ساختارهای ایرانی Iranian structures
469 subscribers
198 photos
29 videos
14 files
5 links
مرتبط با مدیرکانال :
t.me/Iranianstructures1
مطالب عمومی:
t.me/Iranianstructures2
ارتباطات :
@Aminha70
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی : ایرانی ها ۲۵۰۰سال با جهان در گفت و گو بوده اند.
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 ۱۴ مرداد و پیروزی انقلاب مشروطه در ایران/ تطبیق با چند نقطه در آسیا

♦️۱۴ مرداد ۱۲۸۵ معمولاً به‌عنوان تاریخ «پیروزی اولیه» یا دقیق‌تر بگوییم نقطه عطف نهادی انقلاب مشروطه در نظر گرفته می‌شود.

🔹برای یک تحلیل مفهومی-ساختاری از «نظم سیاسی» ناچاریم از سطح روایت عبور کنیم و به سطح «منطق درونی نهادها» برسیم؛ جایی که انقلاب مشروطه نه یک رویداد، بلکه یک پروژه ناتمام در بازتعریف نسبت قدرت، قانون و سوژه سیاسی است.

۱. خلاصه مسئله

انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵ هـ.ش) تلاشی برای گذار از:
حاکمیت شخصی (Personal Rule)
به
حاکمیت قانونی (Rule of Law)

اما این گذار در ایران، برخلاف اروپا، نه بر بستر تحولات تدریجی اجتماعی، بلکه به‌صورت «فشرده و وارداتی» رخ داد. احتمالاً همین فشردگی، منشأ بسیاری از تناقضات بعدی شد.

۲. تحلیل ساختاری: سه سطح بنیادین

الف) سطح مفهومی: قانون به مثابه حد قدرت

در مشروطه، «قانون» برای اولین‌بار به‌عنوان مرجع برتر تعریف شد. اما مشکل اینجا بود که در سنت ایرانی-دینی ، قانون(شریعت) از قبل وجود داشت‌ ولی در مشروطه، قانون به‌معنای قانون موضوعه مطرح شد. بنابراین یک دوگانگی شکل گرفت: قانون شریعت منبع الهی دارد و کارکرد آن تنظیم اخلاق و اجتماع است و قانون اساسی منبع انسانی دارد و کارکرد آن محدود کردن قدرت سیاسی است. این دوگانگی هرگز به‌طور کامل حل نشد، بلکه به شکل «همزیستی پرتنش» باقی ماند.

ب) سطح نهادی: پارلمان به مثابه تکنولوژی قدرت

مجلس شورای ملی در ایران، صرفاً یک نهاد نبود؛ بلکه یک «فناوری سیاسی وارداتی» بود.اما این فناوری با چه چیزی مواجه شد؟

نبود احزاب پایدار
ضعف جامعه مدنی
ساختار ایلی و درباری قدرت

در نتیجه، پارلمان در ایران:

بیشتر محل چانه‌زنی نخبگان شد تا نمایندگی واقعی مردم و نتوانست «حاکمیت ملی» را به‌صورت پایدار نهادینه کند.

🔴 به بیان دقیق‌تر:
پارلمان وجود داشت، اما «سوژه پارلمانی» (citizen-subject) هنوز شکل نگرفته بود.


ج) سطح حاکمیت: بحران در تعریف Sovereignty

در مشروطه، سه منبع رقیب برای حاکمیت شکل گرفت:

۱. شاه → مشروعیت سنتی
۲. ملت → مشروعیت مدرن
۳. شریعت → مشروعیت دینی
این سه‌گانه هیچ‌گاه به یک نظم پایدار تبدیل نشد.

🔴 نتیجه:
تعلیق دائمی در مفهوم حاکمیت
ناپایداری نهادی
بازگشت‌های مکرر به اقتدارگرایی


۳. مقایسه تطبیقی با آسیا

حالا بخش جالب، که معمولاً ساده‌سازی می‌شود ولی در واقع پیچیده‌تر از آن است که دوست داریم قبول کنیم.

الف) امپراتوری عثمانی (ترکیه)

مشروطه (۱۸۷۶) زودتر از ایران
اما با اصلاحات بوروکراتیک عمیق‌تر

ویژگی کلیدی:
وجود دولت مرکزی قوی‌تر
نخبگان اداری مدرن

نتیجه:
گذار به جمهوری در دوره مصطفی کمال آتاترک
حذف رقیب از حاکمیت

🔻 تفاوت با ایران:
در ایران، حذف یکی از منابع مشروعیت ممکن نشد.

ب) ژاپن (دوره میجی)

قانون اساسی ۱۸۸۹
شکل‌گیری پارلمان

اما:
در عمل قدرت اصلی همچنان در دست امپراتور و الیگارشی باقی ماند.

مدرنیزاسیون از بالا (Top-down)

ویژگی مهم:
عدم تعارض بنیادین میان سنت و مدرنیته
بازتعریف سنت به نفع دولت مدرن

🔻 تفاوت با ایران:
در ایران، سنت نه بازتعریف شد، نه حذف؛ بلکه در تقابل باقی ماند.

ج) هند (دوره استعمار بریتانیا)

شکل‌گیری تدریجی نهادهای پارلمانی
اما تحت سلطه استعمار

ویژگی کلیدی:

رشد تدریجی «فرهنگ سیاسی مشارکتی»
ظهور احزاب (کنگره ملی هند)


🔻 تفاوت با ایران:
در ایران، نهادها سریع‌تر از فرهنگ سیاسی ایجاد شدند.

د) روسیه (دوما)

پارلمان پس از انقلاب ۱۹۰۵
اما تحت کنترل تزار

نتیجه:

شکست پارلمان
انقلاب ۱۹۱۷

🔻 شباهت با ایران:
پارلمان بدون تغییر واقعی در ساختار قدرت → بی‌اثر

۴. جمع‌بندی تطبیقی (مدل فشرده)

🔵کشور/نوع گذار/ وضعیت قانون/سرنوشت پارلمان

🔸ایران/ فشرده و بحران‌زا/دوگانه/ ناپایدار
🔸 عثمانی،ترکیه/ اصلاحی-اقتدارگرا /یکپارچه/ تثبیت‌شده
🔸ژاپن/از بالا /هماهنگ/ کنترل‌شده
🔸هند/ تدریجی/ نهادی/ تثبیت‌شده
🔸روسیه/نیمه‌کاره/صوری/ فروپاشی

۵. نتیجه‌گیری فلسفی

در چارچوب نزدیک به پروژه فکری مفهوم‌گرایی :

۱. مشروطه یک «گسست مفهومی» بود، نه صرفاً سیاسی، که مفهوم «انسان به‌عنوان سوژه قانون‌گذار» را وارد ایران کرد.

۲. اما این سوژه نهادینه نشد.

🟡 در نتیجه:
قانون بدون سوژه باقی ماند
پارلمان بدون نمایندگی واقعی
حاکمیت بدون وحدت



۳. بحران اصلی: «ناهمزمانی تاریخی» (Historical Asynchrony)

♦️ایران هم‌زمان در چند زمان زیست:
سنت پیشامدرن
مدرنیته حقوقی
سیاست اقتدارگرا
و این ناهمزمانی احتمالاً ادامه دارد.


۶. یک گزاره نهایی

مشروطه در ایران:
نه شکست خورد، نه موفق شد؛ بلکه «ناتمام» باقی ماند و به یک ساختار تعلیقی تبدیل شد.
و این تعلیق، هنوز هم در نسبت میان قانون، حاکمیت و نهادهای نمایندگی قابل مشاهده است.

#مشروطه‌ـ‌درـ‌ایران

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures
🌐 چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟/ دعوت به دوباره اندیشی در خصوص ایران

🔸روایتی از کتاب علی میرسپاسی
 و پرسشی که باید عوض شود

♦️ دکتر جواد حیدری، استاد علوم سیاسی



🔹فرض کنید بیماری سال‌ها نزد پزشکان مختلف رفته و همیشه یک سؤال پرسیده: «چرا من مثل دیگران سالم نیستم؟» روزی پزشکی به او می‌گوید: «مشکل شما در پاسخ نیست، در سؤال است. بپرسید سلامتی برای من چه معنایی دارد و چطور به آن برسم.» علی میرسپاسی، جامعه‌شناس ایرانی، در کتاب بسیار مهم خودش، «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» دقیقاً همین کار را با ذهن ما ایرانیان می‌کند.

🔹او می‌گوید پرسشی که از دوران مشروطه تا امروز نسل به نسل تکرار کرده‌ایم، «چرا ما عقب ماندیم و غرب پیشرفت کرد؟» خودش بخشی از بیماری است، نه راه درمان. پیشنهاد او جایگزینی این پرسش با پرسشی دیگر است: «جامعه‌ی نیک برای ایرانیان چه معنایی دارد و چگونه می‌توان آن را ساخت؟» تفاوت ظاهراً کوچک است اما یکی نگاه به عقب و غرق در حسرت است؛ دیگری نگاه به جلو و همراه با مسئولیت.

🔹میرسپاسی نشان می‌دهد فضای فکری ایران معاصر اسیر چند «گفتمان طاقت‌فرسا» شده- روایت‌هایی که هر یک به شکلی، افق آینده را می‌بندند. گفتمان اول «عقب‌ماندگی» است که می‌گوید غرب معیار مطلق است، ما همیشه عقب‌تریم. مهم‌ترین ایراد این گفتمان نوعی احساس دائمی کمبود است. گفتمان دوم «انحطاط است» که حرف اصلی‌اش این است که ایران از برهه‌ای دچار «انقطاع» فکری شد و در زوال ماند. ایراد میرسپاسی به این گفتمان این است که در آن باور به سرنوشت محتوم موج می‌زند.

🔹گفتمان سوم «سنت در برابر تجدد» است که مدعای اصلی آن این است که باید یکی را کامل پذیرفت و دیگری را کامل رد کرد و این گفتمان در نهایت به نوعی بن‌بست دوگانه‌ساز ختم می‌شود. گفتمان چهارم «نوستالژی ایران باستان» است که نجات ما را در بازگشت به گذشته‌ی پیش از اسلام می‌بیند و عیب‌اش در فرار از حال به گذشته‌ی خیالی است.

🔹ویژگی مشترک این چهار روایت چیست؟ میرسپاسی با دقت یک جراح انگشت می‌گذارد روی یک نکته: همه‌ی آن‌ها از پیش تصمیم گرفته‌اند نتیجه چه باشد. به‌جای تحلیل واقعیت تاریخی ایران، دنبال شواهدی برای اثبات محکومیت آن می‌گردند. محصول این نگاه، چیزی است که او «کینه‌توزی تاریخی» می‌نامد: آمیزه‌ای از تحقیر، حسرت، و خشم خاموش نسبت به گذشته که به‌جای برانگیختن کنش، ما را در سوگواری و انفعال نگه می‌دارد. او اینجا از ریچارد رورتی وام می‌گیرد که «چپ فرهنگی» دانشگاهی آمریکا را متهم می‌کرد «شناخت» را جای «امید» گذاشته و نقد انتزاعی را جای اصلاح واقعی نهادها- و همان الگو را در بخشی از روشنفکری ایرانی بازمی‌شناسد.

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
4_5841327939727137699.mp3
8.5 MB
🌐 کوروش‌نامه (Cyropaedia) اثر گزنفون

🔸 کانال آوای فلسفه

♦️گزنفون (Xenophon) فیلسوف، مورخ و فرمانده نظامی یونان باستان بود (حدود ۴۳۰–۳۵۴ پیش از میلاد). او از شاگردان سقراط به‌شمار می‌رفت و در عین حال تجربه عملی جنگ و سیاست را نیز داشت.

🔹کوروش‌نامه اثر Xenophon روایتی از زندگی Cyrus the Great است، اما نه به‌عنوان تاریخ دقیق، بلکه به‌عنوان الگوی تربیت و رهبری آرمانی.

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 دکتر رضا داوری اردکانی‌: مرزها برداشته شده‌است. مردمان ديگر آينده و اميد ندارند و مردمان سرگرم بازي ايامند و معلوم نيست كه جهان به كجا مي‌رود

♦️دکتر رضا داوری اردکانی/ فیلسوف و اندیشمند ایرانی
🔸مهر ۱۴۰۳
🔸 وبسایت شخصی

🔹 پرسيده‌اند اين مكر عقل و فريب تاريخ كه هگل و ماركس از آن گفته‌اند چيست و چه معني دارد؟ و مگر تاريخ از درك و فهم و زيركي برخوردار است كه اقوام و حكومت ها را فريب دهد؟ تاريخ به معنايي كه در آثار بعضي فيلسوفان دو قرن اخير آمده است، عين درك و فهم و راهبر آن است و راه معاش و كار و سياست در روشنايي و تاريكي آن پيموده مي‌شود.

🔹 تاريخ هم راهنماست و هم گمراه مي كند. طرح مكر تاريخ در فلسفه جديد امر بي سابقه‌اي هم نيست. صفتي را كه در كتب آسماني به خدا نسبت داده شده بود، متجددان آن را به تاريخ نسبت داده‌اند.

🔹 در نظر هگل، مثال مكر عقل القاي توهم قدرت و عظمت اشخاصي مثل اسكندر و بناپارت بود كه هر دو خيلي زود چون فواره بالا رفته و سرنگون شدند. اما آثار فريب تاريخ، دامنه وسيع تري از اين قبيل فريب ها دارد. تاريخ مي‌تواند مردمان را به ظلمت ناداني مبتلا كند و اين امر غالبا با ايجاد خلل و آشوب در زبان صورت مي‌گيرد.

🔹 كنفسيوس حكيم نامدار چيني گفته بود كه با خارج شدن الفاظ و كلمات از جايگاه خود، پريشاني و بي‌ساماني در زندگي مردمان پديد مي‌آيد. نزديك به ٢٥٠٠ سال بعد، جورج اورول دريافت كه جنگ را صلح و بردگي را آزادي و … مي‌خوانند. او اگر بيشتر مي زيست، مي ديد كه به جاي “جنگ، صلح است” مي‌بايست بنويسد “صلح ديگر لفظ بي‌معنايي است” و آن را از زبان بيرون بايد انداخت. او هم چنين مي‌ديد كه مرزهاي ميان دانايي و بي خردی، عزت و ذلت، توانايي و درماندگي و عفت و هرزگي و هوس بازي، راست و دروغ، پيروزي و شكست، وطن دوستي و بي وطني و به طور كلي مرز ميان فضيلت و رذيلت برداشته شده‌است و اين آخرين مكر و حيله تاريخ بود. زيرا با اين مكر تاريخ خانه خود را ويران كرد.

🔹 مردمان ديگر آينده و اميد ندارند و مردمان سرگرم بازي ايامند و در اين مشغوليت، نمي دانند و نمي توانند بيانديشند كه چه مي كنند و چه بر سرشان مي آيد. اكنون ديگر از مكر تاريخ نبايد گفت، زيرا فريب‌دهنده و فريفته هیچ يك در ميان نيستند و معلوم نيست كه جهان به كجا مي‌رود.

#دکتر_رضا_داوری_اردکانی
#ساختارشناسی_مفهوم
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختاهای ایرانی
@Iranianstructures
👍3
@sokhanranihaa آیا نظم فعلی اقتصاد جهان کارایی‌اش را از دست داده…
@sokhanranihaa
🌐 جهان اقتصاد در آستانه تولد نظمی تازه قرار گرفته است./ بازی ما درخلیج فارس است./ پایان جنگ ایران و آمریکا اگر فقط به روایت نظامی نوشته شود و ارکان مالی، تجاری، اقتصادی پایان جنگ تحکیم نپذیرد معتبر نخواهد بود

♦️گفت وگوی محمد طاهری، سرد تجارت فردا با دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان

🔹کنفرانس برتون وودز تنها یک توافق مالی نبود. نقطه آغاز نظمی بود که دلار را به محور اقتصاد جهان تبدیل کرد، نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی و بانک جهانی را شکل داد و تجارت و همکاری بین‌المللی را برای دهه‌ها تعیین کرد.

🔹چشم‌انداز آینده اقتصاد جهانی؛ آیا جهان به سمت «نظم جدید جهانی اقتصاد» می‌کند یا نظم کنونی پابرجا خواهد ماند.

#نظم_جدید_جهانی_اقتصاد
#دکتر_فرهاد_نیلی
#اهمیت_اقتصادی_خلیج_فارس
#ساختارهای_ایرانی


کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
👍2
@sokhanranihaa_چگونه_ب.mp3
21.8 MB
🌐 کتاب چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟/ ایده آبادانی ایران/ فراسوی گفتمان‌های عقب‌ماندگی، توسعه و انحطاط

🔹سال انتشار: ۱۴۰۴

♦️دکتر علی میرسپاسی استاد جامعه شناسی و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه نیویورک

🔸نویسنده با تکیه‌ بر تجربه‌ی تاریخی و اجتماعی ایران، به پرسش‌هایی بنیادین درباره‌ی آینده و امکان آبادانی این سرزمین می‌پردازد و مفاهیمی چون جامعه‌ی نیک، امید اجتماعی و نقش علوم اجتماعی را در مسیر پیشرفت ایران واکاوی می‌کند.

🔸ساختار کتاب شامل مقدمه‌ای درباره‌ی ایده‌ی آبادانی ایران، سه بخش اصلی درباره‌ی مدرنیته ایرانی، نقد گفتمان‌های رایج و جایگاه علوم اجتماعی، و در نهایت درباره‌ی جامعه‌ی نیک در روزگار بحران است.

#دکتر_علی_میرسپاسی
#اایده_آبادانی_ایران
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
ساختارهای ایرانی/ محمد مهدی اردبیلی/ تفکر در بحران/ISF201
ساختارهای ایرانی/ محمد مهدی اردبیلی/ تفکر در بحران/ISF201
🌐 تفکر در بحران

♦️ دکتر محمد مهدی اردبیلی استاد فلسفه غرب

🔹 تفکر همواره انتقادی است. تفکر همواره در بحران است. بحرانی می‌بیند و بحرانی می‌کند.

🔹 تفکر دو وجه توصیفی/تبیینی و تجویزی دارد. در توصیف به دنبال روایت درست و در تجویز به دنبال رهایی است. تفکر یعنی روایت رهایی‌بخش.‌

🔹 وظیفه تفکر مقاومت در برابر جزم‌اندیشی و نسبی‌گرایی است.

🔹 فیلسوف از منطق بحران حرف می‌زند.

🔹 نهیلیسم ترم اصلی است که بحران را توضیح می‌دهد. از زمانی که نیروهای الاهیاتی که به نهاد قدرت و دانش مشروعیت می‌بخشیدند، با علم مدرن و سیاست سکولار جایگزین شد، نهیلسم آغاز شد.

🔹 راهکار واحد توهم است. رسالت تفکر در بحران مواجهه موجه و خلق ارزش‌های جدید در برابر روایت کنترلگر است.

🔹 غفلت اساس جهان است.

🔹 پایان بحران فرصت سازیست. بحران تبدیل به یک زمان ضروری می‌شود که مهار آن را می‌توان در دست داشت و این امر همان زیست موجه است.

#تفکر_در_بحران
#دکتر_محمد_مهدی‌ـ‌اردبیلی
#ساختارهای_ایرانی
#ساختارشناسی‌ـ‌فهم
#فایل۲۰۱
#فدک‌ـ‌۵۰۶

@Iranianstructures
🌐 معرفی کتاب پیامبران بومی‌گرای ایران در سده‌های آغازین اسلام

♦️پاتریشیا کرون، ایران‌شناس و استاد دانشگاه آکسفورد

🔹 کتاب «پیامبران بومی‌گرای ایران در سده‌های آغازین اسلام: شورش‌های دهقانی و زردشتی‌گری محلی» اثر پاتریشیا کرون، ایران‌شناس و استاد دانشگاه آکسفورد است که به موضوع بسیار مهم واکنش و نحوه‌ی رویارویی اقوام بومی و ایرانی به گسترش اسلام در سرزمین ایران می‌پردازد.

🔹 این کتاب از دو بخش اصلی تشکیل‌شده است: بخش اول به بررسی شورش‌ها و جنبش‌های مختلف در مناطق روستایی و کوهستانی ایران در اوایل دوران ورود دین اسلام به کشور اختصاص دارد. نویسنده ضمن استفاده از پژوهش‌های پیشین در این زمینه، با افزودن منابع تازه از متون چینی و آسیای مرکزی، شواهد و مستندات جدیدی را نیز ارائه می‌کند. بخش دوم که بخش اصلی و نوآورانه این کتاب محسوب می‌شود، به تحلیل و واکاوی نظام‌مند باورها و عقاید‌مذهبی جنبش‌های شورشی و اقوام بومی می‌پردازد.

🔹 کرون تلاش می‌کند تا با استفاده از منابع گسترده‌ای، شامل متون عربی، پهلوی، پارسی، یونانی، سریانی، بودایی، مانوی و دیگر منابع، ریشه‌های این عقاید را به دوران پیش از اسلام یا قبل‌تر بازگرداند و ارتباط آنها را با آیین زرتشتی و اندیشه‌های ایرانی کهن روشن سازد. فصل‌های بخش سوم، به موضوعی کاملا متفاوت و جدید در این حوزه می‌پردازد؛ یعنی الگوهای ازدواج و روش‌های تولید‌مثل در میان این جنبش‌های شورشی. نویسنده با بررسی همین منابع متنوع، به ریشه‌یابی این الگوها پرداخته و نقش آنها را در شکل‌گیری یک آرمان‌شهر در دوران ساسانیان بحث می‌کند.

🔹 در فصل پایانی، پاتریشیا کرون به تبیین تداوم و استمرار این مجموعه از باورها و رفتارها از اوایل دوران اسلامی تا دوره‌ی معاصر می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه این عقاید، در طول قرون، گرچه شکل و محتوای متفاوتی به خود گرفته، اما همچنان در بخش‌هایی از جامعه‌ی ایرانی حضور داشته است. در‌واقع هدف اصلی کتاب، تحلیل مجموعه‌ای از عقاید و باورهای دینی می‌باشد که به مدت دو‌هزار سال در میان اقوام کوه‌نشین ایران ریشه داشته است.

🔹 همچنین این کتاب به بررسی جنبش‌های روستایی و مذهبی در ایران دوران اولیه‌ی اسلامی می‌پردازد که تحت‌تاثیر آیین زرتشت بودند. نویسنده با تکیه‌بر منابع تاریخی و یافته‌های باستان‌شناسی، به بررسی جنبش‌های شبه‌مذهبی می‌پردازد که پایگاه اجتماعی آنها دهقانان و روستائیان بودند، که علیه حکومت مرکزی شوریدند. از جمله این جنبش‌ها می‌توان به مزدکیان، خرم‌دینان و مانویان اشاره کرد. کرون نشان می‌دهد که این جنبش‌ها در بطن خود، بقایایی از آیین زرتشت و باورهای کهن ایرانی را حفظ کرده و می‌کوشیدند با الهام از شخصیت «پیامبران بومی» هویت پیشااسلامی ایرانی را احیا کنند. در‌واقع این جنبش‌ها، واکنشی در‌برابر نفوذ فرهنگ جدید بودند که نخبگان شهری و درباری را در‌بر گرفته بود. لذا شاهد تقابلی میان اسلام رسمی حاکمان و اسلام عامیانه و آمیخته با باورهای زرتشتی توده‌های مردم و دهقانان هستیم.

🔹 کرون همچنین، به بررسی تعامل میان باورهای زرتشتی محلی و اسلام می‌پردازد. نکته‌ی شایان توجه این است که نویسنده بر اهمیت و جذابیت این پژوهش برای محققان رشته‌های گوناگونی چون مسیحیت و یهودیت اولیه، گنوسی‌گری، تاریخ جنسیتی، تاریخ تطبیقی و امپراتوری‌ها تاکید می‌کند. او راهنمایی‌هایی را برای خوانندگان در هر یک از این رشته ها ارائه می‌دهد تا بتوانند از فصول و بخش‌های مرتبط با علایق پژوهشی خود در این اثر بهره ببرند. لازم به ذکر است که انگیزه‌ی اصلی نگارش این کتاب برای خانم کرون، آموزش درسی در زمینه‌ی گذار از دوره پیش از اسلام به اوایل اسلامی در ایران بوده که در دانشگاه آکسفورد آن را تدریس می‌کرده است. این امر باعث شد تا به تدریج علاقه‌مند به نگارش اثری در این زمینه شود که حاصل آن، کتاب حاضر است.

🔹 این کتاب به شکلی نوآورانه، چشم‌اندازی متفاوت از تاریخ و جنبش‌های اجتماعی-مذهبی ایران در سده‌های نخستین اسلامی ارائه می‌کند. خواندن این کتاب به درک بهتر جریان‌های فکری و اجتماعی دوران پر فراز‌و‌نشیب تاریخی ایران کمک شایانی می‌کند و شایسته‌ی مطالعه برای علاقه‌مندان به حوزه‌ی مطالعات دینی، چه قبل از اسلام و چه بعد از آن است.

♦️پاتریشا کرون پژوهشگر دانمارکی، نویسنده، شرق شناس و تاریخ دان (تاریخ صدر اسلام) بود او استاد موسسه مطالعات پیشرفته، دانشگاه پرینستون بود.

♦️از کرون بیش از ده کتاب در زمینه تاریخ و تمدن اسلامی منتشر شده، و او در انتشار مجموعه پژوهش‌هایی درزمینه قانون اسلامی و مطالعات اجتماعی نیز مشارکت داشته است.

#پیامبران_بومی‌گرای_ایران
#پاتریشیا_کرون
#ساختارهای_ایرانی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی

@Iranianstructures
🌐 پیامبران بومی‌گرای ایران در سده‌های آغازین اسلام

♦️معرفی کتاب
♦️پاتریشیا کرون، ایران‌شناس و استاد دانشگاه آکسفورد

🔹 کتاب «پیامبران بومی‌گرای ایران در سده‌های آغازین اسلام: شورش‌های دهقانی و زردشتی‌گری محلی» اثر پاتریشیا کرون، ایران‌شناس و استاد دانشگاه آکسفورد است که به موضوع بسیار مهم واکنش و نحوه‌ی رویارویی اقوام بومی و ایرانی به گسترش اسلام در سرزمین ایران می‌پردازد.

♦️پاتریشا کرون پژوهشگر، نویسنده، شرق شناس و تاریخ دان (تاریخ صدر اسلام) بود او استاد موسسه مطالعات پیشرفته، دانشگاه پرینستون بود.

♦️پاتریشا کرون در دانمارک به دنیا آمد و تحصیلات اولیه را پشت سر گذاشت. سپس به بریتانیا نقل مکان کرد و تحصیلات دانشگاهی و عالی را در دانشگاه لندن به اتمام رساند، و در دانشکده مطالعات خاوری و آفریقایی در سال ۱۹۷۴ میلادی به درجه دکترا نایل آمد.

♦️از کرون بیش از ده کتاب در زمینه تاریخ و تمدن اسلامی منتشر شده است.

#پیامبران_بومی‌گرای_ایران_در_سده‌های_آغازین_اسلام
#پاتریشیا_کرون
#پردازش‌های_مفهومی_و_تحول_ساخت_در_تاریخ_ایران
#ساختارهای_ایرانی
کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
@sokhanranihaa_خلاصه_کتا.mp3
7.4 MB
🌐خلاصه کتاب شرق‌شناسی

اورینتالیسم
Orientalism

♦️ نوشته: دکتر ادوارد سعید
♦️روایت: دکتر اسفندیار خدایی

🔹ادوارد سعید استاد ادبیات دانشگاه کلمبیا آمریکا می‌نویسد: شرق‌شناسی هرگز دانشی بی‌طرف نیست، بلکه ابزار قدرت غرب است.

🔹شرق‌شناسان غربی قرن‌ها با کلیشه‌هایی چون «ناتوان از عقل سیاسی» و «فرزند استبداد شرقی»، چهره‌ای دروغین از شرق ساختند تا استعمار و سلطه خود را توجیه کنند و مشروع جلوه دهند.

🔹سعید با تکیه بر نظریه گفتمان فوکو نشان می‌دهد دانش در بستر قدرت تولید می‌شود و سازوکار شرق‌شناسی امروز در رسانه‌ها، دانشگاهها، فیلمها و کتابها ادامه دارد.

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
👍1🙏1
🌐 فرای، استاد دانشگاه هاروارد، پژوهشگر مطالعه تاریخ و فرهنگ ایران و جهان ایرانی

🔹 ریچارد نلسون فرای (Richard N. Frye) و نسبت او با مطالعه ایران، ایران‌شناسی و به‌ویژه زرتشت و دین زرتشتی است، می‌توان بحث را در چند سطح تفکیک کرد. نکته مهم این است که فرای بیش از آنکه «زرتشت‌شناس» به معنای تخصصی کلمه باشد، یکی از مهم‌ترین ایران‌شناسان تاریخی و فرهنگی قرن بیستم بود.

۱. جایگاه فرای در ایران‌شناسی

فرای (۱۹۲۰–۲۰۱۴)، استاد دانشگاه هاروارد، بخش بزرگی از زندگی علمی خود را صرف مطالعه تاریخ و فرهنگ ایران و جهان ایرانی کرد. حوزه اصلی او عبارت بود از:

🔸ایران باستان و ایران پیش از اسلام
🔸زبان‌ها و فرهنگ‌های ایرانی
🔸تاریخ ساسانیان
🔸تاریخ و فرهنگ آسیای مرکزی
🔸تداوم فرهنگی ایران از دوران باستان تا دوره اسلامی
🔸مفهوم و هویت تاریخی «ایران»


کتاب Iran او از آثار شناخته‌شده در معرفی تاریخ ایران است. همچنین کتاب The Heritage of Persia تلاش می‌کند میراث تاریخی و فرهنگی ایران را به‌صورت یک پیوستار تاریخی توضیح دهد.

۲. فرای و زرتشت

فرای به زرتشت و آیین زرتشتی علاقه و توجه جدی داشت، اما پروژه اصلی او بازسازی زندگی زرتشت یا تفسیر فلسفی گاهان نبود.

🖋گاهان (Gāthās) مهم‌ترین بخش اوستای کهن و از نظر پژوهش زرتشتی، نزدیک‌ترین متون موجود به خودِ زرتشت دانسته می‌شوند.

♦️برای مطالعه تخصصی زرتشت، متفکرانی مانند:

🔸Walter Burkert
🔸Mary Boyce
🔸Ilya Gershevitch
🔸Helmut Humbach
🔸Geo Widengren

در برخی جنبه‌ها مستقیماً تخصصی‌تر از فرای هستند.

🔹فرای بیشتر به این پرسش علاقه داشت که آیین زرتشتی چگونه در ساختار تاریخی و فرهنگی ایران جای می‌گیرد و چگونه عناصر ایران باستان در دوره‌های بعدی تداوم پیدا کرده‌اند.

۳. اهمیت فرای برای فهم «ایران»

فرای ایران را صرفاً به‌عنوان یک دولت یا واحد سیاسی نمی‌دید، بلکه بر مفهوم گسترده‌تر تمدن ایرانی (Iranian civilization) تأکید داشت.

در این تلقی، «ایران» می‌تواند یک حوزه تاریخی و فرهنگی باشد که: پیش از مرزهای سیاسی جدید وجود داشته و پس از فروپاشی دولت‌های باستانی نیز به حیات خود ادامه داده است.

بنابراین برای فرای، اسلام آوردن ایران به معنای محو شدن فرهنگ ایرانی نبود. او بر نوعی تداوم تاریخی میان ایران پیش از اسلام و ایران اسلامی تأکید می‌کرد.

این مسئله درباره زرتشتی‌گری هم مهم است: زرتشت در این چارچوب صرفاً بنیان‌گذار یک دین باستانی نیست، بلکه بخشی از لایه بنیادین حافظه فرهنگی ایران است.

۴. اما یک نکته انتقادی

در آثار فرای گاهی گرایشی به سوی نوعی ایران‌گرایی فرهنگی (Iranian cultural nationalism) دیده می‌شود. این الزاماً به معنای ناسیونالیسم سیاسی نیست، اما او آشکارا به وجود یک تداوم و هویت تاریخی ایرانی باور داشت.

🔹از منظر نظری، می‌توان از فرای پرسید: آیا «ایران» یک واقعیت تاریخی است، یا محصول بازسازی مداوم حافظه تاریخی؟ اگر ایران را یک فرایند تمدنی بدانیم، آنگاه زرتشت، هخامنشیان، ساسانیان، فردوسی، فلسفه اسلامی ایرانی و حتی صورت‌های جدید هویت ایرانی را می‌توان به‌مثابه مراحل مختلف یک فرایند بازتولید فرهنگی مطالعه کرد.

#ساختارهای_ایرانی
#ریچارد‌ـ‌نلسون‌ـ‌فرای

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
👍2
🌐 عبارت "فارسی" در زبان و ادبیات یونانی/ یک دیگری با تمام ویژگی‌های متضاد، فارسی به عنوان نمادِ بربر Barbaros و آنتی‌تزِ آزادی

♦️ بخش اول
♦️ ساختارهای ایرانی

🔹 استفاده از واژه‌ی فارسی (Persian/Persians) در زبان و ادبیات یونانی، بیش از آنکه صرفاً یک ارجاع اتنوگرافیک (قومی-جغرافیایی) به امپراتوری هخامنشی باشد، یک مقوله‌ی عمیقاً فلسفی و سیاسی است که در طی قرن‌ها تکامل یافته است. برای درک این استعاره، باید از سطح واژگان فراتر رفت و به لایه‌های ساختاری تقابل یونانی-بربر (Hellen-Barbarian) نگریست. در اینجا تحلیلی از این مفهوم در بستر ساختارپژوهی تمدنی ارائه می‌دهیم.

یک: فارسی به مثابه‌ی دیگریِ مطلق (The Absolute Other)
در ادبیات کلاسیک یونانی، به‌ویژه پس از جنگ‌های ایران و یونان، واژه‌ی Perses (پارسی) به عنوان نمادِ بربر (Barbaros) تثبیت شد. این صرفاً یک توصیف نبود، بلکه یک ابزارِ هویت‌ساز بود.
🔸 ساختار دوگانه: یونانیان برای تعریف خود (Self) به عنوان موجوداتی آزاد، قانون‌مدار (Nomos) و دموکراتیک، نیازمندِ یک "دیگری" بودند که تمام ویژگی‌های متضاد را دارا باشد.
🔸استعاره‌ی خودکامگی: در ادبیات تراژیک مانند ایرانیان اثر آیسخولوس، پارسی استعاره‌ای برای خودکامگی (Despotism) ، ثروت بی‌حساب، تجمّل‌گراییِ فاسد و فقدان خویشتنداری (Sophrosyne) است. در اینجا، پارسی بودن به معنای تسلیم بودن در برابر یک اراده‌ی واحد (شاه) است، برخلاف شهروند یونانی که در برابر قانون (Logos) تسلیم است.

◙ واژه بربر
واژه بربر (βάρβαρος / Barbaros) در زبان یونانی در اصل هیچ بار معنایی منفی نداشت؛ صرفاً به معنای کسی که زبانش قابل فهم نیست، بود . تقلید از صدای نامفهوم «بار-بار» که غیریونانیها می‌ساختند. اما این واژه به‌ تدریج بار فلسفی و سیاسی و دقیقتر، هویتی گرفت.

◙ دوقطبی ساخته شده چنین بود:

یونانی = زبانِ آپولو (آرمانی)، قانون، شهر (پولیس)، مشارکت سیاسی، آزادی، دلیل (لوگوس)
بربر= ناآگاهی، بی‌قانونی یا استبداد (تصویر پادشاهان پارسی مانند خشایارشا)، بردگی، شهوت و احساسات بی بندوبار، سکوتِ بدون لوگوس

◙ به این ترتیب بربر به دیگریِ ساختاریافته بدل شد. آن سویه هایی که بیش از آنکه توصیفِ یک قوم واقعی باشد، آینه هایی برای تعریف هویت یونانی بود. هرگاه یونانی می خواست بگوید «ما کیستیم»، آن را در تقابل با آنچه «بربر» نامیده می‌شد تعریف می‌کرد.

دو: در حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی: "پارسی" به مثابه‌ی آنتی‌تزِ آزادی
در متون افلاطون و ارسطو، ارجاع به ایران (پارسیان) اغلب در بستر مباحث مربوط به تربیت (Paideia) و شیوه‌ی حکومت ظاهر می‌شود:
شکست در تربیت: افلاطون در قوانین (Laws)، فروپاشی امپراتوری پارس را نه به دلیل کمبود نیرو، بلکه به دلیل غفلت از آموزش فرزندان شاه و غرق شدن آن‌ها در تجملات و تربیتِ بردگان می‌داند. در اینجا پارسی استعاره‌ای برای سقوطِ ناشی از افراط است.
طبیعتِ بردگی: ارسطو استدلال می‌کند که برخی اقوام به دلیل طبیعتشان برده به دنیا می‌آیند و اقوام آسیایی به‌ویژه پارسیان را به عنوان نمونه‌ای از این گروه نام می‌برد. این یک استعاره‌ی ساختاری است که در آن پارسی تابعِ عواطف و غرایز، در حالی که یونانی تابعِ عقل (Logos)است.

سه: استعاره‌ی پارسی در ادبیات بیزانس و قرون میانه
با گذر از دوران کلاسیک، کاربرد این واژه در زبان یونانیِ قرون وسطی (بیزانس) تغییر کرد: در متون بیزانسی، واژه‌ی پرسس (Perses) اغلب به صورت نامی کلی برای دشمنان شرقی ، از ساسانیان گرفته تا حتی اعراب یا ترکان سلجوقی به کار می‌رفت. این یک خطای ساختاریِ تاریخی نیست، بلکه یک تیپ‌شناسی است؛ هر دشمنی که از شرق می‌آمد و ساختار حکومتی اقتدارگرا داشت، تحت نامِ کلی پارسی در ذهن یونانی طبقه‌بندی می‌شد. در اینجا فارسی استعاره‌ای برای تهدیدِ شرقی علیه تمدن مسیحیِ بیزانس است.

چهار: تحلیل ساختارپژوهانه‌ی این استعاره
اگر از منظر ساختارپژوهی به این موضوع بنگریم، پارسی در یونانی یک دالِ شناورFloating Signifier است:
در قرن ۵ پیش از میلاد: دالِ پارسی برای دلالت بر خطرِ ویرانگر و بربریت به کار می‌رود.
در قرن ۴ پیش از میلاد (دوران افلاطون): دالِ پارسی برای دلالت بر فسادِ سیاسی و انحطاط اخلاقی (تجمّل) تغییر کاربری می‌دهد.
در دوران هلنیستی و رومی: به استعاره‌ای برای شکوهِ دوردست یا امپراتوری‌های غربیِ دیگر تبدیل می‌شود.

#فارسی_در_زبان_و_ادبیات_یونانی
#ساختارهای_ایرانی

کاتال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
👍2
🌐 عبارت "فارسی" در زبان و ادبیات یونانی/ یک دیگری با تمام ویژگی‌های متضاد، فارسی به عنوان نمادِ بربر Barbaros و آنتی‌تزِ آزادی

♦️ بخش دوم
♦️ ساختارهای ایرانی

🔸 در زبان و ادبیات یونانی، واژه‌ی "فارسی" هرگز تنها به یک قوم خاص اشاره ندارد؛ بلکه تندیسی زبانی است که یونانیان برای بازنماییِ ترس‌ها، آرزوها و تعریفِ مرزهای هویتِ خود از آن استفاده کرده‌اند. وقتی یک نویسنده‌ی یونانی کلاسیک از "پارسی" سخن می‌گوید، در واقع در حال ترسیمِ یک دیگریِ فلسفی است که ویژگی‌های منفیِ آن (خودکامگی، تجمل‌پرستی، احساس‌گرایی) آینه‌ای است تا ویژگی‌های مثبتِ ادعاییِ خود (آزادی، اعتدال، عقلانیت) را برجسته کند.

♦️اگر بخواهیم انگشت بر نقطه‌ی کانونیِ بحث بگذاریم باید پرسید که آیا این کاربردِ استعاری، صرفاً از دشمنیِ سیاسی برآمده یا ریشه‌های عمیق‌تری دارد، پرسشی است که در حوزه‌ی جامعه‌شناسیِ شناخت و ساختارپژوهیِ تاریخی اهمیت حیاتی دارد. البته محرک اولیه‌ی این دیگرسازی، رقابت و جنگ است؛ اما آنچه آن را به یک استعاره‌ی پایدار در ادبیات یونانی تبدیل کرد، نیاز روانی و ساختاری یونانیان برای تعریف خویشتن (Self) بود.

اگر بخواهیم این موضوع را در سه لایه‌ی تحلیلی باز کنیم:

🔹یک: محرک اولیه‌: رقابت و ضربه به هویت به عنوان فاکتور سیاسی
در دوران جنگ‌های ایران و یونان (قرن ۵ قبل از میلاد)، یونانیان با یک واقعیتِ هولناک روبرو شدند: یک ابرقدرتِ عظیم که با استانداردهای یونانی بی‌معنابود.
شوک تمدنی: یونانیان که در قالب دولت‌شهرهای کوچک بودند با امپراتوری هخامنشی مواجه شدند که همه‌چیز را با معیارهای خودِ یونانیان می‌سنجید (ثروت، نظم، وسعت).
دشمنیِ واکنشی: یونانیان برای اینکه در برابر این غولِ شکست‌ناپذیر کم نیاورند، شروع به کوچک‌سازیِ رقیب کردند. اگر نمی‌توانستند در میدان نبرد همیشه پیروز باشند، در میدانِ روایت‌گری و ادبیات برتری می‌جستند. پس، فارسی را به عنوان "موجودِ فاسد، تن‌پرور و بی‌منطق بازتعریف کردند تا این حقیقتِ تلخ را بپوشانند که امپراتوری پارس در بسیاری از ابعاد اداری، نظامی، زیرساختی از آن‌ها پیشرفته‌تر بود.

🔹دو: نیاز ساختاری: هویتِ سلبی و فاکتور روان‌شناختی
این نکته در مطالعات ساختارپژوهی بسیار کلیدی است.هویت، در خلأ ساخته نمی‌شود. یونانیان به‌ویژه آتنی‌ها برای ساختن یک هویت جمعی واحد در حالی که مدام با هم در جنگ بودند، نیاز به یک دشمنِ مشترک داشتند.
آینه گرفتن: در فلسفه‌ی سیاسی، مفهومی داریم که می‌گوید تو با تعریفِ آنچه نیستی، می‌فهمی که کی هستی. یونانیان برای اینکه آزاد بودن خود را اثبات کنند، نیاز داشتند که کسی را برده به معنایِ بنده و مطیعِ شاه بنامند. بنابراین، پارسی تبدیل به یک استعاره شد؛ نه لزوماً یک فردِ واقعی، بلکه یک مفهوم که این دیگری‌سازی، ابزاری بود تا یونانیان به خودشان یادآوری کنند که تفاوتشان با بقیه چیست.

🔹سه : تفاوتِ آنتولوژیک و مرتبط با ساختار قدرت
فراتر از دشمنی، نوعی عدم درکِ ساختاری وجود داشت.
مدلِ یونانی: حداقل در تئوری آتنی قدرت در میان شهروندان تقسیم شده بود. قانون (Nomos) بالاتر از همه بود.
مدلِ پارسی: قدرت در شخصِ شاه متمرکز بود (Despotism). برای یونانیِ کلاسیک، این ساختارِ تمرکزیافته، غیرطبیعی یا حتی شیطانی به نظر می‌رسید.
این عدمِ درک باعث شد تا در ذهن یونانی، پارسی مساوی شود با حذفِ فردیت. بنابراین، وقتی ارسطو یا افلاطون از پارسیان حرف می‌زنند، نه لزوماً از مردمانِ ایران، بلکه از یک ساختارِ اقتدارگرا حرف می‌زنند. این یک استعاره برای نقدِ قدرتِ متمرکز است.

🔸 نتیجه‌گیری: آیا این دشمنی است یا چیزی فراتر؟
این کاربرد، ترکیبی است از:
۱. کینه‌ی ناشی از رقابت: برای کاهشِ جایگاهِ رقیبِ قدرتمند.
۲. نیاز به مشروعیت‌بخشی: برای تثبیتِ هویتِ دموکراتیکِ یونانی در برابر دیگری.
۳. تفاوتِ ساختارِ اندیشه: عدم تواناییِ یونانیان در درکِ مدلی از حکمرانی که بر پایه‌ی امپراتوری و نه دولت‌شهر بنا شده بود.

🖋در حقیقت، استعاره‌ی فارسی در ادبیات یونانی، بیش از آنکه گزارشِ صادقانه‌ای از احوالِ ایرانیان باشد، اتوبیوگرافیِ فرافکنانه‌ی یونانیان است. آن‌ها ترس‌ها، کمبودها و ایده‌آل‌های خود را در آینه‌ی فارسی می‌دیدند.در این مدلِ دیگری‌سازی که در آن یک دشمنِ قدیمی به یک مفهومِ نمادین تبدیل می‌شود ، احتمالاً هنوز در دنیای امروز و در روابطِ سیاسیِ بین‌الملل هم به همین شکلِ ساختاری عمل می‌کند.

#فارسی_در_زبان_و_ادبیات_یونانی
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
👍2
🌐 غرب اروپائی و آمریکا چه نسبتی با یونان و روم باستان دارد

♦️ساختارهای ایرانی
♦️بخش اول

🔹 تمدن‌های کنونی در اروپا و آمریکا در نسبتی که با مدرنیته و الزامات دارند به لحاظ فکری و فلسفی چه نسبتی بین خود و تمدن یونان و روم قدیم قائل هستند؟ این نسبت را می‌توان نه تداوم ساده و نه گسست کامل، بلکه نوعی میراث‌پذیری انتقادی دانست. اروپا و آمریکا خود را از نظر تاریخی و فکری وارث یونان و روم می‌دانند، اما مدرنیته دقیقاً در جایی شکل گرفت که این میراث را از نو تفسیر، محدود و گاه نفی کرد.

🔹 اگر بخواهیم مسئله را فلسفی‌تر صورت‌بندی کنیم، می‌توان گفت: مدرنیته غربی خود را فرزند یونان و روم می‌داند، اما فرزندی که برای اثبات بلوغ خود ناچار شد با پدرانش وارد نزاع شود.

🔸 یک. یونان: میراث عقل، پرسش و لوگوس

در خودآگاهی تاریخی اروپا، یونان باستان عمدتاً منشأ این عناصر تلقی می‌شود:

▪️فلسفه به‌عنوان پرسش عقلانی درباره هستی، حقیقت و خیر
▪️استدلال و برهان
▪️مفهوم logos
▪️ایده شهروندی و سیاست مدنی
▪️جست‌وجوی صورت‌های عقلانی برای سامان سیاسی
▪️ریاضیات، هندسه و صورت‌بندی نظری طبیعت
▪️ایده آموزش انسان برای مشارکت در حیات عمومی

اما نکته مهم این است که مدرنیته صرفاً این میراث را تحویل نگرفت. آن را سکولار، فردمحور و انتقادی کرد.مثلاً در یونان، انسان اساساً درون polis تعریف می‌شد؛ در مدرنیته، فرد می‌تواند پیش از هر تعلق سیاسی، صاحب حقوق تلقی شود. بنابراین از نظر مفهومی:

polis → citizen → individual → autonomous subject

البته این خط مستقیم تاریخی نیست، بلکه یک بازسازی مفهومی است.

🔸دو. روم: قانون، دولت و نهاد

روم برای تمدن مدرن غربی اهمیت متفاوتی دارد. اگر یونان بیشتر با فلسفه و عقل نظری پیوند خورده است، روم با حقوق، نهاد و سازمان سیاسی این نقش را ایفا می‌کند.
مفاهیمی مانند:
قانون مدنی
شخصیت حقوقی
قرارداد
مالکیت
شهروندی
جمهوری
تفکیک نسبی حوزه‌های حقوقی و سیاسی

🔹 در شکل‌گیری سنت سیاسی و حقوقی اروپا بسیار مهم بوده‌اند. حتی جمهوری‌های مدرن آمریکا و اروپا در زبان سیاسی خود به‌شدت از واژگان رومی استفاده می‌کنند: republic، senate، civic virtue، constitution و غیره. اما باز هم مدرنیته صرفاً رومی نیست. حاکمیت قانون مدرن، حقوق بشر و برابری حقوقی، نتیجه ترکیب پیچیده‌ای از حقوق رومی، مسیحیت، حقوق طبیعی، روشنگری و تحولات سیاسی مدرن است.

🔸سه. انقلاب اصلی مدرنیته: عدم کفایت گذشته و مرجعیت آن

اینجا به نظر نقطه فلسفی بسیار مهمی وجود دارد. در تمدن‌های پیشامدرن، گذشته معمولاً منبع مشروعیت بود.یعنی: چیزی معتبرتر است، چون ریشه در سنت، اجداد، متون مقدس یا تمدن‌های بزرگ گذشته دارد. اما مدرنیته یک اصل متفاوت را وارد می‌کند: چیزی معتبر است اگر عقل کنونی بتواند اعتبار آن را توجیه کند. این همان جابه‌جایی عظیم از Tradition به Reason است. در نتیجه حتی یونان و روم نیز دیگر «مرجع نهایی» نیستند. آنها به موضوع مطالعه، نقد و بازتفسیر تبدیل می‌شوند. این همان چیزی است که در روشنگری، کانت، انقلاب علمی و انقلاب‌های سیاسی می‌بینیم.

🔸چهار. تناقض جالب: مدرنیته هم ضد باستان است، هم به باستان بازمی‌گردد

این تناقض بسیار مهم است. رنسانس اساساً با شعار بازگشت به یونان و روم همراه بود. اما همین بازگشت به گذشته، در نهایت به تولد مدرنیته کمک کرد. زیرا اروپاییان با بازیابی متون یونانی و رومی دریافتند که مرجعیت فکری مسیحیت قرون وسطی تنها امکان اندیشیدن نیست.

بنابراین:
بازگشت به یونان ☚ تکثر منابع فکری ☚ نقد قرون وسطی ☚ انسان‌گرایی ☚ علم جدید ☚ روشنگری ☚مدرنیته
البته این نیز یک خط تاریخی ساده‌شده است، اما برای فهم ساختار مسئله بسیار مفید است.

🔸پنج . آمریکا و نسبتی متفاوت با یونان و روم

در مورد آمریکا موضوع حتی جالب‌تر است. ایالات متحده از لحاظ تاریخی یک تمدن باستانی نیست، بلکه خودش را تا حدی به‌عنوان پروژه‌ای سیاسی مبتنی بر اصول تعریف کرده است.
پدران بنیان‌گذار آمریکا به‌شدت از جمهوری روم، یونان و متفکرانی مانند سیسرون، همچنین از سنت جمهوری‌خواهی کلاسیک الهام گرفتند.
ساختارهایی مانند:

Republic → Senate → Constitution → Civic Virtue

آگاهانه دارای بار کلاسیک بودند.

اما آمریکا هم‌زمان محصول مدرنیته روشنگری است:

Individual Rights + Reason + Consent + Constitutional Government

بنابراین در آمریکا ترکیبی شکل می‌گیرد:

Classic Republicanism + Enlightenment Liberalism

یعنی نوعی جمهوری‌خواهی کلاسیک که در قالب یک نظام سیاسی مدرن است.


#نسبت_اروپا_و_آمریکا_با_یونان_و_روم_باستان
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 غرب اروپائی و آمریکا چه نسبتی با یونان و روم باستان دارد

♦️ساختارهای ایرانی
♦️بخش دوم

🔸شش. اروپا کمی پیچیده‌تر است

اروپا برخلاف آمریکا نمی‌تواند گذشته خود را به یک «لحظه تأسیس» تقلیل دهد.هویت اروپایی از لایه‌های متعددی ساخته شده:

یونان ☚ روم ☚ مسیحیت ☚ قرون وسطی ☚ رنسانس ☚ انقلاب علمی ☚ روشنگری ☚ انقلاب‌های سیاسی ☚ مدرنیته

بنابراین «اروپا» از نظر تمدنی یک سنت مرکب است. به همین دلیل هم میان متفکران اروپایی درباره نسبت با یونان و روم اختلاف عمیقی وجود داشته است. مثلاً نیچه نسبت به عقل‌گرایی سقراطی و میراث مسیحی نگاه بسیار انتقادی داشت. هایدگر مسئله یونان را به مسئله بنیادین تاریخ متافیزیک غرب پیوند زد. هگل تاریخ فلسفه را درون یک فرایند تاریخی گسترده‌تر فهم کرد و بسیاری از متفکران معاصر، یونان را نه صرفاً «آغاز تمدن غرب»، بلکه یکی از لحظات گوناگون در شکل‌گیری آن می‌دانند.

🔸هفت . غرب مدرن چه چیزی را از یونان و روم حفظ کرده است؟

می‌توان آن را در چند سطح تفکیک کرد:
▪️میراث/ یونان/ روم/ صورت مدرن
▪️عقل/ فلسفه و لوگوس/ عقل حقوقی/ عقل انتقادی و علمی
▪️سیاست/ پولیس و شهروندی/ جمهوری و دولت/ دولت قانون‌مدار
▪️قانون/ نوموس/ حقوق رومی/ حاکمیت قانون
▪️انسان/ شهروند/ شخص حقوقی/ فرد خودمختار و صاحب حق

اما یک تحول بنیادین در جایگاه انسان رخ داده:
●انسان یونانی = انسانِ شهروند
●انسان رومی = انسانِ حقوقی
●انسان مسیحی = انسانِ دارای نسبت با خدا
●انسان مدرن = انسانِ خودبنیاد/خودمختار

البته خودبنیادی autonomy در اینجا به معنای استقلال مطلق انسان نیست؛ منظور این است که سرچشمه مشروعیت معرفتی و سیاسی دیگر صرفاً سنت یا اقتدار بیرونی نیست.

اینجا یک مسئله عمیق‌تر برای ظاهر می‌شود. اگر پرسش را از سطح تاریخ تمدن به سطح فلسفه تمدن منتقل کنیم، مسئله بسیار جذاب‌تر می‌شود. غرب مدرن ظاهراً سه بار نسبت خود را با گذشته بازتعریف کرده است:

🔸الف. یونان و روم را میراث خود دانست.
🔸ب. با مسیحیت آن میراث را بازتفسیر کرد.
🔸ج. با مدرنیته حتی خودِ سنت را به موضوع نقد عقلانی تبدیل کرد.

پس مدرنیته صرفاً یک «دوره تاریخی بعد از قرون وسطی» نیست؛ بلکه یک نحوه نسبت‌گیری با گذشته است. تمدن زمانی مدرن می‌شود که گذشته دیگر صرفاً میراث نباشد، بلکه به مسئله تبدیل شود. از این منظر، یونان و روم برای غرب امروز نه فقط «اجداد تمدنی»، بلکه آینه‌ای برای تعریف خویشتن هستند. غرب با پرسش از یونان، در حقیقت می‌پرسد:ما چه چیزی از آن‌ها هستیم، و در چه چیزی از آن‌ها عبور کرده‌ایم؟

#نسبت_اروپا_و_آمریکا_با_یونان_و_روم_باستان
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 همایش چیستی و چگونگی تحول در علوم انسانی

لینک:
https://methodologydevelopment.shirazu.ac.ir/fa/?time=1788674652

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 یونسیسم JONAHISM

♦️ جدول‌ ماتریس پژوهشی

🔸 فلسفه انسان و مفهوم
🔹 پروژه مطالعات ساختارپژوهی یا هستی‌شناسی مفهومی
🔹 ساختارهای ایرانی، موردپژوهی سیر تحول ساخت یا مفهوم در جهان ایرانی

#یونسیسم
#فلسفه‌ـ‌انسان‌ـ‌و‌‌ـ‌مفهوم
#ساختارهای‌ـ‌ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 کلان‌پژوهش‌ها در جامعۀ پژوهشی ایران/ جامعۀ دارای نظام تشخیص مسئله

♦️طرح و بازنویسی: دکتر یونس احمدی
♦️ بخش اول

🔹سامان و نظام پژوهشی نهایتاً در جامعه جاری می‌شود و امری آینده‌ساز است. این نظام پژوهشی با کلان‌پژوهش‌های ضروری آغاز می‌شود.‌ آیا می‌توان در جامعۀ پژوهشی ایران چند کلان‌پژوهش را بخصوص در حوزه‌های مختلف علوم انسانی نام برد؟ پژوهش‌های ساختارمحور چه سهمی در این حوزه‌های پژوهشی دارند؟

🔹 نظام پژوهشی را صرفاً نمی‌توانیم مجموعه‌ای از طرح‌های دانشگاهی بدانیم، بلکه باید آن را سامان اجتماعیِ تولید شناخت برای تصمیم‌گیری، اصلاح ساختارها و ساختن آینده تلقی کنیم. در ایران می‌توان از مفهوم «کلان‌پژوهش» به‌عنوان یک سطح بسیار مهم سخن گفت. یعنی جامعه ابتدا باید بداند چه مسئله‌هایی برای فهم و آینده‌سازی آن حیاتی‌اند، سپس دانشگاه‌ها را وارد عمل کند.

🔸 یک: کلان‌پژوهش چیست؟ سه سطح تمایز

⁕ سطح/ پرسش اصلی/ نمونه

⁕ پژوهش خرد/ یک مسئله مشخص چیست؟/ بررسی یک الگوی خاص مهاجرت

⁕ پژوهش میان‌سطح/ این مسئله در یک حوزه چگونه عمل می‌کند؟/ رابطه مهاجرت و بازار کار

⁕ کلان‌پژوهش/ ساختار مولد مجموعه‌ای از مسائل چیست و چه آینده‌هایی می‌سازد؟/ بازآرایی رابطه جمعیت، اقتصاد، خانواده، دولت و مهاجرت

بنابراین کلان‌پژوهش لزوماً «بزرگ‌ترین پروژه» یا «پروژه‌ای با بودجه زیاد» نیست. کلان‌بودن به مقیاس مسئله و ظرفیت پیوند دادن چند حوزه معرفتی و نهادی مربوط است.

🔹 در این معنا، کلان‌پژوهش باید بتواند:
مسئله را کشف کند ☚ ساختار مسئله را توضیح دهد ☚ وضعیت موجود را ارزیابی کند ☚ سناریوهای آینده را بسازد ☚ و مبنای مداخله اجتماعی قرار گیرد. این همان جایی است که «پژوهش ساختارمحور» مهم می‌شود.

🔸 دو: چند کلان‌پژوهش ضروری برای ایران/ هشت محور درخورِ برای علوم انسانی

۱. کلان‌پژوهش «ساختار اجتماعی ایران»

پرسش مرکزی: جامعه ایران اکنون از چه ساختارهایی تشکیل شده و این ساختارها چگونه در حال تغییرند؟ این پژوهش باید هم‌زمان خانواده، طبقات اجتماعی، نسل‌ها، شهر و روستا، مهاجرت، سرمایه اجتماعی، سبک زندگی، دین، آموزش، رسانه و فناوری را مطالعه کند. موضوع فقط توصیف جامعه نیست؛ مسئله مهم‌تر کشف رابطه میان این عناصر است. مثلاً چرا تغییر ساختار خانواده هم‌زمان با تغییر الگوی اشتغال، آموزش، شهرنشینی، مصرف و رابطه نسل‌ها اتفاق می‌افتد؟ این یک مسئله ساختاری است.

۲. کلان‌پژوهش «تحول انسان ایرانی»

این شاید از بنیادی‌ترین پژوهش‌های علوم انسانی ایران باشد. پرسش اصلی این است که انسان ایرانی در حال تبدیل شدن به چه نوع انسانی است؟ در اینجا باید روان‌شناسی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه، علوم شناختی، مطالعات رسانه، اقتصاد و علوم سیاسی به هم متصل شوند .محورهایی مانند:

○تحول مفهوم خود
○تغییر هویت
○فردیت
○رابطه انسان و جامعه
○نسل‌های جدید
○تغییر ارزش‌ها
○نسبت سنت و مدرنیته
○جهان دیجیتال
○تغییر مفهوم موفقیت، کار، خانواده و آینده

همگی ذیل این کلان‌پژوهش قرار می‌گیرند و اینجا اتفاقاً یک پرسش هم قابل طرح است: چه چیزی در ساختار اجتماعی، امکان ظهور نوع جدیدی از انسان را ایجاد می‌کند؟

۳. کلان‌پژوهش «بحران معنا و نظام ارزش‌ها»

علوم انسانی معمولاً درباره ارزش‌ها حرف می‌زند، اما کمتر آنها را به‌صورت یک نظام تاریخی و ساختاری مطالعه می‌کند. پرسش این است که نظام معنایی جامعه ایران چگونه شکل گرفته، چگونه تغییر کرده و اکنون چه شکاف‌هایی در آن وجود دارد؟ اینجا فلسفه، جامعه‌شناسی، مطالعات دین، ادبیات، روان‌شناسی اجتماعی و انسان‌شناسی باید در یک پروژه مشترک قرار گیرند. مسئله فقط «ارزش‌های مردم چیست؟» نیست. مسئله عمیق‌تر این است چگونه یک جامعه معنا تولید می‌کند؟

۴. کلان‌پژوهش «دولت، جامعه و حکمرانی»

در اینجا موضوع را نباید به «علوم سیاسی» محدود کرد. باید ساختار رابطه میان: چرخه زیر بررسی شود.

○دولت ☚ نهادها ☚ جامعه ☚ شهروند ☚ گروه‌های اجتماعی ☚ دانش ☚ اقتصاد

در اینجا پرسش‌های اساسی این است:
○چرا برخی سیاست‌ها اجرا نمی‌شوند؟
○چرا برخی نهادها کارکرد مورد انتظار خود را از دست می‌دهند؟
○رابطه اعتماد و حکمرانی چگونه شکل می‌گیرد؟
○چگونه می‌توان دانش را وارد فرایند تصمیم‌گیری کرد؟
○نسبت تخصص، قدرت و تصمیم سیاسی چیست؟

این پروژه می‌تواند به یک علم اجتماعی حکمرانی ایرانی منجر شود، و نه صرفاً ترجمه نظریه‌های حکمرانی دیگر کشورها.

#کلان‌پژوهش‌ها_در_ایران
#دکتر_یونس_احمدی
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures
🌐 کلان‌پژوهش‌ها در جامعۀ پژوهشی ایران/ جامعۀ دارای نظام تشخیص مسئله

طرح و بازنویسی: دکتر یونس احمدی
♦️ بخش دوم

۵. کلان‌پژوهش «دانش، دانشگاه و نظام پژوهش»

پرسش مرکزی در اینجا این است:چرا جامعه‌ای پژوهش تولید می‌کند اما الزاماً به جامعه دانشی تبدیل نمی‌شود؟ اینجا باید کل چرخه بررسی شود:

○مسئله اجتماعی ☚ تعریف مسئله ☚ تولید دانش ☚ پژوهش ☚ اعتبارسنجی ☚ سیاست‌گذاری ☚ اجرا ☚ارزیابی ☚ بازتولید دانش

اگر این زنجیره قطع باشد، تعداد مقالات اهمیت ثانوی پیدا می‌کند. در این چارچوب، خودِ نظام پژوهش ایران موضوع یک کلان‌پژوهش مستقل است.

۶. کلان‌پژوهش «اقتصاد انسانی و آینده کار»

اقتصاد را نباید فقط با متغیرهای اقتصادی مطالعه کرد. پرسش کلان این است که تغییر فناوری، هوش مصنوعی، اتوماسیون و اقتصاد جدید چه تغییری در مفهوم انسانِ کارگر، شغل، منزلت و زندگی ایجاد می‌کنند؟ این پروژه باید اقتصاد، فلسفه کار، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، حقوق، آموزش و فناوری را کنار هم قرار دهد. در اینجا مسئله این است که اگر کار تغییر کند، سازمان اجتماعی انسان نیز چگونه تغییر خواهد کرد؟

۷. کلان‌پژوهش «ایران و مسئله آینده»

این کلان‌پژوهش از جنس مطالعات آینده (Futures Studies) است و مبتنی بر آن، باید پرسید اگر روندهای کنونی ادامه پیدا کنند، ایران در ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال آینده چه صورت‌هایی خواهد داشت؟ و مهم‌تر اینکه چه آینده‌های دیگری امکان‌پذیرند؟ بنابراین پژوهش باید از «پیش‌بینی» به سمت ساخت آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب حرکت کند.

۸. کلان‌پژوهش «نظام فرهنگی و تولید خلاقیت»

این موضوع برای علوم انسانی بسیار مهم است اما معمولاً به حوزه فرهنگ تقلیل پیدا می‌کند. پرسش اصلی اینجا این است یک جامعه چگونه ظرفیت خلاقیت خود را تولید، حفظ یا نابود می‌کند؟ اینجا می‌توان: آموزش، هنر، فلسفه، ادبیات، رسانه، اقتصاد خلاق، فناوری، شهر، خانواده، نهادهای علمی را در یک نظام واحد بررسی کرد. این محور حتی می‌تواند با مفهوم Vital Creativity خلاقیت حیاتی، پیوند نظری پیدا کند.

🔸 سه: سطح عمیق‌تر سازمان مسئله/ سهم «پژوهش ساختارمحور»

به نظر یک تمایز بنیادین لازم است:

○پژوهش معمولی غالباً می‌پرسد: چه اتفاقی افتاده است؟
○پژوهش علّی می‌پرسد: چرا اتفاق افتاده است؟
○اما پژوهش ساختارمحور باید یک گام جلوتر برود:چه آرایش نسبتاً پایداری از عناصر، روابط و قواعد باعث می‌شود چنین اتفاق‌هایی به‌طور مکرر امکان‌پذیر شوند؟ این تفاوت بسیار مهم است. مثلاً اگر موضوع «کاهش اعتماد اجتماعی» باشد، پژوهش توصیفی میزان اعتماد را اندازه می‌گیرد. پژوهش علّی ممکن است متغیرهای مؤثر بر اعتماد را پیدا کند. اما پژوهش ساختارمحور می‌پرسد: چه ساختار اجتماعی، نهادی، اقتصادی، ارتباطی و معنایی‌ای به‌طور مستمر شرایط تولید یا فرسایش اعتماد را ایجاد می‌کند؟پس ساختار، سطح عمیق‌تر سازمان مسئله است.


🔸 چهار: پیشنهاد معماری و ساختار برای نظام پژوهشی

بر این اساس می‌توان یک معماری برای نظام پژوهشی پیشنهاد کرد: در چنین سیستمی، پژوهش تخصصی جایگاه واقعی خود را پیدا می‌کند.

🔹 مسائل حیاتی جامعه

🔹 کلان‌پژوهش‌ها

🔹 پژوهش‌های ساختارمحور

🔹 پژوهش‌های میان‌رشته‌ای

🔹 پژوهش‌های تخصصی

🔹 داده و شواهد

🔹 نظریه و مدل

🔹 سیاست و مداخله

🔹 ارزیابی و بازخورد

🔹 بازتعریف مسائل پژوهشی

🔸 پنج. یک نکته حتی بنیادی‌تر/ جامعه دارای نظام تشخیص مسئله

به نظر می‌رسد عبارت«کلان‌پژوهش‌های ضروری» بسیار قابل بسط است. می‌توان گفت هر جامعه ابتدا باید دارای یک نظام تشخیص مسئله باشد. چون مشکل علوم انسانی در بسیاری از جوامع فقط کمبود پژوهش نیست؛ گاهی فراوانی پژوهش درباره مسائل درجه دوم و فقدان پژوهش درباره مسائل درجه اول است. بنابراین قبل از پرسشِ چه پژوهشی انجام دهیم؟ باید پرسید:چه چیزی را باید مسئله بدانیم؟و پیش از آن: چه نوع جامعه‌ای می‌خواهیم باشیم؟ این دو پرسش، پژوهش را از یک فعالیت دانشگاهی به یک نظام آینده‌ساز اجتماعی تبدیل می‌کنند.

جمع‌بندی نظری در ساختارهای ایرانی : اگر بخواهیم ایده پژوهش ساختارمحور را به صورت یک گزاره نظری فشرده کنیم: نظام پژوهشی هر جامعه باید از تشخیص مسائل حیاتی آغاز کند، مسائل حیاتی را در قالب کلان‌پژوهش سازمان دهد، ساختارهای مولد آنها را شناسایی کند، پژوهش‌های تخصصی را حول این ساختارها سامان دهد و نتایج پژوهش را به چرخه تصمیم، کنش و بازاندیشی اجتماعی بازگرداند.در این صورت، پژوهش ساختارمحور حلقه واسط میان «مسئله اجتماعی» و «پژوهش تخصصی» خواهد بود.

#کلان‌پژوهش‌ها_در_ایران
#دکتر_یونس_احمدی
#ساختارهای_ایرانی

کانال تلگرامی ساختارهای ایرانی
@Iranianstructures