#نمایه_۲۳ | #אינדקס_23
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺انهدام تأسیسات علی الطاهر: اسرائیل چگونه دکترین جنگ با حزبالله را تغییر میدهد؟
آیا اسرائیل پس از ۷ اکتبر به این نتیجه رسیده که برتری هوایی بدون کنترل زمین کافی نیست؟
چرا ارتشی که سالها بر فناوری و قدرت هوایی تکیه داشت، دوباره به نیروی زمینی بزرگتر نیاز پیدا کرده است؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺انهدام تأسیسات علی الطاهر: اسرائیل چگونه دکترین جنگ با حزبالله را تغییر میدهد؟
آیا اسرائیل پس از ۷ اکتبر به این نتیجه رسیده که برتری هوایی بدون کنترل زمین کافی نیست؟
چرا ارتشی که سالها بر فناوری و قدرت هوایی تکیه داشت، دوباره به نیروی زمینی بزرگتر نیاز پیدا کرده است؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
#نمایه_۲۳ | #אינדקס_23
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ | 🔺علیالطاهر؛ آیا اسرائیل دوباره به اهمیت زمین بازگشته است؟
آیا اسرائیل پس از دههها اتکا به برتری هوایی، اطلاعات و آتش دورایستا، به این نتیجه رسیده است که پیروزی در جنگ با دشمنانی مانند حزبالله بدون کنترل فیزیکی زمین امکانپذیر نیست؟
عملیات اخیر اسرائیل در ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان را نمیتوان صرفاً یک عملیات مهندسی برای انهدام تونلهای حزبالله دانست. ارتش اسرائیل اعلام کرده است که پس از هفتهها عملیات، کنترل عملیاتی ارتفاعات را در سطح زمین و زیر زمین به دست آورده و سپس یک شبکه زیرزمینی بیش از ۲ کیلومتر را منهدم کرده است. این شبکه به گفته ارتش شامل مرکز فرماندهی یگان بدر حزبالله، انبارهای تسلیحات، محل استقرار نیروها، دهها موشک و پهپاد، موشکهای ضدزره و مقادیر زیادی مواد منفجره بوده است. ارتفاعات علیالطاهر حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد و از نظر جغرافیایی بر بخشهایی از جنوب لبنان و مسیرهای عملیاتی پیرامون آن اشراف دارد. اهمیت عملیات نیز زمانی بیشتر میشود که اسرائیل اعلام کرده نیروهایش در منطقه باقی خواهند ماند تا از بازگشت حزبالله و بازسازی زیرساخت نظامی آن جلوگیری کنند.
اهمیت این عملیات را باید در تاریخ تحول دکترین نظامی اسرائیل فهمید. پیش از جنگ ۱۹۶۷، اسرائیل با سه محدودیت اساسی مواجه بود: عمق استراتژیک اندک، مرزهای طولانی و آسیبپذیر و محدودیت نسبی در نیروی انسانی. بنابراین، دکترین کلاسیک بر هشدار زودهنگام، بسیج سریع نیروهای ذخیره، انتقال سریع جنگ به سرزمین دشمن و دستیابی به پیروزی پیش از تبدیلشدن جنگ به یک نبرد فرسایشی استوار شد. در این مدل، نیروی زمینی همچنان اهمیت محوری داشت، اما نیروی هوایی وظیفه داشت با ایجاد برتری هوایی، شرایط لازم را برای مانور سریع نیروهای زمینی فراهم کند. بنابراین، از همان ابتدا مسئله اصلی جایگزینی نیروی هوایی با نیروی زمینی نبود؛ بلکه ترکیب برتری هوایی و مانور زمینی برای جبران ضعف ژئوگرافیک اسرائیل بود.
جنگ ششروزه ۱۹۶۷ نقطه عطف این الگو بود. اسرائیل در ۵ ژوئن عملیات موکد را آغاز کرد و نیروی هوایی آن در موج نخست بخش بزرگی از نیروی هوایی مصر را در پایگاههایش منهدم کرد؛ سپس حملات علیه سوریه، اردن و عراق نیز گسترش یافت. بر اساس برخی برآوردهای تاریخی، اسرائیل در مجموع حدود ۴۵۲ هواپیمای عربی را در جریان جنگ منهدم کرد و در مقابل ۴۶ هواپیمای خود را از دست داد. نتیجه این عملیات فقط کسب برتری هوایی نبود؛ برتری هوایی امکان مانور سریع زرهی و پیادهنظام اسرائیل در سینا، کرانه باختری و بلندیهای جولان را فراهم کرد. در واقع، درس مهم ۱۹۶۷ این نبود که هواپیما میتواند جای تانک و پیادهنظام را بگیرد؛ بلکه این بود که برتری هوایی میتواند هزینه و ریسک عملیات زمینی را بهشدت کاهش دهد.
این تجربه برای چند دهه بر تفکر نظامی اسرائیل اثر گذاشت. جنگ ۱۹۷۳ اما محدودیتهای این مدل را آشکار کرد. حمله غافلگیرانه مصر و سوریه نشان داد که حتی برتری کیفی و قدرت هوایی نیز نمیتواند جایگزین هشدار، بسیج و استقرار نیروی زمینی شود. پس از آن، اسرائیل همچنان بر نیروی هوایی و اطلاعات سرمایهگذاری کرد، اما ارتش زرهی و نیروهای ذخیره نیز بخش مهمی از ساختار دفاعی باقی ماندند. جنگ ۱۹۸۲ لبنان نیز نشان داد که مانور زمینی میتواند در برابر نیروهای منظم موفق باشد، اما وقتی مأموریت نظامی به کنترل طولانیمدت یک فضای پیچیده و مقابله با بازیگران غیردولتی تبدیل شود، برتری کلاسیک اسرائیل الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نمیشود.
تحول مهمتر در دهههای بعد رخ داد. کاهش تهدید جنگ کلاسیک میان ارتشهای عربی، تجربه طولانی عملیات در کرانه باختری و غزه، رشد فناوریهای اطلاعاتی و ظهور تسلیحات دقیق، اسرائیل را به سمت مدل ارتش کوچکتر، شبکهمحور و متکی بر اطلاعات و آتش دقیق سوق داد. پس از جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ این گرایش حتی بیشتر مورد انتقاد قرار گرفت. در آن جنگ ۳۴ روزه، نیروی هوایی اسرائیل حجم عظیمی از اهداف را مورد حمله قرار داد، اما نتیجه نهایی نشان داد که تخریب زیرساختها از هوا لزوماً به معنای تحمیل شکست راهبردی بر حزبالله نیست. مطالعات نظامی درباره جنگ ۲۰۰۶ نیز به اتکای بیش از حد ارتش اسرائیل بر قدرت هوایی و فناوری، همزمان با تضعیف نسبی آمادگی نیروهای زمینی، اشاره کردهاند.
ادامه در پست زیر
👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/140
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ | 🔺علیالطاهر؛ آیا اسرائیل دوباره به اهمیت زمین بازگشته است؟
آیا اسرائیل پس از دههها اتکا به برتری هوایی، اطلاعات و آتش دورایستا، به این نتیجه رسیده است که پیروزی در جنگ با دشمنانی مانند حزبالله بدون کنترل فیزیکی زمین امکانپذیر نیست؟
عملیات اخیر اسرائیل در ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان را نمیتوان صرفاً یک عملیات مهندسی برای انهدام تونلهای حزبالله دانست. ارتش اسرائیل اعلام کرده است که پس از هفتهها عملیات، کنترل عملیاتی ارتفاعات را در سطح زمین و زیر زمین به دست آورده و سپس یک شبکه زیرزمینی بیش از ۲ کیلومتر را منهدم کرده است. این شبکه به گفته ارتش شامل مرکز فرماندهی یگان بدر حزبالله، انبارهای تسلیحات، محل استقرار نیروها، دهها موشک و پهپاد، موشکهای ضدزره و مقادیر زیادی مواد منفجره بوده است. ارتفاعات علیالطاهر حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد و از نظر جغرافیایی بر بخشهایی از جنوب لبنان و مسیرهای عملیاتی پیرامون آن اشراف دارد. اهمیت عملیات نیز زمانی بیشتر میشود که اسرائیل اعلام کرده نیروهایش در منطقه باقی خواهند ماند تا از بازگشت حزبالله و بازسازی زیرساخت نظامی آن جلوگیری کنند.
اهمیت این عملیات را باید در تاریخ تحول دکترین نظامی اسرائیل فهمید. پیش از جنگ ۱۹۶۷، اسرائیل با سه محدودیت اساسی مواجه بود: عمق استراتژیک اندک، مرزهای طولانی و آسیبپذیر و محدودیت نسبی در نیروی انسانی. بنابراین، دکترین کلاسیک بر هشدار زودهنگام، بسیج سریع نیروهای ذخیره، انتقال سریع جنگ به سرزمین دشمن و دستیابی به پیروزی پیش از تبدیلشدن جنگ به یک نبرد فرسایشی استوار شد. در این مدل، نیروی زمینی همچنان اهمیت محوری داشت، اما نیروی هوایی وظیفه داشت با ایجاد برتری هوایی، شرایط لازم را برای مانور سریع نیروهای زمینی فراهم کند. بنابراین، از همان ابتدا مسئله اصلی جایگزینی نیروی هوایی با نیروی زمینی نبود؛ بلکه ترکیب برتری هوایی و مانور زمینی برای جبران ضعف ژئوگرافیک اسرائیل بود.
جنگ ششروزه ۱۹۶۷ نقطه عطف این الگو بود. اسرائیل در ۵ ژوئن عملیات موکد را آغاز کرد و نیروی هوایی آن در موج نخست بخش بزرگی از نیروی هوایی مصر را در پایگاههایش منهدم کرد؛ سپس حملات علیه سوریه، اردن و عراق نیز گسترش یافت. بر اساس برخی برآوردهای تاریخی، اسرائیل در مجموع حدود ۴۵۲ هواپیمای عربی را در جریان جنگ منهدم کرد و در مقابل ۴۶ هواپیمای خود را از دست داد. نتیجه این عملیات فقط کسب برتری هوایی نبود؛ برتری هوایی امکان مانور سریع زرهی و پیادهنظام اسرائیل در سینا، کرانه باختری و بلندیهای جولان را فراهم کرد. در واقع، درس مهم ۱۹۶۷ این نبود که هواپیما میتواند جای تانک و پیادهنظام را بگیرد؛ بلکه این بود که برتری هوایی میتواند هزینه و ریسک عملیات زمینی را بهشدت کاهش دهد.
این تجربه برای چند دهه بر تفکر نظامی اسرائیل اثر گذاشت. جنگ ۱۹۷۳ اما محدودیتهای این مدل را آشکار کرد. حمله غافلگیرانه مصر و سوریه نشان داد که حتی برتری کیفی و قدرت هوایی نیز نمیتواند جایگزین هشدار، بسیج و استقرار نیروی زمینی شود. پس از آن، اسرائیل همچنان بر نیروی هوایی و اطلاعات سرمایهگذاری کرد، اما ارتش زرهی و نیروهای ذخیره نیز بخش مهمی از ساختار دفاعی باقی ماندند. جنگ ۱۹۸۲ لبنان نیز نشان داد که مانور زمینی میتواند در برابر نیروهای منظم موفق باشد، اما وقتی مأموریت نظامی به کنترل طولانیمدت یک فضای پیچیده و مقابله با بازیگران غیردولتی تبدیل شود، برتری کلاسیک اسرائیل الزاماً به پیروزی سیاسی منجر نمیشود.
تحول مهمتر در دهههای بعد رخ داد. کاهش تهدید جنگ کلاسیک میان ارتشهای عربی، تجربه طولانی عملیات در کرانه باختری و غزه، رشد فناوریهای اطلاعاتی و ظهور تسلیحات دقیق، اسرائیل را به سمت مدل ارتش کوچکتر، شبکهمحور و متکی بر اطلاعات و آتش دقیق سوق داد. پس از جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ این گرایش حتی بیشتر مورد انتقاد قرار گرفت. در آن جنگ ۳۴ روزه، نیروی هوایی اسرائیل حجم عظیمی از اهداف را مورد حمله قرار داد، اما نتیجه نهایی نشان داد که تخریب زیرساختها از هوا لزوماً به معنای تحمیل شکست راهبردی بر حزبالله نیست. مطالعات نظامی درباره جنگ ۲۰۰۶ نیز به اتکای بیش از حد ارتش اسرائیل بر قدرت هوایی و فناوری، همزمان با تضعیف نسبی آمادگی نیروهای زمینی، اشاره کردهاند.
ادامه در پست زیر
👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/140
پس از ۲۰۰۶، اسرائیل برای حل این مشکل به سمت چیزی حرکت کرد که بعدها در ادبیات نظامی اسرائیل به مفهوم دکترین پیروزی نزدیک شد: افزایش چشمگیر ظرفیت اطلاعاتی، ایجاد بانک گسترده اهداف، ترکیب اطلاعات لحظهای با آتش دقیق و توانایی واردکردن ضربات بسیار سریع به شبکه فرماندهی و تسلیحات دشمن. در سالهای بعد، این مدل بهویژه در عملیات علیه حزبالله توسعه یافت. طبق گزارش فایننشال تایمز، بانک اهداف اسرائیل که در آغاز جنگ ۲۰۰۶ بسیار محدود بود، در سالهای بعد به هزاران هدف از پیش شناساییشده رسید. این تحول به اسرائیل اجازه داد در عملیاتهای بعدی، قدرت هوایی را بسیار مؤثرتر از گذشته با اطلاعات و آتش دقیق ترکیب کند.
اما ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یک مسئله بنیادی را دوباره به مرکز توجه بازگرداند: قدرت هوایی و اطلاعاتی نمیتوانند بهتنهایی زمین را کنترل کنند. اسرائیل برای مقابله با حماس و سپس حزبالله مجبور شد حجم قابل توجهی از نیروهای زمینی را وارد عملیات کند؛ زیرا نابودی تونل، پاکسازی مناطق، کنترل ارتفاعات، کشف انبارهای زیرزمینی و جلوگیری از بازگشت نیروهای دشمن مستلزم حضور فیزیکی است. در چنین شرایطی، مفهوم قدرت نظامی از توانایی واردکردن ضربه به توانایی حفظ کنترل بر محیط عملیاتی تغییر میکند. این تفاوت برای جنگ با حزبالله بسیار مهم است، زیرا بخش قابل توجهی از توان آن در زیر زمین، در مناطق روستایی و در شبکهای از مواضع دفاعی پراکنده شده است.
از این منظر، علیالطاهر نمونهای بسیار روشن از منطق جدید عملیات اسرائیل است. اسرائیل ابتدا منطقهای مرتفع و دارای ارزش عملیاتی را در اختیار میگیرد، سپس شبکه زیرزمینی را شناسایی و پاکسازی میکند، زیرساخت فرماندهی و تسلیحات را منهدم میسازد و در نهایت اعلام میکند که قصد دارد حضور خود را برای جلوگیری از بازسازی توان حزبالله حفظ کند. حتی گزارش شده است که انفجار انهدام این مجموعه توسط سازمان زمینشناسی آمریکا بهصورت یک لرزه با بزرگی ۴.۱ ثبت شده است. بنابراین، مسئله صرفاً انهدام یک تونل نیست؛ مسئله تغییر وضعیت نظامی یک قطعه از زمین و جلوگیری از بازتولید قدرت دشمن در همان محیط است.
در نتیجه، علیالطاهر را میتوان در امتداد یک تحول بزرگتر در دکترین اسرائیل قرار داد. در ۱۹۶۷، اسرائیل نشان داد که چگونه برتری هوایی میتواند راه را برای مانور زمینی باز کند؛ در دهههای بعد، فناوری، اطلاعات و آتش دقیق وزن بیشتری پیدا کردند؛ در ۲۰۰۶ مشخص شد که قدرت هوایی بهتنهایی برای شکست یک سازمان مسلحِ عمیقاً ریشهدار کافی نیست؛ و پس از ۷ اکتبر، ضرورت کنترل زمین، نیروهای ذخیره، مانور زمینی و عملیات چندجبههای دوباره برجسته شده است. بنابراین، تحول احتمالی امروز را نباید بازگشت از نیروی هوایی به نیروی زمینی دانست. تحول مهمتر، حرکت از مدل برتری هوایی و فناوریمحور به مدل ترکیبیتری است که در آن قدرت هوایی، اطلاعات، آتش دقیق و نیروی زمینی برای دستیابی به یک هدف واحد یعنی نابودی توان دشمن و جلوگیری از بازسازی آن در یک فضای جغرافیایی مشخص به کار گرفته میشوند.
از همین منظر، پرسش اصلی درباره علیالطاهر این نیست که آیا اسرائیل یک تونل دو کیلومتری را منهدم کرده است؛ پرسش این است که آیا اسرائیل پس از تجربه ۷ اکتبر و جنگهای چندجبههای به این نتیجه رسیده که بازدارندگی و ضربه از راه دور دیگر کافی نیست و برای جلوگیری از بازسازی دشمن، باید زمین را نیز در اختیار داشته باشد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، علیالطاهر میتواند بیش از یک عملیات تاکتیکی باشد؛ میتواند نشانهای از بازگشت کنترل سرزمینی و ظرفیت جنگ زمینی به مرکز دکترین عملیاتی اسرائیل باشد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
اما ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یک مسئله بنیادی را دوباره به مرکز توجه بازگرداند: قدرت هوایی و اطلاعاتی نمیتوانند بهتنهایی زمین را کنترل کنند. اسرائیل برای مقابله با حماس و سپس حزبالله مجبور شد حجم قابل توجهی از نیروهای زمینی را وارد عملیات کند؛ زیرا نابودی تونل، پاکسازی مناطق، کنترل ارتفاعات، کشف انبارهای زیرزمینی و جلوگیری از بازگشت نیروهای دشمن مستلزم حضور فیزیکی است. در چنین شرایطی، مفهوم قدرت نظامی از توانایی واردکردن ضربه به توانایی حفظ کنترل بر محیط عملیاتی تغییر میکند. این تفاوت برای جنگ با حزبالله بسیار مهم است، زیرا بخش قابل توجهی از توان آن در زیر زمین، در مناطق روستایی و در شبکهای از مواضع دفاعی پراکنده شده است.
از این منظر، علیالطاهر نمونهای بسیار روشن از منطق جدید عملیات اسرائیل است. اسرائیل ابتدا منطقهای مرتفع و دارای ارزش عملیاتی را در اختیار میگیرد، سپس شبکه زیرزمینی را شناسایی و پاکسازی میکند، زیرساخت فرماندهی و تسلیحات را منهدم میسازد و در نهایت اعلام میکند که قصد دارد حضور خود را برای جلوگیری از بازسازی توان حزبالله حفظ کند. حتی گزارش شده است که انفجار انهدام این مجموعه توسط سازمان زمینشناسی آمریکا بهصورت یک لرزه با بزرگی ۴.۱ ثبت شده است. بنابراین، مسئله صرفاً انهدام یک تونل نیست؛ مسئله تغییر وضعیت نظامی یک قطعه از زمین و جلوگیری از بازتولید قدرت دشمن در همان محیط است.
در نتیجه، علیالطاهر را میتوان در امتداد یک تحول بزرگتر در دکترین اسرائیل قرار داد. در ۱۹۶۷، اسرائیل نشان داد که چگونه برتری هوایی میتواند راه را برای مانور زمینی باز کند؛ در دهههای بعد، فناوری، اطلاعات و آتش دقیق وزن بیشتری پیدا کردند؛ در ۲۰۰۶ مشخص شد که قدرت هوایی بهتنهایی برای شکست یک سازمان مسلحِ عمیقاً ریشهدار کافی نیست؛ و پس از ۷ اکتبر، ضرورت کنترل زمین، نیروهای ذخیره، مانور زمینی و عملیات چندجبههای دوباره برجسته شده است. بنابراین، تحول احتمالی امروز را نباید بازگشت از نیروی هوایی به نیروی زمینی دانست. تحول مهمتر، حرکت از مدل برتری هوایی و فناوریمحور به مدل ترکیبیتری است که در آن قدرت هوایی، اطلاعات، آتش دقیق و نیروی زمینی برای دستیابی به یک هدف واحد یعنی نابودی توان دشمن و جلوگیری از بازسازی آن در یک فضای جغرافیایی مشخص به کار گرفته میشوند.
از همین منظر، پرسش اصلی درباره علیالطاهر این نیست که آیا اسرائیل یک تونل دو کیلومتری را منهدم کرده است؛ پرسش این است که آیا اسرائیل پس از تجربه ۷ اکتبر و جنگهای چندجبههای به این نتیجه رسیده که بازدارندگی و ضربه از راه دور دیگر کافی نیست و برای جلوگیری از بازسازی دشمن، باید زمین را نیز در اختیار داشته باشد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، علیالطاهر میتواند بیش از یک عملیات تاکتیکی باشد؛ میتواند نشانهای از بازگشت کنترل سرزمینی و ظرفیت جنگ زمینی به مرکز دکترین عملیاتی اسرائیل باشد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
🔺آیا اسرائیل به جنگ حوثیها میپیوندد؟ نتانیاهو پیشنهاد ائتلاف عربی ـ اسرائیلی را مطرح کرد
بر اساس گزارش روزنامه لبنانی الاخبار به نقل از منابع دیپلماتیک آمریکایی، بنیامین نتانیاهو پیشنهاد کرده است اسرائیل برای مقابله با پیشروی حوثیهای یمن، به کشورهای عربی کمک نظامی و پشتیبانی ارائه دهد و حتی در عملیات علیه این گروه مشارکت کند. این گزارش در حالی منتشر شده که حوثیها اخیراً در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کرده و به منطقه راهبردی بابالمندب نزدیک شدهاند.
https://www.ndtvprofit.com/world/israel-arab-states-to-join-hands-for-houthi-offensive-netanyahu-makes-offer-report-12034658/
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
بر اساس گزارش روزنامه لبنانی الاخبار به نقل از منابع دیپلماتیک آمریکایی، بنیامین نتانیاهو پیشنهاد کرده است اسرائیل برای مقابله با پیشروی حوثیهای یمن، به کشورهای عربی کمک نظامی و پشتیبانی ارائه دهد و حتی در عملیات علیه این گروه مشارکت کند. این گزارش در حالی منتشر شده که حوثیها اخیراً در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کرده و به منطقه راهبردی بابالمندب نزدیک شدهاند.
https://www.ndtvprofit.com/world/israel-arab-states-to-join-hands-for-houthi-offensive-netanyahu-makes-offer-report-12034658/
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
www.ndtvprofit.com
Israel, Arab States To Join Hands For Houthi Offensive? Netanyahu Makes Offer: Report
Israel may join a broader regional campaign against Houthis as the Iran-backed group expands its presence near the Bab al-Mandab Strait, report says.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حوثیها بابالمندب را تهدید میکنند؛ اسرائیل برای حملات موشکی از یمن آماده میشود؟
ההסלמה בתימן - והדריכות בישראל: צה"ל עוקב אחר ההתפתחויות
به گزارش کانال ۱۳ اسرائیل با نگرانی تحولات یمن را دنبال میکند. پس از گزارشها درباره تسلط شورشیان حوثی بر تنگه بابالمندب و حمله به خط لوله نفت عربستان، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد از یمن به سوی اسرائیل آماده کرده است.
ادامه در پست بعدی
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
ההסלמה בתימן - והדריכות בישראל: צה"ל עוקב אחר ההתפתחויות
به گزارش کانال ۱۳ اسرائیل با نگرانی تحولات یمن را دنبال میکند. پس از گزارشها درباره تسلط شورشیان حوثی بر تنگه بابالمندب و حمله به خط لوله نفت عربستان، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد از یمن به سوی اسرائیل آماده کرده است.
ادامه در پست بعدی
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
👍1
🔺حوثیها بابالمندب را تهدید میکنند؛ اسرائیل برای حملات موشکی از یمن آماده میشود؟
اسرائیل با نگرانی تحولات یمن را دنبال میکند. پس از گزارشها درباره تسلط شورشیان حوثی بر تنگه بابالمندب و حمله به خط لوله نفت عربستان، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد از یمن به سوی اسرائیل آماده کرده است.
مهمترین نگرانی ارتش اسرائیل، افزایش توان حوثیها برای حمله به کشتیها از امتداد سواحل یمن و استفاده از موشکهای ضدزره علیه شناورهاست؛ اقدامی که میتواند بر کشتیرانی و تجارت جهانی اثر بگذارد.
مقامهای اسرائیلی همچنین نگراناند که تشدید درگیریها در یمن به بحران بزرگتر میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز نیز سرایت کند. در همین چارچوب، ارتش اسرائیل احتمال حملات مستقیم موشکی و پهپادی حوثیها به خاک اسرائیل را نیز در محاسبات خود قرار داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به حمله به خط لوله نفت عربستان گفت معتقد است حوثیها نمیخواهند با آمریکا وارد جنگ شوند. او همچنین گفت احتمال میدهد ایران پشت این حمله باشد و در اشاره به روابطش با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تأکید کرد که روابط دو کشور خوب است و اوضاع حل خواهد شد.
در همین حال، یک منبع که با شبکه اماراتی العربیه گفتوگو کرده، مدعی شد ترامپ به بن سلمان گفته است آمریکا در زمینه اطلاعاتی و شناسایی و انتخاب اهداف حوثیها در یمن به عربستان کمک خواهد کرد.
به گفته همین منبع، ترامپ و بن سلمان طی روزهای اخیر چند بار درباره تشدید تنشها گفتوگو کردهاند. همزمان، دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، به عربستان سفر کرده و قرار است با مقامهای نظامی و دولتی این کشور درباره هماهنگی میان دو طرف مذاکره کند.
المونیتور نیز گزارش داده است که دستکم ۱۶۰ نیروی نظامی آمریکایی طی هفتههای اخیر در عربستان مستقر شدهاند و در هماهنگیهای اطلاعاتی و عملیاتی مشارکت دارند. بر اساس این گزارش، این همکاری پس از آن افزایش یافت که مشخص شد سپاه پاسداران حمایت خود از حوثیها را افزایش داده و آنها را به تشدید حملات علیه عربستان سوق داده است.
در روزهای اخیر، درگیری میان حوثیهای مورد حمایت ایران و عربستان سعودی که از دولت یمن پشتیبانی میکند، افزایش یافته است؛ بحرانی که اکنون به یکی از جبهههای مهمتر در درگیری منطقهای بر سر ایران تبدیل شده و میتواند امنیت عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
روز پنجشنبه، خط لوله راهبردی شرق – غرب عربستان در چند نقطه هدف حمله قرار گرفت. وزارت انرژی عربستان پس از این حادثه اعلام کرد خط لوله بهعنوان یک اقدام احتیاطی بهطور موقت بسته شده است.
عربستان همان روز اعلام کرد پهپادهای مهاجم از عراق شلیک شدهاند. یک روز بعد، دولت عراق نیز اعلام کرد تحقیقات اولیه نشان میدهد این پهپادها از جنوبشرقی این کشور، در استان میسان و نزدیک مرز ایران، پرتاب شدهاند؛ منطقهای که محل فعالیت گروههای شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران است.
با این حال، تا این لحظه این حمله رسماً به هیچ کشور، گروه یا سازمانی نسبت داده نشده است.
اکنون یک نگرانی بزرگ در حال شکلگیری است: اگر حوثیها همزمان فشار بر کشتیرانی در بابالمندب و حملات دوربرد را افزایش دهند، آیا بحران یمن به جبههای تازه در رویارویی منطقهای با ایران تبدیل خواهد شد؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
اسرائیل با نگرانی تحولات یمن را دنبال میکند. پس از گزارشها درباره تسلط شورشیان حوثی بر تنگه بابالمندب و حمله به خط لوله نفت عربستان، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال شلیک موشکهای بالستیک و پهپاد از یمن به سوی اسرائیل آماده کرده است.
مهمترین نگرانی ارتش اسرائیل، افزایش توان حوثیها برای حمله به کشتیها از امتداد سواحل یمن و استفاده از موشکهای ضدزره علیه شناورهاست؛ اقدامی که میتواند بر کشتیرانی و تجارت جهانی اثر بگذارد.
مقامهای اسرائیلی همچنین نگراناند که تشدید درگیریها در یمن به بحران بزرگتر میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز نیز سرایت کند. در همین چارچوب، ارتش اسرائیل احتمال حملات مستقیم موشکی و پهپادی حوثیها به خاک اسرائیل را نیز در محاسبات خود قرار داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به حمله به خط لوله نفت عربستان گفت معتقد است حوثیها نمیخواهند با آمریکا وارد جنگ شوند. او همچنین گفت احتمال میدهد ایران پشت این حمله باشد و در اشاره به روابطش با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تأکید کرد که روابط دو کشور خوب است و اوضاع حل خواهد شد.
در همین حال، یک منبع که با شبکه اماراتی العربیه گفتوگو کرده، مدعی شد ترامپ به بن سلمان گفته است آمریکا در زمینه اطلاعاتی و شناسایی و انتخاب اهداف حوثیها در یمن به عربستان کمک خواهد کرد.
به گفته همین منبع، ترامپ و بن سلمان طی روزهای اخیر چند بار درباره تشدید تنشها گفتوگو کردهاند. همزمان، دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، به عربستان سفر کرده و قرار است با مقامهای نظامی و دولتی این کشور درباره هماهنگی میان دو طرف مذاکره کند.
المونیتور نیز گزارش داده است که دستکم ۱۶۰ نیروی نظامی آمریکایی طی هفتههای اخیر در عربستان مستقر شدهاند و در هماهنگیهای اطلاعاتی و عملیاتی مشارکت دارند. بر اساس این گزارش، این همکاری پس از آن افزایش یافت که مشخص شد سپاه پاسداران حمایت خود از حوثیها را افزایش داده و آنها را به تشدید حملات علیه عربستان سوق داده است.
در روزهای اخیر، درگیری میان حوثیهای مورد حمایت ایران و عربستان سعودی که از دولت یمن پشتیبانی میکند، افزایش یافته است؛ بحرانی که اکنون به یکی از جبهههای مهمتر در درگیری منطقهای بر سر ایران تبدیل شده و میتواند امنیت عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
روز پنجشنبه، خط لوله راهبردی شرق – غرب عربستان در چند نقطه هدف حمله قرار گرفت. وزارت انرژی عربستان پس از این حادثه اعلام کرد خط لوله بهعنوان یک اقدام احتیاطی بهطور موقت بسته شده است.
عربستان همان روز اعلام کرد پهپادهای مهاجم از عراق شلیک شدهاند. یک روز بعد، دولت عراق نیز اعلام کرد تحقیقات اولیه نشان میدهد این پهپادها از جنوبشرقی این کشور، در استان میسان و نزدیک مرز ایران، پرتاب شدهاند؛ منطقهای که محل فعالیت گروههای شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران است.
با این حال، تا این لحظه این حمله رسماً به هیچ کشور، گروه یا سازمانی نسبت داده نشده است.
اکنون یک نگرانی بزرگ در حال شکلگیری است: اگر حوثیها همزمان فشار بر کشتیرانی در بابالمندب و حملات دوربرد را افزایش دهند، آیا بحران یمن به جبههای تازه در رویارویی منطقهای با ایران تبدیل خواهد شد؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
רשת 13
ההסלמה בתימן – והדריכות בישראל: צה"ל עוקב אחר ההתפתחויות | חדשות 13
אחרי ההשתלטות של המורדים החות'ים על מצר באב-אל מנדב, והדיווחים על תקיפת צינור הנפט הסעודי, בצה"ל נערכים גם לאפשרות של שיגורי טילים בליסטיים וכטב"מים מתימן לעבר ישראל - ולהשפעה גם על ההסלמה בין ארה"ב לאיראן במצר הורמוז
#نمایه_۲۳ | #אינדקס_23
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺از غزه تا هرمز؛ وقتی جغرافیای جنگ از اسرائیل بزرگتر میشود!
آیا اسرائیل مانند سابق قادر به تعیین هزینههای جنگ و میدانهای جدید است؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺از غزه تا هرمز؛ وقتی جغرافیای جنگ از اسرائیل بزرگتر میشود!
آیا اسرائیل مانند سابق قادر به تعیین هزینههای جنگ و میدانهای جدید است؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
#نمایه_۲۳ | #אינדקס_23
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ |🔺از غزه تا هرمز؛ وقتی جغرافیای جنگ از اسرائیل بزرگتر میشود
⚠️این نمایه شامل ۳ صفحه است که میتوانید در ادامه هر صفحه پیشین، صفحه بعدی را بخوانید.
جنگهای خاورمیانه معمولاً در جایی آغاز میشوند و در جای دیگری معنای واقعی خود را آشکار میکنند. امروز، در نزدیکی جزیره قشم، یک کشتی تجاری ایرانی هدف اصابت پرتابه قرار گرفت؛ یک نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. عامل حمله هنوز بهطور مستقل مشخص نشده است، هرچند ایران آن را به یک «دشمن تروریستی» نسبت داده است. در همان روز، حوثیهای یمن مسئولیت حملات موشکی و پهپادی تازه علیه عربستان را بر عهده گرفتند آن هم در شرایطی که پیشروی سریع آنها در امتداد ساحل دریای سرخ، از تصرف موکا تا رسیدن به مناطق راهبردی نزدیک بابالمندب، نگرانیها درباره امنیت دومین گلوگاه بزرگ دریایی منطقه را افزایش داده است.
در نگاه اول، اینها مجموعهای از بحرانهای جداگانه به نظر میرسند: غزه یک جنگ دارد، لبنان مسئلهای دیگر است، ایران و آمریکا درگیرند، هرمز ناامن شده، حوثیها به عربستان حمله میکنند و دریای سرخ دوباره به صحنه رقابت نظامی تبدیل شده است. اما شاید مهمترین اشتباه در فهم وضعیت کنونی همین باشد که هنوز برای هر بحران یک نقشه جداگانه بکشیم. خاورمیانه امروز لزوماً وارد یک جنگ واحد نشده است، اما جنگهای آن دیگر بهسادگی از یکدیگر جداشدنی نیستند.
برای اسرائیل، این تمایز اهمیت اساسی دارد. مسئله تلآویو دیگر صرفاً این نیست که در چند جبهه میجنگد. اسرائیل دهههاست با مفهوم جنگ چندجبههای زندگی میکند؛ از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و ایران. آنچه اکنون تغییر کرده، تعداد جبههها نیست، بلکه جغرافیای تولید هزینههای جنگ است. هزینهای که زمانی عمدتاً در مرزهای اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی تولید میشد، اکنون در تنگه هرمز، دریای سرخ، زیرساختهای انرژی عربستان و بازار جهانی نفت نیز تولید میشود؛ میدانهایی که اسرائیل در آنها یک بازیگر مهم است، اما بازیگر تعیینکننده نیست.
برای فهم این تحول باید ابتدا یک روایت ساده اما گمراهکننده را کنار بگذاریم: اینکه همه چیز از غزه آغاز شد و سپس جنگ به سایر نقاط منطقه سرایت کرد. جنگ غزه، که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ وارد مرحلهای ویرانگر شد، بدون تردید یکی از مهمترین محرکهای بازآرایی منطقهای بود. حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ نیز در ابتدا خود را با جنگ غزه پیوند میداد. اما آنچه امروز در هرمز، خلیج فارس و یمن رخ میدهد، دیگر صرفاً امتداد خطی جنگ غزه نیست. جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران، که اکنون شش ماه از آغاز آن میگذرد، یک سطح مستقل و جدید از منازعه ایجاد کرده است. چنین سطحی که منطق خود را دارد، پیامدهایش از میدانهای نظامی فراتر رفته و مستقیماً به امنیت انرژی و تجارت جهانی رسیده است.
این همان نقطهای است که دو نام جغرافیایی اهمیت فوقالعاده پیدا میکنند: هرمز و بابالمندب. هرمز در شرق و بابالمندب در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارند، اما بحران امروز این دو را در یک معادله راهبردی قرار داده است. پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. اکنون تردد در این مسیر بهشدت مختل شده و مذاکرات برای ایجاد سازوکار عبور امن هنوز به توافق عملی و پایدار نرسیده است. همزمان، حوثیها پس از تصرف موکا در ساحل دریای سرخ، به مناطق راهبردی نزدیک بابالمندب پیشروی کردهاند و گزارش رویترز از رسیدن آنها به جزیره پریم و مناطق نزدیک دهانه این آبراه حکایت دارد.
با این حال، در تحلیل این وضعیت باید از اغراق پرهیز کنیم. حوثیها هنوز کنترل کامل بابالمندب را در اختیار ندارند و چنین ادعایی با وضعیت میدانی سازگار نیست. اما کنترل کامل یک تنگه تنها راه ایجاد بحران نیست. در اقتصاد جهانی، گاهی توان تهدید به اندازه کنترل اهمیت پیدا میکند. اگر یک بازیگر بتواند ریسک عبور از یک مسیر را به اندازه کافی افزایش دهد، شرکتهای کشتیرانی مسیرهای خود را تغییر میدهند، حق بیمه افزایش مییابد، زمان حملونقل طولانیتر میشود و قیمت انرژی پیش از آنکه یک تنگه رسماً بسته شود، واکنش نشان میدهد. بنابراین مسئله اصلی در بابالمندب این نیست که آیا حوثیها فردا پرچم خود را بر تمام آبراه برافراشتهاند یا نه مسئله این است که پیشروی آنها ظرفیت تهدید یک مسیر حیاتی را افزایش داده است.
ادامه در صفحه دوم 👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/146
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ |🔺از غزه تا هرمز؛ وقتی جغرافیای جنگ از اسرائیل بزرگتر میشود
⚠️این نمایه شامل ۳ صفحه است که میتوانید در ادامه هر صفحه پیشین، صفحه بعدی را بخوانید.
جنگهای خاورمیانه معمولاً در جایی آغاز میشوند و در جای دیگری معنای واقعی خود را آشکار میکنند. امروز، در نزدیکی جزیره قشم، یک کشتی تجاری ایرانی هدف اصابت پرتابه قرار گرفت؛ یک نفر کشته و چهار نفر زخمی شدند. عامل حمله هنوز بهطور مستقل مشخص نشده است، هرچند ایران آن را به یک «دشمن تروریستی» نسبت داده است. در همان روز، حوثیهای یمن مسئولیت حملات موشکی و پهپادی تازه علیه عربستان را بر عهده گرفتند آن هم در شرایطی که پیشروی سریع آنها در امتداد ساحل دریای سرخ، از تصرف موکا تا رسیدن به مناطق راهبردی نزدیک بابالمندب، نگرانیها درباره امنیت دومین گلوگاه بزرگ دریایی منطقه را افزایش داده است.
در نگاه اول، اینها مجموعهای از بحرانهای جداگانه به نظر میرسند: غزه یک جنگ دارد، لبنان مسئلهای دیگر است، ایران و آمریکا درگیرند، هرمز ناامن شده، حوثیها به عربستان حمله میکنند و دریای سرخ دوباره به صحنه رقابت نظامی تبدیل شده است. اما شاید مهمترین اشتباه در فهم وضعیت کنونی همین باشد که هنوز برای هر بحران یک نقشه جداگانه بکشیم. خاورمیانه امروز لزوماً وارد یک جنگ واحد نشده است، اما جنگهای آن دیگر بهسادگی از یکدیگر جداشدنی نیستند.
برای اسرائیل، این تمایز اهمیت اساسی دارد. مسئله تلآویو دیگر صرفاً این نیست که در چند جبهه میجنگد. اسرائیل دهههاست با مفهوم جنگ چندجبههای زندگی میکند؛ از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و ایران. آنچه اکنون تغییر کرده، تعداد جبههها نیست، بلکه جغرافیای تولید هزینههای جنگ است. هزینهای که زمانی عمدتاً در مرزهای اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی تولید میشد، اکنون در تنگه هرمز، دریای سرخ، زیرساختهای انرژی عربستان و بازار جهانی نفت نیز تولید میشود؛ میدانهایی که اسرائیل در آنها یک بازیگر مهم است، اما بازیگر تعیینکننده نیست.
برای فهم این تحول باید ابتدا یک روایت ساده اما گمراهکننده را کنار بگذاریم: اینکه همه چیز از غزه آغاز شد و سپس جنگ به سایر نقاط منطقه سرایت کرد. جنگ غزه، که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ وارد مرحلهای ویرانگر شد، بدون تردید یکی از مهمترین محرکهای بازآرایی منطقهای بود. حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ نیز در ابتدا خود را با جنگ غزه پیوند میداد. اما آنچه امروز در هرمز، خلیج فارس و یمن رخ میدهد، دیگر صرفاً امتداد خطی جنگ غزه نیست. جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران، که اکنون شش ماه از آغاز آن میگذرد، یک سطح مستقل و جدید از منازعه ایجاد کرده است. چنین سطحی که منطق خود را دارد، پیامدهایش از میدانهای نظامی فراتر رفته و مستقیماً به امنیت انرژی و تجارت جهانی رسیده است.
این همان نقطهای است که دو نام جغرافیایی اهمیت فوقالعاده پیدا میکنند: هرمز و بابالمندب. هرمز در شرق و بابالمندب در جنوب غربی شبهجزیره عربستان قرار دارند، اما بحران امروز این دو را در یک معادله راهبردی قرار داده است. پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. اکنون تردد در این مسیر بهشدت مختل شده و مذاکرات برای ایجاد سازوکار عبور امن هنوز به توافق عملی و پایدار نرسیده است. همزمان، حوثیها پس از تصرف موکا در ساحل دریای سرخ، به مناطق راهبردی نزدیک بابالمندب پیشروی کردهاند و گزارش رویترز از رسیدن آنها به جزیره پریم و مناطق نزدیک دهانه این آبراه حکایت دارد.
با این حال، در تحلیل این وضعیت باید از اغراق پرهیز کنیم. حوثیها هنوز کنترل کامل بابالمندب را در اختیار ندارند و چنین ادعایی با وضعیت میدانی سازگار نیست. اما کنترل کامل یک تنگه تنها راه ایجاد بحران نیست. در اقتصاد جهانی، گاهی توان تهدید به اندازه کنترل اهمیت پیدا میکند. اگر یک بازیگر بتواند ریسک عبور از یک مسیر را به اندازه کافی افزایش دهد، شرکتهای کشتیرانی مسیرهای خود را تغییر میدهند، حق بیمه افزایش مییابد، زمان حملونقل طولانیتر میشود و قیمت انرژی پیش از آنکه یک تنگه رسماً بسته شود، واکنش نشان میدهد. بنابراین مسئله اصلی در بابالمندب این نیست که آیا حوثیها فردا پرچم خود را بر تمام آبراه برافراشتهاند یا نه مسئله این است که پیشروی آنها ظرفیت تهدید یک مسیر حیاتی را افزایش داده است.
ادامه در صفحه دوم 👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/146
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که عربستان را وارد معادله کنیم. ریاض در بحران کنونی صرفاً یک کشور نگران نیست؛ هم یک بازیگر امنیتی است، هم هدف حملات قرار گرفته و هم بزرگترین صادرکننده نفت جهان است. وقتی هرمز ناامن شود، مسیرهای صادراتی عربستان از دریای سرخ اهمیت بیشتری پیدا میکنند. اما در حال حاضر همان مسیر جایگزین نیز با پیشروی حوثیها و افزایش تهدید در بابالمندب تحت فشار قرار گرفته است. حملات اخیر به عربستان حتی به زیرساختهای انتقال نفت آسیب زده و ریاض ناچار شده یکی از خطوط اصلی خود را موقتاً متوقف کند. به همین جهت مهمترین مسئله در حال حاضر نباید این باشد که اگر تنگه هرمز در عبور نفت دچار اختلال شد نفت باید از کجا عبور کند بلکه پرسش دشوارتر این است که اگر مسیرهای جایگزین نیز آسیبپذیر شوند، شبکه انرژی چگونه خود را بازتنظیم خواهد کرد؟
این دقیقاً همان تغییری است که اسرائیل را با یک مسئله راهبردی جدید روبهرو میکند. تلآویو ممکن است همچنان در غزه بازیگر اصلی نظامی باشد و در لبنان نیز یکی از بازیگران اصلی تعیینکننده آینده ترتیبات امنیتی جنوب این کشور باقی بماند، اما در هرمز معادله در اختیار اسرائیل نیست. ایران، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و بازیگران تجاری بینالمللی در آنجا نقش دارند. در بابالمندب نیز اسرائیل تنها یکی از بازیگران محیطی بسیار بزرگتر است. این نقطه حوثیها، عربستان، نیروهای یمنی، آمریکا و کشورهای ساحلی دریای سرخ هر یک بخشی از معادله را تشکیل میدهند.
به بیان دیگر، اسرائیل هنوز توانایی قابلتوجهی برای اعمال قدرت دارد، اما دیگر نمیتواند بهتنهایی محل تولید هزینههای جنگ را تعیین کند. این تفاوت ظریفی است، اما درک آن برای فهم بحران امروز ضروری است. یک کشور ممکن است در میدان نظامی دست بالا را داشته باشد، اما اگر هزینههای جنگ در میدانهایی تولید شوند که خارج از کنترل مستقیم آن قرار داشته باشند، قدرت نظامی بهتنهایی برای کنترل کل بحران کافی نخواهد بود. افزایش قیمت نفت، اختلال در تجارت جهانی و آسیبپذیری زیرساختهای انرژی عربستان نمونههایی از هزینههایی هستند که جنگ را از میدان نبرد خارج و به اقتصاد جهانی منتقل میکنند. قیمت نفت اکنون دوباره از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و بحران هرمز و دریای سرخ به یکی از عوامل اصلی این جهش تبدیل شده است.
در این میان، آمریکا نیز بازیگری است که نمیتوان آن را در حاشیه تحلیل قرار داد. واشنگتن صرفاً متحد اسرائیل نیست بلکه در جنگ با ایران خود یک طرف مستقیم منازعه است. همین مسئله ساختار بحران را پیچیدهتر میکند. تصمیمی در واشنگتن میتواند به پاسخ ایران منجر شود؛ پاسخ ایران میتواند به هرمز منتقل شود؛ اختلال در هرمز میتواند فشار بر بازار انرژی را افزایش دهد؛ و افزایش فشار بر مسیرهای انرژی میتواند اهمیت بابالمندب و دریای سرخ را چند برابر کند. این یک زنجیره خطی نیست، بلکه شبکهای از واکنشهاست که در آن هر بازیگر تلاش میکند فشار را به نقطهای منتقل کند که برای طرف مقابل هزینه بیشتری ایجاد کند.
نقش ایران نیز در این چارچوب نیازمند بازنگری است. برای سالها، یکی از ویژگیهای اصلی راهبرد منطقهای تهران استفاده از شبکه نیروهای همسو بود که عبارت بودن از؛ حزبالله در لبنان، گروههای مسلح در عراق و حوثیها در یمن. شایان ذکر است که بحران کنونی نشان میدهد که فشار غیرمستقیم دیگر تنها لایه این معماری نیست. تقابل مستقیم موشکی، فشار دریایی و استفاده از ظرفیت نیروهای همسو اکنون در کنار هم قرار گرفتهاند. این به معنای آن نیست که ایران کنترل کامل و مکانیکی بر همه بازیگران همسو دارد یا هر عملیات آنها مستقیماً از تهران دستور میگیرد؛ چنین تصویری با واقعیت پیچیده روابط منطقهای سازگار نیست. اما گزارشهای رویترز از منابع یمنی، ایرانی و منطقهای نشان میدهد که پیشروی اخیر حوثیها با افزایش حمایت و راهنمایی ایران همراه بوده است. بنابراین شاید دقیقترین توصیف این باشد که ایران از راهبرد فشار شبکهای عبور نکرده، بلکه فشار مستقیم را به لایه مهمتری از معماری جنگ و بازدارندگی خود افزوده است.
لبنان نیز در این میان تنها یک جبهه نظامی نیست. حتی اگر سطح درگیری کاهش یابد، مسئله اصلی باقی میماند: نظم امنیتی جنوب لبنان چگونه باید بازسازی شود؟ حضور نیروهای بینالمللی، توان ارتش لبنان و وضعیت حزبالله، همگی بخشی از مسئلهای هستند که پاسخ آن هنوز روشن نیست. بنابراین اسرائیل در شمال فقط با پرسش جنگ یا صلح روبهرو نیست بلکه با مسئله دشوارتر چه نظم امنیتی پس از جنگی میتواند دوام بیاورد؟ مواجه است. این نوع مسئله با حملات هوایی یا عملیات نظامی بهتنهایی حل نمیشود.
ادامه در صفحه سوم 👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/147
این دقیقاً همان تغییری است که اسرائیل را با یک مسئله راهبردی جدید روبهرو میکند. تلآویو ممکن است همچنان در غزه بازیگر اصلی نظامی باشد و در لبنان نیز یکی از بازیگران اصلی تعیینکننده آینده ترتیبات امنیتی جنوب این کشور باقی بماند، اما در هرمز معادله در اختیار اسرائیل نیست. ایران، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و بازیگران تجاری بینالمللی در آنجا نقش دارند. در بابالمندب نیز اسرائیل تنها یکی از بازیگران محیطی بسیار بزرگتر است. این نقطه حوثیها، عربستان، نیروهای یمنی، آمریکا و کشورهای ساحلی دریای سرخ هر یک بخشی از معادله را تشکیل میدهند.
به بیان دیگر، اسرائیل هنوز توانایی قابلتوجهی برای اعمال قدرت دارد، اما دیگر نمیتواند بهتنهایی محل تولید هزینههای جنگ را تعیین کند. این تفاوت ظریفی است، اما درک آن برای فهم بحران امروز ضروری است. یک کشور ممکن است در میدان نظامی دست بالا را داشته باشد، اما اگر هزینههای جنگ در میدانهایی تولید شوند که خارج از کنترل مستقیم آن قرار داشته باشند، قدرت نظامی بهتنهایی برای کنترل کل بحران کافی نخواهد بود. افزایش قیمت نفت، اختلال در تجارت جهانی و آسیبپذیری زیرساختهای انرژی عربستان نمونههایی از هزینههایی هستند که جنگ را از میدان نبرد خارج و به اقتصاد جهانی منتقل میکنند. قیمت نفت اکنون دوباره از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و بحران هرمز و دریای سرخ به یکی از عوامل اصلی این جهش تبدیل شده است.
در این میان، آمریکا نیز بازیگری است که نمیتوان آن را در حاشیه تحلیل قرار داد. واشنگتن صرفاً متحد اسرائیل نیست بلکه در جنگ با ایران خود یک طرف مستقیم منازعه است. همین مسئله ساختار بحران را پیچیدهتر میکند. تصمیمی در واشنگتن میتواند به پاسخ ایران منجر شود؛ پاسخ ایران میتواند به هرمز منتقل شود؛ اختلال در هرمز میتواند فشار بر بازار انرژی را افزایش دهد؛ و افزایش فشار بر مسیرهای انرژی میتواند اهمیت بابالمندب و دریای سرخ را چند برابر کند. این یک زنجیره خطی نیست، بلکه شبکهای از واکنشهاست که در آن هر بازیگر تلاش میکند فشار را به نقطهای منتقل کند که برای طرف مقابل هزینه بیشتری ایجاد کند.
نقش ایران نیز در این چارچوب نیازمند بازنگری است. برای سالها، یکی از ویژگیهای اصلی راهبرد منطقهای تهران استفاده از شبکه نیروهای همسو بود که عبارت بودن از؛ حزبالله در لبنان، گروههای مسلح در عراق و حوثیها در یمن. شایان ذکر است که بحران کنونی نشان میدهد که فشار غیرمستقیم دیگر تنها لایه این معماری نیست. تقابل مستقیم موشکی، فشار دریایی و استفاده از ظرفیت نیروهای همسو اکنون در کنار هم قرار گرفتهاند. این به معنای آن نیست که ایران کنترل کامل و مکانیکی بر همه بازیگران همسو دارد یا هر عملیات آنها مستقیماً از تهران دستور میگیرد؛ چنین تصویری با واقعیت پیچیده روابط منطقهای سازگار نیست. اما گزارشهای رویترز از منابع یمنی، ایرانی و منطقهای نشان میدهد که پیشروی اخیر حوثیها با افزایش حمایت و راهنمایی ایران همراه بوده است. بنابراین شاید دقیقترین توصیف این باشد که ایران از راهبرد فشار شبکهای عبور نکرده، بلکه فشار مستقیم را به لایه مهمتری از معماری جنگ و بازدارندگی خود افزوده است.
لبنان نیز در این میان تنها یک جبهه نظامی نیست. حتی اگر سطح درگیری کاهش یابد، مسئله اصلی باقی میماند: نظم امنیتی جنوب لبنان چگونه باید بازسازی شود؟ حضور نیروهای بینالمللی، توان ارتش لبنان و وضعیت حزبالله، همگی بخشی از مسئلهای هستند که پاسخ آن هنوز روشن نیست. بنابراین اسرائیل در شمال فقط با پرسش جنگ یا صلح روبهرو نیست بلکه با مسئله دشوارتر چه نظم امنیتی پس از جنگی میتواند دوام بیاورد؟ مواجه است. این نوع مسئله با حملات هوایی یا عملیات نظامی بهتنهایی حل نمیشود.
ادامه در صفحه سوم 👇👇👇👇
https://t.me/Israel_Index/147
و در داخل اسرائیل نیز جنگ هزینهای دارد که روی هیچ نقشه نظامی دیده نمیشود. جنگ طولانیمدت فقط به موشک و هواپیما نیاز ندارد. چنین جنگی نیازمند انسجام سیاسی، ظرفیت تصمیمگیری، اقتصاد، نیروی انسانی و اعتماد عمومی نیز میباشد. این مسئله برای اسرائیل در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که سیاست داخلی آن نیز با رقابتهای شدید و شکافهای سیاسی روبهروست. در چنین شرایطی، هر گسترش جدید جنگ فقط یک مسئله نظامی نیست و میتواند یک مسئله برای ظرفیت سیاسی دولت نیز باشد.
بنابراین شاید امروز زود باشد که بگوییم اسرائیل کنترل جنگ را از دست داده است. چنین نتیجهگیریای بیش از آنکه تحلیل باشد، اغراق خواهد بود. اسرائیل همچنان یکی از قدرتمندترین بازیگران نظامی منطقه است و در برخی جبههها ابتکار عمل قابلتوجهی دارد. اما گفتن اینکه تلآویو همچنان میتواند جغرافیای کل بحران را تعیین کند نیز دیگر با واقعیت امروز سازگار نیست.
آنچه در حال شکلگیری است، چیزی میان این دو است: یک سامانه جنگی چندلایه که در آن غزه همچنان میسوزد، لبنان هنوز مسئله امنیتی حلنشده دارد، ایران و آمریکا درگیر جنگی مستقیمتر هستند، هرمز به یک متغیر فعال بحران تبدیل شده، حوثیها فشار بر دریای سرخ را افزایش دادهاند و عربستان همزمان به بازیگر و هدف تبدیل شده است. بازار جهانی نفت نیز هزینه این همه را به بیرون از خاورمیانه منتقل میکند.
شاید به همین دلیل، پرسش اصلی برای اسرائیل دیگر این نباشد که در چند جبهه میجنگد. پرسش مهمتر این است که در چند میدان دیگر، بازیگران دیگر میتوانند هزینه این جنگ را تولید کنند؟
این تفاوت کوچکی نیست زیرا در جنگهای منطقهای، همیشه قدرتمندترین ارتش، تعیینکننده همه نتایج نیست. قدرت نظامی میتواند یک دشمن را هدف قرار دهد، اما نمیتواند بهتنهایی قیمت نفت را کنترل کند، امنیت همه خطوط کشتیرانی را تضمین کند، آینده جنوب لبنان را طراحی کند یا مانع از آن شود که یک بحران در نقطهای دورتر به هزینهای سیاسی و اقتصادی در داخل کشور تبدیل شود.
شاید مهمترین تحول امروز خاورمیانه همین باشد که جغرافیای جنگ از مرزهای اسرائیل بزرگتر شده است. اما مسئله حتی از این نیز فراتر میرود. جغرافیای تولید هزینههای جنگ نیز اکنون از کنترل تلآویو بزرگتر شده است.
و این شاید همان پرسشی باشد که باید در نمایه امشب در برابر اسرائیل گذاشت:
آیا تلآویو هنوز میتواند جغرافیای جنگ را تعیین کند؟ یا جنگ اکنون وارد مرحلهای شده که جغرافیای آن، بیش از گذشته، خود را بر تصمیمات تلآویو تحمیل میکند؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
بنابراین شاید امروز زود باشد که بگوییم اسرائیل کنترل جنگ را از دست داده است. چنین نتیجهگیریای بیش از آنکه تحلیل باشد، اغراق خواهد بود. اسرائیل همچنان یکی از قدرتمندترین بازیگران نظامی منطقه است و در برخی جبههها ابتکار عمل قابلتوجهی دارد. اما گفتن اینکه تلآویو همچنان میتواند جغرافیای کل بحران را تعیین کند نیز دیگر با واقعیت امروز سازگار نیست.
آنچه در حال شکلگیری است، چیزی میان این دو است: یک سامانه جنگی چندلایه که در آن غزه همچنان میسوزد، لبنان هنوز مسئله امنیتی حلنشده دارد، ایران و آمریکا درگیر جنگی مستقیمتر هستند، هرمز به یک متغیر فعال بحران تبدیل شده، حوثیها فشار بر دریای سرخ را افزایش دادهاند و عربستان همزمان به بازیگر و هدف تبدیل شده است. بازار جهانی نفت نیز هزینه این همه را به بیرون از خاورمیانه منتقل میکند.
شاید به همین دلیل، پرسش اصلی برای اسرائیل دیگر این نباشد که در چند جبهه میجنگد. پرسش مهمتر این است که در چند میدان دیگر، بازیگران دیگر میتوانند هزینه این جنگ را تولید کنند؟
این تفاوت کوچکی نیست زیرا در جنگهای منطقهای، همیشه قدرتمندترین ارتش، تعیینکننده همه نتایج نیست. قدرت نظامی میتواند یک دشمن را هدف قرار دهد، اما نمیتواند بهتنهایی قیمت نفت را کنترل کند، امنیت همه خطوط کشتیرانی را تضمین کند، آینده جنوب لبنان را طراحی کند یا مانع از آن شود که یک بحران در نقطهای دورتر به هزینهای سیاسی و اقتصادی در داخل کشور تبدیل شود.
شاید مهمترین تحول امروز خاورمیانه همین باشد که جغرافیای جنگ از مرزهای اسرائیل بزرگتر شده است. اما مسئله حتی از این نیز فراتر میرود. جغرافیای تولید هزینههای جنگ نیز اکنون از کنترل تلآویو بزرگتر شده است.
و این شاید همان پرسشی باشد که باید در نمایه امشب در برابر اسرائیل گذاشت:
آیا تلآویو هنوز میتواند جغرافیای جنگ را تعیین کند؟ یا جنگ اکنون وارد مرحلهای شده که جغرافیای آن، بیش از گذشته، خود را بر تصمیمات تلآویو تحمیل میکند؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
🗞 مروری بر صفحهی نخست روزنامههای صبح امروز اسرائیل
📆 دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵
#جروزالم_ریپورت با تیتر نبرد پای صندوق رأی مینویسد انتخابات پیش روی اسرائیل میتواند مشخص کند که این کشور مسیر کنونی خود را ادامه خواهد داد یا راهی تازه در پیش میگیرد.
#جروزالم_پست در گزارشی به حمله به خطوط نفتی عربستان پرداخته و مینویسد این حمله قدرت نیروهای نیابتی ایران را آشکار میکند. این روزنامه در خبری دیگر گزارش داده است که گفتگوهای اسرائیل و لبنان که قرار بود در رم برگزار شود، در وانشگتن دی سی برگزار میشود. فشار آمریکا به اسرائیل در مورد جنگ غزه پس از حمله نافرجم به قطر از زبان جرد کوشنر خبر دیگر این روزنامه است.
#هاآرتص به انفجار خطوط لوله نفتی عربستان پرداخته و مینویسد ترامپ سعودیها را تنها گذاشت. این روزنامه همچنین از سه شنبه فاجعه بار برای نتانیاهو خبر میدهد که نظرسنجیها نتانیاهو عقب افتاد، بسته تحریمی بریتانیا علیه شهرکهای اسرائیلی اعلام شد و فاش شدن هشدار محمد بن زاید قبل از حمله ۷ اکتبر به نتانیاهو بود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
📆 دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵
#جروزالم_ریپورت با تیتر نبرد پای صندوق رأی مینویسد انتخابات پیش روی اسرائیل میتواند مشخص کند که این کشور مسیر کنونی خود را ادامه خواهد داد یا راهی تازه در پیش میگیرد.
#جروزالم_پست در گزارشی به حمله به خطوط نفتی عربستان پرداخته و مینویسد این حمله قدرت نیروهای نیابتی ایران را آشکار میکند. این روزنامه در خبری دیگر گزارش داده است که گفتگوهای اسرائیل و لبنان که قرار بود در رم برگزار شود، در وانشگتن دی سی برگزار میشود. فشار آمریکا به اسرائیل در مورد جنگ غزه پس از حمله نافرجم به قطر از زبان جرد کوشنر خبر دیگر این روزنامه است.
#هاآرتص به انفجار خطوط لوله نفتی عربستان پرداخته و مینویسد ترامپ سعودیها را تنها گذاشت. این روزنامه همچنین از سه شنبه فاجعه بار برای نتانیاهو خبر میدهد که نظرسنجیها نتانیاهو عقب افتاد، بسته تحریمی بریتانیا علیه شهرکهای اسرائیلی اعلام شد و فاش شدن هشدار محمد بن زاید قبل از حمله ۷ اکتبر به نتانیاهو بود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
🔺سهشنبه فاجعهبار برای نتانیاهو؛ پس چرا نقشه انتخاباتی تقریباً تغییر نکرد؟
سهشنبه میتوانست یکی از بدترین روزهای انتخاباتی بنیامین نتانیاهو در سالهای اخیر باشد؛ اما برخلاف انتظار، آسیب سیاسی واردشده به نخستوزیر در نظرسنجیها بسیار محدود باقی ماند.
نخست، احزاب ائتلاف باید فهرستهای نهایی نامزدهای خود را ثبت میکردند و نتانیاهو نتوانست برخی بازیگران کلیدی سیاسی را به ائتلافهایی که برای بیشینه کردن آرای اردوگاه او در انتخابات آینده لازم میدانست، متقاعد کند.
سپس بریتانیا از اعمال یک بسته شدید تحریمی علیه صادرات و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری خبر داد. بریتانیا در این مسیر تنها نیست و شمار کشورهایی که به چنین سیاستی پیوستهاند به ۱۲ کشور رسیده است.
نتانیاهو باید سالها پیش میدانست که چنین فشاری در راه است. اما او نخستوزیر اسرائیل بود و میتوانست، برای نمونه، با برخورد جدی و واقعی با خشونت اسرائیلیها علیه فلسطینیان در کرانه باختری، زمینه اعمال این تحریمها را کاهش دهد؛ خشونتی که در خارج از اسرائیل نیز بهوضوح دیده میشد.
این استدلال که چنین اقدامی هیچ فایدهای نداشت، چون کشورهای غربی در هر صورت ضد اسرائیل هستند، با واقعیت تاریخی این کشورها سازگار نیست زیرا بسیاری از آنها دههها از متحدان اصلی اسرائیل بودهاند.
همچنین این ادعا که کشورهای غربی خشونت فلسطینیان علیه اسرائیلیها را نادیده میگیرند، کافی نیست. اسرائیل طرفی است که در این سرزمین کنترل را در دست دارد و مسئول اجرای قانون است. بنابراین خشونت فلسطینیان باید با اقدامات قانونی و ترجیحاً مدنی و برابر علیه مظنونان اسرائیلی و فلسطینی پاسخ داده شود، نه با اعدامهای فوری توسط ارتش، حملات انتقامجویانه یا خشونت شبهنظامیان شهرکنشین وابسته به ارتش اسرائیل.
اما بمب اصلی همان روز منفجر شد.
هاآرتص روز سهشنبه گزارش تحقیقی مهمی از شلومی الدار، روزنامهنگار باسابقه و شناختهشده اسرائیلی، به همراه روث یووال منتشر کرد که بر اساس آن محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات متحده عربی، حدود ۱۰ روز پیش از حمله ۷ اکتبر شخصاً با نتانیاهو تماس گرفته و درباره احتمال حملهای مشابه هشدار داده بود.
این گزارش روایت نتانیاهو برای افکار عمومی را که میگفت کسی او را یک یا دو ساعت پیش از حمله حماس بیدار نکرد، بهشدت زیر سؤال میبرد.
بر اساس این گزارش، نخستوزیر نه یک بار، بلکه بارها و هفتهها و ماهها پیش از حمله هشدار دریافت کرده بود، اما اقدامی مؤثر انجام نداد.
پیش از انتشار این گزارش، میشد تصور کرد که هشدارهای پیشین کلی و فرضی بودهاند. اما اگر گزارش هاآرتص درست باشد، تماس مشخص یک متحد خارجی درباره برنامهای قریبالوقوع از سوی حماس در غزه، موضوع را به سطحی کاملاً متفاوت میبرد.
این میتواند یک مدرک بسیار مهم علیه روایت دفاعی نتانیاهو باشد.
و با این حال، در نقشه انتخاباتی چه اتفاقی افتاد؟ تقریباً هیچ.
انتظار میرفت پس از نهایی شدن فهرستهای انتخاباتی و انتشار این گزارش، تصویر سیاسی اسرائیل تغییر محسوسی کند. اما فعلاً پاسخ نه پیروزی نتانیاهو است و نه شکست او؛ بلکه این است که با وجود این همه ضربه، جغرافیای انتخاباتی اسرائیل تغییر چندانی نکرده است.
این تناقضی است که گزارش هاآرتص بر آن تأکید میکند. ممکن است یک نخستوزیر با یکی از سنگینترین مجموعه اتهامها و ناکامیهای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک سالهای اخیر روبهرو باشد، اما این فشارها الزاماً به انتقال سریع آرای رأیدهندگان منجر نشود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
سهشنبه میتوانست یکی از بدترین روزهای انتخاباتی بنیامین نتانیاهو در سالهای اخیر باشد؛ اما برخلاف انتظار، آسیب سیاسی واردشده به نخستوزیر در نظرسنجیها بسیار محدود باقی ماند.
نخست، احزاب ائتلاف باید فهرستهای نهایی نامزدهای خود را ثبت میکردند و نتانیاهو نتوانست برخی بازیگران کلیدی سیاسی را به ائتلافهایی که برای بیشینه کردن آرای اردوگاه او در انتخابات آینده لازم میدانست، متقاعد کند.
سپس بریتانیا از اعمال یک بسته شدید تحریمی علیه صادرات و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری خبر داد. بریتانیا در این مسیر تنها نیست و شمار کشورهایی که به چنین سیاستی پیوستهاند به ۱۲ کشور رسیده است.
نتانیاهو باید سالها پیش میدانست که چنین فشاری در راه است. اما او نخستوزیر اسرائیل بود و میتوانست، برای نمونه، با برخورد جدی و واقعی با خشونت اسرائیلیها علیه فلسطینیان در کرانه باختری، زمینه اعمال این تحریمها را کاهش دهد؛ خشونتی که در خارج از اسرائیل نیز بهوضوح دیده میشد.
این استدلال که چنین اقدامی هیچ فایدهای نداشت، چون کشورهای غربی در هر صورت ضد اسرائیل هستند، با واقعیت تاریخی این کشورها سازگار نیست زیرا بسیاری از آنها دههها از متحدان اصلی اسرائیل بودهاند.
همچنین این ادعا که کشورهای غربی خشونت فلسطینیان علیه اسرائیلیها را نادیده میگیرند، کافی نیست. اسرائیل طرفی است که در این سرزمین کنترل را در دست دارد و مسئول اجرای قانون است. بنابراین خشونت فلسطینیان باید با اقدامات قانونی و ترجیحاً مدنی و برابر علیه مظنونان اسرائیلی و فلسطینی پاسخ داده شود، نه با اعدامهای فوری توسط ارتش، حملات انتقامجویانه یا خشونت شبهنظامیان شهرکنشین وابسته به ارتش اسرائیل.
اما بمب اصلی همان روز منفجر شد.
هاآرتص روز سهشنبه گزارش تحقیقی مهمی از شلومی الدار، روزنامهنگار باسابقه و شناختهشده اسرائیلی، به همراه روث یووال منتشر کرد که بر اساس آن محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات متحده عربی، حدود ۱۰ روز پیش از حمله ۷ اکتبر شخصاً با نتانیاهو تماس گرفته و درباره احتمال حملهای مشابه هشدار داده بود.
این گزارش روایت نتانیاهو برای افکار عمومی را که میگفت کسی او را یک یا دو ساعت پیش از حمله حماس بیدار نکرد، بهشدت زیر سؤال میبرد.
بر اساس این گزارش، نخستوزیر نه یک بار، بلکه بارها و هفتهها و ماهها پیش از حمله هشدار دریافت کرده بود، اما اقدامی مؤثر انجام نداد.
پیش از انتشار این گزارش، میشد تصور کرد که هشدارهای پیشین کلی و فرضی بودهاند. اما اگر گزارش هاآرتص درست باشد، تماس مشخص یک متحد خارجی درباره برنامهای قریبالوقوع از سوی حماس در غزه، موضوع را به سطحی کاملاً متفاوت میبرد.
این میتواند یک مدرک بسیار مهم علیه روایت دفاعی نتانیاهو باشد.
و با این حال، در نقشه انتخاباتی چه اتفاقی افتاد؟ تقریباً هیچ.
انتظار میرفت پس از نهایی شدن فهرستهای انتخاباتی و انتشار این گزارش، تصویر سیاسی اسرائیل تغییر محسوسی کند. اما فعلاً پاسخ نه پیروزی نتانیاهو است و نه شکست او؛ بلکه این است که با وجود این همه ضربه، جغرافیای انتخاباتی اسرائیل تغییر چندانی نکرده است.
این تناقضی است که گزارش هاآرتص بر آن تأکید میکند. ممکن است یک نخستوزیر با یکی از سنگینترین مجموعه اتهامها و ناکامیهای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک سالهای اخیر روبهرو باشد، اما این فشارها الزاماً به انتقال سریع آرای رأیدهندگان منجر نشود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
🔺کوشنر؛ حمله نافرجام اسرائیل به قطر به اهرم فشار آمریکا برای توافق غزه تبدیل شد
جرد کوشنر، فرستاده ویژه آمریکا در امور صلح، از حمله اسرائیل به قطر در سال گذشته بهشدت انتقاد کرد، اما همزمان فاش کرد که دولت دونالد ترامپ از پیامدهای دیپلماتیک این حمله برای افزایش فشار بر اسرائیل و سوق دادن آن به سمت توافقی درباره غزه استفاده کرده است.
کوشنر که داماد ترامپ، مشاور ویژه او و یکی از چهرههای کلیدی دولت آمریکا در دیپلماسی مرتبط با غزه است، در یک کنفرانس در کییف، عملیات اسرائیل در دوحه را صریحاً محکوم کرد.
او گفت حمله اسرائیل به دوحه اقدامی بسیار بد بود و از نظر نظامی نیز موفقیتآمیز نبود؛ حملهای که به گفته او باعث شد اسرائیل در سطح بینالمللی بیش از پیش منزوی شود.
اما از نگاه واشنگتن، همین بحران به یک فرصت دیپلماتیک تبدیل شد.
کوشنر گفت دولت ترامپ از شرایط ایجادشده پس از حمله استفاده کرد تا اسرائیل را به سمت توافقی درباره غزه سوق دهد که به گفته او، اسرائیلیها اکنون از نتیجه آن رضایت دارند.
او توضیح داد که مقامهای اسرائیلی در ابتدا با فشار آمریکا برای پذیرش این مسیر چندان راحت نبودند، اما در نهایت نتیجه به گفته او برای اسرائیل و مردم غزه مثبت از آب درآمده است.
کوشنر مدعی شد که اکنون یک ساختار حکومتی جدید قرار است در غزه مستقر شود و با پیشرفت روند خلع سلاح، مسئولیت اداره این منطقه را بهزودی بر عهده خواهد گرفت.
به گفته او، این ساختار جدید پس از پیشرفت در روند غیرنظامیسازی و خلع سلاح، بهتدریج کنترل غزه را در دست خواهد گرفت.
اظهارات کوشنر تصویری کمسابقه از نگاه تیم ترامپ به مسیر منتهی به توافق غزه ارائه میدهد. آنچه در زمان وقوع، یکی از جدیترین شکستهای دیپلماتیک اسرائیل به نظر میرسید، از دید واشنگتن به فرصتی تبدیل شد تا دو طرف به سمت توافقی گستردهتر حرکت کنند.
با این حال، کوشنر تأکید کرد که پیامدهای حمله دوحه بهتنهایی برای رسیدن به توافق کافی نبود و پیش از آن، کار گستردهای برای آمادهسازی زمینه مذاکرات انجام شده بود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
جرد کوشنر، فرستاده ویژه آمریکا در امور صلح، از حمله اسرائیل به قطر در سال گذشته بهشدت انتقاد کرد، اما همزمان فاش کرد که دولت دونالد ترامپ از پیامدهای دیپلماتیک این حمله برای افزایش فشار بر اسرائیل و سوق دادن آن به سمت توافقی درباره غزه استفاده کرده است.
کوشنر که داماد ترامپ، مشاور ویژه او و یکی از چهرههای کلیدی دولت آمریکا در دیپلماسی مرتبط با غزه است، در یک کنفرانس در کییف، عملیات اسرائیل در دوحه را صریحاً محکوم کرد.
او گفت حمله اسرائیل به دوحه اقدامی بسیار بد بود و از نظر نظامی نیز موفقیتآمیز نبود؛ حملهای که به گفته او باعث شد اسرائیل در سطح بینالمللی بیش از پیش منزوی شود.
اما از نگاه واشنگتن، همین بحران به یک فرصت دیپلماتیک تبدیل شد.
کوشنر گفت دولت ترامپ از شرایط ایجادشده پس از حمله استفاده کرد تا اسرائیل را به سمت توافقی درباره غزه سوق دهد که به گفته او، اسرائیلیها اکنون از نتیجه آن رضایت دارند.
او توضیح داد که مقامهای اسرائیلی در ابتدا با فشار آمریکا برای پذیرش این مسیر چندان راحت نبودند، اما در نهایت نتیجه به گفته او برای اسرائیل و مردم غزه مثبت از آب درآمده است.
کوشنر مدعی شد که اکنون یک ساختار حکومتی جدید قرار است در غزه مستقر شود و با پیشرفت روند خلع سلاح، مسئولیت اداره این منطقه را بهزودی بر عهده خواهد گرفت.
به گفته او، این ساختار جدید پس از پیشرفت در روند غیرنظامیسازی و خلع سلاح، بهتدریج کنترل غزه را در دست خواهد گرفت.
اظهارات کوشنر تصویری کمسابقه از نگاه تیم ترامپ به مسیر منتهی به توافق غزه ارائه میدهد. آنچه در زمان وقوع، یکی از جدیترین شکستهای دیپلماتیک اسرائیل به نظر میرسید، از دید واشنگتن به فرصتی تبدیل شد تا دو طرف به سمت توافقی گستردهتر حرکت کنند.
با این حال، کوشنر تأکید کرد که پیامدهای حمله دوحه بهتنهایی برای رسیدن به توافق کافی نبود و پیش از آن، کار گستردهای برای آمادهسازی زمینه مذاکرات انجام شده بود.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
❤1
🗞 مروری بر صفحهی نخست روزنامههای صبح امروز اسرائیل
📆 سهشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵
📰 #هاآرتص در گزارشی با اشاره به فیلم نازا به واکنش ارتش اسرائیل پرداخته که اعلام کرده است هرگز طرحی برای کشتن ۵۰۰ غیرنظامی در غزه را تأیید نکرده است و مشاور حقوقی ارتش در حال بررسی اقدام قانونی علیه سازندگان این مستند است. این روزنامه در گزارشی دیگر حادثه ۷ اکتبر را مهم رین عامل در صندوق رأی رأی دهندگان دانسته است و همچنین ارتش اسرائیل خواستار واکنش منطقهای به حوثیهای یمن شده است.
📰 #جروزالم_پست مینویسد حوثیها ادعا کردند یک پایگاه هوایی را در عربستان هدف حملات خود قرار دادند. در خبری دیگر ادعا شده که حزب لیکود به دنبال این است که از کمیته مرکزی انتخابات بخواهد که احزاب عربی راعم و لیست مشترک را ممنوع اعلام کند. درگیری سیاستمداران اسرائیلی بر سر فیلم جنجالی نازا خبر دیر این روزنامه است. در خبری دیگر ادعا شده است که نروژ لایحه ممنوعیت تجارت با شهرکهای اسرائیلی کرانه باختری را پیشنهاد داده است.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
📆 سهشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵
📰 #هاآرتص در گزارشی با اشاره به فیلم نازا به واکنش ارتش اسرائیل پرداخته که اعلام کرده است هرگز طرحی برای کشتن ۵۰۰ غیرنظامی در غزه را تأیید نکرده است و مشاور حقوقی ارتش در حال بررسی اقدام قانونی علیه سازندگان این مستند است. این روزنامه در گزارشی دیگر حادثه ۷ اکتبر را مهم رین عامل در صندوق رأی رأی دهندگان دانسته است و همچنین ارتش اسرائیل خواستار واکنش منطقهای به حوثیهای یمن شده است.
📰 #جروزالم_پست مینویسد حوثیها ادعا کردند یک پایگاه هوایی را در عربستان هدف حملات خود قرار دادند. در خبری دیگر ادعا شده که حزب لیکود به دنبال این است که از کمیته مرکزی انتخابات بخواهد که احزاب عربی راعم و لیست مشترک را ممنوع اعلام کند. درگیری سیاستمداران اسرائیلی بر سر فیلم جنجالی نازا خبر دیر این روزنامه است. در خبری دیگر ادعا شده است که نروژ لایحه ممنوعیت تجارت با شهرکهای اسرائیلی کرانه باختری را پیشنهاد داده است.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
👍1
#نمایه_۲۳ | #אינדקס_23
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺پیامدهای همکاریهای اطلاعاتی عربستان و اسرائیل چیست!
آیا چتر اطلاعاتی اسرائیل به خلیج فارس گسترش مییابد و دروازه جنوبی ایران تحت رصد تلآویو قرار میگیرد؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
در نمایه ۲۳ امشب: 🔺پیامدهای همکاریهای اطلاعاتی عربستان و اسرائیل چیست!
آیا چتر اطلاعاتی اسرائیل به خلیج فارس گسترش مییابد و دروازه جنوبی ایران تحت رصد تلآویو قرار میگیرد؟
تحلیل کامل در «نمایه ۲۳»
نمایه ۲۳ تحلیل شبانهی نمایه اسرائیل است؛ برای اینکه ببینیم امروز در اسرائیل چه گذشت، پشت این اتفاق چه زمینهای وجود دارد، بازیگران چه میخواهند و این تحولات چه معنایی برای ایران و منطقه دارند.
منبع، زمینه، معنا؛ هر شب ساعت ۲۳
اگر میخواهید اسرائیل را فراتر از تیترهای خبری بفهمید، نمایه ۲۳ را از دست ندهید و آن را برای کسی بفرستید که به سیاست و تحولات اسرائیل علاقه دارد.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
👍1
בכל ערב בשעה 23:00، צעד אחד מעבר לחדשות
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ |🔺چتر اطلاعاتی اسرائیل به خلیج فارس گسترش مییابد
در حالی که حملات اخیر حوثیها به چند نقطه استراتژیک در یمن منجر به سقوط این شهرها شده نگرانیها در عربستان سعودی پیرامون تهدیدهای امنیتی از سوی یمن و نیز شبه نظامیان عراقی نیز افزایش یافته است.
همزمان با پیشروی حوثیها در یمن و سقوط چند نقطه استراتژیک و پیشروی آنها به سوی باب المندب، خطوط و تأسیسات نفتی عربستان نیز هدف حملات پهپادی قرار گرفت. مسئله صرفاً حمله به یک خط لوله نیست. خط لوله شرق – غرب برای عربستان اهمیت راهبردی دارد زیرا امکان انتقال نفت از شرق کشور به ساحل دریای سرخ را فراهم میکند و وابستگی صادرات سعودی به تنگه هرمز را کاهش میدهد. آسوشیتدپرس گزارش کرده که عربستان در ماههای اخیر برای استفاده بیشتر از مسیر دریای سرخ به این خط لوله متکی شده بود و در اوایل ژوئن صادرات نفت از بندر دریای سرخ به بیش از ۵ میلیون بشکه در روز رسیده بود. بنابراین هدف قرار گرفتن این زیرساخت همزمان با تهدید بابالمندب، به معنای تحت فشار قرار گرفتن دو مسیر جایگزین صادرات انرژی عربستان است.
این دو حادثه نشان میدهند که نگرانیهای امنیتی ریاض در حال افزایش یافتن است و سعودیها به تنهایی قادر به مقابله با این نگرانیها نیستند.
در همین زمینه برخی گزارشها حکایت از این دارند که ریاض از بریتانیا درخواست کمک نموده است و نخست وزیر بریتانیا، اندی برنهام، نیز موافقت کرده است که مشاوران نظامی این کشور جهت کمک به عربستان در دفع تهدیدات پیش رو اعزام شوند. البته لندن تا کنون تعهدات بیشتری را پیرامون کمک به عربستان مطرح نکرده است.
اما مسئله مهمتر این است که عربستان و اسرائیل در حالی که هنوز در پیمان ابراهیم قرار ندارند، همپوشانی قابل توجهی در برخی تهدیدهای امنیتی دارند. پیشروی حوثیهای متحد ایران، شدید فعالیت گروههای شبه نظامی در عراق و فعالیتهای نظامی ایران و نیز درگیری ایران و آمریکا در خلیج فارس و پیامدهای آن بخشی از مشترکات امنیتی دو کشور را تشکیل میدهند. تهدید حوثیها، ایران، حملات پهپادی، امنیت دریای سرخ و بابالمندب از جمله نقاط همپوشانی هستند. با این وجود باید توجه داشته باشیم که اهداف راهبردی دو کشور یکسان نیستند. عربستان اساساً به دنبال حفظ امنیت سرزمینی، زیرساخت انرژی و مسیرهای صادراتی خود است، در حالی که اسرائیل مسئله حوثیها را در چارچوب وسیعتر مهار شبکه نیروهای همسو با ایران و امنیت کشتیرانی مرتبط با اسرائیل ارزیابی میکند.
در همین راستا، اورشلیم پست امروز گزارشی را منتشر کرد که بر اساس آن ادعا شده است که عربستان و اسرائیل از طریق میانجیگری سنتکام گفتگوهایی را پیرامون همکاری اطلاعاتی انجام دادهاند که هدف آن تقویت عربستان در دفع تهدیدات امنیتی پیش روی این کشور است. هر چند عربستان و سارائیل در حال حاضر فاقد روابط دیپلماتیک رسمی هستند و هنوز عادیسازی در روابط این دو کشور محقق نشده است اما هر دو تقریبا در خصوص نگرانیهای امنیتی تا حدود زیادی همپوشانی دارند.
همین امر سبب شده است دو کشور به فکر تقویت همکاریهای اطلاعاتی و احتمالا عملیاتی باشند. همکاریهای اطلاعاتی ریاض – تلآویو میتواند پیامدهای امنیتی و قابل توجهی بر منطقه خلیج فارس داشته باشد. تا پیش از این اسرائیل روابط خود را با امارات و بحرین در خلیج فارس عادی کرده بود و حضور حدودی در این منطقه داشت. اما پیوندهای اطلاعاتی و امنیتی با بزرگترین کشور عربی در این منطقه میتواند نفوذ اطلاعاتی اسرائیل را در این پهنه آبی ایجاد و تقویت کند.
همکاریهای اطلاعاتی اسرائیل و ریاض هر چند در حال حاضر با هدف کمک به عربستان در دفع تهدیدهای پیشرو است اما این حضور میتواند تهدیدات قابل توجهی را نیز برای ایران به همراه داشته باشد.
اگر همکاری اطلاعاتی اسرائیل و عربستان از سطح تبادل موردی اطلاعات درباره حوثیها فراتر رود و به یک سازوکار پایدار اطلاعاتی تبدیل شود، پیامد بالقوه آن افزایش دسترسی اسرائیل به دادههای عملیاتی درباره محیط امنیتی دریای سرخ، جنوب عربستان، یمن و مسیرهای منتهی به خلیج فارس خواهد بود. به عبارت دیگر، این احتمال وجود دارد که دروازه ورود ایران به آبهای آزاد و تجارت جهانی تحت رصد اطلاعاتی اسرائیل قرار بگیرد.
به هر تقدیر وجود تهدیدات مشترک و علاقههای امنیتی میتواند یک فضای اطلاعاتی و امنیتی را به صورت رسی در مجاورت مرزهای ایران ایجاد کند و با در نظر گرفتن روابط نزدیک جمهوری آذربایجان با اسرائیل در شمال غرب ایران، میتوان تصور کرد وجود چنین روابطی در جنوب میتواند تهدیدات اسرائیل را علیه ایران عینیتر و عملیاتیتر نماید.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
هر شب ساعت ۲۳، یک قدم فراتر از خبر
نمایه ۲۳ |🔺چتر اطلاعاتی اسرائیل به خلیج فارس گسترش مییابد
در حالی که حملات اخیر حوثیها به چند نقطه استراتژیک در یمن منجر به سقوط این شهرها شده نگرانیها در عربستان سعودی پیرامون تهدیدهای امنیتی از سوی یمن و نیز شبه نظامیان عراقی نیز افزایش یافته است.
همزمان با پیشروی حوثیها در یمن و سقوط چند نقطه استراتژیک و پیشروی آنها به سوی باب المندب، خطوط و تأسیسات نفتی عربستان نیز هدف حملات پهپادی قرار گرفت. مسئله صرفاً حمله به یک خط لوله نیست. خط لوله شرق – غرب برای عربستان اهمیت راهبردی دارد زیرا امکان انتقال نفت از شرق کشور به ساحل دریای سرخ را فراهم میکند و وابستگی صادرات سعودی به تنگه هرمز را کاهش میدهد. آسوشیتدپرس گزارش کرده که عربستان در ماههای اخیر برای استفاده بیشتر از مسیر دریای سرخ به این خط لوله متکی شده بود و در اوایل ژوئن صادرات نفت از بندر دریای سرخ به بیش از ۵ میلیون بشکه در روز رسیده بود. بنابراین هدف قرار گرفتن این زیرساخت همزمان با تهدید بابالمندب، به معنای تحت فشار قرار گرفتن دو مسیر جایگزین صادرات انرژی عربستان است.
این دو حادثه نشان میدهند که نگرانیهای امنیتی ریاض در حال افزایش یافتن است و سعودیها به تنهایی قادر به مقابله با این نگرانیها نیستند.
در همین زمینه برخی گزارشها حکایت از این دارند که ریاض از بریتانیا درخواست کمک نموده است و نخست وزیر بریتانیا، اندی برنهام، نیز موافقت کرده است که مشاوران نظامی این کشور جهت کمک به عربستان در دفع تهدیدات پیش رو اعزام شوند. البته لندن تا کنون تعهدات بیشتری را پیرامون کمک به عربستان مطرح نکرده است.
اما مسئله مهمتر این است که عربستان و اسرائیل در حالی که هنوز در پیمان ابراهیم قرار ندارند، همپوشانی قابل توجهی در برخی تهدیدهای امنیتی دارند. پیشروی حوثیهای متحد ایران، شدید فعالیت گروههای شبه نظامی در عراق و فعالیتهای نظامی ایران و نیز درگیری ایران و آمریکا در خلیج فارس و پیامدهای آن بخشی از مشترکات امنیتی دو کشور را تشکیل میدهند. تهدید حوثیها، ایران، حملات پهپادی، امنیت دریای سرخ و بابالمندب از جمله نقاط همپوشانی هستند. با این وجود باید توجه داشته باشیم که اهداف راهبردی دو کشور یکسان نیستند. عربستان اساساً به دنبال حفظ امنیت سرزمینی، زیرساخت انرژی و مسیرهای صادراتی خود است، در حالی که اسرائیل مسئله حوثیها را در چارچوب وسیعتر مهار شبکه نیروهای همسو با ایران و امنیت کشتیرانی مرتبط با اسرائیل ارزیابی میکند.
در همین راستا، اورشلیم پست امروز گزارشی را منتشر کرد که بر اساس آن ادعا شده است که عربستان و اسرائیل از طریق میانجیگری سنتکام گفتگوهایی را پیرامون همکاری اطلاعاتی انجام دادهاند که هدف آن تقویت عربستان در دفع تهدیدات امنیتی پیش روی این کشور است. هر چند عربستان و سارائیل در حال حاضر فاقد روابط دیپلماتیک رسمی هستند و هنوز عادیسازی در روابط این دو کشور محقق نشده است اما هر دو تقریبا در خصوص نگرانیهای امنیتی تا حدود زیادی همپوشانی دارند.
همین امر سبب شده است دو کشور به فکر تقویت همکاریهای اطلاعاتی و احتمالا عملیاتی باشند. همکاریهای اطلاعاتی ریاض – تلآویو میتواند پیامدهای امنیتی و قابل توجهی بر منطقه خلیج فارس داشته باشد. تا پیش از این اسرائیل روابط خود را با امارات و بحرین در خلیج فارس عادی کرده بود و حضور حدودی در این منطقه داشت. اما پیوندهای اطلاعاتی و امنیتی با بزرگترین کشور عربی در این منطقه میتواند نفوذ اطلاعاتی اسرائیل را در این پهنه آبی ایجاد و تقویت کند.
همکاریهای اطلاعاتی اسرائیل و ریاض هر چند در حال حاضر با هدف کمک به عربستان در دفع تهدیدهای پیشرو است اما این حضور میتواند تهدیدات قابل توجهی را نیز برای ایران به همراه داشته باشد.
اگر همکاری اطلاعاتی اسرائیل و عربستان از سطح تبادل موردی اطلاعات درباره حوثیها فراتر رود و به یک سازوکار پایدار اطلاعاتی تبدیل شود، پیامد بالقوه آن افزایش دسترسی اسرائیل به دادههای عملیاتی درباره محیط امنیتی دریای سرخ، جنوب عربستان، یمن و مسیرهای منتهی به خلیج فارس خواهد بود. به عبارت دیگر، این احتمال وجود دارد که دروازه ورود ایران به آبهای آزاد و تجارت جهانی تحت رصد اطلاعاتی اسرائیل قرار بگیرد.
به هر تقدیر وجود تهدیدات مشترک و علاقههای امنیتی میتواند یک فضای اطلاعاتی و امنیتی را به صورت رسی در مجاورت مرزهای ایران ایجاد کند و با در نظر گرفتن روابط نزدیک جمهوری آذربایجان با اسرائیل در شمال غرب ایران، میتوان تصور کرد وجود چنین روابطی در جنوب میتواند تهدیدات اسرائیل را علیه ایران عینیتر و عملیاتیتر نماید.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
❤1👍1
🔺نشست محرمانه فرماندهان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی درباره ایران؛ آیا ائتلاف نظامی منطقهای در حال شکلگیری است؟
فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و چند کشور عربی هفته گذشته در آلمان در نشستی محرمانه درباره جنگ با ایران و تشدید تنشها در خاورمیانه دیدار کردند؛ نشستی که هیچیک از کشورهای شرکتکننده پیشاپیش آن را بهطور رسمی اعلام نکرده بودند.
به گزارش اَکسیوس، این نشست به ابتکار براد کوپر، فرمانده سنتکام، برگزار شد و نخستین گردهمایی از این نوع پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در بیش از شش ماه گذشته بود.
در این نشست، رؤسای ستاد ارتش اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر، در کنار فرمانده سنتکام حضور داشتند.
کوپر به شرکتکنندگان اطمینان داد که آمریکا با وجود حملات ایران به پایگاههایش، نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد. او همچنین آنها را در جریان طرح آمریکا برای افزایش تردد کشتیها در تنگه هرمز قرار داد.
بر اساس گفته یک مقام اسرائیلی، ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، نیز گزارشی درباره عملیات ارتش اسرائیل در جبهههای مختلف ارائه کرد.
سنتکام اصل برگزاری این نشست را تأیید کرده و اعلام کرده است که فرماندهان ارشد نظامی هشت کشور در یک کنفرانس برنامهریزیشده در آلمان درباره راههای تقویت همکاریهای امنیتی در خاورمیانه گفتوگو کردند.
اهمیت این نشست در شرایطی بیشتر میشود که همکاری امنیتی اسرائیل با کشورهای منطقه پس از امضای توافقهای ابراهیم میان اسرائیل، امارات و بحرین در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است.
اندکی پس از آن، اسرائیل از حوزه مسئولیت فرماندهی اروپایی آمریکا خارج و به حوزه سنتکام منتقل شد؛ تغییری که امکان همکاری نظامی مستقیمتر اسرائیل با کشورهای عربی تحت چتر سنتکام را، بهویژه در حوزه دفاع هوایی و موشکی، فراهم کرد.
در جریان جنگ نیز همکاری میان اسرائیل، آمریکا و امارات افزایش یافته است. مقامهای اسرائیلی میگویند اسرائیل سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین را همراه با نیروهای عملیاتی خود در امارات مستقر کرده و در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی نیز به ابوظبی کمک لحظهای ارائه داده است. همکاریهای اطلاعاتی اسرائیل با دیگر کشورهای عربی منطقه نیز در طول جنگ افزایش یافته است.
اما بخش حساستر ماجرا به تحولات یمن بازمیگردد.
این نشست در شرایطی برگزار شد که حوثیها حملات خود علیه عربستان را تشدید کرده، در میدان نبرد پیشروی کرده و کنترل مؤثری بر تنگه بابالمندب در دریای سرخ به دست آوردهاند.
یک منبع مطلع به اَکسیوس گفته است اسرائیل و عربستان، با کمک سنتکام، در حال بررسی راههایی هستند که اسرائیل بتواند از عملیات نظامی عربستان علیه حوثیها حمایت کند.
بر اساس این گزارش، یکی از گزینههای مورد بحث، ارائه کمکهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی از سوی اسرائیل به عربستان است؛ الگویی مشابه حمایتی که اسرائیل پیشتر در اختیار امارات قرار داده است.
اگر این همکاری عملیاتی شود، میتواند نشانهای مهم از تغییر آرایش امنیتی خاورمیانه باشد؛ جایی که تهدید ایران، حوثیها و ناامنی در مسیرهای حیاتی انرژی، همکاری نظامی اسرائیل با کشورهای عربی را حتی فراتر از چارچوب توافقهای ابراهیم سوق داده است.
آیا نشست محرمانه آلمان آغاز مرحلهای جدید در همکاری نظامی اسرائیل و کشورهای عربی علیه ایران و نیروهای نیابتی آن است؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و چند کشور عربی هفته گذشته در آلمان در نشستی محرمانه درباره جنگ با ایران و تشدید تنشها در خاورمیانه دیدار کردند؛ نشستی که هیچیک از کشورهای شرکتکننده پیشاپیش آن را بهطور رسمی اعلام نکرده بودند.
به گزارش اَکسیوس، این نشست به ابتکار براد کوپر، فرمانده سنتکام، برگزار شد و نخستین گردهمایی از این نوع پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در بیش از شش ماه گذشته بود.
در این نشست، رؤسای ستاد ارتش اسرائیل، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر، در کنار فرمانده سنتکام حضور داشتند.
کوپر به شرکتکنندگان اطمینان داد که آمریکا با وجود حملات ایران به پایگاههایش، نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد. او همچنین آنها را در جریان طرح آمریکا برای افزایش تردد کشتیها در تنگه هرمز قرار داد.
بر اساس گفته یک مقام اسرائیلی، ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، نیز گزارشی درباره عملیات ارتش اسرائیل در جبهههای مختلف ارائه کرد.
سنتکام اصل برگزاری این نشست را تأیید کرده و اعلام کرده است که فرماندهان ارشد نظامی هشت کشور در یک کنفرانس برنامهریزیشده در آلمان درباره راههای تقویت همکاریهای امنیتی در خاورمیانه گفتوگو کردند.
اهمیت این نشست در شرایطی بیشتر میشود که همکاری امنیتی اسرائیل با کشورهای منطقه پس از امضای توافقهای ابراهیم میان اسرائیل، امارات و بحرین در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است.
اندکی پس از آن، اسرائیل از حوزه مسئولیت فرماندهی اروپایی آمریکا خارج و به حوزه سنتکام منتقل شد؛ تغییری که امکان همکاری نظامی مستقیمتر اسرائیل با کشورهای عربی تحت چتر سنتکام را، بهویژه در حوزه دفاع هوایی و موشکی، فراهم کرد.
در جریان جنگ نیز همکاری میان اسرائیل، آمریکا و امارات افزایش یافته است. مقامهای اسرائیلی میگویند اسرائیل سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین را همراه با نیروهای عملیاتی خود در امارات مستقر کرده و در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی نیز به ابوظبی کمک لحظهای ارائه داده است. همکاریهای اطلاعاتی اسرائیل با دیگر کشورهای عربی منطقه نیز در طول جنگ افزایش یافته است.
اما بخش حساستر ماجرا به تحولات یمن بازمیگردد.
این نشست در شرایطی برگزار شد که حوثیها حملات خود علیه عربستان را تشدید کرده، در میدان نبرد پیشروی کرده و کنترل مؤثری بر تنگه بابالمندب در دریای سرخ به دست آوردهاند.
یک منبع مطلع به اَکسیوس گفته است اسرائیل و عربستان، با کمک سنتکام، در حال بررسی راههایی هستند که اسرائیل بتواند از عملیات نظامی عربستان علیه حوثیها حمایت کند.
بر اساس این گزارش، یکی از گزینههای مورد بحث، ارائه کمکهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی از سوی اسرائیل به عربستان است؛ الگویی مشابه حمایتی که اسرائیل پیشتر در اختیار امارات قرار داده است.
اگر این همکاری عملیاتی شود، میتواند نشانهای مهم از تغییر آرایش امنیتی خاورمیانه باشد؛ جایی که تهدید ایران، حوثیها و ناامنی در مسیرهای حیاتی انرژی، همکاری نظامی اسرائیل با کشورهای عربی را حتی فراتر از چارچوب توافقهای ابراهیم سوق داده است.
آیا نشست محرمانه آلمان آغاز مرحلهای جدید در همکاری نظامی اسرائیل و کشورهای عربی علیه ایران و نیروهای نیابتی آن است؟
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
👍1
🗞 مروری بر صفحهی نخست روزنامههای صبح امروز اسرائیل
📆 چهارشنبه ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵
#اورشلیم_پست مینویسد حملات ایران صدها زیرساخت را در پایگاههای آمریکایی هدف قرار داده است. این روزنامه در گزارشی دیگر مدعی شده که عربستان سعودی روز سهشنبه در بخشهای گستردهای از خاک خود، از جمله شهر مقدس مکه و جده، دومین شهر بزرگ این کشور، هشدارهای امنیتی صادر کرد.
#هاآرتص مینویسد وزارت امنیت ملی اسرائیل صدها میلیون شِکِل بودجه اختصاصیافته برای مبارزه با جرم و جنایت در جامعه عرب را مصرف نکرده و بخشی از این منابع به وزارت دارایی بازگردانده شده است. این روزنامه مینویسد سه حزب کوچک راستگرا میتوانند معادلات انتخابات را تغییر دهند و همین امر موجب افزایش نگرانیها در اردوگاه دموکراتیک اسرائیل شده است. تحلیلی دیگر در این روزنامه استدلال میکند که در شرایطی که آمریکا از ورود به تحولات دیپلماتیک منطقه فاصله گرفته، ایران در حال استفاده از اختلافات و شکافهای موجود میان کشورهای خلیج فارس برای پیشبرد منافع خود است.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
📆 چهارشنبه ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶
📆۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵
#اورشلیم_پست مینویسد حملات ایران صدها زیرساخت را در پایگاههای آمریکایی هدف قرار داده است. این روزنامه در گزارشی دیگر مدعی شده که عربستان سعودی روز سهشنبه در بخشهای گستردهای از خاک خود، از جمله شهر مقدس مکه و جده، دومین شهر بزرگ این کشور، هشدارهای امنیتی صادر کرد.
#هاآرتص مینویسد وزارت امنیت ملی اسرائیل صدها میلیون شِکِل بودجه اختصاصیافته برای مبارزه با جرم و جنایت در جامعه عرب را مصرف نکرده و بخشی از این منابع به وزارت دارایی بازگردانده شده است. این روزنامه مینویسد سه حزب کوچک راستگرا میتوانند معادلات انتخابات را تغییر دهند و همین امر موجب افزایش نگرانیها در اردوگاه دموکراتیک اسرائیل شده است. تحلیلی دیگر در این روزنامه استدلال میکند که در شرایطی که آمریکا از ورود به تحولات دیپلماتیک منطقه فاصله گرفته، ایران در حال استفاده از اختلافات و شکافهای موجود میان کشورهای خلیج فارس برای پیشبرد منافع خود است.
☑️ با نمایه اسرائیل، اسرائیل را دقیق و عمیق مطالعه کنید.
🆑 @Israel_Index
👍1