⌈#TWT⌋
🌻: اگر من قمارو ببرم تو باید مشروب کل بارو حساب کنی کشاورز کوچولو!
🪐: اولاً من از تو بزرگترم پسر کوچولوی احمق!
دوماً اگر من این دور رو ببرم تو اتاق پشت بار منتظرم باش تا بهای به چالش کشیدنمو بپردازی.
🌻: اگر من قمارو ببرم تو باید مشروب کل بارو حساب کنی کشاورز کوچولو!
🪐: اولاً من از تو بزرگترم پسر کوچولوی احمق!
دوماً اگر من این دور رو ببرم تو اتاق پشت بار منتظرم باش تا بهای به چالش کشیدنمو بپردازی.
خلاصه:
پورش و کیم باهم دوست های صمیمی هستن و عضو تیم ضربت. پورشه از ۱۵ سالگی رو کیم کراش داره.
تو یه عملیات گروگان گیری پورش از دست میدن پورشه کیم رو مقصر میدونه.
فضای انگستی داره عشق تو یه پادگان طور تصور کنید.
وضعیت: فول
پورش و کیم باهم دوست های صمیمی هستن و عضو تیم ضربت. پورشه از ۱۵ سالگی رو کیم کراش داره.
تو یه عملیات گروگان گیری پورش از دست میدن پورشه کیم رو مقصر میدونه.
فضای انگستی داره عشق تو یه پادگان طور تصور کنید.
وضعیت: فول
「JeffBarcode Space 」
فیکشن Swat; Code Name: Lost 🔫
شه حمله پنیک بهش دست داده دکتر پادگان تو اتاق کپتن تیراپانیاکول داره معاینه اش میکنه.
گفت شه مشکلی نداره و باید استراحت کنه. جوری که کیم ازش تشکر میکنه:
گفت شه مشکلی نداره و باید استراحت کنه. جوری که کیم ازش تشکر میکنه:
تولد هجدهسالگیش که شد، پورش برای اولین بار گذاشت شه مشروب بخوره… و اونم خورد. اونقدر که مست شد… اونقدر که یهو رفت و کیم رو مستقیم رو لب بوسید. چند ثانیه بعد، کیم با تعجب هُلش داد عقب.
شه با خودش گفت: «گند زدم… خیلی بد گند زدم.» فکر کرد کیم دیگه هیچوقت باهاش حرف نمیزنه. فکر کرد به خاطر این عشق مسخره، دوستیای که براش دنیا میارزید رو خراب کرده.
ولی کیمِ مهربون و بیکینه فقط شونه بالا انداخت و گفت: «میفهمم، اولین بارت بوده و زیادی خوردی.» همین، همهچی دوباره بینشون خوب شد. البته… تقریباً همهچی — چون شه هنوزم مزه لبای کیم رو رو لبای خودش حس میکرد.
— «بیشتر.» شه دستش رو دراز میکنه سمت بطری ویسکی رو کانتر آشپزخونه. پورش رفته بیرون، شاید برای یه کم هوا خوری. الان فقط شه و کیم تو خونهان، و شه زُل زده به برق شیطنتآمیز چشمهای عسلی کیم که با خنده نگاهش میکنه و مست شدنش رو تماشا میکنه.
کیم قبل از اینکه شه به بطری برسه، برش میداره و میذاره اون طرف کانتر و میگه:
«فکر کنم دیگه بسه، نه؟»
شه با خودش گفت: «گند زدم… خیلی بد گند زدم.» فکر کرد کیم دیگه هیچوقت باهاش حرف نمیزنه. فکر کرد به خاطر این عشق مسخره، دوستیای که براش دنیا میارزید رو خراب کرده.
ولی کیمِ مهربون و بیکینه فقط شونه بالا انداخت و گفت: «میفهمم، اولین بارت بوده و زیادی خوردی.» همین، همهچی دوباره بینشون خوب شد. البته… تقریباً همهچی — چون شه هنوزم مزه لبای کیم رو رو لبای خودش حس میکرد.
— «بیشتر.» شه دستش رو دراز میکنه سمت بطری ویسکی رو کانتر آشپزخونه. پورش رفته بیرون، شاید برای یه کم هوا خوری. الان فقط شه و کیم تو خونهان، و شه زُل زده به برق شیطنتآمیز چشمهای عسلی کیم که با خنده نگاهش میکنه و مست شدنش رو تماشا میکنه.
کیم قبل از اینکه شه به بطری برسه، برش میداره و میذاره اون طرف کانتر و میگه:
«فکر کنم دیگه بسه، نه؟»
「JeffBarcode Space 」
فیکشن Swat; Code Name: Lost 🔫
سه روز مرخصی دادن هم به فرمانده هم به سرباز ها، کیم شه تو راه برگشت خونه:
اونجا جاییه که برای اولین بار بوسیدیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌈#VID⌋
جفبارکد مثل کاپل ها موقع ازدواج میشینن...رفتار بعدشون که تایید میکنه واقعاً ازدواج کردن😂😭
جفبارکد مثل کاپل ها موقع ازدواج میشینن...رفتار بعدشون که تایید میکنه واقعاً ازدواج کردن😂😭
یادآوری:
اینا یه ماه درمیون فیلمنامه خوانی دارن و ما هیچ مومنتی نمیگیریم💔
اینا یه ماه درمیون فیلمنامه خوانی دارن و ما هیچ مومنتی نمیگیریم💔