نگاه ملی
308 subscribers
341 photos
26 videos
51 files
413 links
جایی برای یادداشت‌‌های علیرضا افشاری؛ روزنامه‌نگار، پژوهشگر تاریخ و کنشگر میراثی
@Afshari52
Download Telegram
Forwarded from روزآروز
📣 پسر استاد برجسته ادبیات فارسی در برابر دفتر وزارت‌امورخارجی خودش را سوزاند
👈 یکی از مهم‌ترین پژوهش‌گران زنده زبان فارسی جهان، هرسال باید اقامت‌اش را در مرکز زبان فارسی‌ تمدید کند!

1️⃣ شهاب مایل، پسر جوان نجیب مایل هروی، نسخه‌شناس و پژوهش‌گر برجسته ادبیات فارسی و عرفانی، در برابر دفتر وزارت‌امورخارجی در مشهد، دیروز در اعتراض به وضع اقامت پدرش، خویشتن را به آتش کشیده

▫️چرا؟ چون پدر افغانستانی‌اش پس‌از ۵۰سال زندگی در ایران و تصحیح آثار مهم ادبیات فارسی و عرفانی، هنوز نتوانسته حق اقامت زندگی در ایران به‌دست آورد و هرسال باید کارت اقامت‌اش را تمدید کند.

▫️پارسال وزیرامورخارجی، جوادظریف، در مجلس، قول داده‌بود به مایل‌هروی، اقامت ۱۰ساله داده می‌شود اما بعدتر شهاب، فرزند او، گفت آن‌چه به پدرش داده‌شده‌بود، دفترچه بی‌اعتباری بوده که مثلا برای سفر درمانی به آلمان، سفارت آلمان، آن را نپذیرفته بود.

▫️ شهاب مایل‌هروی، به خبرآنلاین گفته‌ بود اگرچه رئیس‌جمهور و معاون‌اول‌اش قول‌داده‌بودند مشکل بیمه پدرش حل شود اما پس‌از ۴۰سال کار پژوهشی برای او ۱۰سال حق بیمه رد شده و به او یک حقوق ۴۹۰هزارتومانی پرداخت می‌شود.


2️⃣ نجیب مایل هروی، از استادان و پژوهش‌گران برجسته نسخه‌‌خطی‌شناسی، کتاب‌شناسی و تصحیح متن‌های زبان و ادب فارسی، از سال ۱۳۵۰ از هرات به ایران آمده؛ در دانش‌گاه فردوسی مشهد تحصیل کرده و همان‌جا ازدواج کرده.

▫️او، بیش‌از ۱۰۰متن مهم ادب فارسی و عرفانی را تصحیح و منتشر کرده و پنج‌دهه‌است‌که با نهادهای پژوهشی مهمی در کتابخانه مجلس، آستان قدس‌رضوی، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و بنیاد موقوفات محمود افشار هم‌کاری کرده و بارها پژوهش‌ها و آثارش، جایزه برنده شده‌اند.

▫️تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطی، کتاب‌آرایی در تمدن اسلامی و تصحیح شرح فصوص‌الحکم ابن‌عربی و تصحیح شرح مثنوی مولوی و از مهم‌ترین آثار مایل هروی است.

▫️مایل هروی، پس‌از سقوط طالبان در زادگاه‌اش، افغانستان و در زمان نگارش قانون اساسی تازه آن‌ دیار، تلاش فراوانی کرد تا فارسی، زبان رسمی افغانستان شود.

yun.ir/jidylc
@roozArooz_media
VID-20200617-WA0023.mp4
11.3 MB
‏وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار...
نوشتاری قدیمی درباره جشن تیرگان

https://www.asriran.com/001RTX

نظرهای زیر نوشته را هم بخوانید، جالب است!

@IranianLook
رهبر انقلاب: امنیت گزارشگران فساد حفظ شود
🔹آیت‌الله‌خامنه‌ای، رهبرانقلاب – چند روز پیش - در همایش قوه قضاییه گفتند یکی از نکات مهم در زمینه مبارزه با فساد «نظارت ها و گزارش های مردمی» است. باید برای این موضوع زیرساخت‌های حقوقی در قوه قضاییه فراهم شود تا امنیت مادی و معنوی گزارشگر حفظ شود و آمر به‌معروف و ناهی از منکر دلگرم باشد که دستگاه قضایی پشتیبان اوست.

رییسی: گزارشگران فساد مورد حمایت قضایی و حقوقی‌اند
🔹ابراهیم رئیسی،‌ رییس قوه قضاییه، گفت گزارشگران فساد و ناهیان از منکر تحت حمایت حقوقی و قضایی قرار دارند و کسی نباید متعرض آن‌ها شود.

برگرفته از اسکان‌نیوز

@reesjomhoormiras
▫️ بیانیه‌ی حزب مهستان ایران درباره‌ی رویداد شهادتِ آتش‌نشانانِ مردمیِ جنگل‌ها

▪️ متأسفانه بر خلافِ همه‌ی هشدارها و یادآوری‌های دلسوزان، کنشگران، استادان، کارشناسان و سمن‌ها در سال‌های گذشته درباره‌ی لزوم گماردنِ مدیریتی پرتوان و آگاه برای عرصه‌های محیط‌زیستیِ کشور و پشتیبانی تمام‌قدِ دولت و نیز حاکمیّت از وی، اینک در آستانه‌ی تیرگانی دیگر باید سوگ‌وارانه یادِ آرشانِ این زمان را که با دادنِ جانِ گران‌مایه‌ی خویش کوشیدند زیست‌بوم ایران باز بماند در خاطر مامِ میهن ثبت کنیم؛ مختار خندانی، بلال امینی و یاسین کریمی، و پیش از آنها البرز زارعی، و نیز شریف باجور، امید حسین‌زاده، رحمت حکیمی‌نیا و محمد پژوهی.

▪️ حزب مهستان ایران، ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های این عزیزان و نیز فعالان مدنی به‌ویژه محیط‌زیستیِ کشور که در این سال‌ها رویدادهای تلخ بسیاری را از سر گذرانده‌اند، و درخواست درج نام این عزیزان به عنوان شهیدان راه دفاع از میهن و انجامِ پشتیبانی‌‌های مورد نیاز بیمه‌ای و غیره از خانواده‌های ایشان و کنشگرانِ این حوزه، که کمترین اقدام دولت در برابر چنین جان‌فشانی‌هایی می‌تواند باشد، به ریاست محترم جمهور یادآور می‌شود که:

۱) طبق برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی ششم دولت موظف بوده است نسبت به تجهیز یگانی حرفه‌ای و کاربلد برای آتش‌نشانیِ جنگل‌ها، به‌ویژه یگانی هوایی، اقدام نماید؛ که شوربختانه نه تنها هنوز چنین یگانی ساماندهی نشده است که حتی ساده‌ترین ملزوماتِ این کار (از جمله کفش و لباس و دستکشِ ضد حریق و کوله‌پشتی پاشِشی و آتش‌کوب و دمنده و...) نیز در حد نیاز و کفاف اعضای یگان‌های موجودِ غیرتخصصی کنونی فراهم نگردیده است دیگر چه برسد به نیروهای داوطلب مردمی، که آنان تاوانِ این کوتاهی‌ها را با پیشکش کردنِ جان خود داده‌اند؛ موردی که شایسته است ریاست محترم قوه‌ی قضائیه دستور پی‌گرد قاصران و عاملانِ چنین کوتاهی‌های جان‌سِتانی را به قید فوریت صادر نمایند.

۲) از سوی دیگر و باز شوربختانه، با بی‌توجهی‌ها و ارزیابی‌های نادرست سامانِ مدیریتیِ کشور، اکنون سازمان‌ حفاظت از جنگل‌ها یا سازمان‌ حفاظت از محیط‌زیست برای در اختیار گرفتنِ بالگردها در چنین موردهایی، می‌بایست اقدام به نامه‌نگاریِ رسمی بین سازمانی با وزارت دفاع و سایر متولیان کنونی امر و همچنین واریز وجه مربوطه (ساعتی بیست میلیون تومان) نمایند! در حالی که خردمندانه است اقدام به خاموش کردنِ آتشی که زیست‌بوم ارزشمند و غیرقابلِ جایگزین این سرزمین را نابود می‌کند، جزو منافع ملی به‌شمار رود و حسب مورد در شرح وظایف نیروهای مسلح کشور قرار گیرد تا در چنین زمان‌هایی، بدون لحظه‌ای از دست دادنِ زمان و انجامِ کار غیرضرورِ از این جیب به آن جیب کردنِ پولی در درونِ دولت، کنشِ لازم انجام گیرد. اشاره می‌شود در زمان‌هایی چون آخر هفته یا تعطیلی‌ها چنین موانعِ دیوان‌سالارانه‌ای به چه فاجعه‌ای می‌انجامند.

۳) و نیز می‌بایست یادآور شد که با توجه به خشک‌سالی‌های سال‌های اخیر و خطر جدّی و روند نگران‌کننده‌ی افزایشی آتش‌سوزی‌ها، که زیست‌بوم ایران و مراتع و جنگل‌های‌مان را تهدید می‌کند، ضرورت تجهیز سازمان حفاظت از جنگل‌ها به یگان حرفه‌ای و مجهز مستقل و اختصاصی برای اطفای حریق و برخورداری از ناوگان هوایی متناسب و مورد نياز بیش از پیش احساس می‌شود؛ چرا که اصولاً بالگرد، که حرکت بال‌هایش به دمیدن و گُر گرفتنِ بیشتر آتش می‌انجامد، مناسبِ نشاندنِ آتش نیست و می‌بایست هر چه سریع‌تر نسبت به تهیه‌ی هواپیماهای مخصوص آب‌پاش یا کانادایر برای این منظور اقدام شود.

دنباله در 👇
دنباله از 👆

▪️ حال که خوشبختانه دادستانی کل کشور دستور توقف واگذاری آشوراده و منتفی ‌شدن اجرای طرح‌های گردشگری در این ذخیره‌گاه مهم زیست‌کره را صادر کرده و جلوی بخشی از آسیب‌رسانی‌های دولت را گرفته است، امید است رییس‌جمهور محترم نیز کنشی محیط‌زیستی از خود نشان داده و نگذارد مرگِ این عزیزان بی‌ثمر بماند تا نگاه تاریخ به این دولتِ مدعیِ محیط‌زیست، به اقدام‌هایی در چهار سالِ نخستش که تقریباً هیچ کدام از آنها نیز پایدار نماند و به بار ننشست، محدود نشود. در حالی که برخی اظهارنظرها از سوی مقام‌های دولتی در اوج شگفتی حاکی از آن است که از یک سو به آتش کشیده شدن منابع ارزشمند محیط‌زیستی غربِ کشور ــ که از جمله‌ اهمیت وافر تنها یک گونه از درختان بلوط در حوزه‌ی زاگرس نیازمند شرح و بسط بسیار است ــ کم‌اهمیت و فاقد توجیه اقتصادی اطفای حریق عنوان می‌شود، آن هم از سوی عالی‌رتبه‌ترین مقام محیط‌زیستی کشور؛ و همچنین از سوی دیگر به جای آن‌که از حضور مردمی و نهادهای مدنی که عاشقانه و فداکارانه در این عرصه‌ها حضور می‌یابند استقبال شده و از آنها تقدیر گردد، آنان از سوی مقام‌هایی محلی به احساسی عمل کردن متهم می‌شوند که چنین سخنانی تنها می‌تواند اندک سرمایه‌های اجتماعیِ بازمانده را هم نابود کرده و اعتماد میان مردم و دولت و حاکمیت را کم‌رنگ‌تر نماید. آشکار است که همین حضورِ مردمی و پی‌گیریِ رسانه‌ها و وجودِ شبکه‌های اجتماعی است که در این سال‌ها مانعِ نابودیِ کاملِ زیست‌بوم و نیز میراث فرهنگی و دیگر عرصه‌های حیاتی یک ملّت به‌دستِ برخی مسؤولانِ ناآگاه و ناکارآمد و نیز سودجویان شده است؛ حضوری که می‌بایست مورد پشتیبانیِ کاملِ مسؤولانِ وظیفه‌شناس و دلسوز و مردمی باشد.

▪️ در پایان، حزب مهستان ایران در مقامِ حزبی ایرانشهری و متمرکز بر منافع کلان ملی و با نگاهی بلندمدت به ضرورت پاسداری از زیست‌بوم ارزشمند و در معرض آسیب کشور، ضمن ارج نهادن و قدردانی از جان‌فشانیِ تمامی کوشندگان این راه ارزشمند، به احترام درگذشتگان اخیر و جان‌های گران‌بهایی که نثار میهن گردیده است تمام‌قد ایستاده و به شدت و جدیّت مطالبه‌گری در برابر کم‌کاری و کوتاهی تمامی دستگاه‌های مسؤول را اعلام می‌دارد.

▫️ حزب مهستان ایران
▫️ سیزدهم تیرماه ۱۳۹۹

#بیانیه
#زیست‌بوم

@MehestaanParty
فراخوان #پيش_فروش #کتاب_کورش_بزرگ (مجموعه مقاله های همایش کورش بزرگ - ١٣٩٥ خورشيدی) تا آخر تیرماه تمدید شد


كتاب مجموعه مقاله های همایش كورش بزرگ هم اكنون با ٢٥ درصد تخفيف نسبت به قيمت پشت جلد (يكصد و شصت هزار تومان) توسط انجمن فرهنگي افراز در اختيار علاقه مندان قرار داده شده است. علاقه مندان به پيش خريد كتاب لطفا مبلغ ١،٢٠٠،٠٠٠ ريال (يكصد و بيست هزار تومان) را تا آخر تيرماه به شماره حساب انجمن به شماره حساب ٣١٠٨١٠٠١٢٣٦٠٨٤١١ يا شماره كارت ٥٠٢٢٢٩٧٠٠٠٠٠٠٢٨٦ عهده بانك پاسارگاد، شعبه بوستان (پاسداران) به نام انجمن فرهنگی افراز واريز نموده، تصویر فيش واريزی را به همراه مشخصات واريزكننده شامل نام و نام خانوادگی تحويل گيرنده كتاب، نشانی دقيق پستی به همراه كد پستی و شماره تلفن همراه برای بانو عاطفه موسی زاده به شماره ٠٩١٢٦٣٤٩٧٣٤ ارسال نمايند. كتاب ها پس از چاپ به نشانی خريداران فرستاده خواهند شد. هزينه پست (در داخل ايران) در مبلغ پيش فروش كتاب لحاظ شده است.

عكس: طرح روی جلد كتاب

@anjomanafraz
www.anjomanafraz.com
🌐حمایت جمعی از فعالان مدنی از جمعیت امام علی (ع) در قبال بازداشت اعضای این نهاد مردمی
«پاس‌داشتِ فعالیت نیکوکارانه بازداشت نیست.»

جمعی از فعالان مدنی در حمایت از جمعیت امام علی (ع) در قبال بازداشت موسس و دو عضو این نهاد مردمی، در بیانیه‌ای با تاکید بر این که «پاسداشتِ فعالیت نیکوکارانه بازداشت نیست»، خواستار آزادی آنها شده‌اند.

متن کامل این بیانیه را در لینک زیر بخوانید:
➡️ cutt.ly/4o601Co

#آزادی_فعالان_مدنی
#جمعیت_امام_علی
#شارمین_میمندی_نژاد
#مرتضی_کی_منش
#کتایون_افرازه

@imamalisociety
▫️ سخنی درباره‌ی سند همکاری‌های گسترده‌ی ما با چین

▪️ کارشناس سیاسی یا حقوق یا امنیتی نیستم، اما از آن‌چه از سند همکاری‌های ایران و چین منتشر شده است ــ و امیدوارم هر چه زودتر وزارت امور خارجی نسخه‌ی رسمی آن را منتشر نماید تا استادان و نهادهای تخصصیِ مدنی درباره‌ی آن اظهار نظر نمایند ــ این همکاری‌ها همه‌ی حوزه‌های در پیوند با زندگیِ ایرانیان را در بر می‌گیرد و از این رو، شایسته است هر ایرانی به سهمِ خود در این‌باره بیندیشد و پی‌گیر باشد تا مبادا هم‌چون برخی قراردادهایی که در گذشته‌های دور و نزدیک بسته شد ما نیز همانندِ مردم آن‌هنگام مورد سرزنشِ آیندگان قرار گیریم؛ به‌ویژه امروزه که سطح آگاهی و سواد و ارتباطات و رسانه‌ها گسترشی غیر قابلِ مقایسه با آن روزگار یافته‌اند، هیچ عذر و بهانه‌ای پذیرفته نخواهد شد.
▪️ در چنین شرایطی به نظر می‌رسد نظام ایران با وارد کردنِ گسترده‌ی چین به بازار ایران و تلاش برای جذبِ سرمایه‌گذاری‌های کلانِ آن کشور در نظر دارد هم پویایی‌ای به اقتصاد ایران دهد و از نارضایتی‌ها بکاهد و هم آن‌که بر توانش در ایستادگی روی مواضعِ ایدئولوژیکش بیفزاید، به‌ویژه با یاری گرفتنِ دولتِ چین در هم‌آوردی‌هایی که در سازمان‌های جهانی رخ می‌دهد. اما دولت چین چه منافعی می‌تواند در نظر داشته باشد؟ می‌دانیم که بازیِ سیاست در جهان هیچ اخلاقی نیست، آن‌هم به‌ویژه در مورد چین که رفتارهای غیرانسانی‌اش در برابرِ مردمانِ ترکستان، که از قضا هم مسلمان‌اند و هم فرهنگی ایرانی دارند، زبان‌زد است. ایران هم در جرگه‌ی کشورهای هم‌مرامِ چین نیست، هر چند چین در نگاهش به جهان سال‌هاست موضعِ مرامیِ خویش را وانهاده و به موضوع‌ها از زاویه‌ای کاملاً اقتصادی می‌نگرد. پس، تنها سودی که می‌ماند بهره بردنِ اقتصادیِ صرف است...
▪️ این که کسانی صادقانه می‌اندیشند این حضور چین باعث می‌شود اقتصاد ایران تحرکی بیابد و از میزان عقب افتادنِ ایران در حوزه‌های فناوری، که با تحریم‌های اخیر بر آن افزوده شده، کاسته شود به نظر درست نمی‌آید چرا که: اگر قرار بر حفط سیاست‌های منطقه‌ای و ادامه دادنِ تعارض‌مان با بزرگ‌ترین اقتصادِ جهان باشد بخشِ بزرگی از سرمایه‌ی جذب‌شده صرف همین هدف‌ها خواهد شد و هم‌چون بخش بزرگی از دوره‌ی طلاییِ درآمدهای نفتی در زمانِ احمدی‌نژاد به اقتصادِ ما تزریق نمی‌‌شود؛ دو دیگر، از آن‌جا که ساختار مدیریتی ما به شدّت آلوده به ویژه‌خواری و رانت و نیز فساد است تزریق بودجه‌‌ای به آن نمی‌تواند به بهبود بینجامد و فقط اندکی بر عمر آن می‌افزاید، اما از سوی دیگر بسیار بر فساد و پیامدهای بنیان‌برافکنش خواهد افزود؛ و در نهایت آن‌که این تجربه را از چین، در طرح‌هایی که پیش از این در کشورمان به‌دست گرفت، داریم که کارگران‌اش را با خود خواهد آورد و اصولاً نگاه چین اشتغال‌زایی برای انبوهِ مردمانِ خودش است و در نتیجه حضورِ آن کشور در بالا بردنِ اشتغال و کم کردنِ بیکاری در ایران تأثیر چندانی نخواهد گذارد، جز آن‌که تعارض‌های فرهنگی پیش‌بینی‌نشده‌ای را پیش آورد...
▪️ تصویری قابلِ پیش‌بینی که می‌توان از آینده‌ی این روابط داشت به نظرم چنین است که در همه‌ی حوزه‌ها چینی‌ها حضور دارند و استانداردهای خود را پیاده‌سازی و در نتیجه ما را به خودشان وابسته‌تر کرده‌اند و اگر در حوزه‌ای هم کسی نقدی به کارِ آنان داشت دیگران و حاکمان به او می‌گویند سخنی نگوید چرا که دست‌مان در ده‌ها جای دیگر به حنای چین آغشته است، هر چند برکناریِ سخنگوی وزارت بهداشت نشان می‌دهد که خود چینی‌ها هم رأساً اقدام خواهند کرد تا هیچ صدای مخالفی برنخیزد. کوتاه آن که، داریم کاری را انجام می‌دهیم که در نهایت گشایشیِ واقعی برای‌مان نخواهد داشت اما هم‌چون مردمان روستایی در آن قصه‌ از شادروان ساعدی می‌شویم که شکارچیانی را به قصد دور کردنِ گرازها از مرزها و زمین‌های‌شان به درون روستا و خانه‌های‌شان آوردند؛ شکارچیانی که حضورشان ده‌ها پله از یورش‌های گه‌گاهِ گرازها آسیب‌زننده‌تر و پایدارتر بود.

▫️ متن کاملِ یادداشت را در پیوندِ‌ زیر بخوانید:
yun.ir/1ozc81

#یادداشت_سیاسی
#سند_همکاری
#چین

@IranianLook
Forwarded from بیان‌نامه‌های پویش ایران‌بانان
بیانیه‌ای مردمی درباره‌ی سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین؛ سند را به همه‌پرسی بگذارید

به نام خداوند جان و‌ خرد

پیرو انتشار اخبار و مستنداتی در رابطه با آماده‌سازی سندی تحت عنوان «برنامه همکاری‌های جامع فیمابین جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران» و با توجه به گمانه‌زنی‌های بسیار و حساسیت به‌جا و درستِ ایران‌دوستان در این رابطه، ما امضاکنندگان این بیانیه نخست توجه افکار عمومی، به‌عنوان صاحبان اصلی کشور، و سپس توجه دستگاه دیپلماسی کشور و شخص وزیر امورخارجه، به‌عنوان متولی اصلی تنظیم این سند، را به موردهای مهم زیر جلب می‌کنیم:
https://fa.petitions.net/278306

این بیا‌ن‌نامه برای گردآوری امضای منتقدان سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین بر روی تارنمای petitions.net قرار گرفت. با ثبت نام و رایانامه‌ (ایمیل) تان به این جمع بپیوندید.

@iran_banan_camp
▫️ سخنی درباره‌ی تاراج آثار باستانی ایران
▫️ با نگاهی به گزارش‌های رشید کیخسروی از زیویه

▪️ وضعیت بسیار نامساعد اقتصادی از سویی و مدیریت نشدن امور به‌دست مسؤولان از سوی دیگر، هم‌چنان که خواندیم و شنیدیم که سبب افزایش دزدی‌های بارِ نخست در شهرها شده، به گسترش کاوش‌های غیرقانونی برای سکه و اشیای باستانی انجامیده است؛ شرایطی که اگر خودِ مردمان هر محلِ باستانی به پایش و نگاه‌بانی محوطه‌ها و تپه‌های تاریخی‌شان نپردازند نمی‌توان تصویر خوبی را از وضعیت میراث فرهنگی‌مان برای آیندگان و بازنگری تاریخ این سرزمین تصور کرد.

▪️ در این روزها که بیماری کرونا فرصتِ جُستنِ در نوشته‌های قدیمی را برایم فراهم کرده به نوشته‌ای برخوردم که برای آغاز کتاب «دوران بی‌خبری؛ سومین گزارش درباره‌ی تاراج آثار باستانی ایران» (انتشارات آرتامیس ـ 1387)، نوشته‌ی شادروان رشید کیخسروی، نوشته بودم؛ «سخن ویراستار»ی که به دلایلی از کتاب برداشته شد و به چاپ نرسید.

▪️ آرش کیخسروی، فرزند آن شادروان، را از هنگام تحصیل در رشته‌ی متالورژی (مواد) دانشگاه آزاد کرج می‌شناختم؛ رشته‌ای که او رهایش کرد و به سوی حقوق رفت و من هم به سختی و کُندی (!) به پایانش رساندم و تنها دست‌آوردِ آن برای من ورودم به مجله‌ی «اخبار متالورژی و مواد» بود که از راه سردبیری آن ــ و به میانجی نمایشگاه مطبوعاتِ سال 1377 ــ پای به جهانِ روزنامه‌نگاری گذاردم... اما آرش، وکیل خوشنامی شده است که به‌ویژه در جریان اعتراض به نظارت استصوابی و نیز قرارداد دریای مازندران به همراه دکتر قاسم شعله‌سعدی پایش به زندان و دادگاه کشید و به سرخط خبرها آمد (حدود دو سال پیش در همین گرمای امردادی).

▪️ آرش که از هم‌وندانِ حزبِ پان‌ایرانیست بود در همان روزهای دانشگاه در اوایل دهه‌ی هفتاد مرا با آن حزب و رهبرش، شادروان سرور محسن پزشک‌پور، آشنا نمود؛ آشنا شدن با بزرگانِ حزب‌های ملی که بعدها در اواخر همان دهه (1378ـ1377) بر دستِ روزبه فراهانی‌پور، سردبیر مجله‌ی وهومن که به خاطرِ مجله‌اش با او آشنا شده بودم، با آشنا کردنِ من با بزرگانِ جبهه‌ی ملی ایران و سپس حزب ملت ایران و نیز دکتر هوشنگ طالع (از جداشدگان و پژوهشگرانِ جریانِ پان‌ایرانیسم) تکمیل شد. این آشنایی‌ها صدالبته بر کامل شدن فکر و اندیشه‌ی ملی در من بسیار مؤثر بوده‌اند؛ اندیشه‌ای که نقطه‌ی آغازش را در آرمان‌های پدرم برای سازندگیِ ایران و ارادت‌مندیِ او به دوگانه‌ی ظاهراً ناهم‌خوانِ رضاشاه ـ مصدق و نیز میرزاده عشقی و به‌ویژه نادرشاه می‌بینم که او نیز کم‌وبیش آنها را از پدرِ زنجانی و ترک‌زبانِ خود، که قزاقِ رضاشاهی بود و در دستگیری شیخ خزعل حضور داشت و مسؤولیت اداره‌ی معدنِ زغال‌سنگِ شمشک، در شمال تهران، به او سپرده شد و همسری هم از دختران جسور همان منطقه برای خویش برگزید، به ارث برده است...

▪️ بگذریم، از موضوع خارج شدم. مجموعه‌کتاب‌های دوران بی‌خبری یا غارت آثار فرهنگی ایرانیان کتاب‌های مهمی است که به‌ویژه نشان می‌دهد که تاریخ فرهنگیِ این سامان تنها به دستِ متخصصان نوشته نشده است و در آن می‌توان سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری را دید که کسانی گمنام و تنها از روی مهر به این آب و خاکِ ورجاوند برایش کشیده‌اند و چه خونِ دل‌ها که نخورده‌اند تا ایران ایران بماند. چون در نوشته‌ام به مرحوم کیخسروی ــ ‌که استاد محمدعلی سجادیه او را «عقاب زیویه» نام نهاده و شادروان نوربخش رحیم‌زاده، از پیش‌کسوتان پان‌ایرانیست، می‌گفت که این لقب برای آن قهرمان کم است او را «عقاب فلات ایران» بنامیم ــ و گزارش‌اش پرداخته‌ام این‌جا بیش از این نمی‌نویسم جز آن که یادآور شوم که سومین گزارش آن شادروان، همین کتابی که ویرایش‌اش را من بر دوش داشتم، سال‌ها پس از مرگ او منتشر شد و قرار بود که از دست‌نوشته‌های او دفترهای چهارم و پنجمِ این کوشش‌ها هم منتشر شود که هنوز، با گرفتاری‌هایی که آرش دارد و امیدوارم هر چه زودتر به این مهم نیز بپردازد، بختِ انتشار را نداشته‌اند.

▪️ گفت‌وگویی با مدیر انتشارات آرتامیس، بانو ویدا دهقانیان که خود از آذریانِ میهن‌پرست است، داشتم که یادآور شد این کتاب به چاپِ دوم رسیده و افزود که گزارش‌های نخست و دومِ کیخسروی را هم دوباره به دستِ چاپ رسانده است. امید است مشتاقانِ میراث فرهنگی کشور از خواندنِ آنها غافل نشوند.

▫️ متنِ چاپ‌نشده‌ی «سخن ویراستار» بر کتابِ «دوران بی‌خبری؛ سومین گزارش درباره‌ی تاراج آثار باستانی ایران»، حاصل تلاش‌های شادروان رشید کیخسروی، را در دنباله بخوانید:
https://yun.ir/51z8cb

#یادداشت_تاریخی
#میراث_فرهنگی
#کیخسروی

@IranianLook
نگاه ملی
▫️ سخنی درباره‌ی تاراج آثار باستانی ایران ▫️ با نگاهی به گزارش‌های رشید کیخسروی از زیویه ▪️ وضعیت بسیار نامساعد اقتصادی از سویی و مدیریت نشدن امور به‌دست مسؤولان از سوی دیگر، هم‌چنان که خواندیم و شنیدیم که سبب افزایش دزدی‌های بارِ نخست در شهرها شده، به گسترش…
دوست دارم همین‌جا، به جهتِ آگاهی دوستانِ تاریخ پژوه، از شادروان رحیم‌زاده که در نخستین نشست‌های ماهانه‌ی انجمن‌مان افراز، در سال 1381، در آن سخنرانی‌ای هم داشت این نکته را در این روزهای امردادی و نزدیک شدن به 28 ام امردادماه یاد کنم که وی و یارانِ پان‌ایرانیست‌اش سه روز اداره‌ی شهر کوچک رامهرمز را پس از سقوط دولت ملی به‌دست داشتند و آن را تحویل دولتِ کودتا ندادند که این موضوع نشانه‌ی بارزی است از هم‌سوییِ همه‌ی نیروهای ملی در دفاع از دولتِ دکتر مصدق و بر خلافِ آنچه امروزه درباره‌ی جدایی پان‌ایرانیست‌ها از آن جنبشِ بزرگ گفته می‌شود. درستی یا نادرستی کودتا و درستی یا نادرستیِ پیوستنِ حزبِ یادشده به نظام پادشاهیِ وقت در اوایل دهه‌ی چهل موضوع دیگری است.

#نکته_تاریخی
#مصدق
#پان‌ایرانیست

@IranianLook
▫️ هخامنشیان؛ امپراتوری یا شاهنشاهی؟

▫️ در شماره‌ی تازه‌ی دوهفته‌نامه‌ی امرداد (شماره‌ی 427) که سیزدهم امردادماه پخش شد، در رویه‌ی تاریخ و باستان‌شناسی (6)، پاره‌ای از سخن آغازینم بر کتاب در دستِ انتشارِ «کورش بزرگ» (مجموعه‌مقاله‌های همایش کورش بزرگ ـ انجمن افراز، 1395؛ انتشارات شورآفرین) چاپ شد. ضمنِ پیشنهاد به دوستداران تاریخ که همراه شدن با بی‌مرگی و خواندنِ امرداد را، آن‌هم در امردادماه (!)، فراموش نکنند ــ به‌ویژه آن‌که در آن گفت‌وگوهایی با چهره‌های ملی (استادان هرمیداس‌باوند، مجتهدزاده و دادخواه) درباره‌ی سند همکاریِ ایران و چین انجام شده است ــ نسخه‌ی کامل‌ترِ این بخش از نوشته‌ام را در «نگاه ملی» می‌گذارم:

▪️ ... گفتنی است در هنگامِ ویرایش مقاله‌ها نکته‌هایی نظرم را جلب کرد و به پشتوانه‌ی آموخته‌هایم نزد استادان برجسته‌ای که پای سخن‌شان در انجمن افراز نشستم یا نوشته‌های‌شان را خواندم، پانوشت‌هایی را دادم. اما هنگامی که دیدم مقدار این پانوشت‌ها ممکن است زیاد شود و برخی نادرستی‌ها برجسته و پُربسامد بودند، برخی توضیح‌هایم را یکی کرده و به همین متن (سخنِ آغازین) افزودم، که در دنباله آورده‌ام. امید که جمع‌بندیِ اندوخته‌های بینشی‌ام ــ و نه الزاماً دانشی، که همه‌ی نویسندگانِ بزرگوار در این زمینه سمتِ استادی بر من دارند ــ به کار دوستان پژوهشگر و خوانندگان کتاب بیاید. اگر خرده‌ای هم بر این پیش‌گفتار و نیز بر پانوشت‌های کتاب یا شیوه‌ی ویراستاریِ آن یا دیگر زمینه‌های در پیوند با کتاب باشد نیز خوشحال می‌شوم به من بازخورد داده شود...

▫️ امپراتوری ـ شاهنشاهی
▪️ مهم‌ترین موضوع مورد مناقشه و قابل نقد که در بیشترِ مقاله‌ها وجود داشت و من به سببِ همین همگانی بودن در آنها دست نبردم به‌کارگیریِ واژه‌ی «امپراتوری» برای توصیفِ شیوه‌ی حکم‌رانیِ هخامنشیان است.
همان‌گونه که می‌دانیم واژه‌ی امپراتور لقبی است که در آغاز به سرداران برجسته‌ی رومی داده می‌شد؛ یعنی، برای جایگاه فرماندهی ارتش. واژه‌اش نیز لاتینی و به معنای «فرمان دادن» است. در روم چون همان فرماندهان ارتش حکومت و فرمان‌روایی را در دست می‌گرفتند این واژه به شیوه‌ی حکم‌رانیِ آنان نیز گسترش و بسط یافت. اما آن شیوه‌ی فرمان‌روایی چند ویژگیِ بارز داشت که با نمونه‌ی ایران هم‌خوانی ندارد. نخست آن‌که از حیث قلمرو و جمعیت در بر گیرنده‌ی مردمانی با فرهنگ‌هایی متفاوت بود و دوم آن‌که پایه‌ی اصلی‌اش چیرگی فرهنگی و سیاسی قومیتی خاص (در این مورد رُم و فرهنگ رومی) بر دیگر مردمان حوزه‌ی امپراتوری بود. این رابطه‌ی غالب و مغلوبی چنان آشکار بود که همه‌ی مردمانِ زیر سلطه‌ی امپراتور شهروندِ آن امپراتوری به‌شمار نمی‌رفتند بلکه می‌بایست فرهنگِ رومی را یاد بگیرند و مبادیِ آداب مرکز شوند تا سپس به جرگه‌ی شهروندانِ روم درآیند و در سلسله‌مراتب جایگاهی یابند. در چنین زمینه‌ای است که غارتگریِ منابع سرزمین‌ها (به نفعِ مرکز) ــ حتا در سرزمین‌های تحتِ سلطه و نه الزاماً سرزمین‌های دشمنان! ــ و برده‌داری پذیرفته می‌شوند و از این روست که وحدت امپراتوری بیش‌تر از طریق اعمال زور حاصل می‌شود نه از راه رضایتِ خاطر اقوام گوناگون. برای همین در تاریخ روم شاهد قیام‌های بسیار سرزمین‌های زیرِ سلطه‌ی امپراتوری و کشتارهای مردمان هستیم...

▫️ دنباله‌ی نوشتار را در پیوند زیر بخوانید:
https://yun.ir/c3tce5

#یادداشت_تاریخی
#کورش_بزرگ

@IranianLook
بازنشر یادداشتم در تارنمای خبری انتخاب 👇
نگاهی به گزارش‌های رشید کیخسروی از زیویه؛
سخنی درباره «تاراج آثار باستانی ایران»

علیرضا افشاری
کنشگر میراث فرهنگی، روزنامه‌نگار و ویراستار سومین جلد از کتاب دوران بی‌خبری

... ایران‌دوستانی که ماجرای سیوند را پی‌گیر بودند حتماً با این سخن شادروان کیخسروی هم‌راه هستند که: «متأسفانه سازمان میراث فرهنگی کشور طی این بیست و اندی سال گذشته نتوانسته یا نخواسته و یا عوامل نفوذی نگذاشته‌اند کاری به نفع آثار باستانی انجام داده و قدمی هرچند کوچک و ناچیز در جهت حفظ مصالح ملت بردارند، بلکه برعکس تمام اقدام‌ها و برنامه‌ریزی‌های آن به زیان جامعه و آثار باستانی است و اگر وضع به همین منوال ادامه یابد، چند سال بعد نام و نشانی از میراث‌های فرهنگی باقی نخواهد ماند و داغی بر قلب ملت ایران نقش خواهد بست که تا ابدیت پاک نخواهد شد» (ص. ۷۱)...

... با خواندن دردنامه‌های کیخسروی درباره غارت آثار ذی‌قیمت زیویه توسط غارتگران داخلی و خارجی، هم‌چون استاد ایرج وامقی، این پرسش برای‌مان پیش می‌آید که «راستی ماجرای این گنجینه، ماجرایی استثنایی در تاریخ باستان‌شناسی و حفریات تجارتی آثار کهن‌سال این ملت است؟ اگر کیخسروی سی سال برای اثبات این نکته که «کشف تصادفی» در کار نبوده و «عتیقه‌شناس مشهور ایرانی و بازرگان عتیقه» یعنی آقای ایوب ربّنو به دست‌یاری ... این آثار را پیدا کرده، به یغما برده و اکنون به ریش ما می‌خندد رنج نبرده بود، آیا اکنون معلومات ما همان نبود که از نوشته‌های آقایان گدار و گریشمن و واندنبرگ و... داشتیم، و روستاییان زیویه را عامل این تبه‌کاری و به غارت بردن آثار فرهنگی این مرز و بوم نمی‌شناختیم؟ آیا ده‌ها و صد‌ها ماجرای دیگر در تاریخ باستان‌شناسی ایران نظیر زیویه وجود ندارد که در آن‌جا کیخسروی دیگری پیدا نشده که زندگی‌اش را صرف تبرئه هم‌ولایتی‌های دهن‌آلوده و یوسف‌ندریده خود کند؟»

شاید کسب چنین آگاهی‌ای همواره هشداری برای ما باشد تا کودک‌وارانه خامِ خبر‌هایی که می‌شنویم، نشویم. برای مثال، آن‌گاه به‌راحتی نخواهیم پذیرفت که منطقه باستانی جیرفت را مردمان بومی غارت کردند و اشیا را هم به سرعت به بیگانگان فروختند (!)، آن‌هم ۶۰۰۰۰۰ شیء تاریخی! البته این پذیرفتنی است در هنگامی که هیچ‌گونه آموزشی درباره اهمیت ملی یادگار‌های فرهنگی داده نمی‌شود کسانی از خود ما دست به چنین عمل ننگینی بزنند و شرف و حیثیت ملی‌مان را بفروشند، اما این کار در حدی گسترده نیست و من بر این باورم که با اندک آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های همگانی و گنجاندن مفادی در این باره در کتاب‌های درسی و در عین حال توجه به اهمیت درس تاریخ و ارائه آن به دور از نگاه‌های یک‌سونگرانه به آسانی می‌توان سم‌پاشی‌های چند سده‌ای ایران‌ستیزان را پاک کرد. شادروان کیخسروی به بخشی از این ضدفرهنگ‌سازی‌های بیگانگان در بخش نخست همین دفتر اشاره کرده‌اند...

متن کامل 👇

https://www.entekhab.ir/fa/news/566239/سخنی-درباره-تاراج-آثار-باستانی-ایران

@reesjomhoormiras
رای صادر شد؛ برائت

در بیست‌ونهم تیرماه [1399] «شعبه‌ی 116 دادگاه کیفری دو مجتمع شهید بهشتی شهر ارومیه» تصمیم نهایی را درباره‌ی شکایت «اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی»، و آقای ابراهیم شقاقی، مدیرکل حقوقی وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی، از من [علیرضا افشاری] به اتهام انتشار اکاذیب اینترنتی گرفت و همان‌طور که در تصویر رایِ داده‌شده می‌بینید ضمن ردّ کیفرخواست صادره حکم به برائت این‌جانب صادر نمود.

@reesjomhoormiras
رای صادر شد؛ برائت

در بیست‌ونهم تیرماه [1399] «شعبه‌ی 116 دادگاه کیفری دو مجتمع شهید بهشتی شهر ارومیه» تصمیم نهایی را درباره‌ی شکایت «اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی»، و آقای ابراهیم شقاقی، مدیرکل حقوقی وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی، از من به اتهام انتشار اکاذیب اینترنتی گرفت و همان‌طور که در تصویر رایِ داده‌شده می‌بینید ضمن ردّ کیفرخواست صادره حکم به برائت این‌جانب صادر نمود.

ضمن سپاسگزاری از همه‌ی دوستانی که در این مدت پیگیر وضعیت من بودند، به‌ویژه یارانِ عزیزی که در حدّ توان خود پی‌گیری‌هایی را برای حلّ این معضل داشتند دوست ‌دارم در پایانِ این روندِ حدوداً یک‌ونیم ساله (تاریخ تنظیم ابلاغِ اولیه‌ی این شکایت سیزدهم اسفندماه 1397 است) دو نکته‌ را به مدیران وزارتخانه یادآوری کنم:

ـ همان‌طور که در متنِ دادنامه دیده می‌شود نه تنها هیچ کوتاه آمدنی از سوی شاکیان، بر خلافِ قول‌های شفاهی که برای حل پرونده و پس گرفتنِ شکایت به برخی دوستانِ پی‌گیرِ وضعیت من می‌دادند، دیده نمی‌شود بلکه آنان نسبت به قرار منع تعقیبِ صادره از سوی «بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» نسبت به دیگر متهم در این پرونده اعتراض گذاشتند که نشان‌دهنده‌ی دنبال شدنِ روندِ آشکارا نادرستِ برخورد با رسانه‌ها و کنشگران است و گویا با وجودِ توضیح‌های مکفیِ داده‌شده به این عزیزان گوشِ شنوایی در آن وزارتخانه نسبت به چنین اموری دیده نمی‌شود.

ـ همان‌طور که در لایحه‌ی تقدیمی‌ام به «بازپرس محترم شعبه‌ی هشتم دادسرای ناحیه‌ی 31 تهران» اشاره داشتم کنشگران و سمن‌های فعالِ هر حوزه در همه‌ی دنیا مورد احترام هستند چرا که بدون هزینه و بودجه و نفعِ شخصی چشمانِ مراقب و در واقع یاورانِ بهبود در حوزه‌های خودشان به‌شمار می‌روند که می‌بایست مورد تشویق قرار گیرند چرا که به‌گونه‌ای خودجوش تصویرِ آن حوزه و به‌ویژه نهاد متولی‌اش را از بیرون رصد کرده و مدیرانِ حتا نه‌چندان باهوش به یاریِ آنان این تصویر را بهبود داده و از خاستگاهِ مردمیِ آن کنشگران و سمن‌ها برای بهبودِ جایگاه و اعتبار مردمی‌شان بهره می‌برند؛ موضوعی که درباره‌ی رسانه‌های مستقل نیز صدق می‌کند، و دولت محترم نیز همواره بر روی آن تأکید داشته است. اگر مدیرانِ محترمِ وزارتخانه‌ی میراث فرهنگی چنین وضعیتِ آشکاری را نمی‌بینند به معنیِ آن نیست که دیگران، هم‌چون قاضیانِ قوه‌ی محترمِ قضاییه، هم نبینند و هم‌چون آنان به‌سانِ مدیران عصر قجری بکوشند با شکایت و برخورد صورت‌مسأله را پاک کنند، جدا از آن که چنین کارهایی به اعتبارِ وزارتخانه و در نهایت دولت آسیب بزند.
به گمانم آنچه شرط بلاغ بود گفته شد.

به امید آن که وضعیت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی‌مان و نیز نهاد متولیِ دولتی این امور شایسته‌ی ملّتِ کهن‌سال و بزرگ‌مان شود.

علیرضا افشاری
بیست‌وششم امردادماه 1399 خورشیدی

@reesjomhoormiras
Forwarded from میراث‌ باشی
🔺رای برائت علیرضا افشاری فعال میراث فرهنگی و ادمین کانال دیده‌بان میراث‌فرهنگی ایران صادر شد

🔸علیرضا افشاری متولد سال ۱۳۵۳ فعالیت‌های مدنی خود را با تاسیس شورای ورزشی مهر شهر در سال ۷۵ و تاسیس انجمن فرهنگی افراز در سال ۸۰ آغاز کرد.
🔸او بنیان‌گذار و نخستین دبیر شبکه سمن‌های میراث فرهنگی استان تهران است.
🔸افشاری دانش‌آموخته کارشناسی ارشد تاریخ است و دیده‌بان میراث‌فرهنگی یکی از معدود کانال‌های پربازدید و پر مخاطب حوزه میراث‌فرهنگی است که رویکردی انتقادی دارد.
🔸چندی پیش مدیر کل میراث فرهنگی آذربایجان غربی از او به دلیل بازنشر مطلب یکی از پایگاه‌های خبری شکایت کرده بود که حکم برائت وی صادر شد.

🔸افشاری در یادداشتی در این باره توضیح داده است:

در بیست‌ونهم تیرماه [1399] «شعبه‌ی 116 دادگاه کیفری دو مجتمع شهید بهشتی شهر ارومیه» تصمیم نهایی را درباره‌ی شکایت «اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان آذربایجان غربی»، و آقای ابراهیم شقاقی، مدیرکل حقوقی وزارت‌خانه‌ی میراث فرهنگی، از من به اتهام انتشار اکاذیب اینترنتی گرفت و همان‌طور که در تصویر رایِ داده‌شده می‌بینید ضمن ردّ کیفرخواست صادره حکم به برائت این‌جانب صادر نمود.

ضمن سپاسگزاری از همه‌ی دوستانی که در این مدت پیگیر وضعیت من بودند، به‌ویژه یارانِ عزیزی که در حدّ توان خود پی‌گیری‌هایی را برای حلّ این معضل داشتند دوست ‌دارم در پایانِ این روندِ حدوداً یک‌ونیم ساله (تاریخ تنظیم ابلاغِ اولیه‌ی این شکایت سیزدهم اسفندماه 1397 است) دو نکته‌ را به مدیران وزارتخانه یادآوری کنم:

ـ همان‌طور که در متنِ دادنامه دیده می‌شود نه تنها هیچ کوتاه آمدنی از سوی شاکیان، بر خلافِ قول‌های شفاهی که برای حل پرونده و پس گرفتنِ شکایت به برخی دوستانِ پی‌گیرِ وضعیت من می‌دادند، دیده نمی‌شود بلکه آنان نسبت به قرار منع تعقیبِ صادره از سوی «بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه» نسبت به دیگر متهم در این پرونده اعتراض گذاشتند که نشان‌دهنده‌ی دنبال شدنِ روندِ آشکارا نادرستِ برخورد با رسانه‌ها و کنشگران است و گویا با وجودِ توضیح‌های مکفیِ داده‌شده به این عزیزان گوشِ شنوایی در آن وزارتخانه نسبت به چنین اموری دیده نمی‌شود.

ـ همان‌طور که در لایحه‌ی تقدیمی‌ام به «بازپرس محترم شعبه‌ی هشتم دادسرای ناحیه‌ی 31 تهران» اشاره داشتم کنشگران و سمن‌های فعالِ هر حوزه در همه‌ی دنیا مورد احترام هستند چرا که بدون هزینه و بودجه و نفعِ شخصی چشمانِ مراقب و در واقع یاورانِ بهبود در حوزه‌های خودشان به‌شمار می‌روند که می‌بایست مورد تشویق قرار گیرند چرا که به‌گونه‌ای خودجوش تصویرِ آن حوزه و به‌ویژه نهاد متولی‌اش را از بیرون رصد کرده و مدیرانِ حتا نه‌چندان باهوش به یاریِ آنان این تصویر را بهبود داده و از خاستگاهِ مردمیِ آن کنشگران و سمن‌ها برای بهبودِ جایگاه و اعتبار مردمی‌شان بهره می‌برند؛ موضوعی که درباره‌ی رسانه‌های مستقل نیز صدق می‌کند، و دولت محترم نیز همواره بر روی آن تأکید داشته است. اگر مدیرانِ محترمِ وزارتخانه‌ی میراث فرهنگی چنین وضعیتِ آشکاری را نمی‌بینند به معنیِ آن نیست که دیگران، هم‌چون قاضیانِ قوه‌ی محترمِ قضاییه، هم نبینند و هم‌چون آنان به‌سانِ مدیران عصر قجری بکوشند با شکایت و برخورد صورت‌مسأله را پاک کنند، جدا از آن که چنین کارهایی به اعتبارِ وزارتخانه و در نهایت دولت آسیب بزند.
به گمانم آنچه شرط بلاغ بود گفته شد.

به امید آن که وضعیت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی‌مان و نیز نهاد متولیِ دولتی این امور شایسته‌ی ملّتِ کهن‌سال و بزرگ‌مان شود.

علیرضا افشاری
بیست‌وششم امردادماه 1399 خورشیدی

https://plink.ir/qcFAs
instagram.com/miras_bashi
@mirasbashi
▪️ سالِ گذشته در چنین روزی همایشی را به بهانه‌ی سال‌روزِ رویداد بیست‌وهشتم امردادماه سال 1332، با عنوانِ «۲۸ امرداد: واکاوی یک رویداد تاریخ‌ساز» و در تالار فردوسیِ «خانه‌ی اندیشمندانِ علوم انسانی»، برگزار کردیم و به روالِ نشست‌های «کارگروه اندیشه‌ی انجمنِ زروان»، با دعوت از دو سوی بحث. سخنرانان به ترتیب: فریدون مجلسی (دیپلمات پیشین و مترجم آثاری تاریخی)؛ دکتر داوود هرمیداس‌باوند (دیپلمات پیشین و استاد روابط بین‌الملل)؛ امیر طیرانی (کنشگر سیاسی و پژوهشگر تاریخ معاصر)؛ دکتر شروین وکیلی (جامعه‌شناس و دبیر گروه جامعه‌شناسیِ تاریخی انجمن جامعه‌شناسی ایران ـ که این‌بار بر خلافِ سنتِ نشست‌های‌مان، به خواستِ جناب زیباکلام، آخرین سخنرانِ نشست نبود و جمع‌بندیِ جامعه‌شناسانه‌اش از موضوع را زودتر ارائه داد، با عنوان «چگونه و با چه چارچوب نظری‌ای می‌توان به رویدادهای تاریخی هویت‌ساز مانند ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ نگریست؟») و دکتر صادق زیباکلام (استاد علوم سیاسی).
آن‌چه در پی آورده‌ام سخنانِ مجری ــ دوست گرامی‌ام، آتوسا فروتن ــ در آغازِ همایش است و نیز پوشه‌های شنیداری آن همایش.

#همایش
#مصدق
#محمدرضاشاه

@IranianLook