「JeffBarcode Space 」
514 subscribers
1.15K photos
337 videos
1 file
70 links
JeffBarcode Our Safe Zone ⋆.˚🪐

ناشناس🫧
@SpaceReporterBot
Download Telegram
Welcome to Wonderland🎟
دیمون میبینم🔪🎀
ลามปาม (circus)
BOWKYLION & Jeff Satur
You planted me but never watered me
Have you ever asked if I love you?
I understand the answer is always him
Every moment
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ فین: دیمن فکر نمیکنی باید یه شغلی چیزی پیدا کنی؟ قراره برای گذران زندگی چیکار کنی؟ دیمن: من شغل دارم! فین: چه شغلی؟ تو که بیکاری دیمن: دوست پسر آناوین بودن:) فین: فین: آناوین سرخ و سفید نشو لعنتی!
#Fun

دیمون از کارش اخراج شده*
آناوین: دقیقاً وسط نمایش چه اتفاقی افتاد که اخراجت کردن؟
دیمون: من به عنوان شعبده باز قرار بود سمت اون عروسک خنجر پرت کنم
آناوین: خب این که مشکلی نداره
فین: قرار بود نمایش باشه ولی جدی خنجر پرت کرد خورد بغل صورتش، بازیگر زن بیچاره از شوک غش کرد.
دیمون میره تو یقه اش به آناوین نگاه نمیکنه*
آناوین:
آناوین: مگه خنجر ها الکی نبودن؟
دیمون: از کلکسیونم یه جفت برداشتم گفتم مجهز برم
آناوین:
آناوین: از اولش میدونستم کار کردن تو سیرک فکر خوبی نیست
#TWT⌋ 2023 2025
Same Playlist🎧
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TWT
🌻: اگر من قمارو ببرم تو باید مشروب کل بارو حساب کنی کشاورز کوچولو!
🪐: اولاً من از تو بزرگترم پسر کوچولوی احمق!
دوماً اگر من این دور رو ببرم تو اتاق پشت بار منتظرم باش تا بهای به چالش کشیدنمو بپردازی.
یه لباس نمیتونه دوتا کاراکتر دیمونو به تصویر بکشه!
جف:
اون سمت راست لباسش مال دیمن با آناوینه🤍
خلاصه:

پورش و کیم باهم دوست های صمیمی هستن و عضو تیم ضربت. پورشه از ۱۵ سالگی رو کیم کراش داره.
تو یه عملیات گروگان گیری پورش از دست میدن پورشه کیم رو مقصر میدونه.
فضای انگستی داره عشق تو یه پادگان طور تصور کنید.

وضعیت: فول
「JeffBarcode Space 」
فیکشن Swat; Code Name: Lost 🔫
شه حمله پنیک بهش دست داده دکتر پادگان تو اتاق کپتن تیراپانیاکول داره معاینه اش میکنه.
گفت شه مشکلی نداره و باید استراحت کنه. جوری که کیم ازش تشکر میکنه:
تولد هجده‌سالگیش که شد، پورش برای اولین بار گذاشت شه مشروب بخوره… و اونم خورد. اون‌قدر که مست شد… اون‌قدر که یهو رفت و کیم رو مستقیم رو لب بوسید. چند ثانیه بعد، کیم با تعجب هُلش داد عقب.
شه با خودش گفت: «گند زدم… خیلی بد گند زدم.» فکر کرد کیم دیگه هیچ‌وقت باهاش حرف نمی‌زنه. فکر کرد به خاطر این عشق مسخره، دوستی‌ای که براش دنیا می‌ارزید رو خراب کرده.
ولی کیمِ مهربون و بی‌کینه فقط شونه بالا انداخت و گفت: «می‌فهمم، اولین بارت بوده و زیادی خوردی.» همین، همه‌چی دوباره بین‌شون خوب شد. البته… تقریباً همه‌چی — چون شه هنوزم مزه لبای کیم رو رو لبای خودش حس می‌کرد.

— «بیشتر.» شه دستش رو دراز می‌کنه سمت بطری ویسکی رو کانتر آشپزخونه. پورش رفته بیرون، شاید برای یه کم هوا خوری. الان فقط شه و کیم تو خونه‌ان، و شه زُل زده به برق شیطنت‌آمیز چشم‌های عسلی کیم که با خنده نگاهش می‌کنه و مست شدنش رو تماشا می‌کنه.

کیم قبل از اینکه شه به بطری برسه، برش می‌داره و می‌ذاره اون طرف کانتر و می‌گه:
«فکر کنم دیگه بسه، نه؟»