This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌈#VID⌋
جفبارکد مثل کاپل ها موقع ازدواج میشینن...رفتار بعدشون که تایید میکنه واقعاً ازدواج کردن😂😭
جفبارکد مثل کاپل ها موقع ازدواج میشینن...رفتار بعدشون که تایید میکنه واقعاً ازدواج کردن😂😭
یادآوری:
اینا یه ماه درمیون فیلمنامه خوانی دارن و ما هیچ مومنتی نمیگیریم💔
اینا یه ماه درمیون فیلمنامه خوانی دارن و ما هیچ مومنتی نمیگیریم💔
「JeffBarcode Space 」
⌈#VID⌋ فکر میکنی شیطان شاخ داره، منم همین فکرو میکردم اما اشتباه میکردم، موهاش شونه کردهست و کت و شلوار و کراوات میپوشه اون مهربون و مؤدبه، غافلگیرت میکنه با لبخندی اونقدر درخشان که اصلاً بهش شک هم نمیکنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌈#VID⌋
you know the devil has horns, he’s out tonight
Walking round downtown carrying a gun and knife
He’ll fight, you’ll die, but you’ll see him clеar as light
An evil sight, you should know the warning signs
میدونی که شیطان شاخ داره، اون امشب بیرونه
داره مرکز شهر با تفنگ و چاقو میچرخه
اون میجنگه، تو میمیری، اما اون رو واضح مثل روز میبینی
یه منظره شیطانی، باید علائم هشدار رو بشناسی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌈#VID⌋
آناوین سانشاین که گرمای موجود تو هر اتاق سردیه اما حس میکنه نفرین شده ست،
دیمون که حاضره هر کسی که باعث شده اینجوری فکر کنه رو نابود کنه.
آناوین سانشاین که گرمای موجود تو هر اتاق سردیه اما حس میکنه نفرین شده ست،
دیمون که حاضره هر کسی که باعث شده اینجوری فکر کنه رو نابود کنه.
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ دیمون از کارش اخراج شده* آناوین: دقیقاً وسط نمایش چه اتفاقی افتاد که اخراجت کردن؟ دیمون: من به عنوان شعبده باز قرار بود سمت اون عروسک خنجر پرت کنم آناوین: خب این که مشکلی نداره فین: قرار بود نمایش باشه ولی جدی خنجر پرت کرد خورد بغل صورتش، بازیگر زن…
⌈#Fun⌋
آناوین تو تیمارستان به عنوان پرستار استخدام میشه*
دیمون: روز اول کاری ایت چطور بود دارلینگ؟
آناوین: عالی بود انقدر که همه تعجب کرده بودن از شدت کنار اومدن سریعم با بیمارها
فین: واو چه عالی! ولی چطوری؟
آناوین: بیشتر رفتارهاشون مثله دیمونه، راحت تونستم ارتباط بگیرم.
دیمون:
فین: آمممم....احیاناً دعوا کردید؟ من چیزی رو از دست دادم؟
آناوین تو تیمارستان به عنوان پرستار استخدام میشه*
دیمون: روز اول کاری ایت چطور بود دارلینگ؟
آناوین: عالی بود انقدر که همه تعجب کرده بودن از شدت کنار اومدن سریعم با بیمارها
فین: واو چه عالی! ولی چطوری؟
آناوین: بیشتر رفتارهاشون مثله دیمونه، راحت تونستم ارتباط بگیرم.
دیمون:
فین: آمممم....احیاناً دعوا کردید؟ من چیزی رو از دست دادم؟