⏰ ذینفعان پیدا و پنهان ارز ترجیحی، آن را راهی برای حمایت از اقشار ضعیف معرفی میکنند، اما آمارها چیز دیگری میگویند!
✍ سرمقاله
چرا قیمت مرغ و گوشت با دلار ۴۲۰۰ و ۲۸۵۰۰ تومانی تثبیت نشد؟ اکنون که دولت از سر نداری و ناچاری، سعی در حذف آن کرده، مدعیان و شوالیههای پوشالی و مشکوک به رانتخواری، پیراهن عثمان را برافراشتهاند!
در سرمقاله امروز بررسی کردهایم که چگونه به اسم مردم ماشینی برای خلق رانت ساخته شد و سالانه میلیاردها دلار منابع ملی را بلعید.
در سرمقاله خواهید خواند :
🔸 حذف ارز ترجیحی فاجعهبار است یا ادامه آن؟
🔸 چه کسانی از ترساندن مردم سود میبرند؟
🔸 شش پیشنیاز حیاتی که اگر اجرا نشود، حذف ارز فقط یک شوک جدید خواهد بود.
@ZamaneEghtesad
https://t.me/IslamwaIran
✍ سرمقاله
چرا قیمت مرغ و گوشت با دلار ۴۲۰۰ و ۲۸۵۰۰ تومانی تثبیت نشد؟ اکنون که دولت از سر نداری و ناچاری، سعی در حذف آن کرده، مدعیان و شوالیههای پوشالی و مشکوک به رانتخواری، پیراهن عثمان را برافراشتهاند!
در سرمقاله امروز بررسی کردهایم که چگونه به اسم مردم ماشینی برای خلق رانت ساخته شد و سالانه میلیاردها دلار منابع ملی را بلعید.
در سرمقاله خواهید خواند :
🔸 حذف ارز ترجیحی فاجعهبار است یا ادامه آن؟
🔸 چه کسانی از ترساندن مردم سود میبرند؟
🔸 شش پیشنیاز حیاتی که اگر اجرا نشود، حذف ارز فقط یک شوک جدید خواهد بود.
@ZamaneEghtesad
https://t.me/IslamwaIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صادقالحسینی
سه ماه پیش در اتاق بازرگانی ارومیه درباره آینده ونزوئلا، ایران و پیشبینی اعتراضات و وضع امروز ونزوئلا. با دقت ببینید
@sadegh_alhosseini
https://t.me/IslamwaIran
سه ماه پیش در اتاق بازرگانی ارومیه درباره آینده ونزوئلا، ایران و پیشبینی اعتراضات و وضع امروز ونزوئلا. با دقت ببینید
@sadegh_alhosseini
https://t.me/IslamwaIran
Forwarded from خبر آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سطح عقلی مخاطبان صدا و سیما
صدا و سیما: به نظر شما حضرت داوود توی کدوم جنگ پیروز شد؟
۱- جنگ با جالوت
۲ـ جنگ ۸ ساله با عراق
۳- جنگ ۳۳ روزه لبنان
۴- جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل
➣ @Onlin_24
صدا و سیما: به نظر شما حضرت داوود توی کدوم جنگ پیروز شد؟
۱- جنگ با جالوت
۲ـ جنگ ۸ ساله با عراق
۳- جنگ ۳۳ روزه لبنان
۴- جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل
➣ @Onlin_24
باهنر: با جنگ حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار عقب افتادیم / ظرف هشت سال گذشته ۱۰۰۰ درصد تورم داشتهایم
محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام:
🔹حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار کشور ما با جنگ عقب افتاد.
🔹ظرف هشت سال گذشته به طور متوسط قیمت کالاها در کشور ما ۱۰ برابر بیشتر شده است.
🔹یک خانواده سه نفره با ماهیانه ۵۰ میلیون تومان درآمد هم نمیتواند در تهران زندگی کند.
🔹تنگه هرمز صدها سال متعلق به ایران بود، اما ایران نمیخواست از این موقعیت بالقوه استفاده حکومتی کند.
🔹اصلاً قرار نیست از تنگه هرمز نفع پولی ببریم؛ ما تنگه هرمز را برای کوبیدن میخ اقتدارمان در منطقه میخواهیم.
🔹مهمترین دستاورد ما در یک سال گذشته انسجام و وحدت ملی است.
🔹مذاکرهکنندگان باید کارهای استشهادی کنند؛ بعضاً ممکن است فردا عدهای فحش هم بدهند، ولی چارهای نیست.
🔹گاهی دشمن با پنج، شش یا ۱۰ واسطه حرف خودش را از زبان یک حزباللهی، امام جمعه، منبری یا مداح میزند./جماران
https://t.me/IslamwaIran
محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام:
🔹حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار کشور ما با جنگ عقب افتاد.
🔹ظرف هشت سال گذشته به طور متوسط قیمت کالاها در کشور ما ۱۰ برابر بیشتر شده است.
🔹یک خانواده سه نفره با ماهیانه ۵۰ میلیون تومان درآمد هم نمیتواند در تهران زندگی کند.
🔹تنگه هرمز صدها سال متعلق به ایران بود، اما ایران نمیخواست از این موقعیت بالقوه استفاده حکومتی کند.
🔹اصلاً قرار نیست از تنگه هرمز نفع پولی ببریم؛ ما تنگه هرمز را برای کوبیدن میخ اقتدارمان در منطقه میخواهیم.
🔹مهمترین دستاورد ما در یک سال گذشته انسجام و وحدت ملی است.
🔹مذاکرهکنندگان باید کارهای استشهادی کنند؛ بعضاً ممکن است فردا عدهای فحش هم بدهند، ولی چارهای نیست.
🔹گاهی دشمن با پنج، شش یا ۱۰ واسطه حرف خودش را از زبان یک حزباللهی، امام جمعه، منبری یا مداح میزند./جماران
https://t.me/IslamwaIran
درسآموز: هزاران کلاهک اتمی حتی در حد حفظ زیرساختهای اقتصادی هم بازدارندگی ندارد.
عکس مربوط به صف خودروها برای دریافت ۲۰ لیتر بنزین از یک پمپ بنزین در روسیه./کامران
https://t.me/IslamwaIran
عکس مربوط به صف خودروها برای دریافت ۲۰ لیتر بنزین از یک پمپ بنزین در روسیه./کامران
https://t.me/IslamwaIran
❤1
✅ همنشینی با شیطان!
✍️حامد پاک طینت
پلها، جاده ها، شبکه برق، مدارس، بیمارستانها، بنادر و زیرساختهایی که در این جنگ نابود شده اند را اگر خسارت سنجی کنیم نباید کمتر از ۱۵۰ میلیارد دلار باشد، خسارتهای صنعتی و کشاورزی ۹۰ میلیارد دلاری، افت اقتصادی ۱۰۰ میلیارد دلاری، مسدود شدن تجارت شرکتها و هزینه های مستقیم نظامی ۲۰ میلیارد دلاری را هم که اضافه کنیم به عددی حوالی ۳۵۰ میلیارد دلار می رسیم!
در نهایت پس از یک دوره جنگ نیم بند، ناگزیر آتش جنگ همه جانبه سر به فلک کشید و پس از یک مقاومت جانانه به اوج و پس از یک دوره مخرب و سیاه طولانی، کشور به کاهش تنش نظامی رضایت داد
مملکتی در وضعیت صلح ناپایدار
البته با اقتدار و با حسی آکنده از پیروزی؛ اما
با ۷۰% پلهای تخریب شده، ۳۵% جاده هایی غیر قابل استفاده، ۵۵% خطوط ریلی از کار افتاده، ۶۰% فرودگاههای خوابیده، ۳۰% از بافت شهری نابود شده ، ۴۵% از صنعت درمانده و یک سوم کشاورزی متوقف شده است، صادرات عملا بدلیل تخریب ظرفیت ها متوقف، سرمایه گذاری بیشتر به طنز شبیه شده و واردات عملا امکان پذیر نیست، ارتباط مالی با جامعه بین المللی قطع و هیچ بانک و بیمه معتبری حاضر به همکاری با شرکتهای این مملکت نیست
۲ میلیون نفر کشته، ۱ میلیون نفر ناقص العضو، ۱۵ میلیون آواره، ۸۰% جمعیت زیر خط فقر و مواجه با قحطی فراگیر، ۱۰۰ هزار نفر خسارات جانی فقط از گرسنگی و ۳۰۰ هزار نفر مرگ غیر مستقیم از وضعیت اقتصادی، شرح حال این وضعیت بود
به هر حال مهم این بود که آمریکا نتواند در این جنگ اعلام پیروزی کند!
موقعیت روز پس از جنگ چیزی جز یک کشور جنگ زده و بحران زده به تمام معنا نبود.
طبیعی است پس از این همه ماجرا اینک با یک کشور نظامی و البته با رویکردهای کاملا نظامی گری مواجه هستیم. کشوری که با شکستن شاخ غول، برغم جنگ زده بودن، اعتماد به نفسی قوی در حوزه نظامی پیدا کرده و دیگر حاضر به تحمل یک نگاه چپ حتی از همسایگان خود نیست
همسایگانی که ریز دیده می شوند اما می توانند دست کشور را در یک جنگ منطقه ای دیگر مدتهای مدید بند کنند. آنهم در شرایط ناگوار و بحرانی پس از یک جنگ نفس گیر با آمریکا که تقریبا تمام کشور را به خاک سیاه نشانده است. چاره ای اما نیست! اقتدار و پیروزی اقتضا می کند پای جنگ منطقه ای هم محکم بایستد تا ماجرای بعدی شروع شود!
اینک پس از سالها جنگ و خونریزی و سیاهی و تباهی باید از صفر شروع کرد؛ صفر مطلق!
برای کشوری در تحریم، با جیبی خالی و با سیاستمدارانی از جنس نظامی!
گزینه دیگری هم نیست!
۱۰ سال نیاز بود تا سیاستمداران نظامی به این نتیجه قطعی برسند که با متدهای قبلی، نه تنها بازسازی کشور ممکن نیست بلکه به خسران و خسارتهایی بیشتر منتهی می شود.
نسل عملگرا اما محافظه کار پس از تمام این ماجراها در نهایت به این نتیجه رسید که این راه مملکت داری نیست! این راه به ناکجا آباد می رود؛ مدلهای پوسیده اقتصادی را کنار گذاشت؛ در عین حفظ منافع نظامیان و در عین تک حزبی بودن فضای سیاسی، فضای اقتصادی را باز، شرایط رقابت آزاد را برای بخش خصوصی مهیا و اقتصاد دولتی را کنار گذاشت؛
کشور برای باز کردن درهای اقتصاد راهی جز آشتی با دنیا نداشت و این راه پلی جز رفع تحریم ها و حل مناقشات با شیطان بزرگ نیز نداشت!
مگر باورکردنی است با چنین جنایتکاری نشست و برخاست؟
با چنین تاریخچه ای از این همه جنایت؟
روابط ویتنام و آمریکا یک شبه حل نشد؛ طی ۱۰ سال و در چند مرحله انجام شد، دو سال گفتگوهایی سرد و اغلب پشت پرده، دو سال رفع مناقشات قدیمی و رفع تحریم ها و پس از سه سال آغاز روابط دیپلماتیک و در نهایت عادی سازی
پس تکلیف حس ضد آمریکایی و ضد جنایتکاری این جهانخوار چه بود؟
نسل جدید ویتنام، آمریکا را بعنوان یک فرصت رشد اقتصادی، فرصت شغلی، یک شریک اقتصادی یا حتی ادامه تحصیل می بیند تا یک دشمن تاریخی؛ و نظام مدرن اما محافظه کار و تک حزبی ویتنام با کمک رسانه ها و با فضاسازی دوران بازسازی و تغییر راهبرد کمک کرد تا این نگاه در کل جامعه نهادینه شود
امروز تجارت بین دو کشور به ۲۱۰ میلیارد دلار رسیده! که ۱۹۴ میلیارد دلار آن صادرات ویتنام به آمریکا و تنها ۱۶ میلیارد دلار واردات از آمریکا به این کشور است!
هفتمین شریک تجاری آمریکا میزبان بزرگترین و معتبرترین شرکتهای دنیا برای فعالیت تولیدی و اقتصادی است تا با نیروی جوان و ارزان خود طی این چند سال تولید ناخالص کشور را از ۱۰ میلیارد دلار به ۵۰۰ میلیارد، سرانه درآمد مردم را از ۸۰ دلار به ۵۰۰۰ دلار، نرخ فقر را از ۸۰% جامعه به صفر و کشور را به یکی از بزرگترین صادرکنندگان صنعتی جهان تبدیل کند.
شکست نخوردن ویتنام از آمریکا هنوز هم بخوبی در خاطره هاست و در کتابها و موزه ها تا ابد ماندگار است اما جایش دقیقا همان جاست!
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/iran_economy_online/23079
✍️حامد پاک طینت
پلها، جاده ها، شبکه برق، مدارس، بیمارستانها، بنادر و زیرساختهایی که در این جنگ نابود شده اند را اگر خسارت سنجی کنیم نباید کمتر از ۱۵۰ میلیارد دلار باشد، خسارتهای صنعتی و کشاورزی ۹۰ میلیارد دلاری، افت اقتصادی ۱۰۰ میلیارد دلاری، مسدود شدن تجارت شرکتها و هزینه های مستقیم نظامی ۲۰ میلیارد دلاری را هم که اضافه کنیم به عددی حوالی ۳۵۰ میلیارد دلار می رسیم!
در نهایت پس از یک دوره جنگ نیم بند، ناگزیر آتش جنگ همه جانبه سر به فلک کشید و پس از یک مقاومت جانانه به اوج و پس از یک دوره مخرب و سیاه طولانی، کشور به کاهش تنش نظامی رضایت داد
مملکتی در وضعیت صلح ناپایدار
البته با اقتدار و با حسی آکنده از پیروزی؛ اما
با ۷۰% پلهای تخریب شده، ۳۵% جاده هایی غیر قابل استفاده، ۵۵% خطوط ریلی از کار افتاده، ۶۰% فرودگاههای خوابیده، ۳۰% از بافت شهری نابود شده ، ۴۵% از صنعت درمانده و یک سوم کشاورزی متوقف شده است، صادرات عملا بدلیل تخریب ظرفیت ها متوقف، سرمایه گذاری بیشتر به طنز شبیه شده و واردات عملا امکان پذیر نیست، ارتباط مالی با جامعه بین المللی قطع و هیچ بانک و بیمه معتبری حاضر به همکاری با شرکتهای این مملکت نیست
۲ میلیون نفر کشته، ۱ میلیون نفر ناقص العضو، ۱۵ میلیون آواره، ۸۰% جمعیت زیر خط فقر و مواجه با قحطی فراگیر، ۱۰۰ هزار نفر خسارات جانی فقط از گرسنگی و ۳۰۰ هزار نفر مرگ غیر مستقیم از وضعیت اقتصادی، شرح حال این وضعیت بود
به هر حال مهم این بود که آمریکا نتواند در این جنگ اعلام پیروزی کند!
موقعیت روز پس از جنگ چیزی جز یک کشور جنگ زده و بحران زده به تمام معنا نبود.
طبیعی است پس از این همه ماجرا اینک با یک کشور نظامی و البته با رویکردهای کاملا نظامی گری مواجه هستیم. کشوری که با شکستن شاخ غول، برغم جنگ زده بودن، اعتماد به نفسی قوی در حوزه نظامی پیدا کرده و دیگر حاضر به تحمل یک نگاه چپ حتی از همسایگان خود نیست
همسایگانی که ریز دیده می شوند اما می توانند دست کشور را در یک جنگ منطقه ای دیگر مدتهای مدید بند کنند. آنهم در شرایط ناگوار و بحرانی پس از یک جنگ نفس گیر با آمریکا که تقریبا تمام کشور را به خاک سیاه نشانده است. چاره ای اما نیست! اقتدار و پیروزی اقتضا می کند پای جنگ منطقه ای هم محکم بایستد تا ماجرای بعدی شروع شود!
اینک پس از سالها جنگ و خونریزی و سیاهی و تباهی باید از صفر شروع کرد؛ صفر مطلق!
برای کشوری در تحریم، با جیبی خالی و با سیاستمدارانی از جنس نظامی!
گزینه دیگری هم نیست!
۱۰ سال نیاز بود تا سیاستمداران نظامی به این نتیجه قطعی برسند که با متدهای قبلی، نه تنها بازسازی کشور ممکن نیست بلکه به خسران و خسارتهایی بیشتر منتهی می شود.
نسل عملگرا اما محافظه کار پس از تمام این ماجراها در نهایت به این نتیجه رسید که این راه مملکت داری نیست! این راه به ناکجا آباد می رود؛ مدلهای پوسیده اقتصادی را کنار گذاشت؛ در عین حفظ منافع نظامیان و در عین تک حزبی بودن فضای سیاسی، فضای اقتصادی را باز، شرایط رقابت آزاد را برای بخش خصوصی مهیا و اقتصاد دولتی را کنار گذاشت؛
کشور برای باز کردن درهای اقتصاد راهی جز آشتی با دنیا نداشت و این راه پلی جز رفع تحریم ها و حل مناقشات با شیطان بزرگ نیز نداشت!
مگر باورکردنی است با چنین جنایتکاری نشست و برخاست؟
با چنین تاریخچه ای از این همه جنایت؟
روابط ویتنام و آمریکا یک شبه حل نشد؛ طی ۱۰ سال و در چند مرحله انجام شد، دو سال گفتگوهایی سرد و اغلب پشت پرده، دو سال رفع مناقشات قدیمی و رفع تحریم ها و پس از سه سال آغاز روابط دیپلماتیک و در نهایت عادی سازی
پس تکلیف حس ضد آمریکایی و ضد جنایتکاری این جهانخوار چه بود؟
نسل جدید ویتنام، آمریکا را بعنوان یک فرصت رشد اقتصادی، فرصت شغلی، یک شریک اقتصادی یا حتی ادامه تحصیل می بیند تا یک دشمن تاریخی؛ و نظام مدرن اما محافظه کار و تک حزبی ویتنام با کمک رسانه ها و با فضاسازی دوران بازسازی و تغییر راهبرد کمک کرد تا این نگاه در کل جامعه نهادینه شود
امروز تجارت بین دو کشور به ۲۱۰ میلیارد دلار رسیده! که ۱۹۴ میلیارد دلار آن صادرات ویتنام به آمریکا و تنها ۱۶ میلیارد دلار واردات از آمریکا به این کشور است!
هفتمین شریک تجاری آمریکا میزبان بزرگترین و معتبرترین شرکتهای دنیا برای فعالیت تولیدی و اقتصادی است تا با نیروی جوان و ارزان خود طی این چند سال تولید ناخالص کشور را از ۱۰ میلیارد دلار به ۵۰۰ میلیارد، سرانه درآمد مردم را از ۸۰ دلار به ۵۰۰۰ دلار، نرخ فقر را از ۸۰% جامعه به صفر و کشور را به یکی از بزرگترین صادرکنندگان صنعتی جهان تبدیل کند.
شکست نخوردن ویتنام از آمریکا هنوز هم بخوبی در خاطره هاست و در کتابها و موزه ها تا ابد ماندگار است اما جایش دقیقا همان جاست!
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/iran_economy_online/23079
Telegram
مجمع فعالان اقتصادی
✅ همنشینی با شیطان!
✍️حامد پاک طینت
پلها، جاده ها، شبکه برق، مدارس، بیمارستانها، بنادر و زیرساختهایی که در جنگ نابود شدند اگر خسارت سنجی شود نباید کمتر از ۱۵۰ میلیارد دلار باشد، خسارتهای صنعتی و کشاورزی ۹۰ میلیارد دلاری، افت اقتصادی ۱۰۰ میلیارد دلاری، مسدود…
✍️حامد پاک طینت
پلها، جاده ها، شبکه برق، مدارس، بیمارستانها، بنادر و زیرساختهایی که در جنگ نابود شدند اگر خسارت سنجی شود نباید کمتر از ۱۵۰ میلیارد دلار باشد، خسارتهای صنعتی و کشاورزی ۹۰ میلیارد دلاری، افت اقتصادی ۱۰۰ میلیارد دلاری، مسدود…
❤1
🔺منطقه در لبه انفجار!
اوضاع خاورمیانه و به ویژه منطقه حساس خلیج فارس، لحظه به لحظه رو به وخامت میرود و رفتهرفته به سمت خطرناکترین و پیچیدهترین فاز خود حرکت میکند که میتوان آن را به مراتب فراتر از جنگ اخیر دانست.
در جریان جنگ، در پی تجاوز نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران، دامنه جنگ همانگونه که تهران پیشتر تهدید کرده بود به پهنه منطقه کشیده شد. با این حال، از آنجا که فضای عمومی منطقه شدیداً تحت تأثیر حمله به ایران قرار داشت، حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، علیرغم اعتراضات مستمر این کشورها، در سایه تجاوز به ایران و خرسندی افکار عمومی عرب از حملات تلافیجویانه تهران به اسرائیل گم شد و به حاشیه رفت.
اما اکنون شرایط «تا حدودی» تغییر کرده است؛ در حالی که اسرائیل در کانون درگیریهای اخیر با آمریکا قرار ندارد و حملات مستقیم متقابلی هم در حال حاضر میان تهران و تلآویو در جریان نیست، ماهیت و نگاهها به این مواجهه نیز به نوعی در حال تغییر است.
در همین حال، با اعلام آغاز عملیات شکست محاصره صنعا، کشیده شدن منازعه به باب المندب و محاصره عربستان، حملات ریاض به یمن و متعاقبا حملات موشکی انصارالله به تأسیسات حیاتی و نفتی عربستان، منطقه وارد دور جدیدی از تنش حاد شده است. در کل هم، ریاض به طور مستقیم و آشکار وارد درگیری و جنگ در منطقه شده و دیشب مشترکا با آمریکا حملات هوایی به مناطقی در خاک عراق علیه اهداف حشد شعبی انجام داد.
ورود مستقیم عربستان به درگیری نظامی، واجد ظرفیت بالایی برای گسترش جنگ و بحران است و بیانگر قرار گرفتن منطقه در آستانه یک انفجار چند لایه و پیچیده است. در نتیجه تشدید درگیری در منطقه با عربستان، در ادامه نیز بعید نیست که پای قدرتهای منطقهای دیگری نظیر پاکستان و مصر نیز به این معرکه باز شود.
اما اکنون بزرگترین و جدیترین خطر فراروی منطقه آن است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دستکم از نگاه بخشی از افکار عمومی و محافل منطقه رفتهرفته در حال تغییر ماهیت و تبدیل شدن به یک جنگ ایرانی - عربی است و همین تحولات میتواند تمام گسلهای قومیتی و مذهبی منطقه را فعال کند و اساسا مناقشه و منازعه با اسرائیل را به کلی به حاشیه ببرد.
در ماههای اخیر، کشورهای منطقه که خود درگیر ترکشهای جنگ علیه ایران بودند، از بیم تشدید پیامدهای ویرانگر جنگ، و لو «ناخواسته و ناخرسند» تلاش میکردند تا بحران مهار و به شکلی دیپلماتیک سریع حلوفصل شود. اما در هفتههای اخیر و به ویژه پس از تحولات جدید، نشانههایی از یک همپوشانی و همگرایی میان برخی دولتهای منطقه و اسرائیل حول محور ضرورت فیصله دادن به پرونده ایران در این جنگ و جلوگیری از شکلگیری هر نوع موازنهای به نفع آن در حال پدیدار شدن است.
به نظر میرسد که کشورهای منطقه طبق یک نقشه و سناریوی مشخص یکی پس از دیگری به جنگ و نزاع بلوکی کشیده میشوند که اگر هم فرضا اسرائیل طراح این نقشه نباشد، منتفع اصلی آن خواهد بود.
#صابر_گل_عنبری
https://t.me/Sgolanbari/1824
اوضاع خاورمیانه و به ویژه منطقه حساس خلیج فارس، لحظه به لحظه رو به وخامت میرود و رفتهرفته به سمت خطرناکترین و پیچیدهترین فاز خود حرکت میکند که میتوان آن را به مراتب فراتر از جنگ اخیر دانست.
در جریان جنگ، در پی تجاوز نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران، دامنه جنگ همانگونه که تهران پیشتر تهدید کرده بود به پهنه منطقه کشیده شد. با این حال، از آنجا که فضای عمومی منطقه شدیداً تحت تأثیر حمله به ایران قرار داشت، حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، علیرغم اعتراضات مستمر این کشورها، در سایه تجاوز به ایران و خرسندی افکار عمومی عرب از حملات تلافیجویانه تهران به اسرائیل گم شد و به حاشیه رفت.
اما اکنون شرایط «تا حدودی» تغییر کرده است؛ در حالی که اسرائیل در کانون درگیریهای اخیر با آمریکا قرار ندارد و حملات مستقیم متقابلی هم در حال حاضر میان تهران و تلآویو در جریان نیست، ماهیت و نگاهها به این مواجهه نیز به نوعی در حال تغییر است.
در همین حال، با اعلام آغاز عملیات شکست محاصره صنعا، کشیده شدن منازعه به باب المندب و محاصره عربستان، حملات ریاض به یمن و متعاقبا حملات موشکی انصارالله به تأسیسات حیاتی و نفتی عربستان، منطقه وارد دور جدیدی از تنش حاد شده است. در کل هم، ریاض به طور مستقیم و آشکار وارد درگیری و جنگ در منطقه شده و دیشب مشترکا با آمریکا حملات هوایی به مناطقی در خاک عراق علیه اهداف حشد شعبی انجام داد.
ورود مستقیم عربستان به درگیری نظامی، واجد ظرفیت بالایی برای گسترش جنگ و بحران است و بیانگر قرار گرفتن منطقه در آستانه یک انفجار چند لایه و پیچیده است. در نتیجه تشدید درگیری در منطقه با عربستان، در ادامه نیز بعید نیست که پای قدرتهای منطقهای دیگری نظیر پاکستان و مصر نیز به این معرکه باز شود.
اما اکنون بزرگترین و جدیترین خطر فراروی منطقه آن است که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دستکم از نگاه بخشی از افکار عمومی و محافل منطقه رفتهرفته در حال تغییر ماهیت و تبدیل شدن به یک جنگ ایرانی - عربی است و همین تحولات میتواند تمام گسلهای قومیتی و مذهبی منطقه را فعال کند و اساسا مناقشه و منازعه با اسرائیل را به کلی به حاشیه ببرد.
در ماههای اخیر، کشورهای منطقه که خود درگیر ترکشهای جنگ علیه ایران بودند، از بیم تشدید پیامدهای ویرانگر جنگ، و لو «ناخواسته و ناخرسند» تلاش میکردند تا بحران مهار و به شکلی دیپلماتیک سریع حلوفصل شود. اما در هفتههای اخیر و به ویژه پس از تحولات جدید، نشانههایی از یک همپوشانی و همگرایی میان برخی دولتهای منطقه و اسرائیل حول محور ضرورت فیصله دادن به پرونده ایران در این جنگ و جلوگیری از شکلگیری هر نوع موازنهای به نفع آن در حال پدیدار شدن است.
به نظر میرسد که کشورهای منطقه طبق یک نقشه و سناریوی مشخص یکی پس از دیگری به جنگ و نزاع بلوکی کشیده میشوند که اگر هم فرضا اسرائیل طراح این نقشه نباشد، منتفع اصلی آن خواهد بود.
#صابر_گل_عنبری
https://t.me/Sgolanbari/1824
Telegram
نگاهِ دیگر | صابر گلعنبری
🔺منطقه در لبه انفجار!
اوضاع خاورمیانه و به ویژه منطقه حساس خلیج فارس، لحظه به لحظه رو به وخامت میرود و رفتهرفته به سمت خطرناکترین و پیچیدهترین فاز خود حرکت میکند که میتوان آن را به مراتب فراتر از جنگ اخیر دانست.
در جریان جنگ، در پی تجاوز نظامی مشترک…
اوضاع خاورمیانه و به ویژه منطقه حساس خلیج فارس، لحظه به لحظه رو به وخامت میرود و رفتهرفته به سمت خطرناکترین و پیچیدهترین فاز خود حرکت میکند که میتوان آن را به مراتب فراتر از جنگ اخیر دانست.
در جریان جنگ، در پی تجاوز نظامی مشترک…
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصور که با پایان دوره ترامپ، جنگ علیه ایران ایدئولوژیک به پایان خواهد رسید تصوری بشدت ساده انگارانه است.
کامالا هریس در دوران انتخابات ازش پرسیدند هدفت برای رئیس جمهور شدن چیه، گفت ساختن مرگبارترین ارتش دنیا. ازش پرسیدند بزرگترین دشمنیت با کیه؟ گفت ایران.
کامالا هریس در دوران انتخابات ازش پرسیدند هدفت برای رئیس جمهور شدن چیه، گفت ساختن مرگبارترین ارتش دنیا. ازش پرسیدند بزرگترین دشمنیت با کیه؟ گفت ایران.
❇️ آینده جنگ ایران و آمریکا؛ مسابقه تابآوری در یک بحران فرسایشی
🔹 رحمن قهرمانپور معتقد است منازعه ایران و آمریکا احتمالاً در کوتاهمدت پایان نخواهد یافت. هیچکدام از طرفین خواهان جنگی بیپایان نیستند، اما منطق بحران، تفاوت اهداف و حضور اسرائیل ممکن است جنگ را برخلاف خواست آنها فرسایشی کند.
🔹 در این بحران سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل. اسرائیل توافق میان تهران و واشنگتن را مغایر منافع خود میداند و میتواند در مسیر مذاکرات اخلال ایجاد کند. تعدد بازیگران نیز رسیدن به نقطهای مورد قبول همه طرفها را دشوارتر کرده است.
🔹 آمریکا در «تله اعتبار» گرفتار شده است؛ با وجود برتری نظامی و انجام حملات گسترده، نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجه نیز میتواند اعتبار نظامی واشنگتن را نزد متحدانش و در رقابت جهانی با چین تضعیف کند.
🔹 راهبرد کنونی آمریکا ترکیبی از مذاکره و فشار نظامی یا همان دیپلماسی اجبار است: محاصره دریایی و محدود کردن صادرات نفت ایران، تلاش برای ایجاد مسیر جایگزین در جنوب تنگه هرمز و تشدید حملات هوایی به زیرساختها، بنادر و مراکز موشکی ایران.
🔹 در مقابل، جمهوری اسلامی خود را در «تله بقا» میبیند؛ زیرا تصور میکند هدف نهایی آمریکا و اسرائیل همچنان تغییر حکومت است. به همین دلیل، راهبرد ایران بر افزایش تابآوری و طولانی کردن جنگ نامتقارن استوار شده است.
🔹 گسترش جغرافیایی جنگ، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، استفاده از تنگه هرمز برای فشار بر اقتصاد جهانی، اتکا به شهرهای موشکی زیرزمینی و حملات انبوه پهپادی، از عناصر اصلی این راهبرد هستند. هدف این است که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا از منافع آن بیشتر شود.
🔹 یکی از ویژگیهای این جنگ، عدم توازن شدید هزینههاست: ایران با پهپادهای نسبتاً ارزان حمله میکند، اما طرف مقابل برای رهگیری آنها ناچار است از سامانهها و موشکهای چندمیلیوندلاری استفاده کند. همین مسئله میتواند ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش پرهزینه کند.
🔹 این جنگ همچنین نمونهای از جنگهای عصر هوش مصنوعی است؛ جنگی که در آن شناسایی اهداف، تحلیل اطلاعات و اجرای عملیات با فناوریهای پیشرفته انجام میشود. بااینحال، تجربه جنگ بار دیگر نشان داده که برتری هوایی و تکنولوژیک لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل منجر نمیشود.
🔹 در کوتاهمدت، محتملترین سناریو ادامه همزمان جنگ و مذاکره است؛ دورههایی از آتشبس و توافق موقت که ممکن است بار دیگر با حملات نظامی و تشدید تنش جایگزین شوند.
🔹 در میانمدت، دو مسیر اصلی وجود دارد:
🔺رسیدن به توافقی مکتوب برای کاهش تنشها، یا شکلگیری نوعی آتشبس نانوشته بر پایه توازن قدرت.
🔺سناریوی بدبینانهتر این است که آمریکا بهجای توافق، بهسوی تضعیف بلندمدت ایران و تبدیل آن به دولتی ناتوان و فرسوده حرکت کند؛ الگویی شبیه سیاست واشنگتن در قبال عراق پس از سال ۱۹۹۱.
🔹 جمعبندی نظرات رحمن قهرمانپور این است که آمریکا در شرایط فعلی نه میتواند بهسرعت پیروز شود و نه حاضر است شکست را بپذیرد؛ ایران نیز آنقدر ضعیف نیست که در مدت کوتاهی تسلیم شود. در نتیجه، آنچه میان دو کشور شکل گرفته بیش از هر چیز یک «مسابقه تابآوری» است؛ مسابقهای که هزینه اصلی آن را مردم ایران، کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی خواهند پرداخت.
https://t.me/IslamwaIran/4492
🔹 رحمن قهرمانپور معتقد است منازعه ایران و آمریکا احتمالاً در کوتاهمدت پایان نخواهد یافت. هیچکدام از طرفین خواهان جنگی بیپایان نیستند، اما منطق بحران، تفاوت اهداف و حضور اسرائیل ممکن است جنگ را برخلاف خواست آنها فرسایشی کند.
🔹 در این بحران سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل. اسرائیل توافق میان تهران و واشنگتن را مغایر منافع خود میداند و میتواند در مسیر مذاکرات اخلال ایجاد کند. تعدد بازیگران نیز رسیدن به نقطهای مورد قبول همه طرفها را دشوارتر کرده است.
🔹 آمریکا در «تله اعتبار» گرفتار شده است؛ با وجود برتری نظامی و انجام حملات گسترده، نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجه نیز میتواند اعتبار نظامی واشنگتن را نزد متحدانش و در رقابت جهانی با چین تضعیف کند.
🔹 راهبرد کنونی آمریکا ترکیبی از مذاکره و فشار نظامی یا همان دیپلماسی اجبار است: محاصره دریایی و محدود کردن صادرات نفت ایران، تلاش برای ایجاد مسیر جایگزین در جنوب تنگه هرمز و تشدید حملات هوایی به زیرساختها، بنادر و مراکز موشکی ایران.
🔹 در مقابل، جمهوری اسلامی خود را در «تله بقا» میبیند؛ زیرا تصور میکند هدف نهایی آمریکا و اسرائیل همچنان تغییر حکومت است. به همین دلیل، راهبرد ایران بر افزایش تابآوری و طولانی کردن جنگ نامتقارن استوار شده است.
🔹 گسترش جغرافیایی جنگ، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، استفاده از تنگه هرمز برای فشار بر اقتصاد جهانی، اتکا به شهرهای موشکی زیرزمینی و حملات انبوه پهپادی، از عناصر اصلی این راهبرد هستند. هدف این است که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا از منافع آن بیشتر شود.
🔹 یکی از ویژگیهای این جنگ، عدم توازن شدید هزینههاست: ایران با پهپادهای نسبتاً ارزان حمله میکند، اما طرف مقابل برای رهگیری آنها ناچار است از سامانهها و موشکهای چندمیلیوندلاری استفاده کند. همین مسئله میتواند ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش پرهزینه کند.
🔹 این جنگ همچنین نمونهای از جنگهای عصر هوش مصنوعی است؛ جنگی که در آن شناسایی اهداف، تحلیل اطلاعات و اجرای عملیات با فناوریهای پیشرفته انجام میشود. بااینحال، تجربه جنگ بار دیگر نشان داده که برتری هوایی و تکنولوژیک لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل منجر نمیشود.
🔹 در کوتاهمدت، محتملترین سناریو ادامه همزمان جنگ و مذاکره است؛ دورههایی از آتشبس و توافق موقت که ممکن است بار دیگر با حملات نظامی و تشدید تنش جایگزین شوند.
🔹 در میانمدت، دو مسیر اصلی وجود دارد:
🔺رسیدن به توافقی مکتوب برای کاهش تنشها، یا شکلگیری نوعی آتشبس نانوشته بر پایه توازن قدرت.
🔺سناریوی بدبینانهتر این است که آمریکا بهجای توافق، بهسوی تضعیف بلندمدت ایران و تبدیل آن به دولتی ناتوان و فرسوده حرکت کند؛ الگویی شبیه سیاست واشنگتن در قبال عراق پس از سال ۱۹۹۱.
🔹 جمعبندی نظرات رحمن قهرمانپور این است که آمریکا در شرایط فعلی نه میتواند بهسرعت پیروز شود و نه حاضر است شکست را بپذیرد؛ ایران نیز آنقدر ضعیف نیست که در مدت کوتاهی تسلیم شود. در نتیجه، آنچه میان دو کشور شکل گرفته بیش از هر چیز یک «مسابقه تابآوری» است؛ مسابقهای که هزینه اصلی آن را مردم ایران، کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی خواهند پرداخت.
https://t.me/IslamwaIran/4492
❤1
⭕️ آقای رئیسجمهور!
چشمان نگران جامعه به گامهای استوار شماست
✍ علی ربیعی
🔹 بدون تردید امروز در یکی از حساسترین نقاط تاریخی کشور در قرن اخیر قرار داریم؛ به مانند یک نقطه عطف، کنش درست یا نادرست در این شرایط جهت منحنی ایران از آینده درخشان یا دردسری عمیق را مشخص میکند. متاسفم عدهای هیچ درک درستی از این شرایط ندارند. نه جامعه راخوب میشناسند و نه جهان خارج را. هر روز با تزریق تردیدهای مدام، کام جامعه را تلخ می کنند، نمیگذارند جامعه احساس پیروزی کند.
🔹 وجدان عمومی جامعه ایران، تفاهم بهدستآمده و مسیری را که به آن انجامید، تفاهمی به سود ایران میداند. ما تا اینجای این کارزار پیروز بودهایم؛ زیرا ترامپ، با همه رؤیاهایش برای فروپاشی ایران، دستیابی به نفت و خاک ایران و به زانو درآوردن این سرزمین، ناکام مانده است. اسرائیل نیز بیش از هر زمان دیگری در جهان بیاعتبار شده و کسانی که سالها جنگ و ویرانی را به مردم ایران میفروختند، امروز درماندهتر از همیشهاند. ایران عزیز پراعتبار و دشمنان ما بی اعتبار و بی آبرو شدهاند. جامعه ایران برای نخستین بار در مواجهه با قدرت های جهانی هیچ خاکی را از دست نداده و تسلیم هم نشده است.
🔹 دولت شاداب ، نترس پای کار ایران و ایرانیان ایستاده است؛ نیروهای مسلح مدافع ایران، سرافراز و قدرتمندند؛ و جامعهای که دشمنان ایران تصور میکردند در نخستین روزهای بحران فرو میپاشد، وفادارانه درخیابان، همهجای ایران و خارج از ایران از وطنش دفاع کرده و به یکی ازمهمترین پایههای قدرت ملی تبدیل شده است. ما تا امروز پیروز بودهایم؛ چون ایران ایستاد، دولت از هم نپاشید و مفهوم دولت-ملت در عالی ترین شکل خود نمایان شد.
🔹 برادر عزیزم جناب اقای پزشکیان؛
نگاهتان، پس ازفضل خدا، به همین جامعه باشد. می دانم زمزمههای زیرپوستی، نگرانیهای خاموش و خواستههای لایههای مختلف مردم را میشنوید. میدانم از حق مردمی که مقاومت کردند، اما میخواهند زندگی کنند؛ مردمی که باید حق بدیهی زندگی، آرامش و آینده را از تحریمکنندگان ومصادرهکنندگان معیشتشان پس بگیرند، دفاع میکنید همانگونه که ازحریم سرزمینمان دفاع کردید.
🔹 امروز کسی با نگرانی به من گفت: «نکند پزشکیان زیر این همه فشار و نامهربانی بشکند؟» گفتم ، هرگز . آنان که امروز بیمحابا بر او میتازند ونه سخنشان نشانی از فرهیختگی و فهم سیاسی دارد و نه دردشان شبیه درد کارگری است که ماهها حقوق نگرفته؛ نه تاریخ ایران را میشناسند، نه پیچیدگی سیاست خارجی را ، نه حتی معنای پیروزی را و نه رئیسجمهور پزشکیان را . من به عنوان کنشگر در بحرانهای چند دهه اخیر شاهد زیاده و بیهوده گویی ها، متهم کردن این و آن ، حق پنداریهای باطلانه بسیاری بودهام؛ شاهد مقابله عقلانیت با این تفکرات در حادثه جنگ اول خلیج فارس ( سال ۹۱ میلادی) بودهام. همچنین در ماجرای طالبان درافغانستان و شهادت ایرانیها در کنسولگری و طرحهایی که معلوم نبود ما را به کجا میبرد بودهام و موارد دیگر...
🔹 امروز به گواه نظرسنجیهای معتبر و سنجشهای علمی ، مردم بر این باورند که مسیری که تاکنون پیمودهاید، درست و مسئولانه بوده است. دلسوزان ایران معتقدند راهبرد وفاق و ائتلافِ عقلانیت که دنبال کردهاید مسیری درست است که بایدادامه یابد. سیاست همراهی با رهبری، با همان صداقتتان، تضمین کننده مسیر است. در میان این هیاهوها نگذارید رشته وفاق با جامعه و میثاق با مردمی که شما را سیاستمداری راستگو، شجاع و صادق میدانند، گسسته شود. سرمایه اصلی شما همین اعتماد است؛ اعتماد مردمی که در سختترین روزها ایران را تنها نگذاشتند.
خدا پشت وپناهتان؛ دلتان گرم و گامهایتان استوار. دعای مردم با چشمان نگران همراه شماست.
#تحلیل_زمانه
https://t.me/IslamwaIran/4493
چشمان نگران جامعه به گامهای استوار شماست
✍ علی ربیعی
🔹 بدون تردید امروز در یکی از حساسترین نقاط تاریخی کشور در قرن اخیر قرار داریم؛ به مانند یک نقطه عطف، کنش درست یا نادرست در این شرایط جهت منحنی ایران از آینده درخشان یا دردسری عمیق را مشخص میکند. متاسفم عدهای هیچ درک درستی از این شرایط ندارند. نه جامعه راخوب میشناسند و نه جهان خارج را. هر روز با تزریق تردیدهای مدام، کام جامعه را تلخ می کنند، نمیگذارند جامعه احساس پیروزی کند.
🔹 وجدان عمومی جامعه ایران، تفاهم بهدستآمده و مسیری را که به آن انجامید، تفاهمی به سود ایران میداند. ما تا اینجای این کارزار پیروز بودهایم؛ زیرا ترامپ، با همه رؤیاهایش برای فروپاشی ایران، دستیابی به نفت و خاک ایران و به زانو درآوردن این سرزمین، ناکام مانده است. اسرائیل نیز بیش از هر زمان دیگری در جهان بیاعتبار شده و کسانی که سالها جنگ و ویرانی را به مردم ایران میفروختند، امروز درماندهتر از همیشهاند. ایران عزیز پراعتبار و دشمنان ما بی اعتبار و بی آبرو شدهاند. جامعه ایران برای نخستین بار در مواجهه با قدرت های جهانی هیچ خاکی را از دست نداده و تسلیم هم نشده است.
🔹 دولت شاداب ، نترس پای کار ایران و ایرانیان ایستاده است؛ نیروهای مسلح مدافع ایران، سرافراز و قدرتمندند؛ و جامعهای که دشمنان ایران تصور میکردند در نخستین روزهای بحران فرو میپاشد، وفادارانه درخیابان، همهجای ایران و خارج از ایران از وطنش دفاع کرده و به یکی ازمهمترین پایههای قدرت ملی تبدیل شده است. ما تا امروز پیروز بودهایم؛ چون ایران ایستاد، دولت از هم نپاشید و مفهوم دولت-ملت در عالی ترین شکل خود نمایان شد.
🔹 برادر عزیزم جناب اقای پزشکیان؛
نگاهتان، پس ازفضل خدا، به همین جامعه باشد. می دانم زمزمههای زیرپوستی، نگرانیهای خاموش و خواستههای لایههای مختلف مردم را میشنوید. میدانم از حق مردمی که مقاومت کردند، اما میخواهند زندگی کنند؛ مردمی که باید حق بدیهی زندگی، آرامش و آینده را از تحریمکنندگان ومصادرهکنندگان معیشتشان پس بگیرند، دفاع میکنید همانگونه که ازحریم سرزمینمان دفاع کردید.
🔹 امروز کسی با نگرانی به من گفت: «نکند پزشکیان زیر این همه فشار و نامهربانی بشکند؟» گفتم ، هرگز . آنان که امروز بیمحابا بر او میتازند ونه سخنشان نشانی از فرهیختگی و فهم سیاسی دارد و نه دردشان شبیه درد کارگری است که ماهها حقوق نگرفته؛ نه تاریخ ایران را میشناسند، نه پیچیدگی سیاست خارجی را ، نه حتی معنای پیروزی را و نه رئیسجمهور پزشکیان را . من به عنوان کنشگر در بحرانهای چند دهه اخیر شاهد زیاده و بیهوده گویی ها، متهم کردن این و آن ، حق پنداریهای باطلانه بسیاری بودهام؛ شاهد مقابله عقلانیت با این تفکرات در حادثه جنگ اول خلیج فارس ( سال ۹۱ میلادی) بودهام. همچنین در ماجرای طالبان درافغانستان و شهادت ایرانیها در کنسولگری و طرحهایی که معلوم نبود ما را به کجا میبرد بودهام و موارد دیگر...
🔹 امروز به گواه نظرسنجیهای معتبر و سنجشهای علمی ، مردم بر این باورند که مسیری که تاکنون پیمودهاید، درست و مسئولانه بوده است. دلسوزان ایران معتقدند راهبرد وفاق و ائتلافِ عقلانیت که دنبال کردهاید مسیری درست است که بایدادامه یابد. سیاست همراهی با رهبری، با همان صداقتتان، تضمین کننده مسیر است. در میان این هیاهوها نگذارید رشته وفاق با جامعه و میثاق با مردمی که شما را سیاستمداری راستگو، شجاع و صادق میدانند، گسسته شود. سرمایه اصلی شما همین اعتماد است؛ اعتماد مردمی که در سختترین روزها ایران را تنها نگذاشتند.
خدا پشت وپناهتان؛ دلتان گرم و گامهایتان استوار. دعای مردم با چشمان نگران همراه شماست.
#تحلیل_زمانه
https://t.me/IslamwaIran/4493
❤1
چگونه چین جهان را از شوک نفتی ایران نجات داد؟
مارک فیشر، در قسمت اخیر پادکست «تصویر بزرگتر»، به تحلیل این موضوع پرداخته که چرا با وجود پیشبینیها در مورد بحران جهانی نفت، به دنبال جنگ ایران، این اتفاق نیفتاد. پاسخ او غافلگیرکننده است: جهان یک ناجی پنهان داشت، و آن ناجی چین بود.
با بسته شدن تنگه هرمز در آغاز جنگ، روزانه بیست میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شد؛ یعنی یکپنجم کل عرضه جهان. خطوط لوله جایگزین عربستان و امارات حدود هفت میلیون بشکه را به سیستم بازگرداندند و آزادسازی بیسابقه ذخایر راهبردی سیودو کشور نیز بهطور میانگین دو و نیم میلیون بشکه دیگر اضافه کرد. با این حال، کسری روزانه همچنان بیش از ده میلیون بشکه بود و ذخایر اضطراری آمریکا و ژاپن با سرعت به سمت صفر میرفت. همه شواهد از یک فاجعه اقتصادی جهانی خبر میداد.
اما ناجی از جایی آمد که کمتر کسی انتظارش را داشت. واردات نفت چین، بزرگترین واردکننده جهان، ناگهان به نصف سقوط کرد؛ کاهشی معادل پنج و نیم میلیون بشکه در روز، یعنی بیش از کل واردات هند. همین کاهش بیسروصدا بود که کسری جهانی را از بیست میلیون بشکه به حدود پنج میلیون رساند و تفاوت میان فروپاشی اقتصادی و چند ماه گرانی بنزین را رقم زد؛ آن هم بدون هیچ اعلام رسمی از سوی پکن.
فیشر قطعات این معما را کنار هم میگذارد: نخست، ممنوعیت محرمانه صادرات سوخت از پالایشگاههای چینی؛ دوم، سوزاندن مقادیر بیسابقه زغالسنگ و حتی استفاده از آن برای تولید پلاستیک و کود؛ سوم، جابهجایی مسافران از هواپیما به قطار و گسترش خودروهای برقی که اکنون حدود یکچهارم خودروهای در حال تردد را تشکیل میدهند. اما سلاح اصلی چیز دیگری بود: ذخایر پنهان و عظیم نفت. تصاویر ماهوارهای از مخازن غولپیکر نشان میدهد چین دستکم یک میلیارد و چهارصد میلیون بشکه ذخیره کرده است؛ بیش از مجموع ذخایر همه کشورهای دیگر، و شاید بسیار بیشتر، با احتساب غارهای زیرزمینی غیرقابلشمارش.
این نفت از کجا آمده بود؟ پاسخ، ایران و روسیه است. چین طی سالها نفت تحریمی این دو کشور را با تخفیفهای کلان و از طریق ناوگانهای پنهان نفتکش خریداری کرده و با پرداخت به یوان، نظام دلاری معاملات نفت و در نتیجه نظارت مالی آمریکا را دور زده است.
اما چرا چین جهان و بهویژه رقیب اصلیاش آمریکا را نجات داد؟ فیشر چهار نظریه را بررسی میکند: نخست، خنثیسازی «معمای مالاکا»؛ یعنی نشان دادن اینکه محاصره دریایی آمریکا در سناریوی جنگ تایوان دیگر نمیتواند اقتصاد چین را فلج کند. دوم، به دست آوردن اهرم فشار بر ترامپ که نسبت به قیمت نفت حساس است. سوم، که به نظر فیشر محتملترین است، حفاظت از بازارهای صادراتی چین؛ چون فروپاشی اقتصادی مشتریان به معنای فروپاشی اقتصاد صادراتمحور خود چین بود. و چهارم، رونمایی از یک سلاح تازه: توانایی روشن و خاموش کردن پنج درصد از تقاضای جهانی نفت، قدرتی در حد عربستان سعودی.
نتیجهگیری فیشر روشن است: نظم نفتی جهان در حال دگرگونی است. آمریکا دیگر نتوانست جریان آزاد نفت را تضمین کند، روسیه زیر بار تحریمها گرفتار است، و دو قدرت تازه سر برآوردهاند؛ ایران که ثابت کرد میتواند یکجانبه یکپنجم عرضه جهانی را قطع کند، و چین که اکنون بر قیمت جهانی نفت نفوذی تعیینکننده دارد. تا زمانی که هرمز در معرض تهدید بسته شدن باشد، دکمه نابودی اقتصاد آمریکا روی میز شی جینپینگ قرار دارد.
#تحلیل_زمانه
https://t.me/IslamwaIran/4494
مارک فیشر، در قسمت اخیر پادکست «تصویر بزرگتر»، به تحلیل این موضوع پرداخته که چرا با وجود پیشبینیها در مورد بحران جهانی نفت، به دنبال جنگ ایران، این اتفاق نیفتاد. پاسخ او غافلگیرکننده است: جهان یک ناجی پنهان داشت، و آن ناجی چین بود.
با بسته شدن تنگه هرمز در آغاز جنگ، روزانه بیست میلیون بشکه نفت از بازار جهانی حذف شد؛ یعنی یکپنجم کل عرضه جهان. خطوط لوله جایگزین عربستان و امارات حدود هفت میلیون بشکه را به سیستم بازگرداندند و آزادسازی بیسابقه ذخایر راهبردی سیودو کشور نیز بهطور میانگین دو و نیم میلیون بشکه دیگر اضافه کرد. با این حال، کسری روزانه همچنان بیش از ده میلیون بشکه بود و ذخایر اضطراری آمریکا و ژاپن با سرعت به سمت صفر میرفت. همه شواهد از یک فاجعه اقتصادی جهانی خبر میداد.
اما ناجی از جایی آمد که کمتر کسی انتظارش را داشت. واردات نفت چین، بزرگترین واردکننده جهان، ناگهان به نصف سقوط کرد؛ کاهشی معادل پنج و نیم میلیون بشکه در روز، یعنی بیش از کل واردات هند. همین کاهش بیسروصدا بود که کسری جهانی را از بیست میلیون بشکه به حدود پنج میلیون رساند و تفاوت میان فروپاشی اقتصادی و چند ماه گرانی بنزین را رقم زد؛ آن هم بدون هیچ اعلام رسمی از سوی پکن.
فیشر قطعات این معما را کنار هم میگذارد: نخست، ممنوعیت محرمانه صادرات سوخت از پالایشگاههای چینی؛ دوم، سوزاندن مقادیر بیسابقه زغالسنگ و حتی استفاده از آن برای تولید پلاستیک و کود؛ سوم، جابهجایی مسافران از هواپیما به قطار و گسترش خودروهای برقی که اکنون حدود یکچهارم خودروهای در حال تردد را تشکیل میدهند. اما سلاح اصلی چیز دیگری بود: ذخایر پنهان و عظیم نفت. تصاویر ماهوارهای از مخازن غولپیکر نشان میدهد چین دستکم یک میلیارد و چهارصد میلیون بشکه ذخیره کرده است؛ بیش از مجموع ذخایر همه کشورهای دیگر، و شاید بسیار بیشتر، با احتساب غارهای زیرزمینی غیرقابلشمارش.
این نفت از کجا آمده بود؟ پاسخ، ایران و روسیه است. چین طی سالها نفت تحریمی این دو کشور را با تخفیفهای کلان و از طریق ناوگانهای پنهان نفتکش خریداری کرده و با پرداخت به یوان، نظام دلاری معاملات نفت و در نتیجه نظارت مالی آمریکا را دور زده است.
اما چرا چین جهان و بهویژه رقیب اصلیاش آمریکا را نجات داد؟ فیشر چهار نظریه را بررسی میکند: نخست، خنثیسازی «معمای مالاکا»؛ یعنی نشان دادن اینکه محاصره دریایی آمریکا در سناریوی جنگ تایوان دیگر نمیتواند اقتصاد چین را فلج کند. دوم، به دست آوردن اهرم فشار بر ترامپ که نسبت به قیمت نفت حساس است. سوم، که به نظر فیشر محتملترین است، حفاظت از بازارهای صادراتی چین؛ چون فروپاشی اقتصادی مشتریان به معنای فروپاشی اقتصاد صادراتمحور خود چین بود. و چهارم، رونمایی از یک سلاح تازه: توانایی روشن و خاموش کردن پنج درصد از تقاضای جهانی نفت، قدرتی در حد عربستان سعودی.
نتیجهگیری فیشر روشن است: نظم نفتی جهان در حال دگرگونی است. آمریکا دیگر نتوانست جریان آزاد نفت را تضمین کند، روسیه زیر بار تحریمها گرفتار است، و دو قدرت تازه سر برآوردهاند؛ ایران که ثابت کرد میتواند یکجانبه یکپنجم عرضه جهانی را قطع کند، و چین که اکنون بر قیمت جهانی نفت نفوذی تعیینکننده دارد. تا زمانی که هرمز در معرض تهدید بسته شدن باشد، دکمه نابودی اقتصاد آمریکا روی میز شی جینپینگ قرار دارد.
#تحلیل_زمانه
https://t.me/IslamwaIran/4494
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ اگر میخواهید حافظه پنهان گوشی سامسونگ را پاک کرده و سرعت گوشی را بالا ببرید، حتما این روش را انجام دهید
https://t.me/IslamwaIran/4495
https://t.me/IslamwaIran/4495
❤1
🔵تصمیمی که صاحب ندارد
✍️حسین سلاحورزی
در ایران اصلاح اقتصادی طرفدار زیاد دارد؛ فقط کسی حاضر نیست صاحبش باشد.
تا وقتی جلسه پشت درهای بسته است، همه از کسری بودجه، ناترازی انرژی، ارز چندنرخی و ضرورت اصلاح قیمت بنزین میگویند. اما کافی است خبر تصمیم بیرون بیاید؛ ناگهان مسابقه تکذیب شروع میشود و هرکس میکوشد ثابت کند اصلاً در جریان نبوده است.
سالها خودروهای گران، پرمصرف و بیکیفیت را به مردم تحمیل کردهایم، حملونقل عمومی مناسبی نساختهایم و جلوی رقابت را گرفتهایم. حالا که بنزین کم آمده، آسانترین راه را انتخاب کردهایم: فرستادن صورتحساب برای مردم.
سیاستگذار ایرانی در برابر صاحبان انحصار محتاط است، اما وقتی نوبت مردم میرسد، ناگهان شجاع میشود.
مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله ساختاری است که سود تصمیمهای غلط را میان گروههای ذینفوذ تقسیم میکند و هزینهاش را از جیب جامعه میگیرد. اقتصاد با سخنرانی اصلاح نمیشود و بحران هم با تکذیبیه عقب نمیرود.
✍️حسین سلاحورزی
در ایران اصلاح اقتصادی طرفدار زیاد دارد؛ فقط کسی حاضر نیست صاحبش باشد.
تا وقتی جلسه پشت درهای بسته است، همه از کسری بودجه، ناترازی انرژی، ارز چندنرخی و ضرورت اصلاح قیمت بنزین میگویند. اما کافی است خبر تصمیم بیرون بیاید؛ ناگهان مسابقه تکذیب شروع میشود و هرکس میکوشد ثابت کند اصلاً در جریان نبوده است.
سالها خودروهای گران، پرمصرف و بیکیفیت را به مردم تحمیل کردهایم، حملونقل عمومی مناسبی نساختهایم و جلوی رقابت را گرفتهایم. حالا که بنزین کم آمده، آسانترین راه را انتخاب کردهایم: فرستادن صورتحساب برای مردم.
سیاستگذار ایرانی در برابر صاحبان انحصار محتاط است، اما وقتی نوبت مردم میرسد، ناگهان شجاع میشود.
مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله ساختاری است که سود تصمیمهای غلط را میان گروههای ذینفوذ تقسیم میکند و هزینهاش را از جیب جامعه میگیرد. اقتصاد با سخنرانی اصلاح نمیشود و بحران هم با تکذیبیه عقب نمیرود.
❤1
زمان به نفع کیست؟ محاسبه هزینه «صبر استراتژیک برای اقتصاد ایران
آیا ضعف آمریکا الزاما به معنای تقویت ایران است؟
مهدی عسلی٭
بحث پیرامون مذاکره میان ایران و آمریکا در حالی داغ است که گروهی استدلال میکنند با توجه به افول احتمالی قدرت آمریکا، زمان به نفع ایران است و باید برای موضع ضعیفتر رقیب صبر کرد.
اما نگاه کارشناسی نشان میدهد تضعیف رقیب لزوماً به معنای افزایش قدرت چانهزنی نیست.
اقتصاد آمریکا با وجود چالشهایی نظیر تورم، کسری بودجه و فشارهای سیاسی، همچنان از زیرساختهای عمیق مالی و جایگاه محوری دلار برخوردار است.
از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک، بدون امکان صادرات مؤثر و دسترسی به نظام مالی جهانی، به نفع اقتصاد ایران نخواهد بود.
تفاوت بنیادین در اینجاست: «تابآوری» در شرایط انزوا با «توسعه» در شرایط ادغام اقتصادی متفاوت است.
هزینه «صبر کردن» برای کشور، در انباشت فرسودگی سرمایه، خروج سرمایه انسانی و فرصتهای از دسترفته انتقال فناوری خود را نشان میدهد.
عادیسازی روابط خارجی باید نه صرفاً به عنوان یک امر سیاسی یا امنیتی، بلکه به عنوان یک «سیاست توسعهای» نگریسته شود.
برای دستیابی به رشد پایدار، اقتصاد به سرمایه، فناوری و بازارهای جهانی نیاز دارد.
بنابراین، مذاکره نه به معنای تسلیم، بلکه ابزاری برای کاهش ریسک جنگ، رفع تحریمها و تسهیل سرمایهگذاری است.
توافق مطلوب، چارچوبی است که علاوه بر حفظ خطوط قرمز امنیتی و ملی، دسترسی ایران به بازارهای بینالمللی را عادی کند.
پرسش اصلی نباید این باشد که کدام طرف در ماههای آینده ضعیفتر میشود، بلکه باید پرسید کدام تصمیم ایران را در دهههای آینده ثروتمندتر، باثباتتر و قدرتمندتر خواهد کرد.
قدرت ژئوپلیتیک زمانی ارزش دارد که به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل شود.
٭اقتصاددان
آیا ضعف آمریکا الزاما به معنای تقویت ایران است؟
مهدی عسلی٭
بحث پیرامون مذاکره میان ایران و آمریکا در حالی داغ است که گروهی استدلال میکنند با توجه به افول احتمالی قدرت آمریکا، زمان به نفع ایران است و باید برای موضع ضعیفتر رقیب صبر کرد.
اما نگاه کارشناسی نشان میدهد تضعیف رقیب لزوماً به معنای افزایش قدرت چانهزنی نیست.
اقتصاد آمریکا با وجود چالشهایی نظیر تورم، کسری بودجه و فشارهای سیاسی، همچنان از زیرساختهای عمیق مالی و جایگاه محوری دلار برخوردار است.
از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک، بدون امکان صادرات مؤثر و دسترسی به نظام مالی جهانی، به نفع اقتصاد ایران نخواهد بود.
تفاوت بنیادین در اینجاست: «تابآوری» در شرایط انزوا با «توسعه» در شرایط ادغام اقتصادی متفاوت است.
هزینه «صبر کردن» برای کشور، در انباشت فرسودگی سرمایه، خروج سرمایه انسانی و فرصتهای از دسترفته انتقال فناوری خود را نشان میدهد.
عادیسازی روابط خارجی باید نه صرفاً به عنوان یک امر سیاسی یا امنیتی، بلکه به عنوان یک «سیاست توسعهای» نگریسته شود.
برای دستیابی به رشد پایدار، اقتصاد به سرمایه، فناوری و بازارهای جهانی نیاز دارد.
بنابراین، مذاکره نه به معنای تسلیم، بلکه ابزاری برای کاهش ریسک جنگ، رفع تحریمها و تسهیل سرمایهگذاری است.
توافق مطلوب، چارچوبی است که علاوه بر حفظ خطوط قرمز امنیتی و ملی، دسترسی ایران به بازارهای بینالمللی را عادی کند.
پرسش اصلی نباید این باشد که کدام طرف در ماههای آینده ضعیفتر میشود، بلکه باید پرسید کدام تصمیم ایران را در دهههای آینده ثروتمندتر، باثباتتر و قدرتمندتر خواهد کرد.
قدرت ژئوپلیتیک زمانی ارزش دارد که به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل شود.
٭اقتصاددان
روزنامه دنیای اقتصاد
نگاه کارشناسی به منافع ملی + فایل صوتی
در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی و افزایش نگرانیها درباره هزینههای جنگ و تحریم، بحث درباره مذاکره میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات افکار عمومی تبدیل شده است. در این میان، گروهی از مخالفان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 فاشیسم یه شبه وارد جامعه نمیشه. ⚠️
مادلین آلبرایت تو کتاب «فاشیسم: یک هشدار» توضیح میده که فاشیسم میتونه از جایی شروع بشه که کمتر بهش توجه میکنیم: فرسایش تدریجی آگاهی و حقوق جامعه.
وقتی بحرانها طولانی میشن:
مردم به «خودی و غیرخودی» تقسیم میشن.
حقیقت کمکم ارزشش رو از دست میده.
و چیزایی که زمانی غیرقابلقبول بودن، بهتدریج عادی میشن.
و دقیقا خطر، از جایی شروع میشه که دیگه از دیدنش تعجب نمیکنیم.
✍نبی زاده
#تحلیل_زمانه
مادلین آلبرایت تو کتاب «فاشیسم: یک هشدار» توضیح میده که فاشیسم میتونه از جایی شروع بشه که کمتر بهش توجه میکنیم: فرسایش تدریجی آگاهی و حقوق جامعه.
وقتی بحرانها طولانی میشن:
مردم به «خودی و غیرخودی» تقسیم میشن.
حقیقت کمکم ارزشش رو از دست میده.
و چیزایی که زمانی غیرقابلقبول بودن، بهتدریج عادی میشن.
و دقیقا خطر، از جایی شروع میشه که دیگه از دیدنش تعجب نمیکنیم.
✍نبی زاده
#تحلیل_زمانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 چرا درآمدهای نفتی دوره احمدی نژاد برای ایران توسعه نیاورد؟
🔹 ایران در دوره احمدینژاد، با درآمد نفتی ۷۰۰ میلیارد دلاری فرصتی بینظیر برای رشد اقتصادی داشت. این منابع میتوانست به زیرساختهای ماندگار، مثل شبکه ریلی و بنادر تبدیل شود، اما چرا نشد؟
سیاست توزیعگرایی آن دوره اگرچه در کوتاهمدت محبوبیت و رضایت عمومی ایجاد کرد اما فرصت سرمایهگذاری برای آینده را از کشور گرفت.
آیا نظام سیاسی در ایران به این عقلانیت رسیده است که از افق کوتاهمدت عبور کرده و تصمیمهای سخت را برای رسیدن به توسعه در بلندمدت بگیرد؟
#تحلیل_زمانه
🔹 ایران در دوره احمدینژاد، با درآمد نفتی ۷۰۰ میلیارد دلاری فرصتی بینظیر برای رشد اقتصادی داشت. این منابع میتوانست به زیرساختهای ماندگار، مثل شبکه ریلی و بنادر تبدیل شود، اما چرا نشد؟
سیاست توزیعگرایی آن دوره اگرچه در کوتاهمدت محبوبیت و رضایت عمومی ایجاد کرد اما فرصت سرمایهگذاری برای آینده را از کشور گرفت.
آیا نظام سیاسی در ایران به این عقلانیت رسیده است که از افق کوتاهمدت عبور کرده و تصمیمهای سخت را برای رسیدن به توسعه در بلندمدت بگیرد؟
#تحلیل_زمانه