「JeffBarcode Space 」
Photo
قانون رو که یادتونه؟ من دیدم فشار خوردم شما هم باید ببینید
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ جف: چه ترند جالبی، نوشته گرون ترین چیزی که تا حالا خوردی بعد عکسشو میزارن. میخوام انجامش بدم. بارکد: انجام دادی؟ جف: اوهوممم بارکد: خب چی بود؟ جف: بارکد: چرا انقدر نوتیف میاد برای گوشیم؟ جف: تو! بارکد: بارکد: و عکس منو تو تیک تاکت آپ کردی... جف: دستم…
⌈#Fun⌋
آناوین: واو دیمون داشت باهام دعوا میکرد یا لاس میزد؟
جوآنا: یه خنجر فاکی گذاشته بود رو گلوت
آناوین: ...
آناوین: ولی این جواب سوالم نبود!
جوآنا:
آناوین: واو دیمون داشت باهام دعوا میکرد یا لاس میزد؟
جوآنا: یه خنجر فاکی گذاشته بود رو گلوت
آناوین: ...
آناوین: ولی این جواب سوالم نبود!
جوآنا:
「JeffBarcode Space 」
دیمون: به من بیشتر میومد🩹 👀
تمام این مدت دیمون میگفت من شیطان نیستم چون درواقع یه گوربا کیوتی بیش نیست؟👀🐈⬛️
「JeffBarcode Space 」
تمام این مدت دیمون میگفت من شیطان نیستم چون درواقع یه گوربا کیوتی بیش نیست؟👀🐈⬛️
🖋: فقط گربه ها اجازه لیس زدن دارن، نمیتونی اون کارو انجام بدی!
🔪: گربه؟ الان من یه گربه ام.
🖋: ها؟ یه گربه آبی؟
🔪: آره من دیمِن یا دیمن ام.
🔪: گربه؟ الان من یه گربه ام.
🖋: ها؟ یه گربه آبی؟
🔪: آره من دیمِن یا دیمن ام.
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ آناوین: واو دیمون داشت باهام دعوا میکرد یا لاس میزد؟ جوآنا: یه خنجر فاکی گذاشته بود رو گلوت آناوین: ... آناوین: ولی این جواب سوالم نبود! جوآنا:
⌈#Fun⌋
دیمن تو فکره*
آناوین: به چی انقدر عمیق فکر میکنی؟
دیمون: وین وین من تا الآن بالای ۱۰ تا نقاشی کشیدم ولی کسی بهم نمیگه نقاش. چند وعده غذا درست کردم باز نشدم آشپز.
آناوین: خب؟
دیمن: پس چرا یه نفرو کشتم شدم قاتل؟
آناوین:
دیمن تو فکره*
آناوین: به چی انقدر عمیق فکر میکنی؟
دیمون: وین وین من تا الآن بالای ۱۰ تا نقاشی کشیدم ولی کسی بهم نمیگه نقاش. چند وعده غذا درست کردم باز نشدم آشپز.
آناوین: خب؟
دیمن: پس چرا یه نفرو کشتم شدم قاتل؟
آناوین:
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ دیمن تو فکره* آناوین: به چی انقدر عمیق فکر میکنی؟ دیمون: وین وین من تا الآن بالای ۱۰ تا نقاشی کشیدم ولی کسی بهم نمیگه نقاش. چند وعده غذا درست کردم باز نشدم آشپز. آناوین: خب؟ دیمن: پس چرا یه نفرو کشتم شدم قاتل؟ آناوین:
⌈#Fun⌋
دیمن و آناوین ساعت ۲ نصفه شب تو یه کوچه، خلافکارها ریختن سرشون*
آناوین: ایزی ایزی آقایون...بیاین معامله کنیم...شما تسلیم میشید...درعوض نمی میرین...چطوره؟
خلافکار(با خنده): اونوقت میخوای چجوری بکشیمون؟
آناوین: اوه...من نمیتونم بکشمتون ولی این یارو کنارم میتونه..بگو سلام
دیمون: های💀
خلافکار:
دیمن و آناوین ساعت ۲ نصفه شب تو یه کوچه، خلافکارها ریختن سرشون*
آناوین: ایزی ایزی آقایون...بیاین معامله کنیم...شما تسلیم میشید...درعوض نمی میرین...چطوره؟
خلافکار(با خنده): اونوقت میخوای چجوری بکشیمون؟
آناوین: اوه...من نمیتونم بکشمتون ولی این یارو کنارم میتونه..بگو سلام
دیمون: های💀
خلافکار:
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ دیمن و آناوین ساعت ۲ نصفه شب تو یه کوچه، خلافکارها ریختن سرشون* آناوین: ایزی ایزی آقایون...بیاین معامله کنیم...شما تسلیم میشید...درعوض نمی میرین...چطوره؟ خلافکار(با خنده): اونوقت میخوای چجوری بکشیمون؟ آناوین: اوه...من نمیتونم بکشمتون ولی این یارو کنارم…
⌈#Fun⌋
آناوین: وقتی یکی ازمون بی دلیل متنفره چیکار کنیم؟
فین: شاید یه دلیلی داره ک-
دیمن: یه دلیل برای متنفر بودن بهش بده!
فین:
آناوین: وقتی یکی ازمون بی دلیل متنفره چیکار کنیم؟
فین: شاید یه دلیلی داره ک-
دیمن: یه دلیل برای متنفر بودن بهش بده!
فین:
فیکشن هایی که قبلاً معرفی کردم و همچنان قراره معرفی کنم📚(برای خوندنشون واتپد نسخه مود وصل کنید تا بتونید بیشتر از یه بوک تو کتابخونه آفلاینتون داشته باشید)
اگر از ازدواج اجباری و ژانر تاریخی- سلطنتی و تا حدودی فانتزی خوشتون میاد و عاشق شاهزاده اید.
فصل دوم کینپورش ولی کیم شه اولویتن در جریان ژانرشم هستید، مافیایی و این داستان ها
میتونید اول Battle of heart بخونید بعد اینو
میتونید اول Battle of heart بخونید بعد اینو