⌈#TWT⌋
حالا که بارکد ریسر برگشته یادمون نمیره یه نفر میخواست برای دوست پسرش جاده احداث کنه که صدمه نبینه🙂↔️
حالا که بارکد ریسر برگشته یادمون نمیره یه نفر میخواست برای دوست پسرش جاده احداث کنه که صدمه نبینه🙂↔️
➵#OneShot
Name: WELCOME TO THE OTHER SIDE ☆ KIMCHAY AU
خلاصه:
Ch01 | Ch02
Author: Scorpiostarlight/Lucy
Name: WELCOME TO THE OTHER SIDE ☆ KIMCHAY AU
خلاصه:
«شش سال پیش کیمهان بازی آسانسور رو بازی کرد. آخرین ردی که ازش به جا مونده داخل آسانسوره.Tap to Read...
پورشه یک یوتیوبره که به حل کردن معماهای غیر قابل توضیح علاقه داره...معمای بعدیش؟ پرونده ناپدید شدن کیمهان تیراپانیاکول.»
Ch01 | Ch02
Author: Scorpiostarlight/Lucy
✎Translator: #Ray ᝰ.
「JeffBarcode Space 」
Photo
➵#FakeChat
قبل از مشاوره از هاید بودن دوست پسر خود اطمینان حاصل کنید👀
قبل از مشاوره از هاید بودن دوست پسر خود اطمینان حاصل کنید👀
⌈#TWT⌋
قاضی طلاق به کاپلی که با لباس ست تو دادگاه حاضر شده بودند گفت:
قاضی طلاق به کاپلی که با لباس ست تو دادگاه حاضر شده بودند گفت:
برید هر وقت جدی بودید برگردید ختم جلسه⚖
Same habits
Same picture pose
Same taste in music
Same outfits
Same hobbies
List goes on...
Same picture pose
Same taste in music
Same outfits
Same hobbies
List goes on...
➵#Imagine
"اینجا چیکار میکنی؟"
"معلوم نیست؟ دارم تورو نگاه میکنم"
"خب...نکن!"
"اما من حوصلم سر رفته"
"اون دیگه مشکل من نیست" آناوین برگشت و آماده بود که به اون سمت شنا کنه اما یهو آب بهش پاشید و متوقفش کرد.
نفس داغ دیمن به گردن آناوین برخورد کرد. "خب من کاری میکنم که مشکلت بشه دارلینگ..."
-DamWin by Lucy
"اینجا چیکار میکنی؟"
"معلوم نیست؟ دارم تورو نگاه میکنم"
"خب...نکن!"
"اما من حوصلم سر رفته"
"اون دیگه مشکل من نیست" آناوین برگشت و آماده بود که به اون سمت شنا کنه اما یهو آب بهش پاشید و متوقفش کرد.
نفس داغ دیمن به گردن آناوین برخورد کرد. "خب من کاری میکنم که مشکلت بشه دارلینگ..."
-DamWin by Lucy