
و در آیه سوم، حقیقتی ژرف تر آشکار میشود:
او اول است، زیرا پیش از هر چیز وجود داشته؛ آخر است، زیرا پس از همه باقی میماند؛ ظاهر است، زیرا نشانه هایش در همه جا پیداست؛ و باطن است، زیرا هیچ حقیقت پنهانی از او پوشیده نیست.
و این معنا در سوره ی اخلاص با بیانی کوتاه اما ژرف چنین آمده:
«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ»
او یکتاست. بینیاز از همه چیز. نه زاده و نه زاییده شده. هیچ کس و هیچ چیز همانند او نیست.
در جهانی که همه چیز نیازمند است—از کوچک ترین سلول تا بزرگ ترین کهکشان—وجودِ یک “بینیاز مطلق” ضروری است. کسی که خود مخلوق نباشد، تا بتواند همه چیز را خلق کند. وگرنه چرخه ی نیاز تا بی نهایت ادامه می یابد، و هرگز به خالق نمی رسیم.
خدا، آغاز ندارد، چون اگر میداشت، دیگر خدا نبود.
او خالق است، نه مخلوق؛ سرچشمه است، نه زاده شده.
این نگاه، فقط یک باور دینی نیست؛ پاسخی است به یکی از بنیادیترین پرسش های فلسفه: «چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟»
پس اگر گاه احساس پوچی، بیهدفی، یا تنهایی در دل هستی می کنی، کافی است به آسمان شب نگاه کنی… جایی که هر ستاره، نشانه ای است از نظمی فراتر.
و این نظم، تصادفی نیست. ردّ پاییست از آفریننده ای یکتا… خدایی که با ما سخن گفته است …..
✍️م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
این جمله را شاید شنیده باشید -
”گفتند چادر بپوش تا ایمان مرد نلرزد، ایمان مردی که به گیسویی بلرزد به چی ارزد؟”
این جمله ظاهراً از موضع منطق و انتقاد بیان می شود، اما با دقت می بینیم که اشتباه در تحلیل مسئولیت اجتماعی و فردی رخ داده.
۱. فلسفه ی حجاب در اسلام:
اسلام، حجاب را نه به خاطر ضعف مرد، بلکه به خاطر کرامت زن و تنظیم روابط اجتماعی سالم و متوازن میان انسان ها مطرح کرده است.
حجاب ابزاری است برای حفظ احترام زن، کنترول شهوت در جامعه، و دوری از بی نظمی های اخلاقی که آرامش عمومی را مختل می کند.
اسلام، نه فقط زنان، بلکه مردان را نیز به کنترول نگاه و رفتار جنسی موظف می کند:
“قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ”
(نور: ۳۰)
«به مردان مؤمن بگو دیدگان خود را فروگیرند و پاکدامنی پیشه کنند…»
و سپس:
“وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ… یَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ”
(نور: ۳۱)
«و به زنان مؤمن بگو دیدگان خود را فروگیرند… و روسریهایشان را بر گریبانهایشان بیندازند…»
۲. هدف اسلام از حجاب:
۱. صیانت از کرامت انسان: نه ابزار جنسی بودن.
۲. تعدیل روابط جنسی و روانی: انسان موجودی غریزی و عاقل است. حجاب به تنظیم عقلانی غریزه کمک میکند.
۳. پیشگیری از آسیب های اجتماعی: آمار سوءاستفاده جنسی در جوامع بی قید، نشانگر ضرورت کنترل فضاست.
۳. مقایسه با زندگی واقعی:
در جامعه، همه ما قوانین متقابل داریم:
۱. دزد نباید بدزدد، ولی ما هم درِ خانه را قفل می کنیم.
۲. راننده نباید خلاف کند، ولی عابر هم از چراغ عبور می کند.
پس در بحث «حجاب» هم اینگونه است:
نه فقط مرد باید چشم پاک باشد، نه فقط زن باید پوشیده باشد؛ بلکه هر دو با هم باید فضای امن ایجاد کنند.
مقایسه گیسو با سلاح وسوسه انگیز جنسی، بی انصافی نیست. بسیاری از جرایم جنسی نه از سر بی ایمانی، بلکه از سر تحریکات بی جا و فشار غریزی است.
انسان، فرشته نیست.
۴. آیا ایمان با یک گیسو می لرزد؟
اگر بگوییم «ایمان با گیسو نمیلرزد»، شاید از ایمان به کمال (قوی) حرف میزنیم.
اما در عمل، بسیاری از انحرافات اخلاقی با یک نگاه ساده شروع شده اند. این فقط شعار نیست، واقعیت انسانی است.
آیا بهتر نیست پیش گیری کنیم تا درمان؟
نتیجه:
۱. اسلام میگوید: هم مرد باید پاک نگاه کند، هم زن باید پوشیده رفتار کند.
چرا؟ چون هر دو انسان اند، با ضعف ها و احساسات.
۲. زن ارزشمند است، نه ابزار نمایش. حجاب کمک می کند تا به عنوان “شخصیت” شناخته شود، نه فقط ظاهر.
۳. مرد موظف است خود را کنترل کند، اما جامعه سالم نیاز به همکاری دو طرفه دارد.
۴. آزادی در پوشش، اگر به قیمت بی ثباتی اخلاقی و روانی تمام شود، ارزش بازنگری دارد.
پس حجاب فقط محافظت از ایمان مرد نیست، بلکه حفاظت از آرامش زن، حفظ جایگاهش و سلامت کل جامعه است.
اگر بگوییم: «مرد باید نلرزد»، این عین حقیقت است،
اما بگوییم: «پس زن آزاد باشد هر چه خواست بپوشد»،
این بی توجهی به اثر متقابل رفتار های اجتماعی است.
در یک کلام:
حجاب، مسئولیت مشترک می سازد؛ نه بار یک طرفه بر دوش زن.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
”گفتند چادر بپوش تا ایمان مرد نلرزد، ایمان مردی که به گیسویی بلرزد به چی ارزد؟”
این جمله ظاهراً از موضع منطق و انتقاد بیان می شود، اما با دقت می بینیم که اشتباه در تحلیل مسئولیت اجتماعی و فردی رخ داده.
۱. فلسفه ی حجاب در اسلام:
اسلام، حجاب را نه به خاطر ضعف مرد، بلکه به خاطر کرامت زن و تنظیم روابط اجتماعی سالم و متوازن میان انسان ها مطرح کرده است.
حجاب ابزاری است برای حفظ احترام زن، کنترول شهوت در جامعه، و دوری از بی نظمی های اخلاقی که آرامش عمومی را مختل می کند.
اسلام، نه فقط زنان، بلکه مردان را نیز به کنترول نگاه و رفتار جنسی موظف می کند:
“قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ”
(نور: ۳۰)
«به مردان مؤمن بگو دیدگان خود را فروگیرند و پاکدامنی پیشه کنند…»
و سپس:
“وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ… یَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ”
(نور: ۳۱)
«و به زنان مؤمن بگو دیدگان خود را فروگیرند… و روسریهایشان را بر گریبانهایشان بیندازند…»
۲. هدف اسلام از حجاب:
۱. صیانت از کرامت انسان: نه ابزار جنسی بودن.
۲. تعدیل روابط جنسی و روانی: انسان موجودی غریزی و عاقل است. حجاب به تنظیم عقلانی غریزه کمک میکند.
۳. پیشگیری از آسیب های اجتماعی: آمار سوءاستفاده جنسی در جوامع بی قید، نشانگر ضرورت کنترل فضاست.
۳. مقایسه با زندگی واقعی:
در جامعه، همه ما قوانین متقابل داریم:
۱. دزد نباید بدزدد، ولی ما هم درِ خانه را قفل می کنیم.
۲. راننده نباید خلاف کند، ولی عابر هم از چراغ عبور می کند.
پس در بحث «حجاب» هم اینگونه است:
نه فقط مرد باید چشم پاک باشد، نه فقط زن باید پوشیده باشد؛ بلکه هر دو با هم باید فضای امن ایجاد کنند.
مقایسه گیسو با سلاح وسوسه انگیز جنسی، بی انصافی نیست. بسیاری از جرایم جنسی نه از سر بی ایمانی، بلکه از سر تحریکات بی جا و فشار غریزی است.
انسان، فرشته نیست.
۴. آیا ایمان با یک گیسو می لرزد؟
اگر بگوییم «ایمان با گیسو نمیلرزد»، شاید از ایمان به کمال (قوی) حرف میزنیم.
اما در عمل، بسیاری از انحرافات اخلاقی با یک نگاه ساده شروع شده اند. این فقط شعار نیست، واقعیت انسانی است.
آیا بهتر نیست پیش گیری کنیم تا درمان؟
نتیجه:
۱. اسلام میگوید: هم مرد باید پاک نگاه کند، هم زن باید پوشیده رفتار کند.
چرا؟ چون هر دو انسان اند، با ضعف ها و احساسات.
۲. زن ارزشمند است، نه ابزار نمایش. حجاب کمک می کند تا به عنوان “شخصیت” شناخته شود، نه فقط ظاهر.
۳. مرد موظف است خود را کنترل کند، اما جامعه سالم نیاز به همکاری دو طرفه دارد.
۴. آزادی در پوشش، اگر به قیمت بی ثباتی اخلاقی و روانی تمام شود، ارزش بازنگری دارد.
پس حجاب فقط محافظت از ایمان مرد نیست، بلکه حفاظت از آرامش زن، حفظ جایگاهش و سلامت کل جامعه است.
اگر بگوییم: «مرد باید نلرزد»، این عین حقیقت است،
اما بگوییم: «پس زن آزاد باشد هر چه خواست بپوشد»،
این بی توجهی به اثر متقابل رفتار های اجتماعی است.
در یک کلام:
حجاب، مسئولیت مشترک می سازد؛ نه بار یک طرفه بر دوش زن.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
حدیث پیامبر رحمت (صلی الله علیه و سلم) که می فرماید:
«از ما نیست کسی که به کوچک تر رحم نکند و بزرگ تر را حرمت ننهد»
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا، وَیُوَقِّرْ کَبِیرَنَا»
در واقع یک نقشه عمیق اخلاقی و تربیتی برای ساختن جامعه ی انسانی و سالم است. نکته مهم اینجاست که پیامبر ابتدا به «رحمت به کوچک تر» اشاره می کند و سپس «احترام به بزرگ تر». این تقدم، تصادفی یا صرفاً ادبی نیست؛ بلکه پشت آن یک فلسفه روشن نهفته است.
در نگاه اسلامی، پایهی انسانیت و اخلاق، از قلبی مهربان آغاز میشود. کسی که به کودک، نوجوان یا هر انسانی که از نظر سنی، تجربه یا موقعیت اجتماعی پایینتر است رحم نمی کند، در واقع از ابتدایی ترین اصول انسانیت فاصله گرفته است. رحم به کوچک تر، نشانه ی بزرگ منشی است، نه ضعف.
انسانها وقتی در برابر ناتوانی یا نیاز، دلسوزانه و متواضع برخورد می کنند، ظرفیت درونی خود را برای فهم عمیق تر عدالت، محبت و تربیت نشان می دهند.
اما چرا پیامبر پس از رحمت، از حرمت سخن گفت؟ چون در جامعه ای که محبت جاری است، حرمت هم معنا پیدا میکند. احترام به بزرگ تر فقط یک آداب خشک یا ظاهری نیست؛ بلکه ریشه در درک مقام تجربه، سن، دانایی و نقش های اجتماعی دارد.
اگر نسلی تربیت شود که در کودکی محبت نبیند، در بزرگی هم احترام نمی آموزد. پس این دو اصل – رحم به کوچک و حرمت به بزرگ – دو بال یک جامعه سالم اند.
در نهایت، این حدیث به ما یاد می دهد که جامعه ای متعادل، ابتدا باید عشق بورزد تا بعد بتواند احترام را زنده نگه دارد. این نگاه هم تربیتی است، هم روان شناختی، و هم کاملاً مطابق با فهم منطقی انسان مدرن از اخلاق اجتماعی. رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم ) با همین یک جمله، پایه های یک جامعه انسانی، سالم و پایدار را طراحی کرده است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
«از ما نیست کسی که به کوچک تر رحم نکند و بزرگ تر را حرمت ننهد»
در واقع یک نقشه عمیق اخلاقی و تربیتی برای ساختن جامعه ی انسانی و سالم است. نکته مهم اینجاست که پیامبر ابتدا به «رحمت به کوچک تر» اشاره می کند و سپس «احترام به بزرگ تر». این تقدم، تصادفی یا صرفاً ادبی نیست؛ بلکه پشت آن یک فلسفه روشن نهفته است.
در نگاه اسلامی، پایهی انسانیت و اخلاق، از قلبی مهربان آغاز میشود. کسی که به کودک، نوجوان یا هر انسانی که از نظر سنی، تجربه یا موقعیت اجتماعی پایینتر است رحم نمی کند، در واقع از ابتدایی ترین اصول انسانیت فاصله گرفته است. رحم به کوچک تر، نشانه ی بزرگ منشی است، نه ضعف.
انسانها وقتی در برابر ناتوانی یا نیاز، دلسوزانه و متواضع برخورد می کنند، ظرفیت درونی خود را برای فهم عمیق تر عدالت، محبت و تربیت نشان می دهند.
اما چرا پیامبر پس از رحمت، از حرمت سخن گفت؟ چون در جامعه ای که محبت جاری است، حرمت هم معنا پیدا میکند. احترام به بزرگ تر فقط یک آداب خشک یا ظاهری نیست؛ بلکه ریشه در درک مقام تجربه، سن، دانایی و نقش های اجتماعی دارد.
اگر نسلی تربیت شود که در کودکی محبت نبیند، در بزرگی هم احترام نمی آموزد. پس این دو اصل – رحم به کوچک و حرمت به بزرگ – دو بال یک جامعه سالم اند.
در نهایت، این حدیث به ما یاد می دهد که جامعه ای متعادل، ابتدا باید عشق بورزد تا بعد بتواند احترام را زنده نگه دارد. این نگاه هم تربیتی است، هم روان شناختی، و هم کاملاً مطابق با فهم منطقی انسان مدرن از اخلاق اجتماعی. رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم ) با همین یک جمله، پایه های یک جامعه انسانی، سالم و پایدار را طراحی کرده است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
در جهانی که علم با ابزار مشاهده و تجربه به کشف نظم طبیعت می پردازد، و فلسفه در پی معنا و غایت هستی است، پرسشی بنیادین همچنان پابرجاست: آیا میان این نظم شگفت انگیز و آگاهی انسانی رابطه ای عمیق تر از تصادف وجود دارد؟ دو آیه از سوره ذاریات، ما را به تأملی هم زمان در بیرون و درون فرا میخوانند:
﴿وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ﴾
«و ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ آیاتی(ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎیی) برای اهل یقین اﺳﺖ.»
(سوره ذاریات آیه 20)
﴿وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴾
«ﻭ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ خود شما (نیز ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎیی ﺍﺳﺖ)، ﺁﻳﺎ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ؟»
(سوره ذاریات آیه 21)
این دو آیه با نگاهی شبه علمی و فلسفی، انسان را به مشاهده نظام مند جهان طبیعت و ساختار وجودی خود دعوت میکنند. آیه اول به نشانه ها در زمین اشاره دارد؛ یعنی نظم دقیق زیستی، زمین شناسی، فیزیک، چرخه های طبیعی و قوانین هماهنگ، که برای فرد دارای یقین (یعنی ذهن پرسش گر و کاوش گر) شواهدی از هدف مندی و نظام مندی هستی اند.
در عین حال آیه دوم، انسان را به درون خود ارجاع میدهد؛ به نشانه های پیچیده زیستی، روانی، عصبی و حتی شناختی که اگر درست دیده شوند، نشان از حکمت و ساختار درونی دارند. این نگاه با روش علمی مدرن نیز هم جهت است: شناخت جهان از طریق مشاهده، تجربه و درک روابط علت و معلولی. از منظر فلسفه علم، این آیات تأکید دارند که جهان و انسان نه تصادفی، بلکه قابل فهم، منظم و معنا دارند؛ و فهم این معنا نیازمند ذهنی باز و خودآگاه است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
﴿وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ﴾
«و ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ آیاتی(ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎیی) برای اهل یقین اﺳﺖ.»
(سوره ذاریات آیه 20)
﴿وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ﴾
«ﻭ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ خود شما (نیز ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎیی ﺍﺳﺖ)، ﺁﻳﺎ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻴﺪ؟»
(سوره ذاریات آیه 21)
این دو آیه با نگاهی شبه علمی و فلسفی، انسان را به مشاهده نظام مند جهان طبیعت و ساختار وجودی خود دعوت میکنند. آیه اول به نشانه ها در زمین اشاره دارد؛ یعنی نظم دقیق زیستی، زمین شناسی، فیزیک، چرخه های طبیعی و قوانین هماهنگ، که برای فرد دارای یقین (یعنی ذهن پرسش گر و کاوش گر) شواهدی از هدف مندی و نظام مندی هستی اند.
در عین حال آیه دوم، انسان را به درون خود ارجاع میدهد؛ به نشانه های پیچیده زیستی، روانی، عصبی و حتی شناختی که اگر درست دیده شوند، نشان از حکمت و ساختار درونی دارند. این نگاه با روش علمی مدرن نیز هم جهت است: شناخت جهان از طریق مشاهده، تجربه و درک روابط علت و معلولی. از منظر فلسفه علم، این آیات تأکید دارند که جهان و انسان نه تصادفی، بلکه قابل فهم، منظم و معنا دارند؛ و فهم این معنا نیازمند ذهنی باز و خودآگاه است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
💗جُّـمّلّاّتـّــِ مُّـفّیّـد💗
رحمت و حرمت، دو بال پرواز یک جامعه سالم اند. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽 💗 @joMaLaTm
پست تکمیلی
حدیث رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم) که می فرماید:
«از ما نیست کسی که به کوچک تر رحم نکند و بزرگ تر را حرمت ننهد»
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا، وَیُوَقِّرْ کَبِیرَنَا»
در واقع یک نقشه عمیق اخلاقی و تربیتی برای ساختن جامعه ی انسانی و سالم است. نکته مهم اینجاست که پیامبر ابتدا به «رحمت به کوچک تر» اشاره می کند و سپس «احترام به بزرگ تر». این تقدم، تصادفی یا صرفاً ادبی نیست؛ بلکه پشت آن یک فلسفه روشن نهفته است.
در نگاه اسلامی، پایهی انسانیت و اخلاق، از قلبی مهربان آغاز میشود. کسی که به کودک، نوجوان یا هر انسانی که از نظر سنی، تجربه یا موقعیت اجتماعی پایینتر است رحم نمی کند، در واقع از ابتدایی ترین اصول انسانیت فاصله گرفته است. رحم به کوچک تر، نشانه ی بزرگ منشی است، نه ضعف.
انسانها وقتی در برابر ناتوانی یا نیاز، دلسوزانه و متواضع برخورد می کنند، ظرفیت درونی خود را برای فهم عمیق تر عدالت، محبت و تربیت نشان می دهند.
اما چرا پیامبر پس از رحمت، از حرمت سخن گفت؟ چون در جامعه ای که محبت جاری است، حرمت هم معنا پیدا میکند. احترام به بزرگ تر فقط یک آداب خشک یا ظاهری نیست؛ بلکه ریشه در درک مقام تجربه، سن، دانایی و نقش های اجتماعی دارد.
اگر نسلی تربیت شود که در کودکی محبت نبیند، در بزرگی هم احترام نمی آموزد. پس این دو اصل – رحم به کوچک و حرمت به بزرگ – دو بال یک جامعه سالم اند.
در نهایت، این حدیث به ما یاد می دهد که جامعه ای متعادل، ابتدا باید عشق بورزد تا بعد بتواند احترام را زنده نگه دارد. این نگاه هم تربیتی است، هم روان شناختی، و هم کاملاً مطابق با فهم منطقی انسان مدرن از اخلاق اجتماعی. رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم ) با همین یک جمله، پایه های یک جامعه انسانی، سالم و پایدار را طراحی کرده است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
حدیث رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم) که می فرماید:
«از ما نیست کسی که به کوچک تر رحم نکند و بزرگ تر را حرمت ننهد»
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا، وَیُوَقِّرْ کَبِیرَنَا»
در واقع یک نقشه عمیق اخلاقی و تربیتی برای ساختن جامعه ی انسانی و سالم است. نکته مهم اینجاست که پیامبر ابتدا به «رحمت به کوچک تر» اشاره می کند و سپس «احترام به بزرگ تر». این تقدم، تصادفی یا صرفاً ادبی نیست؛ بلکه پشت آن یک فلسفه روشن نهفته است.
در نگاه اسلامی، پایهی انسانیت و اخلاق، از قلبی مهربان آغاز میشود. کسی که به کودک، نوجوان یا هر انسانی که از نظر سنی، تجربه یا موقعیت اجتماعی پایینتر است رحم نمی کند، در واقع از ابتدایی ترین اصول انسانیت فاصله گرفته است. رحم به کوچک تر، نشانه ی بزرگ منشی است، نه ضعف.
انسانها وقتی در برابر ناتوانی یا نیاز، دلسوزانه و متواضع برخورد می کنند، ظرفیت درونی خود را برای فهم عمیق تر عدالت، محبت و تربیت نشان می دهند.
اما چرا پیامبر پس از رحمت، از حرمت سخن گفت؟ چون در جامعه ای که محبت جاری است، حرمت هم معنا پیدا میکند. احترام به بزرگ تر فقط یک آداب خشک یا ظاهری نیست؛ بلکه ریشه در درک مقام تجربه، سن، دانایی و نقش های اجتماعی دارد.
اگر نسلی تربیت شود که در کودکی محبت نبیند، در بزرگی هم احترام نمی آموزد. پس این دو اصل – رحم به کوچک و حرمت به بزرگ – دو بال یک جامعه سالم اند.
در نهایت، این حدیث به ما یاد می دهد که جامعه ای متعادل، ابتدا باید عشق بورزد تا بعد بتواند احترام را زنده نگه دارد. این نگاه هم تربیتی است، هم روان شناختی، و هم کاملاً مطابق با فهم منطقی انسان مدرن از اخلاق اجتماعی. رسول مهربانی (صلی الله علیه و سلم ) با همین یک جمله، پایه های یک جامعه انسانی، سالم و پایدار را طراحی کرده است.
✍️ م.م
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
گاهی آدم به جایی می رسد که دیگر نمیتواند حرفی بزند؛ نه به دوست، نه به خانواده، نه به هیچ کس. نه از سر بی اعتمادی، بلکه از عمق زخم هایی که گفتن شان فقط عمیق تر شان میکند. دردهایی هست که نه التیام دارند، نه تعبیر. فقط باید با خودت ببری شان گوشهای، دور از نگاه همه، و آرام در دل شب، پیش آنکه همیشه شنیده، بی صدا گریه کنی…
همان طور که یعقوب نبی، دل داده و بی تابِ یوسف، در اوج اندوه و تاریکی گفت: شکایتِ غم و اندوهم را فقط نزد خدا می برم. نه بهخاطر اینکه دیگران نشنوند، بلکه چون می دانست هیچ قلبی جز خدا تاب شنیدن آن همه اندوه را ندارد.
گاهی دل فقط با خدا آرام میگیرد. نه با جواب، نه با معجزه، بلکه با همان حسِ شنیده شدن، با همان زمزمهی بی صدا در تاریکی شب، با همان اشک هایی که جز خدا کسی نمی بیند.
این همان نقطه ای هست که آدم میفهمد: اگر خدا را دارد، هر دردی قابل تحمل میشود. چون کسی هست که تو را با تمام دردهایت، تمام سکوتت، تمام شکسته بودنت میبیند، می فهمد، و رهایت نمیکند... حتی وقتی خودت هم از خودت بریدهای.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
همان طور که یعقوب نبی، دل داده و بی تابِ یوسف، در اوج اندوه و تاریکی گفت: شکایتِ غم و اندوهم را فقط نزد خدا می برم. نه بهخاطر اینکه دیگران نشنوند، بلکه چون می دانست هیچ قلبی جز خدا تاب شنیدن آن همه اندوه را ندارد.
گاهی دل فقط با خدا آرام میگیرد. نه با جواب، نه با معجزه، بلکه با همان حسِ شنیده شدن، با همان زمزمهی بی صدا در تاریکی شب، با همان اشک هایی که جز خدا کسی نمی بیند.
این همان نقطه ای هست که آدم میفهمد: اگر خدا را دارد، هر دردی قابل تحمل میشود. چون کسی هست که تو را با تمام دردهایت، تمام سکوتت، تمام شکسته بودنت میبیند، می فهمد، و رهایت نمیکند... حتی وقتی خودت هم از خودت بریدهای.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
❤2
💗جُّـمّلّاّتـّــِ مُّـفّیّـد💗
گاهی آدم به جایی می رسد که دیگر نمیتواند حرفی بزند؛ نه به دوست، نه به خانواده، نه به هیچ کس. نه از سر بی اعتمادی، بلکه از عمق زخم هایی که گفتن شان فقط عمیق تر شان میکند. دردهایی هست که نه التیام دارند، نه تعبیر. فقط باید با خودت ببری شان گوشهای، دور…
پست تکمیلی —— فقط الله 🫶🏻❤️
یعقوب علیه السلام، در اوج اندوه و دلتنگیاش، نه نزد فرزند، نه نزد آشنا، نه نزد مردم… بلکه با تمام درد دلش، فقط نزد خدا شکایت کرد. آیه ۸۶ سوره یوسف این حقیقت را فریاد میزند:
"إنما أشكو بثّي وحزني إلى الله"
یعنی: «من فقط شکایت غم و اندوهم را به خدا میبرم.»
و این دقیقاً همان نقطه ای هست که ایمان و آرامش به هم میرسند.
چرا نزد خدا؟
چون خدا تنها پناهی است که بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد، قوم ، زبان، جایگاه، یا حتی گذشته ات، صدایت را می شنود، دردت را می فهمد و بی قید و شرط دوستت دارد. او گوش میدهد، حتی وقتی واژه ای نداری، حتی وقتی فقط اشک داری…
نه قضاوتت میکند، نه تحقیرت، نه خسته می شود، نه ترک ات میکند.
در حالی که آدمها…
گاهی حوصله ندارند، گاهی نمیفهمند، گاهی با تعصب فقط گوش شان پیش توست حتی گاهی دل سوزی شان زخم میزند، و گاهی حرف هایت را روزی علیه خودت استفاده می کنند.
از نگاه روان شناسی هم، تکرارِ شکایت به خلق، وابستگی عاطفی ناسالم می سازد. خودباوری را میکُشد. ذهن را به درماندگی عادت میدهد. اما وقتی با خدا حرف بزنی، در حقیقت داری درون خودت را قوی تر میکنی. آرامتر می شوی. امیدوارتر.
پس اگر دلت شکست، اگر دردی داشتی، اگر بغضت ترکید… نرو سراغ آدم ها حتی خوب ترین و مهربان ترین اش.
برو پیش همان کسی که تو را بدون شرط، بدون ترس، و بدون واسطه می شنود.
او خدای توست…
همان که فراتر از هر رنگ و قوم و زبان، فقط دل شکسته ات را میبیند و لبیک میگوید.
پس خدایا ؛
یادمان بده که در هر سختی،
اول سر به آسمانت بلند کنیم،
نه در را بکوبم به روی قلب های نا آگاه و به خواب رفته …
ما را از نیاز به خلق بی نیاز کن و دلمان را فقط به خودت گره بزن 🫶🏻❤️
—- آمین —-
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
یعقوب علیه السلام، در اوج اندوه و دلتنگیاش، نه نزد فرزند، نه نزد آشنا، نه نزد مردم… بلکه با تمام درد دلش، فقط نزد خدا شکایت کرد. آیه ۸۶ سوره یوسف این حقیقت را فریاد میزند:
"إنما أشكو بثّي وحزني إلى الله"
یعنی: «من فقط شکایت غم و اندوهم را به خدا میبرم.»
و این دقیقاً همان نقطه ای هست که ایمان و آرامش به هم میرسند.
چرا نزد خدا؟
چون خدا تنها پناهی است که بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد، قوم ، زبان، جایگاه، یا حتی گذشته ات، صدایت را می شنود، دردت را می فهمد و بی قید و شرط دوستت دارد. او گوش میدهد، حتی وقتی واژه ای نداری، حتی وقتی فقط اشک داری…
نه قضاوتت میکند، نه تحقیرت، نه خسته می شود، نه ترک ات میکند.
در حالی که آدمها…
گاهی حوصله ندارند، گاهی نمیفهمند، گاهی با تعصب فقط گوش شان پیش توست حتی گاهی دل سوزی شان زخم میزند، و گاهی حرف هایت را روزی علیه خودت استفاده می کنند.
از نگاه روان شناسی هم، تکرارِ شکایت به خلق، وابستگی عاطفی ناسالم می سازد. خودباوری را میکُشد. ذهن را به درماندگی عادت میدهد. اما وقتی با خدا حرف بزنی، در حقیقت داری درون خودت را قوی تر میکنی. آرامتر می شوی. امیدوارتر.
پس اگر دلت شکست، اگر دردی داشتی، اگر بغضت ترکید… نرو سراغ آدم ها حتی خوب ترین و مهربان ترین اش.
برو پیش همان کسی که تو را بدون شرط، بدون ترس، و بدون واسطه می شنود.
او خدای توست…
همان که فراتر از هر رنگ و قوم و زبان، فقط دل شکسته ات را میبیند و لبیک میگوید.
پس خدایا ؛
یادمان بده که در هر سختی،
اول سر به آسمانت بلند کنیم،
نه در را بکوبم به روی قلب های نا آگاه و به خواب رفته …
ما را از نیاز به خلق بی نیاز کن و دلمان را فقط به خودت گره بزن 🫶🏻❤️
—- آمین —-
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
🥰1
رمضان که میاید، دل آدم بی اختیار نرم میشود…
یک حال عجیبی میگیرد، طوریکه گویی خدا خودش دروازه های رحمت را باز کرده باشد و صدا بزند: بیا بندهگی ره از نو شروع کو.
این ماه، فقط گرسنه ماندن نیست.
روزه یک تربیه است، یک بیدار شدن از خواب غفلت.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ … لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
ای مؤمنان روزه بر شما فرض شد تا شما پرهیزگار شوین.
یعنی مقصد، خالی ماندن معده نیست…
پر شدن دل است از تقوا.
وقتی در گرمی روز، لبهایت خشک میشه و گلویت میسوزه، همان لحظه میفهمی که محتاج استی. محتاج یک جرعه آب.
و بعد میفهمی که چقدر محتاج رحمت خدا استی.
رسول اکرم ﷺ فرمودند:
«الصوم جُنّة»
روزه سپر است.
سپر از نفس سرکش.
از قهر بی جا.
از زبان تند.
از چشمی که نباید هر چیز ره ببینه.
رمضان میاید که آدم ره آرام بسازد.
یاد می گیری که پیش از حرف زدن فکر کنی.
پیش از قضاوت کردن، دل ره صاف کنی.
پیش از شکایت، شکرگزاری کنی.
شبهای رمضان یک دنیای دگه است…
وقتی در سکوت سحر بیدار میشی، آب مینوشی و دعا میکنی، حس میکنی خدا خیلی نزدیک است.
قرآن میگه:
«فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ»
من نزدیک استم، دعای بنده ام را جواب میدم وقتی مرا صدا بزنه.
چی شیرین تر از ای؟
که بدانی هر آهت شنیده میشه.
روزه آدم ره یاد فقیرا می اندازه.
یاد کسی که شاید همیشه با شکم گرسنه بخوابه.
رمضان دل ره مهربان تر میکند. دست ره بازتر میکنه.
این ماه، ماه قرآن است.
وقتی آیات را تلاوت میکنی، حس میکنی کلمات زنده استن.
هر آیه یک چراغ است در دل تاریک.
و وقتی عید میرسه…
یک خوشی است، ولی یک دلتنگی هم هست.
قسمی که یک مهمان عزیز خانه ره ترک کنه.
رمضان میره، ولی اگر دل تغییر کرده باشه، اگر اشکهایت پاکت کرده باشد، اگر بخشیده باشی و بخشیده شده باشی —
آن وقت رمضان هنوز در وجودت زنده است.
رمضان یک ماه نیست.
یک فرصت است که تو دوباره بنده شوی…
و دوباره خود ره پیدا کنی ….
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
یک حال عجیبی میگیرد، طوریکه گویی خدا خودش دروازه های رحمت را باز کرده باشد و صدا بزند: بیا بندهگی ره از نو شروع کو.
این ماه، فقط گرسنه ماندن نیست.
روزه یک تربیه است، یک بیدار شدن از خواب غفلت.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ … لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
ای مؤمنان روزه بر شما فرض شد تا شما پرهیزگار شوین.
یعنی مقصد، خالی ماندن معده نیست…
پر شدن دل است از تقوا.
وقتی در گرمی روز، لبهایت خشک میشه و گلویت میسوزه، همان لحظه میفهمی که محتاج استی. محتاج یک جرعه آب.
و بعد میفهمی که چقدر محتاج رحمت خدا استی.
رسول اکرم ﷺ فرمودند:
«الصوم جُنّة»
روزه سپر است.
سپر از نفس سرکش.
از قهر بی جا.
از زبان تند.
از چشمی که نباید هر چیز ره ببینه.
رمضان میاید که آدم ره آرام بسازد.
یاد می گیری که پیش از حرف زدن فکر کنی.
پیش از قضاوت کردن، دل ره صاف کنی.
پیش از شکایت، شکرگزاری کنی.
شبهای رمضان یک دنیای دگه است…
وقتی در سکوت سحر بیدار میشی، آب مینوشی و دعا میکنی، حس میکنی خدا خیلی نزدیک است.
قرآن میگه:
«فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ»
من نزدیک استم، دعای بنده ام را جواب میدم وقتی مرا صدا بزنه.
چی شیرین تر از ای؟
که بدانی هر آهت شنیده میشه.
روزه آدم ره یاد فقیرا می اندازه.
یاد کسی که شاید همیشه با شکم گرسنه بخوابه.
رمضان دل ره مهربان تر میکند. دست ره بازتر میکنه.
این ماه، ماه قرآن است.
وقتی آیات را تلاوت میکنی، حس میکنی کلمات زنده استن.
هر آیه یک چراغ است در دل تاریک.
و وقتی عید میرسه…
یک خوشی است، ولی یک دلتنگی هم هست.
قسمی که یک مهمان عزیز خانه ره ترک کنه.
رمضان میره، ولی اگر دل تغییر کرده باشه، اگر اشکهایت پاکت کرده باشد، اگر بخشیده باشی و بخشیده شده باشی —
آن وقت رمضان هنوز در وجودت زنده است.
رمضان یک ماه نیست.
یک فرصت است که تو دوباره بنده شوی…
و دوباره خود ره پیدا کنی ….
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
قلبم لرزید و حقا که ترس مرا فرا گرفت
ترس محاسبه قیامتی و عدم آمادگی ..
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
ترس محاسبه قیامتی و عدم آمادگی ..
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
💗جُّـمّلّاّتـّــِ مُّـفّیّـد💗
قلبم لرزید و حقا که ترس مرا فرا گرفت ترس محاسبه قیامتی و عدم آمادگی .. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽 💗 @joMaLaTm
پست تکمیلی …
رمضان که می رسد، آدم حس میکند دلش دیگر طاقت سنگینی گذشته را ندارد.
یک گوشه دل میگوید برگرد… هنوز دیر نشده.
یک گوشه دیگر اما اسیر نفس است؛ همان نفسی که آرام و بیصدا آدم را به لغزش می کشاند.
و میان این دو صدا، یاد مرگ مثل نسیم سردی از کنار جان میگذرد…
بیخبر میآید.
بیخبر میبرد.
رمضان برای من فقط یک ماه نیست؛
یک فرصت است میان رفتن و ماندن،
میان گناه و بازگشت،
میان غفلت و بیداری.
دههی اولش را که میبینم، حس میکنم دروازههای رحمت باز شده.
انگار خدا مهربانتر از همیشه صدایم میزند:
بیا… با همین دل خسته بیا…
بیا با همین دستهای خالی.
در این روزها آدم دلش میخواهد دوباره شروع کند، سبک شود، مثل کودکی که هنوز چیزی از دنیا به دوش ندارد.
دههی دوم که میرسد، حال و هوای دل عوض میشود.
انگار نوبت حساب با خویشتن است.
اشکها جدیتر میشوند.
آدم میفهمد چقدر کوتاهی کرده، چقدر دل شکسته، چقدر از راه دور شده.
اینجا دیگر حرف از آرزو نیست؛ حرف از بخشیده شدن است.
از اینکه خدا پرده بیندازد بر خطاهایی که حتی خودت هم از یادشان خجالت میکشی.
و دههی آخر…
آه، دههی آخر بوی رهایی میدهد.
دل میتپد که نکند این آخرین رمضان باشد.
آدم شبها را محکمتر در آغوش میگیرد، ذکرها را آرامتر میگوید، سجدهها را طولانیتر میکند.
یک ترس شیرین در دل مینشیند؛ ترس از اینکه نکند بیبهره بمانم.
و یک امید گرم در سینه میجوشد؛ امید نجات، امید سبک شدن، امید رهایی از آتشی که خودم با غفلتم افروختهام.
رمضان به من یاد میدهد که هنوز فرصت هست.
که اگر نفس به گناه دعوت میکند، دل هم راه توبه را بلد است.
که اگر دنیا فریب میدهد، قبر حقیقت را فریاد میزند.
دلم میخواهد این ماه تمام نشود،
یا اگر تمام میشود، من دیگر آن آدم سابق نباشم.
میخواهم وقتی عید میآید، دلم آزاد باشد؛
نه از روزه، بلکه از سنگینی گناه.
خدایا…
اگر مرگ در میان این کشمکش نفس و توبه برسد،
مرا در حالی ببر که راه بازگشت را انتخاب کردهام.
مرا در صف کسانی بنویس که رمضان، دلشان را زنده ساخت… نه اینکه فقط گرسنه ماندند.
این ماه، ماهِ نجات دل است؛
برای کسی که واقعاً بخواهد برگردد
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
رمضان که می رسد، آدم حس میکند دلش دیگر طاقت سنگینی گذشته را ندارد.
یک گوشه دل میگوید برگرد… هنوز دیر نشده.
یک گوشه دیگر اما اسیر نفس است؛ همان نفسی که آرام و بیصدا آدم را به لغزش می کشاند.
و میان این دو صدا، یاد مرگ مثل نسیم سردی از کنار جان میگذرد…
بیخبر میآید.
بیخبر میبرد.
رمضان برای من فقط یک ماه نیست؛
یک فرصت است میان رفتن و ماندن،
میان گناه و بازگشت،
میان غفلت و بیداری.
دههی اولش را که میبینم، حس میکنم دروازههای رحمت باز شده.
انگار خدا مهربانتر از همیشه صدایم میزند:
بیا… با همین دل خسته بیا…
بیا با همین دستهای خالی.
در این روزها آدم دلش میخواهد دوباره شروع کند، سبک شود، مثل کودکی که هنوز چیزی از دنیا به دوش ندارد.
دههی دوم که میرسد، حال و هوای دل عوض میشود.
انگار نوبت حساب با خویشتن است.
اشکها جدیتر میشوند.
آدم میفهمد چقدر کوتاهی کرده، چقدر دل شکسته، چقدر از راه دور شده.
اینجا دیگر حرف از آرزو نیست؛ حرف از بخشیده شدن است.
از اینکه خدا پرده بیندازد بر خطاهایی که حتی خودت هم از یادشان خجالت میکشی.
و دههی آخر…
آه، دههی آخر بوی رهایی میدهد.
دل میتپد که نکند این آخرین رمضان باشد.
آدم شبها را محکمتر در آغوش میگیرد، ذکرها را آرامتر میگوید، سجدهها را طولانیتر میکند.
یک ترس شیرین در دل مینشیند؛ ترس از اینکه نکند بیبهره بمانم.
و یک امید گرم در سینه میجوشد؛ امید نجات، امید سبک شدن، امید رهایی از آتشی که خودم با غفلتم افروختهام.
رمضان به من یاد میدهد که هنوز فرصت هست.
که اگر نفس به گناه دعوت میکند، دل هم راه توبه را بلد است.
که اگر دنیا فریب میدهد، قبر حقیقت را فریاد میزند.
دلم میخواهد این ماه تمام نشود،
یا اگر تمام میشود، من دیگر آن آدم سابق نباشم.
میخواهم وقتی عید میآید، دلم آزاد باشد؛
نه از روزه، بلکه از سنگینی گناه.
خدایا…
اگر مرگ در میان این کشمکش نفس و توبه برسد،
مرا در حالی ببر که راه بازگشت را انتخاب کردهام.
مرا در صف کسانی بنویس که رمضان، دلشان را زنده ساخت… نه اینکه فقط گرسنه ماندند.
این ماه، ماهِ نجات دل است؛
برای کسی که واقعاً بخواهد برگردد
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تو را چه شده است!
تو همانی بودی که با شنیدن آیهای اشک میریختی و با دعایی بر خود میلرزیدی!
اما امروز چنان از کنار قرآن میگذری که انگار کلامی معمولی است!
آن لطافت کجا رفت؟
کجاست آن دلی که میترسید سر بر بالین بگذارد، پیش از آنکه طلب بخشش کند؟
گناهان فرسودهاش کردهاند و غفلت بر آن سنگینی کرده است،
تا جایی که دیگر سنگینی بار گناه را حس نمیکند!
و این خطرناکترین حالت است.
به سوی خدا بازگرد،
زیرا قلب ناگهان نمیمیرد...
بلکه آنقدر به حال خود رها میشود تا نابود گردد.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
تو همانی بودی که با شنیدن آیهای اشک میریختی و با دعایی بر خود میلرزیدی!
اما امروز چنان از کنار قرآن میگذری که انگار کلامی معمولی است!
آن لطافت کجا رفت؟
کجاست آن دلی که میترسید سر بر بالین بگذارد، پیش از آنکه طلب بخشش کند؟
گناهان فرسودهاش کردهاند و غفلت بر آن سنگینی کرده است،
تا جایی که دیگر سنگینی بار گناه را حس نمیکند!
و این خطرناکترین حالت است.
به سوی خدا بازگرد،
زیرا قلب ناگهان نمیمیرد...
بلکه آنقدر به حال خود رها میشود تا نابود گردد.»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
هیچ کار نیکی را که به انسانی کرده ای
کوچک نشمار...
چه بسا همین نیکیِ «کوچک»
جایگاهی «بزرگ» در قلب او یافته باشد!
و شاد کردن قلب بندگان نزد خدا بسیار بزرگ است
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
کوچک نشمار...
چه بسا همین نیکیِ «کوچک»
جایگاهی «بزرگ» در قلب او یافته باشد!
و شاد کردن قلب بندگان نزد خدا بسیار بزرگ است
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
رمضان که میآید، گویی آسمان کمی نزدیکتر می شود.
هوا همان هواست، کوچه همان کوچه، اما دل آدم حال دیگری دارد. تشنگی هست، گرسنگی هست، اما پشت این سختیِ شیرین، رازی نهفته است؛ رازی که خدا خودش درباره اش گفته:
«روزه برای من است و من خودم پاداش آن را می دهم.»
در میان همه کارهایی که ما انجام میدهیم—نماز، صدقه، تلاوت، خدمت به دیگران—روزه حال و هوای دیگری دارد. نماز را می شود دید، صدقه را میشود فهمید، اما روزه را فقط خدا می بیند. ممکن است کسی در خلوت باشد، هیچکس ناظر او نباشد، اما او جرعهای آب نمینوشد؛ فقط به احترام نگاه خدا.
روزه گفتوگوی بیصدای بنده با پروردگار است.
یک راز مشترک میان زمین و آسمان.
شاید به همین خاطر است که خداوند فرمود پاداشش را خودم میدهم. نه اینکه فرشتگان چیزی ننویسند؛ آنها مأمور ثبتاند. اما اندازه این پاداش در حساب و کتاب ما نمیگنجد. عدد ندارد. حد ندارد. مثل خود خدا که بینهایت است.
در رمضان، انسان گرسنگی را تمرین نمیکند؛ بندگی را تمرین میکند.
تمرین میکند که «میتوانم نخورم، چون تو گفتهای.»
تمرین میکند که «میتوانم صبر کنم، چون تو میبینی.»
و چه زیباست لحظه افطار؛ آن دم که لبهای خشک با نام خدا تر میشود. آن لحظه، فقط رفع تشنگی نیست؛ گویی خدا میگوید: دیدی طاقت آوردی؟ من هم برایت چیزی کنار گذاشتهام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده.
رمضان ماه معامله نیست؛ ماه محبت است.
ما اندکی از خواستههای خود میگذریم، و خدا دریایی از رحمتش را به ما میبخشد.
روزه فقط نخوردن نیست؛
روزه یعنی دل را هم از کینه خالی کنی،
چشم را از حرام ببندی،
زبان را نرم کنی،
و قلبت را جای حضور خدا سازی.
شاید راز «روزه برای من است» همین باشد؛
اینکه در میان هیاهویی دنیا، یک عمل است که کاملاً رنگ خدا دارد.
بیریا، بیهیاهو، بیتماشاچی.
رمضان که میآید، خدا به ما نزدیکتر نمیشود؛
ما به خدا نزدیکتر میشویم.
و چه سعادتی بالاتر از این که پاداش صبر چند ساعتهات را، خودِ او به دست محبتش به تو بدهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
هوا همان هواست، کوچه همان کوچه، اما دل آدم حال دیگری دارد. تشنگی هست، گرسنگی هست، اما پشت این سختیِ شیرین، رازی نهفته است؛ رازی که خدا خودش درباره اش گفته:
«روزه برای من است و من خودم پاداش آن را می دهم.»
در میان همه کارهایی که ما انجام میدهیم—نماز، صدقه، تلاوت، خدمت به دیگران—روزه حال و هوای دیگری دارد. نماز را می شود دید، صدقه را میشود فهمید، اما روزه را فقط خدا می بیند. ممکن است کسی در خلوت باشد، هیچکس ناظر او نباشد، اما او جرعهای آب نمینوشد؛ فقط به احترام نگاه خدا.
روزه گفتوگوی بیصدای بنده با پروردگار است.
یک راز مشترک میان زمین و آسمان.
شاید به همین خاطر است که خداوند فرمود پاداشش را خودم میدهم. نه اینکه فرشتگان چیزی ننویسند؛ آنها مأمور ثبتاند. اما اندازه این پاداش در حساب و کتاب ما نمیگنجد. عدد ندارد. حد ندارد. مثل خود خدا که بینهایت است.
در رمضان، انسان گرسنگی را تمرین نمیکند؛ بندگی را تمرین میکند.
تمرین میکند که «میتوانم نخورم، چون تو گفتهای.»
تمرین میکند که «میتوانم صبر کنم، چون تو میبینی.»
و چه زیباست لحظه افطار؛ آن دم که لبهای خشک با نام خدا تر میشود. آن لحظه، فقط رفع تشنگی نیست؛ گویی خدا میگوید: دیدی طاقت آوردی؟ من هم برایت چیزی کنار گذاشتهام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده.
رمضان ماه معامله نیست؛ ماه محبت است.
ما اندکی از خواستههای خود میگذریم، و خدا دریایی از رحمتش را به ما میبخشد.
روزه فقط نخوردن نیست؛
روزه یعنی دل را هم از کینه خالی کنی،
چشم را از حرام ببندی،
زبان را نرم کنی،
و قلبت را جای حضور خدا سازی.
شاید راز «روزه برای من است» همین باشد؛
اینکه در میان هیاهویی دنیا، یک عمل است که کاملاً رنگ خدا دارد.
بیریا، بیهیاهو، بیتماشاچی.
رمضان که میآید، خدا به ما نزدیکتر نمیشود؛
ما به خدا نزدیکتر میشویم.
و چه سعادتی بالاتر از این که پاداش صبر چند ساعتهات را، خودِ او به دست محبتش به تو بدهد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
چیزهایی که از یکسو میآیند، همیشه طعم درد دارند؛
نامتعادلاند، ناتماماند،
مثل گفتوگویی که یک صدا بیشتر ندارد.
تو چشمبهراه بمانی
و او آسوده در خواب فرو رفته باشد.
تو دلنگران باشی
و او سبکبال بخندد.
تو واژههایت را با جان بنویسی
و او حتی سطرهایت را نخواند.
تو از خستگی خم شوی
و او در نهایتِ بیتفاوتی باشد.
بلی،
هر آنچه یکطرفه باشد،
پیش از آنکه پایان یابد،
دل را میفرساید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
نامتعادلاند، ناتماماند،
مثل گفتوگویی که یک صدا بیشتر ندارد.
تو چشمبهراه بمانی
و او آسوده در خواب فرو رفته باشد.
تو دلنگران باشی
و او سبکبال بخندد.
تو واژههایت را با جان بنویسی
و او حتی سطرهایت را نخواند.
تو از خستگی خم شوی
و او در نهایتِ بیتفاوتی باشد.
بلی،
هر آنچه یکطرفه باشد،
پیش از آنکه پایان یابد،
دل را میفرساید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
لحظه ی با قرآن
آیات ۷ تا ۱۰ سوره جاثیه:
«وای بر هر دروغپرداز گناهکار؛
آنکه آیات خدا را میشنود که بر او خوانده میشود، سپس با تکبر اصرار میکند، گویی آن را نشنیده است؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت بده.
و هرگاه چیزی از آیات ما را بداند، آن را به تمسخر میگیرد؛ برای آنان عذابی خوارکننده است.
پیش رویشان دوزخ است، و آنچه به دست آوردهاند و آنچه جز خدا به سرپرستی گرفتهاند، هیچ سودی به حالشان ندارد؛ و برایشان عذابی بزرگ است.»
دوست خوبم ؛
گاهی مشکل تو این نیست که حقیقت را نشنیدهای؛ مشکل این است که نمیخواهی بشنوی. گاهی صدا واضح است، دلیل روشن است، اما غرور نمیگذارد که لحظهای فکر کدی و بگویی شاید اشتباه کرده باشم. این آیات با تو از همین جا سخن میگوید؛ از همان لحظهای که میفهمی، اما خودت را به نفهمیدن میزنی.
تمسخر کردن آسان است. خندیدن به یک سخن، سادهتر از فکر کردن درباره آن است. اما خنده، جای دلیل را نمی گیرد. وقتی چیزی را فقط به خاطر اینکه با باور یا منافع تو سازگار نیست کوچک میشماری، در حقیقت دروازه فهم را بر خودت میبندی. حقیقت با تمسخر کوچک نمیشود؛ این دل ماست که تنگ میشود.
این آیات هشدار میدهد که ثروت، مقام، نفوذ یا تکیه بر دیگران، سپرِ خطای فکری نیست. اگر راه را غلط بروی، مهم نیست چقدر امکانات داری؛ مقصد همان خواهد بود که انتخاب کردهای. قانون حقیقت، به خواست ما تغییر نمیکند.
بزرگ ترین خطر این نیست که اشتباه کنی؛ همه اشتباه می کنیم. خطر آن است که از روی تکبر، نخواهی اشتباهت را بپذیری. فروتنی در برابر حقیقت، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ است. این آیات گویا دست بر شانه ما می گذارد و میگوید: بشنو، فکر کن، انصاف داشته باش. لجاجت را کنار بگذار، چون اولین قربانی آن، خودت هستی.
پیامش ساده است:
اگر با دل باز و عقل آرام به حقیقت و آیات الهی نگاه کنی، رشد میکنی. اما اگر از روی غرور چشم ببندی، پیش از هر مجازاتی، خودت خود را محروم کرده ای.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
آیات ۷ تا ۱۰ سوره جاثیه:
«وای بر هر دروغپرداز گناهکار؛
آنکه آیات خدا را میشنود که بر او خوانده میشود، سپس با تکبر اصرار میکند، گویی آن را نشنیده است؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت بده.
و هرگاه چیزی از آیات ما را بداند، آن را به تمسخر میگیرد؛ برای آنان عذابی خوارکننده است.
پیش رویشان دوزخ است، و آنچه به دست آوردهاند و آنچه جز خدا به سرپرستی گرفتهاند، هیچ سودی به حالشان ندارد؛ و برایشان عذابی بزرگ است.»
دوست خوبم ؛
گاهی مشکل تو این نیست که حقیقت را نشنیدهای؛ مشکل این است که نمیخواهی بشنوی. گاهی صدا واضح است، دلیل روشن است، اما غرور نمیگذارد که لحظهای فکر کدی و بگویی شاید اشتباه کرده باشم. این آیات با تو از همین جا سخن میگوید؛ از همان لحظهای که میفهمی، اما خودت را به نفهمیدن میزنی.
تمسخر کردن آسان است. خندیدن به یک سخن، سادهتر از فکر کردن درباره آن است. اما خنده، جای دلیل را نمی گیرد. وقتی چیزی را فقط به خاطر اینکه با باور یا منافع تو سازگار نیست کوچک میشماری، در حقیقت دروازه فهم را بر خودت میبندی. حقیقت با تمسخر کوچک نمیشود؛ این دل ماست که تنگ میشود.
این آیات هشدار میدهد که ثروت، مقام، نفوذ یا تکیه بر دیگران، سپرِ خطای فکری نیست. اگر راه را غلط بروی، مهم نیست چقدر امکانات داری؛ مقصد همان خواهد بود که انتخاب کردهای. قانون حقیقت، به خواست ما تغییر نمیکند.
بزرگ ترین خطر این نیست که اشتباه کنی؛ همه اشتباه می کنیم. خطر آن است که از روی تکبر، نخواهی اشتباهت را بپذیری. فروتنی در برابر حقیقت، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ است. این آیات گویا دست بر شانه ما می گذارد و میگوید: بشنو، فکر کن، انصاف داشته باش. لجاجت را کنار بگذار، چون اولین قربانی آن، خودت هستی.
پیامش ساده است:
اگر با دل باز و عقل آرام به حقیقت و آیات الهی نگاه کنی، رشد میکنی. اما اگر از روی غرور چشم ببندی، پیش از هر مجازاتی، خودت خود را محروم کرده ای.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
😍لحظات سرشار از آرامش👌🏻👇🏽
💗 @joMaLaTm
🔥2