Forwarded from صدای ميراث
🔘 درخواست سمنهای میراثفرهنگی استان تهران از رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان: از پیگیری تصرف کاخها خودداری کنید/مالکیت اماکن تاریخی، کاخها و اموال منقول موجود در انبارهای بنیاد مستضعفان را به وزارت میراثفرهنگی واگذار کنید
⬅️ سمنهای میراثفرهنگی استان تهران در نامه به رییس بنیاد مستضعفان از او خواستند پرونده پیگیری تصاحب کاخها را متوقف و مالکیت اماکن تاریخی و آثار منقول در اختیار آن بنیاد را به وزارت میراثفرهنگی واگذار کند.
⬅️ سمنها خطاب به پرویز فتاح: مالکیت کاخهای مرمر، نیاوران و سعدآباد را هم به وزارت میراث واگذار کنید.
⬅️ سمنهای میراثی: «کاخهای سعدآباد، نیاوران و مرمر در شمار اموال شخصی خانواده پهلوی نیستند و مالکیت عموم دارند.»
⬅️ سمنها: کاخ مرمر در دوره رضاشاه با هزینه شهرداری ساخته و به شهرداری واگذار شد. کاخ نیاوران مهمانسرای دولت بود و عرصه جنوبی آن در قالب پارک به مردم بازگردانده شد. مجموعه سعدآباد هم متعلق به مردم است نه بنیاد مستضعفان و جانبازان!
▶️ www.sedayemiras.ir ◀️
📰 https://www.sedayemiras.ir/?p=12991 📰
📩 sedayemiras@gmail.com 📩
⬅️ سمنهای میراثفرهنگی استان تهران در نامه به رییس بنیاد مستضعفان از او خواستند پرونده پیگیری تصاحب کاخها را متوقف و مالکیت اماکن تاریخی و آثار منقول در اختیار آن بنیاد را به وزارت میراثفرهنگی واگذار کند.
⬅️ سمنها خطاب به پرویز فتاح: مالکیت کاخهای مرمر، نیاوران و سعدآباد را هم به وزارت میراث واگذار کنید.
⬅️ سمنهای میراثی: «کاخهای سعدآباد، نیاوران و مرمر در شمار اموال شخصی خانواده پهلوی نیستند و مالکیت عموم دارند.»
⬅️ سمنها: کاخ مرمر در دوره رضاشاه با هزینه شهرداری ساخته و به شهرداری واگذار شد. کاخ نیاوران مهمانسرای دولت بود و عرصه جنوبی آن در قالب پارک به مردم بازگردانده شد. مجموعه سعدآباد هم متعلق به مردم است نه بنیاد مستضعفان و جانبازان!
▶️ www.sedayemiras.ir ◀️
📰 https://www.sedayemiras.ir/?p=12991 📰
📩 sedayemiras@gmail.com 📩
نگاه ملی
▫️ بازنگری رویداد بیستوهشتم امرداد ▪️ آیا رویداد بیستوهشتم امردادماه رویدادی است که هنوز تاریخی، به معنای همنظر شدنِ بیشینهی تاریخپژوهان بر روی آن، نشده است؟! شخصاً روایتهایی را که هر سال در گرماگرمِ این روزها با تأکید بر ستیزهای مصدقی ـ شاهی بازگو…
Telegram
جمهوری ایرانی
▫️ بازنگری رویداد بیستوهشتم امرداد
🖋نویسنده علیرضا افشاری
August 18, 2020
▪️ آیا رویداد بیستوهشتم امردادماه رویدادی است که هنوز تاریخی، به معنای همنظر شدنِ بیشینهی تاریخپژوهان بر روی آن، نشده است؟! شخصاً روایتهایی را که هر سال در گرماگرمِ این روزها…
🖋نویسنده علیرضا افشاری
August 18, 2020
▪️ آیا رویداد بیستوهشتم امردادماه رویدادی است که هنوز تاریخی، به معنای همنظر شدنِ بیشینهی تاریخپژوهان بر روی آن، نشده است؟! شخصاً روایتهایی را که هر سال در گرماگرمِ این روزها…
دیدهبان میراث فرهنگی
ریاست محترم بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی جناب آقای پرویز فتاح با درود؛ اظهارات اخیر جنابعالی در تلویزیون بازتابهای بسیاری در شئون مختلف جامعه داشت. ما، شبکهی سمنهای میراثی استان تهران که در بر گیرندهی سازمانهای مردمِنهاد کوشا در حوزههای میراث فرهنگی،…
عصر ايران
آقای فتاح! کاخها را به وزارت میراث فرهنگی بسپارید
شبکۀ سمنهای میراث از رییس بنیاد مستضعفان خواسته کاخها را به وزارت میراث فرهنگی بسپارد چون در زمرۀ اموال شخصی خانوادۀ پهلوی به حساب نمیآید تا در اختیار بنیاد باشد.
▫️ پیشنهاد دو سوژه به کیمیایی عزیز!
علیرضا افشاری
▪️ مسعود کیمیایی از فیلمسازانِ صاحبنام و صاحبِ سبکِ کشورمان است. اگر از چند فیلمِ آخرش بگذریم فیلمهایی را در کارنامهاش دارد که در بالای فهرستِ فیلمهای برگزیدهی کشورمان هستند؛ از «قیصر» که با وجودِ دفاعش از سنتها به نوعی از فیلمهای اصلی و بنیادگذارِ موج نوی سینمای ایران بهشمار میرود تا «گوزنها» که جدا از شخصیتپردازیهای بیعیب و نقص و بازیِ جاودانیِ بهروز وثوقی و این که بالاترین رای مثبت را از منتقدانِ سینمایی کشور دارد با رویداد تلخِ آتش گرفتنِ سینما رکس، که این روزها سالروزش بود، نیز گره خورده و البته در زمینهی اجتماعی فیلمِ ستایششدهی «دندان مار» را هم ساخته است، اما با این حال به شخصه فیلم «سرب»اش را دوست دارم، چرا که بیشتر از سیاست و اجتماع به تاریخ گره خورده و تجاربِ این فیلمساز کهنهکار در ثبتِ بخشی از تاریخِ پُرفراز و نشیبِ معاصرمان به کار گرفته شده است.
▪️ از این رو، به نظرم جای دریغ دارد فیلمسازانِ خوبی چون او که بهخوبی با فضای قدیمی تهران و حال و هوای سنتی خانوادههای ایرانی آشنا هستند و بلدند چگونه دیالوگها و گفتوگوهای سینمایی را ادبی و ماندگار کنند نکوشند دِین و بهویژه علاقهی خود به تاریخ معاصر را به تصویر بکشند و این کار را به کسانی بسپرند که یا فرمایشی و تحریفشده به آن میپردازند یا به خاطر ناآشناییشان با آن فضاها نمیتوانند نتیجه را به خوبی از آب و گِل درآورند؛ بهویژه آن که چند کار آخرِ استاد با وجودِ تلاشِ ایشان برای ورود به نقدِ سیاست روز (قاتل اهلی) و زندهسازیِ روحِ جوانمردی و اخلاق (خون شد)، جدا از تکرارِ خویشتن، آنچنان ضعیف و ناروزآمد از کار درآمدند که در پایان اکران میشد سخنانِ تمسخرآمیز برخی تماشاگران را شنید، که در شأنِ استاد نیست. در هنگام بازنگری رویدادهای پیرامون یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصرمان (28 امرداد) دو موضوع خوب و به غایت سینمایی را یافتم که دریغم آمد طرحشان نکنم تا شاید جناب کیمیایی، که البته خود خوب با این موضوعها آشنا هستند، دربارهشان بازنگری نکند.
▪️ نخستین موضوع پروندهی قتل سرتیپ افشارطوس، ریاست شهربانی دولت دکتر مصدق، است. کشیده شدنِ نقشهی این قتل و دودوزههایی که مظفر بقایی برای همراهسازی شماری از افسران بازنشسته یا اخراجی ارتش به کار گرفت؛ ناپدید شدن افشارطوس در شب ۳۱ فروردین (1331) در خیابان صفیعلیشاه؛ محاصرهی منطقه توسطِ جمعِ زیادی از مأموران شهربانی و بازرسی خانهها و خودروها؛ مژدگانی 50 هزار تومانی دولت برای یافتن رئیس شهربانی و بر عهده گرفته شدنِ پرونده بر دستِ وزیر کشور؛ پذیرشِ پرونده توسط سرهنگ سررشته، از افسرانِ شایستهی رکن دو ارتش، در قبال اختیارات ویژهی فراقانونی جهت بازرسی هر محل و بازداشت هر فردی؛ هدایت شدن به خانهی حسین خطیبی از سیاسیانِ مرتبط با بقایی در پیِ بازجوییهای محلی؛ مشکوک بودنِ بازیِ پنجرههای خانهی خطیبی، با توجه به سرد بودن هوا، و احساسِ بوی کلروفرم؛ زیر نظر داشتنِ خانه تا لو رفتنِ افسرانِ دستاندرکارِ توطئه در حملِ فردی بیهوش توسطِ نوکر خانه و هدایت شدن به روستای امیرعلایی توسط رانندهی سرتیپ بازنشسته علیاصغر مزینی؛ صدورِ اماننامهی نخستوزیر برای حسین خطیبی و هر کس که با اطلاعات خود موجب خلاص شدن افشارطوس را فراهم آورد داد؛ چشم و دستوپا بسته و گرسنه بودن افشارطوس در غار تلو، با خوردن تنها چند تخممرغ، در تپههای لشگرک، در همان هنگام پیگیریها در 48 ساعت آخر، آن هم در پیِ نپذیرفتنِ پیشنهاد توطئهگران برای همکاری در ترور مصدق؛ دستپاچه شدنِ توطئهگران در پیِ نزدیک شدن نیروهای آگاهی به محلِ پنهان کردنِ افشارطوس و پیشنهاد بقایی برای کشتنِ او و همراهی ناگزیرِ افسران در خفه کردنِ وی با طناب؛ و سرانجام از زیر خاک بیرون آوردنِ پیکرِ طنابپیچشدهی افشارطوس، در حالی که قرآن کوچکی که قنادی یاس به مشتریان هدیه میداد در جیب کت افسری او قرار داشت، در روز ششم اردیبهشت... با وجودِ آن که روندِ بررسی این پرونده هم بسیار جنجالی و سینمایی است و به رویدادهایی که پس از قتلهای زنجیرهای در همین دو دههی پیش رخ داد بیشباهت نیست و قرارِ مجرمیت دادگاه برای متهمان نیز در نهایت با وقوعِ کودتا به اجرا درنمیآید اما فرآیندِ به نتیجه رسیدنِ یک هفتهای پرونده، با فشارِ دولت و کارشکنیِ مخالفان، رویداد تلخ ولی بیمانندی است.
دنباله در 👇
#یادداشت_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#افشارطوس
@IranianLook
علیرضا افشاری
▪️ مسعود کیمیایی از فیلمسازانِ صاحبنام و صاحبِ سبکِ کشورمان است. اگر از چند فیلمِ آخرش بگذریم فیلمهایی را در کارنامهاش دارد که در بالای فهرستِ فیلمهای برگزیدهی کشورمان هستند؛ از «قیصر» که با وجودِ دفاعش از سنتها به نوعی از فیلمهای اصلی و بنیادگذارِ موج نوی سینمای ایران بهشمار میرود تا «گوزنها» که جدا از شخصیتپردازیهای بیعیب و نقص و بازیِ جاودانیِ بهروز وثوقی و این که بالاترین رای مثبت را از منتقدانِ سینمایی کشور دارد با رویداد تلخِ آتش گرفتنِ سینما رکس، که این روزها سالروزش بود، نیز گره خورده و البته در زمینهی اجتماعی فیلمِ ستایششدهی «دندان مار» را هم ساخته است، اما با این حال به شخصه فیلم «سرب»اش را دوست دارم، چرا که بیشتر از سیاست و اجتماع به تاریخ گره خورده و تجاربِ این فیلمساز کهنهکار در ثبتِ بخشی از تاریخِ پُرفراز و نشیبِ معاصرمان به کار گرفته شده است.
▪️ از این رو، به نظرم جای دریغ دارد فیلمسازانِ خوبی چون او که بهخوبی با فضای قدیمی تهران و حال و هوای سنتی خانوادههای ایرانی آشنا هستند و بلدند چگونه دیالوگها و گفتوگوهای سینمایی را ادبی و ماندگار کنند نکوشند دِین و بهویژه علاقهی خود به تاریخ معاصر را به تصویر بکشند و این کار را به کسانی بسپرند که یا فرمایشی و تحریفشده به آن میپردازند یا به خاطر ناآشناییشان با آن فضاها نمیتوانند نتیجه را به خوبی از آب و گِل درآورند؛ بهویژه آن که چند کار آخرِ استاد با وجودِ تلاشِ ایشان برای ورود به نقدِ سیاست روز (قاتل اهلی) و زندهسازیِ روحِ جوانمردی و اخلاق (خون شد)، جدا از تکرارِ خویشتن، آنچنان ضعیف و ناروزآمد از کار درآمدند که در پایان اکران میشد سخنانِ تمسخرآمیز برخی تماشاگران را شنید، که در شأنِ استاد نیست. در هنگام بازنگری رویدادهای پیرامون یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصرمان (28 امرداد) دو موضوع خوب و به غایت سینمایی را یافتم که دریغم آمد طرحشان نکنم تا شاید جناب کیمیایی، که البته خود خوب با این موضوعها آشنا هستند، دربارهشان بازنگری نکند.
▪️ نخستین موضوع پروندهی قتل سرتیپ افشارطوس، ریاست شهربانی دولت دکتر مصدق، است. کشیده شدنِ نقشهی این قتل و دودوزههایی که مظفر بقایی برای همراهسازی شماری از افسران بازنشسته یا اخراجی ارتش به کار گرفت؛ ناپدید شدن افشارطوس در شب ۳۱ فروردین (1331) در خیابان صفیعلیشاه؛ محاصرهی منطقه توسطِ جمعِ زیادی از مأموران شهربانی و بازرسی خانهها و خودروها؛ مژدگانی 50 هزار تومانی دولت برای یافتن رئیس شهربانی و بر عهده گرفته شدنِ پرونده بر دستِ وزیر کشور؛ پذیرشِ پرونده توسط سرهنگ سررشته، از افسرانِ شایستهی رکن دو ارتش، در قبال اختیارات ویژهی فراقانونی جهت بازرسی هر محل و بازداشت هر فردی؛ هدایت شدن به خانهی حسین خطیبی از سیاسیانِ مرتبط با بقایی در پیِ بازجوییهای محلی؛ مشکوک بودنِ بازیِ پنجرههای خانهی خطیبی، با توجه به سرد بودن هوا، و احساسِ بوی کلروفرم؛ زیر نظر داشتنِ خانه تا لو رفتنِ افسرانِ دستاندرکارِ توطئه در حملِ فردی بیهوش توسطِ نوکر خانه و هدایت شدن به روستای امیرعلایی توسط رانندهی سرتیپ بازنشسته علیاصغر مزینی؛ صدورِ اماننامهی نخستوزیر برای حسین خطیبی و هر کس که با اطلاعات خود موجب خلاص شدن افشارطوس را فراهم آورد داد؛ چشم و دستوپا بسته و گرسنه بودن افشارطوس در غار تلو، با خوردن تنها چند تخممرغ، در تپههای لشگرک، در همان هنگام پیگیریها در 48 ساعت آخر، آن هم در پیِ نپذیرفتنِ پیشنهاد توطئهگران برای همکاری در ترور مصدق؛ دستپاچه شدنِ توطئهگران در پیِ نزدیک شدن نیروهای آگاهی به محلِ پنهان کردنِ افشارطوس و پیشنهاد بقایی برای کشتنِ او و همراهی ناگزیرِ افسران در خفه کردنِ وی با طناب؛ و سرانجام از زیر خاک بیرون آوردنِ پیکرِ طنابپیچشدهی افشارطوس، در حالی که قرآن کوچکی که قنادی یاس به مشتریان هدیه میداد در جیب کت افسری او قرار داشت، در روز ششم اردیبهشت... با وجودِ آن که روندِ بررسی این پرونده هم بسیار جنجالی و سینمایی است و به رویدادهایی که پس از قتلهای زنجیرهای در همین دو دههی پیش رخ داد بیشباهت نیست و قرارِ مجرمیت دادگاه برای متهمان نیز در نهایت با وقوعِ کودتا به اجرا درنمیآید اما فرآیندِ به نتیجه رسیدنِ یک هفتهای پرونده، با فشارِ دولت و کارشکنیِ مخالفان، رویداد تلخ ولی بیمانندی است.
دنباله در 👇
#یادداشت_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#افشارطوس
@IranianLook
نگاه ملی
▫️ پیشنهاد دو سوژه به کیمیایی عزیز! علیرضا افشاری ▪️ مسعود کیمیایی از فیلمسازانِ صاحبنام و صاحبِ سبکِ کشورمان است. اگر از چند فیلمِ آخرش بگذریم فیلمهایی را در کارنامهاش دارد که در بالای فهرستِ فیلمهای برگزیدهی کشورمان هستند؛ از «قیصر» که با وجودِ دفاعش…
دنباله از 👆
▪️ و دومی، ماجرای ترورِ محمد مسعود، مدیر سرشناسِ روزنامهی «مرد امروز» است که جناب کیمیایی در فیلم سرب در اشارههایی ارادت خود به آن روزنامهنگارِ جنجالی و چهرهی جذابِ دههی بیست را مینمایاند؛ فیلمی که به پیشنهاد من میتواند با سخنرانی شادروان فاطمی، وزیرِ امور خارجهی دولت مصدق، بر سرِ گور او، در بزرگداشتِ پنجمین سال ترورش، آغاز شود که در صحنهای بهشدت سینمایی بر دستِ پسر نوجوانی ترور میشود؛ سپس بازگشت به سرگذشتِ جنجالیِ این روزنامهنگار با اشاره به اقدامهایی چون اعلانِ پاداشِ صد هزار تومانی که برای ترورِ نخستوزیر بسیار مقتدرِ وقت، قوامالسلطنه، گذاشته بود و درجِ برخی گزارشها در روزنامهاش که فقط به قصد تلکه کردن سرمایهداران و سیاستمداران انجام میشد و در نهایت آن مطلب غوغابرانگیزش دربارهی خواهر شاه و هزینهی بسیاری که او برای پالتوپوستاش، در هنگامهی اشغالِ ایران و فقرِ مردمان، کرده است که بعدها معلوم شد هدیهی استالین به او بوده است؛ و سوءاستفادهی بسیار غیرانسانی سازمانِ ترور حزب توده از این رویداد و قانع کردنِ افرادِ آن شاخه بر دست خسرو روزبه به ترور مسعود به جهتِ بدنام کردنِ دربار، آنهم با کشتنِ روزنامهنگاری که نه تنها بیگناه بلکه همسو بود! (وقیحانه و زشت و غیرانسانی در همان اندازهی فرستادنِ ایرانیانِ وابستهی شوروی به اردوگاه کار اجباری و بیبازگشتِ سیبری، که در جریان فروپاشیِ دولت فرقهی آذربایجان به دامانِ مرادِ خود پناه برده بودند)... و شگفتانگیز اینجاست که بعدها همین روزبه، با جعل و تزویرهای حزبِ توده، تبدیل به نمادِ جریانِ چپ در ایران میشود! طبیعتاً پایانِ این فیلم میتواند صحنهای باشد از آخرین وارسیِ مسعود از وضعیتِ روزنامهاش در چاپخانه در سکوت، و سوار شدن بر خودرویش و توقف در چهارراه، آنهم در خلوتی شبانه، و گلولههایی که بر وی باریدن گرفت و دور شدنِ دوربین از صحنه.
#یادداشت_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#محمد_مسعود
@IranianLook
▪️ و دومی، ماجرای ترورِ محمد مسعود، مدیر سرشناسِ روزنامهی «مرد امروز» است که جناب کیمیایی در فیلم سرب در اشارههایی ارادت خود به آن روزنامهنگارِ جنجالی و چهرهی جذابِ دههی بیست را مینمایاند؛ فیلمی که به پیشنهاد من میتواند با سخنرانی شادروان فاطمی، وزیرِ امور خارجهی دولت مصدق، بر سرِ گور او، در بزرگداشتِ پنجمین سال ترورش، آغاز شود که در صحنهای بهشدت سینمایی بر دستِ پسر نوجوانی ترور میشود؛ سپس بازگشت به سرگذشتِ جنجالیِ این روزنامهنگار با اشاره به اقدامهایی چون اعلانِ پاداشِ صد هزار تومانی که برای ترورِ نخستوزیر بسیار مقتدرِ وقت، قوامالسلطنه، گذاشته بود و درجِ برخی گزارشها در روزنامهاش که فقط به قصد تلکه کردن سرمایهداران و سیاستمداران انجام میشد و در نهایت آن مطلب غوغابرانگیزش دربارهی خواهر شاه و هزینهی بسیاری که او برای پالتوپوستاش، در هنگامهی اشغالِ ایران و فقرِ مردمان، کرده است که بعدها معلوم شد هدیهی استالین به او بوده است؛ و سوءاستفادهی بسیار غیرانسانی سازمانِ ترور حزب توده از این رویداد و قانع کردنِ افرادِ آن شاخه بر دست خسرو روزبه به ترور مسعود به جهتِ بدنام کردنِ دربار، آنهم با کشتنِ روزنامهنگاری که نه تنها بیگناه بلکه همسو بود! (وقیحانه و زشت و غیرانسانی در همان اندازهی فرستادنِ ایرانیانِ وابستهی شوروی به اردوگاه کار اجباری و بیبازگشتِ سیبری، که در جریان فروپاشیِ دولت فرقهی آذربایجان به دامانِ مرادِ خود پناه برده بودند)... و شگفتانگیز اینجاست که بعدها همین روزبه، با جعل و تزویرهای حزبِ توده، تبدیل به نمادِ جریانِ چپ در ایران میشود! طبیعتاً پایانِ این فیلم میتواند صحنهای باشد از آخرین وارسیِ مسعود از وضعیتِ روزنامهاش در چاپخانه در سکوت، و سوار شدن بر خودرویش و توقف در چهارراه، آنهم در خلوتی شبانه، و گلولههایی که بر وی باریدن گرفت و دور شدنِ دوربین از صحنه.
#یادداشت_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#محمد_مسعود
@IranianLook
▪️ عکسی تاریخی از لحظاتی پیش از ترور دکتر حسین فاطمی توسط محمدمهدی عبدخدایی، نوجوان ۱۵ سالهی عضو سازمان فدائیان اسلام، در بعدازظهر 25 بهمن ۱۳۳۰، بر مزار محمد مسعود در گورستان ظهیرالدولهی دربند. حسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز، که آنهنگام نمایندهی مردم تهران نیز بود، از این ترور جان به در برد اما عارضهی آن را تا پایان عمر بر تن داشت.
▫️ عکس از بایگانی شخصی شادروان حسن قریشی
(مدیر سازمان چاپ و انتشارات کیهان و شریک مصباحزاده در آن مجموعه)
#عکس_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#محمد_مسعود
#حسین_فاطمی
#فداییان_اسلام
@IranianLook
▫️ عکس از بایگانی شخصی شادروان حسن قریشی
(مدیر سازمان چاپ و انتشارات کیهان و شریک مصباحزاده در آن مجموعه)
#عکس_تاریخی
#سینما
#کیمیایی
#محمد_مسعود
#حسین_فاطمی
#فداییان_اسلام
@IranianLook
نگاه ملی
▪️ عکسی تاریخی از لحظاتی پیش از ترور دکتر حسین فاطمی توسط محمدمهدی عبدخدایی، نوجوان ۱۵ سالهی عضو سازمان فدائیان اسلام، در بعدازظهر 25 بهمن ۱۳۳۰، بر مزار محمد مسعود در گورستان ظهیرالدولهی دربند. حسین فاطمی مدیر روزنامه باختر امروز، که آنهنگام نمایندهی مردم…
▫️ حال که سخن از ترور دکتر فاطمی رفت خوب است اشارهای به نیت تروریست هم بشود.
▪️ عبدخدایی، بعدها، دربارهی این ترور میگوید: «آمدم بالای قبر مسعود ایستادم. دسته گلی روی قبر مسعود گذاشته بودند. نیکپور نائینی به من گفت: بچه بیا پائین. من آمدم پائین. آرام اسلحه را کشیدم و به طرف دکتر فاطمی گرفتم ماشه را چکاندم و صدای آخ را شنیدم. فاصله من با دکتر فاطمی حدود یک متر و خوردهای بود... فقط یک گلوله شلیک کردم و اسلحه را انداختم زمین و آمدم کنار. جمعیت از هم پاشید، از صدای گلوله. یک عده فرار کردند و من ناظر جریان بودم. آن لحظه کسی نیامد مرا دستگیر کند. شاید کسی باورش نمیشد بچهای که هنوز توی صورتش حتی یک مو در نیامده با کلت کمری دکتر فاطمی را زده باشد. آقای عباس گودرزی نامی بود که در تجریش جگر میفروخت و بهش میگفتند عباس جیگرکی، که خم میشود و اسلحه را برمیدارد و مردم به سمتش هجوم میبرند و او را میزنند. تکبیر گفتم. پس از این بود که جمعیت به طرف من برگشتند... پاسبانها من را از دست مردم که مرا میزدند بیرون کشیدند و در یک ماشین سوار کردند و به شهربانی آوردند».
▪️ جالب است دلیل او و همفکرانش برای این ترور دستکمی از استدلال خسرو روزبه نداشت؛ بههم زدنِ رابطهی مصدق با دربار، چرا که فاطمی را رابط بین شاه و مصدق میدانستند. عبدخدایی بر این باور است که با ترور فاطمی این رابطه به هم ریخت و فاطمی قصد داشت که در کابینهی دوم مصدق وزیر دفاع شود که با ترور او برنامه منتفی شد! و این استدلال در حالی انجام میشود که در آن هنگام هنوز رابطهی کاشانی با مصدق تیره نشده بود و فاطمی، جدا از مذهبی بودن، یکی از تندروترین کسانِ جبههی ملی در برخورد با سیاستهای انگلیس بود!
▪️ فاطمی در دولت نخست مصدق معاونت سیاسی و پارلمانی نخستوزیر را داشت که مدتی بعد برای پیشبرد اهداف جبهه ملی از آن مقام استعفا داد و در انتخابات مجلس هفدهم کاندیدای نمایندگی از تهران شد تا بتواند در مجلس بازوی حمایتی قویتری برای مصدق باشد. فاطمی رأی آورد اما با این ترور و بستری شدنِ چندماههاش در بیمارستان نجمیه عملاً نتوانست در مجلس فعالیت خاصی انجام بدهد تا در دولت دوم مصدق و پس از استعفای حسین نواب، وزیر خارجه، به جای او مینشیند.
#یادداشت_تاریخی
#حسین_فاطمی
#فداییان_اسلام
@IranianLook
▪️ عبدخدایی، بعدها، دربارهی این ترور میگوید: «آمدم بالای قبر مسعود ایستادم. دسته گلی روی قبر مسعود گذاشته بودند. نیکپور نائینی به من گفت: بچه بیا پائین. من آمدم پائین. آرام اسلحه را کشیدم و به طرف دکتر فاطمی گرفتم ماشه را چکاندم و صدای آخ را شنیدم. فاصله من با دکتر فاطمی حدود یک متر و خوردهای بود... فقط یک گلوله شلیک کردم و اسلحه را انداختم زمین و آمدم کنار. جمعیت از هم پاشید، از صدای گلوله. یک عده فرار کردند و من ناظر جریان بودم. آن لحظه کسی نیامد مرا دستگیر کند. شاید کسی باورش نمیشد بچهای که هنوز توی صورتش حتی یک مو در نیامده با کلت کمری دکتر فاطمی را زده باشد. آقای عباس گودرزی نامی بود که در تجریش جگر میفروخت و بهش میگفتند عباس جیگرکی، که خم میشود و اسلحه را برمیدارد و مردم به سمتش هجوم میبرند و او را میزنند. تکبیر گفتم. پس از این بود که جمعیت به طرف من برگشتند... پاسبانها من را از دست مردم که مرا میزدند بیرون کشیدند و در یک ماشین سوار کردند و به شهربانی آوردند».
▪️ جالب است دلیل او و همفکرانش برای این ترور دستکمی از استدلال خسرو روزبه نداشت؛ بههم زدنِ رابطهی مصدق با دربار، چرا که فاطمی را رابط بین شاه و مصدق میدانستند. عبدخدایی بر این باور است که با ترور فاطمی این رابطه به هم ریخت و فاطمی قصد داشت که در کابینهی دوم مصدق وزیر دفاع شود که با ترور او برنامه منتفی شد! و این استدلال در حالی انجام میشود که در آن هنگام هنوز رابطهی کاشانی با مصدق تیره نشده بود و فاطمی، جدا از مذهبی بودن، یکی از تندروترین کسانِ جبههی ملی در برخورد با سیاستهای انگلیس بود!
▪️ فاطمی در دولت نخست مصدق معاونت سیاسی و پارلمانی نخستوزیر را داشت که مدتی بعد برای پیشبرد اهداف جبهه ملی از آن مقام استعفا داد و در انتخابات مجلس هفدهم کاندیدای نمایندگی از تهران شد تا بتواند در مجلس بازوی حمایتی قویتری برای مصدق باشد. فاطمی رأی آورد اما با این ترور و بستری شدنِ چندماههاش در بیمارستان نجمیه عملاً نتوانست در مجلس فعالیت خاصی انجام بدهد تا در دولت دوم مصدق و پس از استعفای حسین نواب، وزیر خارجه، به جای او مینشیند.
#یادداشت_تاریخی
#حسین_فاطمی
#فداییان_اسلام
@IranianLook
Forwarded from تاریخگردی
برج کُلَکچال تهران، میراث فراموششده؛
♦️ وزارتخانه گرامی نگاهی هم به این بالا بیندازد...
🔹 برج کُلَکچال تهران، برجی یادمانی است. این برج، که نزدیک پناهگاه کلکچال قرار دارد، از آن رو ارزشمند، نمادین و منحصربهفرد است که در بنای آن گروههای مختلفِ پیشاهنگی در سراسرِ کشور با آوردنِ سنگهایی از محل زندگیِ خود مشارکت داشتهاند. به این ترتیب، افزون بر یادمان و نشانهای از کار گروهی و همیاری، جنبهای نمادین از همبستگی ایرانیان هم دارد. برجی که نشانهای برای انبوه کوهنوردان است و میتوانست مانند فانوسهای دریایی برای کوهپیمایانِ شبانه نیز نشاندهنده مقصد باشد، اما سالهاست رها شده و نه تنها مورد هیچ رسیدگیای قرار نگرفته بلکه نشانهای از برنامهای برای احیا و مرمت و راهاندازی آن هم به چشم نمیخورد.../ انتخاب
#تاریخ
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002P91
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
♦️ وزارتخانه گرامی نگاهی هم به این بالا بیندازد...
🔹 برج کُلَکچال تهران، برجی یادمانی است. این برج، که نزدیک پناهگاه کلکچال قرار دارد، از آن رو ارزشمند، نمادین و منحصربهفرد است که در بنای آن گروههای مختلفِ پیشاهنگی در سراسرِ کشور با آوردنِ سنگهایی از محل زندگیِ خود مشارکت داشتهاند. به این ترتیب، افزون بر یادمان و نشانهای از کار گروهی و همیاری، جنبهای نمادین از همبستگی ایرانیان هم دارد. برجی که نشانهای برای انبوه کوهنوردان است و میتوانست مانند فانوسهای دریایی برای کوهپیمایانِ شبانه نیز نشاندهنده مقصد باشد، اما سالهاست رها شده و نه تنها مورد هیچ رسیدگیای قرار نگرفته بلکه نشانهای از برنامهای برای احیا و مرمت و راهاندازی آن هم به چشم نمیخورد.../ انتخاب
#تاریخ
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002P91
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
افراز نوزده ساله شد!
بیستم شهریور ماه سالروز بنیاد انجمن فرهنگی افراز است. در بیستم شهریورماه ۱۳۸۰ خورشیدی، همان روزی که خبر برخورد دو هواپیمای مسافربری با برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک جهانگیر شد، نخستین نشست شماری از بنیادگذارانِ انجمن برپا شد؛ نشستی که در آن دربارهی کاری گروهی که دوستان کنار یکدیگر بمانند گفتوگو شد، کاری که سرانجام به بنیادگذاریِ اَفراز (انجمن فرهنگی ایرانزمین) انجامید (امروزه با نام «انجمن فرهنگی افراز» به ثبت وزارت کشور رسیده است). دربارهی آن نشست و این که چگونه سازمانی مردمنهاد را شکل دادیم بنگرید به بخش «سخنِ پایانی» نخستین نامهی افراز (دیدنِ نامِ نخستین گروه از هموندانِ افراز قطعاً برای دوستان خاطرهبرانگیز خواهد بود):
https://t.me/anjomanafraz/598
هر سال در سالروزِ بنیاد انجمن، شورای مرکزی انجمن یا هموندانِ قدیمی، با دعوت از یاران و استادانِ نزدیک به انجمن، جشنی را برپا کرده یا دستکم نشستی دوستانه را برگزار میکردند که امسال به خاطر گسترشِ بیماریِ کرونا این امکان بهدست نیامد. از این رو فیلم نشست نهمین سالروز انجمن را (بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی)، که با مدیریت «شورای عالی انجمن افراز» برگزار شد، تقدیمِ دوستداران و هموندانِ انجمن میکنیم.
گفتنی است از آن رو که در دههی هشتاد پروانهی کوششهای انجمن از «سازمان ملی جوانان» گرفته شده و بر پایهی آیینِ آن سازمان کسانِ بالای ۳۰ سال نمیتوانستند هموندِ رسمی انجمن باشند «شورای عالی افراز» با برهانِ گردِ هم نگاه داشتنِ آن هموندان، بهویژه کسانی که در شوراهای مرکزی و بازرسی بودهاند، و انتقال تجربهشان به یاران تازهوارد و نیز یاریرسانی به شوراهای مرکزی شکل گرفت که پس از گرفتن مجوز انجمن از وزارت کشور (۱۳۹۳)، آن شورا به «شورای رایزنی (مشورتی) انجمن افراز» دگرگون یافت.
نشست یادشده در فرهنگسرای بانو (سرو) برگزار شد. اجرای برنامه با بانو ماندانا مهدویفر و تصویربرداری از محمد میرسجادی، هموندان انجمن، بوده است.
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
بیستم شهریور ماه سالروز بنیاد انجمن فرهنگی افراز است. در بیستم شهریورماه ۱۳۸۰ خورشیدی، همان روزی که خبر برخورد دو هواپیمای مسافربری با برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک جهانگیر شد، نخستین نشست شماری از بنیادگذارانِ انجمن برپا شد؛ نشستی که در آن دربارهی کاری گروهی که دوستان کنار یکدیگر بمانند گفتوگو شد، کاری که سرانجام به بنیادگذاریِ اَفراز (انجمن فرهنگی ایرانزمین) انجامید (امروزه با نام «انجمن فرهنگی افراز» به ثبت وزارت کشور رسیده است). دربارهی آن نشست و این که چگونه سازمانی مردمنهاد را شکل دادیم بنگرید به بخش «سخنِ پایانی» نخستین نامهی افراز (دیدنِ نامِ نخستین گروه از هموندانِ افراز قطعاً برای دوستان خاطرهبرانگیز خواهد بود):
https://t.me/anjomanafraz/598
هر سال در سالروزِ بنیاد انجمن، شورای مرکزی انجمن یا هموندانِ قدیمی، با دعوت از یاران و استادانِ نزدیک به انجمن، جشنی را برپا کرده یا دستکم نشستی دوستانه را برگزار میکردند که امسال به خاطر گسترشِ بیماریِ کرونا این امکان بهدست نیامد. از این رو فیلم نشست نهمین سالروز انجمن را (بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ خورشیدی)، که با مدیریت «شورای عالی انجمن افراز» برگزار شد، تقدیمِ دوستداران و هموندانِ انجمن میکنیم.
گفتنی است از آن رو که در دههی هشتاد پروانهی کوششهای انجمن از «سازمان ملی جوانان» گرفته شده و بر پایهی آیینِ آن سازمان کسانِ بالای ۳۰ سال نمیتوانستند هموندِ رسمی انجمن باشند «شورای عالی افراز» با برهانِ گردِ هم نگاه داشتنِ آن هموندان، بهویژه کسانی که در شوراهای مرکزی و بازرسی بودهاند، و انتقال تجربهشان به یاران تازهوارد و نیز یاریرسانی به شوراهای مرکزی شکل گرفت که پس از گرفتن مجوز انجمن از وزارت کشور (۱۳۹۳)، آن شورا به «شورای رایزنی (مشورتی) انجمن افراز» دگرگون یافت.
نشست یادشده در فرهنگسرای بانو (سرو) برگزار شد. اجرای برنامه با بانو ماندانا مهدویفر و تصویربرداری از محمد میرسجادی، هموندان انجمن، بوده است.
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Telegram
انجمن فرهنگی افراز
افراز (نامهی درونی انجمن افراز)، شمارهی یکم، مهر 1381 خورشیدی
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ خوشآمدگویی مجری
ـ خوشآمدگویی بانو سیما مشعوف (دبیرِ وقتِ شورای عالی انجمن افراز)
ـ اجرای نمایش (کاری از یکانِ نمایش کارگروه هنر انجمن افراز)
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ خوشآمدگویی مجری
ـ خوشآمدگویی بانو سیما مشعوف (دبیرِ وقتِ شورای عالی انجمن افراز)
ـ اجرای نمایش (کاری از یکانِ نمایش کارگروه هنر انجمن افراز)
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنان علیرضا افشاری (دبیر پیشین شورای عالی انجمن افراز)
دربارهی آرمان و هدفهای انجمن
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنان علیرضا افشاری (دبیر پیشین شورای عالی انجمن افراز)
دربارهی آرمان و هدفهای انجمن
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنرانی دکتر شروین وکیلی (جامعهشناس و نظریهپرداز)
با عنوانِ «ایرانی کیست»
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنرانی دکتر شروین وکیلی (جامعهشناس و نظریهپرداز)
با عنوانِ «ایرانی کیست»
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ نمایشنامهخوانی [«دبستان دوشیزگان» نوشتهی شکوفه آروین]
(کاری از کارگروه ادبیات انجمن افراز ـ نعیما کرمی)
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ نمایشنامهخوانی [«دبستان دوشیزگان» نوشتهی شکوفه آروین]
(کاری از کارگروه ادبیات انجمن افراز ـ نعیما کرمی)
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنان امیرحسین مرادیفر (دبیرِ وقتِ انجمن افراز)
ـ بُرشِ کیک نُهسالگیِ افراز بر دستِ هموندانِ شورای عالیِ انجمن
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ مجری
ـ سخنان امیرحسین مرادیفر (دبیرِ وقتِ انجمن افراز)
ـ بُرشِ کیک نُهسالگیِ افراز بر دستِ هموندانِ شورای عالیِ انجمن
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from انجمن فرهنگی افراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نشست بزرگداشتِ بنیاد انجمن فرهنگی افراز
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ اجرای موسیقی
[اگر از دوستان کسی نام گروه را به یاد دارد ما را آگاه کند]
ـ پایانبخشِ برنامه؛ همخوانیِ سرود «ای ایران»
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
(بیستم شهریور ماه ۱۳۸۹ ـ فرهنگسرای سرو)
ـ اجرای موسیقی
[اگر از دوستان کسی نام گروه را به یاد دارد ما را آگاه کند]
ـ پایانبخشِ برنامه؛ همخوانیِ سرود «ای ایران»
#سالروز_افراز
@anjomanafraz
http://anjomanafraz.com
Forwarded from تاریخگردی
آخرین پژوهشها درباره کورش را در این کتاب بخوانید؛
♦️ «کورش بزرگ»؛ مجموعه ۲۵ مقاله برگزیده درباره شیوه فرمانروایی کورش
🔹 «کورش بزرگ» عنوان همایشی علمی بود که انجمن فرهنگی افراز، با همکاری شماری از نهادهای علمی کشور، برای آن در ده محور (۱. کورش در تاریخ؛ ۲. کورش و هویت ایرانی؛ ۳. کورش در اساطیر؛ ۴. کورش و ادیان؛ ۵. کورش در تاریخنگاری معاصر؛ ۶. کورش و حقوق اقوام؛ ۷. کورش و ذوالقرنین؛ ۸. کورش و سرشت فرمانروایی در ایران؛ ۹. کورش و مدارا، صلح و فرهنگِ آشتی؛ و ۱۰. کورش و باستانشناسی و هنر هخامنشی) در آغاز تابستان سال ۱۳۹۵ خورشیدی فراخوان مقاله داده بود. در این کتاب ۲۵ مقاله برتر از ۴۸ مقاله دریافتی، که در هر محور تخصصی هر کدام بر دست دو استاد داوری شدند، به چاپ رسیده است./ انتخاب
#تاریخ
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002PHa
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
♦️ «کورش بزرگ»؛ مجموعه ۲۵ مقاله برگزیده درباره شیوه فرمانروایی کورش
🔹 «کورش بزرگ» عنوان همایشی علمی بود که انجمن فرهنگی افراز، با همکاری شماری از نهادهای علمی کشور، برای آن در ده محور (۱. کورش در تاریخ؛ ۲. کورش و هویت ایرانی؛ ۳. کورش در اساطیر؛ ۴. کورش و ادیان؛ ۵. کورش در تاریخنگاری معاصر؛ ۶. کورش و حقوق اقوام؛ ۷. کورش و ذوالقرنین؛ ۸. کورش و سرشت فرمانروایی در ایران؛ ۹. کورش و مدارا، صلح و فرهنگِ آشتی؛ و ۱۰. کورش و باستانشناسی و هنر هخامنشی) در آغاز تابستان سال ۱۳۹۵ خورشیدی فراخوان مقاله داده بود. در این کتاب ۲۵ مقاله برتر از ۴۸ مقاله دریافتی، که در هر محور تخصصی هر کدام بر دست دو استاد داوری شدند، به چاپ رسیده است./ انتخاب
#تاریخ
جزئیات در 👇👇
entekhab.ir/002PHa
🆔 @Tarikh_Entekhab_ir
▫️ ایرانیان؛ ملتی تاریخی؟!
علیرضا افشاری
کارشناس ارشد تاریخ (ایران باستان) و روزنامهنگار
▪️ ملت، در معنای امروزینش، واژهای برساخته و تازه است اما آیا میشود آن را برای مردمانِ ایران در درازای دو و نیم هزارهی اخیر بهکار گرفت؟ میدانیم بهکارگیری واژهی ملّت برای مردمانِ دوران قدیم، از جمله سرزمینها و دولتشهرهای پیش از هخامنشی و در نهایت آنانی است که جزوِ قلمروی شاهنشاهیِ هخامنشی شده بودند، اشتباه است هر چند بسیاری از پژوهشگران بدون آن که ژرفنگریای داشته باشند آن را به کار میبرند. کنشگران سیاسی و روشنفکران دورانِ مشروطه واژهی ملت را، که در متنهای قدیمی در معنای پیروانِ یک دین بود، در برابرِ واژهی nation به کار بردند که تقریباً از هنگامِ انقلاب بزرگ فرانسه در ادبیات سیاسیِ اروپایی برای نامیده شدنِ مردمی که تحت یک فرمانروایی بودند (دولت ـ ملت) به کار میرفت. پس، واژهی ملت در شکل سیاسیاش امروزه معنایی دقیق دارد. اما آیا میتوان مردمان بابِل یا آشور را ملت نامید؟
▪️ به دلایل زیر این همهگستری (تعمیم) نادرست است، همچنان که گستردنِ واژهی کشور به دولتشهرهای کهن نادرست است؛ چرا که آن دولتشهرها مرزهای دقیقی ندارند و این مرزها با قدرتِ یک پادشاه تغییر میکنند ــ یعنی به پادشاهها و خاندانهای شاهی، نه سرزمینها و مردمانِ آن سرزمینها که هویتی یگانه داشته باشند، وابستهاند ــ و سلسلهمراتب یا تقسیمبندیِ درونی ندارند چرا که عموماً شهری کوچک، با حومه (روستاها و شهرکهای پیرامون)، مرکزیت دارد و دیگر شهرها به نفعِ آن غارت میشوند ــ حتا گاه با گماردنِ فرماندهای بر شهری، برای مدتی، تا سپس قیامی به پیروزی رسد و این گماشته فرار کند یا کشته شود ــ و نه این که به آن پیوست یا منضم گردند (در دورهی باستان اگر هم مردمانی بر مردمانِ شهری چیره میشدند و برای زمانی طولانیتر حاکم آن شهر میشدند بیشتر به معنای جاکن شدنِ مردمانِ غالب از شهر و دیار خودشان بود هر چند اکثر آنها احتمالاً پیش از آن عشیرهای کوچگرد بودهاند. این سخن به آن معنا است که آنان پیوستگیای با جایی در پیش از خود نداشتهاند؛ مانندِ حکومتِ کاسپیان بر بابل، که اگر در آن شهر ماندند بابل را قلمرو زمینهای از قبل نکردند بلکه خود مستقلاً در آن شهر مانده و در نهایت هم در زمانی بسیار طولانی جذبِ شهر شدند)؛ و در نهایت آن که دولتشهرها تقریباً بافتِ ایلی ـ قبیلهایِ یکسانی دارند و بسیار زمان میبرد تا دیگرانی را در خود جذب کنند، حال این دیگران حاکمانی چون کاسپیان باشند یا بردگانی که خود در جنگهای دیگر گرفتهاند همچون یهودیانِ بابل یا کوچگردانِ پراکنده و کمجمعیتی که در نزدیکی شهرهایشان حاشیهنشین میشدند و عموماً به چشمِ شهروند (در معنای دارای حقوقی برابر بودن) به آنان نگریسته نمیشد.
▪️ مهمتر از همهی نکتههای یادشده، این است که واژهی ملت در پیوند با ملّیّت و شکلگیریِ تعلق خاطری همگانی است. چنین چیزی در مردمانِ آن دولتشهرها دیده نمیشود و برای همین است که حاکمان کموبیش برابر با کلّ هستیِ یک دولتشهر هستند. پس، دقیق و درست و علمی است که واژهی ملت را برای مردمان دولتشهرهایی چون آشور و بابل و لیدی و... بهکار نبریم و آن را به جای خود، یعنی برای کشورهای شکلگرفته با مرزهای تثبیتشده در دو سدهی اخیر، به کار بریم.
▪️ اما نکتهی ظریفی در اینجا وجود دارد که گذرا از آن یادی میکنم چرا که خود جُستاری درازدامن است. آن، این است که اگر واژهی ملت را برابرِ تعریفهای دانشی برای مردمانی بهکار ببریم که فرهنگی نزدیک به هم دارند و هویت خود را یگانه میبینند و به آن آگاهی دارند و برای زمانی طولانی فرمانرواییِ یگانهای داشتهاند و کموبیش مرزهایشان مشخص بود نمیتوان آن را محدود کرد به اواخر قرن هجدهم و ایدههایی که باعث به انجام رساندنِ انقلابهای آمریکا و فرانسه گردیدند. بلکه ما در ایران با گونهای متفاوت از ملّت شدن روبهرو هستیم که میتوانیم آن را «ملّت تاریخی» بنامیم...
▫️ برای خواندنِ دنبالهی یادداشت، بنگرید به:
https://amordadnews.com/46482/
#یادداشت_تاریخی
#کورش_بزرگ
#ملت_ایران
@IranianLook
علیرضا افشاری
کارشناس ارشد تاریخ (ایران باستان) و روزنامهنگار
▪️ ملت، در معنای امروزینش، واژهای برساخته و تازه است اما آیا میشود آن را برای مردمانِ ایران در درازای دو و نیم هزارهی اخیر بهکار گرفت؟ میدانیم بهکارگیری واژهی ملّت برای مردمانِ دوران قدیم، از جمله سرزمینها و دولتشهرهای پیش از هخامنشی و در نهایت آنانی است که جزوِ قلمروی شاهنشاهیِ هخامنشی شده بودند، اشتباه است هر چند بسیاری از پژوهشگران بدون آن که ژرفنگریای داشته باشند آن را به کار میبرند. کنشگران سیاسی و روشنفکران دورانِ مشروطه واژهی ملت را، که در متنهای قدیمی در معنای پیروانِ یک دین بود، در برابرِ واژهی nation به کار بردند که تقریباً از هنگامِ انقلاب بزرگ فرانسه در ادبیات سیاسیِ اروپایی برای نامیده شدنِ مردمی که تحت یک فرمانروایی بودند (دولت ـ ملت) به کار میرفت. پس، واژهی ملت در شکل سیاسیاش امروزه معنایی دقیق دارد. اما آیا میتوان مردمان بابِل یا آشور را ملت نامید؟
▪️ به دلایل زیر این همهگستری (تعمیم) نادرست است، همچنان که گستردنِ واژهی کشور به دولتشهرهای کهن نادرست است؛ چرا که آن دولتشهرها مرزهای دقیقی ندارند و این مرزها با قدرتِ یک پادشاه تغییر میکنند ــ یعنی به پادشاهها و خاندانهای شاهی، نه سرزمینها و مردمانِ آن سرزمینها که هویتی یگانه داشته باشند، وابستهاند ــ و سلسلهمراتب یا تقسیمبندیِ درونی ندارند چرا که عموماً شهری کوچک، با حومه (روستاها و شهرکهای پیرامون)، مرکزیت دارد و دیگر شهرها به نفعِ آن غارت میشوند ــ حتا گاه با گماردنِ فرماندهای بر شهری، برای مدتی، تا سپس قیامی به پیروزی رسد و این گماشته فرار کند یا کشته شود ــ و نه این که به آن پیوست یا منضم گردند (در دورهی باستان اگر هم مردمانی بر مردمانِ شهری چیره میشدند و برای زمانی طولانیتر حاکم آن شهر میشدند بیشتر به معنای جاکن شدنِ مردمانِ غالب از شهر و دیار خودشان بود هر چند اکثر آنها احتمالاً پیش از آن عشیرهای کوچگرد بودهاند. این سخن به آن معنا است که آنان پیوستگیای با جایی در پیش از خود نداشتهاند؛ مانندِ حکومتِ کاسپیان بر بابل، که اگر در آن شهر ماندند بابل را قلمرو زمینهای از قبل نکردند بلکه خود مستقلاً در آن شهر مانده و در نهایت هم در زمانی بسیار طولانی جذبِ شهر شدند)؛ و در نهایت آن که دولتشهرها تقریباً بافتِ ایلی ـ قبیلهایِ یکسانی دارند و بسیار زمان میبرد تا دیگرانی را در خود جذب کنند، حال این دیگران حاکمانی چون کاسپیان باشند یا بردگانی که خود در جنگهای دیگر گرفتهاند همچون یهودیانِ بابل یا کوچگردانِ پراکنده و کمجمعیتی که در نزدیکی شهرهایشان حاشیهنشین میشدند و عموماً به چشمِ شهروند (در معنای دارای حقوقی برابر بودن) به آنان نگریسته نمیشد.
▪️ مهمتر از همهی نکتههای یادشده، این است که واژهی ملت در پیوند با ملّیّت و شکلگیریِ تعلق خاطری همگانی است. چنین چیزی در مردمانِ آن دولتشهرها دیده نمیشود و برای همین است که حاکمان کموبیش برابر با کلّ هستیِ یک دولتشهر هستند. پس، دقیق و درست و علمی است که واژهی ملت را برای مردمان دولتشهرهایی چون آشور و بابل و لیدی و... بهکار نبریم و آن را به جای خود، یعنی برای کشورهای شکلگرفته با مرزهای تثبیتشده در دو سدهی اخیر، به کار بریم.
▪️ اما نکتهی ظریفی در اینجا وجود دارد که گذرا از آن یادی میکنم چرا که خود جُستاری درازدامن است. آن، این است که اگر واژهی ملت را برابرِ تعریفهای دانشی برای مردمانی بهکار ببریم که فرهنگی نزدیک به هم دارند و هویت خود را یگانه میبینند و به آن آگاهی دارند و برای زمانی طولانی فرمانرواییِ یگانهای داشتهاند و کموبیش مرزهایشان مشخص بود نمیتوان آن را محدود کرد به اواخر قرن هجدهم و ایدههایی که باعث به انجام رساندنِ انقلابهای آمریکا و فرانسه گردیدند. بلکه ما در ایران با گونهای متفاوت از ملّت شدن روبهرو هستیم که میتوانیم آن را «ملّت تاریخی» بنامیم...
▫️ برای خواندنِ دنبالهی یادداشت، بنگرید به:
https://amordadnews.com/46482/
#یادداشت_تاریخی
#کورش_بزرگ
#ملت_ایران
@IranianLook
امرداد
ایرانیان؛ ملتی تاریخی؟! - امرداد
ملت، در معنای امروزینش، واژهای برساخته و تازه است اما آیا میشود آن را برای مردمانِ ایران در درازای دو و نیم هزارهی اخیر بهکار گرفت؟ میدانیم بهکارگیری واژهی ملّت برای مردمانِ دوران قدیم، از جمله سرزمینها و دولتشهرهای پیش از هخامنشی و در نهایت آنانی…
▫️ بدرود تکاور!
▫️ به یاد سرهنگ علی قمری؛ فرماندهی ایستادگی ۳۴ روزهی خرمشهر
▫️ در سالروز یورشِ ارتشِ قادسیهجویِ بعث به ایران
یادداشت 👇
@IranianLook
▫️ به یاد سرهنگ علی قمری؛ فرماندهی ایستادگی ۳۴ روزهی خرمشهر
▫️ در سالروز یورشِ ارتشِ قادسیهجویِ بعث به ایران
یادداشت 👇
@IranianLook