This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
acts can't handle his
cool cuteness
cool cuteness
جف:
دفترچه خاطرات عزیزم...من چه گناهی کردم؟ چرا همه تو کیوتی دوست پسرم غرق میشن؟😭✏️
دفترچه خاطرات عزیزم...من چه گناهی کردم؟ چرا همه تو کیوتی دوست پسرم غرق میشن؟😭✏️
𝘑𝘦𝘧𝘧𝘣𝘢𝘳𝘤𝘰𝘥𝘦 ‹𝟹
کلاغ شاد؟ آره واقعاً خیلی پرحرفه!
Barcode's talkative era is back!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موقعیت:
دیمون با لبخندی سرگرم شده به آناوین نگاه میکنه که تلاش میکنه ازش فاصله بگیره.
اما در واقعیت میدونه که آناوین هرگز نمیتونه ازش دور بشه.
دیمون با لبخندی سرگرم شده به آناوین نگاه میکنه که تلاش میکنه ازش فاصله بگیره.
اما در واقعیت میدونه که آناوین هرگز نمیتونه ازش دور بشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس دیمون قراره اینطوری با خنجرها ظاهر بشه؟ لعنت🔥
Cat's international day✨🐈⬛️
تو روز جهانی گربه یادآوری میکنم به جف گفتن میشه یکی از گربه هاتو داشته باشیم؟
بارکدو هل داد جلو بعد کشیدش عقب🫠🐈
ลามปาม (circus)
BOWKYLION & Jeff Satur
You planted me but never watered me
Have you ever asked if I love you?
I understand the answer is always him
Every moment
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ فین: دیمن فکر نمیکنی باید یه شغلی چیزی پیدا کنی؟ قراره برای گذران زندگی چیکار کنی؟ دیمن: من شغل دارم! فین: چه شغلی؟ تو که بیکاری دیمن: دوست پسر آناوین بودن:) فین: فین: آناوین سرخ و سفید نشو لعنتی!
⌈#Fun⌋
دیمون از کارش اخراج شده*
آناوین: دقیقاً وسط نمایش چه اتفاقی افتاد که اخراجت کردن؟
دیمون: من به عنوان شعبده باز قرار بود سمت اون عروسک خنجر پرت کنم
آناوین: خب این که مشکلی نداره
فین: قرار بود نمایش باشه ولی جدی خنجر پرت کرد خورد بغل صورتش، بازیگر زن بیچاره از شوک غش کرد.
دیمون میره تو یقه اش به آناوین نگاه نمیکنه*
آناوین:
آناوین: مگه خنجر ها الکی نبودن؟
دیمون: از کلکسیونم یه جفت برداشتم گفتم مجهز برم
آناوین:
آناوین: از اولش میدونستم کار کردن تو سیرک فکر خوبی نیست
دیمون از کارش اخراج شده*
آناوین: دقیقاً وسط نمایش چه اتفاقی افتاد که اخراجت کردن؟
دیمون: من به عنوان شعبده باز قرار بود سمت اون عروسک خنجر پرت کنم
آناوین: خب این که مشکلی نداره
فین: قرار بود نمایش باشه ولی جدی خنجر پرت کرد خورد بغل صورتش، بازیگر زن بیچاره از شوک غش کرد.
دیمون میره تو یقه اش به آناوین نگاه نمیکنه*
آناوین:
آناوین: مگه خنجر ها الکی نبودن؟
دیمون: از کلکسیونم یه جفت برداشتم گفتم مجهز برم
آناوین:
آناوین: از اولش میدونستم کار کردن تو سیرک فکر خوبی نیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌈#VID⌋
So I'm in love with a monster.
So I'm in love with a monster.