جغرافیایی به وسعت دوستت دارم
129 subscribers
54 photos
2 videos
16 links
تو را من دوست دارم بی نهایت
دلم را می‌گذارم پیش پایت
گناه ما همیشه عشق بوده است
نگاهت میکنم از روی عادت

#محسن_قاسمی_نژاد
Download Telegram
خنکای نسیم صبحگاهی
از لای موهایت عبور می‌کند
به گونه ام می نشاند
گرمی بوسه های خورشید را
#محسن_قاسمی_نژاد

@JBVdostatdaram
شیرین تر از خواب هایی، روشن تر از چشم مایی
صبحت بخیر ای عزیزم، چشمم به راهت کجایی؟
#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
قاب و اینه
یک تخت خواب نرم
یک شب به دور از خیال های بد
در واقعیتی شیرین
توت فرنگی های وحشی
در رقابت با لبهای تو
انتخاب من تویی
لولیدن شبانه
در کنار نور ستاره ها
خواب را از چشم ها می‌رباید
کلاه از سرت می افتد
با کشف حقیقتی ناشناخته
در لابلای تنت
نوشیدن گوارای لحظه ها
#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
دو درخت جوان
ایستاده‌اند
در کنار هم
دست در زلف های یکدیگر
به گفت‌وگو گرفته‌اند
باد را
و گنجشک‌ها
میان شاخه‌هایشان
مترجمِ رازهای عاشقانه‌اند.

آن‌سوتر،
ردیفی از درختان
دست در دست یکدیگر ،
به رقصی مشغولند
که تنها جنگل
نامش را می‌داند.

بعضی
چنان در آغوش هم فرو رفته‌اند
که بوسه،
شکوفه‌ای است
بر لبِ شاخه‌ها.

کمی دورتر،
درختی کهنسال
خاموش ایستاده است؛
نه از حسرت،
که با لبخندی سبز،
تماشا می‌کند
بازیِ درختچه‌های جوان را

دو درخت پیر
در آغوش یکدیگر ایستاده‌اند
هنوز
نتوانسته است مرگ
از هم جدا کند
دست هایشان را

و آن‌سوتر،
چند درخت
ایستاده‌اند با فاصله از همدیگر
باد میانشان
سخنانی تلخ
جابه‌جا می‌کند،
گویی
از زخمی قدیمی
هنوز دلگیرند.

جنگل،
شهری است
که آدم‌هایش
ریشه دارند...
و هیچ‌کس
خاموش نیست.
#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
باغ با چشمان تو تماشایی تر می‌شود
در اولین ساعات صبح
که با خنده های تو آغاز می شود
زیبا ترین لحظه ی آفرینش نگاه تو
مستانه در غزل های این کتاب
قدم بگذار
در آیه آیه های دوستت دارم
ظهور خواهی کرد


#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
دسته دسته گل بابونه برایت چیدم
بوسه ای از لب شیرین تو
در اول صبح


#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
طلوع صبح گندم زار
موهایت
و آغوشت که می‌درخشد
در لابلای صدای پرندگان
در طوع دوباره چشمان تو
لبالب از بوسه های تابستان
در نفس نفس زدن خوشه های طلایی
جوان تر از جوانه های ترد درختچه ها
پیچیدن پیچک های عاشق
به ساق های بلورین مهتاب
و خیال من که قرص می‌شود
ماه کامل
در تکامل سایه های در هم تنیده...


#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
چشم ها بی بهانه می‌رقصند
واژه ها شاعرانه می‌رقصند
پشت پستوی ذهن آدمها
گرگها عاشقانه می‌رقصند
گربه های ملوس هرجایی
روی سطل زباله می‌رقصند
تک درخت نجیب کوهستان
اره ها با ترانه می‌رقصند
بوی باروت و خنجر و آهن
زخم ها تازیانه می‌رقصند
بغض آتش گرفته می‌سوزد
شعله ها بی زبانه می‌رقصند
چشمهایش همیشه دریایی
رنگها بی کرانه می‌رقصند
خواهش عشق بود و آغوشش
این بغل ها شبانه می‌رقصند
روی دوشش تفنگ می‌بارید
ماشه ها فاتحانه می‌رقصند
روی لبهای ساده اش دیدم
بوسه ها ماهرانه می‌رقصند
آینه بغض کرد و می دیدم
سایه ها جاودانه می‌رقصند


#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
میان دشت
کنار زردی موهای گندم زار
آغوشت
که بوی خیسی نیزار دارد
طلوع گرم خورشید است
بغل هایی که مست بوسه هایند


#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
صبح است و دلم هوای بودن با تو
با خواهش من بغل گشودن با تو
از غنچه‌ی لبهات چشیدم بوسه
یا یک غزل ساده سرودن با تو
#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
تنت آغاز یک رزمایش دستان من میشد
و سنگرگاه آغوشت
تلاشی در پی فتح بلورین جام پستانت
نوازش، تیر و ترکش های یک بوسه
شبیه خیل خمپاره
خمار عشق و فواره
گلوگاه جنون میشد
منور های چشمانت
فضا را می‌کند روشن
پدافند لبت
پشت نگاهم مین می‌کارد
که با یک بوسه ی شیرین
مرا تا اوجِ جنگی تن‌ به تن‌ می‌بُرد
یقینا ما دو تن پیروز ميدانيم و می دانیم
چه آتش بس دلچسبی است
در پایان...

#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram
دوباره من هوای باغ کردم
میان قلب تو اطراق کردم
همیشه نام تو وِرد زبانم
که آن را بر دلم سنجاق کردم
#محسن_قاسمی_نژاد
@JBVdostatdaram