نگاه ملی
316 subscribers
343 photos
26 videos
53 files
415 links
جایی برای یادداشت‌‌های علیرضا افشاری؛ روزنامه‌نگار، پژوهشگر تاریخ و کنشگر میراثی
@Afshari52
Download Telegram
Forwarded from تاریخ‌گردی
برج کُلَک‌چال تهران، میراث فراموش‌شده؛
♦️ وزارتخانه‌ گرامی نگاهی هم به این بالا بیندازد...

🔹 برج کُلَک‌چال تهران، برجی یادمانی است. این برج، که نزدیک پناهگاه کلک‌چال قرار دارد، از آن رو ارزشمند، نمادین و منحصر‌به‌فرد است که در بنای آن گروه‌های مختلفِ پیشاهنگی در سراسرِ کشور با آوردنِ سنگ‌هایی از محل زندگیِ خود مشارکت داشته‌اند. به این ترتیب، افزون بر یادمان و نشانه‌ای از کار گروهی و همیاری، جنبه‌ای نمادین از همبستگی ایرانیان هم دارد. برجی که نشانه‌ای برای انبوه کوه‌نوردان است و می‌توانست مانند فانوس‌های دریایی برای کوه‌پیمایانِ شبانه نیز نشان‌دهنده‌ مقصد باشد، اما سال‌هاست رها شده و نه تنها مورد هیچ رسیدگی‌ای قرار نگرفته بلکه نشانه‌ای از برنامه‌ای برای احیا و مرمت و راه‌اندازی آن هم به چشم نمی‌خورد.../ انتخاب
#تاریخ

جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002P91
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
افراز نوزده ساله شد!

بیستم شهریور ماه سالروز بنیاد انجمن فرهنگی افراز است. در بیستم شهریورماه ۱۳۸۰ خورشیدی، همان روزی که خبر برخورد دو هواپیمای مسافربری با برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک جهان‌گیر شد، نخستین نشست شماری از بنیادگذارانِ انجمن برپا شد؛ نشستی که در آن درباره‌ی کاری گروهی که دوستان کنار یکدیگر بمانند گفت‌وگو شد، کاری که سرانجام به بنیادگذاریِ اَفراز (انجمن فرهنگی ایران‌زمین) انجامید (امروزه با نام «انجمن فرهنگی افراز» به ثبت وزارت کشور رسیده است). درباره‌ی آن نشست و این که چگونه سازمانی مردم‌نهاد را شکل دادیم بنگرید به بخش «سخنِ پایانی» نخستین نامه‌ی افراز (دیدنِ نامِ نخستین گروه از هم‌وندانِ افراز قطعاً برای دوستان خاطره‌برانگیز خواهد بود):
https://t.me/anjomanafraz/598

هر سال در سال‌روزِ بنیاد انجمن، شورای مرکزی انجمن یا هم‌وندانِ قدیمی، با دعوت از یاران و استادانِ نزدیک به انجمن، جشنی را برپا کرده یا دست‌کم نشستی دوستانه را برگزار می‌کردند که امسال به خاطر گسترشِ بیماریِ کرونا این امکان به‌دست نیامد. از این رو فیلم‌ نشست نهمین سالروز انجمن را (بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی)، که با مدیریت «شورای عالی انجمن افراز» برگزار شد، تقدیمِ دوستداران و هم‌وندانِ انجمن می‌کنیم.
گفتنی است از آن رو که در دهه‌ی هشتاد پروانه‌ی کوشش‌های انجمن از «سازمان ملی جوانان» گرفته شده و بر پایه‌ی آیینِ آن سازمان کسانِ بالای ۳۰ سال نمی‌توانستند هم‌وندِ رسمی انجمن باشند «شورای عالی افراز» با برهانِ گردِ هم نگاه داشتنِ آن هم‌وندان، به‌ویژه کسانی که در شوراهای مرکزی و بازرسی بوده‌اند، و انتقال تجربه‌شان به یاران تازه‌وارد و نیز یاری‌رسانی به شوراهای مرکزی شکل گرفت که پس از گرفتن مجوز انجمن از وزارت کشور (۱۳۹۳)، آن شورا به «شورای رایزنی (مشورتی) انجمن افراز» دگرگون یافت.
نشست یادشده در فرهنگسرای بانو (سرو) برگزار شد. اجرای برنامه با بانو ماندانا مهدوی‌فر و تصویربرداری از محمد میرسجادی،‌ هم‌وندان انجمن، بوده است.

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ خوش‌آمدگویی مجری
ـ خوش‌آمدگویی بانو سیما مشعوف (دبیرِ وقتِ شورای عالی انجمن افراز)
ـ اجرای نمایش (کاری از یکانِ نمایش کارگروه هنر انجمن افراز)

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ مجری
ـ سخنان علیرضا افشاری (دبیر پیشین شورای عالی انجمن افراز)
درباره‌ی آرمان و هدف‌های انجمن

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ مجری
ـ سخن‌رانی دکتر شروین وکیلی (جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز)
با عنوانِ «ایرانی کیست»

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ مجری
ـ نمایش‌نامه‌خوانی [«دبستان دوشیزگان» نوشته‌ی شکوفه آروین]
(کاری از کارگروه ادبیات انجمن افراز ـ نعیما کرمی)

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ مجری
ـ سخنان امیرحسین مرادی‌فر (دبیرِ وقتِ انجمن افراز)
ـ بُرشِ کیک نُه‌سالگیِ افراز بر دستِ هم‌وندانِ شورای عالیِ انجمن

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگ‌سرای سرو)

ـ اجرای موسیقی
[اگر از دوستان کسی نام گروه را به یاد دارد ما را آگاه کند]
ـ پایان‌بخشِ برنامه؛ هم‌خوانیِ سرود «ای ایران»

#سالروز_افراز

@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from تاریخ‌گردی
آخرین پژوهش‌ها درباره کورش را در این کتاب بخوانید؛
♦️ «کورش بزرگ»؛ مجموعه ۲۵ مقاله برگزیده درباره شیوه فرمانروایی کورش

🔹 «کورش بزرگ» عنوان همایشی علمی بود که انجمن فرهنگی افراز، با همکاری شماری از نهاد‌های علمی کشور، برای آن در ده محور (۱. کورش در تاریخ؛ ۲. کورش و هویت ایرانی؛ ۳. کورش در اساطیر؛ ۴. کورش و ادیان؛ ۵. کورش در تاریخ‌نگاری معاصر؛ ۶. کورش و حقوق اقوام؛ ۷. کورش و ذوالقرنین؛ ۸. کورش و سرشت فرمانروایی در ایران؛ ۹. کورش و مدارا، صلح و فرهنگِ آشتی؛ و ۱۰. کورش و باستان‌شناسی و هنر هخامنشی) در آغاز تابستان سال ۱۳۹۵ خورشیدی فراخوان مقاله داده بود. در این کتاب ۲۵ مقاله برتر از ۴۸ مقاله دریافتی، که در هر محور تخصصی هر کدام بر دست دو استاد داوری شدند، به چاپ رسیده است./ انتخاب
#تاریخ


جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002PHa
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
▫️ ایرانیان؛ ملتی تاریخی؟!

علیرضا افشاری
کارشناس ارشد تاریخ (ایران باستان) و روزنامه‌نگار

▪️ ملت، در معنای امروزینش، واژه‌ای برساخته و تازه است اما آیا می‌شود آن را برای مردمانِ ایران در درازای دو و نیم هزاره‌ی اخیر به‌کار گرفت؟ می‌دانیم به‌کارگیری واژه‌ی ملّت برای مردمانِ دوران قدیم، از جمله سرزمین‌ها و دولت‌شهرهای پیش از هخامنشی و در نهایت آنانی است که جزوِ قلمروی شاهنشاهیِ هخامنشی شده بودند، اشتباه است هر چند بسیاری از پژوهشگران بدون آن که ژرف‌نگری‌ای داشته باشند آن را به کار می‌برند. کنشگران سیاسی و روشنفکران دورانِ مشروطه واژه‌ی ملت را، که در متن‌های قدیمی در معنای پیروانِ یک دین بود، در برابرِ واژه‌ی nation به کار بردند که تقریباً از هنگامِ انقلاب بزرگ فرانسه در ادبیات سیاسیِ اروپایی برای نامیده شدنِ مردمی که تحت یک فرمان‌روایی بودند (دولت ـ ملت) به کار می‌رفت. پس، واژه‌ی ملت در شکل سیاسی‌اش امروزه معنایی دقیق دارد. اما آیا می‌توان مردمان بابِل یا آشور را ملت نامید؟

▪️ به دلایل زیر این همه‌گستری (تعمیم) نادرست است، هم‌چنان که گستردنِ واژه‌ی کشور به دولت‌شهرهای کهن نادرست است؛ چرا ‌که آن دولت‌شهرها مرزهای دقیقی ندارند و این مرزها با قدرتِ یک پادشاه تغییر می‌کنند ــ یعنی به پادشاه‌ها و خاندان‌های شاهی، نه سرزمین‌ها و مردمانِ آن سرزمین‌ها که هویتی یگانه داشته باشند، وابسته‌اند ــ و سلسله‌مراتب یا تقسیم‌بندیِ درونی ندارند چرا که عموماً شهری کوچک، با حومه (روستاها و شهرک‌های پیرامون)، مرکزیت دارد و دیگر شهرها به نفعِ آن غارت می‌شوند ــ حتا گاه با گماردنِ فرمانده‌ای بر شهری، برای مدتی، تا سپس قیامی به پیروزی رسد و این گماشته فرار کند یا کشته شود ــ و نه این که به آن پیوست یا منضم گردند (در دوره‌ی باستان اگر هم مردمانی بر مردمانِ شهری چیره می‌شدند و برای زمانی طولانی‌تر حاکم آن شهر می‌شدند بیشتر به معنای جاکن شدنِ مردمانِ غالب از شهر و دیار خودشان بود هر چند اکثر آنها احتمالاً پیش از آن عشیره‌ای کوچ‌گرد بوده‌اند. این سخن به آن معنا است که آنان پیوستگی‌ای با جایی در پیش از خود نداشته‌اند؛ مانندِ حکومتِ کاسپیان بر بابل، که اگر در آن شهر ماندند بابل را قلمرو زمینه‌ای از قبل نکردند بلکه خود مستقلاً در آن شهر مانده و در نهایت هم در زمانی بسیار طولانی جذبِ شهر شدند)؛ و در نهایت آن که دولت‌شهرها تقریباً بافتِ ایلی ـ قبیله‌ایِ یکسانی دارند و بسیار زمان می‌برد تا دیگرانی را در خود جذب کنند، حال این دیگران حاکمانی چون کاسپیان باشند یا بردگانی که خود در جنگ‌های دیگر گرفته‌اند هم‌چون یهودیانِ بابل یا کوچ‌گردانِ پراکنده و کم‌جمعیتی که در نزدیکی شهرهای‌شان حاشیه‌نشین می‌شدند و عموماً به چشمِ شهروند (در معنای دارای حقوقی برابر بودن) به آنان نگریسته نمی‌شد.

▪️ مهم‌تر از همه‌ی نکته‌های یادشده، این است که واژه‌ی ملت در پیوند با ملّیّت و شکل‌گیریِ تعلق خاطری همگانی است. چنین چیزی در مردمانِ آن دولت‌شهرها دیده نمی‌شود و برای همین است که حاکمان کم‌وبیش برابر با کلّ هستیِ یک دولت‌شهر هستند. پس، دقیق و درست و علمی است که واژه‌ی ملت را برای مردمان دولت‌شهرهایی چون آشور و بابل و لیدی و... به‌کار نبریم و آن را به جای خود، یعنی برای کشورهای شکل‌گرفته با مرزهای تثبیت‌شده در دو سده‌ی اخیر، به کار بریم.

▪️ اما نکته‌ی ظریفی در این‌جا وجود دارد که گذرا از آن یادی می‌کنم چرا که خود جُستاری درازدامن است. آن، این است که اگر واژه‌ی ملت را برابرِ تعریف‌های دانشی برای مردمانی به‌کار ببریم که فرهنگی نزدیک به هم دارند و هویت خود را یگانه می‌بینند و به آن آگاهی دارند و برای زمانی طولانی فرمان‌رواییِ یگانه‌ای داشته‌اند و کم‌وبیش مرزهای‌شان مشخص بود نمی‌توان آن را محدود کرد به اواخر قرن هجدهم و ایده‌هایی که باعث به انجام رساندنِ انقلاب‌های آمریکا و فرانسه گردیدند. بلکه ما در ایران با گونه‌ای متفاوت از ملّت شدن روبه‌رو هستیم که می‌توانیم آن را «ملّت تاریخی» بنامیم...

▫️ برای خواندنِ دنباله‌ی یادداشت، بنگرید به:
https://amordadnews.com/46482/


#یادداشت_تاریخی
#کورش_بزرگ
#ملت_ایران

@IranianLook
▫️ بدرود تکاور!
▫️ به یاد سرهنگ علی قمری؛ فرمانده‌ی ایستادگی ۳۴ روزه‌ی خرمشهر
▫️ در سالروز یورشِ ارتشِ قادسیه‌جویِ بعث به ایران

یادداشت 👇

@IranianLook
نگاه ملی
▫️ بدرود تکاور! ▫️ به یاد سرهنگ علی قمری؛ فرمانده‌ی ایستادگی ۳۴ روزه‌ی خرمشهر ▫️ در سالروز یورشِ ارتشِ قادسیه‌جویِ بعث به ایران یادداشت 👇 @IranianLook
▫️ بدرود تکاور!
▫️ به یاد سرهنگ علی قمری؛ فرمانده‌ی ایستادگی ۳۴ روزه‌ی خرمشهر
▫️ در سالروز یورشِ ارتشِ قادسیه‌جویِ بعث به ایران

▪️ چندی پیش، سرهنگ علی قمری (۱۳۲۳/۱/۱۸ ـ ۱۳۹۹/۴/۱۸) درگذشت [۱]؛ مردی از تبار دلاوران و پهلوانان، که خود تنها واژه‌ی «سرباز ایران» را می‌پسندید؛ تکاوری که دوره‌های سخت آموزشی نظامی این رسته از جمله تکاوری کوهستان، رنجری، چتربازی، چریک، گریلا و جنگ‌های نامنظم را در بالاترین سطح حرفه‌ایِ جهان گذرانده و در مقام نخستین استادان این حوزه، در کنار بزرگانی چون سرلشگر آبشناسان، این آموزش‌ها را به هزاران تن ارائه داده بود.

▪️ افتخار آشنایی با این بزرگ‌مرد را دوستِ گرامی‌ام، دکتر مهرداد میرسنجری، آماده ساخت هنگامی که در همان آغاز آشنایی‌اش با او در فضای مجازی مشتاقانه مرا دعوت به شنیدنِ خاطراتش کرد. فرصت را از دست ندادم و نشستی را در محل کارم در آن برهه (سرای محله‌ی بهجت‌آباد) ترتیب دادم (چهاردهم آذرماه ۱۳۹۴)، و برای نخستین بار مردی از تبار رستم را دیدار کردم؛ یک نظامی کامل، مردی که سال‌ها پس از بازنشسته شدن لباس نظامی‌اش را از تن درنمی‌آورد و هم‌چون تازه‌سربازانی که به مرخصی آمده بودند با ساکی در دست، به محل دیدار آمد؛ آن‌هم به شیوه‌ی ارتشیان با وقت‌شناسیِ کامل و مدتی پیش از زمان قرار. کوچک‌ترین تبختر و فخرفروشی را در خود نداشت در حالی که چیستیِ یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر کشورمان با نام او گره خورده بود. خب، شاید حق داشت! کسی او را نمی‌شناخت. به یُمنِ رسانه‌هایی که تا چندی پیش فقط حکومتی بودند شناختِ ما از این بخش مهم از تاریخ کشورمان (هشت سال جنگِ یک‌تنه‌مان در برابر حریفِ نیابتی دو ابرقدرت شرق و غرب) محدود شده بود به گروهِ خاصی از مدافعان سرزمین‌مان، آن‌هم از دریچه‌ای ایدئولوژیک. خوشبختانه اکنون توجه‌ها به شناختِ واقعی تاریخ بیشتر شده است.

▪️ همان‌گونه که بعدها بیشتر با این مرد بزرگ آشنا شدم و تا مدتی پیش از درگذشتش هم پیام‌هایی را در تلگرام رد و بدل می‌کردیم، او همیشه یک سرباز راه دفاع از ایران بود؛ مردی که تمام هشت سالِ دفاع مقدس را در صحنه‌های نبرد حضور داشت، چشم چپش مصنوعی و سرخ‌رگ و سیاه‌رگ‌های پای چپش نیز مصنوعی و از نوعی پلاستیک بود و از ناحیه‌ی ریه شیمیایی شده بود و برای تخلیه‌ی ترکش از بدنش سه بار جراحی سخت را از سر گذرانده بود، اما هم‌چنان در دهه‌ی هفتم عمرش، با روزانه حدود ده کیلومتر پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری‌های گاه به گاه، راست‌قامت و سرزنده بود تا آن‌جا که به گفته‌ی دوستی همان‌سال (۱۳۹۴) تأییدیه‌ی پزشک را گرفته بود تا در سالروز گرامی‌داشتِ ارتش (۲۹ فروردین) در عملیات چتربازی شرکت کند [۲]؛ هم‌چون داریوش بزرگ که او نیز در همین حدود سنی در سنگ‌نوشته‌اش در نقش‌رستم (DNb) گفته بود: «ورزیده هستم، چه با هر دو دست، چه با هر دو پا، هنگام سواری خوب سواری هستم. هنگام کشیدن کمان، چه پیاده چه سواره، خوب کمان‌کشی هستم. هنگام نیزه‌زنی، چه پیاده و چه سواره، خوب نیزه‌زنی هستم».

▪️ در چند باری که در این سال‌ها دیدمش و به نشست‌هایی دعوتش کردم همواره لباس نظامی می‌پوشید (جز یک‌باری برای نشست اندیشه‌ی ما در بیست‌وششم شهریور ۱۳۹۵ که چند تن از هم‌رزمانش در نیروی هوایی و نیز ناخدا هوشنگ صمدی را دعوت کرده بودیم، که آن‌جا هم در هنگام ترک نشست چون به جایی دیگر دعوت داشت لباسِ رزمش را پوشید و رفت)، و با وجودِ آن‌که نیم‌قرن را در ارتش به مردم و کشورمان خدمت کرده بود هنوز مشتاقانه بر سر برنامه‌های آموزشی ارتش می‌رفت تا تجربه‌هایش را با ارتشیانِ نوپا در میان گذارد یا به نشست‌ها و همایش‌های مختلف می‌رفت و حال که او تعهداتِ دوران خدمتش را نداشت با سخن گفتن از آنچه ارتش کرد و آنچه بر سرش آمد ارج و جایگاه این نهاد مؤثر کشوری را، که اصولاً و برابرِ قواعدش تبلیغی برای خود نمی‌کند، بازشناساند. دلاوری‌های ارتش ایران در دفاع مقدس واقعاً‌ گنجینه‌ای ناگشوده است.

دنباله‌ی یادداشت 👇

#یادداشت_تاریخی
#دفاع_مقدس
#سرهنگ_قمری
#ارتش

@IranianLook
دنباله از 👆

▪️ در همان نشستِ نخست‌مان بود که پس از سال‌ها تصویری واقعی از نبردِ خونین خرم‌شهر به دست آوردم هنگامی که جناب قمری با تکیه بر حافظه‌ی بسیار خوبش که نام تک تکِ هم‌رزمانش و چگونگی شهید شدن‌شان را یاد می‌کرد و نیز یادآوریِ این که فلانی از کجای ایران خودخواسته به میدان آمده بود (یکی از خراسان و آن دیگری از آذربایجان،...) توصیفش را از آن روزها گفت، توصیفی دقیق که جای به تصویر کشیدن‌اش در صنعتِ سینمای‌مان واقعاً خالی است. توصیف دهشت‌ناکش از شهر در هنگام ترک کردنِ آن را همیشه به یاد خواهم داشت؛ هنگامی که تانک‌ها به پیشروی در داخلِ آن پرداخته و آخرین خانواده‌های بازمانده در شهر نیز به‌سختی آن را ترک کرده بودند؛ شهری ویران که خون بر در و دیوارش بر جای مانده و جنازه‌هایی که هر سو به چشم می‌خورد...

▪️ در نشست‌هایی که پیرامون جنگ برپا می‌کردیم دعوت‌مان را همواره و با رویی گشاده می‌پذیرفت؛ استوار و موقع‌شناس در همان لباس تکاوری‌اش حضور پیدا می‌کرد و ما را بیشتر و بیشتر با وضعیت نبردِ دفاعی‌مان آشنا می‌کرد. یادم نمی‌رود که این مرد آن‌قدر با مرام و نیک‌کردار بود که هنگامی که برای یکی از دوستان‌مان مشکلی پیش آمد و نهادی امنیتی، وابسته به نیرویی نظامی، شکایت فردی از این دوست را پیگیر شده بود همراه آن جوان به شهرستانی که او را فراخوانده بودند رفت تا با گفت‌وگویش با وابستگانِ آن نهاد نظامی دشواریِ پیش‌آمده برای این عزیز را برطرف کند که مؤثر بود.

▪️ در این سال‌ها آن‌قدر سختی کشیده‌ایم که دیگر مرگ عزیزان سوگ‌وارترمان نمی‌کند...

▪️ یاد و نامِ‌ این همیشه‌سربازِ ایران گرامی‌باد.

▫️ به پیوست شرح دقیق او از آن روزهای دفاع را ــ که در نخستین دیدارمان، طی چهار ساعت، خستگی‌ناپذیر با ما که جمع بسیار کوچک و دوستانه‌ای بودیم با دقت و یادآوریِ جزییات در میان گذارد ــ می‌شنوید، که شوربختانه کیفیتِ آن مطلوب نیست. امیدوارم دوستان دیگر هم اگر آن سخنان را ضبط کرده‌اند هم‌رسانی کنند. پوشه‌ی شنیداریِ پسین، سخنانِ سرهنگ در سرای محله یوسف‌آباد است (چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵)، که جز آن هنگامی که تصویرها را شرح می‌دهد رساتر است.

▫️ یادداشت پیشین من درباره‌ی ارتش ایران
https://t.me/IranianLook/454

[۱] شرح کوتاهی از ایستادگی فداکارانه‌ی او و یارانش در خرمشهر را در پیوند زیر بخوانید:
https://www.imna.ir/news/433039
و نیز:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1

[۲]
http://keyjasoos.blog.ir/post/187/


#یادداشت_تاریخی
#دفاع_مقدس
#سرهنگ_قمری
#ارتش

@IranianLook
Audio
خاطرات دفاع (چگونه خرمشهر را نگاه داشتیم؟)، سخنان سرهنگ قمری در جمعی دوستانه ـ چهاردهم آذرماه ۱۳۹۴
بخش دوم (نزدیک به نیم ساعت)

#یادداشت_تاریخی
#دفاع_مقدس
#سرهنگ_قمری
#ارتش

@IranianLook