「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ جف: فک کردی میتونی باهام رقابت کنی؟ جف: من صدام قشنگه فیسم قشنگه تو چی، یه توپ گرد قهوه ای زشتی! بارکد: بارکد: امم پی میشه نارگیلمو بزاری زمین؟ بعدم با عشقم درست صحبت کن! جف: جف(رو به نارگیل تو دستش با اخم): ازت متنفرم! بارکد:
⌈#Fun⌋
بارکد تو مسابقه پرسش و پاسخ شرکت میکنه*
مجری: بارکد واقعیت یا رویا؟
بارکد: واقعیت
مجری: نارگیلات یا پی جفت؟
بارکد:
بارکد: چرا ناموسیش میکنی مرتیکه؟
بارکد تو مسابقه پرسش و پاسخ شرکت میکنه*
مجری: بارکد واقعیت یا رویا؟
بارکد: واقعیت
مجری: نارگیلات یا پی جفت؟
بارکد:
بارکد: چرا ناموسیش میکنی مرتیکه؟
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ بارکد تو مسابقه پرسش و پاسخ شرکت میکنه* مجری: بارکد واقعیت یا رویا؟ بارکد: واقعیت مجری: نارگیلات یا پی جفت؟ بارکد: بارکد: چرا ناموسیش میکنی مرتیکه؟
⌈#Fun⌋
کیم شه*
کیم: رو مبل نشسته و به روبروش خیره اس*
کین: هعی تو فکری... چیزی شده؟
کین: آبمیوه رو از روی میز برمیداره سر بکشه*
کیم: آه میکشه*
کیم: میخوام از شه درخواست ازدواج کنم!
کین: آبمیوه میپره گلوش*
کین: چی؟؟...واقعا؟
کیم: آره ولی نمیدونم چطوری سورپرایزش کنم، لطفا فعلا راز نگهش دار!
کین: اوکی خیالت راحت!
دو روز بعد*
پورشه جلوی ورودی عمارت وایستاده و با انگشتر جدیدی که برای اذیت کردن کیم تو دستش انداخته ور میره*
پورشه: پی کیم گفته بود امروز یکم زودتر میاد خونه پس کجا مونده؟
کین: از کنارش رد میشه*
کین: اوه پس بلاخره ازت درخواست ازدواج کرد؟ هعی اون واقعا برادرمه!
پورشه:
پورشه: منظورت چیه؟
کین: نگو که من به لحظه تاریخی رابطتون گند زدم!
کیم: دسته گل رزو تو بغل کین شوت میکنه از دست پورشه مبهوت میگیره با خودش میکشه*
کیم: ازت متنفرم!
کین:
کین: این منصفانه نیست!
کیم شه*
کیم: رو مبل نشسته و به روبروش خیره اس*
کین: هعی تو فکری... چیزی شده؟
کین: آبمیوه رو از روی میز برمیداره سر بکشه*
کیم: آه میکشه*
کیم: میخوام از شه درخواست ازدواج کنم!
کین: آبمیوه میپره گلوش*
کین: چی؟؟...واقعا؟
کیم: آره ولی نمیدونم چطوری سورپرایزش کنم، لطفا فعلا راز نگهش دار!
کین: اوکی خیالت راحت!
دو روز بعد*
پورشه جلوی ورودی عمارت وایستاده و با انگشتر جدیدی که برای اذیت کردن کیم تو دستش انداخته ور میره*
پورشه: پی کیم گفته بود امروز یکم زودتر میاد خونه پس کجا مونده؟
کین: از کنارش رد میشه*
کین: اوه پس بلاخره ازت درخواست ازدواج کرد؟ هعی اون واقعا برادرمه!
پورشه:
پورشه: منظورت چیه؟
کین: نگو که من به لحظه تاریخی رابطتون گند زدم!
کیم: دسته گل رزو تو بغل کین شوت میکنه از دست پورشه مبهوت میگیره با خودش میکشه*
کیم: ازت متنفرم!
کین:
کین: این منصفانه نیست!
「JeffBarcode Space 」
➵Scenario ─Angel or Devil + پی جف.. - بله لیتل هیومن.. همونطور که راه میرفتن، دستش توسط مرد بزرگتر قفل شد و ناخودآگاه چیزی رو که توی دلش بود رو به زبون اورد : + کاش زودتر میمردم و زودتر میومدم توی این دنیا تا زودتر مجازات بشم و باتو آشنا بشم انجل ساتور..…
➵Scenario ─Cupcake with Eucalyptus taste
𓋰Tap to Read the Scenario...
Genre: Romance, Omegaverse, Angst
تکیلای باقی مونده ته شاتشو سر بکشه، پسرک بی اهمیت به اطرافش مینوشید و به آینده نامعلومش فکر میکرد
*اگر پدر بود هیچوقت اجازه نمیداد همچین اتفاقی برام بیوفته نه؟*
درست دو سال پیش یه آلفای غالب زندگیشو از این رو به اون رو کرد.
𓋰Tap to Read the Scenario...
Genre: Romance, Omegaverse, Angst
✎Author: #Ray ᝰ.
「JeffBarcode Space 」
⌈#Fun⌋ کیم شه* کیم: رو مبل نشسته و به روبروش خیره اس* کین: هعی تو فکری... چیزی شده؟ کین: آبمیوه رو از روی میز برمیداره سر بکشه* کیم: آه میکشه* کیم: میخوام از شه درخواست ازدواج کنم! کین: آبمیوه میپره گلوش* کین: چی؟؟...واقعا؟ کیم: آره ولی نمیدونم چطوری سورپرایزش…
⌈#Fun⌋
بارکد: رو کاناپه نشسته و تو گوشیش میچرخه*
بارکد: پی! نگاه کن گربه امو چقدر نازه وای-
جف: همون لحظه روی کاناپه دراز میکشه سرشو میذاره رو پای کد*
جف: تو مگه جز من بازم گربه داری؟
بارکد:
بارکد تا ابد:
بارکد: رو کاناپه نشسته و تو گوشیش میچرخه*
بارکد: پی! نگاه کن گربه امو چقدر نازه وای-
جف: همون لحظه روی کاناپه دراز میکشه سرشو میذاره رو پای کد*
جف: تو مگه جز من بازم گربه داری؟
بارکد:
بارکد تا ابد:
「JeffBarcode Space 」
Photo
➵Imagine ─Mafia Prince
اسلحه اشو بدون مکث سمت پسر کوچکتر گرفت:
-یالا بگو جز تو کی جای محموله رو میدونه؟
پسر بیخیال در حالی که تو چشمای وحشی مرد مقابلش زل زده بود نوشیدنیشو سر کشید:
+ حالا، حالا بشین با هم یه نوشیدنی بخوریم به اونجاشم میرسیم...پرنس مافیا!!
مرد ناباور لب زد:
-تو چطور...
+تو این محدوده هیچی از چشم من پنهان نمیمونه کیمهان، اون محموله فقط یه طعمه بود برای اینکه بتونم ببینمت.
اسلحه تو دست پسر بزرگتر اومد پایین و متحیر به لبخند مرموز پسر خیره شد که با احساس درد خفیفی تو پشت سرش چشماش تار شد.
+سه سال پیش هم همینجوری اسلحه اتو سمتم نشونه گرفتی با این تفاوت که من الآن دیگه اون مرد سابق نیستم، اصلاً برام مهم نیست که منو یادت نمیاد بلاخره انتقاممو از پدرت میگیرم کیم!
به بادیگاردی که سرنگ مواد بیهوشی رو کنار انداخت اشاره کرد:
+بیارش تو ماشین.
اسلحه اشو بدون مکث سمت پسر کوچکتر گرفت:
-یالا بگو جز تو کی جای محموله رو میدونه؟
پسر بیخیال در حالی که تو چشمای وحشی مرد مقابلش زل زده بود نوشیدنیشو سر کشید:
+ حالا، حالا بشین با هم یه نوشیدنی بخوریم به اونجاشم میرسیم...پرنس مافیا!!
مرد ناباور لب زد:
-تو چطور...
+تو این محدوده هیچی از چشم من پنهان نمیمونه کیمهان، اون محموله فقط یه طعمه بود برای اینکه بتونم ببینمت.
اسلحه تو دست پسر بزرگتر اومد پایین و متحیر به لبخند مرموز پسر خیره شد که با احساس درد خفیفی تو پشت سرش چشماش تار شد.
+سه سال پیش هم همینجوری اسلحه اتو سمتم نشونه گرفتی با این تفاوت که من الآن دیگه اون مرد سابق نیستم، اصلاً برام مهم نیست که منو یادت نمیاد بلاخره انتقاممو از پدرت میگیرم کیم!
به بادیگاردی که سرنگ مواد بیهوشی رو کنار انداخت اشاره کرد:
+بیارش تو ماشین.